کنشگران حقوق بشر ایران Iranian Human Rights Activist
2.59K subscribers
25.5K photos
23.2K videos
1.49K files
24.9K links
Contact Admin: @Koneshgaran12
Download Telegram
۲۳ ابان ۹۸
اصفهان
باغ رضوان بر سر مزار زنده یاد مسعود مولوی
#مسعودمولوی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امروز جمعه ۲۹ آبان ۱۴۰۲، ویدئویی دیگر از بستن خیابان خیام توسط یگان امداد
#اعتصابات_سراسری
https://t.me/behnima/47801
🌹 ۱۹آبان ۱۳۳۳ اعدام دکتر حسین فاطمی، قهرمان نهضت ملی نفت ایران،  به‌دستور شاه
🔹 سید حسین فاطمی هدایتی، معروف به دکتر حسین فاطمی در سال ۱۲۹۹ در شهر نایین متولد شد. وی پس از دوره ابتدایی به اصفهان رفت و علاوه بر ادامه تحصیل به روزنامه‌نگاری پرداخت.  پس از شهریور ۲۰، روزنامه «باختر امروز» را منتشر کرد. ۲۰ساله بود که سردبیر روزنامه شد.
🔹 او در اولین سرمقاله خود در روزنامه باختر، با عنوان «خدا - ایران -آزادی» نوشت: «بالاخره باید برویم نزد پدران. می‌شود با روی سیاه رفت؟ مائیم و آیندگان! با خفت و خواری می‌توان در گور خفت؟ نه... این امر محال است... در راه انجام مقصود فداکاری می‌کنیم. جانبازی می‌کنیم و تا لب پرتگاه می‌رویم ولی مردانه می‌کوشیم».
🔹 وی در مهر ۱۳۳۱ وزیر خارجه و سخنگوی دولت دکتر مصدق شد.
🔹 سرانجام دکتر حسین فاطمی، قهرمان نهضت ملی ایران، وزیر خارجه و یار پاکباز دکتر محمد مصدق، در ساعت ۴ و ۷دقیقه بامداد روز چهارشنبه ۱۹آبان سال ۱۳۳۳ به‌دستور مستقیم شاه خائن در برابر جوخه اعدام قرار گرفت و خون پاکش را هدیه رهایی مردم ایران ساخت.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌹سلام وصبح  شنبه همراهان گرامی بخیر و نیکی. روز و روزگارتون همواره خوش ، تندرست و شادکام باشید! ❤️

افق تاریک
دنیا تنگ
نومیدی توان فرساست
می‌دانم

ولیکن ره سپردن در سیاهی،
رو به سوی روشنی زیباست،
می‌دانی!

به شوقِ نور در ظلمت قدم بردار
به این غم‌های جان آزار دل مسپار
که مرغانِ گلستان‌زاد
که سرشارند از آواز آزادی
نمی‌دانند هرگز لذت و ذوق رهایی را
و رعنایانِ تن در تور پرورده
نمی‌دانند در پایان تاریکی،
شکوه روشنایی را.

#فریدون_مشیری
🔴 قتل حکومتی کولبر سقزی در مرز بانه

🔷 یک کولبر اهل روستای دره زیارت سقز بنام آزاد ستارپناه با تیراندازی آدم کُش‌های نظام در منطقه هنگه‌ژال بانه به قتل رسید.
https://t.me/behnima/47808
#احسان_فتاحیان را به خاطر دارید؟در یکی از همین روزها در ۱۳۸۸ در زندان سنندج اعدام شد. یادم است جایی خواندم برادرش میگفت قامتش از گوری که برایش کنده بودند بلندتر بود.همه آن جانهای شریف در طول تاریخ سیاهی که بر سرنوشت ایران تحمیل شد ایستاده اند و ما را نظاره می‌کنند.

#علیه_فراموشی
#اعتصابات_سراسری
https://t.me/behnima/47810
#شقایق_تاجیک دانشجوی ورودی ۱۴۰۰ کارشناسی مهندسی شیلات دانشکده منابع طبیعی #دانشگاه_تهران روز یکشنبه ۷ آبان در بهشت زهرا بازداشت و به زندان قرچک منتقل شده است.

او در جلسه برگزار شده در دادگاه شعبه ۷ انقلاب مورخ روز چهارشنبه ۱۷ آبان ۱۴۰۲ به اتهام "اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت کشور" به ۱۰ روز حبس تعزیزی و ۲ سال حبس تعلیقی محکوم شده است.
هم اکنون علیرغم سپری شدن ۱۰ روز حبس تعزیزی، او همچنان از #زندان_قرچک آزاد نشده است.

منبع: شورای صنفی دانشجویان کشور


#سرکوب_دانشگاه #زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
یک زندانی سیاسی بلوچ را بعد از ۱۲ سال حبس اعدام کردند

میثم چندانی (دهقان) پس از ۱۲ سال حبس در زندان مرکزی زاهدان خبر داد. میثم چندانی در سال ۱۳۹۰ با یورش ماموران امنیتی در سراوان بازداشت شد. منابع مطلع به حال‌وش گفته‌اند که او را در زندان سخت شکنجه کرده بودند و بر اثر این شکنجه‌ها «دچار اختلالات روحی و روانی و الزایمر شده و تعادل اعصاب و روان خود را از دست داده بود». این رسانه گفته است که چندانی در حالی اعدام شده که متهم اصلی این پرونده که او هم به اعدام محکوم شده بود حین انتقال به زندان «موفق به فرار شده است و نیروهای امنیتی میثم چندانی را با اتهام‌های ساختگی جایگزین او کردند». او در دادگاه به اتهام‌های «اقدام علیه امنیت کشور»، «عضویت در گروه‌های مخالف نظام»، و «محاربه از طریق اقدام مسلحانه» محاکمه و به استناد همین اتهام‌ها نیز به اعدام محکوم شد. چندانی را صبح روز ۲۰ آبان در زندان زاهدان اعدام کردند.
کنشگران حقوق بشر ایران Iranian Human Rights Activist
Photo
غــــــزه یا سننـــــدج؟
برگی از تاریخ و جنایت رژیم اسلامی ایران در کردستان ( سنندج )
بمباران بیمارستان‌ها در غزه و جنگ ۲۴ روزه سنندج را در خاطره‌ی ما زنده می کند

در جنگ ۲۴ روزه سنندج نه تنها روی خانه‌های مردم بمب و خمپاره ریختند بلڪه بیمارستان و مراکز درمانی حمله کردند. کادر پزشکی و درمانی را هم به جرم کمک به مجروحان اعدام کردند. سنندج آن روز با غزه امروز فرقش در این است که در آن زمان صدای مظلومیت مردم سنندج را کسی نشنید و دنیا در مقابل جنایات و کشتار مردم غیر نظامی سکوت کرد.
کمک‌های دارویی و غذایی وارد شهر نشد، سازمان ملل درباره این جنایات قطعنامه‌ای صادر نکرد، ۲۴ روز عوامل جنایتکار آخوندی با توپ و تانک و هلی‌کوپتر و هواپیما شهر را درهم کوبیدند، خیابانها مملو از اجساد قربانيان بود و مردم کشته‌ها را در باغچه‌های خانه دفن می‌کردند.
شهین باوفا در سال ۱۳۵۹ در بحبوحه‌ی مقاومت ٢۴ روزه‌ی سنندج در برابر نیروهای سپاه پاسداران ، مدیریت تنها بیمارستان شهر را برعهده داشت و زمانی که در اثر افزایش حملات و ازدیاد تعداد مجروحین با کمبود‌ کادر درمان در بیمارستان مواجه شد، به کمک مردم شهر کمیته‌های پزشکیِ محلات را تشکیل داد. وقتی که سپاه پاسداران با تمام قوا از زمین و آسمان به شهر حمله کردند، دامنه‌ی جنگ از خیابان‌ها و کوچه‌ها فراتر رفت و به داخل خانه‌های شهروندان رسید. شهر به میدان جنگی تمام‌عیار تبدیل شد و تعداد کشته‌ها و زخمی‌ها افزایش یافت. در آن زمان، سنندج شهر کوچکی در غرب ایران بود که از آوازه‌ی جهانی و امکانات بی‌بهره بود و هرگز نتوانست روایت خودش از فاجعه‌ی جنگ ٢۴ روزه را بیان کند. شاید یکی از معدود تصاویر باقی‌مانده از بیمارستان کوچک سنندج در آن روزها عکس‌هایی است که میشل ستبون، عکاس فرانسوی الجزایری‌تبار، از انبوه کشته‌هایی ثبت کرده که در میان قالب‌های یخ در کف اتاق‌های بیمارستان روی هم انباشته شده‌اند. درست در همان زمان بود که شهین باوفا با کمک پیشمرگ‌ها و مردم عادی، کمیته‌های پزشکی محله‌ای موسوم به «بنکه‌ی پیزیشکی» را پایه‌ریزی کرد.
این کمیته‌ها متشکل از مردم عادی و جوانانی بودند که ظرف چند روز کمک‌های درمانی را فرامی‌گرفتند تا بتوانند در محل حادثه به‌ سرعت به مجروحان امدادرسانی کنند، زیرا حکومت نظامی و جنگِ کوچه‌ به‌ کوچه در بسیاری از مواقع رساندن مجروحان به بیمارستان را عملاً ناممکن می‌کرد. وقتی که نیروهای سپاه پاسداران تنها بیمارستان شهر را به گلوله بستند شهین یک اتاق عمل با تمام لوازم و امکانات جراحی در زیرزمین خانه‌ای مسکونی در مرکز شهر برپا کرد.
داستان‌ تلاش و مبارزه‌ی روزمره‌ی شهین باوفا و پزشکان و پرستارانی که با بازوبندهای سفید کوچه به کوچه می‌گشتند و مجروحان را مداوا می‌کردند در تمام سال‌های گذشته در سنندج بر سرِ زبان‌ها بود. سپاه پاسداران از لحظه‌ای که مقاومت مردم را شکستند و کنترل کامل سنندج را به دست گرفتند، درهای شهر را به روی رسانه‌های بین‌المللی بست و کشتارهای مردم به دست نیروهای سپاه را انکار کرد. بعد هم روایت رسمیِ خودش را جعل کرد و در خرداد ۱۳۵۹ شهین باوفا و بسیاری از جوانانی را که در زمان درگیری در کمیته‌های پزشکیِ محلات به مداوای مجروحان پرداخته بودند اعدام کردند.
در هجدهم مهر ۱۴۰۱ (در جریان جنبش ژینا) وقتی که نیروهای امنیتی به بیمارستان‌های سنندج حمله کردند تا مجروحان را بازداشت کنند یا وقتی که جلوی داروخانه‌ها کمین گذاشتند، مردم فجایع و مقاومت ۴۳ سال قبل را به یادآوردند و خود را برای مقاومت در برابر موج کشتار و ویرانی آماده کردند.
شب ١٧ مهر، زمانی که دامنه‌ی اعتراض‌های خیابانی به نیمه‌های شب و به کوچه‌ها و مجتمع‌های مسکونی کشیده شد و نیروهای امنیتی و پلیس ضدشورش بی‌پروا به سوی معترضان تیراندازی کردند، یکی از ساکنان یک مجتمع مسکونی که قبلا پرستار بود مجبور شد با وسایل ابتدایی مثل سوزن و موچین و قیچی، گلوله‌ها را‌ از بدن همسایگان تیرخورده‌اش بیرون بکشد و زخم‌هایشان را پانسمان کند.
این زن پیشتر پرستار یکی از بیمارستان‌های سنندج بود و چند سال قبل و بعد از تولد دومین فرزندش از کار در بیمارستان کناره گرفته بود، اما به گفته‌ی خودش همسایه‌ها می‌دانستند که قبلاً پرستار بوده و گاهی برای تزریق آمپول یا درمان‌ سرپایی به او مراجعه می‌کردند. در شب حمله به مجتمع‌های مسکونی وقتی چند نفر در بلوک‌های مجاور آپارتمان محل سکونت او و خانواده‌اش زخمی شدند، مردم برای کمک به درِ خانه‌اش رفتند. او چند بار در میان صحبت‌هایش از ترس و هراسِ آن شب گفت:
«هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم که وسط یک جنگِ واقعی گلوله از تن همسایه‌ام بیرون بکشم. من به دیدن خون و زخم عادت داشتم اما آن شب نمی‌دانستم چرا دست‌هایم می‌لرزید.
🔴 تجمع رانندگان خودروهای دیزلی در زابل

▪️امروز ۲۰ آبان، شماری از رانندگان خودروهای دیزلی در اعتراض به کاهش سهمیه‌ی سوخت از ۹۰۰ به ۶۰۰ لیتر و کمبود سوخت در جایگاه‌ها، مقابل فرمانداری زابل دست به تجمع زدند
https://t.me/behnima/47817
🔴 عبدالله مؤمنی؛ یکسال زندان و مصادره تلفن همراه به اتهام "گفتگو برای نجات ایران"

کلمه - عبدالله مؤمنی، کنشگر سیاسی و دانش‌آموخته علوم اجتماعی به اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به یکسال حبس تعزیری و ضبط تلفن همراه و وسایل ارتباطی الکترونیکی محکوم شد. این حکم در شعبه ۲۹ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مظلوم صادر شده و مستندش سخنرانی آنلاین او در «همایش گفت‌وگو برای نجات ایران» است.

به گزارش تحکیم ملت، مؤمنی امروز در هنگام دریافت این خبر گفت: این حکم در برابر کشته‌ها و زخمی‌های سالیان اخیر به ویژه در جنبش مهسا و هچنین رنج‌ بی‌پایان خانواده‌های آنان چیزی نیست.

او افزود: برای رسیدن به جامعه‌ای آزاد و عادلانه و حاکمیت دموکراتیک، مسیر سخت پیش رو را باید با مقاومت مدنی و ایستادگی در برابر دشمنان آزادی و با پذیرش هزینه احتمالی طی طریق کنیم.

عبدالله مؤمنی در دو دهه گذشته بارها بازداشت شده و تحت شکنجه و خشونت و زندان‌های طولانی مدت انفرادی بوده و از جمله در جریان اعتراضات جنبش سبز در سال ۱۳۸۸ پنج سال در زندان اوین محبوس بوده است.
https://t.me/behnima/47818
یکشنبه ۲۱ آبان ۱۴۰۲
بندر ماهشهر و آغاجاری

🔴تجمع و راهپیمایی اعتراضی کارکنان رسمی وزارت نفت در منطقه ویژه اقتصادی بندر ماهشهر و آغاجاری در اعتراض با ادغام صندوق نفت با دیگر صندوق ها