🎸شعر بهبهونی🎸
1.57K subscribers
2.2K photos
253 videos
59 files
2.11K links
🎸شعر بهبهونی🎸

همراهان گرامی جهت انتقاد و پیشنهاد
یا ارسال👇👇
#اشعار_بهبهانی
#ترانه_های_محلی
#داستان_ها و #ضرب_المثل_های #بهبهانی #عکس_مناظر_بهبهان
به آی دی زیر ما را
در بهتر شدن یاری دهید👇👇
@Azadeh31
Download Telegram
🎸شعر بهبهونی🎸
#فرهنگ #شفاهی *ماه رمضان در بهبهان* یکی از مراسم ویژه ی شب های ماه مبارک رمضان ، مراسم شب بیست و هفتم این ماه است که به آن *"هف مجتو"* گویند 💜💛💙💚 در فرهنگ سنتی ما، زنان و دختران در این شب اغلب به…
🌙🌙🌙
#فرهنگ #شفاهی
( #آداب_و_رسوم، #باورها،
#ضرب_المثل_ها و...) در بهبهان

"اصطلاحات رمضانی"

زبان با فرهنگ ارتباط مستقیم دارد و با بررسی همین ارتباط مستقیم، می توان به نقش و تاثیر زبان، در مطالعات فرهنگی پی برد.

در ادب عامه، زبان محاوره اهمیت دارد تا جایی که گاهی سرعت تحول این زبان متناسب با تحول زندگی مردم می شود.

سازندگان، رواج دهندگان و کاربران زبان محاوره، خرده فرهنگ ها و گروه های مردم هستند.

رمضان یکی از ماه هایی است که به دلیل فرهنگ خاص، دارای اصطلاحات و واژگان تاثیرگذار در هر زبان و گویش است که در اینجا به پاره ای از این موارد اشاره می شود:

*آبستنها:

این واژه مخفف جمله ی (آب است تنها) است و به معنی "فقط فرصت نوشیدن آب" می باشد.
این اصطلاح در بهبهان در سحرگاهان به سحرخیزان اعلام می شود تا بدانند فرصت زیادی تا اذان صبح نمانده و نمی توانند دیگر سحری بخورند و آخرین مهلت برای نوشیدن آب است.

*سِ کَم مِ یَی:

اگر ماه رمضان 29روزه باشد به آن "س کم م یی" می گویند و اگر این ماه قمری 30 روزه باشد "سی پر"
می گویند.

*دُعِی سِرِ شُوم:

منظور دعای افتتاح است که در اول شب های ماه رمضان خوانده می شود.

*دُعِی سحر:
منظور دعای مخصوص سحرگاه است.

*تِروزی میزوُ:

"تروزی میزو / ترازو و میزان " نام ستارگانی است که مبنای بیداری سحرگاهان و خوردن سحری قرار می گیرند.

زمان بیداری در سحر بر اساس جایگاه این ستارگان نسبت به خط الراس بود. این ستاره ها متشکل از ستارگان "دُبِّ اکبر و دُبِ اصغر" هستند که به صورت عمودی و افقی قرارمی گیرند.

این ستاره ها از سه ستاره ی بزرگ در بالا و سه ستاره ی کوچک تشکیل شده که مدار حرکت آن ها از مشرق به مغرب است.

زمانی که این ستاره ها یک سوم آسمان را طی کنند موقع پختن غذای سحری است و وقتی دو سوم آسمان را بپیمایند وقت خوردن سحری است و با ناپدید شدن ستاره ها سحر فرامی رسد و از خوردن دست می کشند.

کنون که خور به ترازو رسید و آمد تیر
شدند راست شب و روز چون ترازو و تیر "معزّی"

#حاجیه #فرخنده_نشاتی


🍷شعر بهبهونی🍷
انتقاد وپیشنهادات خود را به
آی دی های زیر بفرستید👇👇
@Azadeh31
@Ehhhsssan
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
#ماجرای #جذاب #تلویزیون
📺
#قسمت_سوم
📺

.... جعبه ی سحرآمیز کم‌ کم داشت معضلی می شد برای دین و مذهب . برای اخلاق و معنویت .


از پاسخ سرد آخوند محله به سلام #حاجی فتی حدس می زدی که انگار فساد تلویزیون به خانه ی حاجی هم رسیده .

از متلک پرانی شیخ ٬ می فهمیدی که خیلی ها ٫ دل به تلویزیون داده اند : حوجی ! انگر علم یزید سر بو ته !!!
و آنقدر ادامه دهد ٬ که اهل محل ٫ عرق شرم را ٫ بارها و بارها ٫ بر پیشانی حاجی ببینند و علم یزید را از نفرین خود محروم نکنند : بر هر کی علم یزید تو خونه شو نعلت . بگو بیش باد .


تا ذی الحجه برسد و با اعلام قبلی گوینده ی تلویزیون #زنو دسته دسته بیایند و با چشمان خود ببینند مراسم حج و خانه ی خدا را . و بشنوند صدای لبیک لبیک زائران مسلمان را و بزرگوارانه ! اعتراف کنند : یه چی یه خوبیش هم هه .

اما شیخ تسلیم نمی شود : یاهانه خوبی . مه چی یه بده میگم .

تا به دعوت حاجی برای تماشای یک شب تلویزیون ٫ حتی با کشتن مرغکی و صرف شام ٫ اعتنایی نکند : کر بلکی نون و اووت هم مکروهی بو . میتت گناهبارم بکنه ؟!!!

تا بیشتر از پیش به اقوام تلویزیون لعنت کند : اوشو که مفروشنن . اوشو که مخرن . اوشو که گیره مکنن . اوشو که سیله مکنن ........



تا حاجی با فرارسیدن ماه محرم ٫ به دوگانگی و دوراهی بیمناکی برسد میان برپایی عزای حسین یا برجایی علم یزید .

انتخابی سخت و دشوار

تا بچه ها نگران شوند و دلهایشان به
#پرکان_پرکان افتد برای تعیین نتیجه ی تصمیم گیری مهم اخولوها و حاجی ها : په چه ومبو ؟ په چه بکنیم ؟


تا بی بی ها و داداها #چپ_و_کری کنند . شور کنند .
به التماس بچه ها اعتنا نکنند و تصمیم جدیدی بگیرند :
تو ماه محرم ٫ علم یزید موخونیم کف بو .


تا مخالفت اخولو ٫ شادی بچه ها را همراه داشته باشد . دست بزنند و #هورا بکشند : هورووووووووووو
هیییییریییوووووووووو

تا حاجی خوشحال شود از یافتن راه سوم و به احساس زرنگی دست یابد در کسب ثواب دنیا و آخرت .

بخصوص که با گذار از محرم و فرارسیدن ماه صفر ٬ حاجی باید روضه خوانی هر ساله اش را برگزار کند و از حالا به گوش اش رسانده اند که خیلی از روضه روهای پروپاقرص ٫ همقسم شده اند تا پایشان را به خانه ای ننهند که بر بام اش ٫ علم یزید واداشته باشند .
شوخی نیست .
مگر می شود بساط منبر و روضه ی امام حسین در حیاط گسترده باشد و علم یزید ٫ #سفید_و_براق_و_خار_خارو بر فسیل بام ٫ به
#طهمرک نگاهمان کند !!!؟

پس آنقدر جوانهای فامیل ٫ آنتن را خواباندند و سرپا کردند تا دیگر نیازی به آمدن شایی نباشد .

گویا حضرت شیخ هم به این راه حل رضایت داده بود : چاره چنن ؟ روضه اباعبدلا نبهد تعطیل وبو .

هر چند بسیاری از متعصبین ٬ هنوز گفتگو با حاجی را مکروه می دانستند : مکه ی نه حلالی .

تا اخولو هنوز منفور باشد : محرم و صفر رسس و ایش علم یزید نخونیده .

تا عم رسول ٬ شجاعانه ٫ وسط محله بگوید : والله مم چن شو سیل کرده و چی بدی م ندیته .
تا پیرمردها چنان به او یورش برند که دیگر جرات حرف زدنهایی اینچنین را در خود نیابد .

تا #شگری که هر پسین ٫ شایی را #پویسری می کرد و فردایش خبر از خرید تلویزیون و نصب آنتن یزید ٬ در محلات دور و نزدیک را می داد ٫ دست از تعقیب و دلخوشی بردارد .

تا #آ_بی_بی خانه نشین و #لهم خبر دهد که به چشم خود دیده و با گوشهایش شنیده : شب عاشورا از تلویزیون ٫ نوحه خوانی پخش شده .
و قسم به جده ی سادات بخورد : حتی بهمراه تلویزیون ٫ سینه زنی هم کرده .
و بالاتر ازآن : حتی اشکی هم ریخته .

و چه بسیار بشنود : مه ومبو !!!؟ .........

ادامه دارد

#محمود_دهدشتی_اخوان
۲۵/ فروردین / ۱۳۹۶
📺 📺

🍷شعر بهبهونی🍷
انتقاد وپیشنهادات خود را به
آی دی های زیر بفرستید👇👇
@Azadeh31
@Ehhhsssan
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
#سراج_آسمانی

🌷 افق از طلعت‌ روی حسن امشب فروزان است ٬
که او در ساحت عرش الهی ماه تابان است /

🌷 سراجی کز ازل گویی فروغش آسمانی بود ٬
به اهل آفرینش در سحرگه نور باران است /

🌷 دُر تابنده ای از بحر بی پایاب آل الله٬
درون سینه ی هستی چو خورشیدی درخشان است /

🌷 نسیم طره ی مویش برد هوش از سر عالم ٬
که این بوی خوشش از نکهت بستان رضوان است/

🌷 سحرگاهی که چون مه رنگ و رو بگرفت در عالم ٬
مسیحا انفسش بر اهل گیتی نفخه ی جان است /

🌷 همان نور دل زهرا و نور دیده ی حیدر٬
تلالو بخش جان اهلبیت پاک قرآن است /

🌷 کسی که زینت دوش حبیب خالق یکتاست ٬
انیس و مونس جان و دل محبوب سبحان است /

🌷 کریمی از تبار روشنی از ایل سبحانی ٬
هزاران بهتر از حاتم سخایش در هزاران است /

🌷 خدیو ملک جان است و امام و پیشوای دل ٬
به حق او سرور و مولا به جنات جوانان است /

🌷 حسن ٬ سبط پیمبر٬ زاده و زریه ی زهرا ٬
به دریای علی و فاطمه لؤلؤ و مرجان است /

🌷 به وصف جلوه ی رویش نگنجد در بیان عشق ٬
که صدها واله و شیدا نه در هوش است و حیران است /

🌷 ز جام حبّ او نوشد اگر که سائل مفتون ٬
از این جام ولا سرمست و از جمع محبّان است /

🌷 سها امشب ثنا گوی عزیز عالم هستی ست ٬
که او چون عندلیبی بر سر این باغ و بستان است /

#سیروس_مختاران/ #سها

19/3/96
میلاد با سعادت کریم اهلبیت بر عموم شیعیان مبارک باد ۰؛

🍷شعر بهبهونی🍷
انتقاد وپیشنهادات خود را به
آی دی های زیر بفرستید👇👇
@Azadeh31
@Ehhhsssan
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
#ورود #تلویزیون
📺
#قسمت_چهارم
📺
محرم و صفر به سر رسید ولی دعوای شیخ و اخولو پایان نیافت .

غروب یکشنبه بود که جوانهای محل ٫ از پرسه در خیابان پهلوی ٫ برگشتند با مجله ای لوله شده در دست .
مجله ی دنیای ورزش که یکی دو روز از انتشارش می گذشت تا به شهر کوچکمان برسد .
پر از عکسهای رنگی یا سیاه و سفید از انواع ورزشها . و بیشتر فوتبال و کشتی .

جوانها خبری خوش داشتند که به سرعت در محله پیچید : قهرمان جهان ٫ قهرمان بوکس سنگین وزن جهان ٫ *کاسیوس مارسلوس کلی* مسلمان شده بود و نام نامی اش را به محمدعلی تغییر داده.

*محمدعلی کلی*

تا ساعتی پیش هیچکس کلی را نمی شناخت و از بوکس و مسابقاتش خبر نداشت .
اما اکنون ٫ کلی محبوب شهر و محله شده بود .
پیرمردها ٫ زنها و حتی آشیخ ٫ بارها و بارها ٫ عکس کلی را تماشا کردند : اللا مصل علا.....

کلی سیاه بود و لخت و قوی . بلند و رشید و چارشانه. محبوب و دوست داشتنی .

با دستی کشیده و در دستکشی سیاه که داشت به چانه رقیبش می خورد .
رقیبی زشت که نماد شیطان بود : په کلی مسلمو وبیده . ای خو کافری .


تصوری از بوکس نداشتیم . با دیدن یک عکس نمی شد حرکات قبلی کلی و رقیبش را تصور کنیم .

آن شب و روزهای بعد ٫ همه جا ٫ گپ مسلمان شدن کلی بود .
حتی دادا و ببه هم علاقمند شده بودند : حوجی محمسین ! ایسه که کلی مسلمو وبیده ٫ شیعه وبیده یا سنی ؟
گوشهایم تیز شد : نمدنم . اما بهد شیعه وبیده بو . سی خاطری که علی تو نومه هه .

رضایت هر سه.

ماه بعد و هیاهویی دیگر : هفته دگه مسابقه کلی ن . تلویزیو هم *مستقیم* نشو میده .

بی تاب هفته بعد شدیم . هنوز در درک تفاوت پخش مستقیم و غیرمستقیم مانده بودیم که متوجه شدیم اشکالی وجود دارد .

تفاوت ساعتها . فهمیدیم که هنگام روز ٫ در امریکا شب است و بالعکس .... جل الخالق!!!
پخش مستقیم همزمان میشد با ساعت چهار صبح .

جوانها با شرم و حیا به نقشه و حیله پرداختند : په چه بکنیم ؟؟؟
بیدارشدن در آن ساعت از شب ٫ رضایت پدر ٫ بیرون آمدن از خانه ٫ رفتن به خانه ی اخولو ٫
بیدار کردن اخولو ٫ همه و همه ٫ احتیاج به نقشه ای دقیق داشت .
در جواب هر مخالف بهانه ای عالی داشتند :
په کلی مسلمونی نه....



بارها در سحر ماههای رمضان بیدارم کرده بودند . خسته و اخمو و خواب آلود .

اما اینبار با اولین تکان بیدار شدم . چشمانم درخشید . خواب رفته بود .‌ تعجب کردم از نبود خستگی و لذت بردم از نیرو و نشاط .

آکاکا بود که انگشت را عمود بر لبها نهاده بود : هیس . و اشاره کرد :
پبه....
از قبل رضایت پدر و مادر و اخولو و زن اخولو و پاسبان محل و حتی آشیخ را گرفته بود .
ساکت و بیصدا به کوچه زدیم . شگری ٫ فتی ٫ بمون و شنبد در میدان محل بودند . ناشی و سربزیر و محتاج به رهبری آکاکای مهربان .

از کوچه ها رد شدیم . تاریکی مهم نبود . کف و دیوارهای تنگاره ها را بخوبی می شناختیم .

دلهره بیدار کردن صاحبخانه به ذوق تبدیل شد ٫ وقتی در آن نیمه شب ٫ درب باز خانه ی اخولو را دیدیم و چراغ 40 وات روشن در دالان را .
میزبان ٫ مهمانان را واخریده بود . حتی بساط چایی هم آماده بود با نان و پنیری در تبق ٫ کنار منقل و قوری .
اخولو در بالای پنجدری ٫ لمیده بر بالش لری ٫ سیگار می کشید .

تلویزیون روشن بود و برفکی : هنی نیمده . نیم سعت دگه .

سالن مسابقه را دیدیم و تماشاچی های مشتاق . سکوی رینگ و طنابهای اطراف آن . چراغهای فراوان و آمدوشد مربیان .

در چشم بهمزدنی ٫ پرت شده بودیم به کشور آمریکا . بدون هواپیما و بلیط :

واللا ! انگر آمریکا امده تو خونه مو.

صدای گزارشگر به زبان خارجی و سپس صدایی فارسی : هم اکنون مسابقه محمدعلی کلی و جوفریزر .....
پخش مستقیم توسط شبکه ی رادیو و تلویزیون ملی ایران ......
من عطا بهمنش و همکارم حبیب روشن زاده .......

مسابقه بوکس در ذهنمان شکل می گرفت .
صدای گرم و لذتبخش بهمنش ٫ ما را با کلمات و اصطلاحات تازه ای آشنا می کرد : رینگ .. گرم کردن..راند اول ... صدای زنگ.. ضربه .. داور ... امتیاز ...گارد باز ... ناک دان ...

صدای شنبد بود : بزه تا بشو وله باشو .
تا بمون ادامه دهد : بیزه تا فیها خالدون ....
و اخم اخولو را ببیند .

تا اهل خانه بیدار شوند و *آبی بی* تسبیح بیاندازد و برای پیروزی کلی ٫ آیه الکرسی بخواند .

تا صدای گرم بهمنش در دلهای کودکی مان جاودانه شود :
گارد بسته ...‌ رقص پا ... حوله بر شانه مربی ... صندلی تاشو کوچک ..هوک چپ... گوشه رینگ ... راند هفتم ... ناک اوت ت ت ت ... پیروزی محمدعلی بر جوفریزر ... بالا بردن دست کلی توسط داور .

تا شگری شرم را به کناری نهد .بلند شود . بچرخد و برقصد .

تا ابی بی ٫ صلوات فرستد و شوق پیروزی در دلهای بچگی مان سرشار شود .

تا بیخوابی ٫ خاموشی و تاریکی سحر ٫
تبدیل به هورا و دست زدن شود .

فلق بود که برگشتیم . مالامال از شوق پیروزی . تنگاره های پر از آدم ٫ که زبان به توصیف داشتند : دیتت چه ناک اوتی ش که ؟

بدرقه ی خندان حاجی فتی را ببینیم و خروج آشیخ را با تسبیحی در دست و خنده ای بر لب . پیروزی محمدعلی ٫ شیخ را مهربان کرده بود :
حرضت عباس تسیاره بو .

دادا و ببه بیدار بودند و با صدای رهگذران ٫ باخبر شده بودند از پیروزی کلی .
دادا هنوز برای سلامتی کلی ٫ چهار قل می خواند و ببه تا پایان نمازش می خندید .

هیچکس طرفدار فریزر نبود :
ایمشلا علم خارخورو یزید ٫ اوشی تو تن و بدنه ...

به خواب رفتم :
ظهر عاشورا بود و بیابان کربلا . فریزر از عمرسعد اجازه جنگ خواست . آنتن سفید و خارخاروی یزید را بر دوش نهاد و لخت *سلیت* بسوی لشکر امام حسین رفت . از آن سو ٫ کلی پوشیده در لباس تعزیه ٫ مهربان و قوی و تشنه لب ٫ در پیشاپیش سپاه امام ٫ منتظر اوست . دو لشکر به نظاره و دادا و آبی بی به وردخوانی مشغول ....

فردای آن روز ٫ آشیخ ٫ جواب سلام اخولو را به گرمی داد و حاجی فتی ٫ دوباره ٫ پابپای شیخ به مسجد رفت تا در صف اول نماز ٫ جای گیرد ........

ادامه دارد
#محمود_دهدشتی_اخوان
3/2/96
📺 📺
🍷شعر بهبهونی🍷
انتقاد وپیشنهادات خود را به
آی دی های زیر بفرستید👇👇
@Azadeh31
@Ehhhsssan
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
🌼◈۞◈🌼◈۞◈🌼
◈۞◈🌼◈۞◈
🌼◈۞◈
◈۞◈
🌼
#غزل
🌸
بِرَه
🌸
چِشمِشش خُو نِی کِه یَعنی وَختِ خووندی بِرَه
🌸
یوشِنیدِش طالِکاش یَعنی کِه شُووِندی بِرَه
🌸
دیم بُرگِش کِه اِشارَه گُف اَمه وا لُوخِنَه
🌸
صَد دلِ بَهزِت وُلی چِشمَم گِرووِندی بِرَه
🌸
طالِکاشش دورِ دَسِش حَلقه کِه می دُمب مار
🌸
گُف دِلِ کُلّی جِوونا توش پِغُووِندی بِرَه
🌸
اَرِسِ چِشمم مِثلِ بارو هِی میریزِس زی بِرِش
🌸
گُف مِزِه گولَم کِه اَرسِ چِشم اووِندی بِرَه
🌸
گُف اَگر اِشنَفتِتِن دیمِ کسی م کِردِه بِفا
🌸
حَرفِ مَردُم بیر و بُهتوندی و چُووِندی بِرَه
🌸
عاشِقی رَنجِن عَذابِن خینِ دِل خَردِن غِمن
🌸
سُختِنِ بی تَش بلالِن دَرد و تُووِندی بِرَه
🌸
شَسِنِت بی فایدَندی ای (مرتب) زی پُبَه
🌸
عاشِقونِ مه تِ تَنگارَه وُلووندی بِرَه
🌸
#محمد_حسین_مرتب
🌼
◈۞◈
🌼◈۞◈
◈۞◈🌼◈۞◈
🌼◈۞◈🌼◈۞◈🌼

🍷شعر بهبهونی🍷
انتقاد وپیشنهادات خود را به
آی دی های زیر بفرستید👇👇
@Azadeh31
@Ehhhsssan
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
#لبو ، #لوبو، #لگوم
🌾🌾🌾

علفی که در گذشته از آن بسیار استفاده می شد .
علفی نرم و سبک ،تسمه ایی بلند، که درکنار و نزدیکی کره ها و رودخانه ها می روید .
بیشتر استفاده آن در جل خر و یا هر نوع جل سفارشی .
که در وسط جل از آن استفاده می گردد .
که هم نرم و سبک است .
و جلی خوب و سبک از آب در میاد.

🐴🦄🐴🦄🐴

و چون بیشترین استفاده از حیوانات بار کش در بهبهان بیشترش خر و قاطر بود .
و این منطقه مرکزی بود برای داد ستد .
کا لا و فرآورده های منطقه .
لذا استاد کاران جل دوز و ماهر زیاد بودند.
و محله جل دوزا .....

قالب نمد مالی :

حصیری از لوبو درست میشد که یکی از ابزارهای اصلی نمد مالا بود .
که بر روی آن نقش نمد زده میشه و سپس لایه پشم زده شده + مواد لازم
و پس از آن حصیر را لوله کرده و به آن ضربه زده تا نمد به عمل بیاد.
به این حصیر قالب گفته میشه .

دیگر کاربرد های لوبو برای حفاظت دور
قرآبه ها بود که به دور آن بافته میشد تا جلوگیری از ضربه بکنه تا نشکنه .

لوبو یکی از مصالح خوب ساخت کپر بوده و هست به خئصوص که در سابق از برق و وسایل خنک کننده خبری نبود نقش اساسی داشت .

#مجید_بلالی

🌾🌾🌾🌾
🍷شعر بهبهونی🍷
انتقاد وپیشنهادات خود را به
آی دی های زیر بفرستید👇👇
@Azadeh31
@Ehhhsssan
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
#لبو، #لوبو، #لگوم
╔══๑ღ❤️ღ๑══╗
@behbehoni
╚══๑ღ❤️ღ๑══╝
❤️💚💜💛💙
💚💜💛💙
💜💛💙
💛💙
💙
تو نوامیله دلم پا بگره
بی غم و غصه وبو. جا بگره
💗
تو نوامیله بهارم گل که
بغچه بو نرگس و نعنا بگره
💗
می چه ومبو که دلم واگرنه
تش عشقت ا مه تینا بگره
💗
ری قشنگت مگروزن ا دلم
تا که شووم مث یلدا بگره
💗
نهرز بی بی که ا دیم دلم خش
یوسفم دهس زلیخا بگره
💗
#مرتضی_روانخواه
💙
💛💙
💜💛💙
💚💜💛💙
❤️💚💜💛💙

🍷شعر بهبهونی🍷
انتقاد وپیشنهادات خود را به
آی دی های زیر بفرستید👇👇
@Azadeh31
@Ehhhsssan
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
تو نوامیله دلم پا بگره
بی غم و غصه وبو. جا بگره
••❀•°🌼°•❀••
ری قشنگت مگروزن ا دلم
تا که شووم مث یلدا بگره

شاعر : #مرتضی_روانخواه
طراح : #آزاده
@behbehoni
کاش این دل گُر گرفته پرپر بشود
هر روز و شبش به «یاعلی» سربشود
آغوش خود خداست منزل گاهش
هرکس که شهید عشق حیدر بشود

#علی_زارعی_رضایی

@behbehoni
@behbehoni
Fardaye Omid (Sobh Iran)
Payam Shiari
پخش آهنگ #فردای_امید
از خواننده ی خوش صدای
همشهریمون #پیام_شیاری
در شبکه ی سه سیما،
بمناسبت #صعود #ایران در
شب #قهرمانی

@behbehoni
پخش آهنگ #فردای_امید
از خواننده ی خوش صدای
همشهریمون #پیام_شیاری
در شبکه ی سه سیما،
بمناسبت #صعود #ایران در
شب #قهرمانی

@behbehoni
#فردای_امید

خواننده : #پیام_شیاری
آهنگساز : پیام شیاری
ترانه سرا : #حسین_مشتهی
تنظیم ؛ میکس و مسترینگ :
#ایمان_سیف
تهیه شده در #استودیو پیام شیاری
*******
#متن_آهنگ

تو سرزمین و خاک ما
دوباره هم بهار اومد
امید و شور میهنی
کنار اقتدار اومد
قدم قدم نسیم نو
کنار مرز باوریم
هنوز حماسه هامونو
تو سینه ها می پروریم

ایران / پر اقتدار و جاودان
ایران / خاک شهید بی نشان
ای مرز و بوم بیکران
ایران / پاینده باد و قهرمان
ایران / ای سرزمین عاشقان

اگه که هم سفر بشیم
فردا چقدر قشنگتره
با رنگ همزبونیا
دلا به هم نزدیکتره

دوباره هم سفر میشیم
فردای روشنی تو راس
آینده دست تو و من
طلوع خورشید خداست

سرخی پرچمت توهه
خون توی رگهای من
شعار همدلی ما
همبستگی ای هموطن

دوباره افتخار ما
یه همصدایی دیگست
صبح سپید روشنی
یه هم نوایی دیگست

تو پوست و خون ما هنوز
نشون آریایی هست
بیا تا دست به هم بدیم
کنارمون خدایی هست


☆☆

🍷شعر بهبهونی🍷
انتقاد وپیشنهادات خود را به
آی دی های زیر بفرستید👇👇
@Azadeh31
@Ehhhsssan
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
#سسی
#سسک
🌾🌾
╔══๑ღ❤️ღ๑══╗
@behbehoni
╚══๑ღ❤️ღ๑══╝
#سسی ، #سسک

سسسی بوته ایی خار مانند سوزنی هست .
که بسیار سبز و مقاوم و جون سخت با گلکی قشنگ .
جون سختی که در آسفالت سوز میکا و حتی در بعضی از ساختمانی که رویش گاش بوده از سیمان و موزائیک ، و سرامیک اثر گذاشته است .

ریشه طویلی دارد که گاهن به 3متر به عمق زمین هم می رود .
سسی که به خار شتر معرف است چون یکی از خوراکی های مورد علاقه شتر است.
این خار سوزنی به صورت یک علوفه به جهت شتر و بز البته در نبود دیگر علف ها و گرسنه بودن .

عرق خار شتر در طب قدیم داری طبع سرد.
و برای رفع سفرا و سنگ کلیه و مثانه موثر هست .
که اخیرا " در تحقیقات دانشمندان مشهدی که بر روی آن انجام داده اند .
برایشان ثابت نگردید است .
ولی در تقویت سیستم دفاعی بدن موثر بوده که در حال تحقیقات بیشتر به جهت یکی از داروهی ضد ایدز هستند .
همچنین در لاغری اثر دارد .

سسی و بیبهو :

# ت بیبهو بعضی خونه هاش سسی میدا عرق گیری شهر تا سیش عرق سسی بگرن (عرق خار شتر )
و مصرفش میکه

# در بهبهان بیشترین استفاده از سسی به جهت سوختن بوده است .

یکی از چند ده گیاهان برای پخت و پز سسک بوده است .
که آن را بوسیله های گوناگونی از جمله

تیشه دست بلند ،
بیلچه تیز باغبونی
بند غفتی و چوب

ودیگر ابزار ها آنها را جدا کرده و پس از اینکه یه پشته و چند پشته می رسید آن را به منزل و محل زندگی برده و جهت پخت و پز استفاده کرده .

#
تپکه درس کردن :
به این شکل بود که ابتدا یک چهار چوب به اندازه مکانی که لازم بود بوسیله میخ یا بند بسته میشد و در داخل آن را بوسیله چوب ترکه ای و یا نی به صورت 5 سانت در 5 سانت به هم می بستن .

و دو تا را به همین شکل تهیه و آماده کرده .
و سپس پشته ای از سسی را دروی یکی به اندازه 10 سانتی متر پهن کرده و سپس مشبک دیگر را بر روی آن گذشته و بوسیله بند به هم محکم بسته و سپس
آن را در محل مورد نظر گذاشته و سپس با پاشیدن آب و وزش باد از لابه لای آن
بر اصل تبخیر و رطوبت یک نسیم خنکی بوجود آمده تا استراحت و خوابی در گرمای طاقت فرسای بهبهو انجام شود .

مکان ها : از کپر باغبونی گرفته تا دالون ، اتاق، تنبی

( اینجا بایستی از مادران قدیم یاد کرد که مردخسته از کار کمی می خوابید تا زمندی در بکا و پس از اینکه از شدت افتو کم وبی بره سر کار در این مدت این شیر زنان آب را از حوض بر روی تپکه ریخته تا همچنان نسیم خنک .....)
،و هر مکانی دیگر حتما"

رعایت جهت وزش باد محلی که از سمت شمال به هیرو می باشد . را رعایت میکردند.
که امروزه در صحرای بهبهو که کپر باغبونی تهیه میکنند به دلیل آبیاری از طریق لوله پلی اتیلن یک شاخه هم به چنین تپکه ای رسانده میشه تا دمی استراحت ....
بله همین تپکه کم کم که امکانات بیشتر شد و آب و برق به منازل رفت تبدیل به کولر وطنی گردید .
سوسی به دلیل لعاب و پوشش خاصی که دارد .
کمتر رسوب گرفته و از این نظر بهتر از پو شال میباشد .

# وقتی که خر یک زخمی و خون مردگی میزد که گفته میشد آل زده
که بوسیله خار سسی چندین بار بر روی زخم می کوبیدند که خون آبه و چرک ازش میریخت و پس از مدتی خوب میشد .
( اثرات انتی بیو تیکی )

# به جهت پرز باغ و سایبان درخت .....

#مجید_بلالی
تاریخ وفرهنگ بیبهو

╔══๑ღ❤️ღ๑══╗
@behbehoni
╚══๑ღ❤️ღ๑══╝
#بیوگرافی #مشاهیر #بهبهان

#محمدحسین_مرتب فرزند حاجی بابا مرتب در آبان ماه1311خورشیدی در شهر بهبهان در خانواده ای مذهبی چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را در بهبهان گذراند. به دلیل محدودیتها و دور افتادگی شهر بهبهان از مراکز علمی و پذیرفتن مسئولیت اداره خانواده ازادامه تحصیلات دانشگاهی چشم پوشید اما علاقه وافر ایشان به تعلیم وآموزش منجر به این شدکه درسال 1329خورشیدی درسن 18سالگی به استخدام اداره آموزش وپرورش بهبهان (فرهنگ)درآید.

چون تحصیلات خودرا برای شغل مقدس آموزگاری کافی ندانسته لذا درمحضرعلمای فاضل بهبهان ازجمله آیت الله حاج -شیخ عبدالهادی مجتهدی و حاج سیدمحمدعلی مرتضوی و... به تحصیل علوم عربی -فقهی و فلسفه و منطق پرداختند. ذوق شعری در خانواده ایشان کمابیش موروثی بوده و در هنگام نوجوانی در وجود ایشان تجلی نموده و از دوران دبستان به سرودن شعر روی آورد که مورد تشویق خانواده و بستگان خویش قرارگرفت بطوریکه اشعار فارسی ایشان در مجلات هفتگی آنزمان بچاپ میرسید.

در سال 1332بطور اتفاقی با نسخه ای از شعر بهبهانی میرزاشوقی بهبهانی کرائی آشنا شدند و این امرسبب شد تا به سرودن اشعار بهبهانی وادبیات محلی بهبهان علاقمند گردد. نخستین شعر بهبهانی ایشان (مملی )نام دارد و این شعر مورد استقبال همشهریان و ادب دوستان قرار می گیرد و وی را بسرودن اشعار بیشتری تشویق می کنند. علاوه بر سرودن شعر ایشان مشغول به تحقیق و مطالعه درباره ابیات محلی و فرهنگ عامیانه بهبهان میشوند درسال 1349 به جمعیت شیر و خورشید بهبهان می پیوندد و مدیریت کتابخانه شیر و خورشید را عهده دار می شود و در این زمینه فعالیتهای هنری و ادبی و فرهنگی فراوانی را به انجام میرساند. وی نخستین کسی بودکه اقدام به تهیه ماهنامه در بهبهان پیرامون معرفی آداب و رسوم ، گویش شهر بهبهان بصورت فولکوریک نمود که برای اعضای مشترک جوانان شیر وخورشید(حلال احمر) درسطح استان خوزستان انتشار وتوزیع میگشت.


نتایج زحمات و یک عمر تحقیق و تلاش او عبارتنداز: 1- مجموعه ضرب المثل های رایج در بهبهان با ترجمه فارسی و محل کاربرد آن . 2- مجموعه مراسم عروسی در بهبهان از زمان قدیم تا سالهای اخیر . 3- مجموعه بازیهای بهبهانی وعلت پیدایش و نتیجه آن . 4- لغت معنی بهبهانی شامل لغت های رایج در بهبهان. 5- مجموعه باورها وخرافات رایج در بهبهان.

ایشا ن در زمان حیات خویش سه اثر را بچاپ رساندند: 1- اشعار وترانه های بهبهانی 2-نشریه ای بنام شهرمن بهبهان برای دانش آموزان در قالب ( مبارزه با بیسوادی ) 3- اشعار فارسی بنام غنچه های نشکفته بغیر از اینها آثار دیگری از ایشان آماده چاپ است که عبارتنداز: 1- مجموعه کاملی از اشعاربهبهانی 2-کتابی شامل اشعار فارسی 3- دفتر اشعار مراثی و مدایح ائمه اطهار در سال 1359به افتخار بازنشستگی آموزش وپرورش نائل میشود و بعد از آن تا اواخر عمر مشغول به مطالعه و تحقیق ادبیات محلی بهبهان میپردازد. محمد حسین مرتب در4آبان 1380دارفانی را وداع و به دیار باقی شتافت


🍷شعر بهبهونی🍷
انتقاد وپیشنهادات خود را به
آی دی های زیر بفرستید👇👇
@Azadeh31
@Ehhhsssan
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
#بیوگرافی👇👇
#محمد_حسین_مرتب

╔══๑ღ❤️ღ๑══╗
@behbehoni
╚══๑ღ❤️ღ๑══╝
◦◦●◉✿❈✾💛✾❈✿◉●◦◦
#نصیحت
◦◦●◉✿💙✿◉●◦◦

ا دَسّ باد مده زلف عَنبر افشونت
پِره مِكُه دل دلداده ها و دُوسُـونت

◦◦●◉✿💙✿◉●◦◦

شكر بریز ا لوِ شرین می قندت
كه طوطی دلم امشو وبیده مِیمونت

◦◦●◉✿💙✿◉●◦◦

ا دس كافرِ زلفت دلم ت تَلواسه
جِزسـه یم ا بِلُی چشم نا مسلمونت

◦◦●◉✿💙✿◉●◦◦

دِقی ت یَه كُت سیزه مِیدُوِه می رِسمو
دقی تمومیِ دنیا كِمن سه میدونت

◦◦●◉✿💙✿◉●◦◦

خیال ما ا كجا قد و قومت تو كجا
نه حَدِ فكرِ مِنن حَدِ قَد مِیزُونت

◦◦●◉✿💙✿◉●◦◦

همش خیال تو جِزنیدن مرتب بی
مه چشم ا ری تِنم و عهد و قول و پیمونت

#محمدحسین_مرتب

◦◦●◉✿❈✾💛✾❈✿◉●◦◦

🍷شعر بهبهونی🍷
انتقاد وپیشنهادات خود را به
آی دی های زیر بفرستید👇👇
@Azadeh31
@Ehhhsssan
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
🌺◈۞◈🌺◈۞◈🌺
◈۞◈🌺◈۞◈
🌺◈۞◈
◈۞◈
🌺
#ﺧﺪﺍ
🌼
ﺩﺭﺩِ ﺑﯽ ﺩﺭﻣﻮﻥِ ﻣﺎ ، ﺩُﻭﺭﯼ ﺩﻭﺍﺷﻢ ﺑﯿﺸﺘﺮﻥ
ﮐﺎﺳﻪ ... ﺍﯼ ﻭُﺭﯼ ﻭُﺑﯽ ، ﻭُﯼ ﯾﺎ ﺧﺪﺍ ﺷﻢ ﺑﯿﺸﺘﺮﻥ
🌼
ﮐُﺮ ... ﺍﯾﻘﺪ ﺷﯿﻮﻥ ﮔِﻠّﯽ ﮐﻪ ﻣُﺮﺩﻩ ﺷُﻮ ﻣﯿﺰﻩ ﺗﻪ ﺳﺮ
ﻫﺮ ﮐﺠﺎ ﺷﯿﻮﻥ ﮔِﻠّﯽ ، ﺁﺵ ﻋَﺰﺍﺷﻢ ﺑﯿﺸﺘﺮﻥ
🌼
ﺷُﻮ ﻭ ﺭﻭ ، ﻫﯽ ﺑُﺮﺩ ، ﻫﯽ ﺑُﺮﺩﻥ ، ﺗِﺮﯾﺪﻩ ﻥ ،ﻏﺎﺭﺗﻦ
ﺧُﻮﯼ ﻗِﭙﻮﻥ ﺁﺳﯿﻮﺑﻮُﻧﯽ ، ﻗِﻀﺎﺷﻢ ﺑﯿﺸﺘﺮﻥ
🌼
ﺑﯿﺶ ﺳﯽ ﺳﺎﻟﻦ ﮐﻪ ﺑَﻨﺪﯾﺮ ﺑﻬﺸﺖ ﻭ ﺣﻮﺽ ﺷﯿﺮ
ﺩُﻭﺭ ﻭﺍﺭ ﺟَﻨﻤﯿﻢ ، ﺩﯾﺪ ﺗِﺸﺎﺷﻢ ﺑﯿﺸﺘﺮﻥ
🌼
ﺷﺎﻟِﮑﻮ ، ﻫﻤﻪ ﺗِﻪ ﮐُﻮ ، ﺍِﻧﮕُﺮ ﺗِﻪ ﺩَﺱ ﻏُﺮﺑﺘﯽ
ﺷﺎﻝِ ﻫﻒ ﭘﯿﭻُ ﺗﺮﯼ ﻭ ﺩﺭﺩ ﺟﺎﺷﻢ ﺑﯿﺸﺘﺮﻥ
🌼
ﺍِﺭﻧﮑﻦ ، ﺍَﺳﺒﯽ ﭼﻪ ﺭﻧﮕﻦ ، ﻓِﻨﺪﻟﯽ ﻓِﻨﺪﻥ ، ﺑﻨﯽ
ﻫﺮﭼﯽ ﺷُﻮﺩﯼ ، ﺑَﺪﺳِﺮﻭُﺷﮕﻠﯽ ، ﺍَﺩﺍﺷﻢ ﺑﯿﺸﺘﺮﻥ
🌼
ﺗَﺨﺖ ﺭﻩ ، ﻃﺎﻏﻮﺕ ﺭﻩ ، ﺁﺥ ﺗﺎ ﻗﯿﻮﻣﺖ ﺑَﻨﮕﺮﻭ
ﺍﯼ ﺑِﻨﺎﺯﻡ ﻧﺎﻣُﺴﻠﻤﻮﻧﯽ ، ﺩِﺯﺍﺷﻢ ﺑﯿﺸﺘﺮﻥ
🌼
ﺩَﺱ ﻫَﺮ ﻏُﻮﺭﻩ ﯼ ﺑﺎﯾﺪ ﺩَﻩ ﺭﻭ ﺍﻭﺷﯿﻨﻪ ﮔﻨﮓ ﻭﻻﺱ
ﺑُﻠﮑُﻢ ﻧﺎﺩﻭﻥ ﺑُﮑّﻪ ، ﺍﺩﻋﺎ ﺷﻢ ﺑﯿﺸﺘﺮﻥ
🌼
ﻫﺎ ﻭ ﻧﻪ ﻣﯿﮑُﻪ ﻫَﻨﯽ ، ﺑﺎﻻ ﺑﻠﻨﺪ ﺳﻮُﺯ ﻣَﺲ
ﯾﺎﺭ ﺳﻼﺭ ﻋﺒﺎﺳَﯽ ، ﻧَﻪ ﻭ ﻫﺎ ﺷﻢ ﺑﯿﺸﺘﺮﻥ
🌼
#عباس_سلطانی
🌺
◈۞◈
🌺◈۞◈
◈۞◈🌺◈۞◈
🌺◈۞◈🌺◈۞◈🌺

🍷شعر بهبهونی🍷
انتقاد وپیشنهادات خود را به
آی دی های زیر بفرستید👇👇
@Azadeh31
@Ehhhsssan
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni