🎸شعر بهبهونی🎸
1.57K subscribers
2.2K photos
253 videos
59 files
2.11K links
🎸شعر بهبهونی🎸

همراهان گرامی جهت انتقاد و پیشنهاد
یا ارسال👇👇
#اشعار_بهبهانی
#ترانه_های_محلی
#داستان_ها و #ضرب_المثل_های #بهبهانی #عکس_مناظر_بهبهان
به آی دی زیر ما را
در بهتر شدن یاری دهید👇👇
@Azadeh31
Download Telegram
🌸••❀•°🌸°•❀••
••❀•°🌸°•❀••
❀•°🌸°•❀••
•°🌸°•❀••
🌸°•❀••
°•❀••

#غزل
#صحرا بِشیم

یارک جونی بیو تا هَر دومُه صَحرا بِشیم
🌼
هَر دومُه صحرا مثالِ مردُم دنیا بِشیم

روز عیدندی باهارِندی بیو بی دَغدِغَه
🌼
اَتِ صَحرای سوزوخَش می وامق وعَذرابشیم

چِشمه ها می چشم مُهی دومنِ کُه می بهشت
🌼
گی اُشینیم وَرگِ چشمه گی اَ کُه بالا بشیم

تو وُبَه لیلی که خُم مجنونتَم دلدارِکَم

حَرفِ هیشکَس نشنفیم اَصلاً،خومُه صحرابشیم
🌼
اونجِکَه هی واگروزهَ اَ پسِ شاخه گُلا

مه بیَم بِت بیَنم و بَعدِش اَهَمّی جا بِشیم

گی بریزیم اُو تِ ری یَی گی اُشینیم جُفت یی
🌼
گی سه شوخی هر یکی مه یَه کِری تینابِشیم

گی بِشیم منصوریَه گی گَرمز و گی تنگ تکو

گی اَ خیر آباد وگی بُرج بمون آقا بِشیم
🌼
#محمد_حسین_مرتب
°•❀••
🌸°•❀••
•°🌸°•❀••
❀•°🌸°•❀••
••❀•°🌸°•❀••
🌸••❀•°🌸°•❀••
🎸شعر بهبهونی🎸
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
من هرجایی غلط رفتم
تو راهم رو عوض کردی
به خوبیت عادتم دادی
نمیشه ساده برگردی...

شاعر : 👇👇
#مهرداد_مجذوب
طراح :👇
#آزاده
@behbehoni
💕🕊💕🕊
🕊💕🕊
💕🕊
🕊

#غزل
#دورت_بگردَم

(این شعر رو استاد برای دوست مهربان ، یار تنهایی ها #فرامز_سدهی سرودن)


روز و شو تا جُونمه مَسّ خيالت شسه يم دورت بگردم
اُرزمند لو شِري و چشم كالت شسه يم دورت بگردم

دل اگر دايم تقلا ميكُه سي تو ، نِيدلي رن وايمندي
قبلمندي رِي وِري بُرگ هِلالت شسه يم دورت بگردم

مرغكِ دل ره سراغ دون ی خالت اسير زلفت بُی
داغ دل سي خال و سي قد شلالت شسه يم دورت بگردم

كفر زلفت بُردشن ايمون هرچي مومن با اعتقاته
مي مه تينا مفتـلايِ غِفت طالِت شسه يم دورت بگردم

وَختي مِي باد شمال وِر ملّه ي پَر ميكُتي دل تازه و خش
بعد يه عمري هني ري ور شمالِت شسه يم دورت بگردم

وخت پيري هم بلُي عشق تو تش ميزه ت جون عاشقونت
مثل دورون جــووني دل بلالت شسه يم دورت بگردم

خُم ميدونم ديتنت تا روز محشر هم نصيب ما نه ومبو
بيخودي دلخش ا سي روز محالت شسه يم دورت بگردم

رهته و ميدو فريدو تا هني هم سيت مرتب دلكبابي
تا نگه بعد تو بي ياد و خيالت شسه يم دورت بگردم

#محمد_حسین_مرتب
💕
🕊💕
💕🕊💕 ‌‎‌‎
🕊💕🕊💕
🎸شعر بهبهونی🎸
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni

#نیایش

پروردگارم ...

شکوفایی روزت را سپاس می گویم
که تاریکی شب را پایان می بخشد
و تاریکی شب را نظاره گرم که هیاهوی روز
را سرانجام است؛
در این میان این "من" هستم که بالا میروم؛
پایین می آیم ؛
خوشحال و غمگین می شوم؛
تهی و سرشار می شوم و باز ...
همان می شوم که بودم،
پروردگارم بندگی ام را بپذیر.
با یه بغل هوای تازه.

🎸شعر بهبهونی🎸
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
••❀•°✿°•❀••❀•°✿°•❀••
••❀•°✿°•❀••❀•°✿°•❀••
••❀•°✿°•❀••❀•°✿°•❀••
••❀•°✿°•❀••❀•°✿°•❀••

دل آيت تشنگي و دريا چشمت
خورشيد خلاصه تو اما چشمت
••❀•°✿°•❀••
••❀•°✿°•❀••
هنگام طوافت عشق فريادكشيد
لا حول و لا قوة الا چشمت

دکتر #حجت_الله_جانبي

••❀•°✿°•❀••❀•°✿°•❀••
••❀•°✿°•❀••❀•°✿°•❀••
••❀•°✿°•❀••❀•°✿°•❀••
••❀•°✿°•❀••❀•°✿°•❀••

🎸شعر بهبهونی🎸
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni


#نیایش

الهی !

"بود" من، بر من تاوان است،
تو یک بار، "بود" خود بر من تابان!

الهی !

معصیت من، بر من گران است،
تو رود "جود" خود بر من باران!

الهی !

"جرم" من، زیر "حلم" تو پنهان است،
تو پرده ی "عفو" خود، بر من گستران

آمین

🎸شعر بهبهونی🎸
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
🌺🌺🌺
🌺🌺
🌺🌺
🌺
🌺
دسِ کم هر ماه مبینم یه دو پِر، خو بیبهو
نقرهی ومبو خیالم، طَهر مهتو بیبهو
🌼
سردسیرِی بو محبت نی، گل اَفتوپرَس
کربونِ اَفتوفِ داغِ داغِ شرتو بیبهو
🌸
اَی بهشتِ ی یَه دو در بو، یَه دریش مُل حوریان
یَه دریشم وازُبیده طرفِ سغلو بیبهو
🌼
بونه می کُه دل، سه اِشکفتِ آخوند و چل گزی
تش تِه لارم نی وُ هسَّـم هر سعَت تُو بیبهو
🌸
برف و یخ سردی نمَهره، شهر دلسردی کرج
نِی دلی رن دل، سه بادِ گرم و اَفتو بیبهو
🌼
آصفی! یادت بخیر و شعرخوب مح شفی
( هرکجا بم آخرِی هشتم گرو نُه بیبهو )
🌸
#عباس_سلطانی
🌺
🌺
🌺🌺
🌺🌺
🌺🌺🌺

🎸شعر بهبهونی🎸
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni

#نیایش

الهی! یكتای بی‌همتایی، قیّوم توانایی، بر همه چیز بینایی، در همه حال دانایی،
از عیب مصفّایی، از شریك مبرّایی.

الهی! تو آنی كه از احاطت اوهام بیرونی،
و از ادراك عقل مصونی، نه مُدرَك عیونی، كارساز هر مفتونی، و شادساز هر محزونی،
در حكم، بی‌چرا، و در ذات بی‌چند، و در صفات بی‌چونی.

الهی! در جلال، رحمانی، در كمال، سبحانی، نه محتاج زمانی، و نه آرزومند مكانی، نه كسی به تو ماند، و نه به كسی مانی، پیداست كه در میان جانی، بلكه جان زنده به چیزی است كه تو آنی.

الهی! یكتای بی‌همتایی، قیّوم توانایی، بر همه چیز بینایی، در همه حال دانایی، از عیب مصفّایی، از شریك مبرّایی، اصل هر دوایی، داروی دلهایی، شاهنشاه فرمانفرمایی، معزّز به تاج كبریایی، مسندنشین استغنایی،
به تو رسد ملك خدایی.

الهی! نام تو، ما را جواز، مهر تو، ما را جهاز، شناخت تو، ما را امان، لطف تو، ما را عیان.

الهی! مرا آن ده که مرا آن به.

آمین

🎸شعر بهبهونی🎸
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
※宲會 🥀 會宲※
نمیدونم این حال و روزِ خراب
میخواد تا چه روزی وَبالم بِشه
چه روزایی بعدِ تو میخواد بیاد
که پاییز میخواد شرحِ حالَم بشِه
※宲會 🥀 會宲※
من از وقت تنها شدن بعد تو
صدایِ سکوتَم رو فریاد زدم
من حتی تو بارونِ اشکِ خودم
یه وقتایی رویِ خودم داد زدم
※宲會 🥀 會宲※
باید تو نبود نفس های تو
به گرمای شومینه عادت کنم
از اون روز که گفتی خداحافظت
به یک شهر باید حسادت کنم
※宲會 🥀 會宲※
اگه بعدِ من بغُضِ تو بشکنه
اگه بیقرارِ نَفَس هام بشِی
میتونی دوباره شروعَم کنی
اگه روزی از بی کسَی خسته شی
※宲會 🥀 會宲※
به من فُرصَتِ زنده بودن بده
خودت من رو تو بَرزَخ اَنداختی
دوباره نجاتَم بده با یه حرف
از این خوابِ تلخی که تو ساختی
※宲會 🥀 會宲※
میتونی بِمونی و وابسته شی
به من به هیاهویِ دور و بَرم
میتونی بخونی تو چشمایِ مَن
که از کل این شهر عاشِق ترم
※宲會 🥀 會宲※
#مهرداد_مجذوب
#نجات
※宲會 🥀 會宲※

🎸شعر بهبهونی🎸
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni

#نیایش

خدای من...
خواندمت، پاسخم گفتی؛
از تو خواستم، عطایم کردی؛
به سوی تو آمدم، آغوش رحمت گشودی؛
به تو تکیه کردم، نجاتم دادی؛
به تو پناه آوردم، کفایتم کردی؛
خدایا!....
از خیمه‌گاه رحمتت بیرونمان نکن.
از آستان مهرت نومیدمان مساز .
آرزوها و انتظارهایمان را به حرمان مکشان.
از درگاه خویشت ما را مران.
خدای من!....
چگونه ناامید باشم، در حالی که تو امید منی!
چگونه سستی بگیرم، چگونه خواری پذیرم
که تو تکیه‌گاه منی!
ای آنکه با کمال زیبایی و نورانیت خویش،
آنچنان تجلی کرده‌ای که عظمتت بر تمامی ما سایه افکنده
نگاه خود را از ما مگیر...

آمین

🎸شعر بهبهونی🎸
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
🌸••❀•°🌸°•❀••
••❀•°🌸°•❀••
❀•°🌸°•❀••
•°🌸°•❀••
🌸°•❀••
°•❀••
لبم به شوق تو امشب، دوباره زمزمه سازاست
پر از ترنّم باران ، پر از ترانه ی راز است
🌸
در اشتیاق نگاهت ، در این شبانه ی غربت
تمام رگ رگ جانم ، گدازه های نیاز است
🌸
در این هجوم خزانی، تویی که مثل بهاران
دری زخلوت باران ، همیشه رو به تو بازاست
🌸
بگو چگونه برآیم، به بی کرانه ی آبی؟
چنین که بی پروبالم ، و راه دورودراز است
🌸
کرامتی کن و دل را، دچار بزم غمت کن
که دل سرای نیاز و، غمت الهه ی نازاست
🌸
به گل ترانه ی دیگر ، به شور و زمزمه واکن
لبی که وصف غمت را ،همیشه زمزمه سازاست
🌸
به یاد نم نم شوقت، به باغ تشنه ی جانم
شبم به زمزمه روشن، دلم به سوز و گداز است
🌸
خوشا ترّنم مستان ، در این بهار گل افشان
خوشا دلی که بهارش ، نسیم گلشن راز است
🌸
مگو که غرق گناهم ، مبین به روز سیاهم
که آفتاب نگاهش ، همیشه بنده نواز است
🌸
#حمدالله_رجایی_بهبهانی
زمستان 87
°•❀••
🌸°•❀••
•°🌸°•❀••
❀•°🌸°•❀••
••❀•°🌸°•❀••
🌸••❀•°🌸°•❀••
🎸شعر بهبهونی🎸
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
#قدم_زدن
خواننده : #قاسم_عرفاني
ملودي : قاسم عرفاني
تنظيم وگيتار : #پرويز_جليلي
ترانه : #فرهاد_باج
ميكس و مستر : #نواب_جليل

@behbehoni
Audio
#قدم_زدن
خواننده : #قاسم_عرفاني
ملودي : قاسم عرفاني
تنظيم وگيتار : #پرويز_جليلي
ترانه : #فرهاد_باج
ميكس و مستر : #نواب_جليل

@behbehoni
🔵 کانال اطلاع رسانی هنرمندان بهبهان زیر مجموعه پایگاه خبری عصر بهبهان راه اندازی شد .

در این کانال قرار است مشکلات و دغدغه های هنرمندان، هنر جویان و علاقه مندان به هنر را مورد بررسی و انعکاس قرار دهیم.

لطفا برای ارتباط با ادمین کانال به آدرس زیر پیام دهید .
@Sadaaaatt

🔻🔻 کانال هنرمندان بهبهان :

🆔 @behhonar

#نیایش

خـــــدایا ...

تو را سپاس که زیبایی‌های آفرینش را ،
برای ما برگزیدی و
مواهب پاک خود را،
به سویمان روان داشتی ...

سپاس تو را که درِ تمامی نیازهای ما
را از غیر خود ببستی.

مهــــربانا ...

دستان نیازمندمان خالی به سویت بلند شده
آنها را از نعمت، رحمت و لطفت پر کن ...

دل ناآراممان را آرام کن ای آرامش دهنده‌
دلهای بیقرار
گرفتاریهای ما را برطرف بفرما
و نور ایمانت را در قلب ما منور بفرما،

ما را زیر سایه خودت قرار ده و باران
رحمتت را بر ما ببار...

آمین

🎸شعر بهبهونی🎸
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
⭐️⭐️⭐️
#ستاره_سهیل

به مناسبت ۱۵ شهریور و طلوع ستاره «سهیل» که نشان از تغییرات آب و هوایی و پایان #تابستان است، مطلب زیر را به دوستان علاقه مند به فرهنگ و ادبیات عامه تقدیم می کنم:

ستاره سهیل از روشن ترین ستاره های #صورت_فلکی است که در نواحی جنوبی ایران و در مواقع محدودی از سال مشاهده می شود. از این رو نماد «کم پیدایی و دیرپیدایی» است.

این ستاره پانزده شهریور ابتدا از سمت یمن و سپس هفده شهریور از سمت فارس طلوع می کند و نشان از تغییرات آب و هوایی و کم شدن شدت گرمای تابستان دارد.

معمولا همزمان با آن ابر و باد همراه با مقداری سر و صدا آسمان منطقه را فرا می گیرد که قدیمی ها به این حالت اصطلاحا "غُرّ و پُف " سهیل می گفتند.
بعداز طلوع ستاره ی سهیل و کاسته شدن شدت گرما، بهبهانی ها اصطلاحا می گویند: «تَک گرما اِشکسّه».

در زمانهای قدیم طلوع این ستاره برای مردم محلّی اهمیّت بسیاری داشت:
چوپانان و گله داران قبل از طلوع آن، مقداری خاک را در چاله ای جمع آوری می کردند تا در زمان طلوع، نور سهیل به آن برسد، بعد آن خاک را به روی دامها و حتی لباس فرزندان خود می پاشیدند به نیت این که سالم باشند و از بیماریها حفظ شوند و تولید نسل کنند.
دبّاغان پوست دباغی شده را در مکانی در معرض نور این ستاره قرار می دادند تا سهیل به آن بتابد و آن پوست قیمتی و مرغوب شود.

کشاورزان و باغبانان
برای کاشت بعضی از محصولات خود دست به کار می شدند و به همدیگر می گفتند:
«سهیل که زد در یمن /
بَند قبات سِفت ببَن»
یعنی آماده کار شو.

در ادبیات عامیانه مردم بهبهان داستانی است به نام «پروین و سهیل» که این دو خواهر یکدیگر هستند و هر کدام هفت دختر دارند.

در زمان بروز قحطی با هم قرار می گذارند که برای زنده ماندن خود، هر کدام به نوبت یکی از دختران خود را قربانی کند و گوشت او را دو نیمه کند، نیمی را برای مصرف خود نگه دارد و نیم دیگر را برای خواهرش بفرستد.
سهیل در روز اول این کار را می کند اما روز بعد، پروین به جای کشتن یکی از دختران خود، همان نیمه ارسالی سهیل را برایش می فرستد.
او در روزهای بعد هم این کار را تکرار می کند تا اینکه همه ی فرزندان سهیل قربانی می شوند و دختران پروین زنده می مانند. اکنون اگر ستاره سهیل تنهاست و ستارگان پروین هفت تا هستند، به این دلیل است.

شعرا نیز در اشعار خود از این ستاره نام برده اند. از جمله ابیات زیبایی که در آن به ستاره سهیل اشاره شده، دو بیتی های زیر است:

«همه عالم به یک مویت نیرزد /
تمام مُشک چین بویت نیرزد

سهیل و آفتاب و ماه تابان /
به یک نَظّاره ی رویت نیرزد»
⭐️⭐️
سهیل اندر یمن بلغار سوزد /
دل من در فراق یار سوزد
سهیل اندر یمن سالی به یکبار /
دل من ساعتی صدبار سوزد
⭐️⭐️
اما از آن زیباتر شعر و ماجرای #میرزا_شوقی بهبهانی، شاعر عصر قاجاری و معاصر ناصرالدین شاه قاجار است که در آن به یک اعتقاد قدیمی هم اشاره کرده است. اعتقادی که با تابش ستاره سهیل به درختان میوه از جمله درخت سیب، سیب ها رنگ می گیرند و از خامی به پختگی می رسند و شیرین می شوند.

البته میرزا شوقی بهبهانی شعر را بعد از چوب خوردن و جاری شدن حدّ شرعی از دست مأموران و متصدّیان به حکم آیت الله العظمی آقا سید اسماعیل بهبهانی (مجتهد عصر و پدر آیت الله العظمی سید عبدالله بهبهانی رهبر مشروطه) و در پاسخ کسانی که او را دست انداخته بودند، سروده بود. دلیل چوب خوردنش هم سرودن بیتی بود که در آن نوعی اغراق به کار رفته و ادّعای «دیدن خداوند» شده بود.
شوقی در آن بیت گفته بود:

«چو شوقی به خود بنگریدی به شور/
بدید آنچه موسی ندیدی به طور»

یعنی من در حالت مستی و سُکر عارفانه ام، خداوند را دیدم در حالی که طبق اعتقادات دینی و نص صریح آیات قرآنی هیچ چشمی نمی تواند خداوند را ببیند «لا تبصرالابصار و هو یبصر الابصار» و حضرت موسی (ع) نیز در کوه طور با همه اصراری که داشت، نتوانست خداوند را مشاهده کند.

به هر حال این بیت وقتی به گوش آقا سید اسماعیل بهبهانی مرجع و مجتهد عصر رسید، گفت :
این بیت غلوّ است و گوینده اش مستحق مجازات و اجرای حدّ شرعی است و باید شوقی تنبیه شود تا دیگر از این ابیات غلو گونه نگوید و ادعای دیدن خدا نکند و در نتیجه با اعتقادات دینی بازی نکند. لذا دستور به اجرای حکم داد و متصدیان امور، میرزا شوقی را فلک کردند و آماده چوب زدن شدند.
میرزا شوقی وقتی خود را در معرض مجازات دید، فی البداهه و با زیرکی بیت را تغییر داد و گفت من اشتباه کردم و اکنون می گویم:

«چو شوقی به خود بنگریدی به شور/
ندید آنچه موسی بدیدی به طور»

(مجموعه اشعار و شرح احوال و نقد آثار میرزا شوقی بهبهانی، تألیف #خیرالله_محمدیان، انتشارات اندیشه کهن، تهران ، چاپ دوم خرداد ۱۳۸۶ ص ۵۷
. . . اما مجتهد عصر که میانه خوبی با میرزا شوقی نداشت و چندین بار با او چالش پیدا کرده بود
(ازجمله در موضوع آب انبار و سرودن شعر معروف: آب انبار ی بنا نهاده/ لعنت به بنا و بانی وی....)،
عذر شوقی را نپذیرفت. کار از کار گذشته بود و حکم باید اجرا می شد که شد.
میرزا شوقی پس از این ماجرا مورد تمسخر رقیبان خود و هدف تیر طاعنان قرار گرفت و به خاطر نجات از طعنه و کنایه دوستان دو بیت معروف زیر را سرود:

«با مجتهد شرع کسی جنگ ندارد/
چوبی که به شوقی بزند ننگ ندارد

آقا چو سهیل یمنی، شوقی چون سیب/
سیبی که سهیلش نزند رنگ ندارد»
(همان ص ۴۹)

در این دو بیت، شوقی چوب خوردن از دست مرجع تقلید را مایه افتخار و لازمه رشد و تکامل و ارزش و اعتبار خود می داند و می گوید همانطور که تا نور ستاره سهیل به سیب نتابد، از سبزی و خامی به زردی و پختگی نمی رسد، من هم بدون عنایت آیت الله آقا سید اسماعیل بهبهانی ارزش پیدا نمی کنم.

#خیرالله_محمدیان
۱۵شهریور ۱۳۹۵

🎸شعر بهبهونی🎸
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
💓🕊💓🕊💓🕊💓ه
🕊ه 💕
💓ه 💕
🕊ه 💕
💓ه 💕

دو چشم مس و کالت داد و بی داد
و شو زلف شلالت داد و بی داد
💕💕
تو رهته بی تو غربت شس ته جونم
غریب ماه و سالت داد و بی داد
💕💕
#فرامرز_سدهی

💓 💕
🕊 💕
💓 💕
🕊 💕
💓🕊💓🕊💓🕊💓

🎸شعر بهبهونی🎸
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
٣٠# #سي

شعر و صدا : #رضا_عيوضيان

تهیه کننده موسيقي : #نواب_جليل

@behbehoni
¯\_(ツ)_/¯