#وفادار خوانندهی رپ از ۱۵ بهمن ۱۴۰۲ در بازداشت است. او با کارگری امرار معاش میکرد و صدای اعتراض علیه تبعیض و غارت بود.
#علیه_سکوت #زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد #وفا_احمدپور
#علیه_سکوت #زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد #وفا_احمدپور
این همان بازجوی، عیسی ابراهیم زاده است بنام اسدزاده که بارها عیسی را تهدید کرد وامروز برای چندمین بار خانواده عیسی ومادرم وبرادرزاده های منو خصوصا دختر عیسی را تهدید کرد در تجمع امروز نیروهای وزارت به خانواده حمله کردندگوشی های انهارا ضبط کردند
#عیسی_ابراهیم_زاده
#عیسی_ابراهیم_زاده
بازداشت پریوش مسلمی و انتقال او به زندان اوین
به گزارش خبرگزاری هرانا: «پریوش مسلمی در تاریخ هفدهم تیرماه، پس از مراجعه به دادسرای اوین بازداشت و سپس به بند زنان زندان اوین منتقل شده است.
او با سه مورد اتهامی تبلیغ علیه نظام، اهانت به بنیانگذار و رهبر و اجتماع و تبانی مورد تفهیم اتهام قرار گرفته است.
پریوش مسلمی، متولد ۱۳۵۷ در فروردین ماه سال جاری، توسط نیروهای امنیتی در شهر نور بازداشت شد. او پس از سه روز از یکی از بازداشتگاههای امنیتی این شهر آزاد شد.
همچنین پیشتر در شهریورماه ۱۴۰۲، همزمان با سالگرد کشته شدن ژینا امینی، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. وی نهایتا یک ماه بعد با تامین قرار وثیقه از زندان قرچک ورامین آزاد شده بود.»
دادبان
به گزارش خبرگزاری هرانا: «پریوش مسلمی در تاریخ هفدهم تیرماه، پس از مراجعه به دادسرای اوین بازداشت و سپس به بند زنان زندان اوین منتقل شده است.
او با سه مورد اتهامی تبلیغ علیه نظام، اهانت به بنیانگذار و رهبر و اجتماع و تبانی مورد تفهیم اتهام قرار گرفته است.
پریوش مسلمی، متولد ۱۳۵۷ در فروردین ماه سال جاری، توسط نیروهای امنیتی در شهر نور بازداشت شد. او پس از سه روز از یکی از بازداشتگاههای امنیتی این شهر آزاد شد.
همچنین پیشتر در شهریورماه ۱۴۰۲، همزمان با سالگرد کشته شدن ژینا امینی، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. وی نهایتا یک ماه بعد با تامین قرار وثیقه از زندان قرچک ورامین آزاد شده بود.»
دادبان
کنشگران حقوق بشر ایران Iranian Human Rights Activist
Photo
پخشان عزیزی، زندانی سیاسی در زندان اوین در نامهای شکنجههای بازجویان را شرح داده است.
در بخشهایی از نامه میخوانیم:
«کتمان حقیقت و آلترناتیو آن
تقلا برای زندهماندن را از همان اوان کودکی با داستانها و لالاییهای مادری که سختیهای زندگی را تا مغز استخوان کشیده بود و با صدای دلنشیناش از معنای زندگی و آزادگی میگفت یاد گرفت و قدکشید.
مدتها بود که برای ماندن و یافتن راهی برای بودن و فراتر از آن، چگونه بودن شب و روز نمیشناخت. در اوج گرمای تابستان با یورش حدود ۲۰ نفر و با شیوه ارعاب دولتی که به زعم خود تروریست گرفتهاند (همان تروریستی که ارعاب در ملاءعام یکی از مبانی آن است!) و با دستانی از پشت بسته و سلاحی بر سر خود، نوجوان ۱۷ سالهای که بعد از ۱۰ سال خالهاش را میدید و سه عضو دیگر خانوادهاش به زمین خوابانیده میشود.
بین مرگ و زندگی مسابقهای در جریان است. در ضعف شدید جسمانی دستانش را به دیوار سلول انفرادی گرفته تا نیفتد. دیوار همان سلولی که در سال ۸۸ نیز به همان اتهام کردبودن و زنبودن، در آن نگهش داشته بودند.
صدای سرفههای پدرش را که غده سرطانیاش تازه جراحی شده و یک بار سکته کرده از بند ۳ میشنود و نگران وضعیت روحی و جسمی دو عضو دیگر خانوادهاش است.
در همان روز اول بازجویی، پیشنهاد قضایینشدن پرونده و فیصله همهچیز بی سر و صدا داده میشود!
بارها در بازجویی به دار میکشیدنش. ۱۰ متر به قعر زمین فرو میبردنش و باز بیرون میآوردند و سرخورده و شکستخورده اجتماعی قلمدادش میکردند. حافظه تاریخی پر از وقوع این حادثه است. از همان کودکی مهر تجزیهطلبی و جنس دوم خورده و به عنوان شهروند محسوب نگشته بود. ما برای اقتدار مرکزی، کوچکیم، عددی نیستیم ولی برای احکام، سنگینترین و بزرگترین.
بار دیگر در بازجویی سرخوردگی اجتماعی و شکستش به او گوشزد میگردد.
اگر اراده زن را به عنوان یک انسان دارای عزت نفس سِقط نمایی، دیگر جایی برای زندگی آزاد وجود ندارد و این به معنای افول از معیارهای انسانی- اخلاقی- سیاسی است، آنجا که زندگی با هویت خود، از معنا تهی میگردد، شکل تدافعی به خود میگیرد و زندگی به مرحله عصیان پا میگذارد.
بارها به صندلی کوبیده میشود. توهینها، تحقیرها و تهدیدها در بدترین شرایط روحی و جسمانی که حاصل اعتصاب طولانی و ۵ ماه سلول انفرادی دهشتناکترین شکنجه سفید است و فشارهای هویتی و تاریخی، فضای اتاق را پر میکند. شکنجههایی که قطره کوچکی از تاریخ است، مشتهای گره کرده بازجو به عنوان دولتمرد که هر بار اقتدارش را به رخ میکشد، نعرهای که باز فریاد میشود، چرا کتمان حقیقت میکنی؟!
بزرگترین حقیقت اجتماعی، یعنی زن را، هویتاش را، کردبودن، زندگی و آزادی را کتمان کردهاید، کدام حقیقت و کدام کتمان؟!
...
اولین جنازهای که دیده بود، خدیجه که توسط همسرش و برادرش دستانش گره زده و سوزانده شده بود. عهد کرده بود در دفاع از حقوق زنان دست نکشد.
به زور بر صندلی جای گرفت، تهدیدها، تحقیرها باز از سر گرفته شد.
بعد از سرخوردگی و عدم موفقیت پرونده ۸۸ تان به دلیل خفقان فضای سیاسی–اجتماعی،فرسنگها از میهنم (آنجایی که آغوش مادری بود) فاصله گرفتم. معنای زندگی بیمعنا شده بود.
...
تمامی فعالیت و تلاشم در راستای خدمترسانی و ادای دین تاریخی نسبت به تجارب زیستهام وسرکوبهای تاریخیام بوده که صد البته اعتقاد راسخ دارم به اینکه راه درست رسیدن به یک جامعه دموکراتیک نیز اساسا از اتخاذ شیوهای دموکراتیک برای برساخت جامعه اخلاقی-سیاسیای است که مردم خود مسائل اجتماعی را به مشورت میگذارند، دغدغهشان کنند و راه حل بیابند. مشارکت حداکثری مردم در حل مسائل جامعه انسجام اجتماعی و راه برون رفت از بحران خواهد بود و این عین زندگی با علم زن است که تحقق دموکراسی به تحقق آزادی منجر خواهد شد.
پخشان عزیزی
جولای۲۰۲۴
زندان اوین»
#پخشان_عزیزی
#اتهام_بغی
#نه_به_اعدام
#زن_زندگی_آزادی
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
در بخشهایی از نامه میخوانیم:
«کتمان حقیقت و آلترناتیو آن
تقلا برای زندهماندن را از همان اوان کودکی با داستانها و لالاییهای مادری که سختیهای زندگی را تا مغز استخوان کشیده بود و با صدای دلنشیناش از معنای زندگی و آزادگی میگفت یاد گرفت و قدکشید.
مدتها بود که برای ماندن و یافتن راهی برای بودن و فراتر از آن، چگونه بودن شب و روز نمیشناخت. در اوج گرمای تابستان با یورش حدود ۲۰ نفر و با شیوه ارعاب دولتی که به زعم خود تروریست گرفتهاند (همان تروریستی که ارعاب در ملاءعام یکی از مبانی آن است!) و با دستانی از پشت بسته و سلاحی بر سر خود، نوجوان ۱۷ سالهای که بعد از ۱۰ سال خالهاش را میدید و سه عضو دیگر خانوادهاش به زمین خوابانیده میشود.
بین مرگ و زندگی مسابقهای در جریان است. در ضعف شدید جسمانی دستانش را به دیوار سلول انفرادی گرفته تا نیفتد. دیوار همان سلولی که در سال ۸۸ نیز به همان اتهام کردبودن و زنبودن، در آن نگهش داشته بودند.
صدای سرفههای پدرش را که غده سرطانیاش تازه جراحی شده و یک بار سکته کرده از بند ۳ میشنود و نگران وضعیت روحی و جسمی دو عضو دیگر خانوادهاش است.
در همان روز اول بازجویی، پیشنهاد قضایینشدن پرونده و فیصله همهچیز بی سر و صدا داده میشود!
بارها در بازجویی به دار میکشیدنش. ۱۰ متر به قعر زمین فرو میبردنش و باز بیرون میآوردند و سرخورده و شکستخورده اجتماعی قلمدادش میکردند. حافظه تاریخی پر از وقوع این حادثه است. از همان کودکی مهر تجزیهطلبی و جنس دوم خورده و به عنوان شهروند محسوب نگشته بود. ما برای اقتدار مرکزی، کوچکیم، عددی نیستیم ولی برای احکام، سنگینترین و بزرگترین.
بار دیگر در بازجویی سرخوردگی اجتماعی و شکستش به او گوشزد میگردد.
اگر اراده زن را به عنوان یک انسان دارای عزت نفس سِقط نمایی، دیگر جایی برای زندگی آزاد وجود ندارد و این به معنای افول از معیارهای انسانی- اخلاقی- سیاسی است، آنجا که زندگی با هویت خود، از معنا تهی میگردد، شکل تدافعی به خود میگیرد و زندگی به مرحله عصیان پا میگذارد.
بارها به صندلی کوبیده میشود. توهینها، تحقیرها و تهدیدها در بدترین شرایط روحی و جسمانی که حاصل اعتصاب طولانی و ۵ ماه سلول انفرادی دهشتناکترین شکنجه سفید است و فشارهای هویتی و تاریخی، فضای اتاق را پر میکند. شکنجههایی که قطره کوچکی از تاریخ است، مشتهای گره کرده بازجو به عنوان دولتمرد که هر بار اقتدارش را به رخ میکشد، نعرهای که باز فریاد میشود، چرا کتمان حقیقت میکنی؟!
بزرگترین حقیقت اجتماعی، یعنی زن را، هویتاش را، کردبودن، زندگی و آزادی را کتمان کردهاید، کدام حقیقت و کدام کتمان؟!
...
اولین جنازهای که دیده بود، خدیجه که توسط همسرش و برادرش دستانش گره زده و سوزانده شده بود. عهد کرده بود در دفاع از حقوق زنان دست نکشد.
به زور بر صندلی جای گرفت، تهدیدها، تحقیرها باز از سر گرفته شد.
بعد از سرخوردگی و عدم موفقیت پرونده ۸۸ تان به دلیل خفقان فضای سیاسی–اجتماعی،فرسنگها از میهنم (آنجایی که آغوش مادری بود) فاصله گرفتم. معنای زندگی بیمعنا شده بود.
...
تمامی فعالیت و تلاشم در راستای خدمترسانی و ادای دین تاریخی نسبت به تجارب زیستهام وسرکوبهای تاریخیام بوده که صد البته اعتقاد راسخ دارم به اینکه راه درست رسیدن به یک جامعه دموکراتیک نیز اساسا از اتخاذ شیوهای دموکراتیک برای برساخت جامعه اخلاقی-سیاسیای است که مردم خود مسائل اجتماعی را به مشورت میگذارند، دغدغهشان کنند و راه حل بیابند. مشارکت حداکثری مردم در حل مسائل جامعه انسجام اجتماعی و راه برون رفت از بحران خواهد بود و این عین زندگی با علم زن است که تحقق دموکراسی به تحقق آزادی منجر خواهد شد.
پخشان عزیزی
جولای۲۰۲۴
زندان اوین»
#پخشان_عزیزی
#اتهام_بغی
#نه_به_اعدام
#زن_زندگی_آزادی
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
اخباروگزارش_های_کارگری_31_تیرماه_1403.doc
12.6 MB
اخباروگزارش های کارگری 31 تیرماه 1403.doc
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴ابوسعید نماد مبارزات این روزهای بنگلادش، دانشجویی که دستان خودش رو در مقابل پلیس باز کرد و گفت شلیک کنید.
ابوسعید درنهایت جان خودشو از دست داد.
ابوسعید درنهایت جان خودشو از دست داد.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
برگ دیگری از مبارزات مدنی و مردمی در کردستان ایران و کوچ تاریخی و توده ای شهر مریوان در ۳۰ تیر ماه سال ۱۳۵۸ مردم مریوان در اعتراض به سرکوب های رژیم و حاشها دست به یک کوچ همگانی زدند
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تجمعی از آسیب دیدگان جنبش مهسا ( ژینا امینی ) در شهرمونیخ دررابطه با اعدام ها در ایران
🔺زندهیاد سعید راد چهارشنبه تشییع میشود
🔹مراسم بدرقه پیکر سعید راد، بازیگر پیشکسوت سینمای ایران چهارشنبه ۴ مرداد ماه ساعت ۹ و نیم صبح از ساختمان شماره ۲ خانه سینما (خیابان وصال جنوبی، نبش کوچه شفیعی) به سمت بهشت زهرا، قطعه هنرمندان انجام میشود.
#اعتصابات_سراسری
🔹مراسم بدرقه پیکر سعید راد، بازیگر پیشکسوت سینمای ایران چهارشنبه ۴ مرداد ماه ساعت ۹ و نیم صبح از ساختمان شماره ۲ خانه سینما (خیابان وصال جنوبی، نبش کوچه شفیعی) به سمت بهشت زهرا، قطعه هنرمندان انجام میشود.
#اعتصابات_سراسری
🔻🔺محکومیت محمد حبیبی به حبس به دلیل اعتراض به مسمومسازی دانشآموزان
محمد حبیبی، سخنگوی کانون صنفی معلمان تهران با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت:
در پروندهای که در اعتراض به مسمومیتهای سریالی دانشآموزان تشکیل شده بود، به شش ماه و یک روز حبس تعزیری محکوم شدم.
همانطور که در دادگاه گفتم، دفاع از حقوق دانشآموزان یکی از وظایف اصلی هر فعال صنفی معلم است.
محمد حبیبی، سخنگوی کانون صنفی معلمان تهران با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت:
در پروندهای که در اعتراض به مسمومیتهای سریالی دانشآموزان تشکیل شده بود، به شش ماه و یک روز حبس تعزیری محکوم شدم.
همانطور که در دادگاه گفتم، دفاع از حقوق دانشآموزان یکی از وظایف اصلی هر فعال صنفی معلم است.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 #تجمع_اعتراضی نیروهای #نهضت_سواد_آموزی، مقابل وزارت آموزش و پرورش در اعتراض به اجرا نشدن بند خ برای حق التدریس شدن این نیروهای اداره نهضت سوادآموزی
دوشنبه ١ مرداد ۱۴۰۳
دوشنبه ١ مرداد ۱۴۰۳
نخستین نشست عمومی شبکه جهانی برای آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران را در یوتوب دنبال کنید
از شما دعوت به عمل می آید، پخش هم زمان نخستین نشست عمومی شبکه جهانی برای آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران، که ساعت 19-17 یکشنبه 21 جولای به صورت برخط برگزار می گردد را، از کانال یوتوب این شبکه مشاهده نمایید.
شبکه جهانی برای آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران با برگزاری نخستین نشست عمومی خود، رسما اعلام موجودیت و آغاز به فعالیت می نماید.
این شبکه گستره ای است برای کار مشترک با هدف تلاش برای آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی؛ و فضایی برای همکاری و استفاده از تجارب افراد، نهادها، سازمان ها و احزاب مختلفی که آزادی بدون قید و شرط و پایدار زندانیان سیاسی و عقیدتی از پیش شرط های اولیه فعالیت ها و اقدامات شان در این عرصه است.
به شبکه جهانی برای آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران بپیوندید
لینک دست رسی یوتوب به نشست عمومی
https://www.youtube.com/watch?v=94KNr9IyXkI
از شما دعوت به عمل می آید، پخش هم زمان نخستین نشست عمومی شبکه جهانی برای آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران، که ساعت 19-17 یکشنبه 21 جولای به صورت برخط برگزار می گردد را، از کانال یوتوب این شبکه مشاهده نمایید.
شبکه جهانی برای آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران با برگزاری نخستین نشست عمومی خود، رسما اعلام موجودیت و آغاز به فعالیت می نماید.
این شبکه گستره ای است برای کار مشترک با هدف تلاش برای آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی؛ و فضایی برای همکاری و استفاده از تجارب افراد، نهادها، سازمان ها و احزاب مختلفی که آزادی بدون قید و شرط و پایدار زندانیان سیاسی و عقیدتی از پیش شرط های اولیه فعالیت ها و اقدامات شان در این عرصه است.
به شبکه جهانی برای آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران بپیوندید
لینک دست رسی یوتوب به نشست عمومی
https://www.youtube.com/watch?v=94KNr9IyXkI
YouTube
اولین جلسه شبکه جهانی برای آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#وفادار خوانندهی رپ از ۱۵ بهمن ۱۴۰۲ در بازداشت است. او با کارگری امرار معاش میکرد و صدای اعتراض علیه تبعیض و غارت بود.
#زنده_باد_انقلاب
#زن_زندگی_آزادی
#شریفه_محمدی_ کارگر_ زندانی، #آزاد_باید_گردد
#کارگر_زندانی_زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#زنده_باد_انقلاب
#زن_زندگی_آزادی
#شریفه_محمدی_ کارگر_ زندانی، #آزاد_باید_گردد
#کارگر_زندانی_زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
فرید صفاجو، داماد فریبا کمالآبادی، زندانی عقیدتی بهائی، دو تصویر منتشر کرده است از یک مکان (پشت در زندان اوین)، یکی از عکسها ۱۵ سال پیش است که ترانه دختر فریبا کمالآبادی نوجوان بود و مادرش به مناسبت تولد او یک هویج سبز کرده و به دخترش هدیه داده بود. عکس دیگر مربوط به دیروز و تولد نوهاش است (دختر ترانه و فرید) که مادربزرگ داخل زندان کیک درست کرده و هدیه داده است.
فریبا کمالآبادی، زندانی بهایی، در سری قبل محکومیتش به بیست سال حبس (بعداً به ده سال کاهش پیدا کرد)، غیر از یکی دو روز مرخصی به خاطر تولد نوهاش، اجازه استفاده از حق مرخصی را پیدا نکرده بود.
دخترش ترانه، در هفتمین سال حبس مادر در سال ۱۳۹۳ ازدواج کرد. به خانم کمالآبادی اجازه ندادند حتی با دستبند و تحتالحفظ، در مراسم ازدواج او شرکت کند.
او روی یک برگ دستمال کاغذی نامهای خطاب به فرزندش و دامادش نوشته بود، آن دستمال حالا قاب شده و در دیدار خانه جا دارد، و در این روزها که او بار دیگر به حبس طولانی محکوم شده و در زندان است،
#فریبا_کمال_آبادی
#داستان_ما_یکیست
#داشتن_عقیده_جرم_نیست
https://t.me/behnima/54732
فریبا کمالآبادی، زندانی بهایی، در سری قبل محکومیتش به بیست سال حبس (بعداً به ده سال کاهش پیدا کرد)، غیر از یکی دو روز مرخصی به خاطر تولد نوهاش، اجازه استفاده از حق مرخصی را پیدا نکرده بود.
دخترش ترانه، در هفتمین سال حبس مادر در سال ۱۳۹۳ ازدواج کرد. به خانم کمالآبادی اجازه ندادند حتی با دستبند و تحتالحفظ، در مراسم ازدواج او شرکت کند.
او روی یک برگ دستمال کاغذی نامهای خطاب به فرزندش و دامادش نوشته بود، آن دستمال حالا قاب شده و در دیدار خانه جا دارد، و در این روزها که او بار دیگر به حبس طولانی محکوم شده و در زندان است،
#فریبا_کمال_آبادی
#داستان_ما_یکیست
#داشتن_عقیده_جرم_نیست
https://t.me/behnima/54732
بامداد یکشنبه جمهوری اسلامی در زندان دیزل آباد کرمانشاه حکم اعدام «دانیال کاظمینژاد» را به اتهام کشتن یکی از سرکوبگران مردم اجرا کرد.
دانیال کاظمینژاد اهل روستای «لر» از توابع شهرستان اسلامآباد غرب بود که متهم شد به اینکه در یک درگیری یکی از اعضای سپاه به نام سجاد امیری را کشته است.
اجرای این حکم اعدام در سکوت رسانهای و حتی بدون اطلاع به خانواده و انجام آخرین ملاقات انجام شده است.
اجازه ندهیم جمهوری اسلامی در سکوت و پشت درهای بسته زندانهایش با فراغ بال جنایت کند. اگر هر کدام از نزدیکان و عزیزانمان در زندان و زیر فشار هستند و یا در خطر اجرای حکم اعدام قرار دارند؛ نامشان را فریاد بزنیم و اطلاعرسانی کنیم.
در این پرونده دو اسم دیگر نیز وجود دارد که از دستگیر شدگان همین پرونده هستند. ساجده سلیمانی و نجمالدین غلامی که از وضعیت و شرایط هیچ کدام اطلاعی در دست نیست.
#دانیال_کاظمی_نژاد
#ساجده_سلیمانی
#نجم_الدین_غلامی
https://t.me/behnima/54733
دانیال کاظمینژاد اهل روستای «لر» از توابع شهرستان اسلامآباد غرب بود که متهم شد به اینکه در یک درگیری یکی از اعضای سپاه به نام سجاد امیری را کشته است.
اجرای این حکم اعدام در سکوت رسانهای و حتی بدون اطلاع به خانواده و انجام آخرین ملاقات انجام شده است.
اجازه ندهیم جمهوری اسلامی در سکوت و پشت درهای بسته زندانهایش با فراغ بال جنایت کند. اگر هر کدام از نزدیکان و عزیزانمان در زندان و زیر فشار هستند و یا در خطر اجرای حکم اعدام قرار دارند؛ نامشان را فریاد بزنیم و اطلاعرسانی کنیم.
در این پرونده دو اسم دیگر نیز وجود دارد که از دستگیر شدگان همین پرونده هستند. ساجده سلیمانی و نجمالدین غلامی که از وضعیت و شرایط هیچ کدام اطلاعی در دست نیست.
#دانیال_کاظمی_نژاد
#ساجده_سلیمانی
#نجم_الدین_غلامی
https://t.me/behnima/54733
