کنشگران حقوق بشر ایران Iranian Human Rights Activist
Photo
غــــــزه یا سننـــــدج؟
برگی از تاریخ و جنایت رژیم اسلامی ایران در کردستان ( سنندج )
بمباران بیمارستانها در غزه و جنگ ۲۴ روزه سنندج را در خاطرهی ما زنده می کند
در جنگ ۲۴ روزه سنندج نه تنها روی خانههای مردم بمب و خمپاره ریختند بلڪه بیمارستان و مراکز درمانی حمله کردند. کادر پزشکی و درمانی را هم به جرم کمک به مجروحان اعدام کردند. سنندج آن روز با غزه امروز فرقش در این است که در آن زمان صدای مظلومیت مردم سنندج را کسی نشنید و دنیا در مقابل جنایات و کشتار مردم غیر نظامی سکوت کرد.
کمکهای دارویی و غذایی وارد شهر نشد، سازمان ملل درباره این جنایات قطعنامهای صادر نکرد، ۲۴ روز عوامل جنایتکار آخوندی با توپ و تانک و هلیکوپتر و هواپیما شهر را درهم کوبیدند، خیابانها مملو از اجساد قربانيان بود و مردم کشتهها را در باغچههای خانه دفن میکردند.
شهین باوفا در سال ۱۳۵۹ در بحبوحهی مقاومت ٢۴ روزهی سنندج در برابر نیروهای سپاه پاسداران ، مدیریت تنها بیمارستان شهر را برعهده داشت و زمانی که در اثر افزایش حملات و ازدیاد تعداد مجروحین با کمبود کادر درمان در بیمارستان مواجه شد، به کمک مردم شهر کمیتههای پزشکیِ محلات را تشکیل داد. وقتی که سپاه پاسداران با تمام قوا از زمین و آسمان به شهر حمله کردند، دامنهی جنگ از خیابانها و کوچهها فراتر رفت و به داخل خانههای شهروندان رسید. شهر به میدان جنگی تمامعیار تبدیل شد و تعداد کشتهها و زخمیها افزایش یافت. در آن زمان، سنندج شهر کوچکی در غرب ایران بود که از آوازهی جهانی و امکانات بیبهره بود و هرگز نتوانست روایت خودش از فاجعهی جنگ ٢۴ روزه را بیان کند. شاید یکی از معدود تصاویر باقیمانده از بیمارستان کوچک سنندج در آن روزها عکسهایی است که میشل ستبون، عکاس فرانسوی الجزایریتبار، از انبوه کشتههایی ثبت کرده که در میان قالبهای یخ در کف اتاقهای بیمارستان روی هم انباشته شدهاند. درست در همان زمان بود که شهین باوفا با کمک پیشمرگها و مردم عادی، کمیتههای پزشکی محلهای موسوم به «بنکهی پیزیشکی» را پایهریزی کرد.
این کمیتهها متشکل از مردم عادی و جوانانی بودند که ظرف چند روز کمکهای درمانی را فرامیگرفتند تا بتوانند در محل حادثه به سرعت به مجروحان امدادرسانی کنند، زیرا حکومت نظامی و جنگِ کوچه به کوچه در بسیاری از مواقع رساندن مجروحان به بیمارستان را عملاً ناممکن میکرد. وقتی که نیروهای سپاه پاسداران تنها بیمارستان شهر را به گلوله بستند شهین یک اتاق عمل با تمام لوازم و امکانات جراحی در زیرزمین خانهای مسکونی در مرکز شهر برپا کرد.
داستان تلاش و مبارزهی روزمرهی شهین باوفا و پزشکان و پرستارانی که با بازوبندهای سفید کوچه به کوچه میگشتند و مجروحان را مداوا میکردند در تمام سالهای گذشته در سنندج بر سرِ زبانها بود. سپاه پاسداران از لحظهای که مقاومت مردم را شکستند و کنترل کامل سنندج را به دست گرفتند، درهای شهر را به روی رسانههای بینالمللی بست و کشتارهای مردم به دست نیروهای سپاه را انکار کرد. بعد هم روایت رسمیِ خودش را جعل کرد و در خرداد ۱۳۵۹ شهین باوفا و بسیاری از جوانانی را که در زمان درگیری در کمیتههای پزشکیِ محلات به مداوای مجروحان پرداخته بودند اعدام کردند.
در هجدهم مهر ۱۴۰۱ (در جریان جنبش ژینا) وقتی که نیروهای امنیتی به بیمارستانهای سنندج حمله کردند تا مجروحان را بازداشت کنند یا وقتی که جلوی داروخانهها کمین گذاشتند، مردم فجایع و مقاومت ۴۳ سال قبل را به یادآوردند و خود را برای مقاومت در برابر موج کشتار و ویرانی آماده کردند.
شب ١٧ مهر، زمانی که دامنهی اعتراضهای خیابانی به نیمههای شب و به کوچهها و مجتمعهای مسکونی کشیده شد و نیروهای امنیتی و پلیس ضدشورش بیپروا به سوی معترضان تیراندازی کردند، یکی از ساکنان یک مجتمع مسکونی که قبلا پرستار بود مجبور شد با وسایل ابتدایی مثل سوزن و موچین و قیچی، گلولهها را از بدن همسایگان تیرخوردهاش بیرون بکشد و زخمهایشان را پانسمان کند.
این زن پیشتر پرستار یکی از بیمارستانهای سنندج بود و چند سال قبل و بعد از تولد دومین فرزندش از کار در بیمارستان کناره گرفته بود، اما به گفتهی خودش همسایهها میدانستند که قبلاً پرستار بوده و گاهی برای تزریق آمپول یا درمان سرپایی به او مراجعه میکردند. در شب حمله به مجتمعهای مسکونی وقتی چند نفر در بلوکهای مجاور آپارتمان محل سکونت او و خانوادهاش زخمی شدند، مردم برای کمک به درِ خانهاش رفتند. او چند بار در میان صحبتهایش از ترس و هراسِ آن شب گفت:
«هیچوقت فکر نمیکردم که وسط یک جنگِ واقعی گلوله از تن همسایهام بیرون بکشم. من به دیدن خون و زخم عادت داشتم اما آن شب نمیدانستم چرا دستهایم میلرزید.
برگی از تاریخ و جنایت رژیم اسلامی ایران در کردستان ( سنندج )
بمباران بیمارستانها در غزه و جنگ ۲۴ روزه سنندج را در خاطرهی ما زنده می کند
در جنگ ۲۴ روزه سنندج نه تنها روی خانههای مردم بمب و خمپاره ریختند بلڪه بیمارستان و مراکز درمانی حمله کردند. کادر پزشکی و درمانی را هم به جرم کمک به مجروحان اعدام کردند. سنندج آن روز با غزه امروز فرقش در این است که در آن زمان صدای مظلومیت مردم سنندج را کسی نشنید و دنیا در مقابل جنایات و کشتار مردم غیر نظامی سکوت کرد.
کمکهای دارویی و غذایی وارد شهر نشد، سازمان ملل درباره این جنایات قطعنامهای صادر نکرد، ۲۴ روز عوامل جنایتکار آخوندی با توپ و تانک و هلیکوپتر و هواپیما شهر را درهم کوبیدند، خیابانها مملو از اجساد قربانيان بود و مردم کشتهها را در باغچههای خانه دفن میکردند.
شهین باوفا در سال ۱۳۵۹ در بحبوحهی مقاومت ٢۴ روزهی سنندج در برابر نیروهای سپاه پاسداران ، مدیریت تنها بیمارستان شهر را برعهده داشت و زمانی که در اثر افزایش حملات و ازدیاد تعداد مجروحین با کمبود کادر درمان در بیمارستان مواجه شد، به کمک مردم شهر کمیتههای پزشکیِ محلات را تشکیل داد. وقتی که سپاه پاسداران با تمام قوا از زمین و آسمان به شهر حمله کردند، دامنهی جنگ از خیابانها و کوچهها فراتر رفت و به داخل خانههای شهروندان رسید. شهر به میدان جنگی تمامعیار تبدیل شد و تعداد کشتهها و زخمیها افزایش یافت. در آن زمان، سنندج شهر کوچکی در غرب ایران بود که از آوازهی جهانی و امکانات بیبهره بود و هرگز نتوانست روایت خودش از فاجعهی جنگ ٢۴ روزه را بیان کند. شاید یکی از معدود تصاویر باقیمانده از بیمارستان کوچک سنندج در آن روزها عکسهایی است که میشل ستبون، عکاس فرانسوی الجزایریتبار، از انبوه کشتههایی ثبت کرده که در میان قالبهای یخ در کف اتاقهای بیمارستان روی هم انباشته شدهاند. درست در همان زمان بود که شهین باوفا با کمک پیشمرگها و مردم عادی، کمیتههای پزشکی محلهای موسوم به «بنکهی پیزیشکی» را پایهریزی کرد.
این کمیتهها متشکل از مردم عادی و جوانانی بودند که ظرف چند روز کمکهای درمانی را فرامیگرفتند تا بتوانند در محل حادثه به سرعت به مجروحان امدادرسانی کنند، زیرا حکومت نظامی و جنگِ کوچه به کوچه در بسیاری از مواقع رساندن مجروحان به بیمارستان را عملاً ناممکن میکرد. وقتی که نیروهای سپاه پاسداران تنها بیمارستان شهر را به گلوله بستند شهین یک اتاق عمل با تمام لوازم و امکانات جراحی در زیرزمین خانهای مسکونی در مرکز شهر برپا کرد.
داستان تلاش و مبارزهی روزمرهی شهین باوفا و پزشکان و پرستارانی که با بازوبندهای سفید کوچه به کوچه میگشتند و مجروحان را مداوا میکردند در تمام سالهای گذشته در سنندج بر سرِ زبانها بود. سپاه پاسداران از لحظهای که مقاومت مردم را شکستند و کنترل کامل سنندج را به دست گرفتند، درهای شهر را به روی رسانههای بینالمللی بست و کشتارهای مردم به دست نیروهای سپاه را انکار کرد. بعد هم روایت رسمیِ خودش را جعل کرد و در خرداد ۱۳۵۹ شهین باوفا و بسیاری از جوانانی را که در زمان درگیری در کمیتههای پزشکیِ محلات به مداوای مجروحان پرداخته بودند اعدام کردند.
در هجدهم مهر ۱۴۰۱ (در جریان جنبش ژینا) وقتی که نیروهای امنیتی به بیمارستانهای سنندج حمله کردند تا مجروحان را بازداشت کنند یا وقتی که جلوی داروخانهها کمین گذاشتند، مردم فجایع و مقاومت ۴۳ سال قبل را به یادآوردند و خود را برای مقاومت در برابر موج کشتار و ویرانی آماده کردند.
شب ١٧ مهر، زمانی که دامنهی اعتراضهای خیابانی به نیمههای شب و به کوچهها و مجتمعهای مسکونی کشیده شد و نیروهای امنیتی و پلیس ضدشورش بیپروا به سوی معترضان تیراندازی کردند، یکی از ساکنان یک مجتمع مسکونی که قبلا پرستار بود مجبور شد با وسایل ابتدایی مثل سوزن و موچین و قیچی، گلولهها را از بدن همسایگان تیرخوردهاش بیرون بکشد و زخمهایشان را پانسمان کند.
این زن پیشتر پرستار یکی از بیمارستانهای سنندج بود و چند سال قبل و بعد از تولد دومین فرزندش از کار در بیمارستان کناره گرفته بود، اما به گفتهی خودش همسایهها میدانستند که قبلاً پرستار بوده و گاهی برای تزریق آمپول یا درمان سرپایی به او مراجعه میکردند. در شب حمله به مجتمعهای مسکونی وقتی چند نفر در بلوکهای مجاور آپارتمان محل سکونت او و خانوادهاش زخمی شدند، مردم برای کمک به درِ خانهاش رفتند. او چند بار در میان صحبتهایش از ترس و هراسِ آن شب گفت:
«هیچوقت فکر نمیکردم که وسط یک جنگِ واقعی گلوله از تن همسایهام بیرون بکشم. من به دیدن خون و زخم عادت داشتم اما آن شب نمیدانستم چرا دستهایم میلرزید.
🔴 تجمع رانندگان خودروهای دیزلی در زابل
▪️امروز ۲۰ آبان، شماری از رانندگان خودروهای دیزلی در اعتراض به کاهش سهمیهی سوخت از ۹۰۰ به ۶۰۰ لیتر و کمبود سوخت در جایگاهها، مقابل فرمانداری زابل دست به تجمع زدند
https://t.me/behnima/47817
▪️امروز ۲۰ آبان، شماری از رانندگان خودروهای دیزلی در اعتراض به کاهش سهمیهی سوخت از ۹۰۰ به ۶۰۰ لیتر و کمبود سوخت در جایگاهها، مقابل فرمانداری زابل دست به تجمع زدند
https://t.me/behnima/47817
🔴 عبدالله مؤمنی؛ یکسال زندان و مصادره تلفن همراه به اتهام "گفتگو برای نجات ایران"
کلمه - عبدالله مؤمنی، کنشگر سیاسی و دانشآموخته علوم اجتماعی به اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به یکسال حبس تعزیری و ضبط تلفن همراه و وسایل ارتباطی الکترونیکی محکوم شد. این حکم در شعبه ۲۹ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مظلوم صادر شده و مستندش سخنرانی آنلاین او در «همایش گفتوگو برای نجات ایران» است.
به گزارش تحکیم ملت، مؤمنی امروز در هنگام دریافت این خبر گفت: این حکم در برابر کشتهها و زخمیهای سالیان اخیر به ویژه در جنبش مهسا و هچنین رنج بیپایان خانوادههای آنان چیزی نیست.
او افزود: برای رسیدن به جامعهای آزاد و عادلانه و حاکمیت دموکراتیک، مسیر سخت پیش رو را باید با مقاومت مدنی و ایستادگی در برابر دشمنان آزادی و با پذیرش هزینه احتمالی طی طریق کنیم.
عبدالله مؤمنی در دو دهه گذشته بارها بازداشت شده و تحت شکنجه و خشونت و زندانهای طولانی مدت انفرادی بوده و از جمله در جریان اعتراضات جنبش سبز در سال ۱۳۸۸ پنج سال در زندان اوین محبوس بوده است.
https://t.me/behnima/47818
کلمه - عبدالله مؤمنی، کنشگر سیاسی و دانشآموخته علوم اجتماعی به اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به یکسال حبس تعزیری و ضبط تلفن همراه و وسایل ارتباطی الکترونیکی محکوم شد. این حکم در شعبه ۲۹ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مظلوم صادر شده و مستندش سخنرانی آنلاین او در «همایش گفتوگو برای نجات ایران» است.
به گزارش تحکیم ملت، مؤمنی امروز در هنگام دریافت این خبر گفت: این حکم در برابر کشتهها و زخمیهای سالیان اخیر به ویژه در جنبش مهسا و هچنین رنج بیپایان خانوادههای آنان چیزی نیست.
او افزود: برای رسیدن به جامعهای آزاد و عادلانه و حاکمیت دموکراتیک، مسیر سخت پیش رو را باید با مقاومت مدنی و ایستادگی در برابر دشمنان آزادی و با پذیرش هزینه احتمالی طی طریق کنیم.
عبدالله مؤمنی در دو دهه گذشته بارها بازداشت شده و تحت شکنجه و خشونت و زندانهای طولانی مدت انفرادی بوده و از جمله در جریان اعتراضات جنبش سبز در سال ۱۳۸۸ پنج سال در زندان اوین محبوس بوده است.
https://t.me/behnima/47818
Telegram
کارگر زندانی، زندانی سیاسی آزاد باید گردد
🔴 عبدالله مؤمنی؛ یکسال زندان و مصادره تلفن همراه به اتهام "گفتگو برای نجات ایران"
کلمه - عبدالله مؤمنی، کنشگر سیاسی و دانشآموخته علوم اجتماعی به اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به یکسال حبس تعزیری و ضبط تلفن همراه و وسایل ارتباطی الکترونیکی محکوم شد. این…
کلمه - عبدالله مؤمنی، کنشگر سیاسی و دانشآموخته علوم اجتماعی به اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به یکسال حبس تعزیری و ضبط تلفن همراه و وسایل ارتباطی الکترونیکی محکوم شد. این…
اخباروگزارش_های_کارگری_20_آبان_ماه_1402.doc
6.1 MB
اخباروگزارش های کارگری 20 آبان ماه 1402.doc
https://www.instagram.com/p/Czi1-sdNT1P/?igshid=d2Zvd3dibTVpbmdu
نکته ای کوتاه ! این روزها حامیان فلسطین عکسهای از صدام حسین را با خود حمل می کنند
نکته ای کوتاه ! این روزها حامیان فلسطین عکسهای از صدام حسین را با خود حمل می کنند
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴تجمع اعتراضی بازنشستگان تأمین اجتماعی شوش
بازنشستگان تأمین اجتماعی شوش نیز در اعتراض به وضعیت نامناسب معیشتی و عدم رسیدگی به خواستههایشان مجدداً مقابل فرمانداری این شهرستان دست به تجمع زدند.
یکشنبه ۲۱ آبان
بازنشستگان تأمین اجتماعی شوش نیز در اعتراض به وضعیت نامناسب معیشتی و عدم رسیدگی به خواستههایشان مجدداً مقابل فرمانداری این شهرستان دست به تجمع زدند.
یکشنبه ۲۱ آبان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴تهران
ویدیوی دیگری از تجمع اعتراضی بازنشستگان صنایع فولاد و معدن کشور در تهران
بازنشستگان شعار سر میدهند
اجرای همسازی بدون حقه بازی
حقوق ما ریالیه هزینه ها دلاریه
فاطمی حیا کن صندلی رو رها کن
https://t.me/behnima/47826
ویدیوی دیگری از تجمع اعتراضی بازنشستگان صنایع فولاد و معدن کشور در تهران
بازنشستگان شعار سر میدهند
اجرای همسازی بدون حقه بازی
حقوق ما ریالیه هزینه ها دلاریه
فاطمی حیا کن صندلی رو رها کن
https://t.me/behnima/47826
برابر ابلاغیه جدید جلسه دادگاهی فعال کارگری ناشنوا رضا اقدسی که بعد از احضارهای پیاپی در تاریخ ۳ آبانماه پس از مراجعه به شعبه سوم بازپرسی اوین بازداشت و به بند ۴ زندان اوین منتقل شده است قرار بود دیروز شنبه ۲۰ آبانماه در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران برگزار گردد و در ساعات پایانی شب کنسل شده بود به ساعت ۱۰ صبح روز شنبه ۲۷ آبانماه ۱۴۰۲ موکول شد.
#حق_کارگران_زندان_نیست
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#حق_کارگران_زندان_نیست
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸آغاز فصل تازه ای از اتحاد و همبستگی برای پیگیری خواسته هایمان
گزارشی از تجمع اعتراضی امروز شنبه بیستم آبان ماه ۱۴۰۲ کارگران گروه ملی فولاد:
بدنبال کارشکنی مدیرعامل گروه ملی صنعتی فولاد ایران در اجرای طرح طبقه بندی مشاغل و بی پاسخ ماندن برخی مطالبات دیگر، روز شنبه ۲۰ آبان شمار زیادی از همکاران شاغل در بخش های مختلف شرکت با توقف چند ساعته خطوط تولید، مقابل ساختمان مدیریت تجمع کردند.
در این تجمع که با راهپیمایی اعتراضی باشکوه همراه بود، ضمن سر دادن شعار، یکصدا و متحد خواسته های خود را فریاد زدیم.
اجرای فوری طرح طبقه بندی مشاغل و همچنین بازگشت به کار همکار اخراجی مان «کریم سیاحی» از اهم مطالبات ماست.
«ما کارگران فولاد علیه ظلم و بیداد
می جنگیم می جنگیم»
گفته بودیم می آییم
این آغاز راه است.
https://t.me/behnima/47835?single
گزارشی از تجمع اعتراضی امروز شنبه بیستم آبان ماه ۱۴۰۲ کارگران گروه ملی فولاد:
بدنبال کارشکنی مدیرعامل گروه ملی صنعتی فولاد ایران در اجرای طرح طبقه بندی مشاغل و بی پاسخ ماندن برخی مطالبات دیگر، روز شنبه ۲۰ آبان شمار زیادی از همکاران شاغل در بخش های مختلف شرکت با توقف چند ساعته خطوط تولید، مقابل ساختمان مدیریت تجمع کردند.
در این تجمع که با راهپیمایی اعتراضی باشکوه همراه بود، ضمن سر دادن شعار، یکصدا و متحد خواسته های خود را فریاد زدیم.
اجرای فوری طرح طبقه بندی مشاغل و همچنین بازگشت به کار همکار اخراجی مان «کریم سیاحی» از اهم مطالبات ماست.
«ما کارگران فولاد علیه ظلم و بیداد
می جنگیم می جنگیم»
گفته بودیم می آییم
این آغاز راه است.
https://t.me/behnima/47835?single
#اصغر_امیرزادگان برای اجرای حکم پنج سال زندان دستگیر و روانه زندان شدهاست
#اعتصابات_سراسری
https://t.me/behnima/47836
#اعتصابات_سراسری
https://t.me/behnima/47836
حشمت طبرزدی از زندان اصفهان:
مبارزه و ایستادگی ھمچنان ادامه دارد.
۲۱ آبان ۱۴۰۲
حشمت طبرزدی، زندانی سیاسی و دبیرکل جبهه دموکراتیک ایران با انتشار نامهای از زندان مرکزی اصفهان، ضمن محکومیت قتل آرمیتا گراوند و همچنین داریوش مهرجویی و همسرش، به تشریح روند پروندهها و احکام صادره علیه خود نوشت:
مبارزه و ایستادگی، ھمچنان ادامه دارد؛ اندوه فراوان به دلیل شهادت مظلومانه آرمیتا گراوند که جانش را در راه آرمان آزادی و مخالفت با حجاب اجباری داد، و با تسلیت مرگ داریوش مهرجویی و ھمسرش که چون داریوش و پروانه فروھر، کاردآجین شدند.
راھی که خون مهسا و آرمیتاھای بیگناه در آن ریخته شده تا رھایی کامل ادامه دارد. دوشنبه اول آبانماه ساعت ده شب، مرا به سلول انفرادی در بازداشگاه امنیتی الف-ط انتقال دادند و ھمان شب ساعت ۱۲، دستبند و پابند زدند و ھمراه سه مامور اطلاعات به تهران انتقال دادند.
حدود ساعت ۸ صبح در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی افشاری با دو اتهام تبلیغ علیه نظام و تبانی به قصد برھم زدن امنیت داخلی و خارجی، محاکمه شدم.
درحالیکه پیشتر برای رسیدگی به این دو اتهام به دادگاه اصفهان نیابت داده بودند و دو جلسه بازپرسی انجام گرفته بود و حتی تعیین شعبه شده بود، و این اقدامها فقط اعمال فشار و آزار اذیت بیشتر من بود.
در جلسه دادگاه دفاع نکرده و اعلام داشتم؛ مطابق قانون و اصول اعلامیه جهانی حقوق بشر، دادگاه باید علنی، مستقل، با حضور ھیات منصفه و وکیل باشد که البته این دادگاه ھیچ یک از شرایط مذکور را ندارد، و بنابراین صلاحیت رسیدگی به اتهامات سیاسی را ندارد و من دفاع نمیکنم.
ھمان روز قاضی مذکور، مرا به چهار سال و سه ماه دیگر، زندان محکوم کرد. طی این چهارصد روز که در بازداشت ھستم، از ھرگونه فشار که توانستهاند بر من اعمال کنند، دریغ نورزیده و در چند پرونده تا کنون جمعا ۴۶ سال و پنج ماه زندان و محکومیتھای تکمیلی
برایم تعیین کردهاند! صدور نیم قرن زندان با ھدف خسته کردن من و نیز ایجاد وحشت بین مبارزان و مردم!
درحالیکه از ۲۶ خرداد سال ۱۳۷۸ که در زندان اوین تقویم شدم تا کنون به مدت ۲۴ سال، ھمه گونه زندان، انفرادی بازجویی و شکنجه را تحمل کرده و بر ھمسر و فرزندانم طی ۲۹ سال اخیر ھمه نوع فشار و محرومیت را تحمیل کردهاند، اما پا پس نگذاشتهایم، در آخرین اقدام، صدای ھمرزمم؛ مهندس یاسمین حنیفه که صدای من در درون مرز بود را قطع کردند، و چند ماه است که مطلقا از او خبری نداریم.
من البته ھمچون ھمیشه مقاومت خواھم کرد و از حکومتی که در بالاترین سطح، حماس را تجهیز و به جان اسرائیلی ها انداخت تا زنان و کودکان را بکشند و اینها لذت ببرند، و موجب شدند تا اسرائیلیها در دفاع از خود، متقابلا آنها را بکشند، اما حکومت اسلامی، خود به دور از معرکه بنشیند و پیروزی حماس را در شمار بیشتر کشته شده ها و تشدید جنگ و ویرانی دانسته و ھمچنان آتش بیار معرکه ی بزرگ باشد، انتظار ھیچگونه انسانیت، انصاف و عدالتی ندارم.
میدانم با تحمیل فقر، بیکاری، فساد، سرکوب و کشتار، زندگی را بر شما ھممیهنان عزیزم تبدیل به جهنم کردهاند، اما مبارزه شما به ویژه دختران و پسران جوان برای آزادی و دفاع از سنگر کشف حجاب اجباری، ستودنی است. ھیچ ملتی بدون ھزینه نمیتواند به آزادی، عدالت، رفاه، امنیت، و دموکراسی سکولار برسد.
تداوم مبارزه دموکراتیک، راھی است که انتخاب کردهایم و باید تا رسیدن به رھایی کامل، ادامه دھیم. آرمیتا آخرین شھید در این راه نخواھد بود، و ما نباید کوتاه بیائیم. در تداوم ھمین راه است که در نمایش پیش رو که رژیم برگزار خواھد کرد تا شکل پوپولیستی، غیر آزاد و غیر دموکراتیک برای خودش مشروعیت مردمی کسب کند و به چپاول و سرکوب که از نتایج چنین مشروعیت دروغینی خواھد بود ادامه دھد، "نه” خواھیم گفت، تا پاسخ روشن و کوبنده ای به استبداد، کشتار، چپاول و فساد بدھیم.
حشمتالله طبرزدی
زندان اصفهان/ ۱۹ آبان ۱۴۰۲
https://t.me/behnima/47837
مبارزه و ایستادگی ھمچنان ادامه دارد.
۲۱ آبان ۱۴۰۲
حشمت طبرزدی، زندانی سیاسی و دبیرکل جبهه دموکراتیک ایران با انتشار نامهای از زندان مرکزی اصفهان، ضمن محکومیت قتل آرمیتا گراوند و همچنین داریوش مهرجویی و همسرش، به تشریح روند پروندهها و احکام صادره علیه خود نوشت:
مبارزه و ایستادگی، ھمچنان ادامه دارد؛ اندوه فراوان به دلیل شهادت مظلومانه آرمیتا گراوند که جانش را در راه آرمان آزادی و مخالفت با حجاب اجباری داد، و با تسلیت مرگ داریوش مهرجویی و ھمسرش که چون داریوش و پروانه فروھر، کاردآجین شدند.
راھی که خون مهسا و آرمیتاھای بیگناه در آن ریخته شده تا رھایی کامل ادامه دارد. دوشنبه اول آبانماه ساعت ده شب، مرا به سلول انفرادی در بازداشگاه امنیتی الف-ط انتقال دادند و ھمان شب ساعت ۱۲، دستبند و پابند زدند و ھمراه سه مامور اطلاعات به تهران انتقال دادند.
حدود ساعت ۸ صبح در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی افشاری با دو اتهام تبلیغ علیه نظام و تبانی به قصد برھم زدن امنیت داخلی و خارجی، محاکمه شدم.
درحالیکه پیشتر برای رسیدگی به این دو اتهام به دادگاه اصفهان نیابت داده بودند و دو جلسه بازپرسی انجام گرفته بود و حتی تعیین شعبه شده بود، و این اقدامها فقط اعمال فشار و آزار اذیت بیشتر من بود.
در جلسه دادگاه دفاع نکرده و اعلام داشتم؛ مطابق قانون و اصول اعلامیه جهانی حقوق بشر، دادگاه باید علنی، مستقل، با حضور ھیات منصفه و وکیل باشد که البته این دادگاه ھیچ یک از شرایط مذکور را ندارد، و بنابراین صلاحیت رسیدگی به اتهامات سیاسی را ندارد و من دفاع نمیکنم.
ھمان روز قاضی مذکور، مرا به چهار سال و سه ماه دیگر، زندان محکوم کرد. طی این چهارصد روز که در بازداشت ھستم، از ھرگونه فشار که توانستهاند بر من اعمال کنند، دریغ نورزیده و در چند پرونده تا کنون جمعا ۴۶ سال و پنج ماه زندان و محکومیتھای تکمیلی
برایم تعیین کردهاند! صدور نیم قرن زندان با ھدف خسته کردن من و نیز ایجاد وحشت بین مبارزان و مردم!
درحالیکه از ۲۶ خرداد سال ۱۳۷۸ که در زندان اوین تقویم شدم تا کنون به مدت ۲۴ سال، ھمه گونه زندان، انفرادی بازجویی و شکنجه را تحمل کرده و بر ھمسر و فرزندانم طی ۲۹ سال اخیر ھمه نوع فشار و محرومیت را تحمیل کردهاند، اما پا پس نگذاشتهایم، در آخرین اقدام، صدای ھمرزمم؛ مهندس یاسمین حنیفه که صدای من در درون مرز بود را قطع کردند، و چند ماه است که مطلقا از او خبری نداریم.
من البته ھمچون ھمیشه مقاومت خواھم کرد و از حکومتی که در بالاترین سطح، حماس را تجهیز و به جان اسرائیلی ها انداخت تا زنان و کودکان را بکشند و اینها لذت ببرند، و موجب شدند تا اسرائیلیها در دفاع از خود، متقابلا آنها را بکشند، اما حکومت اسلامی، خود به دور از معرکه بنشیند و پیروزی حماس را در شمار بیشتر کشته شده ها و تشدید جنگ و ویرانی دانسته و ھمچنان آتش بیار معرکه ی بزرگ باشد، انتظار ھیچگونه انسانیت، انصاف و عدالتی ندارم.
میدانم با تحمیل فقر، بیکاری، فساد، سرکوب و کشتار، زندگی را بر شما ھممیهنان عزیزم تبدیل به جهنم کردهاند، اما مبارزه شما به ویژه دختران و پسران جوان برای آزادی و دفاع از سنگر کشف حجاب اجباری، ستودنی است. ھیچ ملتی بدون ھزینه نمیتواند به آزادی، عدالت، رفاه، امنیت، و دموکراسی سکولار برسد.
تداوم مبارزه دموکراتیک، راھی است که انتخاب کردهایم و باید تا رسیدن به رھایی کامل، ادامه دھیم. آرمیتا آخرین شھید در این راه نخواھد بود، و ما نباید کوتاه بیائیم. در تداوم ھمین راه است که در نمایش پیش رو که رژیم برگزار خواھد کرد تا شکل پوپولیستی، غیر آزاد و غیر دموکراتیک برای خودش مشروعیت مردمی کسب کند و به چپاول و سرکوب که از نتایج چنین مشروعیت دروغینی خواھد بود ادامه دھد، "نه” خواھیم گفت، تا پاسخ روشن و کوبنده ای به استبداد، کشتار، چپاول و فساد بدھیم.
حشمتالله طبرزدی
زندان اصفهان/ ۱۹ آبان ۱۴۰۲
https://t.me/behnima/47837
Telegram
کارگر زندانی، زندانی سیاسی آزاد باید گردد
حشمت طبرزدی از زندان اصفهان:
مبارزه و ایستادگی ھمچنان ادامه دارد.
۲۱ آبان ۱۴۰۲
حشمت طبرزدی، زندانی سیاسی و دبیرکل جبهه دموکراتیک ایران با انتشار نامهای از زندان مرکزی اصفهان، ضمن محکومیت قتل آرمیتا گراوند و همچنین داریوش مهرجویی و همسرش، به تشریح روند…
مبارزه و ایستادگی ھمچنان ادامه دارد.
۲۱ آبان ۱۴۰۲
حشمت طبرزدی، زندانی سیاسی و دبیرکل جبهه دموکراتیک ایران با انتشار نامهای از زندان مرکزی اصفهان، ضمن محکومیت قتل آرمیتا گراوند و همچنین داریوش مهرجویی و همسرش، به تشریح روند…