🎸شعر بهبهونی🎸
1.58K subscribers
2.2K photos
253 videos
59 files
2.11K links
🎸شعر بهبهونی🎸

همراهان گرامی جهت انتقاد و پیشنهاد
یا ارسال👇👇
#اشعار_بهبهانی
#ترانه_های_محلی
#داستان_ها و #ضرب_المثل_های #بهبهانی #عکس_مناظر_بهبهان
به آی دی زیر ما را
در بهتر شدن یاری دهید👇👇
@Azadeh31
Download Telegram
خاطرات جنگ

خاطره اول.... #همبرگر در میدان مین

راویان....... #مهرداد_مرادی
#علیرضا_محمدی_اصل

نگارش .... #بهرام_دادمهر

تیرماه نود و هشت


شب بیست و هفتم دیماه شصت و پنج بود، عملیات کربلای پنج چند روزی بود شروع شده بود و در کنار نهر جاسم در منطقه شلمچه گره خورده بود،
بچه های گروهان امام حسن(ع) از گردان فتح بهبهان راهی نهر جاسم بودند ، انها وارد شهرک دوعیجی شدند، شهرکی که غروب همانروز آزاد شده ولی هنوز پاکسازی نشده بود، علت عدم پاکسازی هم سرعت بالای عملیات کربلای پنج بود ، درست مثل دو امدادی هر گردانی که عمل میکرد سریع جای خود را به گردانهای بعدی میداد تا عراقی ها فرصت بازسازی خودرا نداشته باشند،
شهید علی نمدساز به مهرداد مرادی که تیربارچی بود گفته بود به همراه کمکت علی محمدی اصل حواستان جمع باشد ، به محض اینکه دشمن متوجه بچه ها شد و شروع به تیراندازی کرد باید سریع به سمت راست بدوید و از آنطرف دشمن را مشغول خود کنید تا بچه ها بتوانند دژ را تسخیر کنند و شما باید به نوعی فدائی گروهان باشید.
تیراندازی دشمن که شروع شد مهرداد و علی بدون معطلی از گروهان جدا شده و به سمت راست دویدند و سیم خاردار را رد کرده و بدون اینکه بدانند در میدان مین میدویدند و از الطاف خداوند بود که پای هیچکدام روی مین نرفت.
بچه ها شدیدا درگیر بودند ،فاصله تا عراقیها سی چهل متر بیشتر نبود و درگیری بشدت ادامه داشت، چنان از آسمان و زمین گلوله میبارید که امکان نداشت بتوانی در یک نقطه چند ثانیه ای ثابت بایستی و تیر و ترکشی مهمان بدنت نشود و میبایست مرتب در حال حرکت میبودی و جایت را عوض میکردی ، شدت بارش تیر و ترکش چنان بود که برای همه صحنه *دوماواروهو* و ریختن نقل و نبات بر سر داماد را تداعی می کرد.
درگیری بشدت ادامه داشت و قطارهای تیربار مرتب خالی میشد ، و در آن لحظه تنها تیربار مهرداد بود که کار میکر به همین علت تمام تک تیراندازان و تیربارهای دشمن سمت آنها را هدف گرفته بودند.
از آسمان انواع و اقسام گلوله ها میبارید و از روبرو هم تیرهای رسام در آن شب تاریک و سرد، دیواری از آتش ایجاد کرده بود و مرد میخواست که بتواند سر را بالای خاکریز ببرد و تیر اندازی کند ولی در آن میدان مردآزما، مردان کم نبودند.
و اما خاطره طنزی که در آن شب سرد و وحشتناک اتفاق افتاد ......
مهرداد و علی اشتباهی وارد میدان مین شده بودند البته به علت عدم پاکسازی منطقه و اینکه میدان مین هیچ علامتی نداشت و با این حجم آتش اصلا کل منطقه ده ها بار شخم خورده بود و هیچ چیزی سر جای خودش نبود و آنها هم ناخواسته وارد میدان مین شده بودند .
مهرداد با تیربارش بشدت درگیر بود و علی هم در کنارش خشاب کلانشیکفش را مرتب خالی میکرد،
قطار تیربار خالی شد و قطارهای اضافی که مهرداد با خودش آورده بود در کوله پشتی اش قرار داشت .
مهردا علی را صدا زد که:
*علی..علی...یلا زی ت کوله پشتیم قطار دِر به ک گلوله ورَسیَم...یلا معطل نکه*
همی چند ثانیه ای که تیربار مهرداد خاموش شده بود و علی تو کوله مهرداد دنبال قطارمیگشت و مهرداد مستقیم جلو رامیپائید ، تیر مستقیمی به به کلاهخودش خورد و اگر چند سانتی متر پائین تر بود پیشانیش را میشکافت ،گلوله کمانه کرد و رد شد ، علی داشت بیش از حد معطل میکرد و مهرداد هم داد و بیداد که:
*علی په چه وبی؟ چه مکنه مِی؟*
عل اما خیلی خونسرد مشغول کار خودش بود،
هرچه مهرداد بیشتر عصبانی میشد و سر وصدا میکرد ،علی کمتراعتنا میکرد و مشغول بود ،حتی جواب هم نمیداد که البته نمیتوانست جواب دهد چون.......
مهردا با عصبانیت علی را کمی هول داد و کوله را پائین گذاشت تا خودش قطار تیربار را از توی کوله پشتی در بیاورد که چشمش به دهان پر از خیار شورهمبرگر علی افتاد که از بس توی دهانش چپانده بود نمیتوانست حرف بزند.
مهرداد شستش خبردار شد که اوضاع از چه قرار است و یادش آمد که همبرگر سهمیه ظهرش را نخورده بود تا اگر شب بعلت درگیری عذا نرسید غذا داشته باشد و اتفاقا علی ظهر همبرگرش را خورده بود و حالا وسط میدان مین و توی اوج درگ تا چشمش به خیارشورهای خوشمزه و همبرگرهای مهرداد افتاده بود قطار تیربار را رها و به همبرگرها چسبیده بود.
.حالا هر بار که سه تائی جمع میشویم اولین نقلمان نقل همین خاطره است که بقول مهرداد اسم علی محمدی اصل باید به عنوان شکموترین آدم توی کتاب گینس ثبت شود.

🎸شعر بهبهونی🎸
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
🌼

دل داده ی خرد و خسته این است
آن بال و پری که بسته این است
🌼
هی زنده شوی و هی بمیری
معنای دل شکسته این است

🌼
#مرتضی_روانخواه

╔══๑ღ❤️ღ๑══╗
@behbehoni
╚══๑ღ❤️ღ๑══╝
┄❊○🌸○❊┄
هسی ...

هسی خیالُ بیم و ته یادامو لا وبیم؟
هسی دوارته رودِ عزیزو بابا وبیم؟

┄❊○🌸○❊┄

هسی دوارته ملّه وُ گنجیک و تیرکمو
گِی بند و گِی سه بندکِ مرغِ هوا وبیم؟

┄❊○🌸○❊┄

هسی دوارته دفتر و تکلیف و مدرسه
سر رُنگِ رُنگ مِی سر آ بی کلاه وبیم؟

┄❊○🌸○❊┄

هسی فضولُ بیم و معلم مو چو بزه؟
هی دس زیر کِل بکنیم، پا و پا وبیم؟

┄❊○🌸○❊┄

هسّی گلابتو، ته کُنار تو خُو بشم؟
هی سیم لالا بگه، خم و خت وا لالا وبیم؟
┄❊○🌸○❊┄

هسّی دوارته هم ته نفس- بندِ عاشقی
فیسِ عرق، اَ مِنمِنه یِ نه وُ ها وبیم؟

┄❊○🌸○❊┄

هسّی باهارُبو و جوونی مو گل بکُه؟
هسّی تو شسّه به، مه بیَّم سیت، وُ ما وبیم؟
┄❊○🌸○❊┄

هسّی دوارته یه دو سه گفتِر بِین ته دُو؟
هسّی ته کار مَهر و گپِ شیربها وبیم؟

┄❊○🌸○❊┄

هسّی که شمبه بی ته سرامو، سه دس رزو؟
دیمِ حنا حنا، سِر و پا وا حنا وبیم؟

┄❊○🌸○❊┄

هسی تو کِی بُنو وُ مه فرمو بِرت وبم
هسی صاحابِ هف پسِ تخسِ بلا وبیم؟

┄❊○🌸○❊┄

یعنی عباس یارک سلار مسّ سی
هسّی که بی وُ مرد ولو گردیا وبیم؟

┄❊○🌸○❊┄
#عباس_سلطانی

┄❊○🌸○❊┄

🎸شعر بهبهونی🎸
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
•┈✾~🍃🌺🍃~✾┈•
#تو_رهته
🍃🌺🍃

تو رهته، بعد تو افتو بلندی سوم سرما بی
تو رهته، شروه بی، غم بی، غمونه ی دار دنیا بی
🍃🌺🍃

تو رهته، بعد تو سهراب مرزنگم ته خی خوسی
تو رهته، دس رزو گلمشتک خین دل ما بی
🍃🌺🍃

تو رهته، بعد تو سردی، دلم ار و کوارت شس
تو رهته، زی میو پیرسیک مه بندیر آغا بی
🍃🌺🍃

تو رهته، بعد تو پیری امی، چلی گپو بعدی
تو رهته، دلخشی افتا، دلم اشکس سرجا بی
🍃🌺🍃

تو رهته، شوو ما شوون و هر روز خدا شوون
تو رهته، داغ دیریت بی و هر شو، شوو یلدا بی
🍃🌺🍃

تو رهته، یارک لوشه ی سفیدم بعد تو اشکس
دل افتو. کجا رهته؟ سر لوو تو حاشا بی
🍃🌺🍃

تو رهته، بعد تو هم تا هنی آسونه پوی پاتم
"فریدو" تا هنی میگو: تو رهته، سوم سرما بی
🍃🌺🍃
#فرامرز_سه_دهى

•┈✾~🍃🌺🍃~✾┈•

🎸شعر بهبهونی🎸
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
#عشق
♥️

دوشِت اَ مِه گُ که بی خیالت نه وُبَم
عاشق نه وُبم مَحو جِمالت نه وُبَم

♥️

رَهتَم سِه غِمِت چاره کُنم بُهتَم بُو
دیتّم که نه وُمبو که شِکالت نه وُبَم

♥️

سُختَم دِگِه و اَ عشق تو بِرشِسَم
گُتَم که چِطُو مِه بیقرارِت نه وُبَم ؟

♥️

داغِت تِه دِلم و گِشتِ جُونم که مِگو
بَهزی که دِگهِ فکر وِصالِت نه وُبَم

♥️
#سيد_محمد_پورموسوى

♥️

🎸شعر بهبهونی🎸
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
چند واژه و اصطلاح #بهبهانی

در گویش بهبهانی ،"بن فعل+س" فعل ماضی می سازد مثال:

وَرچرِس، یعنی از دیوار یا کوه و یا یک بلندی بالا رفت و اگر حروف "س+ه" را به آن اضافه کنیم ( بن فعل+س مشدّد+ه) فعل ماضی نقلی و یا صفت مفعولی ساخته می شود :
ورچرسه= بالا رفته.

فکسّ= فرار کرد

فکسّه= فرار کرده

ذیلاً چند نمونه از آن مشاهده می شود:

*جِرِسّه* = در هم تنیده شده، اشاره به بدن مقاوم، و نیز به خرمایی می گویند که رطوبت خود را از دست دا ه است.

*قِپسّه*= دلگیر شده ، گرفته شدن دل ، از نفس افتاده

*شوخِسّه* = از هم پاشیده شده

*تِکِسّه*=برنج دَم آمده

*تُکِسّه*= ضعیف و لاغر

*چُتِسّه*= گذشتن زمان از چیزی،فرورفتن چوب یا چیزی تیز در دست.

*رُچِسّه* = کلاف سر در گم شده

*کُتِسّه* = کسی که نحیف و لاغر شده

*تِرزِسّه* = سوخته شده( موی سوخته شده)

*ماسسّه*= هر چیزی که از حالت آبکی خارج شده و نیمه سفت(جامد) شده، چیزی که قوام و انسجام پیدا کرده.(به انسان ناپخته گفته می شود *نه ماسسّه*)

*پِلقِسّه* = غوطه ور شدن و آغشته شده در خاک و لجن.

*پُلفِسّه*= ورم کرده

*سیوِسّه* = تحت اللفظی سائیده شده، به شدت رنج دیده، به شدت آسیب دیده، دچار رنج و زحمت و عذاب شده.

*پیسّسه*= پوسیده شده


*بوکّه و بُلکُ*= هردو صفت کسانی است که اهل فن نیستند و ادعای زیادی دارند . بوکه بیشتر، صفت کودکانی است که بالاتر از سن خود حرف می زنند و کاری انجام می دهند.

*لیم*= حیله گر، آب زیر کاه، پنهان کار، تلاش برای خوابیدن.

*لَهم*= شل، فلج، صفت کسانی است که پایشان مشکل دارد.

*گُرتَه*= پهلو،قسمتی از بدن.

*دادِک و دولَی*= جر و بحث کردن، دعوا و مرافعه.

*زبون اَمَنّا تمنّا*= اگر با زبان خوب با کسی صحبت کردی پاسخ خوب هم می شنوی، احترام کردی احترام می بینی.، زبون خیر به کار بردن.

*وَرتِنگِسّه*= این طرف و آن طرف پریدن، شل شل راه رفتن، معادل دیمبل بوزی


*سبیل تون*= جای سبیل را با دو انگشت در جهت مخالف کشپدن

*وَرکُلو*= سکندری

*مرِنگ*= بیماری ماکیان

*شوخَی*= ایجاد تحریک بین دو نفر، دو به هم زنی.

*قُلُنگ*= ایستادن سکه به پهلو که مشخص نیست شیر است یا خط.، غازوحشی،جرعه ی آب

*کاسه قلنگ*= کنایه از آدم بد ترکیب

*پاسمبولوککی*= فرد مشکوک، اجنه، ازمابهتران، جاسوس

*کُت مُت*= شباهت عینی و دقیق:
بِچِش کُت مُت مثل باشِنِن=
بچه اش دقیقاً شبیه مدرش است.


*اُو کُت چِشمشی گروفته*
او را به رنج و عذاب انداخته.

*هوِی هوِی/هوی حُسی*= صوت اعتراض گونه به هنگام مواجه شدن بایک مشکل لاینحل

*حیدر‌ماس بند*= کسی است که بتواند کاری را به سرانجام برساند.

*کوذِرَی*= کوتاه قد، چل مردَی، کسی کا داری تِ کُمِی

*پِل پُمو*= مترادف کِل کثیف، از اتباع هستند.

*پوخولو*= فرد ژولیده مو

*پیکَی( پیکک)* تیله، جوجه

*خِشِی بو*= این ترکیب دعا نیست بلکه لحن اعتراض و ناراحتی از کسی است که کار نادرستی کرده یا حرف نادرستی زده است. معادل خدا خیر دادیه.
این جمله را بیشتر بانوان شهرمان به کار
می بردند.


*چند اصطلاح بهبهانی که بیشتر ،بانوان به کار می بردند.* :

در زبان فارسی و گویش های آن و احتمالاً در دیگر زبان ها واژه ها و اصطلاحاتی است که مختص بانوان است.
در این جا چند نمونه ی آن را که در گویش بهبهانی به کار برده می شود ذکر می کنیم:


*خدا دلِت نِشو*= این عبارت را کسی به کار می برد که به شدت او را به خنده انداخته اند. معادل دلمت بو.
این جمله در عین خوشحالی و رضایت بر زبان می آوردند.

*پوی خیری ببرَه*= موقع برگشتن از قبرستان یا مجلس ترحیم و به هنگام خداحافظی این عبارت گفته می شد.

*جِی بد نِشَه*= هنگامی که کسی می خواهد به قبرستان یا مجلس ترحیم برود این عبارت را به او می گویند.

*دل خَش شَسّه بی*= موقع خداحافظی کردن از عده ای که در جایی نشسته اند این عبارت گفته می شود.

*شوخیری تِ ریتو بو*= خداحافظی شبانه ، به هنگام خداحافظی کردن از عده ای به هنگام شب گفته می شود.

*سوختت تِ دل دیتو بشو*= مادرت به عزایت بنشیند، مادرت داغ مرگت را ببیند.

*دِلَم نِبرشی*= عبارت اعتراض آمیزی است . معمولاً خطاب مادر به فرزندش است زمانی که کار خطایی انجام داده است.

*با*= واژه ای است که به هنگام تعجب یا اعتراض گفته می شود.

*دتَی*= دخترک، معادل کُر برای جنس مذکر


*کُلَم کِه*= او را محکوم کردم.

*مِلَم*= مرهم

*کاته*= کهنه و پارچه ی مستعملی است که دارو به همراه دارو روی زخم می گذارند.

*دیمدا*= کسی که در رفتن به جایی از دیگران عقب افتاده است، متضاد نِها

*بُلوق* صفتی است برای چشم بر آمده.

*چوک کرده*= به سر بردن با کسانی، اقامت در یک محل، نشستن در یک جا

*مِی پِرز تشی*= زرنگ و چابک است.

*چیل*= دهان

*چیل کشیده*= جوانه زدن سبزی ، پیازسیب زمینی و......

*چو پهنی*= شایعه همه جا گسترده شده است.

*تَنظیف*= لباس زنانه در لغت به

معنی پا
کیزه است اما تن زیب هم گفته اند( چیزی که باعث زیب یازیبایی تن است)

*اَفتو اَدِلِی*= شانس به او روی آورده است.

*نِزبَه*= توان، قوت قلب.

*تولوله ای*= صفت شخصی است که به شدت عصبانی است و آرام و قرار ندارد.

*اُو تولَی خَردِه*= به کسی می گفتند که مرتباً بر زمین می افتاد.
توله گیاهی است به نام پنیرک . ارتباط خوردن توله و افتادن بر زمین مشخص نیست. شاید به این دلیل بوده که در توله سیر وجود دارد و خوردن سیر انسان را خواب آلودو گیج می کند‌.
خوردن توله بدون سیر هم‌باعث خواب آلودگی می شود.

#حبیب_الله_نوربخش
⚘⚘
#دار_کنار...

ته بيابون خيالم , أ غمت , چشم خمار،،،
تک درختى سر پا , منتظرت , باد بهار...

برگ و بار و ثمر و ميوه و برميده و گل
سايه سارى وبلندى,ميکوتى شيون وزار

صاف ويساده و وص دس دعاچشم گره
سوز سوزى , و هنى واطلب ديتن يار...

ثمرى , قسمت هر رهگذرى بى و مدام
چشم دل سيرى و ميده ثمر أ داغ نگار

ا ته هرشاخ وپرى سنگ و کلوخى ناده
زخم هرکى ک امى اينجه و ره, شهر ديار

لااقل بار دگه دم هده , بي عار زمخت،،،
تا يکى بى و بزه دور برت, پرز و حصار

باد وطيفوو که امى,راس وبه و ورگه بره
ريشه ورکن ا زمى, چونکه نمى موسم يار

زخم صد سنگ بلا خرده,تو هم مثل خومه...ته چه سر سختيه , بد بختيه تو , دارکنار!!!

#حجت_بلبل_نژاد
⚘⚘

🎸شعر بهبهونی🎸
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
تو که باد زیر مینارت خبر چین مه بی
چت وشام دیته که خوت مثل مسلمو مگره

شاعر :👇👇
#حسین_جوینده
طراح : #آزاده

@behbehoni
☜☞
#چرخ_فلک

بستن چرخ فلک , بس کو دگه , سيوس
مدنگ وبيدم بخدا , بسکى که هى چرخسم
☜☞

يه دقى مهرمه دومه , و دقي بالايم
بسکى هى دومن و بالات که تا ,رمبسم

☜☞

هى گتم جو ت لبم , صبربکو , دررت دا
ديم هر يه قدمت دس قضا تا چقدر, دووسم
☜☞

بسکی خردم ت زمى,هى تشرت ز که پبه
پک و پوزم خل وبى, چول وبى,چار خسم

☜☞

يه ايچه اغده أ بار دل تش دارت بى
چقدت طعنه زه و کچه زه , تا لفکسم

☜☞

در و ور الکيت داغ چه بى *شعبده باز*
ايقدت زخم زه تا , زير غمت , پشکسم

☜☞

مى هنيتم نظر أ بخت م هه , مس خراب
شرمسارت مکنم ديم گپ و شعر و غزل ,تاهسم
☜☞

#حجت_بلبل_نژاد

☜☞

🎸شعر بهبهونی🎸
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
✫✰☀️✰✫
می رسد از راه ماه عالم تاب.
کی رسد یارب؟ گشته ام بی تاب.

✫✰☀️✰✫
بدره مهتاب جعل چهره اوست.
تا رسد جانان من ندارم خواب.

#فرید_مرادی_اصل
بداهه
۲۷تیر۹۸ ساعت۱۱،۳۰ بهبهان
✫✰☀️✰✫

╔══๑ღ❤️ღ๑══╗
@behbehoni
╚══๑ღ❤️ღ๑══╝
•.¸¸.•.🎀•.¸¸.•

خورشید به تو حق کپی رایت نداده است چرا؟
یوسف زگروه ترک و دیلیت سایت نداده است چرا؟
•.¸¸.•.🎀•.¸¸.•

تاریخ ادب، عالم عشق و عرفان.
از هرنگهت خبر ترابایت نداده است چرا؟
•.¸¸.•.🎀•.¸¸.•
بداهه
۲۷تیر ۱۱،۵۰ دقیقه بهبهان
#فرید_مرادی_اصل
•.¸¸.•.🎀•.¸¸.•

╔══๑ღ❤️ღ๑══╗
@behbehoni
╚══๑ღ❤️ღ๑══╝
🌼

سلام علیکم ماه تابان من.
🌼
ای جان من ای یار و جانان من.
🌼
هرنفسم به یاد رویت گذشت.
🌼
سلام علیکم کفر و ایمان من.
🌼
بداهه
۲۷تیر۹۸ ساعت۱۲
#فرید_مرادی_اصل

🌼

╔══๑ღ🌼ღ๑══╗
@behbehoni
╚══๑ღ🌼ღ๑══╝
※•°•❤️•°•※

حالِ خوب وقتین که میشه بهبهو
گِشتِ و جونِت زیرِ بارو فیس و بو

※•°•❤️•°•※

حال خوب وقتین که هیچ دردیت نبو
مَسّ و حیرونت بکُ نرگِس اَ بو

※•°•❤️•°•※

خَهکِ دامنگیرشِی عالم گرُفت
روز اول دل اَ دَسِ مِ گُرُخت

※•°•❤️•°•※

دل نومبو دیمه غربت جُفتِ جُفت
روزگاری بی که دادم مُفتِ مُفت

※•°•❤️•°•※

نه،مِم نواحِش لُووِ لیقَم خُشک و بو
رنگ و ری سوزِ قلم بی مُشک و بو

※•°•❤️•°•※

غیر روزی که تِنَم وا خَهک و بو
یادِ دوسِی دلنشینم ترک و بو

※•°•❤️•°•※
#رحيم_كريمى

🎸شعر بهبهونی🎸
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
🌷🌷 *چِکِی آغِهی*
منطقه ای کوهستانی در کیلومتر ۲۰ جاده ی قدیم اهواز که در بهار سر سبز و پوشیده از گلهای *شب بو و شقاق(لاله ی وحشی)* و انواع گلهای رنگارنگ بومی می گردد.
این منطقه در دو راهی روستای *چَهرزِ آغا* یا چاه رضا آقا و نیز نرسیده به روستای *چِم سِی* یا همان چم سیاه، قرار گرفته ، که جاده قدیمی آن، دارای شیبی تند و بسیار خطر ناکی بود که البته همین پرخطر بودنش، درسالهای گذشته تا کنون موجب ، مرگ سه نفر موتور سوار و زخمی و مضروب شدن عده ای دیگر شده است .
یکی از آن قربانیان یک جهانگرد خارجی بود که در سال ۵۲ بعلت نا آشنا بودن به وضعیت و شیب تند جاده ، تعادل موتور از دست وی خارج گردید و با سقوط به ته دره جان خودرا از دست داد.
در منطقه ی معروف *چکی آغهی* دو موتور سوار دیگر که هردو نیز بهبهانی بودند به همان سبک به دره سقوط کردند که متاسفانه هردو جان خود را از دست دادند.
یکی از آنها جوانی بود بنام *احمد بافنده پور* که بعلت عدم تعادل و سقوط به درُه جان خود را از دست داد. ولی متاسفانه از نام قربانی سوم اطلاعات دقیقی در دست نیست.
البته پس از انقلاب و در سالهای اخیر ،مسیر و عرض جاده مورد نظر را به قصد بهسازی ، تعریض و زیر سازی نمودند تا از خطرات جانی آن کاسته شود ولی متاسفانه سالها ست که این جاده ی زیر سازی شده به امان خدا رها گردیده وتاکنون هم مسئول و نمایند ه ی دلسوزی برای اتمام این پروژه ی حیاتی و مورد نیاز و بر زمین مانده پیدا نشده ،تا آن را به سامان و انجام‌ برساند..
اما چرا به منطقه مورد نظر *چکی آغهی* می گویند..
در ابتد باید معنی واژه ی *چِک* را کمی توضیح دهم.
طبق گفته بزرگان منطقه به معبر و کوره راهی که در میان سنگ و منطقه ی سنگلاخی کوهستان تعبیه می شود *چک* می گویند.
واز آنجا که ‌منطقه مورد نظر تپه کوههای سنگی فراوان دارد و از قدیم منطقه ی ذکر شده محل سکنای بخش بزرگی از *طائفه ی آغاجری* بوده است که البته آثار و شواهدش هم هنوز در بعضی از نقاط انجا موجود است و نیز از آنجا که طائفه ی بزرگ آغاجری معمولا برای احترام گزاردن به مردان تاثیر گذار قوم خود در پسوند نام آنها کلمه *آغا* را قرار میدهند، و لذا چون این کوره راه یا همان *چک* متعلق به یکی از بزرگان طایفه بنام *آغا* نامی بوده است ، بر همین اساس از ابتد این نام در جغرافیای منطقه به نام او وبه این اسم به ثبت رسیده است.
در همین رابطه به تعدادی از اسامی مردانه که در فرهنگ طائفه ی آغاجری بسیارکاربرد داشته و مرسوم بوده است اشاره می کنیم:
مراد آغا ، بمونی آغا ، خلیل آغا ، بهمن آغا ، سیدال آغا ، حسین آغا ، بیژن آغا ، فلامرز آغا محدلی آغا، رمضون آغا ، رضا آغا وووو‌‌....@.

#علی_نصیرخانی .
۹۷/۹/۲۹

🎸شعر بهبهونی🎸
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
🥀🥀🥀
ریم اَ دِرگِیْ آسمو


🥀 شَسّه یَم پٌیْ اَرس چشم و رِیم اَ دِرگِیْ آسمو

ای خدا کاری کُه تا بختم اَ خو گَپ راس ُبو

🥀 تا چِگهَ هِیْ شَسّه بَم بَندیر یار بی بفا

شو و روزم سِر بُشو پُیْ ناله و آه و فغو

🥀 تا چِگهَ سُخت و بلال عشق عالم سوزشَم

هر کجا می شَم خیالِیْ وِر نظر می، بی نشو

🥀 درد دل دیم در و دیوار تو شووا کنم

مونسی نی، سی دل زارم که بی پُیْ گفتگو

🥀 درد و غم باری ته جونم غصّه هم می، سِر مُلِیْ

هِه، که یَه رو، بی سراغم درد و غصّم سِر بُشو ! ‌؟

🥀 تا اَ یادم می خیال ری گلِیْ موقِی ْ سحر،
تُپ تُپِ اَرسَم مُبوری زِیبر مُیْ آسمو

🥀 هم خدا می دو و اَرسی که مُبوری تُپ تُپَیْ

تَش تِه صحرُیْ جونم افتاده اَ پَرتو عشق او

🥀 تا نفس هه، تا که جونم هه تِه قالُب عشق او

شَسِّه کنج دل خُدویی می کُه دِیمَم هر دِمو

🥀 حال و روزم، حال و روز سِیْ زمسّون فقیر

چار چار سَرمُویی می سّو، تِموم گِشت جو

🥀 کیش اِیطهری سیونیده عاشق غم مُفتلا

غیر یاری که خیالیش نی اَ جا دِر بُشو

🥀بی مَحَلی کِردِنِیْ یَه طِرف و دیریش یَه طِرَف

غیرِ خو، بَم که خیالِیْ بی گذر کُه روبرو

🥀 مِیْ بُهوندِیْ تُشنَه غیرا رِی اَ تِنتارِی مو، نی

ما کجا و چشمَه و سایِیْ خَشِ باغ بهو

🥀 دفترِیْ اِمشو سها پر می کُه دِیم درد دل

شَسّه پُیْ اَرس دِ چشمِیْ رِی اَ دِرگِیْ آسمو


#سیروس_مختاران / #سها
98/2/10
🥀🥀🥀

🎸شعر بهبهونی🎸
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
‌✺💔‌✺

میشِه و ری دل اِشکَسِّی ما پا منِسَه
ذرّه ذرِّی غم عالم تِه دلَم جا منِسَه

‌✺💔‌✺

دل زُمبَسِّی ما و غم عشقِت،چه بگَم
یَه تُپی رِن که مُنی زی بِر دریا منِسَه

‌✺💔‌✺

هِی خِشومت مِرسونَم که تِه سِیلَم بکنَه
چشمتِت بسّه و سیم طُخچِی بالا منِسَه

‌✺💔‌✺

اَهَوُی دیتِّن ری ناز تِه دل، گرمی بی
میشِه و دیم غمِت دل تِک و تِینا منِسَه

‌✺💔‌✺

پسِ دِرگَت سِر آسونِه مشینَم هر شُو
هِه ببینَم که میَه دِر سر ما تا منِسَه؟

‌✺💔‌✺

دسّه دسِّی گل نازِن که تِه صحرا دِرمی
تا تِه دیم قد نازِت سِر اَ صحرا منِسَه

‌✺💔‌✺

مه میَم ری قدمِت سِر منِسَم اوسُه ته هِی
میشِه و ری دل اِشکَسِّی ما پا منِسَه

‌✺💔‌✺

#حمدالله_رجایی_بهبهانی
‌✺💔‌✺

🎸شعر بهبهونی🎸
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
°✿••✿°

چشم بد دور که هم جانی و هم جانانی.
از ازل بوده ای و تا به ابد می مانی.

عینی و شینی و قافی و خدا می داند.
بهترین تابلوی ساخته سبحانی.

°✿••✿°
بداهه ۲مرداد ۹۸
ساعت۲۲،۳۰ بهبهان
#فرید_مرادی_اصل
°✿••✿°

╔══๑ღ❤️ღ๑══╗
@behbehoni
╚══๑ღ❤️ღ๑══╝
‌हּ͜͡ह‌.💔‌.हּ͜͡ह.
سِیلَم بِکا

‌हּ͜͡ह‌.💔‌.हּ͜͡ह.

دل مُفتلا وُبی وقِپِس دِگه بیشتر جِفامِکو
دردم نهِ یَه دِتان چِقًده بِگَم بی بِفا مِکو

‌हּ͜͡ह‌.💔‌.हּ͜͡ह.

می عمرِکُو خُو نِه عُمر نِبین او پِیَمبِرِن
سیلَم بِکا جُوم دگه نیسّی،تُکِسًم خِطامِکو
‌हּ͜͡ह‌.💔‌.हּ͜͡ह.

دَهسَم بِگِر، دیم دِلَم رَه بِیو کِه اِشکَسًم
میتَم که مونِسَم بَه کِرِت بَم رِها مِکو
‌हּ͜͡ह‌.💔‌.हּ͜͡ह.

جونی نِمُوندِه وِشام یَه دِفِینِه رُمبِسَم
‏چار طُق طو شُخِسه دگه امرو صِبا مِکو
‌हּ͜͡ह‌.💔‌.हּ͜͡ह.

‏می دل چِنِن یَه تُپ خینین اُ دَس تو
امرو صِبان که جُو بِکِنَم جُور اُ ما مِکو
‌हּ͜͡ह‌.💔‌.हּ͜͡ह.

کاری مِکو که سِروکُوت هُدِن که کُشتِت رَه
هرکیش که اِشنِفی دَس دِعاش کِه خدامِکو
‌हּ͜͡ह‌.💔‌.हּ͜͡ह.

#سیدمحمد_پورموسوی
بیست وهشتم خرداد۹۸
‌हּ͜͡ह‌.💔‌.हּ͜͡ह.

🎸شعر بهبهونی🎸
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
🥀🍃🥀

* بی قرار

🥀 دلی که عاشق ُبی ، بی قرار یار ُمبو ،
تِه مِنمِنِیْ غم دیری و انتظار ُمبو
🥀 وِشِیْ دیا که نه شو خووِشِه نه روز آروم،
اَ درد عاشقی هر شو ته خو بیار ُمبو
🥀 نه کار و بار درُسّی سِ خویْ بنا مِینِه،
ته خونه بیخ تو اِندَخته لَشت کار ُمبو
🥀 اگر تِه خونَه زه دِر ری اَ صحراها مِینِه ،
اوسَن که هُمدم سُسَّیْ و پَرز خار ُمبو
🥀 هَمی که وِر نظرِیْ مِی خیال ری گل یار،
دلِیْ مِسفکِی و وِیلون هر گُدار ُمبو
🥀 بغیر رِی اَ خدا کِرده چاره اِیش نیسّی ،
کسی که غم سرِ غم سیش هَمیچَه بار ُمبو
🥀 اَ رنگ و ری گل زردِیْ دیا ته خویْ می سّو ،
اَ داغ عشق جگر سوز داغدار ُمبو
🥀 بِلیْ که جون دل زار عاشق افتاده ،
اگر که جو بگِرِه آخرِیْ نِتار ُمبو
🥀 بیو و بِشنَف اَ مِه دور عاشقی مِپلَک ،
که رُسوُهِیت تِه گپ اَهل هر دیار ُمبو
🥀 مِرَه اِی رَهیَه که توش غیر جو نتِوری نی،
و سُخت و سوز تو پابند حال زار ُمبو
🥀 هَمیچَه بی بِفوهِی مُل مرام معشوقِن ،
یِه عادتین که اَ اوستِیْسَه آشکار ُمبو
🥀 دل خَشیت اگه نی دِهس روزگار سها ،
اِی درد َ عاقبتِیْ سی تو مُندگار ُمبو

#سیروس_مختاران / #سها
98/5/6

🎸شعر بهبهونی🎸
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
‌हּ͜͡ह‌.🦋.हּ͜͡ह.

ای تک کلمه، سه حرفیِ مساله ساز.
ای عشق، تو با تبانیِ بنده بساز.
دنیا و تمام کایناتش از تو.
در بازی ظاهری به من، یار بباز.

‌हּ͜͡ह‌.🦋.हּ͜͡ह.
بداهه
#فرید_مرادی_اصل
۱۰مرداد۱۳۹۸
اهواز ساعت۲۲،۲۲دقیقه
‌हּ͜͡ह‌.🦋.हּ͜͡ह.

╔══๑ღ🦋ღ๑══╗
@behbehoni
╚══๑ღ🦋ღ๑══╝