وخامت وضعیت جسمانی زینب جلالیان در پی محرومیت از دسترسی به درمان
زینب جلالیان، زندانی سیاسی کُرد و تنها زن زندانی سیاسی محکوم به حبس ابد، که هفدهمین سال حبس خود در زندان مرکزی یزد را میگذراند، در هفتههای گذشته به دلیل درد شدید پهلوی سمت راست در شرایط وخیمی قرار دارد و تا کنون از دسترسی به خدمات درمانی محروم بوده است.
وی همزمان از چندین بیماری دیگر از جمله برفک دهان، ناخنک چشم، آسم، ناراحتی کلیوی و گوارشی که در دوران زندان به آنها مبتلا شده است، رنج میبرد.
بر اساس گزارش شبکه حقوق بشر کُردستان، این زندانی سیاسی از اواخر خرداد سال جاری از درد شدید در ناحیه پهلوی سمت راست رنج میبرد، تنها یک بار توسط پزشک عمومی زندان مورد معاینه قرار گرفته است.
در هفتههای گذشته به دلیل ادامه این درد و عدم رسیدگی پزشکی، لکه و جوشهای پوستی در بخشهایی از کتف، سینه و صورت او به وجود آمده است.
بهداری بند زنان زندان مرکزی یزد از سال گذشته پزشک ندارد و گاها در مواقع ضروری مسئول بهداری اصلی زندان برای معاینه زنان زندانی در بهداری این بند حضور پیدا میکند.
زینب جلالیان، زندانی سیاسی کُرد و تنها زن زندانی سیاسی محکوم به حبس ابد، که هفدهمین سال حبس خود در زندان مرکزی یزد را میگذراند، در هفتههای گذشته به دلیل درد شدید پهلوی سمت راست در شرایط وخیمی قرار دارد و تا کنون از دسترسی به خدمات درمانی محروم بوده است.
وی همزمان از چندین بیماری دیگر از جمله برفک دهان، ناخنک چشم، آسم، ناراحتی کلیوی و گوارشی که در دوران زندان به آنها مبتلا شده است، رنج میبرد.
بر اساس گزارش شبکه حقوق بشر کُردستان، این زندانی سیاسی از اواخر خرداد سال جاری از درد شدید در ناحیه پهلوی سمت راست رنج میبرد، تنها یک بار توسط پزشک عمومی زندان مورد معاینه قرار گرفته است.
در هفتههای گذشته به دلیل ادامه این درد و عدم رسیدگی پزشکی، لکه و جوشهای پوستی در بخشهایی از کتف، سینه و صورت او به وجود آمده است.
بهداری بند زنان زندان مرکزی یزد از سال گذشته پزشک ندارد و گاها در مواقع ضروری مسئول بهداری اصلی زندان برای معاینه زنان زندانی در بهداری این بند حضور پیدا میکند.
🔴یونس آزادبر،عزیز قاسمزاده ،عباس حقگو و پیمان سکوتی خواستار پایان اعتصاب غذای حافظ فروحی و منوچهر فلاح شدند
▪️دوستان ارجمند و درد کشیده آقایان #حافظ_فروحی و #منوچهر_فلاح:
امروز که این نامه را برای شما می نویسیم ۱۲ شبانه روز است که شما دو نفر در اعتراض به بلاتکلیفی و قانون شکنی چاره را تنها در سپردن جسم و جان پر درد خود به فروبستن از غذا یافته اید.پرسش اینجاست که بر چه ساز و کار و مبنایی می توان یک زندانی را بیش از ۱۳ ماه بلاتکلیف گذاشت و زندانی دیگری را علی رغم صدور حکم همچنان بلاتکلیف نگه داشت؟ پرونده منوچهر فلاح علی رغم طی همه مراحل قانونی در شهریور ۱۴۰۲ و صدور وثیقه، بنا به دلایل نامشخص تا هم اکنون همچنان در بازپرسی مانده و گفته می شود که تحقیقات پایان نیافته این در حالی است که محکومیت او در پرونده دیگری، در پایان اردیبهشت ۱۴۰۳ به اتمام رسیده و او به خاطر این بلاتکلیفی، اکنون ناچار شده دست به اعتصاب غذا بزند.حافظ فروحی که در هر دو پرونده دادگاه انقلاب و کیفری رای خود را گرفته به همراه آقایان #آرمان_صدقی و #مهدی_میرزایی همچنان زندانی است.
▪️مسئولان دادگستری #گیلان چه توجیهی دارند که یک زندانی را در حالت بلاتکلیفی و زندانی دیگری را علی رغم صدور حکم همچنان در زندان نگه می دارند تا آنان مجبور شوند از طریق اعتصاب غذا صدای خود را به گوش همه برسانند.آیا در موازین دادرسی،کمترین وجاهت قانونی برای این امر می توان یافت؟
▪️ما ضمن نگرانی شدید از اعتصاب غذای دوستان و هم بندی های سابقمان آقای حافظ فروحی و منوچهر فلاح با توجه به مشکلات معدوی هر دو زندانی،از مقامات قضایی استان انتظار داریم تا با تمهیدات قانونی شرایط آزادی آقایان فروحی و فلاح و دو زندانی دیگر آقایان صدقی و میرزایی را از #زندان_لاکان_رشت فراهم آوردند.
▪️از دوستان هم بندی سابق خود آقایان حافظ فروحی و منوچهر فلاح می خواهیم با توجه به نگرانی های عمیقی که این اعتصاب برای سلامتی هر دو در پی داشته، به اعتصاب خود پایان دهند و از همه رنجوران و دردمندان می خواهیم که صدای زندانیان بی گناه و بی پناهی چون حافظ فروحی و منوچهر فلاح باشند و آنان را از یاد نبرند.
هم بندیهای سابق شما:
#یونس_آزادبر
#عزیز_قاسم_زاد
#عباس_حقگو
#پیمان_سکوتی
جمعه ۱۲ مرداد ۱۴۰۳
https://t.me/behnima/55134
▪️دوستان ارجمند و درد کشیده آقایان #حافظ_فروحی و #منوچهر_فلاح:
امروز که این نامه را برای شما می نویسیم ۱۲ شبانه روز است که شما دو نفر در اعتراض به بلاتکلیفی و قانون شکنی چاره را تنها در سپردن جسم و جان پر درد خود به فروبستن از غذا یافته اید.پرسش اینجاست که بر چه ساز و کار و مبنایی می توان یک زندانی را بیش از ۱۳ ماه بلاتکلیف گذاشت و زندانی دیگری را علی رغم صدور حکم همچنان بلاتکلیف نگه داشت؟ پرونده منوچهر فلاح علی رغم طی همه مراحل قانونی در شهریور ۱۴۰۲ و صدور وثیقه، بنا به دلایل نامشخص تا هم اکنون همچنان در بازپرسی مانده و گفته می شود که تحقیقات پایان نیافته این در حالی است که محکومیت او در پرونده دیگری، در پایان اردیبهشت ۱۴۰۳ به اتمام رسیده و او به خاطر این بلاتکلیفی، اکنون ناچار شده دست به اعتصاب غذا بزند.حافظ فروحی که در هر دو پرونده دادگاه انقلاب و کیفری رای خود را گرفته به همراه آقایان #آرمان_صدقی و #مهدی_میرزایی همچنان زندانی است.
▪️مسئولان دادگستری #گیلان چه توجیهی دارند که یک زندانی را در حالت بلاتکلیفی و زندانی دیگری را علی رغم صدور حکم همچنان در زندان نگه می دارند تا آنان مجبور شوند از طریق اعتصاب غذا صدای خود را به گوش همه برسانند.آیا در موازین دادرسی،کمترین وجاهت قانونی برای این امر می توان یافت؟
▪️ما ضمن نگرانی شدید از اعتصاب غذای دوستان و هم بندی های سابقمان آقای حافظ فروحی و منوچهر فلاح با توجه به مشکلات معدوی هر دو زندانی،از مقامات قضایی استان انتظار داریم تا با تمهیدات قانونی شرایط آزادی آقایان فروحی و فلاح و دو زندانی دیگر آقایان صدقی و میرزایی را از #زندان_لاکان_رشت فراهم آوردند.
▪️از دوستان هم بندی سابق خود آقایان حافظ فروحی و منوچهر فلاح می خواهیم با توجه به نگرانی های عمیقی که این اعتصاب برای سلامتی هر دو در پی داشته، به اعتصاب خود پایان دهند و از همه رنجوران و دردمندان می خواهیم که صدای زندانیان بی گناه و بی پناهی چون حافظ فروحی و منوچهر فلاح باشند و آنان را از یاد نبرند.
هم بندیهای سابق شما:
#یونس_آزادبر
#عزیز_قاسم_زاد
#عباس_حقگو
#پیمان_سکوتی
جمعه ۱۲ مرداد ۱۴۰۳
https://t.me/behnima/55134
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برخی گزارشها حاکی از اعتصاب پرستاران بیمارستان «امام علی» کرج در اعتراض به بیکفایتی مسئولان و عدم رسیدگی به مطالبات صنفی و معیشتی این قشر است.
https://t.me/behnima/55136
https://t.me/behnima/55136
⬛️ مقام اسراییلی: در صورت حمله ایران به اسرائیل ما به نیروهای آمریکایی نیاز نداریم.
▫️تزاچی هانگبی، رئیس شورای امنیت داخلی اسرائیل: آمریکا در صورت حمله ایران به اسرائیل هر گونه حمایت لازم را ارائه خواهد کرد، اما تل آویو به نیروی نظامی آمریکا نیازی ندارد./ایرنا
#اعتصابات_سراسری
▫️تزاچی هانگبی، رئیس شورای امنیت داخلی اسرائیل: آمریکا در صورت حمله ایران به اسرائیل هر گونه حمایت لازم را ارائه خواهد کرد، اما تل آویو به نیروی نظامی آمریکا نیازی ندارد./ایرنا
#اعتصابات_سراسری
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔴بازداشت هترمند تهرانی زارا اسماعیلی از سوی نیروهای امنیتی
▪️طی روزهای گذشته، #زارا_اسماعیلی، هنرمند ساکن تهران که اجراهای خیابانی وی بدون حجاب اجباری اخیراً در شبکههای اجتماعی به صورت گسترده منتشر و مورد توجه قرار گرفته بود، توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران بازداشت شده است/
▪️طی روزهای گذشته، #زارا_اسماعیلی، هنرمند ساکن تهران که اجراهای خیابانی وی بدون حجاب اجباری اخیراً در شبکههای اجتماعی به صورت گسترده منتشر و مورد توجه قرار گرفته بود، توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران بازداشت شده است/
سنندج؛ یک کارگر بر اثر حادثه کار جان خود را از دست داد
روز چهارشنبه ١٠ مرداد ١٤٠٣، یک کارگر به نام «لقمان قادرنژاد» ٥٧ ساله اهل روستای «مربزان» از توابع سنندج بر اثر حادثه کار جان خود را از دست داد.
این کارگر در حین تخریب یک ساختمان در سنندج بر اثر ریزش دیوار دچار حادثه شده و جان خود را از دست داده است.
روز چهارشنبه ١٠ مرداد ١٤٠٣، یک کارگر به نام «لقمان قادرنژاد» ٥٧ ساله اهل روستای «مربزان» از توابع سنندج بر اثر حادثه کار جان خود را از دست داد.
این کارگر در حین تخریب یک ساختمان در سنندج بر اثر ریزش دیوار دچار حادثه شده و جان خود را از دست داده است.
بازداشت شماری از فعالان مدنی در قلعه بابک
امروز جمعه دوازدهم مرداد ماه تعدادی از فعالان مدنی در آذربایجان توسط مزدوران اداره تروریستی اطلاعات در قلعه بابک بازداشت شدند.
علی لسانی، مهدی لسانی، میثم جولانی، بهزاد دشتی، رضا واثقی، پژمان سلیمی و چند تن دیگر از فعالان که هویت آنها هنوز مشخص نشده است، بازداشت شدهاند.
فعالان مذکور در مسیر پایین آمدن و بازگشت از قلعه بابک توسط مزدوران اداره تروریستی اطلاعات همراه با ضرب و شتم مورد بازداشت قرار گرفتهاند.
بر اساس گزارش منابع آگاه، تلفن همراه بازداشتشدگان خاموش است و این بر نگرانی خانوادههای آنها افزوده است.
با توجه به صعود شمار بسیاری از شهروندان به قلعه بابک و اجرای مراسم موسیقی و رقص در آنجا احتمال میرود تعداد بازداشتشدگان توسط بیشتر باشد.
جمعه ۱۲ مردادماه
امروز جمعه دوازدهم مرداد ماه تعدادی از فعالان مدنی در آذربایجان توسط مزدوران اداره تروریستی اطلاعات در قلعه بابک بازداشت شدند.
علی لسانی، مهدی لسانی، میثم جولانی، بهزاد دشتی، رضا واثقی، پژمان سلیمی و چند تن دیگر از فعالان که هویت آنها هنوز مشخص نشده است، بازداشت شدهاند.
فعالان مذکور در مسیر پایین آمدن و بازگشت از قلعه بابک توسط مزدوران اداره تروریستی اطلاعات همراه با ضرب و شتم مورد بازداشت قرار گرفتهاند.
بر اساس گزارش منابع آگاه، تلفن همراه بازداشتشدگان خاموش است و این بر نگرانی خانوادههای آنها افزوده است.
با توجه به صعود شمار بسیاری از شهروندان به قلعه بابک و اجرای مراسم موسیقی و رقص در آنجا احتمال میرود تعداد بازداشتشدگان توسط بیشتر باشد.
جمعه ۱۲ مردادماه
Forwarded from اتحاد سراسری کارگران ایران
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴دست شاه رو نبوسید و از کلیه ورزشها حذف شدو ممنوع الخروج شد
بعد بچه #شاه به دوران باباش می نازه و آه و ناله آن دوران را سر می دهد
«عبدالله موحد» که فقط بخاطر نبوسیدن دست کثیف شاه
ازهمه ورزشها و حقوق اجتماعی اش محروم شد.
دلیل شیخ و شاه دو روی یک سکه !!👇
#پهلوی_را بشناس
#نه_سلطنت_نه_رهبری_دموکراسی_برابری
#پهلوی_شیاد
بعد بچه #شاه به دوران باباش می نازه و آه و ناله آن دوران را سر می دهد
«عبدالله موحد» که فقط بخاطر نبوسیدن دست کثیف شاه
ازهمه ورزشها و حقوق اجتماعی اش محروم شد.
دلیل شیخ و شاه دو روی یک سکه !!👇
#پهلوی_را بشناس
#نه_سلطنت_نه_رهبری_دموکراسی_برابری
#پهلوی_شیاد
به حکم مردم، احکام اعدام متوقف و ملغا باید گردد
اعدام قتل عمد حکومتی است. اعدام به مسلخ بردن عشق و مبارزه است، به مسلخ بردن تنهای نازنین شورشی است که عدالت و آزادی میخواهند، به مسلخ بردن فریاد اعتراض و حق زندگی و سرکوب هرگونه اعتراض برای حق زندگی است. حکم اعدام فقط پایان دادن به یک زندگی نیست، بلکه تحمیل خفقان، ستم، فقر و گرسنگی است. تشدید و تحکیم خشونت سازمانیافتهای است که برای بقای قدرت ستمگران، ساختار مبتنی بر غارت نیرویکار، نابودی محیطزیست و تشدید همهی تبعیضهای طبقاتی، جنسیتی ضروری است. مخالفت با اعدام یعنی مخالفت با روش حذف انسانها، مخالفت با ارادهی ستمگری حاکم، مخالفت با نبود آزادی و عدالت.
صدای رفقای دربندمان در زندان اوین و سایر زندانهای ایران را به گوش جان شنیدیم. مبارزانی که در بند نیز فریاد اعتراض خود را بر دهان سیستم جنایتکار کوبیدند و جسورانه بر حقخواهی خود ایستادند. ما نیز در زندان بزرگ ایران، همراه و همصدا با آنان فریاد میزنیم:
اعدام قتل عمد حکومتی را متوقف و ملغا کنید. از همان ابتدا، ماشین کشتارتان را بیرحمانه به جان مردم انداختید و به اشکال و با بهانههای مختلف فضای مرگ را بر کشور حاکم کردید. نگاهی به آمار اعدامهای اخیر، در فضای سیرکِ انتخاباتیِ مسخره و دروغینتان، خود گواهی است بر مرگی که ارمغان آوردهاید.
شرم بر شما که سیستم سودجوی تا ریشه دزد و فاسد خود را بر فراز طنابهای دار و جوخههای اعدام برپا کرده و با اعدام وکشتار زنده نگه داشتهاید. با استناد به احکامِ ارتجاعی و قرونوسطایی دین و اتهامهای واهی «بغی» و «فساد فیالارض»، هزاران نفر از جوانان را کشتید، به دختران باکره قبل از اعدام تجاوز کردید و آخرین قلم از زنجیر جنایتهایتان: حکم اعدام به خاطر اعتراض را رقم زدید. اگر سکوت کنیم و صدای دادخواهی زندانیان اعدامی نباشیم، اگر چشمهایمان را ببندیم و بگذریم، آنان نیز به
هزاران کشتهی این خاک خونین خواهند پیوست، خاکی که گروگان گرفته شده و خشمگین است، سرزمینی که با پشتهی کشتههایش رتبهی اول اعدام را در جهان دارد. ما بهعنوان بخشی از فعالان زن، در کنار دیگر کنشگرانِ الغای اعدام، تحت هر عنوان و با هر بهانهای، ایستادهایم و ارادهی راسخی را که در میان بخشهای مختلف جامعه در حمایت از الغای اعدام شکل گرفته ارج مینهیم.
اما بدانید: تاریخ ستمگری اگرچه همواره با خون جوشندهی مردم گلگون شده، هیچگاه پایدار نمانده است. روزی نهچندان دور، این مردم، آنانی که در خیابان جان خود را دستمایهی اعتراضشان کردند، کشته شدند، ساچمه خوردند، چشمهایشان را از دست دادند ودر زندانها اسطورهی مقاومت و ایستادگی شدند، همین مردم، آمرآن و عاملین این جنایتها و کشتارها را محاکمه و مجازات خواهند کرد، منتظر باشید.
مرداد ماه ١۴٠٣
جمعی از زنان فعال داخل کشور
اعدام قتل عمد حکومتی است. اعدام به مسلخ بردن عشق و مبارزه است، به مسلخ بردن تنهای نازنین شورشی است که عدالت و آزادی میخواهند، به مسلخ بردن فریاد اعتراض و حق زندگی و سرکوب هرگونه اعتراض برای حق زندگی است. حکم اعدام فقط پایان دادن به یک زندگی نیست، بلکه تحمیل خفقان، ستم، فقر و گرسنگی است. تشدید و تحکیم خشونت سازمانیافتهای است که برای بقای قدرت ستمگران، ساختار مبتنی بر غارت نیرویکار، نابودی محیطزیست و تشدید همهی تبعیضهای طبقاتی، جنسیتی ضروری است. مخالفت با اعدام یعنی مخالفت با روش حذف انسانها، مخالفت با ارادهی ستمگری حاکم، مخالفت با نبود آزادی و عدالت.
صدای رفقای دربندمان در زندان اوین و سایر زندانهای ایران را به گوش جان شنیدیم. مبارزانی که در بند نیز فریاد اعتراض خود را بر دهان سیستم جنایتکار کوبیدند و جسورانه بر حقخواهی خود ایستادند. ما نیز در زندان بزرگ ایران، همراه و همصدا با آنان فریاد میزنیم:
اعدام قتل عمد حکومتی را متوقف و ملغا کنید. از همان ابتدا، ماشین کشتارتان را بیرحمانه به جان مردم انداختید و به اشکال و با بهانههای مختلف فضای مرگ را بر کشور حاکم کردید. نگاهی به آمار اعدامهای اخیر، در فضای سیرکِ انتخاباتیِ مسخره و دروغینتان، خود گواهی است بر مرگی که ارمغان آوردهاید.
شرم بر شما که سیستم سودجوی تا ریشه دزد و فاسد خود را بر فراز طنابهای دار و جوخههای اعدام برپا کرده و با اعدام وکشتار زنده نگه داشتهاید. با استناد به احکامِ ارتجاعی و قرونوسطایی دین و اتهامهای واهی «بغی» و «فساد فیالارض»، هزاران نفر از جوانان را کشتید، به دختران باکره قبل از اعدام تجاوز کردید و آخرین قلم از زنجیر جنایتهایتان: حکم اعدام به خاطر اعتراض را رقم زدید. اگر سکوت کنیم و صدای دادخواهی زندانیان اعدامی نباشیم، اگر چشمهایمان را ببندیم و بگذریم، آنان نیز به
هزاران کشتهی این خاک خونین خواهند پیوست، خاکی که گروگان گرفته شده و خشمگین است، سرزمینی که با پشتهی کشتههایش رتبهی اول اعدام را در جهان دارد. ما بهعنوان بخشی از فعالان زن، در کنار دیگر کنشگرانِ الغای اعدام، تحت هر عنوان و با هر بهانهای، ایستادهایم و ارادهی راسخی را که در میان بخشهای مختلف جامعه در حمایت از الغای اعدام شکل گرفته ارج مینهیم.
اما بدانید: تاریخ ستمگری اگرچه همواره با خون جوشندهی مردم گلگون شده، هیچگاه پایدار نمانده است. روزی نهچندان دور، این مردم، آنانی که در خیابان جان خود را دستمایهی اعتراضشان کردند، کشته شدند، ساچمه خوردند، چشمهایشان را از دست دادند ودر زندانها اسطورهی مقاومت و ایستادگی شدند، همین مردم، آمرآن و عاملین این جنایتها و کشتارها را محاکمه و مجازات خواهند کرد، منتظر باشید.
مرداد ماه ١۴٠٣
جمعی از زنان فعال داخل کشور
مهربانو خشنودی، عضو سابق تیم تیراندازی با کمان ایران و مهندس عمرانی که در جریان خیزش انقلابی سال ۱۴۰۱ در شهر کرمانشاه، دراثر شلیک عامدانه به چشم ، بینایی یک چشم خود را از دست داد، در صفحه اینستاگرامش نوشت:
«هنوز یک ماه نگذشته بود که دیگه نداشتمش. اون روز هم روز ویزیت بود، دکتر از پشت دستگاه یه نگاه به من انداخت و گفت اینکه لاک زدی نشونه خوبیه، خوبه که لبهات میخنده. خودش هم موقع گفتن این حرفها مثل همیشه لبخند داشت اما معنی لبخند عمیقش رو میفهمیدم. زیر چشمی با همون حالت درد و سرگیجه نگاهش کردم و لبخند زدم، نمیتونستم با واژهها جواب حرفهاش رو بدم. نتونستم جواب بدم اما با نگاهم بهش گفتم که این لبخند تنها سلاحیه که برای ادامه دارم، تنها سلاحیه که برای سرپا نگه داشتن خانوادهام دارم. تنها سلاحیه که برای زنده نگه داشتن خودم دارم، تنها سلاحمه برای وقتهایی که با کلی درد جسمی و غیر جسمی باید تکیه گاه باشم برای آدمهایی که هنوز باورشون نشده دیگه چشمم رو ندارم..
مکالمه اون روزمون بیشترش لبخند بود،
شاید این لبخندها تنها یادگاری از من باشه
#چشم_برای_آزادی
#انقلاب_زن_زندگی_آزادی
«هنوز یک ماه نگذشته بود که دیگه نداشتمش. اون روز هم روز ویزیت بود، دکتر از پشت دستگاه یه نگاه به من انداخت و گفت اینکه لاک زدی نشونه خوبیه، خوبه که لبهات میخنده. خودش هم موقع گفتن این حرفها مثل همیشه لبخند داشت اما معنی لبخند عمیقش رو میفهمیدم. زیر چشمی با همون حالت درد و سرگیجه نگاهش کردم و لبخند زدم، نمیتونستم با واژهها جواب حرفهاش رو بدم. نتونستم جواب بدم اما با نگاهم بهش گفتم که این لبخند تنها سلاحیه که برای ادامه دارم، تنها سلاحیه که برای سرپا نگه داشتن خانوادهام دارم. تنها سلاحیه که برای زنده نگه داشتن خودم دارم، تنها سلاحمه برای وقتهایی که با کلی درد جسمی و غیر جسمی باید تکیه گاه باشم برای آدمهایی که هنوز باورشون نشده دیگه چشمم رو ندارم..
مکالمه اون روزمون بیشترش لبخند بود،
شاید این لبخندها تنها یادگاری از من باشه
#چشم_برای_آزادی
#انقلاب_زن_زندگی_آزادی
#عملیاتیهای_معترض_جنوب
📍شرکت نفت و گاز پارس #عسلویه
👈شنبه ۱۳مردادماه۱۴۰۳
🔹اهم مطالبات:
➖حذف #سقفحقوق
➖اعمال #ترمیم_حقوق طبق دستورالعمل جدید
➖حذف محدودیت #حقسنوات_بازنشستگی
➖اجرای کامل #ماده۱۰
➖پرداخت #بک_پی ماده۱۰
➖عدم #تفکیک مشاغل در مناطق عملیاتی
➖استرداد #مازاد_مالیات کسر شده
➖اصلاح #کفحقوق
➖#عدم_ادغام صندوق بازنشستگی با سایر صندوقهای ورشکسته
🔸درود بر همکاران، تا آنجاکه ما مطلع هستیم در مناطق عملیاتی مانند عسلویه تعداد بیشتری از همکاران درگیر مشکل #سقفحقوق هستند؛ انشاالله که روزهای درآینده مشارکت بیشتر باشد.
پایگاه اطلاع رسانی مطالبات کارکنان رسمی صنعت نفت ایران
<< افکار نفت >> اتاق فکر کارکنان رسمی نفت
📍شرکت نفت و گاز پارس #عسلویه
👈شنبه ۱۳مردادماه۱۴۰۳
🔹اهم مطالبات:
➖حذف #سقفحقوق
➖اعمال #ترمیم_حقوق طبق دستورالعمل جدید
➖حذف محدودیت #حقسنوات_بازنشستگی
➖اجرای کامل #ماده۱۰
➖پرداخت #بک_پی ماده۱۰
➖عدم #تفکیک مشاغل در مناطق عملیاتی
➖استرداد #مازاد_مالیات کسر شده
➖اصلاح #کفحقوق
➖#عدم_ادغام صندوق بازنشستگی با سایر صندوقهای ورشکسته
🔸درود بر همکاران، تا آنجاکه ما مطلع هستیم در مناطق عملیاتی مانند عسلویه تعداد بیشتری از همکاران درگیر مشکل #سقفحقوق هستند؛ انشاالله که روزهای درآینده مشارکت بیشتر باشد.
پایگاه اطلاع رسانی مطالبات کارکنان رسمی صنعت نفت ایران
<< افکار نفت >> اتاق فکر کارکنان رسمی نفت
🔹از نامه #ویدا_ربانی خبرنگار زندانی در حمایت از #پخشان_عزیزی، #نسیم_سیمیاری و #وریشه_مرادی:
در آن لحظاتی که باتون ها با ضربات پیاپی فرود می آیند، گلولهها پوست تن را میشکافد یا از فاصلهای نزدیک حباب چشمی را میترکانند، در آن لحظهای که زیر پوتین لگدمال میشويم و... در آن لحظات چه هستیم؟ بشر دارای حق و مسئولیت و شان انسانی یا تکهای پوست و گوشت و استخوان رهاشده؟ در دادگاهها ولی ما همواره شهروندانی هستیم که باید پاسخگوی اعمال خود باشیم.
در شرایط استثنایی که مدام خود را به نرم و قاعده بدل میکند، در رویارویی بدنها، در تقابل با آن مامور دارای اقتدار ما به حیات صرف و به هیچ بدل میشویم. حقوق ما به سادگی به تعلیق درمیآيد، آماج خشونت میشويم و دوباره آن تن بیحقشده در کالبد شهروندی چپانده میشود، برای اینکه حضور در دادگاه مختص شهروندان است، چراکه پرندهای بیحق و مسئولیت را نمیتوان به دادگاه برد.
پخشان عزیزی، همبندی من، حکم اعدام گرفته است و دو همبندی دیگرم نسیم سیمیاری و وریشه مرادی در خطر حکم اعدام هستند. آنها شهروند شدهاند و باید قانون بر آنها اعمال شود. پخشان در همان «وضعیت استثنایی» که به آن اشاره کردم، آن وضعیتی که خود را به نرم و قاعده تبدیل کرده برای چند ماه به روایت خودش در نامهای که از او منتشر شده، مورد شکنجه و آزار قرار گرفته است. وقتی سر پخشان به دیوار کوبیده میشد، پخشان حیات صرف بود و قانون از او دفاع نمیکرد، اما همان اقتدار قانونی امروز او را به عنوان شهروند شناسایی میکند و مستحق اعدام میداند.
نسیم سیمیاری همین وضعیت دوگانه را زندگی میکند. او چندماه را در خانه امن سپاه گذرانده در ناکجایی و در بیپناهی، در رهاشدگی از حقوق قانونی. مانند همان انسان لعنتشدهای که قانونی از او حمایت نمیکند و همان انسان مقدسی که تنها حافظ جان او خداست. ما ساعتهای طولانی را با نسیم در هواخوری زندان گذراندهایم و هریک از بازداشتها و بازجوییهایمان حرف زدهایم. نسیم گاهی تنها اشارههای کوچکی به آنچه در آن چند ماه بر سرش آوردهاند، میکرد. من لابهلای خندهها و حرفهای پراکنده شنیدم که نسیم زیر فشار برای اعتراف از شدت درد و ضعف از هوش میرفته است. نسیم آن چند ماهی که در بازداشت بود هیچ حقی نداشت، نسیم در آن چندماه حیات صرف بود، حیات بدون شان و منزلت و حقوق انسانی.
#زن_زندگی_آزادی
#نه_به_اعدام
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
در آن لحظاتی که باتون ها با ضربات پیاپی فرود می آیند، گلولهها پوست تن را میشکافد یا از فاصلهای نزدیک حباب چشمی را میترکانند، در آن لحظهای که زیر پوتین لگدمال میشويم و... در آن لحظات چه هستیم؟ بشر دارای حق و مسئولیت و شان انسانی یا تکهای پوست و گوشت و استخوان رهاشده؟ در دادگاهها ولی ما همواره شهروندانی هستیم که باید پاسخگوی اعمال خود باشیم.
در شرایط استثنایی که مدام خود را به نرم و قاعده بدل میکند، در رویارویی بدنها، در تقابل با آن مامور دارای اقتدار ما به حیات صرف و به هیچ بدل میشویم. حقوق ما به سادگی به تعلیق درمیآيد، آماج خشونت میشويم و دوباره آن تن بیحقشده در کالبد شهروندی چپانده میشود، برای اینکه حضور در دادگاه مختص شهروندان است، چراکه پرندهای بیحق و مسئولیت را نمیتوان به دادگاه برد.
پخشان عزیزی، همبندی من، حکم اعدام گرفته است و دو همبندی دیگرم نسیم سیمیاری و وریشه مرادی در خطر حکم اعدام هستند. آنها شهروند شدهاند و باید قانون بر آنها اعمال شود. پخشان در همان «وضعیت استثنایی» که به آن اشاره کردم، آن وضعیتی که خود را به نرم و قاعده تبدیل کرده برای چند ماه به روایت خودش در نامهای که از او منتشر شده، مورد شکنجه و آزار قرار گرفته است. وقتی سر پخشان به دیوار کوبیده میشد، پخشان حیات صرف بود و قانون از او دفاع نمیکرد، اما همان اقتدار قانونی امروز او را به عنوان شهروند شناسایی میکند و مستحق اعدام میداند.
نسیم سیمیاری همین وضعیت دوگانه را زندگی میکند. او چندماه را در خانه امن سپاه گذرانده در ناکجایی و در بیپناهی، در رهاشدگی از حقوق قانونی. مانند همان انسان لعنتشدهای که قانونی از او حمایت نمیکند و همان انسان مقدسی که تنها حافظ جان او خداست. ما ساعتهای طولانی را با نسیم در هواخوری زندان گذراندهایم و هریک از بازداشتها و بازجوییهایمان حرف زدهایم. نسیم گاهی تنها اشارههای کوچکی به آنچه در آن چند ماه بر سرش آوردهاند، میکرد. من لابهلای خندهها و حرفهای پراکنده شنیدم که نسیم زیر فشار برای اعتراف از شدت درد و ضعف از هوش میرفته است. نسیم آن چند ماهی که در بازداشت بود هیچ حقی نداشت، نسیم در آن چندماه حیات صرف بود، حیات بدون شان و منزلت و حقوق انسانی.
#زن_زندگی_آزادی
#نه_به_اعدام
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
اعتصابات کارگران پروژهای صنایع نفت و گاز با قدرت ادامه دارد
شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت با انتشار بیانیهای از تداوم اتحاد و اعتصابات کارگران خبر داد و نوشت:
اعتصابات کارگران پروژهای ادامه دارد. در برخی از مراکز نفتی پیمانکاران به ناگزیر ۱۴ روز کار ۱۴ روز استراحت را پذیرفته اند. تاکید همکاران این است که باید حقوق کامل ماه به آنها پرداخت شود. ۳۵ درصد افزایش حقوق نیز منظور شده باشد، به علاوه دستمزدها به موقع پرداخت شود.
در عین حال باید دیگر مطالبات ما کارگران پروژهای از جمله بهبود لازم کیفیت غذا و شرایط زیستی در کمپها و ایمنی محیط کار تامین گردد. همچنین حذف پیکاران یک خواست سراسری ما کارگران در نفت و جزو مطالبات اعلام شده ما کارگران پروژه ای است.
لازم به ذکر است که در بخش بزرگی از مراکز نفتی هنوز پیمانکاران به خواستهای ما کارگران تن نداده اند و تاکید ما اینست که اعتصاب سراسری است، خواستها سراسری است و تا پاسخ نگیریم سر کار باز نمیگردنم.
گفتنی است که اقدام پیمانکاران برای تفرقهافکنی در میان همکاران و عقب زدن اعتصاب نتیجهای نداشته و نخواهد داشت. سه محور خواستهای فوری ما در این اعتصابات عبارتند از : افزایش حقوقها، ۱۴ روز کار و ۱۴ روز استراحت و حذف پیمانکاران. به اعتصاب ادامه میدهیم. متحد بمانیم.
شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت با انتشار بیانیهای از تداوم اتحاد و اعتصابات کارگران خبر داد و نوشت:
اعتصابات کارگران پروژهای ادامه دارد. در برخی از مراکز نفتی پیمانکاران به ناگزیر ۱۴ روز کار ۱۴ روز استراحت را پذیرفته اند. تاکید همکاران این است که باید حقوق کامل ماه به آنها پرداخت شود. ۳۵ درصد افزایش حقوق نیز منظور شده باشد، به علاوه دستمزدها به موقع پرداخت شود.
در عین حال باید دیگر مطالبات ما کارگران پروژهای از جمله بهبود لازم کیفیت غذا و شرایط زیستی در کمپها و ایمنی محیط کار تامین گردد. همچنین حذف پیکاران یک خواست سراسری ما کارگران در نفت و جزو مطالبات اعلام شده ما کارگران پروژه ای است.
لازم به ذکر است که در بخش بزرگی از مراکز نفتی هنوز پیمانکاران به خواستهای ما کارگران تن نداده اند و تاکید ما اینست که اعتصاب سراسری است، خواستها سراسری است و تا پاسخ نگیریم سر کار باز نمیگردنم.
گفتنی است که اقدام پیمانکاران برای تفرقهافکنی در میان همکاران و عقب زدن اعتصاب نتیجهای نداشته و نخواهد داشت. سه محور خواستهای فوری ما در این اعتصابات عبارتند از : افزایش حقوقها، ۱۴ روز کار و ۱۴ روز استراحت و حذف پیمانکاران. به اعتصاب ادامه میدهیم. متحد بمانیم.