🎸شعر بهبهونی🎸
1.57K subscribers
2.2K photos
253 videos
59 files
2.11K links
🎸شعر بهبهونی🎸

همراهان گرامی جهت انتقاد و پیشنهاد
یا ارسال👇👇
#اشعار_بهبهانی
#ترانه_های_محلی
#داستان_ها و #ضرب_المثل_های #بهبهانی #عکس_مناظر_بهبهان
به آی دی زیر ما را
در بهتر شدن یاری دهید👇👇
@Azadeh31
Download Telegram
غزل-روضه
رزق روز دوم(وروداهل بیت به کربلا)
.
اینجا کجاست؟ حاصل خاکش فقط غم است
فرصت فقط برای غم اینجا فراهم است

این خاک،آینه ست،ترک خورده؟یاکه،نه
روی زمین تجلی یک جسم در هم است

یک گوشه دست یک نفر افتاده بر زمین
یک گوشه مشک ویک طرف صحنه،پرچم است

دیروز این زمین به عطش مبتلا شدو
امروز روضه خانه ی یک قامت خم است

در این زمین،زمانه پر از بغض چکمه ای ست
برسینه ای که آینه ی عرش اعظم است

خس خس کنان گلوی عطشناک یک نفر
بر زیر خنجر است و دلش قطب عالم است

در هروله ست مادر اصغر در این زمین
یک چشمه خون به زیر گلو جای زمزم است

غم،جمله ی وجود حرم را گرفته است
باز این چه شورش است که در خلق عالم است
#علی_زارعی_رضایی
#یاحسین
#محرم
#شعرعاشورایی
#شعرآیینی
#خوزستان
#اهواز
#بهبهان

🍷🍷🍷شعر بهبهونی🍷🍷🍷
برای انتقاد و پیشنهاد @Ehhhsssan
https://telegram.me/behbehoni
وَرگری بهی فاتَ خونی
🥀
هِیشکس اَ تِه فکر بهبهو٬ نی
فکر و مِنمِنِیْ نسل جوو ٫ نی/
🕯
دل گُندَه بِتِر هَوُیْ اِیشو٬ نی
نُفرین خدا سِ بو فُلونی/
🥀
تا اِی شهرَ طَهر قبرسونی
وَرگری بهی فاتَه بخونی
🕯
بعد اِیغدَه بلُیْ اسیری
گُرِّگُر جوو چطو مِمیری/
🥀
بیس سالَه وِشِیْ دِیا که پیری
وَختی تِه کلاف غصّهَ گیری/
🕯
رنگ و رِیش وُبیدِه زَعفرونی
وَرگِری بِهی فاتَه بخونی
🥀
هر رو بِتِرِ دِیگ و پِریگِن
غم بار دلا مثال رِیگِن/
🕯
کوچک و گپِیْ اِی دردَ می گِن
اِمرو گپ دَهس کار دِیگِن/
🥀
هِیْ داد و مِقیل سی گرونی
وَرگری بهی فاتَه بخونی
🕯
شسّه بیخ تُو جوون بیکار
فکر و مِنمِنَیْ کِرده گرفتار/
🥀
اِندَختِه تِه خونِه حال بیمار
غصَّن که جوومو می دِه آزار/
🕯
دل مُردِه وُبیدِه نا تِوونی
وَرگری بهی فاتَه بخونی
🥀
دوت دونه ای تِه خونَه شسِّه
بعدی که اَ مدرسَه وِرَسِّه/
🕯
مدرکِیْ نهادِه دَهس بَسِّه
سی کار اَ کنج تُو فِکِسِّه/
🥀
تا دوت فقیر و کِم زبونی
وَرگِری بِهی فاتَه بخونی /
🕯
دوت دِمِ بخت و شِی نَکِردِه
فکر دِی و بو٬ اِی دردَ بِیدِه /
🥀
تا بِچِیّ ببی که قَد کشیدِه
قِیتِشِیّ اِی فکرایَه بُریدِه/
🕯
بی خونَه و بی فسِیل و بونی
وَرگِری بِهی فاتَه بخونی /
🥀
اَیْ رَهتَه پِسی جَنب خیابو
نِیْمبینَه پیادرو که جا بو /
🕯
دل خَفَّه وُبیدِه پشت پِیشخو
مُفتِلُیْ اِی دردَ پیرو لاجو/
🥀
مُل اِی خو دِیا که بهبهونی
وَرگری بهی فاتَه بخونی/
🕯
خَهک و غَرِّ گُسبَه طِرفِ ما٬ مِی
خِین دل اَ حَلقِیْ اُدِما٬ می/
🥀
وُلله یِه نَه خَهکِن و بلا ٫ می
اَنّو مَرضی که بی دوا مِی/
🕯
چشما سِ اِی خَهکَ سِیرمِدونی
وَرگری بهی فاتَه بخونی/
🥀
درمون اِی خَهکَ دَهسِ بالا
بی قاغذ و التماس و امضا/
🕯
اَیْ دل شو بُسو دِقِیْ سِ مانا
کاری مُکنن که خَیْ نَه پیدا/
🥀
فعلا سرِ اِی دردَ بمونی
وَرگری بهی فاتَه بخونی /
🕯
ریخت شهرکو خراب و چولی
زرد و بوریکَیْ مثلْ کُلولی /
🥀
کِر کِردِه هَوُیْ گُلو خُمولی
دائم اَ تِری اُدم مَلولی/
🕯
خَیْ وَرزِدِه قَدِّ یَه جَخونی
وَرگری بهی فاتَه بخونی
🥀
دل مو خَش نمایندَه مو هِسّی
رای مو داده سیش به جون مَحسی /
🕯
نمدونیم اَ دار کیش مترسی
باید بزتی خطیر دِ دَهسی /
🥀
تا وِیْسکِه غیرت جوونی
وَرگری بهی فاتَه بخونی/
🕯
اَیْ رَهتَه گُتِت سیچه اِیطَهری
ریخت شهر ما نَطهر شهری/
🥀
یِه لله و بِهی و حق مو بَهری
سی او خو گپِیْ تو مثل زهری/
🕯
بی مَحل و چوچولَیْ زبونی
وَرگِری بهی فاتَه بخونی/
🥀
شهری که خشِیْ نوم و نشو٬ بی
جُیْ علم و سواد و مُلّهو٬ بی/
🕯
بالا شو نظر اَ بهبهو ٬ بی
کیش درد گِرو و توْ گپو ٬ بی/
🥀
اِمرو اَ تِه کُفَّه ها مو٬ نو ٬ نی
وَرگری بهی فاتَه بخونی/
🕯
آخِیْ اَ سِ حال و روز مردم
میگِن کِرِ گوش یَیْ مُلاهُم/
🥀
نُفرین خدا بُشو سِ ظالُم
مُردیم دِگه٬ کو٬ بساط مالُم /
🕯
قبرسو مونِیْ خو مُردشو ٬ نی
وَرگرِی بهی فاتَه بخونی/
🥀
هر کِیش قِصِه که لِبیْ مُدوزِن
یَجا سر طایفَی مُکوزن/
🕯
خفَّیْ مُکنن وامُگُروزن
کاراشو هَوُیْ کلاف دوزن /
🥀
بی صدا اِیبالَه خر بُرونی
وَرگری بهی فاته بخونی/
🕯
چِت کار اِی کارایَه سها ٬ هِه
اوستِیْسَه مو مِنمِنِیْ یُها هِه/
🥀
درد بی صُحُبی مو جدا هِه
بی عُرضَه کُلی تِه شهر ما هِه /
🕯
نُفرین خدا سِ بوْ فُلونی
وَرگری بِهی فاتَه بخونی
🥀
#سیرو_مختاران....#سها
🕯🥀
🎸شعر بهبهونی🎸
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
🏴 « #شیون بپا کنید » 🏴

🏴شیون بپا کنید که ماه محرم است ٬
ماه عزای سبط رسول مکرم /
🏴ماهی که ریخت خون عزیزان فاطمه ٬
ماهی که کار عرش و زمین جمله در هم است /
🏴شیون بپا کنید که گلزار مصطفی ٬
در شعله های آتش کین ِ دمادم است /
🏴بشنو به گوش جان که در آفاق سرمدی ٬
فریاد ناله های اسفناک آدم است /
🏴باید که خون گریست بر آن گلرخان سرخ ٬
تا خون به چشم عترت پاک و معظم است /
🏴برخیز و ناله کن ز غم شاهدان عشق ٬
کز سوز این عزا دل عالم پر از غم است /
🏴فریاد کن ز داغ شهیدان کربلا ٬
آه و فغان بر آ ٬ که جهان غرق ماتم است /
🏴دست عزا به سینه زن و نوحه ها بخوان ٬
کاین سوز نوحه با نفس غصه همدم است /
🏴بنوا نوای نای نی ات جانگدازتر٬
در پای این عزا که پر از جان عالم است /
🏴تا هست نام کربلا و محرم است ٬
نام حسین و کرببلا با محرم است /
🏴خواهی سها اگر که شفاعت کند تو را ٬
خون گریه کن که داغ حسین داغ اعظم است /
🏴🏴🏴
🏴🏴
#سیروس_مختاران...#سها

🎸شعر بهبهونی🎸
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni

#نیایش #صبحگاهی

پروردگارا !

کمکم کن با از خود گذشتگی در خدمتگزاری، نیاز دیگران را بر آرزوهای شخصی خود ارجح بدانم،

و نخست در رفع نیاز دیگران کوشا باشم،

میدانم که تو نیز نیازهای مرا برآورده خواهی ساخت

چرا که فقط در سایه عشق ورزیدن وهمدلی واحترام به حق دیگران است که میتوانم رشـــد کنم.

آمین

🎸شعر بهبهونی🎸
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
غزل-روضه
رزق روزسوم(حضرت رقیه سلام الله علیها)

می خواستم که در بغلم جاشوی،نشد
در این یتیم خانه،تو بابا شوی،نشد

دستان شمر،سَد شد و راه مرا گرفت
چون رود،خواستم که تو دریا شوی،نشد

ای بغض مانده بر سر نی،ماه خاکی ام
می خواستم که با گلویم واشوی،نشد

دردی به ساق پای من افتاده بی امان
می خواستم مسکِّن این پاشوی،نشد

می خواستم که در سفر شام،حائلی
مابین چشم حرمله و ما شوی،نشد

با اشک،خاک روی تو را شُستم ای پدر
تا آفتاب روشن فرداشوی،نشد

این لحظه های آخر عمری رسیدی و
می خواستم که دربغلم جاشوی،نشد

#علی_زارعی_رضایی
#رقیه
#امام_حسین
#محرم
#عاشورا
#شعرآیینی
#شعرعاشورایی
#غزل
#روضه
#خوزستان
#اهواز
#بهبهان

🎸شعر بهبهونی🎸
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مربی میپرسه بوی چی میاد ؟
بچه ها بجای اینکه بگن بوی ماه مهر میگن بوی آشغال 😂
عجب نسليه اين نسل جديد 😂😂

@behbehoni
#بهبهان😔
👆👆👆👆
تصویر قدیمی ازحرم امام #حسین(ع)

#ارسالی از اغا #میثم

@behbehoni

#نیایش #صبحگاهی

ﺧﺪﺍﻭﻧﺪﺍ...
ﺍﮔﺮ ﺩﺭ ﮐﺎﺭ ﺗﻮ ﭼﻮﻥ ﻭ ﭼﺮﺍ ﮐﺮﺩﻡ، ﺧﻄﺎ ﮐﺮﺩﻡ
ﻭ ﮔﺮ ﺩﺭ ﻧﺎﺍﻣﯿﺪﯼ، ﺗﮑﯿﻪ ﺟﺰ ﺑﺮﮐﺒﺮﯾﺎ ﮐﺮﺩﻡ، ﺧﻄﺎ ﮐﺮﺩﻡ

خدايم...
ﺍﮔﺮ ﺍﺳﻤﯽ ﺑﻪ ﺟﺰ ﺍﺳﻢ ﺗﻮ ﺁﻣﺪ ﺑﺮ ﺯﺑﺎﻧﻢ،
ﻣﻦ ﭘﺸﯿﻤﺎﻧﻢ
ﻭ ﮔﺮ ﺩﺭ ﻧﯿﮏ ﺭﻭﺯﯼ؛ ﻏﻔﻠﺖ ﺍﺯﺷﮑﺮ ﻭ ﺩﻋﺎ ﮐﺮﺩﻡ، ﺧﻄﺎ ﮐﺮﺩﻡ

بارالها...
ﺍﮔﺮ ﻟﻐﺰﯾﺪﻩ ﮔﺎﻫﯽ ﺫﺭﻩ ﺍﯼ ﭘﺎﯾﻢ، ﺑﺒﺨﺸﺎﯾﻢ
ﻭ ﮔﺮ ﺍﺯ ﻓﺮﺵ ﺯﯾﺮﻡ ﺍﻧﺪﮐﯽ ﭘﺎﺭﺍ ﻓﺮﺍ ﮐﺮﺩﻡ،
ﺧﻄﺎ ﮐﺮﺩﻡ

رحيما...
ﻣﻦ ﺁﻥ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﮔﻔﺘﻢ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺩﻳﺪﻡ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪﻡ
ﮐﻪ ﻋﺸﻖ ﺍﻭﻝ ﻭ ﺁﺧﺮ ﺗﻮﯾﯽ ﻋﺸﻖ ﺁﻓﺮﯾﻨﺎ،
ﻣﻦ ﺧﻄﺎ ﮐﺮدم


🎸شعر بهبهونی🎸
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni

السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت و بقی اللیل و النهار. السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین.

«کربلا، کعبه ی عشق است، قداست دارد»

قصیده ای عاشورایی، تامل برانگیز، متفاوت، تأثیرگذار و خواندنی از حاج خیرالله محمّدیان
👇👇👇👇👇👇👇
۱_ کربلا کعبه ی عشق
است، قداست دارد/قطعه ی ناب بهشت است که عزّت دارد

۲_ سرزمینی که شده امّ قرای عشّاق/ و به صد روضه و فردوس شرافت دارد

۳_ آستانی که سر فرش و سر عرش برین / از سر شوق بر او میل ارادت دارد

۴_جریانی که مکرّر شده نامش تکثیر/ بیشتر از همه جا حرمت و حشمت دارد

۵_ همه دانند که گودال رفیعش قلّه است/ و خداوند به این قلّه عنایت دارد

۶_ حرمی در صدف سینه ی خود گنجانده است/ که به صد کنگره در عرش کرامت دارد

۷_ آفتابی به دل شب زدگان تابانده است/ که بر آفاق جهان نور هدایت دارد

۸_ کربلا قصّه ی تلخی است که شیرین هم هست/ ماجرایی است که بسیار حکایت دارد:

۹_ جز جفا، جور و جنایت و خیانت، بی شک/ درس های دگری جنس بصیرت دارد

۱۰_ عشق و ایثار و فداکاری و اخلاص و وفا/ شرف و شور و شعف، شهد شهادت دارد

۱۱_ زخم تحریف در این واقعه از دشمن و دوست/ بس که خورده است، نیازی به مرمّت دارد

۱۲_ قال معصوم: «دوام العبر، استبصار» / اهل عبرت به یقین فیض درایت دارد

۱۳_ هر کجا ذکرحسین است و مرامش، بی شک/ کربلا باشد و آن جاست که حرمت دارد

۱۴_ «این حسین کیست که عالم همه دیوانه ی اوست؟»/ و در اقطار جهان این همه هیئت دارد؟

۱۵_ نهضتش مکتب سرخی است که درس عشق و/ غیرت و عزّت و ایثار و فتوّت دارد

۱۶_ آفرین بر گل اندیشه ی نورانی او/ روشنایی که طنین در ابدیت دارد

۱۷_ گرچه احیاگر آیین محمّد شده بود/ نو به نو نهضت او نامه ی دعوت دارد

۱۸_ بودن و ماندن و هر ثانیه تکثیر شدن/ خصلت اوست، به این قاعده عادت دارد

۱۹_ نازم آن کشتی نوحی که چنین بهر نجات/ این همه امنیت و وسعت و سرعت دارد

۲۰_ حبّذا یکّه امامی که به نام نامیش/ بابی از رحمت خود در دل جنّت دارد

۲۱_ تو مگر کیستی ای قبّه ی تو قبله ی عشق/که سراپرده ی تو این همه حشمت دارد؟

۲۲_ این چه مهری است که هر اهل دلی می بینم/ شوق دیدار تو از روی محبّت دارد

۲۳_ خونت از آینه ی دین خدا زنگ زدود/ کارت انگار به اعجاز شباهت دارد

۲۴- بانگ هیهات من الذلّه ات ای خون خدا/ تا ابد زین زبان هاست که عبرت دارد

۲۵_ جای آن است که جان ها به فدایت گردند / بس که گلبانگ کلام تو حلاوت دارد

۲۶_ باغ اندیشه ی تو سبزترین باغ خداست/ میوه هایی همه با طعم بصیرت دارد

۲۷_ من به فرهنگ تو ای نبض زمین می نازم/کز ازل تا به ابد چشمه ی حکمت دارد

۲۸_ خون جوشان تو در آن سوی دیوار سکوت/ دادخواهی است که گلبانگ عدالت دارد

۲۹_ ارتفاعی که گرفته است بشر، از سرتوست/ ورنه این سر به سر نی چه حکایت دارد؟

۳۰_ سفره ی عشق من از مهر خودت رنگین کن/ نان و حلوای ارادت به تو لذّت دارد

۳۱_ مهر تو در دل و جان همه کس شعله ور است/ بس که این نایره در سینه حرارت دارد

۳۲_ محفل ذکر عزایت که به هر جا برپاست/ التیامی است که از عشق روایت دارد

۳۳_ چه قدر بعد تو سردار به پا خواهد خاست/که به سر شوق رسیدن به شهادت دارد

۳۴_ چه قدر بعد تو آلاله شود پرپر دشت/ که به گل های تو در دشت اشارت دارد

۳۵_ چه قدر زخم که از داغ تو روید در دل/ و به دستان علمدار ارادت دارد

۳۶_ ای عزیزی که به سر شور حسینی داری/ دشمن از تیغ شعور است که وحشت دارد

۳۷_ هر که در بند شعور است نه دلبسته ی شور/ رهروی هست که مصباح هدایت دارد

۳۸_ شعر، آلوده به تحریف مکن ای شاعر/ که شعور از بد این ملغمه نفرت دارد

۳۹_ سیزده ساله کجا، حجله ی داماد کجا؟/ به خدا خواندن این نوحه کراهت دارد

۴۰_ او که احلی ز عسل داد جواب عمو/ روز محشر ز تو بسیار شکایت دارد

۴۱_ عمّه را هم صفت زشت «ستمکش» مپسند/ به خدا گفتن این حرف خجالت دارد

۴۲_ پاسداری که رسول است به ابلاغ قیام / و عقیله است و خطیبه است و بصیرت دارد

۴۳_ درس هایی که از این نهضت خونرنگ گرفت/متن هر خطبه ی او شد، که رسالت دارد

۴۴_ شعر بیمار و بد آهنگ و شل و وهن آلود/ گفتن و خواندن آن جای ملامت دارد

۴۵_ گوش کن شاعر دل سوخته و نوحه سرا/ خواندن شعر تو گه غصّه و محنت دارد

۴۶_ تن مده دست قضا و قدر و قسمت دهر/این تفکّر غلط و ننگ جهالت دارد

۴۷_ فکر جبری گری و تفدیه در مرثیه ها/ ریشه در باور اندیشه ی ظلمت دارد

۴۸_ خون اندیشه روان کن به رگ جان کلام سخنی گو که بگویند حقیقت دارد

۴۹_ نوحه آن است که در خدمت نهضت باشد/ غیر از این هرچه که باشد تب آفت دارد

۵۰_ گوش کن مرثیه خوان؛ این همه قلاّده مبند/ سگ نجس است به مدّاح چه نسبت دارد؟

۵۱_ جای سرباز نگو کلب حسینم، ذاکر/ وهن بس کن، صفت کلب قباحت دارد

۵۲_ او فدا گشت ک
ه ماها همه انسان

باشیم/بنده ی جهل شدن خفّت و ذلّت دارد

۵۳_ سینه زن غرق مکن در شط غفلت، ذاکر/ دست او گیر که این کار فضیلت دارد

۵۴_ تو بیا سینه زنان را به خدا دعوت کن/ راه آزادگی و عشق که قیمت دارد

۵۵_ یا مشو واسطه ی فیض به مجلس، مدّاح/ یا بگو آنچه درست است و حجّت دارد

۵۶_ « آتش زرق و ریا خرمن دین خواهد سوخت»/ رنگ تزویر برای تو خسارت دارد

۵۷_ بر تن ذاکر و مدّاح اباعبدالله/ صدق و اخلاص فقط زیور و زینت دارد

۵۸_ تو نیاز دل خود را ز اباالفضل بخواه/ مطمئن باش که او قصد اجابت دارد

۵۹_ یا از آن طفلک شش ماهه که در هرم عطش/ تشنه لب سوخت ولی میل طبابت دارد

۶۰_ دوستان؛ شعر من ار درد دلی داشت، فقط / حرف دلهای شما بود که حرمت دارد

۶۱_ ورنه من خاک کف پای عزادارانم/ تا نگویید که او قصد جسارت دارد
...........
۶۲_ ای حسینی که شفیعی و طبیبی، این جمع/ دردمند است و به درگاه تو حاجت دارد

۶۳_ روز محشر به سوی تک تکشان کن نظری /
کاین عزادار ز تو چشم شفاعت دارد

حاج #خیرالله_محمّدیان

تاریخ سرایش اولیه
۹ آبان ماه ۱۳۹۳
تاریخ بازپردازش
۱۲ مهرماه ۱۳۹۵

🎸شعر بهبهونی🎸
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
غزل–روضه
رزق روزچهارم(فرزندان زینب کبریٰ سلام الله علیها)

از من،دوچشم مانده به در را قبول کن
اشکی نمانده،خون جگر را قبول کن

فردا که می رود سر تو روی نیزه ها
دنبال خود به نیزه،دو سر را قبول کن

زینب به جز حسین،چه می خواهد از خدا
این انقطاع و شور و شرر را قبول کن

حالا که جای جعفر طیّار خالی است
از نسل او بیا دو قمر را قبول کن

حالا که می روی و مراهم نمی بری
این یادگارِ وقت سفر را قبول کن

من شانه کرده ام سرشان را به دست خود
شهباز من! دو شانه به سر را قبول کن

این ها اگرچه اکبر و اصغر نمی شوند
اما بیا و این دو پسر را قبول کن
#علی_زارعی_رضایی
#شعرعاشورایی
#شعرآیینی
#غزل
#زینب_کبری
#حضرت_زینب
#فرزندان_زینب
#یاحسین
#خوزستان
#اهواز
#بهبهان

🎸شعر بهبهونی🎸
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
▪️🔳▪️
#شکوه #تاریخ

شِکوه ی تاریخ ،بسیار َاست از بیدادها
سینه ای لَبریز دارد، زآتشین فریادها

این خبرپَردازِ دیرین ،در گذرگاهِ زمان
خون نگاری کرده در ،بسیاری از رُخدادها

روی گردانَ ست از خودکامِگانِ فِتنه جو
مُنزجر از حاکمانِ جُور و اِستبدادها

گاه از بیدادِ فرعونَ است بَر موسی خِجل
گاه نفرین می کند ،بر سیرتِ شدّادها

شرم دارد از بَیانِ ماجرای رنجِ نوح
سخت بیزارَ است از قومِ ثمود و عادها

در نخستین زآنچه از قابیل بر هابیل رفت
طرحِ نوپای عداوت اَفکنَد بنیادها

تا جهان بوده ست و این بوده ست کز نامَردُمان
می رسد بر صاحبانِ زور و زَر اِمدادها

حق میان تنگنای جُورِ باطل منزوی
در سیَه چالِ سِتم زندانیَند آزادها

می نِهد نَمرود ابراهیم را بر منجنیق
تا به نارِ کین دهد خاکسترش بَر بادها

خونِ یحیی را میانِ تَشت میریزند چون
جُرمِ یحیایِ نبی نهیَ است از اِفسادها

حقّ و باطل بوده در هر عصر و دوران در ستیز
رادمردان جان و سر دادند بر میعادها

روزگاران در خود از این ظلم ،سنگین تر ندید
زآنچه بر آلِ محمّد(ص) رفت از بیدادها

تا قیامت قصّه ی مظلومیِ آلِ عَبا
زنده می ماند به همراهِ زمان در یادها

نازنین رویان زهرا(س) را زِتن سر می بُرند
افکنَند از پایِ در خون قامتِ شمشادها

بَهرِ قتل یک تنِ تنها میانِ قتلِگاه
پیش می تازند چون درندّگان جلادّها

دین به دنیادادِگان در اشتیاقِ مُلکِ رِی
می کنند اجرای فرمانِ حرامی زادها

مرگ بر قدّاره بندان ، ننگ و نفرین بر یزید
زنده باد آزادمردی از حُسین(ع) در یادها

تن به ایثار و شهادت می دَهد مولای ما
تا شکوفانَد گلِ بیرنگِ استعدادها

آنچه ما آموختیم از مکتب سرُخ حسین(ع)
هیچ دانشجو فرا نگرفت از اُستادها

سروَرِ آزادمردان با قیامِ کربلا
بر بُلندای قُرون زد پرچمِ اِرشادها

یعنی ای انسان نباید رفت زیرِ بارِ ظُلم
خصلتِ ذلّت پذیری نیست خویِ رادها

ای مسلمان تا توانی با ستم پیکار کُن
بَرکَنَ از بُن ریشه ی طلقِ ستم بُنیادها

آنکه در اِحیای حق شهدِ شهادت می چَشد
فانی فِی الله ست ، با مرگش بُوَد میلادها

زنده یاد #عبدالحسین_عتیق

🎸شعر بهبهونی🎸
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni

#نیایش #صبحگاهی

مهربان خدای من
بهترین درسها را در زمان سختی آموختم
و دانستم صبور بودن با تمام سختی اش یک ایمان است و در نهایت حلاوت شیرینی دارد و خویشتن داری یک عبادت،
فهمیدم ناکامی به معنای تاخیر است،
نه شکست و خندیدن یک نیایش است
و انتقال حال خوب به دیگران،

فهمیدم جز به تو نمی توان امید داشت
و جز با عشق به تو نمی توان زندگی کرد،
‎دریافتم که همه چیز فقط به دست ذات مقدس توست.

«پروردگارا ما را در پناه خود قرار بده»

آمین

🎸شعر بهبهونی🎸
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni