کنشگران حقوق بشر ایران Iranian Human Rights Activist
2.58K subscribers
24.9K photos
22.8K videos
1.49K files
24.2K links
Contact Admin: @Koneshgaran12
Download Telegram
اخباروگزارش های کارگری 12 بهمن ماه 1403
- تجمع اعتراضی جمعی ازاهالی روستای شمشیرپاوه نسبت به تخریب طبیعت و کوهستان شاهو در جاده
- بی خبری چندروزه ازیک بازنشسته کنشگردرتهران
- شکنجه سفید
یادتان هست آقای خمینی گفت ما شما را به مقام انسانیت می‌رسانیم مدیونید که باور نکنید رسانده !؟
من به مقام انسانیت رسیدنم را در بازداشتگاه انفرادی وزارت اطلاعات شیراز موسوم به پلاک ۱۰۰ دیدم !
- بلاتکلیفی شغلی ومعیشتی 300 کارگر کارخانه ذوب آهن فولاد خزر گیلان
- بازداشت مجدد ارغوان فلاحی و بی‌خبری از وضعیت وی
شکنجه سفید
یادتان هست آقای خمینی گفت ما شما را به مقام انسانیت می‌رسانیم مدیونید که باور نکنید رسانده !؟
من به مقام انسانیت رسیدنم را در بازداشتگاه انفرادی وزارت اطلاعات شیراز موسوم به پلاک ۱۰۰ دیدم !
شکنجه سفید
اصغر امیرزادگان معلم کنشگرفارس
یادتان هست آقای خمینی گفت ما شما را به مقام انسانیت می‌رسانیم مدیونید که باور نکنید رسانده !؟
من به مقام انسانیت رسیدنم را در بازداشتگاه انفرادی وزارت اطلاعات شیراز موسوم به پلاک ۱۰۰ دیدم !
با خواندن این خاطره شما هم می‌فهمید چقدر به مقام انسانیت رسیدید ولی از درکش عاجز بودید!
حدود ۱۷ روزی از بازداشتم می‌گذشت درب سلول باز شد. مامورچشم‌بند را به طرفم دراز کرد. اتومات می‌فهمیدم که باید چشم بند بزنم و روانه اتاق بازجویی شوم. بعد از چند دقیقه راهپیمایی گفت : بهت احترام گذاشتیم و اجازه دادیم دخترت بیاد ملاقاتی. وارد اتاق کابین تلفن شدم دخترم اون وضع و قیافه من رو که دیده بود گریه امانش نمی‌داد.
توی اتاق کابین تلفن، اجازه داری چشم بند رو برداری صورت سرخ شده دخترم و گریه بی‌امانش موجیم کرد مثل دیوانه ها تک تک گوشی ها رو بر می‌داشتم وصل نبود تا اینکه اجازه دادند همانجا در  اتاق نگهبانی حضوری ببینمش.
تذکر پشت تذکر که ما لطف بهت کردیم و نباید یک کلمه ترکی صحبت کنی فقط فارسی!
گونه های سرخ شده دخترم و گریه بی‌ امانش از درون مرا داغون کرده بود ولی خودم را کنترل کردم تا دخترم گریه‌ام را نبیند( یادتون هست زمانی که صدام حسین رو از دخمه ها کشیدن بیرون ،!؟ قشنگ میتونید قیافه من را در آن زمان تجسم کنید) ،سر دخترم را درآغوش کشیدم.
بابا جونم چرا ترسیدی ؟چرا گریه می کنی؟تو باید دست به آسمان شاکر خمینی باشی که ما را به مقام انسانیت رسانده! مهسا فقط التماس می‌کرد بابا دست از حق‌طلبی بردار هیچی نمیخوایم من و برادرم قول میدیم هیچ توقعی ازت نداشته باشیم ! من و دخترم را از هم جدا کردند که وقت ملاقات تمام شده.
محافظم چشم‌بند را زد و من را به سلول منتقل کردند چشم بند که روی چشمم رفته بی‌امان گریه من شروع شد. در بین راه گفت دخترت گناه داره بخاطر دخترت هم شده بیا قول بده دیگه اعتراض نمی‌کنی برو دنبال زندگیت! سه روز صحنه ملاقات و حالت روحی دخترم  جلو چشمم میومد و دائم گونه‌های سرخ شده دخترم ، لب لرزانش و گریه همراه با حق حقش چون اره برقی کشیده میشد روی مغز و اعصابم .
سیستم روحی و روانیم مختل شده بود ،اختیار از دستم خارج شده بود ،هر چه بازجوها میگفتند انگار وحی منزل بوده و ما در اشتباه بودیم، تا اینکه روز چهارم وضعیت روحیم عادی شد و مقاومت شروع شد...........
و
همچنان
هستیم بر آن عهدی که بستیم
برگرفته از کانال انجمن صنفی معلمان فارس
کنشگران حقوق بشر ایران Iranian Human Rights Activist
Photo
📍
به نام خدای آزادی

«روز دادرسی نزدیک است.»

پرده اول:
روز چهارشنبه ۱۰ بهمن به اوین رفتم؛ پس از یک ماه. ماهی پر از تنش.
ملاقات حضوری بود. برگه پذیرش را گرفتم، به سالن بالا رفتم. برگه را به سرباز مراقب دادم، او هم به خانم مراقب داد. منتظر نشستم. همه ملاقات کنندگان رفتند و من ماندم؛ به اعتراض به خانم مراقب گفتم: چرا نام مرا نخواندید؟ گفت: شما برگه پذیرش نداشتید؛ با تعجب رو به سرباز کردم؛ او پذیرفت که برگه را از من گرفته. تماس گرفتند؛ آقای حق جو گفته بودند: منتظر باشند.
منتظر ماندم خبری نشد. پایین رفتم؛ دوباره بالا آمدم. بالاخره بعد از مدتی معطلی بی‌دلیل به سالن ملاقات رفتیم. این بار آقای نوری‌زاد به انتظار نشسته بودند.
حال عمومیشان خوب بود، ولی همچنان سرگیجه و تاری دید داشتند و گفتند: قرار است هفته آینده برای انجام اسکن و ام آر آی اعزام شوند.
در باره تابلوهای خطاطی توضیح دادند که باید دریافت می‌کردیم و ماجراهای مختلف.

کارت تلفن و بانکی ایشان همچنان مسدود است!
ورود ایشان را هم به کارگاه معرق ممنوع کرده اند!
بگویید: این کارها اگر شکنجه نیست؛ اسمش چیست؟!
جالب است که این آقایان؛ اصلا به روی خود نمی‌آورند که باید زندانیان سیاسی را آزاد کنند و اینقدر آنان را تحت فشار قرار ندهند. آنها باید بدانند روز دادرسی نزدیک است.

پرده دوم:
به سالن بالا که رسیدیم با صحنه ای دردناک روبرو شدیم؛ پسر خانم ستوده زخمی، دست‌ها از پشت بسته، خم شده بسوی مادربزرگی که بر روی زمین افتاده و پدربزرگی بر روی صندلی نشسته و نظاره گر است و ….
که گزارش آن منتشر شد.
از آنجا بیرون آمدیم ولی خانم ستوده را ندیدم، دوباره به داخل برگشتم؛ نبودند. تماس گرفتم پاسخی دریافت نکردم؛ برایشان پیام دادم.

پرده سوم:
آقای خندان در اعتصاب، تلفنشان قطع، آسیب مادرشان و زخمی شدن پسرشان و آسیب روحی به خانواده، فقط به خاطر اینکه آقایان میلشان با ملاقات حضوری نبوده و از همه مهم تر؛
لرزه به جان مادری انداختند که هفته ها مانع از دیدار او با همسرش شده اند، آنهم به خاطر نپذیرفتن "حجاب_اجباری".

پرده آخر:
پرده ها را ببندیم؛
بیش از این نگوییم.
بزودی پرده ها خواهد افتاد
و صحنه ها تغییر خواهد کرد.
امیدواریم هرچه خیر و صلاح است بر روی صحنه بنمایش در آید.

فاطمه ملکی
۱۲ بهمن ۱۴۰۳
🔴 بیانیه سندیکاهای فرانسوی برای آزادی فوری سه فرانسوی زندانی در ایران!

🔸 #سیسیل_کوهلر و #ژاک_پاریس از ماه مه ۲۰۲۲، و #اولیویه_گروندو از اکتبر همان سال در شرایط غیرانسانی در ایران زندانی شده‌اند. اتحادیه‌های کارگری ما خواستار آزادی فوری آن‌ها هستند.

🔸ما از ابتکار عمل خانواده‌ها و نزدیکان این سه زندانی برای آزادی‌شان و به ویژه از داخواهی‌شان پشتیبانی می‌کنیم. دادخواست خانواده‌ها و نیز فراخوان اولیویه برای آزادی سه فرانسوی زندانی، که در سلول انفرادی زندان تهران ضبط شده  تکان دهنده است.

🔸۱۰۰۰ روز بازداشت برای سیسیل کوهلر و ژاک پاریس، ۸۴۳ روز بازداشت برای اولیویه گروندو. در زندان های ایران گروگان‌ها به آرامی و در سکوت می‌میرند بدون این که ما کوچک‌ترین نوری را در انتهای تونل ببینیم. زندگی آن‌ها در خطر است. آزادی فوری و بی قید و شرط سسیل، ژاک و اولیویه!

🔸 کنفدراسیون دموکراتیک فرانسوی کار (س. اف. د. ت.) :  CFDT
کنفدراسیون عمومی کار (س. ژ. ت.) :   CGT
کنفدراسیون متحده سندیکایی (اف. اس. او) :  FSU
اتحاد سندیکایی همبستگی (سولیدر)  :  Solidaires
اتحاد ملی سندیکاهای مستقل (او. ان. اس. آ)  :   UNSA

📎
دولت سوئد اعلام کرد که آخوند محسن حکیم‌الهی از مرکز اسلامی موسوم به علی که مدتی پیش شبانه توسط سرویس امنیتی سوئد بازداشت شده بود، را به‌زودی از این کشور اخراج می کند

https://t.me/behnima/60422
🔺🔻اعتراض بهورزان و کادر بهداشت در مشهد به دلیل پرداخت‌نشدن مطالبات

روز شنبه، ۱۳ بهمن ۱۴۰۳، جمعی از بهورزان و کادر بهداشت مشهد در اعتراض به پرداخت‌نشدن مطالبات معوقه خود مقابل ساختمان قرشی دانشگاه علوم پزشکی مشهد تجمع کردند.

معترضان اعلام کردند که بیش از دو ماه است با مسئولان وزارت بهداشت در جلسات متعدد خواسته‌های خود را مطرح کرده‌اند، اما تاکنون پاسخی به این مطالبات داده نشده است. یکی از معترضان در این تجمع گفت:
“ما دو ماه است در جلسات متعدد و گفت‌وگو با مسئولان وزارت بهداشت اعلام کرده‌ایم که شرایط بحرانی است. کارد به استخوان نیروی انسانی بهداشت رسیده است. اما نادیده گرفتن ۱۰۰ هزار نفر از کادر شبکه بهداشت کشور منجر به اعتراضات حضوری شده و کسی به صدای ما گوش نمی‌دهد.”

معترضان خواستار پرداخت فوری مطالبات معوقه و توجه به شرایط سخت نیروی انسانی در بخش بهداشت شدند. تجمع‌کنندگان هشدار دادند که در صورت ادامه بی‌توجهی مسئولان، اعتراضات گسترده‌تری در سراسر کشور شکل خواهد گرفت.


#اعتصابات_سراسری
https://t.me/behnima/60425?single
شنبه های اعتراضی فرانکفورت

شنبه‌های اعتراضی فرانکفورت یک جنبش و تجمعات اعتراضی است که در چند ماه اخیر به ویژه پس از آغاز اعتراضات در ایران به رهبری زنان و معترضان در برابر حکومت، توجهات زیادی را جلب کرده است. این اعتراضات که به نوعی در همبستگی با جنبش «ژن، ژیان، آزادی» در ایران شکل گرفته است، معمولاً در روزهای شنبه برگزار می‌شود و هدف آن جلب توجه به حقوق بشر، آزادی‌های مدنی، و مسائل مربوط به عدالت اجتماعی است.
تجمعات شنبه‌های اعتراضی در فرانکفورت اغلب شامل تظاهرات خیابانی، سخنرانی‌های سیاسی و فرهنگی، و همچنین نمایش همبستگی با مبارزات مردم ایران و دیگر نقاط جهان می‌شود. معترضان از جمله ایرانیان مقیم آلمان و دیگر گروه‌های فعال، بر اهمیت آزادی بیان و حقوق بشر تأکید می‌کنند.
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
اول فوریه 2025
انتقال رضا خندان به قرنطینه؛ اقدامی غیرانسانی دیگر از سوی جمهوری اسلامی

نسرین ستوده، فعال حقوق بشر و همسر رضا خندان، از انتقال همسرش به قرنطینه خبر داد و این اقدام را به شدت محکوم کرد.

خانم ستوده،‌ همچنین با اشاره به ضرب و شتم اخیر پسرش (نیما) توسط ماموران زندان، نوشت:

«این رفتار فقط از جمهوری اسلامی برمی‌آید که نوجوانان را به جرم پافشاری بر حقوق‌شان مورد ضرب و شتم قرار می‌دهد و سپس بازداشت می‌کند. مادر پیر زندانی را تا پای مرگ می‌فرستد و در آخر هم تلفنی زندانی را قطع می‌کند و او را به قرنطینه منتقل می‌کند.

داد می‌خواهیم این بیداد را...»