اخباروگزارش_های_کارگری_11_شهریورماه_1403.doc
10.7 MB
اخباروگزارش های کارگری 11 شهریورماه 1403.doc
آلمان و دانمارک برای جذب پرستاران ایرانی سر و دست میشکنند
رئیس سازمان نظام پرستاری:
آلمان و دانمارک کشورهایی هستند که اکنون پرستاران ایرانی را با رغبت زیاد پذیرش میکنند.
روزانه ۶ پرستار مهاجرت میکنند. آماری که نسبت به قبل حدودا ۲ برابر شده است.
وجود مشکلات معیشتی در کنار کمبود پرستار و فشار کاری مهمترین دلیل این انتخاب پرستاران است. از طرفی هم پرستاران ایرانی از سطح علمی و کیفی بالایی برخوردارند.
دوشنبه ۱۲ شهریورماه
رئیس سازمان نظام پرستاری:
آلمان و دانمارک کشورهایی هستند که اکنون پرستاران ایرانی را با رغبت زیاد پذیرش میکنند.
روزانه ۶ پرستار مهاجرت میکنند. آماری که نسبت به قبل حدودا ۲ برابر شده است.
وجود مشکلات معیشتی در کنار کمبود پرستار و فشار کاری مهمترین دلیل این انتخاب پرستاران است. از طرفی هم پرستاران ایرانی از سطح علمی و کیفی بالایی برخوردارند.
دوشنبه ۱۲ شهریورماه
#پیرانشهر حکم حبس امید احمدرَش بە رای باز تبدیل شد
حکم حبس امید احمدرَش، کە پیشتر بە پانزده ماه حبس محکوم شده بود، به رای باز تبدیل شد.
#دادخواهی_ادامه_دارد
#ایستادهایم_تا_پایان
#زن_زندگى_آزادى
حکم حبس امید احمدرَش، کە پیشتر بە پانزده ماه حبس محکوم شده بود، به رای باز تبدیل شد.
#دادخواهی_ادامه_دارد
#ایستادهایم_تا_پایان
#زن_زندگى_آزادى
تخریب قبرستان مسلمانان اویغور با بولدوزر در چین!
آیا خامنه ای به عنوان رهبر مسلمین جهان (البته بجز چین و حومه) و سربازان ساندیس خور فرمانده؛ احیانا و از این بابت به دولت چین اعتراضی ندارند؟!
البته که آسید علی در انجام رفتارهای اینچنینی با قبور بهاییان و جانباختگان راه آزادی، خود ید طولائی دارد/نیما بهرامی
آیا خامنه ای به عنوان رهبر مسلمین جهان (البته بجز چین و حومه) و سربازان ساندیس خور فرمانده؛ احیانا و از این بابت به دولت چین اعتراضی ندارند؟!
البته که آسید علی در انجام رفتارهای اینچنینی با قبور بهاییان و جانباختگان راه آزادی، خود ید طولائی دارد/نیما بهرامی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برای هر کس دو. انتخاب است، یا باید در مقابل ظالم بترسد و زانو بزند یا آن ظالم است که باید از او همیشه وحشت داشته باشد وحتی از او در زندان هم بترسد!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مادر حسین شنبهزاده پس از شنیدن صدور ۱۲ سال حکم حبس برای پسرش، در گفتوگوی تلفنی با او در زندان اوین گفت: «حسین، چند سال قراره بدون تو رطب بخورم؟»
حسین شنبهزاده، ویراستار و فعال فضای مجازی به اتهامهای «فعالیت تبلیغی به نفع اسرائیل» به ۵ سال حبس، «توهین به مقدسات» به ۴ سال حبس، «نشر اکاذیب» به ۲ سال حبس و «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به یک سال حبس محکوم شده است.
#اعتصابات_سراسری
حسین شنبهزاده، ویراستار و فعال فضای مجازی به اتهامهای «فعالیت تبلیغی به نفع اسرائیل» به ۵ سال حبس، «توهین به مقدسات» به ۴ سال حبس، «نشر اکاذیب» به ۲ سال حبس و «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به یک سال حبس محکوم شده است.
#اعتصابات_سراسری
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
✅ ويدئوى كامل لايو #خورشيدك
❇️ #اپيزود ١٣٤ : بررسى #براندازى به ٧ روش سامورايى !
☀️☀️☀️☀️
✳️ با #رضا_ضرابى، #آفرين_مهاجر، #محمدرضا_عالى_پيام و #بهنام_ابراهيم_زاده
🟩🟩🟩🟩🟩🟩
⬜️⬜️🦁☀️⬜️⬜️
🟥🟥🟥🟥🟥🟥
#انقلاب #زن_زندگى_آزادى
#فرقه #فرقه_سطلى
#سطلى #گشت_ارشاد_سطلى
❇️ #اپيزود ١٣٤ : بررسى #براندازى به ٧ روش سامورايى !
☀️☀️☀️☀️
✳️ با #رضا_ضرابى، #آفرين_مهاجر، #محمدرضا_عالى_پيام و #بهنام_ابراهيم_زاده
🟩🟩🟩🟩🟩🟩
⬜️⬜️🦁☀️⬜️⬜️
🟥🟥🟥🟥🟥🟥
#انقلاب #زن_زندگى_آزادى
#فرقه #فرقه_سطلى
#سطلى #گشت_ارشاد_سطلى
اخباروگزارش_های_کارگری_12_شهریورماه_1403.doc
3.5 MB
اخباروگزارش های کارگری 12 شهریورماه 1403.doc
امیرحسین مرادی برنده مدال نقره المپیاد نجوم و زندانی سیاسی:
این حکومت است که باید از مردم ایران درخواست عفو کند!
امیرحسین مرادی دانشجوی نخبهی رشته فیزیک دانشگاه صنعتی «شریف» و برندهی مدال نقرهی المپیاد نجوم کشور که با اتهامات واهی از ۲۲ فروردین ۱۳۹۹ در اسارت بوده و به ۱۶ سال زندان محکوم شده، در پیامی به تاریخ دوشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۳ چنین نوشته است:
حتی یک روز ماندن من و عزیزترین دوستم و دیگر زندانیان سیاسی در بند غیرقانونی است، چون جرمی مرتکب نشدهایم و تنها گناه ما آزادیخواهی است، اما با توجه به خبرهای جسته و گریخته و شایعات میخواهم اعلام کنم من درخواست عفو و مرخصی نکرده و نخواهم کرد. چرا که ایمان دارم که در نتیجه جنایات صورت گرفته که اندکی از آن را در این سالیان مقابل چشمانم دیدهام در نهایت این حکومت است که باید از مردم ایران درخواست عفو کند عاملان و آمران این جنایتها باید پاسخگوی اعمالشان باشند که کوچکترین آنها گرفتن سالهای جوانی ما است .
https://t.me/behnima/56007
این حکومت است که باید از مردم ایران درخواست عفو کند!
امیرحسین مرادی دانشجوی نخبهی رشته فیزیک دانشگاه صنعتی «شریف» و برندهی مدال نقرهی المپیاد نجوم کشور که با اتهامات واهی از ۲۲ فروردین ۱۳۹۹ در اسارت بوده و به ۱۶ سال زندان محکوم شده، در پیامی به تاریخ دوشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۳ چنین نوشته است:
حتی یک روز ماندن من و عزیزترین دوستم و دیگر زندانیان سیاسی در بند غیرقانونی است، چون جرمی مرتکب نشدهایم و تنها گناه ما آزادیخواهی است، اما با توجه به خبرهای جسته و گریخته و شایعات میخواهم اعلام کنم من درخواست عفو و مرخصی نکرده و نخواهم کرد. چرا که ایمان دارم که در نتیجه جنایات صورت گرفته که اندکی از آن را در این سالیان مقابل چشمانم دیدهام در نهایت این حکومت است که باید از مردم ایران درخواست عفو کند عاملان و آمران این جنایتها باید پاسخگوی اعمالشان باشند که کوچکترین آنها گرفتن سالهای جوانی ما است .
https://t.me/behnima/56007
برگی از تاریخ
✍سرگرد محمود سخایی رئیس کل شهربانی کرمان، افسری شجاع و میهنپرست و از طرفداران نهضت ملی بود.
پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، حامیان سلطنت با شعار «جاوید شاه» پای او را به خودرویی بستند و در شهر چرخاندند. بعد هم پیکرش را بر تیری چوبی در میدان شهر آویختند و سپس جنازه را مُثله کردند!
کسی که با تاریخ کشورش بیگانه باشد فاقد درک صحیح درمبارزه با بیگانگان است.آموزش صحیح ازشکستها وآگاهی به تاریخ گذشته کشور ،مادر پیروزی فردای هرملتی است.
سرگرد محمود سخایی که بود؟
(متولد: ۱۲۹۶ خورشیدی - مقتول: ۲۸ مرداد ۱۳۳۲) محافظ دکتر مصدق، نویسنده کتاب «مصدق و رستاخیز ملت»، دوست خسرو روزبه، نفر اول مسابقات تیراندازی در کل کشور، رئیس شهربانی کرمان و فرمانده گارد محافظین مجلس شورای ملی بود
بعد از ظهر چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ که فریادهای «زنده باد مصدّق، مرگ بر شاه» صبح، با برگشتن ورق، تبدیل به «جاوید شاه، مرگ بر مصدّق» شده بود، گروهی چاقوکش و قداره بند که گفته میشود هواداران مظفر بقائی بودند، به طرف شهربانی کرمان راه می.افتند تا با سرگرد سخایی برخورد کنند.رانند سرگرد سخایی به وی جریان توطئه را اطلاع داده و التماس میکند با جیپ پر از بنزین فرار کند اما وی نپذیرفت و به شهربانی کرمان رفت و برای گروهی که در آنجا جمع بودند از آزادگی و مبارزه با بیداد سخن گفت، اما مرتجعین امان نداده و بر سر و رویش ریختنددر این هنگام رئیس دژبانی که بعدآً به درجه سرلشکری رسید، او را به دفتر ستاد لشکر برد. تیمسار فضل الله امانپور (فرمانده لشکر) به سرگرد سخایی گفت:
اگر میخواهی از دست این مردم راحت شوی، برو روی بالکن و علیه دکتر مصدق افشاگری کن و وفاداری خود را به شاه به اطلاع همه برسان...
سرگرد سخایی پاسخ داد:
من زندانی شما هستم و حرف های خود را در دادگاه خواهم زد. سرلشکر امانپور از اتاقش بیرون رفت و در جایی که سعی داشت صدایش به گوش سخایی برسد رو به چماقداران کرد و گفت:
سرگرد سخایی اینجا نیست. نیست... و در همان حال با اشاره سر، به آنان محل او را نشان داد
آنها وارد اتاق شدند و به آن افسر شجاع ناجوانمردانه حمله نمودند. سپس پیکر نیمه جانش را از اتاق فرمانده لشگر به پایین پرت نمودند و با چوب و چماق نیمه جانش کردند. سپس جیپ نظامی جناب تیمسار سرلشکر امانپور فرمانده لشکر نظامی کرمان، یک یا چند نوبت از روی آن جسد پاک عبور کرد
عمله استبداد پای سرگرد سخایی را، با طنابی به ته خودروی جیپ نظامی بستند و پیکر وی را تا میدان شهر کرمان (مشتاقیه فعلی) بر زمین کشیدند و بر تیری چوبی آویختند و «جاوید شاه و مرگ بر مصدق»گویان، و در حالیکه چوب و چماقهایشان را در هوا میچرخاندند، بدنبال جیپ و یلیس نظامی راه افتادند آنجا جسد را کاملاً برهنه کردند، چوبی به ماتحت آن فرو نمودند و در میدان مشتاق که یکصد سال پیش، «مشتاق علی شاه اصفهانی» سنگسار شده بود به دار آویختند
گفته شده در همان روز ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ پسر مرده شورخانه کرمان با یک کارد بزرگ سلاخی به سوی پیگر به دارآویخته دوید و عورت آن جسد را با کارد برید و با نهایت بی شرمی و وقاحت در دهان سرگرد سخایی گذاشت و خنده بلندی سرداد... فرد دیگری بیضه های جسد را برید و به تکه پاره های لباس که آنجا افتاده بود دوخت و روی شانه های آن پیکر بیجان انداخت
بر سنگ قبر سرگرد سخایی (پیش از آنکه ویران شود) نوشته شده بود:
مقبره سرگرد سید محمود سخایی سرباز شهید نهضت ملی ایران رییس شهربانی منتخب دکتر مصدق در استان کرمان که در کودتای خائنانه ۲۸مرداد ۱۳۳۲بدست عمال جنایتکار شاه به شهادت رسید
✍سرگرد محمود سخایی رئیس کل شهربانی کرمان، افسری شجاع و میهنپرست و از طرفداران نهضت ملی بود.
پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، حامیان سلطنت با شعار «جاوید شاه» پای او را به خودرویی بستند و در شهر چرخاندند. بعد هم پیکرش را بر تیری چوبی در میدان شهر آویختند و سپس جنازه را مُثله کردند!
کسی که با تاریخ کشورش بیگانه باشد فاقد درک صحیح درمبارزه با بیگانگان است.آموزش صحیح ازشکستها وآگاهی به تاریخ گذشته کشور ،مادر پیروزی فردای هرملتی است.
سرگرد محمود سخایی که بود؟
(متولد: ۱۲۹۶ خورشیدی - مقتول: ۲۸ مرداد ۱۳۳۲) محافظ دکتر مصدق، نویسنده کتاب «مصدق و رستاخیز ملت»، دوست خسرو روزبه، نفر اول مسابقات تیراندازی در کل کشور، رئیس شهربانی کرمان و فرمانده گارد محافظین مجلس شورای ملی بود
بعد از ظهر چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ که فریادهای «زنده باد مصدّق، مرگ بر شاه» صبح، با برگشتن ورق، تبدیل به «جاوید شاه، مرگ بر مصدّق» شده بود، گروهی چاقوکش و قداره بند که گفته میشود هواداران مظفر بقائی بودند، به طرف شهربانی کرمان راه می.افتند تا با سرگرد سخایی برخورد کنند.رانند سرگرد سخایی به وی جریان توطئه را اطلاع داده و التماس میکند با جیپ پر از بنزین فرار کند اما وی نپذیرفت و به شهربانی کرمان رفت و برای گروهی که در آنجا جمع بودند از آزادگی و مبارزه با بیداد سخن گفت، اما مرتجعین امان نداده و بر سر و رویش ریختنددر این هنگام رئیس دژبانی که بعدآً به درجه سرلشکری رسید، او را به دفتر ستاد لشکر برد. تیمسار فضل الله امانپور (فرمانده لشکر) به سرگرد سخایی گفت:
اگر میخواهی از دست این مردم راحت شوی، برو روی بالکن و علیه دکتر مصدق افشاگری کن و وفاداری خود را به شاه به اطلاع همه برسان...
سرگرد سخایی پاسخ داد:
من زندانی شما هستم و حرف های خود را در دادگاه خواهم زد. سرلشکر امانپور از اتاقش بیرون رفت و در جایی که سعی داشت صدایش به گوش سخایی برسد رو به چماقداران کرد و گفت:
سرگرد سخایی اینجا نیست. نیست... و در همان حال با اشاره سر، به آنان محل او را نشان داد
آنها وارد اتاق شدند و به آن افسر شجاع ناجوانمردانه حمله نمودند. سپس پیکر نیمه جانش را از اتاق فرمانده لشگر به پایین پرت نمودند و با چوب و چماق نیمه جانش کردند. سپس جیپ نظامی جناب تیمسار سرلشکر امانپور فرمانده لشکر نظامی کرمان، یک یا چند نوبت از روی آن جسد پاک عبور کرد
عمله استبداد پای سرگرد سخایی را، با طنابی به ته خودروی جیپ نظامی بستند و پیکر وی را تا میدان شهر کرمان (مشتاقیه فعلی) بر زمین کشیدند و بر تیری چوبی آویختند و «جاوید شاه و مرگ بر مصدق»گویان، و در حالیکه چوب و چماقهایشان را در هوا میچرخاندند، بدنبال جیپ و یلیس نظامی راه افتادند آنجا جسد را کاملاً برهنه کردند، چوبی به ماتحت آن فرو نمودند و در میدان مشتاق که یکصد سال پیش، «مشتاق علی شاه اصفهانی» سنگسار شده بود به دار آویختند
گفته شده در همان روز ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ پسر مرده شورخانه کرمان با یک کارد بزرگ سلاخی به سوی پیگر به دارآویخته دوید و عورت آن جسد را با کارد برید و با نهایت بی شرمی و وقاحت در دهان سرگرد سخایی گذاشت و خنده بلندی سرداد... فرد دیگری بیضه های جسد را برید و به تکه پاره های لباس که آنجا افتاده بود دوخت و روی شانه های آن پیکر بیجان انداخت
بر سنگ قبر سرگرد سخایی (پیش از آنکه ویران شود) نوشته شده بود:
مقبره سرگرد سید محمود سخایی سرباز شهید نهضت ملی ایران رییس شهربانی منتخب دکتر مصدق در استان کرمان که در کودتای خائنانه ۲۸مرداد ۱۳۳۲بدست عمال جنایتکار شاه به شهادت رسید
برگی از تاریخ
✍سرگرد محمود سخایی رئیس کل شهربانی کرمان، افسری شجاع و میهنپرست و از طرفداران نهضت ملی بود.
پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، حامیان سلطنت با شعار «جاوید شاه» پای او را به خودرویی بستند و در شهر چرخاندند. بعد هم پیکرش را بر تیری چوبی در میدان شهر آویختند و سپس جنازه را مُثله کردند!
کسی که با تاریخ کشورش بیگانه باشد فاقد درک صحیح درمبارزه با بیگانگان است.آموزش صحیح ازشکستها وآگاهی به تاریخ گذشته کشور ،مادر پیروزی فردای هرملتی است.
سرگرد محمود سخایی که بود؟
(متولد: ۱۲۹۶ خورشیدی - مقتول: ۲۸ مرداد ۱۳۳۲) محافظ دکتر مصدق، نویسنده کتاب «مصدق و رستاخیز ملت»، دوست خسرو روزبه، نفر اول مسابقات تیراندازی در کل کشور، رئیس شهربانی کرمان و فرمانده گارد محافظین مجلس شورای ملی بود
بعد از ظهر چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ که فریادهای «زنده باد مصدّق، مرگ بر شاه» صبح، با برگشتن ورق، تبدیل به «جاوید شاه، مرگ بر مصدّق» شده بود، گروهی چاقوکش و قداره بند که گفته میشود هواداران مظفر بقائی بودند، به طرف شهربانی کرمان راه می.افتند تا با سرگرد سخایی برخورد کنند.رانند سرگرد سخایی به وی جریان توطئه را اطلاع داده و التماس میکند با جیپ پر از بنزین فرار کند اما وی نپذیرفت و به شهربانی کرمان رفت و برای گروهی که در آنجا جمع بودند از آزادگی و مبارزه با بیداد سخن گفت، اما مرتجعین امان نداده و بر سر و رویش ریختنددر این هنگام رئیس دژبانی که بعدآً به درجه سرلشکری رسید، او را به دفتر ستاد لشکر برد. تیمسار فضل الله امانپور (فرمانده لشکر) به سرگرد سخایی گفت:
اگر میخواهی از دست این مردم راحت شوی، برو روی بالکن و علیه دکتر مصدق افشاگری کن و وفاداری خود را به شاه به اطلاع همه برسان...
سرگرد سخایی پاسخ داد:
من زندانی شما هستم و حرف های خود را در دادگاه خواهم زد. سرلشکر امانپور از اتاقش بیرون رفت و در جایی که سعی داشت صدایش به گوش سخایی برسد رو به چماقداران کرد و گفت:
سرگرد سخایی اینجا نیست. نیست... و در همان حال با اشاره سر، به آنان محل او را نشان داد
آنها وارد اتاق شدند و به آن افسر شجاع ناجوانمردانه حمله نمودند. سپس پیکر نیمه جانش را از اتاق فرمانده لشگر به پایین پرت نمودند و با چوب و چماق نیمه جانش کردند. سپس جیپ نظامی جناب تیمسار سرلشکر امانپور فرمانده لشکر نظامی کرمان، یک یا چند نوبت از روی آن جسد پاک عبور کرد
عمله استبداد پای سرگرد سخایی را، با طنابی به ته خودروی جیپ نظامی بستند و پیکر وی را تا میدان شهر کرمان (مشتاقیه فعلی) بر زمین کشیدند و بر تیری چوبی آویختند و «جاوید شاه و مرگ بر مصدق»گویان، و در حالیکه چوب و چماقهایشان را در هوا میچرخاندند، بدنبال جیپ و یلیس نظامی راه افتادند آنجا جسد را کاملاً برهنه کردند، چوبی به ماتحت آن فرو نمودند و در میدان مشتاق که یکصد سال پیش، «مشتاق علی شاه اصفهانی» سنگسار شده بود به دار آویختند
گفته شده در همان روز ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ پسر مرده شورخانه کرمان با یک کارد بزرگ سلاخی به سوی پیگر به دارآویخته دوید و عورت آن جسد را با کارد برید و با نهایت بی شرمی و وقاحت در دهان سرگرد سخایی گذاشت و خنده بلندی سرداد... فرد دیگری بیضه های جسد را برید و به تکه پاره های لباس که آنجا افتاده بود دوخت و روی شانه های آن پیکر بیجان انداخت
بر سنگ قبر سرگرد سخایی (پیش از آنکه ویران شود) نوشته شده بود:
مقبره سرگرد سید محمود سخایی سرباز شهید نهضت ملی ایران رییس شهربانی منتخب دکتر مصدق در استان کرمان که در کودتای خائنانه ۲۸مرداد ۱۳۳۲بدست عمال جنایتکار شاه به شهادت رسید
✍سرگرد محمود سخایی رئیس کل شهربانی کرمان، افسری شجاع و میهنپرست و از طرفداران نهضت ملی بود.
پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، حامیان سلطنت با شعار «جاوید شاه» پای او را به خودرویی بستند و در شهر چرخاندند. بعد هم پیکرش را بر تیری چوبی در میدان شهر آویختند و سپس جنازه را مُثله کردند!
کسی که با تاریخ کشورش بیگانه باشد فاقد درک صحیح درمبارزه با بیگانگان است.آموزش صحیح ازشکستها وآگاهی به تاریخ گذشته کشور ،مادر پیروزی فردای هرملتی است.
سرگرد محمود سخایی که بود؟
(متولد: ۱۲۹۶ خورشیدی - مقتول: ۲۸ مرداد ۱۳۳۲) محافظ دکتر مصدق، نویسنده کتاب «مصدق و رستاخیز ملت»، دوست خسرو روزبه، نفر اول مسابقات تیراندازی در کل کشور، رئیس شهربانی کرمان و فرمانده گارد محافظین مجلس شورای ملی بود
بعد از ظهر چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ که فریادهای «زنده باد مصدّق، مرگ بر شاه» صبح، با برگشتن ورق، تبدیل به «جاوید شاه، مرگ بر مصدّق» شده بود، گروهی چاقوکش و قداره بند که گفته میشود هواداران مظفر بقائی بودند، به طرف شهربانی کرمان راه می.افتند تا با سرگرد سخایی برخورد کنند.رانند سرگرد سخایی به وی جریان توطئه را اطلاع داده و التماس میکند با جیپ پر از بنزین فرار کند اما وی نپذیرفت و به شهربانی کرمان رفت و برای گروهی که در آنجا جمع بودند از آزادگی و مبارزه با بیداد سخن گفت، اما مرتجعین امان نداده و بر سر و رویش ریختنددر این هنگام رئیس دژبانی که بعدآً به درجه سرلشکری رسید، او را به دفتر ستاد لشکر برد. تیمسار فضل الله امانپور (فرمانده لشکر) به سرگرد سخایی گفت:
اگر میخواهی از دست این مردم راحت شوی، برو روی بالکن و علیه دکتر مصدق افشاگری کن و وفاداری خود را به شاه به اطلاع همه برسان...
سرگرد سخایی پاسخ داد:
من زندانی شما هستم و حرف های خود را در دادگاه خواهم زد. سرلشکر امانپور از اتاقش بیرون رفت و در جایی که سعی داشت صدایش به گوش سخایی برسد رو به چماقداران کرد و گفت:
سرگرد سخایی اینجا نیست. نیست... و در همان حال با اشاره سر، به آنان محل او را نشان داد
آنها وارد اتاق شدند و به آن افسر شجاع ناجوانمردانه حمله نمودند. سپس پیکر نیمه جانش را از اتاق فرمانده لشگر به پایین پرت نمودند و با چوب و چماق نیمه جانش کردند. سپس جیپ نظامی جناب تیمسار سرلشکر امانپور فرمانده لشکر نظامی کرمان، یک یا چند نوبت از روی آن جسد پاک عبور کرد
عمله استبداد پای سرگرد سخایی را، با طنابی به ته خودروی جیپ نظامی بستند و پیکر وی را تا میدان شهر کرمان (مشتاقیه فعلی) بر زمین کشیدند و بر تیری چوبی آویختند و «جاوید شاه و مرگ بر مصدق»گویان، و در حالیکه چوب و چماقهایشان را در هوا میچرخاندند، بدنبال جیپ و یلیس نظامی راه افتادند آنجا جسد را کاملاً برهنه کردند، چوبی به ماتحت آن فرو نمودند و در میدان مشتاق که یکصد سال پیش، «مشتاق علی شاه اصفهانی» سنگسار شده بود به دار آویختند
گفته شده در همان روز ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ پسر مرده شورخانه کرمان با یک کارد بزرگ سلاخی به سوی پیگر به دارآویخته دوید و عورت آن جسد را با کارد برید و با نهایت بی شرمی و وقاحت در دهان سرگرد سخایی گذاشت و خنده بلندی سرداد... فرد دیگری بیضه های جسد را برید و به تکه پاره های لباس که آنجا افتاده بود دوخت و روی شانه های آن پیکر بیجان انداخت
بر سنگ قبر سرگرد سخایی (پیش از آنکه ویران شود) نوشته شده بود:
مقبره سرگرد سید محمود سخایی سرباز شهید نهضت ملی ایران رییس شهربانی منتخب دکتر مصدق در استان کرمان که در کودتای خائنانه ۲۸مرداد ۱۳۳۲بدست عمال جنایتکار شاه به شهادت رسید
کارکنان شرکت «شمس عمران» ماهها حقوق دریافت نکردهاند
گارگران و کارکنان خط یک مترو شیراز شاغل در شرکت «شمس عمران» وابسته به وزارت دفاع جمهوری اسلامی، به مدت چهار ماه متوالی است که حقوقی دریافت نکردهاند.
این در حالی است که مسئولان شرکت مذکور، وجوه را از شهرداری شیراز دریافت کردهاند و هر روز با وعدههای دروغین به گارگران، آنها را با امید پرداخت در هفته آینده مجبور به کار میکنند.
کارگران و خانوادههای آنان در پی عدم دریافت حقوق به مدت چهار ماه متوالی با معضلات پیچیده معیشتی و اقتصادی مواجه شدهاند.
این در شرایطی است که پرسنل این شرکت از پنج ماه قبل، حفاری برای ساخت یک تونل را شروع کردهاند و چهار ماه است که حقوقی دریافت نکردهاند در حالی که گفته میشود، پیشروی حفاری با توجه به نبود امکانات، مناسب بوده است.
گارگران و کارکنان خط یک مترو شیراز شاغل در شرکت «شمس عمران» وابسته به وزارت دفاع جمهوری اسلامی، به مدت چهار ماه متوالی است که حقوقی دریافت نکردهاند.
این در حالی است که مسئولان شرکت مذکور، وجوه را از شهرداری شیراز دریافت کردهاند و هر روز با وعدههای دروغین به گارگران، آنها را با امید پرداخت در هفته آینده مجبور به کار میکنند.
کارگران و خانوادههای آنان در پی عدم دریافت حقوق به مدت چهار ماه متوالی با معضلات پیچیده معیشتی و اقتصادی مواجه شدهاند.
این در شرایطی است که پرسنل این شرکت از پنج ماه قبل، حفاری برای ساخت یک تونل را شروع کردهاند و چهار ماه است که حقوقی دریافت نکردهاند در حالی که گفته میشود، پیشروی حفاری با توجه به نبود امکانات، مناسب بوده است.
🔹نگرانی فعالان مدنی از اهداف طرحهای صنعتی در سواحل مکران؛ توسعه پایدار یا استعمار؟
وزیر دفاع ایران بر تسریع در اجرای طرحهای صنعتی در چابهار تاکید کرد، طرح هایی که فعالان بلوچ آن را در راستای تغییر بافت جمعیتی و اشغال کامل بلوچستان می دانند.
فعالان مدنی و سیاسی بلوچ نسبت به این طرحها ابراز نگرانی کردهاند. آنها معتقدند که جمهوری اسلامی با هدف تغییر بافت جمعیتی و کنترل کامل بلوچستان، در پی اجرای طرحی استعماری برای تصرف و اشغال کامل این منطقه است.
وزیر دفاع ایران بر تسریع در اجرای طرحهای صنعتی در چابهار تاکید کرد، طرح هایی که فعالان بلوچ آن را در راستای تغییر بافت جمعیتی و اشغال کامل بلوچستان می دانند.
فعالان مدنی و سیاسی بلوچ نسبت به این طرحها ابراز نگرانی کردهاند. آنها معتقدند که جمهوری اسلامی با هدف تغییر بافت جمعیتی و کنترل کامل بلوچستان، در پی اجرای طرحی استعماری برای تصرف و اشغال کامل این منطقه است.