بمناسبت یکمین سالگرد جان باختن ژینا امسال در متینگی در جشن اومانیته از ساعت ۵ بعدازظهر برگزار میشود
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
#توماج_صالحی
#نیکاشاکرمی_میلان_حقیقی
#ما_همه_با_هم_هستیم
#به_خیابان_برمیگردیم
https://t.me/behnima/45941
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
#توماج_صالحی
#نیکاشاکرمی_میلان_حقیقی
#ما_همه_با_هم_هستیم
#به_خیابان_برمیگردیم
https://t.me/behnima/45941
🛑 چرا کامیار فکور با جعفر و چرا جعفر با کامیار ؟!
جبر زندان یا هم سرنوشتی تاریخی ؟!
انچه طیفی از لیبرال ها سعی در نفی ان دارد واقعیتی تاریخی است که در بزنگاها خود را نشان می دهد.
هم سرنوشتی بودن دستمزدبگیران است!
گرچه لیبرال ها بنا ضرورت های تاریخی فریاد اتحاد اتحاد سر می دهند اما ریسمان اتحاد از نظر انها تا واقعیت فاصله دارد
انچه ریسمان اتحاد در نظر لیبرال های مذهبی و غیر مذهبی است ، مذهب ، وطن و امثالهم می باشد
اما انچه واقعیت تاریخی است سفرهی ما کارگران صنف های مختلف و یا در نگاه اکادمیک استثمار ما دستمزد بگیران توسط اربابان سرمایه است
اینجاست که جمله تکراری ما همه در یک کشتی نشسته ایم یک طنز تلخ بیش نیست
شاید ترکش و شلاق استبداد بر گردهی همهی ما فرود آید اما این دلیل محکمی برای اثبات این ادعا نیست که ما همه در یک کشتی نشسته ایم
در اوج اعتراضات خیابانی معلمان در سال 1400 کم کم ضرورت اتحاد با هم سرنوشتی ها ملموس شد تا انجا که فریاد حمایت از کارگران وپرستاران در تجمع معلمان به گوش رسید.
و یا صدای ما فرزند کارگرانیم کنارشان میمانیم » شعارغالب دانشجویان شد
این اتحاد در حال شکل گرفتن بود که حاکمیت زودتر از بسیاری از مدعیان به این مهم پی برد و دستور سرکوب جنبش معلمان و بقیه اقشار را صادر کرد .
اما این هم سرنوشتی خود را نشان خواهد داد حتی پشت دیوارهای بلند زندان .
کامیار فکور بعنوان یک فعال کارگری با جعفر نه از سر اجبار و تنهایی زندان بلکه با درک صحیح و نگاه طبقاتی به جامعه در مسیر درست تاریخ در کنار هم قرار می گیرند.
کم نیستند افرادی منتقد حاکمیت یا اپوزسیون در مقابل حاکمیت که بیش از حاکمیت تلاش می کنند مانع ایجاد چنین پیوندی شوند
لذا تلاش می کنند روایت خود که جعل واقعیت است از چنین پیوندی با کمک رسانه های خود به خورد جامعه دهند
اینجاست که مبارزان واقعی باید تلاش کنند ضمن محکم تر کردن این پیوند بستر اتحاد طبقه کارگر در هر صنفی را فراهم نمایند.
همچنین اتحاد کارگران با جنبش های ضد نژادپرستی یا جنبش زنان و یا جنبش رنگین کمانی یک ضرورت جدیدی است که بخوبی به اهمیت ان پی برده شده است و می تواند بستر رفع استثمار از طبقه کارگر را فراهم کرده و مبارزات کارگران را به جلو هدایت کند .
ص . ج
https://t.me/behnima/45942
جبر زندان یا هم سرنوشتی تاریخی ؟!
انچه طیفی از لیبرال ها سعی در نفی ان دارد واقعیتی تاریخی است که در بزنگاها خود را نشان می دهد.
هم سرنوشتی بودن دستمزدبگیران است!
گرچه لیبرال ها بنا ضرورت های تاریخی فریاد اتحاد اتحاد سر می دهند اما ریسمان اتحاد از نظر انها تا واقعیت فاصله دارد
انچه ریسمان اتحاد در نظر لیبرال های مذهبی و غیر مذهبی است ، مذهب ، وطن و امثالهم می باشد
اما انچه واقعیت تاریخی است سفرهی ما کارگران صنف های مختلف و یا در نگاه اکادمیک استثمار ما دستمزد بگیران توسط اربابان سرمایه است
اینجاست که جمله تکراری ما همه در یک کشتی نشسته ایم یک طنز تلخ بیش نیست
شاید ترکش و شلاق استبداد بر گردهی همهی ما فرود آید اما این دلیل محکمی برای اثبات این ادعا نیست که ما همه در یک کشتی نشسته ایم
در اوج اعتراضات خیابانی معلمان در سال 1400 کم کم ضرورت اتحاد با هم سرنوشتی ها ملموس شد تا انجا که فریاد حمایت از کارگران وپرستاران در تجمع معلمان به گوش رسید.
و یا صدای ما فرزند کارگرانیم کنارشان میمانیم » شعارغالب دانشجویان شد
این اتحاد در حال شکل گرفتن بود که حاکمیت زودتر از بسیاری از مدعیان به این مهم پی برد و دستور سرکوب جنبش معلمان و بقیه اقشار را صادر کرد .
اما این هم سرنوشتی خود را نشان خواهد داد حتی پشت دیوارهای بلند زندان .
کامیار فکور بعنوان یک فعال کارگری با جعفر نه از سر اجبار و تنهایی زندان بلکه با درک صحیح و نگاه طبقاتی به جامعه در مسیر درست تاریخ در کنار هم قرار می گیرند.
کم نیستند افرادی منتقد حاکمیت یا اپوزسیون در مقابل حاکمیت که بیش از حاکمیت تلاش می کنند مانع ایجاد چنین پیوندی شوند
لذا تلاش می کنند روایت خود که جعل واقعیت است از چنین پیوندی با کمک رسانه های خود به خورد جامعه دهند
اینجاست که مبارزان واقعی باید تلاش کنند ضمن محکم تر کردن این پیوند بستر اتحاد طبقه کارگر در هر صنفی را فراهم نمایند.
همچنین اتحاد کارگران با جنبش های ضد نژادپرستی یا جنبش زنان و یا جنبش رنگین کمانی یک ضرورت جدیدی است که بخوبی به اهمیت ان پی برده شده است و می تواند بستر رفع استثمار از طبقه کارگر را فراهم کرده و مبارزات کارگران را به جلو هدایت کند .
ص . ج
https://t.me/behnima/45942
Telegram
کارگر زندانی، زندانی سیاسی آزاد باید گردد
🛑 چرا کامیار فکور با جعفر و چرا جعفر با کامیار ؟!
جبر زندان یا هم سرنوشتی تاریخی ؟!
انچه طیفی از لیبرال ها سعی در نفی ان دارد واقعیتی تاریخی است که در بزنگاها خود را نشان می دهد.
هم سرنوشتی بودن دستمزدبگیران است!
گرچه لیبرال ها بنا ضرورت های تاریخی فریاد…
جبر زندان یا هم سرنوشتی تاریخی ؟!
انچه طیفی از لیبرال ها سعی در نفی ان دارد واقعیتی تاریخی است که در بزنگاها خود را نشان می دهد.
هم سرنوشتی بودن دستمزدبگیران است!
گرچه لیبرال ها بنا ضرورت های تاریخی فریاد…
خبری کوتاه از زندان بند چهار امروز صبح ۱۸ شهریور تلفن آرش جوهری که در بند چهار زندان اوین در بند است بدون هیج گونه توضیحی از طرف زندان قطع شد و این در حالیست که مسئولین باصلاح زندان و نهادهای امنیتی چندی پیش با تبعید چند تن از زندانیان سیاسی از جمله معلم شناخته شده آقای جعفر ابراهیمی و کامیار فکور و….را به زندان قزل حصار تبعید و فشار بیشتر بر بقیه زندانیان سیاسی افزوده اند ما خانواده های زندانیان سیاسی در برابر موج جدید سرکوب فعالین نباید سکوت کنیم و با هم فریاد بزنیم زندانی سیاسی ازاد باید گردد. زنده باد جنبش ژینا. زن زندگی آزادی https://t.me/behnima/45942
مسئله سواد آموزی کودکان کارگر و جروبحث با صاحبان کارگاه ها و نهضت سوادآموزی سران قلدر حکومت.
اوایل پائيز سال ۱۳۶۶ بود که در دفتر اتحادیه صنعتگر سنندج واقع در خيابان فرح سابق و در طبقه دوم پاساژ عزتی جلساتی در مورد وضعیت بیمه تامین اجتماعی و همچنین کار برای جا انداختن ساعتی از کار روزانه کودکان کارگر در کارگاها و تعمیرگاه های سطح شهرسنندج برقرار بود، در نتیجه آن چندنفر از رفقای فعال در اتحادیه و وارد به مسائل کارگری در ادارات دولتی داوطلب شدند که دنبال کار را بگیرند که از جمله این رفقا جمال چراغویسی کارگر سازمان آب و مسؤل واحد تيم فوتبال اتحادیه، زاهد منوچهری کارگر خیاط و نماينده کارگران خیاط در اتحادیه و همچنین یکی از اعضای شرکت تعاونی مصرف کارگران خیاط در سنندج، بنده مظفر فلاح کارگر بخش تاسیسات کارخانه پارچه بافی چیا، عبدالله محمدی کارگر جوشکار، فاتحه کارگر قناد و یکی دو نفر دیگر که از آوردن نام آنان خودداری می کنم ولی خوشبختانه در قیدحیات هستند. ما در بین خودمان تقسیم بندی کردیم و قرار بر این شد که بنده به همراه جمال و زاهد برای اسم نويسی از کارگران در رابطه با مسئله سوادآموزی به کارگاههای شهر سنندج و دست آخر برای پیداکردن محلی جهت شروع کلاس درس به نزد نهضت سوادآموزی برویم. شروع کار را من و جمال از محلات غفور، سفری، خيابان حسن آباد تا میدان نبوت و انتهای خیابان های سیروز و چهارباغ طی کمتر از دو هفته دوره کردیم و علی رغم کارشکنی های مختلف از طرف صاحبان کارگاه ها یک لیست از کودکان کارگر را تهیه کنیم که در آخر با لیست انتهای خیابان های فرح، کارآموزی، فیض اباد و ۲۵ شهریور و همچنین کارگاههای خیاطی جمعا شدند ۳۲۵ نفر که اکثرا فاقد هرگونه سوادی بودند. برخی برخوردهای آشنا از طرف صاحبان کارگاه ها در موقع ورود ما به آنجا بخوبی خنثی کردیم چون ما خود از نسل های قدیمی کودکان کارگر بویم و بخوبی می توانستیم از پس شگردهای صاحبان کار براییم، مثلا کودکان کارگر را قایم می کردند در چال سرویسها و یا می گفتند اینها از طرف طرح کاد برای آموزش آمده اند خلاصه با تهدید هم مواجهه می شدیم و می گفتند به سپاه و کلانتری گزارش می دهیم. بعد از تهیه لیست دوباره به محل اتحادیه صنعتگر برگشتیم و رفقای دیگر هم گزارشی از مراجعه خود به اداره تامین اجتماعی ارائه کرند که در فرصت دیگری بدان خواهم پرداخت ولی حال چون به زمان بازشدن مدارس نزدیک می شویم خواستم این تجربه و خاطره را برای رفقا و دوستان علاقه مند بازنویسی کنم. ما جمعی از کارگران صنعتی شهر سنندج اتحادیه صنعتگر را بصورت شورایی و از طریق برگزاری جلسات مجمع عمومی کارگری اداره می کردیم و هر کاری یا تصمیماتی که قرار بود گرفته بشه بایستی از مجار مجمع عمومی کارگری می گذشت و برای
پی گیری و راهاندازی کلاس های سوادآموزی هم همین روال را طی کرد و مجمع عمومی کارگری که روزهای جمعه در محله اتحادیه برگزار می شد بعد از گزارش نمایندگان کارگران برای تصمیم گیری بحث و تبادل نظرها پیرامون آن صورت می گرفت و تصمیم براین شد که زاهد منوچهری را بعنوان معلم دوره های آموزشی سواد کودکان کارگر معرفی کند. خوب یادم هست که بنده به همراه زاهد و رفیق ع- نماینده کارگران نجار به محل نهضت سوادآموزی در جنب دفتر استانداری سنندج رفیتم و بعد از معرفی خودمان لیست کودکان کارگر را به آنها گفتیم و از آنان درخواست دادن یک مکان مناسب و کتاب و همچنین تامین وسائل مورد نیاز برای کودکان کارگر که در کلاسهای آموزشی کردیم که اول برخوردشان نه تنها بد نبود بلکه یک نوع لبخند ریاکارانه هم تحویل ما دادند و گفتند لیست نام ها را به آنان تحویل دهیم تا خودشان در این باره تصمیم بگیرند و خودشان هم معلم در اختیار بچه ها بگذارند که با مخالفت ما روبر شدند و ما گفتیم لیست را به هیچ وجه به شماها تحویل نخواهیم داد و اگر شماها واقعا می خواستی در این زمینه کاری انجام دهید چندین سال پیش انجام می دادید وانگهی ما از طرف کميته اتحادیه صنعتگر سنندج این لیست ها را تهیه کرده ایم و اصلا اجازه آنرا نداریم که در اختیار دیگران قرار دهیم و بعد از شنیدن پاسخ ما آن روی واقعی خود را رو کردند و با اوقات تلخی درب خروجی را به ما نشون دادند و ماهم دست خالی برگشتیم، بعد از مدتی خبر دارشدیم که برادر یکی از اعضای سندیکای کارگران خبازی های سنندج بعنوان مسؤل بخش نهضت سوادآموزی منطقه یلاخ( بان لیلاخ) میتواند تماس خوبی باشد تا بلکه بتوانیم یک جای برای درس خواندن بچهها دست و پا کنیم که خوشبختانه رفقای صاحب نظر را به نزد آن طرف روانه کردیم که دست آخر جواب مثبت نشان دادند، البته يارو هم کمی جاش بود ولی چون از طرف کميته اتحادیه صنعتگر سنندج رفته بودند و او هم خواسته بود خودی نشان دهد که یک شخص مهمی است چون از طرف کميته اتحادیه صنعتگر سنندج آمدند نزد او و اتحادیه صنعتگر هم در میان دوست دشمن
اوایل پائيز سال ۱۳۶۶ بود که در دفتر اتحادیه صنعتگر سنندج واقع در خيابان فرح سابق و در طبقه دوم پاساژ عزتی جلساتی در مورد وضعیت بیمه تامین اجتماعی و همچنین کار برای جا انداختن ساعتی از کار روزانه کودکان کارگر در کارگاها و تعمیرگاه های سطح شهرسنندج برقرار بود، در نتیجه آن چندنفر از رفقای فعال در اتحادیه و وارد به مسائل کارگری در ادارات دولتی داوطلب شدند که دنبال کار را بگیرند که از جمله این رفقا جمال چراغویسی کارگر سازمان آب و مسؤل واحد تيم فوتبال اتحادیه، زاهد منوچهری کارگر خیاط و نماينده کارگران خیاط در اتحادیه و همچنین یکی از اعضای شرکت تعاونی مصرف کارگران خیاط در سنندج، بنده مظفر فلاح کارگر بخش تاسیسات کارخانه پارچه بافی چیا، عبدالله محمدی کارگر جوشکار، فاتحه کارگر قناد و یکی دو نفر دیگر که از آوردن نام آنان خودداری می کنم ولی خوشبختانه در قیدحیات هستند. ما در بین خودمان تقسیم بندی کردیم و قرار بر این شد که بنده به همراه جمال و زاهد برای اسم نويسی از کارگران در رابطه با مسئله سوادآموزی به کارگاههای شهر سنندج و دست آخر برای پیداکردن محلی جهت شروع کلاس درس به نزد نهضت سوادآموزی برویم. شروع کار را من و جمال از محلات غفور، سفری، خيابان حسن آباد تا میدان نبوت و انتهای خیابان های سیروز و چهارباغ طی کمتر از دو هفته دوره کردیم و علی رغم کارشکنی های مختلف از طرف صاحبان کارگاه ها یک لیست از کودکان کارگر را تهیه کنیم که در آخر با لیست انتهای خیابان های فرح، کارآموزی، فیض اباد و ۲۵ شهریور و همچنین کارگاههای خیاطی جمعا شدند ۳۲۵ نفر که اکثرا فاقد هرگونه سوادی بودند. برخی برخوردهای آشنا از طرف صاحبان کارگاه ها در موقع ورود ما به آنجا بخوبی خنثی کردیم چون ما خود از نسل های قدیمی کودکان کارگر بویم و بخوبی می توانستیم از پس شگردهای صاحبان کار براییم، مثلا کودکان کارگر را قایم می کردند در چال سرویسها و یا می گفتند اینها از طرف طرح کاد برای آموزش آمده اند خلاصه با تهدید هم مواجهه می شدیم و می گفتند به سپاه و کلانتری گزارش می دهیم. بعد از تهیه لیست دوباره به محل اتحادیه صنعتگر برگشتیم و رفقای دیگر هم گزارشی از مراجعه خود به اداره تامین اجتماعی ارائه کرند که در فرصت دیگری بدان خواهم پرداخت ولی حال چون به زمان بازشدن مدارس نزدیک می شویم خواستم این تجربه و خاطره را برای رفقا و دوستان علاقه مند بازنویسی کنم. ما جمعی از کارگران صنعتی شهر سنندج اتحادیه صنعتگر را بصورت شورایی و از طریق برگزاری جلسات مجمع عمومی کارگری اداره می کردیم و هر کاری یا تصمیماتی که قرار بود گرفته بشه بایستی از مجار مجمع عمومی کارگری می گذشت و برای
پی گیری و راهاندازی کلاس های سوادآموزی هم همین روال را طی کرد و مجمع عمومی کارگری که روزهای جمعه در محله اتحادیه برگزار می شد بعد از گزارش نمایندگان کارگران برای تصمیم گیری بحث و تبادل نظرها پیرامون آن صورت می گرفت و تصمیم براین شد که زاهد منوچهری را بعنوان معلم دوره های آموزشی سواد کودکان کارگر معرفی کند. خوب یادم هست که بنده به همراه زاهد و رفیق ع- نماینده کارگران نجار به محل نهضت سوادآموزی در جنب دفتر استانداری سنندج رفیتم و بعد از معرفی خودمان لیست کودکان کارگر را به آنها گفتیم و از آنان درخواست دادن یک مکان مناسب و کتاب و همچنین تامین وسائل مورد نیاز برای کودکان کارگر که در کلاسهای آموزشی کردیم که اول برخوردشان نه تنها بد نبود بلکه یک نوع لبخند ریاکارانه هم تحویل ما دادند و گفتند لیست نام ها را به آنان تحویل دهیم تا خودشان در این باره تصمیم بگیرند و خودشان هم معلم در اختیار بچه ها بگذارند که با مخالفت ما روبر شدند و ما گفتیم لیست را به هیچ وجه به شماها تحویل نخواهیم داد و اگر شماها واقعا می خواستی در این زمینه کاری انجام دهید چندین سال پیش انجام می دادید وانگهی ما از طرف کميته اتحادیه صنعتگر سنندج این لیست ها را تهیه کرده ایم و اصلا اجازه آنرا نداریم که در اختیار دیگران قرار دهیم و بعد از شنیدن پاسخ ما آن روی واقعی خود را رو کردند و با اوقات تلخی درب خروجی را به ما نشون دادند و ماهم دست خالی برگشتیم، بعد از مدتی خبر دارشدیم که برادر یکی از اعضای سندیکای کارگران خبازی های سنندج بعنوان مسؤل بخش نهضت سوادآموزی منطقه یلاخ( بان لیلاخ) میتواند تماس خوبی باشد تا بلکه بتوانیم یک جای برای درس خواندن بچهها دست و پا کنیم که خوشبختانه رفقای صاحب نظر را به نزد آن طرف روانه کردیم که دست آخر جواب مثبت نشان دادند، البته يارو هم کمی جاش بود ولی چون از طرف کميته اتحادیه صنعتگر سنندج رفته بودند و او هم خواسته بود خودی نشان دهد که یک شخص مهمی است چون از طرف کميته اتحادیه صنعتگر سنندج آمدند نزد او و اتحادیه صنعتگر هم در میان دوست دشمن
به یک واحد کارگری رادیکال شهرت یافته بود. بعد از تماس با آن فرد گرفتن قول همکاری از طرف نهضت سوادآموزی برای اتحادیه یک نامه به ادرس زاهد منوچهری آمده بود و در ان نوشته شده بود که شما میتوانید با مراجعه به مدرس ۲۲ بهمن با معلم نهضت سوادآموزی و همچنین کلاس درس آشنا شوید که دوباره با مخالفت اتحادیه صنعتگر روبر شدند و ودر جواب گفتیم ما خودمان معلم داریم و اتفاقا خود زاهد منوچهری را بعنوان سرباز معلم داشت کار میکرد معرفی کردیم و توانستیم تا آخرین روزهای عمر اتحادیه صنعتگر سنندج تعدادي از کودکان کارگر را از نعمت سواد خواندن و نوشتن بهرهمند کنیم.
جمال چراغویسی کارگر سازمان آب و سخن گوی مراسم روز اول ماه مه روز جهانی بردگان مزدی در سال ۱۳۶۸ سالن ورزشی تختی سنندج را اعدام کردند و زاهد منوچهری کارگر خیاط و نماينده کارگران خیاط را به بند کشیدند که دست آخر دچار اسم، قارچ پوستی و سکته شد.
نه می بخشیم و نه فراموش خواهیم کرد جنایت رژیم فاشیست مذهبی را.
جمال چراغویسی کارگر سازمان آب و سخن گوی مراسم روز اول ماه مه روز جهانی بردگان مزدی در سال ۱۳۶۸ سالن ورزشی تختی سنندج را اعدام کردند و زاهد منوچهری کارگر خیاط و نماينده کارگران خیاط را به بند کشیدند که دست آخر دچار اسم، قارچ پوستی و سکته شد.
نه می بخشیم و نه فراموش خواهیم کرد جنایت رژیم فاشیست مذهبی را.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔹 زنان آزادیخواه بلوچ: «خامنه ای ضحاک میکشیمت زیر خاک»
رصد بلوچستان/ ویدیوهای زیادی از اعتراضات زنان بلوچستان این روزها دوباره در حال وایرال شدن است.
مردم و فعالان بلوچ با وایرال کردن این ویدیو ها در حالی که مزدوران قصد دارند که برخی از سران طوائف و مردم را به دیدار خامنه ای ببرند پیامی با این مضمون که مردان و زنان بلوچستان هرگز در برابر خامنه ای سرخم نخواهند کرد را به رژیم ایران برسانند. https://t.me/behnima/45942
رصد بلوچستان/ ویدیوهای زیادی از اعتراضات زنان بلوچستان این روزها دوباره در حال وایرال شدن است.
مردم و فعالان بلوچ با وایرال کردن این ویدیو ها در حالی که مزدوران قصد دارند که برخی از سران طوائف و مردم را به دیدار خامنه ای ببرند پیامی با این مضمون که مردان و زنان بلوچستان هرگز در برابر خامنه ای سرخم نخواهند کرد را به رژیم ایران برسانند. https://t.me/behnima/45942
❌ورود غیرقانونی به اتاقها و تخلیه وسایل دانشجویان
بر اساس گزارشات، امروز در کوی پسران دانشگاه بهشتی، مسئولین خوابگاه وارد اتاقهای دانشجویان شدند و برخی از وسایل آنان را تخلیه کردند. همچنین در اقدامی عجیب، مسئولین خوابگاه، درب بلوکها را قفل کردهاند!
اغلب دانشجویان حاضر در خوابگاه، دانشجویان تحصیلات تکمیلی هستند که در روزهای آتی ملزم به دفاع از پایاننامههای خود هستند و بنابراین چارهای جز ماندن در خوابگاه ندارند. با اینکه تاریخِ تحویلِ اتاق بسیاری از دانشجویان تمدید شده است، دانشگاه اما برای وادار کردن آنان به تخلیه اتاقها، بصورت غیرقانونی وارد اتاقها شده و حتی برخی از وسایل آنان را نیز از اتاقها خارج کردهاند. درحال حاضر بسیاری از دانشجویان بیرون خوابگاه هستند و نمیتوانند وارد آن شوند.
لازم بذکر است، ورود به اتاق دانشجویان بدون هماهنگی قبلی و مجوز، اقدامی کاملا غیرقانونی است.
#دانشگاه_بهشتی
#حقوق_دانشجویی https://t.me/behnima/45942
بر اساس گزارشات، امروز در کوی پسران دانشگاه بهشتی، مسئولین خوابگاه وارد اتاقهای دانشجویان شدند و برخی از وسایل آنان را تخلیه کردند. همچنین در اقدامی عجیب، مسئولین خوابگاه، درب بلوکها را قفل کردهاند!
اغلب دانشجویان حاضر در خوابگاه، دانشجویان تحصیلات تکمیلی هستند که در روزهای آتی ملزم به دفاع از پایاننامههای خود هستند و بنابراین چارهای جز ماندن در خوابگاه ندارند. با اینکه تاریخِ تحویلِ اتاق بسیاری از دانشجویان تمدید شده است، دانشگاه اما برای وادار کردن آنان به تخلیه اتاقها، بصورت غیرقانونی وارد اتاقها شده و حتی برخی از وسایل آنان را نیز از اتاقها خارج کردهاند. درحال حاضر بسیاری از دانشجویان بیرون خوابگاه هستند و نمیتوانند وارد آن شوند.
لازم بذکر است، ورود به اتاق دانشجویان بدون هماهنگی قبلی و مجوز، اقدامی کاملا غیرقانونی است.
#دانشگاه_بهشتی
#حقوق_دانشجویی https://t.me/behnima/45942
🔥آزادیخواهان به پیشواز سالگرد انقلاب رفتند
مردم شجاع تهران در مترو میدان محمدیه به پیشواز سالگرد انقلاب "زن، زندگی، آزادی" رفتند و شعار مرگ برhttps://t.me/behnima/45942 خامنهای و مرگ بر دیکتاتور سردادند.
مردم شجاع تهران در مترو میدان محمدیه به پیشواز سالگرد انقلاب "زن، زندگی، آزادی" رفتند و شعار مرگ برhttps://t.me/behnima/45942 خامنهای و مرگ بر دیکتاتور سردادند.
سه کارگر در مرکز دفن پسماند #آرادکوه در اثر ترکیدگی لوله بخار زباله سوز سوختن و مُردن.
هرجای دنیا بود شهردار، مدیرعامل پسماند و سرمایه گذار و پیمانکار دادگاهی میشدن اما اینجا ایرانه و جان انسانها بی ارزش
زینب رحیمی / خبرنگار محيط زيست
https://t.me/behnima/45956
هرجای دنیا بود شهردار، مدیرعامل پسماند و سرمایه گذار و پیمانکار دادگاهی میشدن اما اینجا ایرانه و جان انسانها بی ارزش
زینب رحیمی / خبرنگار محيط زيست
https://t.me/behnima/45956
VID-20230910-WA0000.mp4
10.9 MB
زلزله دیشب مراکش بیش از ۱۰۰۰ کشته و صدها زخمی در پی داشت ، این زلزله در طول چند دهه گذشته بیسابقه بوده و شدت ان باعث تخریب بافت قدیمی کازابلانکا شده است.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴وقتی آش زیادی شور میشود که صدای نمایندگان خودشان هم در می اید
وعده ما کف خیابون
https://t.me/behnima/45958
وعده ما کف خیابون
https://t.me/behnima/45958
پیامهای شجاعانه #عسل_جزیدی : شما باید بترسید .... انقلاب #زن_زندگی_آزادی قطعا به پیش می رود
#سالگرد_مهسا #سالگرد_ژینا
https://t.me/behnima/45960?single
#سالگرد_مهسا #سالگرد_ژینا
https://t.me/behnima/45960?single
🔥سپیده قلیان، فعال مدنی محبوس در زندان اوین طی نامهای که در روزنامه لوموند منتشر شده، گفته است: تحول سیاسی دموکراتیک در ایران راهی جز اتکا به جنبشهای اجتماعی و اعتراضات درون ایران ندارد.
https://t.me/behnima/45961
https://t.me/behnima/45961
🔥زینب جلالیان، زندانی سیاسی کُرد که تنها زن زندانی سیاسی محکوم به حبس ابد است، در شانزدهمین سال حبس طی نامهای که در روزنامه لوموند فرانسه منتشر شده، نوشت: من زینب هستم. زینب جلالیان زن کُردی که طی سالیان حبسام شاهد جنایات بسیاری در زندانهای جمهوری اسلامی بودهام.
https://t.me/behnima/45965?single
https://t.me/behnima/45965?single