🎸شعر بهبهونی🎸
1.57K subscribers
2.2K photos
253 videos
59 files
2.11K links
🎸شعر بهبهونی🎸

همراهان گرامی جهت انتقاد و پیشنهاد
یا ارسال👇👇
#اشعار_بهبهانی
#ترانه_های_محلی
#داستان_ها و #ضرب_المثل_های #بهبهانی #عکس_مناظر_بهبهان
به آی دی زیر ما را
در بهتر شدن یاری دهید👇👇
@Azadeh31
Download Telegram
غزل-روضه
رزق روزهشتم(حضرت علی اکبرعلیه السلام)

بین فرزندان بابایم اگرچه اکبرم
می کند شمشیر کوفی ها،علی اصغرم

درسلوک عاشقی ازعقل باید درگذشت
زاده ی لیلایم و مجنون روی دلبرم

ذره باید شد که خورشید جهان آرا شوی
تکه تکه،ذره ذره،شاخه شاخه،پرپرم

لخته ای خون درگلویم مانده،بابایم کجاست
تا گلویم راکند باز و ببندد دفترم

دفتر عمر حسینم،بین طوفان بلا
پاره پاره شد تنم از پای تا فرق سرم

حاصل عمر پدر،قربانی معشوق شد
من همان ذبح عظیمم،می رود بر نی سرم

سر،که نه،شق القمر،شق القمر،نه،چون انار
دانه دانه شد سرم،چون از تبار حیدرم

نام حیدر،بغض این قوم جنون را باز کرد
دست وپهلو،چشم وبازو،من شبیه مادرم

تا علی ابن حسین ابن علی گفتم چه شد!
از زمین و آسمان،شمشیر می ریزد سرم

دربلا هم می چشم لذات عشقت را علی
عشق حیدر از من و من،از پدر دل می برم

لحظه ی آخر خداهم پرده ها را زد کنار
جدم از راه آمده،مهمان بزم کوثرم
#علی_زارعی_رضایی
#علی_اکبر
#امام_حسین
#شعرعاشورایی
#شعرآیینی
#روضه
#خوزستان
#اهواز
#بهبهان

🎸شعر بهبهونی🎸
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
خنده ی یاس علی یعنی عشق
باغ احساس علی یعنی عشق

گفت در مدح وفا ثارالله
دست عباس علی یعنی عشق

سراینده: 👇👇
#مرتضی_روانخواه

╔══๑ღ🏴ღ๑══╗
@behbehoni
╚══๑ღ🏴ღ๑══╝
Atash
Payam Shiari
🖤 نوحه فارسی | عطش👇🏻
🎤باصدای : #پیام_شیاری
شاعر : امین عالیشاهی
تنظیم : رادیمان
🔻ویژه ایام سوگواری 🔺
رکورد در استودیو پیام شیاری
@payamshiari

@behbehoni
@payamshiari
💿 نوای جدید محرم بنام عطش
با صدای #پیام_شیاری
به مناسبت #ایام_محرم
در رثای سرور و سالار شهیدان
حضرت اباعبدالله الحسین و علمدار کربلا

تقدیم میگردد به شما عاشقان کربلا
عزاداری هاتون مورد قبول حق انشالله قرار بگیره
@payamshiari
لطفا جهت حمایت در گروه ها و فضاهای خود به اشتراک بزارید 🌸
┅┄┅┅✶ 🎧 ✶┄┅┄┅
🎸شعر بهبهونی🎸
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
غزل-روضه
رزق روزهشتم(حضرت علی اکبرعلیه السلام)

بین فرزندان بابایم اگرچه اکبرم
می کند شمشیر کوفی ها،علی اصغرم

درسلوک عاشقی ازعقل باید درگذشت
زاده ی لیلایم و مجنون روی دلبرم

ذره باید شد که خورشید جهان آرا شوی
تکه تکه،ذره ذره،شاخه شاخه،پرپرم

لخته ای خون درگلویم مانده،بابایم کجاست
تا گلویم راکند باز و ببندد دفترم

دفتر عمر حسینم،بین طوفان بلا
پاره پاره شد تنم از پای تا فرق سرم

حاصل عمر پدر،قربانی معشوق شد
من همان ذبح عظیمم،می رود بر نی سرم

سر،که نه،شق القمر،شق القمر،نه،چون انار
دانه دانه شد سرم،چون از تبار حیدرم

نام حیدر،بغض این قوم جنون را باز کرد
دست وپهلو،چشم وبازو،من شبیه مادرم

تا علی ابن حسین ابن علی گفتم چه شد!
از زمین و آسمان،شمشیر می ریزد سرم

دربلا هم می چشم لذات عشقت را علی
عشق حیدر از من و من،از پدر دل می برم

لحظه ی آخر خداهم پرده ها را زد کنار
جدم از راه آمده،مهمان بزم کوثرم
#علی_زارعی_رضایی
#علی_اکبر
#امام_حسین
#شعرعاشورایی
#شعرآیینی
#روضه
#خوزستان
#اهواز
#بهبهان

🎸شعر بهبهونی🎸
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
توی یک لحظه ی حساس وسط آمده بود
با دلی تشنه ی احساس وسط آمده بود

همه ی آینه ها را به رقابت طلبید
پای لبخند گل یاس وسط آمده بود

سراینده: 👇👇
#مرتضی_روانخواه

╔══๑ღ🏴ღ๑══╗
@behbehoni
╚══๑ღ🏴ღ๑══╝
حسین جان بی تو هرگز

با صدای: #جمال_شکیبی

شاعر: دکتر #میثم_امانی

@behbehoni
Audio
نوحه ای زیبا باصدای فراموش نشدنی سوسن....
در زمان شاه و قبل از انقلاب....

╔══๑ღ🏴ღ๑══╗
@behbehoni
╚══๑ღ🏴ღ๑══╝
غزل-مثنوی-روضه
رزق روزنهم(حضرت اباالفضل العباس روحی فداه)

روبروی خيمه ها يک علقمه خون در دلت
ليلی ات لب تشنه و سودای مجنون دردلت

تکيه بر چوب علم داری و هو هو می کنی
مشک های تشنه را اين سو و آن سو می کنی

مشک آبت تشنه چشمت تشنه لبها تشنه تر
آن طرف تر حنجر فرزند زهرا تشنه تر

مشک آبت تشنه و شرمنده از بی آبی ات
غم نشسته بر تمام چهره مهتابی ات

در خسوفی ! ماه زيبای علی رو باز کن
شرزه شير علقمه با تيغ خود اعجاز کن

ای زمين دلتنگ از اين بغض عاشورایی ات
رو به اتمام است ديگر منصب سقايی ات

بايد اين يک ساعت از ام البنين گيری مدد
هر چه داری رو کنی در مقتل زهرايی ات

يا علی بايد بگويی مشک ها را پر کنی
يک نفر در خيمه دارد می کند شيدايی ات

اسب را هی کن برو چشم حرم دنبال توست
کارزاری کن تو با اين قامت رعنايی ات

کودکی گهواره اش را کرده محراب دعا
تا بيايی ای عمو با شيوه بابايی ات

کاشکی برگردی و دست تو پر باشد عمو
کاشکی يک بار ديگر بشنوم لالايی ات

می شود در چشمهايت خواند داری می روی
چشم براين کودکان با بی قراری می روی

می شود در چشم هايت خواند عاشق تر شدی
لحظه وصل است و تو از هر که لايق تر شدی

می روی اما تمام کودکان کز کرده اند
ذهنشان غرق در ای «کاش،هرگز...» کرده اند

دستهايت کو چرا همراه جسمت نيستند
اين شغالان از چه رو در بند اسمت نيستند

چشم عاشق کش کجا تير شقايق کش کجا
روبرويت فوج شمشير شقايق کش کجا
نعره زد خورشيد :آنک ظهر عاشورا شده ست
چيست اين شق القمر؟فرق تو ازهم واشده ست!

آرزوی کودکان با آه دارد می رود
علقمه تاریک ترشد،ماه دارد می رود
#علی_زارعی_رضایی
#شعرعاشورایی
#شعرآیینی
#اباالفضل
#عباس
#اباالفضل_العباس
#عاشورا
#محرم
#امام_حسین
#خوزستان
#اهواز
#بهبهان

🎸شعر بهبهونی🎸
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
وقتی ستم بر روی گل آغاز کردند
روی درختان جغد ها آواز کردند

حتی کلاغان هم محبت پیشه کردند
با تازیانه طفلکی را ناز کردند.

سراینده: 👇👇
#مرتضی_روانخواه.

╔══๑ღ🏴ღ๑══╗
@behbehoni
╚══๑ღ🏴ღ๑══╝
🔴 *_خبر فوری_*
*_خبرفوری_*
✈️🛫✈️🛬
*_لحظاتی پیش هواپیمای جنگنده آمریکایی درآسمان #بهبهان مشاهده شده است که بدست رادارهوایی قدرتمند سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شناسایی و پس ازاخطار مجبور به نشستن در خاک ایران دربهبهان کردند و دستگیرشدند._*
*_خلبان دوتابعیتی ایرانی_آمریکایی این جنگنده به خبرگزاری ارجان گفته است علت حضور مادر بهبهان برای جاسوسی نبوده است .._*.....
*_مافقط بخاطر #کتلی #بقله به بهبهان آمده بودیم_*

🎸شعر بهبهونی🎸
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
*یکی از مهترین پیام های فراموش شده عاشورا*

🏴🕯🏴

شب عاشورا امام حسین به یارانش فرمود: هر کس از شما حق الناسی به گردن دارد برود...

او به جهانیان فهماند که حتی
کشته شدن در کربلا هم
از بین برنده حق الناس نیست...

در عجبم از کسانی که
هزاران گناه میکنند و معتقدند
یک قطره اشک بر حسین
ضامن بهشت آنهاست...

🎸شعر بهبهونی🎸
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
#فرهنگ_شفاهی ( #آداب و #رسوم، #باورها، #ضرب_المثل_ها و... ) در بهبهان

#زنان #عاشورایی

#زینب

...السّلامُ علیکِ یا مُمتَحِنهً فی تَحَمُّلاتِ المصائبِ کَالحُسَینِ المظلوم...

...درود بر تو ای آزمایش شده ی در بردباری سختی ها مانند حسین...
(زیارت نامه حضرت زینب(س))

شاید بارها و بارها جمله ی "زینب ستم کش " را شنیده باشید.
این مثل، وجه تشابه برای زنی به کارمی رود که تمام یا بیش تر عمرش را در رنج و سختی محنت و مصیبت عزیزان سپری کرده باشد.

این مثل، یادآور واقعه ی کربلا و مصیبت های حضرت زینب است که در هیچ زمان و مکان، مصیبت هیچ کس به پای مصیبت ایشان نمی رسد تا جایی که ملقب گشته اند به"ام المصائب".

دیدن مصائبی چون پهلوی شکسته ی مادر، فرق شکافته ی پدر، جگر خونین برادر، مظلومیت پدر، مادر و برادران، شماتت دشمنان، اسارت و از همه مهم تر حوادث کربلا و... گوشه هایی از مصیبت "عقیله ی بنی هاشم"است که قلم از شرح آن مصائب ناتوان، جایی که امام عصر (عجّ) خون می گریند.

اما...
زمان آن رسیده که باورهایمان را بازبینی کنیم.
تجسم زینب و شخصیت ایشان، فقط و فقط در قالب"زنی ستم دیده و زجر کشیده"؟؟؟!!!
شان زینب، اجلِّ از همه ی اینهاست.

زینب بزرگ قهرمان عاشورا، همان کسی است که با حضورش در نهضت کربلا، مسئولیت بزرگی را بر عهده گرفت.

زینب، پرورش یافته ی مکتب حسین، بنای عهد و پیمانی را با عاشورائیان تاریخ استوارساخت که تندباد حوادث روزگار و فراز و فرودهای تاریخ، قادر به رخنه در آن نباشد.

به قول دکتر علی شریعتی هر انقلاب دو چهره دارد: خون و پیام

خون را حسین داد و اینک وظیفه و رسالت زینب، "پیام رسانی" است.

درست است که عاشورا، درد دارد و مصیبت، داغ دارد و هجران، اسارت دارد و دربه دری و....
اما، عاشورا پیام دارد و پیام رسان... و
پیام رسانش زینب... پیام هایی که واژه واژه اش با خط ّخون، به نگارش درآمده اند.

او به جهان و جهانیان فهمانید که:
عاشورا، دلیل بودن، زیستن و رفتن است.

او فهماند که:
عاشورا تولد دوباره ی حیات انسانی است و شرافت عشق، معنای حرمت است و تجلّی توحید.

زینب...
زینب، عزم زهرا در گام دارد و زبان علی در نیام.
او با سخنرانی افشاگرانه اش در کوفه، ضربه های ذوالفقار علی را برای کوفیان تداعی می کند.

زینب به جهانیان فهماند:
تاریخ فرهنگ انسان،در عاشورا کمال یافته است. اگر انسان تشنه ی حقیقت است عاشوراییان به دلیل همین تشنگی، بر بستر شهادت غنودند.

زینب:
کجا دیده اید ستمدیده ای قربانی را بر نخل دستانش بلند کند که:

" رَبَّنا تَقبَّل مِنّا هذالقربانی / پرودگارا قبول کن از ما این قربانی را ".
و چه زیبا قربانی اش پذیرفته شد که هیچ بهایی برایش نمی توان تعیین کرد جز این که " ثارالله / خون خدا " باشد.

زینب به جهانیان فهمانید که:
دیه ی حسین، قلب تمامی انسان هایی است که با نام حسین، به لرزه درمی آیند.

زینب به جهانیان فهمانید که:
خورشید سرنیزه، هیچ غروبی نمی شناسد.

اینک....
اینک، کاروانی در راه است، زینب، با کوله باری از اندوه، با کودکانی گریان، بر دوش یا آغوش.

اما.... اما....
زینب، صبوری کرد با همه مسئولیتش چرا که رایحه ی ظهور مهدی موعود، مرهمی بر زخم های نو به نوی او بود.

اینک... اینک...
صدای زینب به گوش می رسد که :
ای جهانیان! حسین تشنه ی"لبیک" بود نه تشنه ی آب...

زینب جان!
سلام بر زخم های سرشار از غرور حسین.
سلام بر خلیل خونین و کلیم خاموشت.

زینب جان...
مرثیه سرای اسیرانی هستیم که هم راه و همپای تو، جرعه جرعه تازیانه ی درد نوشیدند.

زینب جان!
جانم از خمخانه ی عشق، جام جام می عشق می نوشد، پیاله پیاله درد سرمی کشم، مست مست وضوی واژگانم، این پیاله ی هفتم است اما....

در وحشت واژگان حیرانم ! چه رسالتی به واژگان داده ام ! شانه ی کدامین واژه می تواند باراحساس مرا بر دوش خود حمل کند و کدامین واژه می تواند اوج اندوهم را بیان کند؟

اما اینک...
اینک، آسوده شدم، به واژگانی مقدس رسیدم...

" امان از دل زینب.... امان از دل زینب "

#حاجیه #فرخنده_نشاتی

🎸شعر بهبهونی🎸
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
❁﷽❁
#نیایش #صبحگاهی

پـــروردگـارا
مرا وسیله صلح خود بر روی زمین قرار ده . . .
بگذار هر آنجا که نفرت است ،
بذر عشق بکارم .‌ . .
هر جا که ظلم است ، بخشش
هر جا که ناامیدی است ، امید
و هر جا که شک و تردید است ، ایمان
هر جا که تاریکی است ، نور
و هر جا که غم است ، شادی
خــــداونـدا . . .
بگذار که بیش از آنچه
در پی دلداری گرفتن باشم ،
دیگران را تسلی دهم.
بیش از آنچه در پی درک شدن باشم ،
دیگران را درک کنم.
بیش از آنچه در پی آن باشم
که مرا دوست بدارند ،
به دیگران عشق بورزم.
زیرا با بخشایش و سخاوت است ،
که دریافت میکنیم . . .
با عفو کردن است ،
که مورد بخشش قرار میگیریم.
و با مردن است که
در زندگی ابدی متولد میشویم . . .

آمین

فرانسیس آسیسی قدیس

🎸شعر بهبهونی🎸
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
🔃 #جغرافیای #بهبهان

( #کلیسای #تشان واقع در روستای #کلگه_زار )


در روستای کلگه زار واقع در تشان در حومه شهرستان بهبهان ، کلیسایی وجود دارد که هیچ یک از فرقه های مسیحی ایران از وجود آن آگاه نیستند.

اطراف این کلیسا زمینهای کشاورزی و کشتزار است.
در حیاط کلیسا نیز روستاییان کشت و زرع میکنند.
سبک بنای کلیسای تشان شبیه کلیساهای پروتستان است.
کلیسا را با سنگ و ساروج ساخته اند.
با توجه به مصالح بکار برده شده در کلیسا قدمت ان حداقل به دو صده پیش می رسد.

کلیسا دارای تالاری است که در دو سوی آن اتاقهایی احداث کرده اند.
کلیسا در جهت شمال به جنوب ساخته شده است و محراب آن در سمت شمال کلیسا واقع شده است.
سقف تالار کلیسا و اتاقهای جانبی آن گنبد کوتاه میباشد و دیوارهای داخل کلیسا با طاق نماها تزئین شده است.

پنجره های باریک و بلند کلیسا در انتهای پنجره ها به قوسی هلالی ختم می شوند.
در کلیسا هیچگونه وسیله ای برای اجرای مراسم مذهبی وجود ندارد.
به سبب عدم نگهداری و مراقبت از کلیسای تشان باتوجه به اینکه در شهرستان بهبهان مسیحیان سکونت ندارند و کلیسا فاقد سرایدار است ، این کلیسا محکوم به فناست و چند سال دیگر در صورتیکه تدابیری اصولی برای این کلیسا در نظر گرفته نشود این کلیسا به کلی از بین خواهد رفت که در اینجا جا دارد از کلیه مسئولین ذیربط خصوصا سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان خوزستان درخواست کنیم تا اقدام به بازسازی و مرمت این آثار تاریخی نمایند.

کلیسای تاریخی کلگه زار منطقه تشان به شماره 14703
در تاریخ 16/12/1384
در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.


🔃 منبع : دانشنامه تاریخ معماری و شهرسازی ایران زمین

🎸شعر بهبهونی🎸
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
ويرانه‌هاى شهر به‌گواذ (جلگهٔ تشان - بهبهان)

در گوشهٔ غرب اين دشت که امروز آبادى‌ها و مزارع کوچک متعددى در آن پراکنده است ، خرابه‌هاى ويرانى‌ به نام ”کلگه‌زار“ وجود دارد که همهٔ آثار شهر ”به‌کواذ“ يا به ”ازآمد کواذ“ يا ”به‌گواد“ در اين محل و در زير خاک و تپه‌ها و بنيادهاى ساختمان‌هاى اين منطقه قرار دارد.

با ديدن ويرانه‌هاى بى‌شمارى که از شمال و شرق روستاى آبلش تا جنوب مزارع کلگه‌زار و تا نواحى سوجوشير به چشم مى‌خورند، مى‌توان قبول کرد که شهرى با مساحتى در حدود دست کم ۵×۴ کيلومتر و وسعتى حداقل بيست کيلومترمربع در اين گوشه از جهان روزى به نام ”به‌گواذ“ يا با دقت بيشتر ”به ازآمدگواذ“ آبادان بوده است و مرکز تجارتى و کشاورزى و به‌خصوص مرکز يا حداقل جاى شعبه بزرگى از کليساى مسيحى ريواردشير بوده و مدرس و معبد و مقر کشيشان مسيحى معروفى بوده که نمايندگان و اسقف‌هاى آنان از اين شهر به جزيرهٔ سيلان و سرانديب و هندوستان اعزام مى‌شده‌اند و کليساهاى هندوستان و سيلان را زير نظر داشته‌اند.

آقاى پروفسور هاينس‌گاوبه در کتاب نفيس ارجان و کهگيلويه نوشته است:

”... در اينکه ويرانه‌هاى ارجان در شمال شهر بهبهان قرار داد شکى نيست، طبرى مى‌نويسد که اين شهر قبل از اين نام، دو نام داشته است، رام قباد و بيرام قباد.

حمزهٔ اصفهانى ، نام فارسى زيبائى را ذکر کرده است که در منابع بعدى ايرانى هم بسيار يافت مى‌شود

«« به‌از آمدکواد »»

دينورى ، شهرى را به نام ابرقباد نام مى‌برد که بايد بين فارس و خوزستان بوده باشد وى تاريخ ايجاد اين شهر را درست مانند طبرى تعريف مى‌کند اما ارجان را با شهرى در عراق به نام ابرقباد اشتباه مى‌کند.

همهٔ نام‌هاى باستانى ارجان، کواد، قباد را هم به همراه دارند. در زمان اين پادشاه يعنى قباد اول ساسانى (۵۳۱-۴۹۹، ۴۹۸- ۴۸۸، ۴۸۴ ميلادى به سلطنت رسيد) شهر و ناحيهٔ ارجان بنيان‌گذارى شده است.

اين پادشاه در مرحلهٔ سوم سلطنت خود به شمال بين‌النهرين لشکر کشيد و شهر آمد يعنى ديار بکر را به سال ۵۰۲ ميلادى تسخير کرد و هشتاد هزار نفر را اسير نمود و به اسرار فرمان داد که در مرز فارس و اهواز شهرى به نام ارجان بنا کنند.

ثعالبى نيز در مورد ايجاد ارجان همين نظر را دارد ولى در ارتباط با دورهٔ سلطنت شاپور اول (۲۷۲-۲۴۱ ميلادي) وى در سال ۲۵۷ ميلادى والرين (قيصر روم ۲۶۰-۲۵۳ ميلادي) را به اسارت گرفت و به او فرمان داد که براى جبران خساراتى که لشکريان او به ايران وارد کرده‌اند، سد شادروان تستر (شوشتر)، شهر قديمى مدائن (تيسفون) جندى‌شاپور، پل ارجان و پل دجيل را در راه فارس بنا و يا تعمير نمايند.

اين تعريف ثعالبى قابل قبول به‌نظر مى‌رسد زيرا مجسمه‌اى از دوران ساسانيان در نزديک ارجان به‌دست آمده که سالم هم بوده است. اين مجسمه از محلى به‌دست آمده که امروز پل دختر ناميده مى‌شود و ويرانه‌هاى آن پلى است نزديک بقعهٔ امام رضا.

اگر زمانى را که ثعالبى ذکر مى‌کند، از نظر تاريخى درست باشد، بايستى پيش از بناى شهر کواديک محل مسکونى در اين نقطه يا در نزديکى‌هاى ارجان وجود داشته باشد تا بتوان پهلوى هم قرار گرفتن نام ارجان و به‌ازآمدکواد را روشن و توجيه کند.

شايد ارجان بخشى از يک شهر باستانى يا نام ناحيه‌اى بوده که اين شهر يا منطقهٔ قبل از قباد اول وجود داشته است.


پس بايد قبول کرد که ناحيهٔ معتبر و حاصلخيز ارگان در آغاز طلوع دولت ساسانى وجود داشته و ساختهٔ قباد ساسانى نيست.
اما قباد آن را براى امر سياسى يا نظامى يا بازرگانى يا اقامت يا امور ديگر برگزيده و به آبادانى آن کوشيده است“.


آثار جلگهٔ تشان (شهر به‌گواد)عبارتند از:
آثار کيکاوس فيلگه ، آسياب ليلى و مجنون ، اولش ، سرجوشر ، کلگه‌زار ، آثار کليساى به‌گواد.


🎸شعر بهبهونی🎸
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni