Forwarded from فریبا نباتی
"تجربه باکستر"
" نمیدانم فیلم سینمایی «تایتانیک» را به خاطر دارید یا نه.
در صحنه ای از این فیلم در حالی که کشتی عظیم تایتانیک در اثر برخورد با کوه یخ (ice berg) دچار صدمه ی جدی شده بود،
گروهی نوازنده در عرشه ی کشتی مشغول اجرای قطعات برگزیده از موسیقی کلاسیک بودند!
آنان کار خود را به بهترین نحو اجرا میکردند و دقت میکردند که کیفیت کارشان تحت تاثیر شرایط نامناسب موجود قرار نگیرد!
اما در یک کشتیِ در حالِ غرق شدن و در میان مسافرانی که از هول و وحشت در حال سراسیمه دویدن به این سو و آن سو هستند،
چه اهمیتی دارد که موسیقی کلاسیک با بهترین کیفیت اجرا شود؟!
***
نمیدانم کتاب «قلعه ی حیوانات» نوشته ی «جورج اورول» را خوانده اید یا نه.
ماجرای این کتاب، داستان حیوانات یک مزرعه علیه اربابِ زورگوست.
حیوانات دست به دستِ هم میشوند و ارباب و خانواده اش را از مزرعه بیرون میکنند و خود مدیریت مزرعه را به دست میگیرند.
اولین کار آنها پس از پیروزی انقلابشان تنظیم عهد نامه ایست که طبق آن همه ی حیوانات با هم برابرند و هیچکس حق ندارد خود را ارباب و مالک دیگران بداند
اما چیزی نمیگذرد که خوکی که مدیریت مزرعه را به دست گرفته است،
آرام آرام عهدنامه را تغییر میدهد و برای خود و اطرافیانش حقوق و امتیازات ویژه ای وضع میکند در این میان،
اسبی در این مزرعه زندگی میکند به نام «باکستر» که به لحاظ خوش خلقی، صبوری و پشتکار، مورد احترام همه ی حیوانات است.
اسب سمبل ونماد نجابت است.
حیوانات از او میخواهند کمکشان کند تا در مورد شرایط جدید تصمیم بگیرند اما «باکستر» سخت مشغول کار است و به اطرافش توجه ای ندارد.
شعار او این است: «من کار میکنم!» و احساس میکند که باید کار خود را به بهترین شکل انجام دهد و کاری به کار چیز دیگری نداشته باشد!
گرچه «باکستر» میتوانست از اتفاق وحشتناکی که در«قلعه ی حیوانات» رخ میداد جلوگیری کند
چنان سرش به کارش گرم بود که فقط هنگامی از«تغییرات» باخبر شد که خوک حاکم، او را به یک سلاخ فروخت!
***
اولویت بندی (Priority setting) از مهمترین مهارتهای زندگیست. شما هر چقدر زیبا ویولن بنوازید، در یک قایق در حال غرق شدن، ویولن نواختن در اولویت قرار ندارد.
شما هرچقدر کشاورز قابلی باشید، در یک مزرعه ی در حال سوختن، سم پاشی و آفت زدایی در اولویت قرار ندارد.
شما هر چقدر آرایشگر قابلی باشید، اصلاح کردن سر و صورت فردی که دچار حمله ی قلبی شده است و باید بلافاصله به بیمارستان انتقال یابد را عاقلانه نمیدانید.
«کارل مارکس»، فیلسوف آلمانی، یکی از افسونهای جامعه ی سرمایه داری را«تخصصی شدن» میداند.
هرکس چنان سرش به کار و تخصص خود گرم است که فراموش میکند کل این جامعه به کدام سو حرکت می کند!
باهوشترین و سختکوشترین آدمها گرفتار الگوی «باکستر» میشوند و مسائل کلان اجتماعی را از یاد میبرند
پس تمام پلیدی های دنیا بخاطر آدم پلید نیست.
بلکه بخاطر سکوت انسانهای "خوب" است.
" نمیدانم فیلم سینمایی «تایتانیک» را به خاطر دارید یا نه.
در صحنه ای از این فیلم در حالی که کشتی عظیم تایتانیک در اثر برخورد با کوه یخ (ice berg) دچار صدمه ی جدی شده بود،
گروهی نوازنده در عرشه ی کشتی مشغول اجرای قطعات برگزیده از موسیقی کلاسیک بودند!
آنان کار خود را به بهترین نحو اجرا میکردند و دقت میکردند که کیفیت کارشان تحت تاثیر شرایط نامناسب موجود قرار نگیرد!
اما در یک کشتیِ در حالِ غرق شدن و در میان مسافرانی که از هول و وحشت در حال سراسیمه دویدن به این سو و آن سو هستند،
چه اهمیتی دارد که موسیقی کلاسیک با بهترین کیفیت اجرا شود؟!
***
نمیدانم کتاب «قلعه ی حیوانات» نوشته ی «جورج اورول» را خوانده اید یا نه.
ماجرای این کتاب، داستان حیوانات یک مزرعه علیه اربابِ زورگوست.
حیوانات دست به دستِ هم میشوند و ارباب و خانواده اش را از مزرعه بیرون میکنند و خود مدیریت مزرعه را به دست میگیرند.
اولین کار آنها پس از پیروزی انقلابشان تنظیم عهد نامه ایست که طبق آن همه ی حیوانات با هم برابرند و هیچکس حق ندارد خود را ارباب و مالک دیگران بداند
اما چیزی نمیگذرد که خوکی که مدیریت مزرعه را به دست گرفته است،
آرام آرام عهدنامه را تغییر میدهد و برای خود و اطرافیانش حقوق و امتیازات ویژه ای وضع میکند در این میان،
اسبی در این مزرعه زندگی میکند به نام «باکستر» که به لحاظ خوش خلقی، صبوری و پشتکار، مورد احترام همه ی حیوانات است.
اسب سمبل ونماد نجابت است.
حیوانات از او میخواهند کمکشان کند تا در مورد شرایط جدید تصمیم بگیرند اما «باکستر» سخت مشغول کار است و به اطرافش توجه ای ندارد.
شعار او این است: «من کار میکنم!» و احساس میکند که باید کار خود را به بهترین شکل انجام دهد و کاری به کار چیز دیگری نداشته باشد!
گرچه «باکستر» میتوانست از اتفاق وحشتناکی که در«قلعه ی حیوانات» رخ میداد جلوگیری کند
چنان سرش به کارش گرم بود که فقط هنگامی از«تغییرات» باخبر شد که خوک حاکم، او را به یک سلاخ فروخت!
***
اولویت بندی (Priority setting) از مهمترین مهارتهای زندگیست. شما هر چقدر زیبا ویولن بنوازید، در یک قایق در حال غرق شدن، ویولن نواختن در اولویت قرار ندارد.
شما هرچقدر کشاورز قابلی باشید، در یک مزرعه ی در حال سوختن، سم پاشی و آفت زدایی در اولویت قرار ندارد.
شما هر چقدر آرایشگر قابلی باشید، اصلاح کردن سر و صورت فردی که دچار حمله ی قلبی شده است و باید بلافاصله به بیمارستان انتقال یابد را عاقلانه نمیدانید.
«کارل مارکس»، فیلسوف آلمانی، یکی از افسونهای جامعه ی سرمایه داری را«تخصصی شدن» میداند.
هرکس چنان سرش به کار و تخصص خود گرم است که فراموش میکند کل این جامعه به کدام سو حرکت می کند!
باهوشترین و سختکوشترین آدمها گرفتار الگوی «باکستر» میشوند و مسائل کلان اجتماعی را از یاد میبرند
پس تمام پلیدی های دنیا بخاطر آدم پلید نیست.
بلکه بخاطر سکوت انسانهای "خوب" است.
Forwarded from Deleted Account
مروری به مهمترین کتابهای داستانی سال 2015 از نگاه گاردین
امسال سالی بود که ادبیات داستانی در صدر اخبار جا خوش کرد. «کشتن مرغ مقلد» بازار کتاب را دچار تحول کرد. در ماه فوریه اعلام شد یک نسخه دستنویس در آرشیو «هارپر لی» یافت شده است و در ماه جولای بود که «برو دیدهبانی بگمار» از همان نویسنده به بازار کتاب آمد.
اما این کتابها در صدر اخبار تنها نبودند. داستان «مرگ در مارس» نوشته «تری پراتشد» نیز سروصدای زیادی در بازار کتاب به راه انداخت. کتاب داستان فناپذیری و اخلاقیات دنیا، بسیار فانتزی و یکی از بهترین کتابهای طنز دنیا شناخته شد.
داستان «عظیمالجثه مدفون» هفتمین رمان نویسنده بریتانیایی «کائوزو ایشوگورو» کتابی درباره جادوگران و وجود اژدها و قدرتهای ماوراءالطبیعه در یک بریتانیای افسانهای است.
بعضی پروژههای ادبی هم در سال 2015 به اتمام رسیدند. «داستان بچه گمشده» چهارمین و آخرین جلد از سری داستانهای «الینا فرانت» است که جامعهای زنانه را برخلاف خشونت سیاسی جامعه ایتالیا علیه زنان ارائه میدهد.
«عصر طلایی پاییز» که پس از کتاب «هشدار اولیه» وارد بازار شد تا سومین کتاب سهگانه «جین اسمایلی» پس از «صد سال گذشته» باشد داستان یک خانواده آمریکایی است که در سال 1920 زندگی میکنند. کتاب دیگر «سیل آتش» اثر «آمیتاو گاش» نام دارد. خوانندگان انگلیسی با سری کتابهای اتوبیوگرافی «کارل آو ناوئسگارد» آشنا هستند. او که قصد دارد شش جلد از این کتاب را روانه بازار کند امسال موفق شد کتاب چهارم را به خوانندگان عرضه کند. این کتاب که «رقص در تاریکی» نام دارد داستان 18 سالگی نویسنده است که در روستایی دورافتاده در نروژ مشغول به تدریس است و از آرزوهای بزرگ خود برای رسیدن به زندگی بهتر صرفنظر کرده است.
از نویسندگان بزرگ هم آثاری در بازار دیده میشود. «میلان کوندرا» و «اومبرتو اکو» آثار کوتاهی منتشر کردند. داستان «قلب در آخرین اولویت» نوشته «مارگارت آتوود» داستان کاپیتالیسم و میل به یک کنترل آدمها را در یک ناکجاآباد بررسی میکند.
«روپرت تامسون » در نوشته جدید خود «کاترین کارلایل» حکایت زنی را روایت میکند که با معجزه جادو دوبار به دنیا آمده و از شهر رم به سمت جایی نامعلوم سفر میکند. و داستان «عبور» اثر «آندرو میلر» که بار دیگر زنی را در سفری تنها نشان میدهد و داستان را به شکلی روایت میکند که مخاطب همیشه در حال حدس زدن ادامه قصه است.
آثار طنز تلخ هم در سال 2015 وارد بازار شده است. «میراندا جولی» کتاب «اولین مرد بد» که داستان نیاز به عشق و فرزند را نشان میدهد، منتشر کرد. کتاب «ریگ روان» نوشته «استیو تالتز» -داستان بدشانسترین مرد استرالیا-بسیار خندهدار و گاهی غمانگیز است.
با این همه یک کتاب همه آثار سال 2015 را کنار زد و کتاب محبوب داوران «من بوکر» شد. «زندگی کوچک» اثر «هانیا یانگیهارا» که خوانندگانش را به دو گروه روشنفکر و عامه تقسیم میکند. کتاب «سالهای گریز» نوشته «سانیو ساهوتا» نیز یکی از نامزدهای این جایزه بود اما در نهایت جایزه به «مارلون جیمز» برای «داستان کوتاه هفت قتل» رسید.
در پایان، سال 2015 بار دیگر اثری از نویسنده خوشقریحه ایرلندی «لوسیا برلین» منتشر کرد. وی داستانهای کوتاه خود در فاصله سالهای 1960 تا 1990 را گردآوری کرده و با عنوان «راهنمای کار زنان خدمتکار» منتشر کرده است. و اثر «کوین بارری» به نام «استخوان بیتلز» ما را با «جان لنون» در اوج شهرتش آشنا میسازد و به خواننده یادآوری میکند که بدترین سفر جستوجوی خود درونی آدمهاست.
امسال سالی بود که ادبیات داستانی در صدر اخبار جا خوش کرد. «کشتن مرغ مقلد» بازار کتاب را دچار تحول کرد. در ماه فوریه اعلام شد یک نسخه دستنویس در آرشیو «هارپر لی» یافت شده است و در ماه جولای بود که «برو دیدهبانی بگمار» از همان نویسنده به بازار کتاب آمد.
اما این کتابها در صدر اخبار تنها نبودند. داستان «مرگ در مارس» نوشته «تری پراتشد» نیز سروصدای زیادی در بازار کتاب به راه انداخت. کتاب داستان فناپذیری و اخلاقیات دنیا، بسیار فانتزی و یکی از بهترین کتابهای طنز دنیا شناخته شد.
داستان «عظیمالجثه مدفون» هفتمین رمان نویسنده بریتانیایی «کائوزو ایشوگورو» کتابی درباره جادوگران و وجود اژدها و قدرتهای ماوراءالطبیعه در یک بریتانیای افسانهای است.
بعضی پروژههای ادبی هم در سال 2015 به اتمام رسیدند. «داستان بچه گمشده» چهارمین و آخرین جلد از سری داستانهای «الینا فرانت» است که جامعهای زنانه را برخلاف خشونت سیاسی جامعه ایتالیا علیه زنان ارائه میدهد.
«عصر طلایی پاییز» که پس از کتاب «هشدار اولیه» وارد بازار شد تا سومین کتاب سهگانه «جین اسمایلی» پس از «صد سال گذشته» باشد داستان یک خانواده آمریکایی است که در سال 1920 زندگی میکنند. کتاب دیگر «سیل آتش» اثر «آمیتاو گاش» نام دارد. خوانندگان انگلیسی با سری کتابهای اتوبیوگرافی «کارل آو ناوئسگارد» آشنا هستند. او که قصد دارد شش جلد از این کتاب را روانه بازار کند امسال موفق شد کتاب چهارم را به خوانندگان عرضه کند. این کتاب که «رقص در تاریکی» نام دارد داستان 18 سالگی نویسنده است که در روستایی دورافتاده در نروژ مشغول به تدریس است و از آرزوهای بزرگ خود برای رسیدن به زندگی بهتر صرفنظر کرده است.
از نویسندگان بزرگ هم آثاری در بازار دیده میشود. «میلان کوندرا» و «اومبرتو اکو» آثار کوتاهی منتشر کردند. داستان «قلب در آخرین اولویت» نوشته «مارگارت آتوود» داستان کاپیتالیسم و میل به یک کنترل آدمها را در یک ناکجاآباد بررسی میکند.
«روپرت تامسون » در نوشته جدید خود «کاترین کارلایل» حکایت زنی را روایت میکند که با معجزه جادو دوبار به دنیا آمده و از شهر رم به سمت جایی نامعلوم سفر میکند. و داستان «عبور» اثر «آندرو میلر» که بار دیگر زنی را در سفری تنها نشان میدهد و داستان را به شکلی روایت میکند که مخاطب همیشه در حال حدس زدن ادامه قصه است.
آثار طنز تلخ هم در سال 2015 وارد بازار شده است. «میراندا جولی» کتاب «اولین مرد بد» که داستان نیاز به عشق و فرزند را نشان میدهد، منتشر کرد. کتاب «ریگ روان» نوشته «استیو تالتز» -داستان بدشانسترین مرد استرالیا-بسیار خندهدار و گاهی غمانگیز است.
با این همه یک کتاب همه آثار سال 2015 را کنار زد و کتاب محبوب داوران «من بوکر» شد. «زندگی کوچک» اثر «هانیا یانگیهارا» که خوانندگانش را به دو گروه روشنفکر و عامه تقسیم میکند. کتاب «سالهای گریز» نوشته «سانیو ساهوتا» نیز یکی از نامزدهای این جایزه بود اما در نهایت جایزه به «مارلون جیمز» برای «داستان کوتاه هفت قتل» رسید.
در پایان، سال 2015 بار دیگر اثری از نویسنده خوشقریحه ایرلندی «لوسیا برلین» منتشر کرد. وی داستانهای کوتاه خود در فاصله سالهای 1960 تا 1990 را گردآوری کرده و با عنوان «راهنمای کار زنان خدمتکار» منتشر کرده است. و اثر «کوین بارری» به نام «استخوان بیتلز» ما را با «جان لنون» در اوج شهرتش آشنا میسازد و به خواننده یادآوری میکند که بدترین سفر جستوجوی خود درونی آدمهاست.
Forwarded from Me
📚پیشنهاد کتاب برای کودکان به مناسبت میلاد امام حسن عسکری علیه السلام ؛ بامحوریت سبک زندگی امام
channel 👉 @ketabkhon
channel 👉 @ketabkhon
Forwarded from فرنگ نوشت
#فرنگ_نوشت
معلم بازنشسته ایتالیایی که در سراسر کشور می گردد و کتاب رایگان به بچهها قرض میدهد.
@farang_nevesht
معلم بازنشسته ایتالیایی که در سراسر کشور می گردد و کتاب رایگان به بچهها قرض میدهد.
@farang_nevesht
Forwarded from 📚 شیرازه (آرشیو)
#معرفی_کانالهای_خوب_کتابی
@nazreketaab
✳️ نذر کتاب طرحیست برای هدیه کتابهای خوانده شده شهروندان به مکانهایی که دسترسی به کتابخانه ندارند.
@nazreketaab
✳️ نذر کتاب طرحیست برای هدیه کتابهای خوانده شده شهروندان به مکانهایی که دسترسی به کتابخانه ندارند.