Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔴بازداشت هترمند تهرانی زارا اسماعیلی از سوی نیروهای امنیتی
▪️طی روزهای گذشته، #زارا_اسماعیلی، هنرمند ساکن تهران که اجراهای خیابانی وی بدون حجاب اجباری اخیراً در شبکههای اجتماعی به صورت گسترده منتشر و مورد توجه قرار گرفته بود، توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران بازداشت شده است/
▪️طی روزهای گذشته، #زارا_اسماعیلی، هنرمند ساکن تهران که اجراهای خیابانی وی بدون حجاب اجباری اخیراً در شبکههای اجتماعی به صورت گسترده منتشر و مورد توجه قرار گرفته بود، توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران بازداشت شده است/
سنندج؛ یک کارگر بر اثر حادثه کار جان خود را از دست داد
روز چهارشنبه ١٠ مرداد ١٤٠٣، یک کارگر به نام «لقمان قادرنژاد» ٥٧ ساله اهل روستای «مربزان» از توابع سنندج بر اثر حادثه کار جان خود را از دست داد.
این کارگر در حین تخریب یک ساختمان در سنندج بر اثر ریزش دیوار دچار حادثه شده و جان خود را از دست داده است.
روز چهارشنبه ١٠ مرداد ١٤٠٣، یک کارگر به نام «لقمان قادرنژاد» ٥٧ ساله اهل روستای «مربزان» از توابع سنندج بر اثر حادثه کار جان خود را از دست داد.
این کارگر در حین تخریب یک ساختمان در سنندج بر اثر ریزش دیوار دچار حادثه شده و جان خود را از دست داده است.
بازداشت شماری از فعالان مدنی در قلعه بابک
امروز جمعه دوازدهم مرداد ماه تعدادی از فعالان مدنی در آذربایجان توسط مزدوران اداره تروریستی اطلاعات در قلعه بابک بازداشت شدند.
علی لسانی، مهدی لسانی، میثم جولانی، بهزاد دشتی، رضا واثقی، پژمان سلیمی و چند تن دیگر از فعالان که هویت آنها هنوز مشخص نشده است، بازداشت شدهاند.
فعالان مذکور در مسیر پایین آمدن و بازگشت از قلعه بابک توسط مزدوران اداره تروریستی اطلاعات همراه با ضرب و شتم مورد بازداشت قرار گرفتهاند.
بر اساس گزارش منابع آگاه، تلفن همراه بازداشتشدگان خاموش است و این بر نگرانی خانوادههای آنها افزوده است.
با توجه به صعود شمار بسیاری از شهروندان به قلعه بابک و اجرای مراسم موسیقی و رقص در آنجا احتمال میرود تعداد بازداشتشدگان توسط بیشتر باشد.
جمعه ۱۲ مردادماه
امروز جمعه دوازدهم مرداد ماه تعدادی از فعالان مدنی در آذربایجان توسط مزدوران اداره تروریستی اطلاعات در قلعه بابک بازداشت شدند.
علی لسانی، مهدی لسانی، میثم جولانی، بهزاد دشتی، رضا واثقی، پژمان سلیمی و چند تن دیگر از فعالان که هویت آنها هنوز مشخص نشده است، بازداشت شدهاند.
فعالان مذکور در مسیر پایین آمدن و بازگشت از قلعه بابک توسط مزدوران اداره تروریستی اطلاعات همراه با ضرب و شتم مورد بازداشت قرار گرفتهاند.
بر اساس گزارش منابع آگاه، تلفن همراه بازداشتشدگان خاموش است و این بر نگرانی خانوادههای آنها افزوده است.
با توجه به صعود شمار بسیاری از شهروندان به قلعه بابک و اجرای مراسم موسیقی و رقص در آنجا احتمال میرود تعداد بازداشتشدگان توسط بیشتر باشد.
جمعه ۱۲ مردادماه
Forwarded from اتحاد سراسری کارگران ایران
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴دست شاه رو نبوسید و از کلیه ورزشها حذف شدو ممنوع الخروج شد
بعد بچه #شاه به دوران باباش می نازه و آه و ناله آن دوران را سر می دهد
«عبدالله موحد» که فقط بخاطر نبوسیدن دست کثیف شاه
ازهمه ورزشها و حقوق اجتماعی اش محروم شد.
دلیل شیخ و شاه دو روی یک سکه !!👇
#پهلوی_را بشناس
#نه_سلطنت_نه_رهبری_دموکراسی_برابری
#پهلوی_شیاد
بعد بچه #شاه به دوران باباش می نازه و آه و ناله آن دوران را سر می دهد
«عبدالله موحد» که فقط بخاطر نبوسیدن دست کثیف شاه
ازهمه ورزشها و حقوق اجتماعی اش محروم شد.
دلیل شیخ و شاه دو روی یک سکه !!👇
#پهلوی_را بشناس
#نه_سلطنت_نه_رهبری_دموکراسی_برابری
#پهلوی_شیاد
به حکم مردم، احکام اعدام متوقف و ملغا باید گردد
اعدام قتل عمد حکومتی است. اعدام به مسلخ بردن عشق و مبارزه است، به مسلخ بردن تنهای نازنین شورشی است که عدالت و آزادی میخواهند، به مسلخ بردن فریاد اعتراض و حق زندگی و سرکوب هرگونه اعتراض برای حق زندگی است. حکم اعدام فقط پایان دادن به یک زندگی نیست، بلکه تحمیل خفقان، ستم، فقر و گرسنگی است. تشدید و تحکیم خشونت سازمانیافتهای است که برای بقای قدرت ستمگران، ساختار مبتنی بر غارت نیرویکار، نابودی محیطزیست و تشدید همهی تبعیضهای طبقاتی، جنسیتی ضروری است. مخالفت با اعدام یعنی مخالفت با روش حذف انسانها، مخالفت با ارادهی ستمگری حاکم، مخالفت با نبود آزادی و عدالت.
صدای رفقای دربندمان در زندان اوین و سایر زندانهای ایران را به گوش جان شنیدیم. مبارزانی که در بند نیز فریاد اعتراض خود را بر دهان سیستم جنایتکار کوبیدند و جسورانه بر حقخواهی خود ایستادند. ما نیز در زندان بزرگ ایران، همراه و همصدا با آنان فریاد میزنیم:
اعدام قتل عمد حکومتی را متوقف و ملغا کنید. از همان ابتدا، ماشین کشتارتان را بیرحمانه به جان مردم انداختید و به اشکال و با بهانههای مختلف فضای مرگ را بر کشور حاکم کردید. نگاهی به آمار اعدامهای اخیر، در فضای سیرکِ انتخاباتیِ مسخره و دروغینتان، خود گواهی است بر مرگی که ارمغان آوردهاید.
شرم بر شما که سیستم سودجوی تا ریشه دزد و فاسد خود را بر فراز طنابهای دار و جوخههای اعدام برپا کرده و با اعدام وکشتار زنده نگه داشتهاید. با استناد به احکامِ ارتجاعی و قرونوسطایی دین و اتهامهای واهی «بغی» و «فساد فیالارض»، هزاران نفر از جوانان را کشتید، به دختران باکره قبل از اعدام تجاوز کردید و آخرین قلم از زنجیر جنایتهایتان: حکم اعدام به خاطر اعتراض را رقم زدید. اگر سکوت کنیم و صدای دادخواهی زندانیان اعدامی نباشیم، اگر چشمهایمان را ببندیم و بگذریم، آنان نیز به
هزاران کشتهی این خاک خونین خواهند پیوست، خاکی که گروگان گرفته شده و خشمگین است، سرزمینی که با پشتهی کشتههایش رتبهی اول اعدام را در جهان دارد. ما بهعنوان بخشی از فعالان زن، در کنار دیگر کنشگرانِ الغای اعدام، تحت هر عنوان و با هر بهانهای، ایستادهایم و ارادهی راسخی را که در میان بخشهای مختلف جامعه در حمایت از الغای اعدام شکل گرفته ارج مینهیم.
اما بدانید: تاریخ ستمگری اگرچه همواره با خون جوشندهی مردم گلگون شده، هیچگاه پایدار نمانده است. روزی نهچندان دور، این مردم، آنانی که در خیابان جان خود را دستمایهی اعتراضشان کردند، کشته شدند، ساچمه خوردند، چشمهایشان را از دست دادند ودر زندانها اسطورهی مقاومت و ایستادگی شدند، همین مردم، آمرآن و عاملین این جنایتها و کشتارها را محاکمه و مجازات خواهند کرد، منتظر باشید.
مرداد ماه ١۴٠٣
جمعی از زنان فعال داخل کشور
اعدام قتل عمد حکومتی است. اعدام به مسلخ بردن عشق و مبارزه است، به مسلخ بردن تنهای نازنین شورشی است که عدالت و آزادی میخواهند، به مسلخ بردن فریاد اعتراض و حق زندگی و سرکوب هرگونه اعتراض برای حق زندگی است. حکم اعدام فقط پایان دادن به یک زندگی نیست، بلکه تحمیل خفقان، ستم، فقر و گرسنگی است. تشدید و تحکیم خشونت سازمانیافتهای است که برای بقای قدرت ستمگران، ساختار مبتنی بر غارت نیرویکار، نابودی محیطزیست و تشدید همهی تبعیضهای طبقاتی، جنسیتی ضروری است. مخالفت با اعدام یعنی مخالفت با روش حذف انسانها، مخالفت با ارادهی ستمگری حاکم، مخالفت با نبود آزادی و عدالت.
صدای رفقای دربندمان در زندان اوین و سایر زندانهای ایران را به گوش جان شنیدیم. مبارزانی که در بند نیز فریاد اعتراض خود را بر دهان سیستم جنایتکار کوبیدند و جسورانه بر حقخواهی خود ایستادند. ما نیز در زندان بزرگ ایران، همراه و همصدا با آنان فریاد میزنیم:
اعدام قتل عمد حکومتی را متوقف و ملغا کنید. از همان ابتدا، ماشین کشتارتان را بیرحمانه به جان مردم انداختید و به اشکال و با بهانههای مختلف فضای مرگ را بر کشور حاکم کردید. نگاهی به آمار اعدامهای اخیر، در فضای سیرکِ انتخاباتیِ مسخره و دروغینتان، خود گواهی است بر مرگی که ارمغان آوردهاید.
شرم بر شما که سیستم سودجوی تا ریشه دزد و فاسد خود را بر فراز طنابهای دار و جوخههای اعدام برپا کرده و با اعدام وکشتار زنده نگه داشتهاید. با استناد به احکامِ ارتجاعی و قرونوسطایی دین و اتهامهای واهی «بغی» و «فساد فیالارض»، هزاران نفر از جوانان را کشتید، به دختران باکره قبل از اعدام تجاوز کردید و آخرین قلم از زنجیر جنایتهایتان: حکم اعدام به خاطر اعتراض را رقم زدید. اگر سکوت کنیم و صدای دادخواهی زندانیان اعدامی نباشیم، اگر چشمهایمان را ببندیم و بگذریم، آنان نیز به
هزاران کشتهی این خاک خونین خواهند پیوست، خاکی که گروگان گرفته شده و خشمگین است، سرزمینی که با پشتهی کشتههایش رتبهی اول اعدام را در جهان دارد. ما بهعنوان بخشی از فعالان زن، در کنار دیگر کنشگرانِ الغای اعدام، تحت هر عنوان و با هر بهانهای، ایستادهایم و ارادهی راسخی را که در میان بخشهای مختلف جامعه در حمایت از الغای اعدام شکل گرفته ارج مینهیم.
اما بدانید: تاریخ ستمگری اگرچه همواره با خون جوشندهی مردم گلگون شده، هیچگاه پایدار نمانده است. روزی نهچندان دور، این مردم، آنانی که در خیابان جان خود را دستمایهی اعتراضشان کردند، کشته شدند، ساچمه خوردند، چشمهایشان را از دست دادند ودر زندانها اسطورهی مقاومت و ایستادگی شدند، همین مردم، آمرآن و عاملین این جنایتها و کشتارها را محاکمه و مجازات خواهند کرد، منتظر باشید.
مرداد ماه ١۴٠٣
جمعی از زنان فعال داخل کشور
مهربانو خشنودی، عضو سابق تیم تیراندازی با کمان ایران و مهندس عمرانی که در جریان خیزش انقلابی سال ۱۴۰۱ در شهر کرمانشاه، دراثر شلیک عامدانه به چشم ، بینایی یک چشم خود را از دست داد، در صفحه اینستاگرامش نوشت:
«هنوز یک ماه نگذشته بود که دیگه نداشتمش. اون روز هم روز ویزیت بود، دکتر از پشت دستگاه یه نگاه به من انداخت و گفت اینکه لاک زدی نشونه خوبیه، خوبه که لبهات میخنده. خودش هم موقع گفتن این حرفها مثل همیشه لبخند داشت اما معنی لبخند عمیقش رو میفهمیدم. زیر چشمی با همون حالت درد و سرگیجه نگاهش کردم و لبخند زدم، نمیتونستم با واژهها جواب حرفهاش رو بدم. نتونستم جواب بدم اما با نگاهم بهش گفتم که این لبخند تنها سلاحیه که برای ادامه دارم، تنها سلاحیه که برای سرپا نگه داشتن خانوادهام دارم. تنها سلاحیه که برای زنده نگه داشتن خودم دارم، تنها سلاحمه برای وقتهایی که با کلی درد جسمی و غیر جسمی باید تکیه گاه باشم برای آدمهایی که هنوز باورشون نشده دیگه چشمم رو ندارم..
مکالمه اون روزمون بیشترش لبخند بود،
شاید این لبخندها تنها یادگاری از من باشه
#چشم_برای_آزادی
#انقلاب_زن_زندگی_آزادی
«هنوز یک ماه نگذشته بود که دیگه نداشتمش. اون روز هم روز ویزیت بود، دکتر از پشت دستگاه یه نگاه به من انداخت و گفت اینکه لاک زدی نشونه خوبیه، خوبه که لبهات میخنده. خودش هم موقع گفتن این حرفها مثل همیشه لبخند داشت اما معنی لبخند عمیقش رو میفهمیدم. زیر چشمی با همون حالت درد و سرگیجه نگاهش کردم و لبخند زدم، نمیتونستم با واژهها جواب حرفهاش رو بدم. نتونستم جواب بدم اما با نگاهم بهش گفتم که این لبخند تنها سلاحیه که برای ادامه دارم، تنها سلاحیه که برای سرپا نگه داشتن خانوادهام دارم. تنها سلاحیه که برای زنده نگه داشتن خودم دارم، تنها سلاحمه برای وقتهایی که با کلی درد جسمی و غیر جسمی باید تکیه گاه باشم برای آدمهایی که هنوز باورشون نشده دیگه چشمم رو ندارم..
مکالمه اون روزمون بیشترش لبخند بود،
شاید این لبخندها تنها یادگاری از من باشه
#چشم_برای_آزادی
#انقلاب_زن_زندگی_آزادی
#عملیاتیهای_معترض_جنوب
📍شرکت نفت و گاز پارس #عسلویه
👈شنبه ۱۳مردادماه۱۴۰۳
🔹اهم مطالبات:
➖حذف #سقفحقوق
➖اعمال #ترمیم_حقوق طبق دستورالعمل جدید
➖حذف محدودیت #حقسنوات_بازنشستگی
➖اجرای کامل #ماده۱۰
➖پرداخت #بک_پی ماده۱۰
➖عدم #تفکیک مشاغل در مناطق عملیاتی
➖استرداد #مازاد_مالیات کسر شده
➖اصلاح #کفحقوق
➖#عدم_ادغام صندوق بازنشستگی با سایر صندوقهای ورشکسته
🔸درود بر همکاران، تا آنجاکه ما مطلع هستیم در مناطق عملیاتی مانند عسلویه تعداد بیشتری از همکاران درگیر مشکل #سقفحقوق هستند؛ انشاالله که روزهای درآینده مشارکت بیشتر باشد.
پایگاه اطلاع رسانی مطالبات کارکنان رسمی صنعت نفت ایران
<< افکار نفت >> اتاق فکر کارکنان رسمی نفت
📍شرکت نفت و گاز پارس #عسلویه
👈شنبه ۱۳مردادماه۱۴۰۳
🔹اهم مطالبات:
➖حذف #سقفحقوق
➖اعمال #ترمیم_حقوق طبق دستورالعمل جدید
➖حذف محدودیت #حقسنوات_بازنشستگی
➖اجرای کامل #ماده۱۰
➖پرداخت #بک_پی ماده۱۰
➖عدم #تفکیک مشاغل در مناطق عملیاتی
➖استرداد #مازاد_مالیات کسر شده
➖اصلاح #کفحقوق
➖#عدم_ادغام صندوق بازنشستگی با سایر صندوقهای ورشکسته
🔸درود بر همکاران، تا آنجاکه ما مطلع هستیم در مناطق عملیاتی مانند عسلویه تعداد بیشتری از همکاران درگیر مشکل #سقفحقوق هستند؛ انشاالله که روزهای درآینده مشارکت بیشتر باشد.
پایگاه اطلاع رسانی مطالبات کارکنان رسمی صنعت نفت ایران
<< افکار نفت >> اتاق فکر کارکنان رسمی نفت
🔹از نامه #ویدا_ربانی خبرنگار زندانی در حمایت از #پخشان_عزیزی، #نسیم_سیمیاری و #وریشه_مرادی:
در آن لحظاتی که باتون ها با ضربات پیاپی فرود می آیند، گلولهها پوست تن را میشکافد یا از فاصلهای نزدیک حباب چشمی را میترکانند، در آن لحظهای که زیر پوتین لگدمال میشويم و... در آن لحظات چه هستیم؟ بشر دارای حق و مسئولیت و شان انسانی یا تکهای پوست و گوشت و استخوان رهاشده؟ در دادگاهها ولی ما همواره شهروندانی هستیم که باید پاسخگوی اعمال خود باشیم.
در شرایط استثنایی که مدام خود را به نرم و قاعده بدل میکند، در رویارویی بدنها، در تقابل با آن مامور دارای اقتدار ما به حیات صرف و به هیچ بدل میشویم. حقوق ما به سادگی به تعلیق درمیآيد، آماج خشونت میشويم و دوباره آن تن بیحقشده در کالبد شهروندی چپانده میشود، برای اینکه حضور در دادگاه مختص شهروندان است، چراکه پرندهای بیحق و مسئولیت را نمیتوان به دادگاه برد.
پخشان عزیزی، همبندی من، حکم اعدام گرفته است و دو همبندی دیگرم نسیم سیمیاری و وریشه مرادی در خطر حکم اعدام هستند. آنها شهروند شدهاند و باید قانون بر آنها اعمال شود. پخشان در همان «وضعیت استثنایی» که به آن اشاره کردم، آن وضعیتی که خود را به نرم و قاعده تبدیل کرده برای چند ماه به روایت خودش در نامهای که از او منتشر شده، مورد شکنجه و آزار قرار گرفته است. وقتی سر پخشان به دیوار کوبیده میشد، پخشان حیات صرف بود و قانون از او دفاع نمیکرد، اما همان اقتدار قانونی امروز او را به عنوان شهروند شناسایی میکند و مستحق اعدام میداند.
نسیم سیمیاری همین وضعیت دوگانه را زندگی میکند. او چندماه را در خانه امن سپاه گذرانده در ناکجایی و در بیپناهی، در رهاشدگی از حقوق قانونی. مانند همان انسان لعنتشدهای که قانونی از او حمایت نمیکند و همان انسان مقدسی که تنها حافظ جان او خداست. ما ساعتهای طولانی را با نسیم در هواخوری زندان گذراندهایم و هریک از بازداشتها و بازجوییهایمان حرف زدهایم. نسیم گاهی تنها اشارههای کوچکی به آنچه در آن چند ماه بر سرش آوردهاند، میکرد. من لابهلای خندهها و حرفهای پراکنده شنیدم که نسیم زیر فشار برای اعتراف از شدت درد و ضعف از هوش میرفته است. نسیم آن چند ماهی که در بازداشت بود هیچ حقی نداشت، نسیم در آن چندماه حیات صرف بود، حیات بدون شان و منزلت و حقوق انسانی.
#زن_زندگی_آزادی
#نه_به_اعدام
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
در آن لحظاتی که باتون ها با ضربات پیاپی فرود می آیند، گلولهها پوست تن را میشکافد یا از فاصلهای نزدیک حباب چشمی را میترکانند، در آن لحظهای که زیر پوتین لگدمال میشويم و... در آن لحظات چه هستیم؟ بشر دارای حق و مسئولیت و شان انسانی یا تکهای پوست و گوشت و استخوان رهاشده؟ در دادگاهها ولی ما همواره شهروندانی هستیم که باید پاسخگوی اعمال خود باشیم.
در شرایط استثنایی که مدام خود را به نرم و قاعده بدل میکند، در رویارویی بدنها، در تقابل با آن مامور دارای اقتدار ما به حیات صرف و به هیچ بدل میشویم. حقوق ما به سادگی به تعلیق درمیآيد، آماج خشونت میشويم و دوباره آن تن بیحقشده در کالبد شهروندی چپانده میشود، برای اینکه حضور در دادگاه مختص شهروندان است، چراکه پرندهای بیحق و مسئولیت را نمیتوان به دادگاه برد.
پخشان عزیزی، همبندی من، حکم اعدام گرفته است و دو همبندی دیگرم نسیم سیمیاری و وریشه مرادی در خطر حکم اعدام هستند. آنها شهروند شدهاند و باید قانون بر آنها اعمال شود. پخشان در همان «وضعیت استثنایی» که به آن اشاره کردم، آن وضعیتی که خود را به نرم و قاعده تبدیل کرده برای چند ماه به روایت خودش در نامهای که از او منتشر شده، مورد شکنجه و آزار قرار گرفته است. وقتی سر پخشان به دیوار کوبیده میشد، پخشان حیات صرف بود و قانون از او دفاع نمیکرد، اما همان اقتدار قانونی امروز او را به عنوان شهروند شناسایی میکند و مستحق اعدام میداند.
نسیم سیمیاری همین وضعیت دوگانه را زندگی میکند. او چندماه را در خانه امن سپاه گذرانده در ناکجایی و در بیپناهی، در رهاشدگی از حقوق قانونی. مانند همان انسان لعنتشدهای که قانونی از او حمایت نمیکند و همان انسان مقدسی که تنها حافظ جان او خداست. ما ساعتهای طولانی را با نسیم در هواخوری زندان گذراندهایم و هریک از بازداشتها و بازجوییهایمان حرف زدهایم. نسیم گاهی تنها اشارههای کوچکی به آنچه در آن چند ماه بر سرش آوردهاند، میکرد. من لابهلای خندهها و حرفهای پراکنده شنیدم که نسیم زیر فشار برای اعتراف از شدت درد و ضعف از هوش میرفته است. نسیم آن چند ماهی که در بازداشت بود هیچ حقی نداشت، نسیم در آن چندماه حیات صرف بود، حیات بدون شان و منزلت و حقوق انسانی.
#زن_زندگی_آزادی
#نه_به_اعدام
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
اعتصابات کارگران پروژهای صنایع نفت و گاز با قدرت ادامه دارد
شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت با انتشار بیانیهای از تداوم اتحاد و اعتصابات کارگران خبر داد و نوشت:
اعتصابات کارگران پروژهای ادامه دارد. در برخی از مراکز نفتی پیمانکاران به ناگزیر ۱۴ روز کار ۱۴ روز استراحت را پذیرفته اند. تاکید همکاران این است که باید حقوق کامل ماه به آنها پرداخت شود. ۳۵ درصد افزایش حقوق نیز منظور شده باشد، به علاوه دستمزدها به موقع پرداخت شود.
در عین حال باید دیگر مطالبات ما کارگران پروژهای از جمله بهبود لازم کیفیت غذا و شرایط زیستی در کمپها و ایمنی محیط کار تامین گردد. همچنین حذف پیکاران یک خواست سراسری ما کارگران در نفت و جزو مطالبات اعلام شده ما کارگران پروژه ای است.
لازم به ذکر است که در بخش بزرگی از مراکز نفتی هنوز پیمانکاران به خواستهای ما کارگران تن نداده اند و تاکید ما اینست که اعتصاب سراسری است، خواستها سراسری است و تا پاسخ نگیریم سر کار باز نمیگردنم.
گفتنی است که اقدام پیمانکاران برای تفرقهافکنی در میان همکاران و عقب زدن اعتصاب نتیجهای نداشته و نخواهد داشت. سه محور خواستهای فوری ما در این اعتصابات عبارتند از : افزایش حقوقها، ۱۴ روز کار و ۱۴ روز استراحت و حذف پیمانکاران. به اعتصاب ادامه میدهیم. متحد بمانیم.
شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت با انتشار بیانیهای از تداوم اتحاد و اعتصابات کارگران خبر داد و نوشت:
اعتصابات کارگران پروژهای ادامه دارد. در برخی از مراکز نفتی پیمانکاران به ناگزیر ۱۴ روز کار ۱۴ روز استراحت را پذیرفته اند. تاکید همکاران این است که باید حقوق کامل ماه به آنها پرداخت شود. ۳۵ درصد افزایش حقوق نیز منظور شده باشد، به علاوه دستمزدها به موقع پرداخت شود.
در عین حال باید دیگر مطالبات ما کارگران پروژهای از جمله بهبود لازم کیفیت غذا و شرایط زیستی در کمپها و ایمنی محیط کار تامین گردد. همچنین حذف پیکاران یک خواست سراسری ما کارگران در نفت و جزو مطالبات اعلام شده ما کارگران پروژه ای است.
لازم به ذکر است که در بخش بزرگی از مراکز نفتی هنوز پیمانکاران به خواستهای ما کارگران تن نداده اند و تاکید ما اینست که اعتصاب سراسری است، خواستها سراسری است و تا پاسخ نگیریم سر کار باز نمیگردنم.
گفتنی است که اقدام پیمانکاران برای تفرقهافکنی در میان همکاران و عقب زدن اعتصاب نتیجهای نداشته و نخواهد داشت. سه محور خواستهای فوری ما در این اعتصابات عبارتند از : افزایش حقوقها، ۱۴ روز کار و ۱۴ روز استراحت و حذف پیمانکاران. به اعتصاب ادامه میدهیم. متحد بمانیم.
⭕️بیانیه جمعی از فعالین اجتماعی و دانشجویی در خصوص حکم اعدام پخشان عزیزی
حاکمیت بار دیگر در مواجه با فعالیت افراد، حق حیات آنها را هدف قرار داده است. حاکمیتی که هر دم با احکام اعدام سعی بر ایجاد رعب و وحشت دارد و گویا تحمل زیست فعالینی که به جهت رفاه و آزادی تلاش میکنند را ندارد.
🔻حال بعد از صدور حکم اعدام برای شریفه محمدی، در اقدامی هولناک پخشان عزیزی نیز به اعدام محکوم شدهاست.
مددکاری که با دغدغه پرداختن به معضلات اجتماعی به خصوص در حوزه زنان از هیچ تلاشی فروگذاری نکرده است.
وی به جهت ادامه فعالیت مددکاری در حوزه زنان و کودکان، پس از پایان تحصیلات به سوریه رفت و در آنجا با انجمنهای زنان به جهت کمکرسانی در کمپهای آوارگان جنگی در شمال سوریه همکاری میکرد. او که هیچ فعالیتی در واحدهای نظامی نداشت، برای کار در حوزه مددکاری زنان به کمپهای آوارگان میرفت و به زنان و کودکان آسیبدیده کمک میکرد.
حاکمیت با سرکوب گروههای مختلف از جمله زنان و اقوام سعی در فروکش کردن اعتراضات آن ها دارد اما نمیداند که این سرکوبها باعث تعمیق بحرانهای موجود میشود و احکامی مانند اعدام میتواند باعث بازتولید خشونت در اذهان عمومی شود.
🔻از طرف دیگر نقض اصول دادرسی شفاف و عادلانه در فرایندهای قضایی باعث تلقی دادرسی به شیوه های قرون وسطایی شده است که دادگاه مستقل و حاکمیت قانون در آن نقشی ندارد.
حکم اعدام پخشان عزیزی به اتهام بغی با بهانههای واهی و پرونده سازیهای گسترده صادر شده است. این حکم نقض آشکار حقوق پخشان عزیزی و تمامی ماست. چرا که اساسا صدور چنین احکامی برای پخشان عزیزی، شریفه محمدی و زنان دیگر قصد انتقامگیری حاکمیت از خیزش زن، زندگی و آزادی را نشان میدهد.
🔻ما امضاکنندگان این بیانیه ضمن محکوم کردن حکم اعدام صادرشده برای پخشان عزیزی و شریفه محمدی، خواهان لغو این احکام و حمایت فعالین در بلند کردن صدای اعتراض به چنین احکامی هستیم. حمایت، همراهی و پافشاری ما بر حقوق طردشدگان سنجهای خواهد بود که تاریخ ما را بر آن اساس قضاوت خواهد کرد و امید برای سعادت ایران و ساکنینش را خواهد ساخت.
حاکمیت بار دیگر در مواجه با فعالیت افراد، حق حیات آنها را هدف قرار داده است. حاکمیتی که هر دم با احکام اعدام سعی بر ایجاد رعب و وحشت دارد و گویا تحمل زیست فعالینی که به جهت رفاه و آزادی تلاش میکنند را ندارد.
🔻حال بعد از صدور حکم اعدام برای شریفه محمدی، در اقدامی هولناک پخشان عزیزی نیز به اعدام محکوم شدهاست.
مددکاری که با دغدغه پرداختن به معضلات اجتماعی به خصوص در حوزه زنان از هیچ تلاشی فروگذاری نکرده است.
وی به جهت ادامه فعالیت مددکاری در حوزه زنان و کودکان، پس از پایان تحصیلات به سوریه رفت و در آنجا با انجمنهای زنان به جهت کمکرسانی در کمپهای آوارگان جنگی در شمال سوریه همکاری میکرد. او که هیچ فعالیتی در واحدهای نظامی نداشت، برای کار در حوزه مددکاری زنان به کمپهای آوارگان میرفت و به زنان و کودکان آسیبدیده کمک میکرد.
حاکمیت با سرکوب گروههای مختلف از جمله زنان و اقوام سعی در فروکش کردن اعتراضات آن ها دارد اما نمیداند که این سرکوبها باعث تعمیق بحرانهای موجود میشود و احکامی مانند اعدام میتواند باعث بازتولید خشونت در اذهان عمومی شود.
🔻از طرف دیگر نقض اصول دادرسی شفاف و عادلانه در فرایندهای قضایی باعث تلقی دادرسی به شیوه های قرون وسطایی شده است که دادگاه مستقل و حاکمیت قانون در آن نقشی ندارد.
حکم اعدام پخشان عزیزی به اتهام بغی با بهانههای واهی و پرونده سازیهای گسترده صادر شده است. این حکم نقض آشکار حقوق پخشان عزیزی و تمامی ماست. چرا که اساسا صدور چنین احکامی برای پخشان عزیزی، شریفه محمدی و زنان دیگر قصد انتقامگیری حاکمیت از خیزش زن، زندگی و آزادی را نشان میدهد.
🔻ما امضاکنندگان این بیانیه ضمن محکوم کردن حکم اعدام صادرشده برای پخشان عزیزی و شریفه محمدی، خواهان لغو این احکام و حمایت فعالین در بلند کردن صدای اعتراض به چنین احکامی هستیم. حمایت، همراهی و پافشاری ما بر حقوق طردشدگان سنجهای خواهد بود که تاریخ ما را بر آن اساس قضاوت خواهد کرد و امید برای سعادت ایران و ساکنینش را خواهد ساخت.
🔴بازداشت بیش از 20 نفر در تهران در رابطه با ترور هنیه
▪️نیویورک تایمز به نقل از یک مقام ایرانی: بیش از 20 نفر در ارتباط با ترور اسماعیل هنیه در تهران دستگیر شدند. در میان بازداشت شدگان افسران اطلاعاتی، مقامات نظامی و کارکنان استقبال و پذیرایی وجود دارند.
▪️نیویورک تایمز به نقل از یک مقام ایرانی: بیش از 20 نفر در ارتباط با ترور اسماعیل هنیه در تهران دستگیر شدند. در میان بازداشت شدگان افسران اطلاعاتی، مقامات نظامی و کارکنان استقبال و پذیرایی وجود دارند.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به نظرتون چه کسانی به پزشکیان رای دادند؟!
زندان وکیل آباد مشهد، حمله گارد ویژه به داخل بند زنان
به گزارش کانون حقوق بشر ایران، شنبه ۱۳مردادماه ۱۴۰۳، در پی اعتراضات زندانیان در بند زنان زندان وکیل آباد مشهد ماموران گارد ویژه در داخل بند مستقر شدهاند. به گزارشات رسیده از بند زنان زندان وکیل آباد مشهد، پس از اعتراضات و درگیری در بند زنان یکی از ماموران زن اقدام به دخالت نموده و با تهدید از زندانیان زن خواستار پایان اعتراضات میشود. زندانیان زن نیز که به مشکلات داخل زندان و کمبودها معترض بودند با ایستادگی، وی را به شدت گوشمالی میدهند.
زندانیان زن در اعتراض به سرکوب و کمبودها موجود، اقدام به تخریب دوربینهای کنترلی و شکستن شیشهها میکنند. به دستور مقامات زندان، ماموران گارد ویژه وارد بند زنان شده و درب کلیه اتاقها را برای ساعتهای متمادی قفل میکنند. آنها به منظور ایجاد جو رعب و وحشت به صورت مستمر با باتوم به درب اتاقها زده و با ایجاد سروصدا زندانیان زن را تحت فشارهای عصبی قرار داده بودند.
به گزارش کانون حقوق بشر ایران، شنبه ۱۳مردادماه ۱۴۰۳، در پی اعتراضات زندانیان در بند زنان زندان وکیل آباد مشهد ماموران گارد ویژه در داخل بند مستقر شدهاند. به گزارشات رسیده از بند زنان زندان وکیل آباد مشهد، پس از اعتراضات و درگیری در بند زنان یکی از ماموران زن اقدام به دخالت نموده و با تهدید از زندانیان زن خواستار پایان اعتراضات میشود. زندانیان زن نیز که به مشکلات داخل زندان و کمبودها معترض بودند با ایستادگی، وی را به شدت گوشمالی میدهند.
زندانیان زن در اعتراض به سرکوب و کمبودها موجود، اقدام به تخریب دوربینهای کنترلی و شکستن شیشهها میکنند. به دستور مقامات زندان، ماموران گارد ویژه وارد بند زنان شده و درب کلیه اتاقها را برای ساعتهای متمادی قفل میکنند. آنها به منظور ایجاد جو رعب و وحشت به صورت مستمر با باتوم به درب اتاقها زده و با ایجاد سروصدا زندانیان زن را تحت فشارهای عصبی قرار داده بودند.
ششمین روز از اعتراض کارگران واگن پارس اراک
اختلاف میان مدیران و کارگران در یکسال و نیم گذشته به جایی رسیده که دیگر برایمان قابل تحمل نیست؛ از تبعیض و بیعدالتی خستهایم.
واگن پارس اراک در حال حاضر ۱۱۷۰ کارگر دارد و قراردادهای خوبی برای ساخت واگن گرفته؛ تمام خطوط تولید آن فعال است اما به گفتهی کارگران، علیرغم تولید بالا، از مزایای مزدی کارگران کاسته شده و حقوقها را گاهاً با تاخیر میپردازند.
بالاترین رنج حقوقی یک کارگر بعد از ۲۰ سال کار با اضافه کار ۲۵ میلیون بوده؛ حالا اضافه کار را کم کردند و حقوق این کارگر ۲۰ میلیون تومان شده اما در عوض به مدیران حق سفر و هزینه ورزش میدهند.
حتی در آخرین مورد قراردادی با یکی از خودروسازیها بستند و ۸۰ خودرو آوردند ۷۰ خودرو برای مدیران و ۱۰ تا برای باقی پرسنل یعنی ۱۱۷۰ کارگر!
شنبه ۱۳ مردادماه
اختلاف میان مدیران و کارگران در یکسال و نیم گذشته به جایی رسیده که دیگر برایمان قابل تحمل نیست؛ از تبعیض و بیعدالتی خستهایم.
واگن پارس اراک در حال حاضر ۱۱۷۰ کارگر دارد و قراردادهای خوبی برای ساخت واگن گرفته؛ تمام خطوط تولید آن فعال است اما به گفتهی کارگران، علیرغم تولید بالا، از مزایای مزدی کارگران کاسته شده و حقوقها را گاهاً با تاخیر میپردازند.
بالاترین رنج حقوقی یک کارگر بعد از ۲۰ سال کار با اضافه کار ۲۵ میلیون بوده؛ حالا اضافه کار را کم کردند و حقوق این کارگر ۲۰ میلیون تومان شده اما در عوض به مدیران حق سفر و هزینه ورزش میدهند.
حتی در آخرین مورد قراردادی با یکی از خودروسازیها بستند و ۸۰ خودرو آوردند ۷۰ خودرو برای مدیران و ۱۰ تا برای باقی پرسنل یعنی ۱۱۷۰ کارگر!
شنبه ۱۳ مردادماه
حمله گارد ویژه به بند زنان زندان وکیلآباد مشهد
روز شنبه سیزدهم مردادماه، در پی اعتراض در بند زنان زندان وکیلآباد مشهد، به دستور مسئولان گارد ویژه این زندان به داخل بندها حملهور شدند.
زندانیان محبوس در بند زنان وکیلآباد مشهد در اعتراض به کمبودها و وضعیت نگهداری خود دست به اعتراض زده و دوربینهای کنترلی و شیشهها را شکستند.
کمی پس از آن، به دستور مقامات زندان، ماموران گارد ویژه وارد بند زنان شده و درب کلیه اتاقها را برای ساعتها قفل کردند.
این نیروها به منظور ایجاد جو رعب و وحشت به صورت مستمر با باتوم به درب اتاقها زده و با ایجاد سروصدا زندانیان زن را تحت فشارهای عصبی قرار دادند.
روز شنبه سیزدهم مردادماه، در پی اعتراض در بند زنان زندان وکیلآباد مشهد، به دستور مسئولان گارد ویژه این زندان به داخل بندها حملهور شدند.
زندانیان محبوس در بند زنان وکیلآباد مشهد در اعتراض به کمبودها و وضعیت نگهداری خود دست به اعتراض زده و دوربینهای کنترلی و شیشهها را شکستند.
کمی پس از آن، به دستور مقامات زندان، ماموران گارد ویژه وارد بند زنان شده و درب کلیه اتاقها را برای ساعتها قفل کردند.
این نیروها به منظور ایجاد جو رعب و وحشت به صورت مستمر با باتوم به درب اتاقها زده و با ایجاد سروصدا زندانیان زن را تحت فشارهای عصبی قرار دادند.