#ویدا_ربانی و #مطهره_گونهای، دو زندانی سیاسی بند زنان #زندان_اوین، از روز ۲۸ آبان در اعتراض به عدم دسترسی دو همبندی خود، #نرگس محمدی و وریشه مرادی، به خدمات پزشکی و درمانی دست به اعتصاب غذا زدهاند.
خانم ربانی در نامهای از زندان اوین که نسخهای از آن به دست رادیو فردا رسیده، به تفصیل وضعیت خانم محمدی را تشریح کرده و نوشته است مسئولان زندان به «زخم جراحی سنگین نرگس»، «زخم بستر»، «آلوده بودن اتاق و سرویس بهداشتی»، «بیامکاناتی بهداری» و مشکلات دیگر نرگس محمدی توجه نمیکنند.
این روزنامهنگار زندانی در ادامه نوشت اعتصاب غذای او و مطهره گونهای برای رسیدگی به وضعیت نرگس محمدی و وریشه مرادی، «چیزی نیست جز اقدامی از سر استیصال در برابر ظلم».
https://t.me/behnima/58654
خانم ربانی در نامهای از زندان اوین که نسخهای از آن به دست رادیو فردا رسیده، به تفصیل وضعیت خانم محمدی را تشریح کرده و نوشته است مسئولان زندان به «زخم جراحی سنگین نرگس»، «زخم بستر»، «آلوده بودن اتاق و سرویس بهداشتی»، «بیامکاناتی بهداری» و مشکلات دیگر نرگس محمدی توجه نمیکنند.
این روزنامهنگار زندانی در ادامه نوشت اعتصاب غذای او و مطهره گونهای برای رسیدگی به وضعیت نرگس محمدی و وریشه مرادی، «چیزی نیست جز اقدامی از سر استیصال در برابر ظلم».
https://t.me/behnima/58654
اعدام چهار زندانی در زندان قزلحصار کرج، از جمله یک کودک مجرم
بامداد امروز چهارشنبه ۷ آذر ۱۴۰۳، حکم چهار زندانی که پیشتر از بابت اتهام قتل به #اعدام محکوم شده بودند، در زندان قزلحصار کرج اجرا شد. یکی از این افراد، #رضا_شیرزهی، است که در زمان وقوع جرم در سال ۱۳۹۹ تنها ۱۷ سال داشت.
هویت دو تن از این زندانیان رضا شیرزهی، اهل زابل و ساکن شهرستان پاکدشت و #حامد_پاکدل عنوان شده است.
جزئیات بیشتری از هویت دو زندانی دیگر در دست نیست
تصویر مربوط به رضا شیرزهی میباشد.
چهارشنبه ۷ آذرماه ۱۴۰۳
بامداد امروز چهارشنبه ۷ آذر ۱۴۰۳، حکم چهار زندانی که پیشتر از بابت اتهام قتل به #اعدام محکوم شده بودند، در زندان قزلحصار کرج اجرا شد. یکی از این افراد، #رضا_شیرزهی، است که در زمان وقوع جرم در سال ۱۳۹۹ تنها ۱۷ سال داشت.
هویت دو تن از این زندانیان رضا شیرزهی، اهل زابل و ساکن شهرستان پاکدشت و #حامد_پاکدل عنوان شده است.
جزئیات بیشتری از هویت دو زندانی دیگر در دست نیست
تصویر مربوط به رضا شیرزهی میباشد.
چهارشنبه ۷ آذرماه ۱۴۰۳
یک زندانی در زندان مرکزی تبریز اعدام شد
صبح امروز چهارشنبه ۷ آذرماه، حکم #اعدام یک مرد در زندان مرکزی تبریز به اجرا درآمد. این زندانی که هویتش #مرتضی_پاشایی احراز شده، با اتهامات مربوط به «مواد مخدر» به اعدام محکوم شده بود.
مرتضی پاشایی دیروز سهشنبه جهت اجرای حکم به سلول انفرادی منتقل شد و صبح امروز حکم او به اجرا درآمد.»
چهارشنبه ۷ آذرماه ۱۴۰۳
#زن_زندگی_آزادی
صبح امروز چهارشنبه ۷ آذرماه، حکم #اعدام یک مرد در زندان مرکزی تبریز به اجرا درآمد. این زندانی که هویتش #مرتضی_پاشایی احراز شده، با اتهامات مربوط به «مواد مخدر» به اعدام محکوم شده بود.
مرتضی پاشایی دیروز سهشنبه جهت اجرای حکم به سلول انفرادی منتقل شد و صبح امروز حکم او به اجرا درآمد.»
چهارشنبه ۷ آذرماه ۱۴۰۳
#زن_زندگی_آزادی
روز چهارشنبه ٧ آذر ١٤٠٣، فرشاد شکرالله، شهروند کُرد اهل سقز با تودیع قرار وثیقه به صورت موقت از زندان مرکزی سنندج آزاد شد.
این شهروند جهت بازجویی به یکی از بازداشتگاههای امنیتی در سنندج منتقل و پس از اتمام مراحل بازجویی به زندان این شهر منتقل شده بود.
هفتم مهر ۱۴۰۳، فرشاد شکرالله با یورش نیروهای امنیتی به منزل بدون ارائه حکم قضایی در سقز بازداشت شد. در جریان بازداشت وسایل شخصی او از جمله موبایل و لپتاپش نیز بدون ارائه برگه قضایی توقیف شدند.
تاکنون از دلایل بازداشت و اتهامات مطروحه علیه این شهروند کُرد اطلاع دقیقی به دست نیامده است
این شهروند جهت بازجویی به یکی از بازداشتگاههای امنیتی در سنندج منتقل و پس از اتمام مراحل بازجویی به زندان این شهر منتقل شده بود.
هفتم مهر ۱۴۰۳، فرشاد شکرالله با یورش نیروهای امنیتی به منزل بدون ارائه حکم قضایی در سقز بازداشت شد. در جریان بازداشت وسایل شخصی او از جمله موبایل و لپتاپش نیز بدون ارائه برگه قضایی توقیف شدند.
تاکنون از دلایل بازداشت و اتهامات مطروحه علیه این شهروند کُرد اطلاع دقیقی به دست نیامده است
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 نحوه باز کردن دستبند
این کلیپ روزی به درد شما خواهد خورد.
بازنشر کنید
این کلیپ روزی به درد شما خواهد خورد.
بازنشر کنید
🔵 فاطمه ملکی (همسر محمد نوریزاد)
۶ آذر ۱۴۰۳
به نام خدای آزادی
« تو پیروزی محمد! »
ابتدا، بخشی از مقدمه رمان ۷۰۰۰ صفحه ای محمد نوری زاد که در سالهای بودن در زندان نوشته شده را بخوانید تا بعد.
« آموختم، یا بهتر بگویم: آموخته ام که از دست تنهایی های گزنده می شود رهید. می شود دردانه های پر بهایی نیز از چنگش ربود. آنکه تنهاست، اگر بتواند از ناخن های خراشنده تنهایی نهراسد؛ و نیز اگر بتواند به او بخندد؛ می تواند در دل تنهایی شناور شود. از میان خیزاب های خروشنده و پرخاشگرش،گوهرهای شاهواری بر آورد.
و من «تنها» بودم. ناگزیر بودم که تنها باشم. به یاد دارم در روز نخست تنهایی ام، بر پیشانی درهم تنهایی نوشتم:
«تو پیروزی محمد!».
تا نوشتم؛ تنهایی خنده اش گرفت. که: «خواهیم دید!» من با آن نوشته ی نخستین، پیشاپیش به تنهایی گفتم: «باش و ببین! آنکه در این کشاکش پیروز است؛ منم، نه تو!». او - تنهایی- سپاه سرسام آور خود آراست؛ و من، به پای پایداری ام بوسه زدم دستش گرفتم برخیزاندمش……..»
اگر شمای زندانبان هم خواندی؟ باید بدانی که محمد تنهایی و ترس را مچاله کرده، حالا تو هی بیا و تلفنش را قطع کن.
امروز شاید بیشر از ده بار آقای نوری زاد تماس گرفتند؛ حتی نگذاشتید صدای « این تماس از زندان اوین می باشد.» به گوش ما برسد،؛ مرتب قطع می کردید. البته این روال چند ماهه اخیر شما بوده ولی امروز دیگر نوبر بود.
با روان زندانی بازی نکنید.خجالت بکشید؛ شرم کنید.
چند ماه که تلفنش کامل قطع بود؛ بعد هم که فقط شماره منزل وصل شد و یکی از خواهران و بعد از مدتی تلفن دخترم و چندین بار درخواست وصل شماره موبایل مرا دادند پاسخی دریافت نکردند. به قدرت پوشالی خود ننازید که به یک شبی بند است.
در این مدتی که ننوشتم؛ احساس کردم شاید سخن گفتن از وضعیت زندانی در این روزهای پر آشوب گزافه گویی باشد ولی چاره چیست وقتی عرصه را بر زندانی و خانواده اش تنگ می کنند.
شنبه ۱۹ آبان بود که حال مادر آقای نوری زاد بشدت وخیم شده بود، بناچار به ایشان گفتیم شما برای دیدن مادرتان در خواست مرخصی بدهید؛ از ما اصرار و از ایشان انکار. نمی پذیرفتند؛ می گفتند: آنها منتظرند که من درخواست بدهم؛ نه بگویند. گفتم: باشد شما وظیفه دارید در لحظاتی که مادر شما حال مساعدی ندارد در کنارشان باشید. آنها هم اگر بویی از انسانیت برده باشند؛ به وظیقه شان عمل می کنند. قبول نمی کردند نهایتا با اصرار من و دخترم قبول کردند نامه ای نوشتند. روز یکشبه آقای آقاسی برای دریافت پاسخ به دادسرای اوین رفتند و نامه ای خطاب به اداره پزشکی قانونی واقع در خیابان طالقانی را دریافت کردند. ایشان نامه را به من رساندند.
روز دوشنبه ۲۱ آبان ساعت ۸ صبح به اداره پزشکی قانونی رسیدم. ورودی کوچکی داشت با یک کیوسک شیشه ای. یکی از دو آقایی که آنجا بود نامه را گرفت؛ در حالیکه مخاطبش او نبود؛ نامه را باز کرد؛ تعجب کردم! تماسی تلفنی گرفت و به من گفت: شما باید مادر را به پزشکی قانونی غرب ببرید. پرسیدم: پزشک منزل نمی آید؟ گفت: ایشان را ببرید بهتر است.
بسمت منزل مادر حرکت کردم. ساعت ۹ رسیدم. مادر را بسختی در ویلچر نشاندیم.
همراه خواهر آقای نوری زاد و همسرشان به پزشکی قانونی غرب رفتیم. ساعت ۱۰ شده بود. تا ساعت یک آنجا بودیم؛ مادر با آن پای آسیب دیده و زخم بستر سخت، داشت از حال می رفت؛ که برگشتیم. بی نتیجه.
چقدر بالا و پایین رفتم با وجودیکه فقط دو ویلچری بود و سالن پر از جمعیت. کار ما به درازا کشید. دکتر پایین آمد. بسختی مادر را از ویلچر بلند کردیم تا آقای دکتر و دستیارانش زخم بسترش را ببینند. وحشت کردند از عمق زخم.
مادری که نود و یکسال عمر کرده و اکنون با پاهای از کار افتاده و بدن زخم و حواس پریشان، منتظر دیدن عزیزش است باید اینگونه به تماشایش بنشینند و در انتها بگویند بروید به پزشکی قانونی شریعتی، پیش پزشک معتمد ما.
عصبانی شدم گفتم: چرا از اول نفرستادید.
فهمیدم سرکاریست.
مرخصی بی مرخصی. آقای نوری زاد حق داشت.
مادر کمی بهتر شدند تا دیشب که دوباره حالشان بد شده و نفسهایشان به شماره افتاده.
این همه ظلم، مگر می شود؟! به درازای تاریخ شما ظلم کردید، بس کنید. بس کنید.
شرم بر شما!
https://t.me/behnima/58659
۶ آذر ۱۴۰۳
به نام خدای آزادی
« تو پیروزی محمد! »
ابتدا، بخشی از مقدمه رمان ۷۰۰۰ صفحه ای محمد نوری زاد که در سالهای بودن در زندان نوشته شده را بخوانید تا بعد.
« آموختم، یا بهتر بگویم: آموخته ام که از دست تنهایی های گزنده می شود رهید. می شود دردانه های پر بهایی نیز از چنگش ربود. آنکه تنهاست، اگر بتواند از ناخن های خراشنده تنهایی نهراسد؛ و نیز اگر بتواند به او بخندد؛ می تواند در دل تنهایی شناور شود. از میان خیزاب های خروشنده و پرخاشگرش،گوهرهای شاهواری بر آورد.
و من «تنها» بودم. ناگزیر بودم که تنها باشم. به یاد دارم در روز نخست تنهایی ام، بر پیشانی درهم تنهایی نوشتم:
«تو پیروزی محمد!».
تا نوشتم؛ تنهایی خنده اش گرفت. که: «خواهیم دید!» من با آن نوشته ی نخستین، پیشاپیش به تنهایی گفتم: «باش و ببین! آنکه در این کشاکش پیروز است؛ منم، نه تو!». او - تنهایی- سپاه سرسام آور خود آراست؛ و من، به پای پایداری ام بوسه زدم دستش گرفتم برخیزاندمش……..»
اگر شمای زندانبان هم خواندی؟ باید بدانی که محمد تنهایی و ترس را مچاله کرده، حالا تو هی بیا و تلفنش را قطع کن.
امروز شاید بیشر از ده بار آقای نوری زاد تماس گرفتند؛ حتی نگذاشتید صدای « این تماس از زندان اوین می باشد.» به گوش ما برسد،؛ مرتب قطع می کردید. البته این روال چند ماهه اخیر شما بوده ولی امروز دیگر نوبر بود.
با روان زندانی بازی نکنید.خجالت بکشید؛ شرم کنید.
چند ماه که تلفنش کامل قطع بود؛ بعد هم که فقط شماره منزل وصل شد و یکی از خواهران و بعد از مدتی تلفن دخترم و چندین بار درخواست وصل شماره موبایل مرا دادند پاسخی دریافت نکردند. به قدرت پوشالی خود ننازید که به یک شبی بند است.
در این مدتی که ننوشتم؛ احساس کردم شاید سخن گفتن از وضعیت زندانی در این روزهای پر آشوب گزافه گویی باشد ولی چاره چیست وقتی عرصه را بر زندانی و خانواده اش تنگ می کنند.
شنبه ۱۹ آبان بود که حال مادر آقای نوری زاد بشدت وخیم شده بود، بناچار به ایشان گفتیم شما برای دیدن مادرتان در خواست مرخصی بدهید؛ از ما اصرار و از ایشان انکار. نمی پذیرفتند؛ می گفتند: آنها منتظرند که من درخواست بدهم؛ نه بگویند. گفتم: باشد شما وظیفه دارید در لحظاتی که مادر شما حال مساعدی ندارد در کنارشان باشید. آنها هم اگر بویی از انسانیت برده باشند؛ به وظیقه شان عمل می کنند. قبول نمی کردند نهایتا با اصرار من و دخترم قبول کردند نامه ای نوشتند. روز یکشبه آقای آقاسی برای دریافت پاسخ به دادسرای اوین رفتند و نامه ای خطاب به اداره پزشکی قانونی واقع در خیابان طالقانی را دریافت کردند. ایشان نامه را به من رساندند.
روز دوشنبه ۲۱ آبان ساعت ۸ صبح به اداره پزشکی قانونی رسیدم. ورودی کوچکی داشت با یک کیوسک شیشه ای. یکی از دو آقایی که آنجا بود نامه را گرفت؛ در حالیکه مخاطبش او نبود؛ نامه را باز کرد؛ تعجب کردم! تماسی تلفنی گرفت و به من گفت: شما باید مادر را به پزشکی قانونی غرب ببرید. پرسیدم: پزشک منزل نمی آید؟ گفت: ایشان را ببرید بهتر است.
بسمت منزل مادر حرکت کردم. ساعت ۹ رسیدم. مادر را بسختی در ویلچر نشاندیم.
همراه خواهر آقای نوری زاد و همسرشان به پزشکی قانونی غرب رفتیم. ساعت ۱۰ شده بود. تا ساعت یک آنجا بودیم؛ مادر با آن پای آسیب دیده و زخم بستر سخت، داشت از حال می رفت؛ که برگشتیم. بی نتیجه.
چقدر بالا و پایین رفتم با وجودیکه فقط دو ویلچری بود و سالن پر از جمعیت. کار ما به درازا کشید. دکتر پایین آمد. بسختی مادر را از ویلچر بلند کردیم تا آقای دکتر و دستیارانش زخم بسترش را ببینند. وحشت کردند از عمق زخم.
مادری که نود و یکسال عمر کرده و اکنون با پاهای از کار افتاده و بدن زخم و حواس پریشان، منتظر دیدن عزیزش است باید اینگونه به تماشایش بنشینند و در انتها بگویند بروید به پزشکی قانونی شریعتی، پیش پزشک معتمد ما.
عصبانی شدم گفتم: چرا از اول نفرستادید.
فهمیدم سرکاریست.
مرخصی بی مرخصی. آقای نوری زاد حق داشت.
مادر کمی بهتر شدند تا دیشب که دوباره حالشان بد شده و نفسهایشان به شماره افتاده.
این همه ظلم، مگر می شود؟! به درازای تاریخ شما ظلم کردید، بس کنید. بس کنید.
شرم بر شما!
https://t.me/behnima/58659
گروه های مخالف بشار اسد به ورودی شهر حلب رسیدند.
اخباروگزارش_های_کارگری_7_آذر_ماه_1403.doc
3.9 MB
اخباروگزارش های کارگری 7 آذر ماه 1403.doc
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴اهواز
تجمع کارکنان، بازنشستگان و بازماندگان صنعت نفت در برابر صندوق بازنشستگی نفت، در اعتراض به دریافتی کم و اساسنامه ی هیأت دولت برای صندوق های بازنشستگی شرکت نفت و با درخواست لغو این اساسنامه
پنجشنبه ۹ آذر
تجمع کارکنان، بازنشستگان و بازماندگان صنعت نفت در برابر صندوق بازنشستگی نفت، در اعتراض به دریافتی کم و اساسنامه ی هیأت دولت برای صندوق های بازنشستگی شرکت نفت و با درخواست لغو این اساسنامه
پنجشنبه ۹ آذر
زینب جلالیان، زندانی سیاسی که ۱۷سال گذشته را بدون مرخصی در زندان های کرمانشاه ، خوی ،
اوین و یزد محبوس بوده از حق درمان محروم می باشد.
#زینب_جلالیان زندانی سیاسی اهل ماکو کە هم اینک در زندان یزد محبوس است، پس از دستگیری به اتهام «محاربه از طریق عضویت در پژاک» به اعدام محکوم شد. این حکم بعدا به حبس ابد کاهش یافت.
وی ۱۷ سال گذشته را بدون حق استفاده از مرخصی در زندانهای کرمانشاه، خوی، اوین تهران و یزد محبوس بوده است.
زندان یزد؛ زینب جلالیان از درمان و ملاقات با خانواده محروم است
#زینب_جلالیان، زندانی سیاسی دوران محکومیت خود را بدون رعایت اصل تفکیک جرائم در زندان یزد سپری میکند. حال جسمی خانم جلالیان نامساعد است و اخیرا از حق دسترسی به خدمات پزشکی مناسب و ملاقات با خانواده خود محروم مانده است.
یک منبع مطلع نزدیک به خانواده وی ضمن تایید این خبر گفت: «زینب علیرغم ابتلا به بیماری های گوارشی، کلیوی و چشمی، با کارشکنی مسئولین ذیربط از درمان تخصصی پزشکی و مداوم محروم مانده است. او همچنین از اول مهرماه سال جاری تاکنون، به دستور وزارت اطلاعات از ملاقات با خانواده محروم است.»
#انقلاب_ژینا
#۲۵نوامبر
اوین و یزد محبوس بوده از حق درمان محروم می باشد.
#زینب_جلالیان زندانی سیاسی اهل ماکو کە هم اینک در زندان یزد محبوس است، پس از دستگیری به اتهام «محاربه از طریق عضویت در پژاک» به اعدام محکوم شد. این حکم بعدا به حبس ابد کاهش یافت.
وی ۱۷ سال گذشته را بدون حق استفاده از مرخصی در زندانهای کرمانشاه، خوی، اوین تهران و یزد محبوس بوده است.
زندان یزد؛ زینب جلالیان از درمان و ملاقات با خانواده محروم است
#زینب_جلالیان، زندانی سیاسی دوران محکومیت خود را بدون رعایت اصل تفکیک جرائم در زندان یزد سپری میکند. حال جسمی خانم جلالیان نامساعد است و اخیرا از حق دسترسی به خدمات پزشکی مناسب و ملاقات با خانواده خود محروم مانده است.
یک منبع مطلع نزدیک به خانواده وی ضمن تایید این خبر گفت: «زینب علیرغم ابتلا به بیماری های گوارشی، کلیوی و چشمی، با کارشکنی مسئولین ذیربط از درمان تخصصی پزشکی و مداوم محروم مانده است. او همچنین از اول مهرماه سال جاری تاکنون، به دستور وزارت اطلاعات از ملاقات با خانواده محروم است.»
#انقلاب_ژینا
#۲۵نوامبر
دو زندانی سیاسی ویدا_ربانی و مطهره_گونهای،از بند زنان زندان_اوین، از روز ۲۸ آبان در اعتراض به عدم دسترسی دو همبندی خود، نرگس محمدی و وریشه مرادی، به خدمات پزشکی و درمانی دست به اعتصاب غذا زدهاند.
خانم ربانی در نامهای از زندان اوین که نسخهای از آن به دست رادیو فردا رسیده، به تفصیل وضعیت خانم محمدی را تشریح کرده و نوشته است مسئولان زندان به «زخم جراحی سنگین نرگس»، «زخم بستر»، «آلوده بودن اتاق و سرویس بهداشتی»، «بیامکاناتی بهداری» و مشکلات دیگر نرگس محمدی توجه نمیکنند.
این روزنامهنگار زندانی در ادامه نوشت اعتصاب غذای او و مطهره گونهای برای رسیدگی به وضعیت نرگس محمدی و وریشه مرادی، «چیزی نیست جز اقدامی از سر استیصال در برابر ظلم».
مصطفی نیلی پیش از این خبر داد موکلش خانم محمدی اواسط آبان تحت عمل جراحی برای برداشتن «تومور استخوانی قسمت فوقانی ساق پا و پیوند استخوان» قرار گرفته است.
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
خانم ربانی در نامهای از زندان اوین که نسخهای از آن به دست رادیو فردا رسیده، به تفصیل وضعیت خانم محمدی را تشریح کرده و نوشته است مسئولان زندان به «زخم جراحی سنگین نرگس»، «زخم بستر»، «آلوده بودن اتاق و سرویس بهداشتی»، «بیامکاناتی بهداری» و مشکلات دیگر نرگس محمدی توجه نمیکنند.
این روزنامهنگار زندانی در ادامه نوشت اعتصاب غذای او و مطهره گونهای برای رسیدگی به وضعیت نرگس محمدی و وریشه مرادی، «چیزی نیست جز اقدامی از سر استیصال در برابر ظلم».
مصطفی نیلی پیش از این خبر داد موکلش خانم محمدی اواسط آبان تحت عمل جراحی برای برداشتن «تومور استخوانی قسمت فوقانی ساق پا و پیوند استخوان» قرار گرفته است.
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
مادر نوید افکاری و پژمان قلی پور هر کدام به ۱۸ ماه حبس محکوم شدند
جرم: دادگری خون فرزندانشان
#اعتصابات_سراسری
جرم: دادگری خون فرزندانشان
#اعتصابات_سراسری
قطعنامه پیشنهادی در پارلمان اروپا علیه سرکوب فزاینده زنان در ایران
پارلمان اروپا پیشنهاد طرح قطعنامهای درباره سرکوب فزاینده و سیستماتیک زنان در ایران را در دستور کار خود قرار داد.
در این پیشنهاد که روز چهارشنبه ۷ آذر مطرح شد به موارد مختلفی از سرکوب، خشونت، تبعیض، بیعدالتی، و نقض حقوق بشر علیه زنان توسط جمهوری اسلامی اشاره شده است. ارائهدهندگان طرح برای پیشنهاد خود به موارد زیر اشاره کردهاند:
* نقض سیستماتیک حقوق بشر زنان و دختران توسط جمهوری اسلامی و گشت ارشاد آن که از ابتدای دوره ریاستجمهوری رئیسی افزایش یافت، در دوران ریاستجمهوری پزشکیان کاهشی نداشته است.
* قانون «ترویج فرهنگ حجاب و عفاف» در شهریور به تصویب شورای نگهبان رسید و با جدیت اجرا میشود. این سرکوب زنان توسط جمهوری اسلامی میتواند به آپارتاید جنسیتی تبدیل شود.
* جمهوری اسلامی از قصد خود برای رونمایی از کلینیک «درمانی» برای زنانی که از قوانین سختگیرانه حجاب سرپیچی میکنند، خبر میدهد.
* مدافعان حقوق بشر ایرانی که بهرغم آزار و اذیت، زندان، شکنجه، و خطر مرگ، به مقاومت در برابر تبعیض سیستماتیک علیه زنان ادامه میدهند، و قوانین سرکوبگرانه به ویژه علیه زنان را به چالش میکشند، هدف قرار میگیرند.
ارائهدهندگان طرح با اشاره به بدتر شدن وضعیت حقوق بشر در ایران، استفاده نامتناسب حکومت از خشونت علیه معترضان، بازداشت غیرانسانی، شکنجه، و کشتار افرادی مانند نسرین ستوده، جمشید شارمهد، و مهسا امینی را محکوم کردند.
آنها همچنین نسبت به استفاده غیرانسانی جمهوری اسلامی از شیوههای روان درمانی بهعنوان ابزاری علیه معترضانی مانند آهو دریایی ابراز تأسف کردند.
در ادامه با مردم ایران، بهویژه زنان شرکتکننده در تظاهرات مسالمتآمیز به رغم تمامی چالشهای موجود، ابراز «همبستگی کامل» میشود.
آنها از جمهوری اسلامی میخواهند که فوری و بدون قید و شرط تمام افرادی را که تنها به دلیل استفاده مسالمتآمیز از حقوق خود برای آزادی بیان زندانی شدهاند، از جمله احمدرضا جلالی و ناهید تقوی، آزاد کند.
ارائهدهندگان طرح خواستار پایان دادن به تبعیض سیستماتیک حکومت ایران علیه زنان و دختران، حجاب اجباری، و لغو قانون ترویج فرهنگ عفاف و حجاب شدند.
آنها همچنین بار دیگر تقاضای خود را برای معرفی سپاه پاسداران بهعنوان یک سازمان تروریستی تکرار کردند و خواستار گسترش تحریمهای اروپا علیه تمام افرادی شدند که در تخلفات نقض حقوق بشر در ایران مشارکت دارند.
پارلمان اروپا پیشنهاد طرح قطعنامهای درباره سرکوب فزاینده و سیستماتیک زنان در ایران را در دستور کار خود قرار داد.
در این پیشنهاد که روز چهارشنبه ۷ آذر مطرح شد به موارد مختلفی از سرکوب، خشونت، تبعیض، بیعدالتی، و نقض حقوق بشر علیه زنان توسط جمهوری اسلامی اشاره شده است. ارائهدهندگان طرح برای پیشنهاد خود به موارد زیر اشاره کردهاند:
* نقض سیستماتیک حقوق بشر زنان و دختران توسط جمهوری اسلامی و گشت ارشاد آن که از ابتدای دوره ریاستجمهوری رئیسی افزایش یافت، در دوران ریاستجمهوری پزشکیان کاهشی نداشته است.
* قانون «ترویج فرهنگ حجاب و عفاف» در شهریور به تصویب شورای نگهبان رسید و با جدیت اجرا میشود. این سرکوب زنان توسط جمهوری اسلامی میتواند به آپارتاید جنسیتی تبدیل شود.
* جمهوری اسلامی از قصد خود برای رونمایی از کلینیک «درمانی» برای زنانی که از قوانین سختگیرانه حجاب سرپیچی میکنند، خبر میدهد.
* مدافعان حقوق بشر ایرانی که بهرغم آزار و اذیت، زندان، شکنجه، و خطر مرگ، به مقاومت در برابر تبعیض سیستماتیک علیه زنان ادامه میدهند، و قوانین سرکوبگرانه به ویژه علیه زنان را به چالش میکشند، هدف قرار میگیرند.
ارائهدهندگان طرح با اشاره به بدتر شدن وضعیت حقوق بشر در ایران، استفاده نامتناسب حکومت از خشونت علیه معترضان، بازداشت غیرانسانی، شکنجه، و کشتار افرادی مانند نسرین ستوده، جمشید شارمهد، و مهسا امینی را محکوم کردند.
آنها همچنین نسبت به استفاده غیرانسانی جمهوری اسلامی از شیوههای روان درمانی بهعنوان ابزاری علیه معترضانی مانند آهو دریایی ابراز تأسف کردند.
در ادامه با مردم ایران، بهویژه زنان شرکتکننده در تظاهرات مسالمتآمیز به رغم تمامی چالشهای موجود، ابراز «همبستگی کامل» میشود.
آنها از جمهوری اسلامی میخواهند که فوری و بدون قید و شرط تمام افرادی را که تنها به دلیل استفاده مسالمتآمیز از حقوق خود برای آزادی بیان زندانی شدهاند، از جمله احمدرضا جلالی و ناهید تقوی، آزاد کند.
ارائهدهندگان طرح خواستار پایان دادن به تبعیض سیستماتیک حکومت ایران علیه زنان و دختران، حجاب اجباری، و لغو قانون ترویج فرهنگ عفاف و حجاب شدند.
آنها همچنین بار دیگر تقاضای خود را برای معرفی سپاه پاسداران بهعنوان یک سازمان تروریستی تکرار کردند و خواستار گسترش تحریمهای اروپا علیه تمام افرادی شدند که در تخلفات نقض حقوق بشر در ایران مشارکت دارند.
محرومیت وفا احمدپور از حضور در مراسم خاکسپاری پدرش
حساب کاربری وفا احمدپور (وفادار) با انتشار مطلبی در اینستاگرام درباره محرومیت این هنرمند زندانی از حضور در مراسم خاکسپاری پدرش و وضعیت نامناسب جسمی و روحی او نوشت؛
بعد از گذشت دو روز پس از خاكسپارى پدر وفادار ، او از خبر فوت پدرش خبردار شده توى زندان اوين و سخترين شرايط روحى وجسمى رو در حال حاظر داره تجربه ميكنه تو زندگيش. وفا احمدپور ۲۰۳ روز است که در زندان است. صدای وفادار باشیم.
حساب کاربری وفا احمدپور (وفادار) با انتشار مطلبی در اینستاگرام درباره محرومیت این هنرمند زندانی از حضور در مراسم خاکسپاری پدرش و وضعیت نامناسب جسمی و روحی او نوشت؛
بعد از گذشت دو روز پس از خاكسپارى پدر وفادار ، او از خبر فوت پدرش خبردار شده توى زندان اوين و سخترين شرايط روحى وجسمى رو در حال حاظر داره تجربه ميكنه تو زندگيش. وفا احمدپور ۲۰۳ روز است که در زندان است. صدای وفادار باشیم.
🔴 #فوری
شبه نظامیان وابسته به جمهوری اسلامی تمامی مواضع نظامی خود را در شمال حلب تخلیه کردند(فرار کردن)
شبه نظامیان وابسته به جمهوری اسلامی تمامی مواضع نظامی خود را در شمال حلب تخلیه کردند(فرار کردن)
ایرانیان آزادیخواه ساکن کپنهاگ دانمارک با برپایی تجمع و سردادن شعار ضمن محکوم کردن جنایات جمهوری اسلامی خواستار لغو فوری احکام اعدام جوانان پرونده شهرک اکباتان و سایر زندانیان سیاسی محکوم به اعدام شدند.
#اعتصابات_سراسری
https://t.me/behnima/58671?single
#اعتصابات_سراسری
https://t.me/behnima/58671?single
♦️اعتصاب هشت روزه کارگران نساجی بروجرد در سکوت و بیخبری
✍️کارگران نساجی بروجرد دیروز، سهشنبه ۶ آذر ۱۴۰۳ وارد هشتمین روز اعتصاب خود شدند.
منابع مستقل کارگری نوشتند که این اعتصاب در اعتراض به عدم پرداخت حقوق و مزایا و قطع بیمه کارگران صورت گرفته است و به گفته کارگران، هیچ رسانهای خبر اعتصاب آنها را منتشر نمیکند و مقامات استان و شهرستان تاکنون واکنشی به خواستههای به حق آنها نشان ندادهاند و کارگران نساجی بروجرد خواستار توجه و رسیدگی فوری به مشکلات خود هستند.
سکوت و بیخبری درباره اعتصاب کارکنان نساجی بروجرد میتواند به دلایل مختلفی رخ داده باشد؛ اما دلیل عدم پوشش رسمی رسانهای چیست؟
رسانههای رسمی ممکن است به دلایل مختلفی مانند محدودیتهای قانونی، فشارهای سیاسی یا خطمشی تحریری، از پوشش چنین اعتراضاتی خودداری کنند. این مسئله بهویژه زمانی رایج است که موضوعات به مشکلات صنفی یا کارگری مرتبط باشد که میتواند حساسیتبرانگیز تلقی شود و در شبکههای اجتماعی چندان معروف نشده باشد و رسانههای رسمی به راحتی بتوانند آن را نادیده بگیرند.
دلایل دیگر سکوت و بیخبری کلی درباره اعتصاب ۸روزه از این قرار است:
فشار بر کارکنان و اتحادیهها:
ممکن است فشارهایی بر کارکنان و نمایندگان آنها اعمال شود تا اطلاعات اعتصاب را به بیرون انتقال ندهند یا درباره آن صحبت نکنند. در برخی موارد، حتی تهدید به از دست دادن شغل یا برخورد قضایی میتواند باعث سکوت کارکنان شود.
عدم دسترسی به رسانههای مستقل:
در بسیاری از شهرهای کوچکتر مانند بروجرد، دسترسی به رسانههای مستقل و آزاد محدود است. همین امر باعث میشود که اطلاعات محلی بهسختی به گوش عموم برسد.
خودسانسوری در میان مردم و رسانههای اجتماعی:
ترس از عواقب قانونی یا برخوردهای امنیتی ممکن است مردم محلی را از انتشار اخبار در شبکههای اجتماعی بازدارد. این موضوع میتواند به بیخبری گستردهتر منجر شود.
تمرکز بر مسائل دیگر:
گاهی اوقات، وجود رویدادها یا مسائل ملی و بینالمللی مهمتر باعث میشود اخبار محلی حتی در شبکههای مجازی کمتر دیده شوند یا به آنها اولویت داده نشود.
عدم شفافیت کارفرما یا دولت:
در مواردی که دولت یا کارفرماها نقشی در حلوفصل اعتراضات دارند، ممکن است تلاش کنند اطلاعات را کنترل کنند تا از گسترش احتمالی اعتراضات مشابه در دیگر مناطق جلوگیری کنند.
موفقیت یک اعتصاب نیازمند ترکیبی از اتحاد، شفافیت، استراتژی مناسب و استفاده هوشمندانه از ابزارهای حقوقی، رسانهای و اجتماعی است. مهمتر از همه، کارکنان باید همواره در مسیر تحقق مطالبات خود صبور و مستحکم باشند تا سناریوی نقض حقوق تکرار نشود.
در مطلب بعدی ببینید که برای بیمه کردن یک اعتصاب تا رسیدن به نتیجه مطلوب، به چه عواملی میتوان توجه کرد و کدام اقدامات را در دستور کار قرار داد.
✍️کارگران نساجی بروجرد دیروز، سهشنبه ۶ آذر ۱۴۰۳ وارد هشتمین روز اعتصاب خود شدند.
منابع مستقل کارگری نوشتند که این اعتصاب در اعتراض به عدم پرداخت حقوق و مزایا و قطع بیمه کارگران صورت گرفته است و به گفته کارگران، هیچ رسانهای خبر اعتصاب آنها را منتشر نمیکند و مقامات استان و شهرستان تاکنون واکنشی به خواستههای به حق آنها نشان ندادهاند و کارگران نساجی بروجرد خواستار توجه و رسیدگی فوری به مشکلات خود هستند.
سکوت و بیخبری درباره اعتصاب کارکنان نساجی بروجرد میتواند به دلایل مختلفی رخ داده باشد؛ اما دلیل عدم پوشش رسمی رسانهای چیست؟
رسانههای رسمی ممکن است به دلایل مختلفی مانند محدودیتهای قانونی، فشارهای سیاسی یا خطمشی تحریری، از پوشش چنین اعتراضاتی خودداری کنند. این مسئله بهویژه زمانی رایج است که موضوعات به مشکلات صنفی یا کارگری مرتبط باشد که میتواند حساسیتبرانگیز تلقی شود و در شبکههای اجتماعی چندان معروف نشده باشد و رسانههای رسمی به راحتی بتوانند آن را نادیده بگیرند.
دلایل دیگر سکوت و بیخبری کلی درباره اعتصاب ۸روزه از این قرار است:
فشار بر کارکنان و اتحادیهها:
ممکن است فشارهایی بر کارکنان و نمایندگان آنها اعمال شود تا اطلاعات اعتصاب را به بیرون انتقال ندهند یا درباره آن صحبت نکنند. در برخی موارد، حتی تهدید به از دست دادن شغل یا برخورد قضایی میتواند باعث سکوت کارکنان شود.
عدم دسترسی به رسانههای مستقل:
در بسیاری از شهرهای کوچکتر مانند بروجرد، دسترسی به رسانههای مستقل و آزاد محدود است. همین امر باعث میشود که اطلاعات محلی بهسختی به گوش عموم برسد.
خودسانسوری در میان مردم و رسانههای اجتماعی:
ترس از عواقب قانونی یا برخوردهای امنیتی ممکن است مردم محلی را از انتشار اخبار در شبکههای اجتماعی بازدارد. این موضوع میتواند به بیخبری گستردهتر منجر شود.
تمرکز بر مسائل دیگر:
گاهی اوقات، وجود رویدادها یا مسائل ملی و بینالمللی مهمتر باعث میشود اخبار محلی حتی در شبکههای مجازی کمتر دیده شوند یا به آنها اولویت داده نشود.
عدم شفافیت کارفرما یا دولت:
در مواردی که دولت یا کارفرماها نقشی در حلوفصل اعتراضات دارند، ممکن است تلاش کنند اطلاعات را کنترل کنند تا از گسترش احتمالی اعتراضات مشابه در دیگر مناطق جلوگیری کنند.
موفقیت یک اعتصاب نیازمند ترکیبی از اتحاد، شفافیت، استراتژی مناسب و استفاده هوشمندانه از ابزارهای حقوقی، رسانهای و اجتماعی است. مهمتر از همه، کارکنان باید همواره در مسیر تحقق مطالبات خود صبور و مستحکم باشند تا سناریوی نقض حقوق تکرار نشود.
در مطلب بعدی ببینید که برای بیمه کردن یک اعتصاب تا رسیدن به نتیجه مطلوب، به چه عواملی میتوان توجه کرد و کدام اقدامات را در دستور کار قرار داد.
بهزاد دادخواه توسط نیروهای امنیتی در سقز بازداشت شد
#بهزاد_دادخواه، شهروند ساکن سقز، توسط نیروهای امنیتی در این شهر بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.
روز دوشنبه ۵ آذر ۱۴۰۳، بهزاد دادخواه، شهروند ساکن سقز، فرزند خالد دادخواه و پدر یک فرزند خردسال، توسط هرانا احراز شده است.
هرانا
#بهزاد_دادخواه، شهروند ساکن سقز، توسط نیروهای امنیتی در این شهر بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.
روز دوشنبه ۵ آذر ۱۴۰۳، بهزاد دادخواه، شهروند ساکن سقز، فرزند خالد دادخواه و پدر یک فرزند خردسال، توسط هرانا احراز شده است.
هرانا