چه فرخی میکه بوسونی وشب بو ، دیم خرزهله؟
گل بوبینه بوتی ،
تا بهوری بم ، نه وامیلن!
شاعر 👇👇
#حسین_مشتهی
طراح 👇👇
#آزاده
@behbehoni
@behbehoni
گل بوبینه بوتی ،
تا بهوری بم ، نه وامیلن!
شاعر 👇👇
#حسین_مشتهی
طراح 👇👇
#آزاده
@behbehoni
@behbehoni
سرزمين آريايی از دو قوم بوجود آمده:
1- #مادها
2- #پارت_ها
به همين دليل، مشکلات اين سرزمين یا از طريق #مادی حل ميشود و يا از طريق #پارتی...!
بعد از ان نیز مردم سه گروه شدند:
1- #اشکانيان: آنانکه درمراسم عزادارى شرکت ميکنند و اشک ميريزند!
😭😭
2. #سامانيان: آنانکه ميلياردى بردند، خوردند و سر و سامان گرفتند !
💵💰💴💰💷💰
3. #صفویان : که هميشه درصف مرغ ، تخم مرغ ، بنزین، گاز و غیره هستند !!!
🐣🐔🍗⛽️
تا تحلیل #تاریخی بعدی بدرود😂😂😂
😜😂😂😂😂😂
🍷شعر بهبهونی🍷
انتقاد وپیشنهادات خود را به
آی دی های زیر بفرستید👇👇
@Azadeh31
@Ehhhsssan
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
1- #مادها
2- #پارت_ها
به همين دليل، مشکلات اين سرزمين یا از طريق #مادی حل ميشود و يا از طريق #پارتی...!
بعد از ان نیز مردم سه گروه شدند:
1- #اشکانيان: آنانکه درمراسم عزادارى شرکت ميکنند و اشک ميريزند!
😭😭
2. #سامانيان: آنانکه ميلياردى بردند، خوردند و سر و سامان گرفتند !
💵💰💴💰💷💰
3. #صفویان : که هميشه درصف مرغ ، تخم مرغ ، بنزین، گاز و غیره هستند !!!
🐣🐔🍗⛽️
تا تحلیل #تاریخی بعدی بدرود😂😂😂
😜😂😂😂😂😂
🍷شعر بهبهونی🍷
انتقاد وپیشنهادات خود را به
آی دی های زیر بفرستید👇👇
@Azadeh31
@Ehhhsssan
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
Telegram
🎸شعر بهبهونی🎸
🎸شعر بهبهونی🎸
همراهان گرامی جهت انتقاد و پیشنهاد
یا ارسال👇👇
#اشعار_بهبهانی
#ترانه_های_محلی
#داستان_ها و #ضرب_المثل_های #بهبهانی #عکس_مناظر_بهبهان
به آی دی زیر ما را
در بهتر شدن یاری دهید👇👇
@Azadeh31
همراهان گرامی جهت انتقاد و پیشنهاد
یا ارسال👇👇
#اشعار_بهبهانی
#ترانه_های_محلی
#داستان_ها و #ضرب_المثل_های #بهبهانی #عکس_مناظر_بهبهان
به آی دی زیر ما را
در بهتر شدن یاری دهید👇👇
@Azadeh31
📢 #اخبار #هنری📢
بعضی لحظه ها را شاید نتوان با رقص کلمات به تصویر کشید و تجسم کرد...
مثل لحظه هائی ناب از به تصویر کشیدن آداب و رسوم مردمانی که در گذشته غم ها و شادی های خود را با مراسمی که مختص خود بود با وسواس مثال زدنی اجرا میکردند.
این بار گروه #موسیقی #شباهنگ متشکل از استاد#حسین و #عبدالله_تجلی باهمکاری جناب #مهرداد_لایق و #نادر_تقدیسی مهمان انجمن بهبهانی های مقیم #تهران بودند و #عروسی #سنتی بهبهان را به بهترین شکل با کمک جوانان خوب #بهبهانی در تالار #غدیر دانشکده مدیریت تهران به روی صحنه بردند.
استاد حسین تجلی با اشعاری که در سالیانی دور در مراسم عروسی های قدیم بهبهان اجرا می کردند تمام لحظه های مراسم را به بهترین شکل به تصویر کشیدند که نمونه ی کاملی از عروسی سنتی قدیم بهبهان بود.
با یادی از آقای #شنبه_پیروزه و زنده یاد #فتح_الله_طیبی آغازشد و در ادامه سرود صل علی محمد(ص) اجرا شد و بعد از آن به مراسم زن گَردو تا حیله بندو و شب دزدک و شب حنا بندان تا اصلاح داماد یعنی سرتروشو..دوما وارهو...دوما بیو غلوم وبه...و چند مراسم دیگر که در این مقال نمی گنجد تا آخرین مراسم یعنی مراسم نماز نماز که واقعا صحنه ای بیاد ماندنی شکل گرفت برنامه به پایان رسید..
به نظر اینجانب طوری برنامه اجرا شد که سال ها در اذهان تماشاگران خاطره ای جاودانه خواهد ماند...
باشد که چنین برنامه هایی که #نوستالوژی بسیار زیبایی ست برای ما که این سنت را کم کم به باد فراموشی سپرده ایم باز هم تکرار شود و شاهد آن باشیم......
شما هم به دیدن عکس ها و فیلم های این مراسم دعوتید.
#نادر_تقدیسی 31فروردین۱۳۹۶
#تجلی_ها
🍷شعر بهبهونی🍷
انتقاد وپیشنهادات خود را به
آی دی های زیر بفرستید👇👇
@Azadeh31
@Ehhhsssan
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
بعضی لحظه ها را شاید نتوان با رقص کلمات به تصویر کشید و تجسم کرد...
مثل لحظه هائی ناب از به تصویر کشیدن آداب و رسوم مردمانی که در گذشته غم ها و شادی های خود را با مراسمی که مختص خود بود با وسواس مثال زدنی اجرا میکردند.
این بار گروه #موسیقی #شباهنگ متشکل از استاد#حسین و #عبدالله_تجلی باهمکاری جناب #مهرداد_لایق و #نادر_تقدیسی مهمان انجمن بهبهانی های مقیم #تهران بودند و #عروسی #سنتی بهبهان را به بهترین شکل با کمک جوانان خوب #بهبهانی در تالار #غدیر دانشکده مدیریت تهران به روی صحنه بردند.
استاد حسین تجلی با اشعاری که در سالیانی دور در مراسم عروسی های قدیم بهبهان اجرا می کردند تمام لحظه های مراسم را به بهترین شکل به تصویر کشیدند که نمونه ی کاملی از عروسی سنتی قدیم بهبهان بود.
با یادی از آقای #شنبه_پیروزه و زنده یاد #فتح_الله_طیبی آغازشد و در ادامه سرود صل علی محمد(ص) اجرا شد و بعد از آن به مراسم زن گَردو تا حیله بندو و شب دزدک و شب حنا بندان تا اصلاح داماد یعنی سرتروشو..دوما وارهو...دوما بیو غلوم وبه...و چند مراسم دیگر که در این مقال نمی گنجد تا آخرین مراسم یعنی مراسم نماز نماز که واقعا صحنه ای بیاد ماندنی شکل گرفت برنامه به پایان رسید..
به نظر اینجانب طوری برنامه اجرا شد که سال ها در اذهان تماشاگران خاطره ای جاودانه خواهد ماند...
باشد که چنین برنامه هایی که #نوستالوژی بسیار زیبایی ست برای ما که این سنت را کم کم به باد فراموشی سپرده ایم باز هم تکرار شود و شاهد آن باشیم......
شما هم به دیدن عکس ها و فیلم های این مراسم دعوتید.
#نادر_تقدیسی 31فروردین۱۳۹۶
#تجلی_ها
🍷شعر بهبهونی🍷
انتقاد وپیشنهادات خود را به
آی دی های زیر بفرستید👇👇
@Azadeh31
@Ehhhsssan
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
Telegram
🎸شعر بهبهونی🎸
🎸شعر بهبهونی🎸
همراهان گرامی جهت انتقاد و پیشنهاد
یا ارسال👇👇
#اشعار_بهبهانی
#ترانه_های_محلی
#داستان_ها و #ضرب_المثل_های #بهبهانی #عکس_مناظر_بهبهان
به آی دی زیر ما را
در بهتر شدن یاری دهید👇👇
@Azadeh31
همراهان گرامی جهت انتقاد و پیشنهاد
یا ارسال👇👇
#اشعار_بهبهانی
#ترانه_های_محلی
#داستان_ها و #ضرب_المثل_های #بهبهانی #عکس_مناظر_بهبهان
به آی دی زیر ما را
در بهتر شدن یاری دهید👇👇
@Azadeh31
#اثری زیبا از استاد👇👇
#اسماعیل_مرضایی
هنرمند برجسته بهبهانی
تابلو #باغ حاج #صفر در
اطراف بهبهان 1352
@behbehoni
#اسماعیل_مرضایی
هنرمند برجسته بهبهانی
تابلو #باغ حاج #صفر در
اطراف بهبهان 1352
@behbehoni
📆به بهانه ی انتخابات...
😂 #طنز 😂
به شهرِ ما، بسی کاندید[ا] آید...
اما افسوس!!! #آبادی نیاید...
🛣🏡
فراوان، وعده های خشک و خالی...
محقق می نگردد، #هیچ شاید...
😜😜
شویم مسرور، وقتِ انتخابات...
بهشت هم، در به روی ما گشاید...
🌼🌸🌺
کمی سیب زمینی!، یا بادمجان...
شبانه، پشتِ دربِ منزل آید...
🥔🍆🥔🍆
ستادا هم فراوان، کیک و آجیل...
تماماً کامِ ما، شیرین نماید...
🎂🍰🍬🍡
بسی از ساندویچ و آبِ میوه...
دل غمدیده از ما، می رباید...
🌭🍔🌮🌯
زِ بعد از انتخابات اَز تهِ دل...
خروسِ بختِ ما، غم می سراید...
🐓🐓🐓
قَمَر در عقرب این، احوال ما شد...
طبیبِ حاذقی، درمان بباید...
🌜🦂👨🔬
کسی را کاش!، پیدا گردد این بار...
عمل!، بر وعده های خود نماید...
💔💔💔
📆دوم فروردین 1396...
#سید #امان_الله_درخشانی...
🍷شعر بهبهونی🍷
انتقاد وپیشنهادات خود را به
آی دی های زیر بفرستید👇👇
@Azadeh31
@Ehhhsssan
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
😂 #طنز 😂
به شهرِ ما، بسی کاندید[ا] آید...
اما افسوس!!! #آبادی نیاید...
🛣🏡
فراوان، وعده های خشک و خالی...
محقق می نگردد، #هیچ شاید...
😜😜
شویم مسرور، وقتِ انتخابات...
بهشت هم، در به روی ما گشاید...
🌼🌸🌺
کمی سیب زمینی!، یا بادمجان...
شبانه، پشتِ دربِ منزل آید...
🥔🍆🥔🍆
ستادا هم فراوان، کیک و آجیل...
تماماً کامِ ما، شیرین نماید...
🎂🍰🍬🍡
بسی از ساندویچ و آبِ میوه...
دل غمدیده از ما، می رباید...
🌭🍔🌮🌯
زِ بعد از انتخابات اَز تهِ دل...
خروسِ بختِ ما، غم می سراید...
🐓🐓🐓
قَمَر در عقرب این، احوال ما شد...
طبیبِ حاذقی، درمان بباید...
🌜🦂👨🔬
کسی را کاش!، پیدا گردد این بار...
عمل!، بر وعده های خود نماید...
💔💔💔
📆دوم فروردین 1396...
#سید #امان_الله_درخشانی...
🍷شعر بهبهونی🍷
انتقاد وپیشنهادات خود را به
آی دی های زیر بفرستید👇👇
@Azadeh31
@Ehhhsssan
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
Telegram
🎸شعر بهبهونی🎸
🎸شعر بهبهونی🎸
همراهان گرامی جهت انتقاد و پیشنهاد
یا ارسال👇👇
#اشعار_بهبهانی
#ترانه_های_محلی
#داستان_ها و #ضرب_المثل_های #بهبهانی #عکس_مناظر_بهبهان
به آی دی زیر ما را
در بهتر شدن یاری دهید👇👇
@Azadeh31
همراهان گرامی جهت انتقاد و پیشنهاد
یا ارسال👇👇
#اشعار_بهبهانی
#ترانه_های_محلی
#داستان_ها و #ضرب_المثل_های #بهبهانی #عکس_مناظر_بهبهان
به آی دی زیر ما را
در بهتر شدن یاری دهید👇👇
@Azadeh31
๏❥๏ ๏❥๏ ๏❥๏
❥๏ ๏❥๏
๏ ๏❥๏
๏❥๏
❥๏
๏
تکرار این روزای اجباری
دنیامو به مسلخ بدل کرده
تصویر این روزای دنیامو
لبریز از بحث و جدل کرده
๏❥๏
خسته شدم از این تب سردُ
از این تَکَرُر های بیهوده
از این فراموشی طولانی
از فکر های گُنگْ و آلوده
๏❥๏
توی صدام آواری از درده
رو شونه هام یه شهرِ بی عابر
من روی طوفان خونه میسازم
شدم امام زاده ی بی زائر
๏❥๏
خالیم از انگیزه و احساس
سرشارم از پندار بیداری
لعنت به این افکار بیهوده
لعنت به این روزای اجباری
๏❥๏
این روز ها با مرگ همدستن
این روز ها تعبیر یک خوابه
این فکر های مبهم و خسته
تا به ابد بی تابِ بی تابه
๏❥๏
#مهرداد_مجذوب
#تب_سرد
๏
๏❥๏
๏ ๏❥๏
❥๏ ๏❥๏
๏❥๏ ๏❥๏ ๏❥๏
🍷شعر بهبهونی🍷
انتقاد وپیشنهادات خود را به
آی دی های زیر بفرستید👇👇
@Azadeh31
@Ehhhsssan
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
❥๏ ๏❥๏
๏ ๏❥๏
๏❥๏
❥๏
๏
تکرار این روزای اجباری
دنیامو به مسلخ بدل کرده
تصویر این روزای دنیامو
لبریز از بحث و جدل کرده
๏❥๏
خسته شدم از این تب سردُ
از این تَکَرُر های بیهوده
از این فراموشی طولانی
از فکر های گُنگْ و آلوده
๏❥๏
توی صدام آواری از درده
رو شونه هام یه شهرِ بی عابر
من روی طوفان خونه میسازم
شدم امام زاده ی بی زائر
๏❥๏
خالیم از انگیزه و احساس
سرشارم از پندار بیداری
لعنت به این افکار بیهوده
لعنت به این روزای اجباری
๏❥๏
این روز ها با مرگ همدستن
این روز ها تعبیر یک خوابه
این فکر های مبهم و خسته
تا به ابد بی تابِ بی تابه
๏❥๏
#مهرداد_مجذوب
#تب_سرد
๏
๏❥๏
๏ ๏❥๏
❥๏ ๏❥๏
๏❥๏ ๏❥๏ ๏❥๏
🍷شعر بهبهونی🍷
انتقاد وپیشنهادات خود را به
آی دی های زیر بفرستید👇👇
@Azadeh31
@Ehhhsssan
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
Telegram
🎸شعر بهبهونی🎸
🎸شعر بهبهونی🎸
همراهان گرامی جهت انتقاد و پیشنهاد
یا ارسال👇👇
#اشعار_بهبهانی
#ترانه_های_محلی
#داستان_ها و #ضرب_المثل_های #بهبهانی #عکس_مناظر_بهبهان
به آی دی زیر ما را
در بهتر شدن یاری دهید👇👇
@Azadeh31
همراهان گرامی جهت انتقاد و پیشنهاد
یا ارسال👇👇
#اشعار_بهبهانی
#ترانه_های_محلی
#داستان_ها و #ضرب_المثل_های #بهبهانی #عکس_مناظر_بهبهان
به آی دی زیر ما را
در بهتر شدن یاری دهید👇👇
@Azadeh31
🌷🌱🌷🌱🌷🌱🌷
🌱🌷🌱🌷
🌷🌱🌷
🌱🌷
🌷
من بهاری تر از آنم که تو زردم بکنی
در تب زندگی سوخته سردم بکنی
⚘ ⚘
من پر از مرهم و داروی شفا بخش دلم
ناتوانی که اسیر غم و دردم بکنی
⚘ ⚘
بچه بودم و دلم پنجره ای را نشکست
آمدی تا که در این حادثه مردم بکنی
⚘ ⚘
سنگ دستان تو می خواست فریبم بدهد
تا که قربانی این جنگ و نبردم بکنی
⚘ ⚘
عهد بستم که در این واقعه کاری نکنم
قول دادی که تو هم هر چه که کردم بکنی
⚘ ⚘
#مرتضی_روانخواه
⚘ ⚘
23-1-96
🌷
🌱🌷
🌷🌱🌷
🌱🌷🌱🌷
🌷🌱🌷🌱🌷🌱🌷🌱
🍷شعر بهبهونی🍷
انتقاد وپیشنهادات خود را به
آی دی های زیر بفرستید👇👇
@Azadeh31
@Ehhhsssan
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
🌱🌷🌱🌷
🌷🌱🌷
🌱🌷
🌷
من بهاری تر از آنم که تو زردم بکنی
در تب زندگی سوخته سردم بکنی
⚘ ⚘
من پر از مرهم و داروی شفا بخش دلم
ناتوانی که اسیر غم و دردم بکنی
⚘ ⚘
بچه بودم و دلم پنجره ای را نشکست
آمدی تا که در این حادثه مردم بکنی
⚘ ⚘
سنگ دستان تو می خواست فریبم بدهد
تا که قربانی این جنگ و نبردم بکنی
⚘ ⚘
عهد بستم که در این واقعه کاری نکنم
قول دادی که تو هم هر چه که کردم بکنی
⚘ ⚘
#مرتضی_روانخواه
⚘ ⚘
23-1-96
🌷
🌱🌷
🌷🌱🌷
🌱🌷🌱🌷
🌷🌱🌷🌱🌷🌱🌷🌱
🍷شعر بهبهونی🍷
انتقاد وپیشنهادات خود را به
آی دی های زیر بفرستید👇👇
@Azadeh31
@Ehhhsssan
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
Telegram
🎸شعر بهبهونی🎸
🎸شعر بهبهونی🎸
همراهان گرامی جهت انتقاد و پیشنهاد
یا ارسال👇👇
#اشعار_بهبهانی
#ترانه_های_محلی
#داستان_ها و #ضرب_المثل_های #بهبهانی #عکس_مناظر_بهبهان
به آی دی زیر ما را
در بهتر شدن یاری دهید👇👇
@Azadeh31
همراهان گرامی جهت انتقاد و پیشنهاد
یا ارسال👇👇
#اشعار_بهبهانی
#ترانه_های_محلی
#داستان_ها و #ضرب_المثل_های #بهبهانی #عکس_مناظر_بهبهان
به آی دی زیر ما را
در بهتر شدن یاری دهید👇👇
@Azadeh31
#بارون
با صدای : #امیر_حسین_نوائب
ترانه و ملودی : امیرحسین نوائب 📝
تنظیم و گيتار : #پرویز_جلیلی 🎹🎸
میکس و مستر : #نواب_جلیل 💽
کاور : #رضا_عیوضیان 📸
ضبط در : #استودیو_عارف🎤
@behbehoni
با صدای : #امیر_حسین_نوائب
ترانه و ملودی : امیرحسین نوائب 📝
تنظیم و گيتار : #پرویز_جلیلی 🎹🎸
میکس و مستر : #نواب_جلیل 💽
کاور : #رضا_عیوضیان 📸
ضبط در : #استودیو_عارف🎤
@behbehoni
Baroon [Nex1Music.IR]
Amirhosein Navaeb
#بارون
با صدای : #امیر_حسین_نوائب
ترانه و ملودی : امیرحسین نوائب 📝
تنظیم و گيتار : #پرویز_جلیلی 🎹🎸
میکس و مستر : #نواب_جلیل 💽
کاور : #رضا_عیوضیان 📸
ضبط در : #استودیو_عارف🎤
@behbehoni
با صدای : #امیر_حسین_نوائب
ترانه و ملودی : امیرحسین نوائب 📝
تنظیم و گيتار : #پرویز_جلیلی 🎹🎸
میکس و مستر : #نواب_جلیل 💽
کاور : #رضا_عیوضیان 📸
ضبط در : #استودیو_عارف🎤
@behbehoni
بِلا و درد بی دَرمو تِ جُونَم رِختِشن دُنیا
هَوی اَیوب پُر طُقَّت خُمم هِه عالِمی اِمشو
شاعر👇👇
#محمد_حسین_مرتب
عکس نوشته👇👇
#آزاده
@behbehoni
هَوی اَیوب پُر طُقَّت خُمم هِه عالِمی اِمشو
شاعر👇👇
#محمد_حسین_مرتب
عکس نوشته👇👇
#آزاده
@behbehoni
🍾🍾🍾🍾🍾🍾🍾ه
🍾 🍶🍇ه
🍾 🍶🍇ه
🍾 🍶🍇 ه
🍾ه
🍇
ای پاک ترین پاک ترین خَلقِ خلایق
ای روحِ دَمیده به تنِ سرخِ شَقایق
🍇
ای مست ترین مَست به انگور الهی
آماده ی فرمان تو ام ،هر چه بخواهی
🍇
ای نورِ عیان در پس این پرده ی هستی
در این دل ویرانه ی من خوب نشستی
🍇
#مهرداد_مجذوب
🍾
🍾
🍾. 🍶🍇
🍾 🍶🍇
🍾 🍶🍇
🍾🍾🍾🍾🍾🍾🍾
🍷شعر بهبهونی🍷
انتقاد وپیشنهادات خود را به
آی دی های زیر بفرستید👇👇
@Azadeh31
@Ehhhsssan
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
🍾 🍶🍇ه
🍾 🍶🍇ه
🍾 🍶🍇 ه
🍾ه
🍇
ای پاک ترین پاک ترین خَلقِ خلایق
ای روحِ دَمیده به تنِ سرخِ شَقایق
🍇
ای مست ترین مَست به انگور الهی
آماده ی فرمان تو ام ،هر چه بخواهی
🍇
ای نورِ عیان در پس این پرده ی هستی
در این دل ویرانه ی من خوب نشستی
🍇
#مهرداد_مجذوب
🍾
🍾
🍾. 🍶🍇
🍾 🍶🍇
🍾 🍶🍇
🍾🍾🍾🍾🍾🍾🍾
🍷شعر بهبهونی🍷
انتقاد وپیشنهادات خود را به
آی دی های زیر بفرستید👇👇
@Azadeh31
@Ehhhsssan
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
Telegram
🎸شعر بهبهونی🎸
🎸شعر بهبهونی🎸
همراهان گرامی جهت انتقاد و پیشنهاد
یا ارسال👇👇
#اشعار_بهبهانی
#ترانه_های_محلی
#داستان_ها و #ضرب_المثل_های #بهبهانی #عکس_مناظر_بهبهان
به آی دی زیر ما را
در بهتر شدن یاری دهید👇👇
@Azadeh31
همراهان گرامی جهت انتقاد و پیشنهاد
یا ارسال👇👇
#اشعار_بهبهانی
#ترانه_های_محلی
#داستان_ها و #ضرب_المثل_های #بهبهانی #عکس_مناظر_بهبهان
به آی دی زیر ما را
در بهتر شدن یاری دهید👇👇
@Azadeh31
#بعثت روسول اکرم (ص) برهمگان مبارکباد
🌹در بعثت حضرت رسول🌹
خداوند جهان روزی بنا بنهاد دانشگاه
که فرمان رسالت کرد صادر بر رسول الله
حرا گشت اولین دانشگه ی تدریس علم دین
محمد چونکه در گلزار آن زد خیمه وخرگاه
از این تاسیس دانشگاه عالی حق پرستی بود
هدف روشن گری بود از برای مردم گمراه
زتدریس علوم گونه گون در مکتب توحید
به حق که عالمی گردیده از انوارعلم آگاه
خداوند جهان استاد ، دانشجو محمد شد
کلاس درس ، کوه نور حرا گردید در آن کاه
به بیست وهفتم ماه رجب جبریل نازل شد
ندای اقرا را سرداد براحمد به عزو جاه
اول درسی که بر وی داد در آن کوه، خواندن بود
که از تعلیم هرانسان نادان می شود آگاه
زخواندن گرد غم از چهر گیتی رخت بربندد
چراغ فضل ودانش می شود روشن چومهر وماه
دراین دانشکده آموزگار عالمی گردید
رسول الله که شهد علم را نوشاند در افواه
به زیر سقف دارالعم شخصی بود چون حیدر
که نور علم او تسخیر کرده ما سوا الله
براین استاد و دانشجو بباید مرحباگفتن
درود حق بر او بادا که سر ساید بدین درگاه
طلوع بعثت احمد مبارک باد بر امت
چنین جشنی بود فرخنده بر یاران حق الله
چو قرآن می کند وصف کمالات محـــمد را
از این بهتر " تجلی" تاکنی این قصه را کوتاه
شاعر: #حاج #بشیر_تجلی
#تجلی_ها
🍷شعر بهبهونی🍷
انتقاد وپیشنهادات خود را به
آی دی های زیر بفرستید👇👇
@Azadeh31
@Ehhhsssan
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
🌹در بعثت حضرت رسول🌹
خداوند جهان روزی بنا بنهاد دانشگاه
که فرمان رسالت کرد صادر بر رسول الله
حرا گشت اولین دانشگه ی تدریس علم دین
محمد چونکه در گلزار آن زد خیمه وخرگاه
از این تاسیس دانشگاه عالی حق پرستی بود
هدف روشن گری بود از برای مردم گمراه
زتدریس علوم گونه گون در مکتب توحید
به حق که عالمی گردیده از انوارعلم آگاه
خداوند جهان استاد ، دانشجو محمد شد
کلاس درس ، کوه نور حرا گردید در آن کاه
به بیست وهفتم ماه رجب جبریل نازل شد
ندای اقرا را سرداد براحمد به عزو جاه
اول درسی که بر وی داد در آن کوه، خواندن بود
که از تعلیم هرانسان نادان می شود آگاه
زخواندن گرد غم از چهر گیتی رخت بربندد
چراغ فضل ودانش می شود روشن چومهر وماه
دراین دانشکده آموزگار عالمی گردید
رسول الله که شهد علم را نوشاند در افواه
به زیر سقف دارالعم شخصی بود چون حیدر
که نور علم او تسخیر کرده ما سوا الله
براین استاد و دانشجو بباید مرحباگفتن
درود حق بر او بادا که سر ساید بدین درگاه
طلوع بعثت احمد مبارک باد بر امت
چنین جشنی بود فرخنده بر یاران حق الله
چو قرآن می کند وصف کمالات محـــمد را
از این بهتر " تجلی" تاکنی این قصه را کوتاه
شاعر: #حاج #بشیر_تجلی
#تجلی_ها
🍷شعر بهبهونی🍷
انتقاد وپیشنهادات خود را به
آی دی های زیر بفرستید👇👇
@Azadeh31
@Ehhhsssan
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
Telegram
🎸شعر بهبهونی🎸
🎸شعر بهبهونی🎸
همراهان گرامی جهت انتقاد و پیشنهاد
یا ارسال👇👇
#اشعار_بهبهانی
#ترانه_های_محلی
#داستان_ها و #ضرب_المثل_های #بهبهانی #عکس_مناظر_بهبهان
به آی دی زیر ما را
در بهتر شدن یاری دهید👇👇
@Azadeh31
همراهان گرامی جهت انتقاد و پیشنهاد
یا ارسال👇👇
#اشعار_بهبهانی
#ترانه_های_محلی
#داستان_ها و #ضرب_المثل_های #بهبهانی #عکس_مناظر_بهبهان
به آی دی زیر ما را
در بهتر شدن یاری دهید👇👇
@Azadeh31
🥀🌱🥀🌱🥀🌱🥀
🌱🥀🌱🥀
🥀🌱🥀
🌱🥀
🥀
#آخی_سه_نوگه_ها
🍂
مَردن، نه مَرد حرفن و هیچ ادعاشو نی
شیرن و زخمِ کانه، اُمید شفاشو نی
🍂
صب درد، ظهر درد، پسی درد، تا چه گه؟
بندیر هیش کسن وُ به غیرا خداشو نی
🍂
سهراب کُش هنی که هنین دی، دلِ ی پُری
رُستم ایشون و خین کسی هم نهاشو نی
🍂
مُل سّم خردلن که جووِنی یکی-یکی
کُرّو وشاشه وُ چه غریبن، دواشو نی
🍂
تا دیو سِی اَمی، چه جوونِی شهیدوبی
تا جنگ خی وِرَس، چه یَلِی دس و پاشو نی
🍂
ما، ری سفیدِ جنگ تِه دنیا وُ تا اَبد
صدام و شمر سگ، اَ تِه تاریخ جاشو نی
🍂
طیفو وُ بادِ قبله وُ تک-پوکِ گُرترُق
آخی سه نوگه ها !، که کلون دی، صداشو نی
🍂
کو کیمیاگری که مسِ ما طلا بکُه؟
صد حیف، میل خردنِ اُو ری طلاشو نی
🍂
جُل مازه می زه! سوزهِ خرِ رونکی دراز !
کَه-جُو یتیم تربه مکش، جا وشاشو نی
🍂
#عباس_سلطانی
🥀
🌱🥀
🥀🌱🥀
🌱🥀🌱🥀
🥀🌱🥀🌱🥀🌱🥀
🍷شعر بهبهونی🍷
انتقاد وپیشنهادات خود را به
آی دی های زیر بفرستید👇👇
@Azadeh31
@Ehhhsssan
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
🌱🥀🌱🥀
🥀🌱🥀
🌱🥀
🥀
#آخی_سه_نوگه_ها
🍂
مَردن، نه مَرد حرفن و هیچ ادعاشو نی
شیرن و زخمِ کانه، اُمید شفاشو نی
🍂
صب درد، ظهر درد، پسی درد، تا چه گه؟
بندیر هیش کسن وُ به غیرا خداشو نی
🍂
سهراب کُش هنی که هنین دی، دلِ ی پُری
رُستم ایشون و خین کسی هم نهاشو نی
🍂
مُل سّم خردلن که جووِنی یکی-یکی
کُرّو وشاشه وُ چه غریبن، دواشو نی
🍂
تا دیو سِی اَمی، چه جوونِی شهیدوبی
تا جنگ خی وِرَس، چه یَلِی دس و پاشو نی
🍂
ما، ری سفیدِ جنگ تِه دنیا وُ تا اَبد
صدام و شمر سگ، اَ تِه تاریخ جاشو نی
🍂
طیفو وُ بادِ قبله وُ تک-پوکِ گُرترُق
آخی سه نوگه ها !، که کلون دی، صداشو نی
🍂
کو کیمیاگری که مسِ ما طلا بکُه؟
صد حیف، میل خردنِ اُو ری طلاشو نی
🍂
جُل مازه می زه! سوزهِ خرِ رونکی دراز !
کَه-جُو یتیم تربه مکش، جا وشاشو نی
🍂
#عباس_سلطانی
🥀
🌱🥀
🥀🌱🥀
🌱🥀🌱🥀
🥀🌱🥀🌱🥀🌱🥀
🍷شعر بهبهونی🍷
انتقاد وپیشنهادات خود را به
آی دی های زیر بفرستید👇👇
@Azadeh31
@Ehhhsssan
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
Telegram
🎸شعر بهبهونی🎸
🎸شعر بهبهونی🎸
همراهان گرامی جهت انتقاد و پیشنهاد
یا ارسال👇👇
#اشعار_بهبهانی
#ترانه_های_محلی
#داستان_ها و #ضرب_المثل_های #بهبهانی #عکس_مناظر_بهبهان
به آی دی زیر ما را
در بهتر شدن یاری دهید👇👇
@Azadeh31
همراهان گرامی جهت انتقاد و پیشنهاد
یا ارسال👇👇
#اشعار_بهبهانی
#ترانه_های_محلی
#داستان_ها و #ضرب_المثل_های #بهبهانی #عکس_مناظر_بهبهان
به آی دی زیر ما را
در بهتر شدن یاری دهید👇👇
@Azadeh31
🍔🌯🍔🌯🍔🌯🍔
🌯🍔🌯🍔
🍔🌯🍔
🌯🍔
🍔
#داستان #ساندویچ
#قسمت_اول
🌮
از دوچرخه کهنه اش پیاده شد.
همیشه همین موقع ها می آمد کنار شیر آبی که بغل مغازه در خیابان بود.
🌭
زود دست وصورتش را می شست و از هم آنجا داد می زد بندری جفت نون...!!
لبخند ملیحی هم می زد.
بوی همبرگر دست ساز که داشت کباب می شد و از آن دودی هم به راه افتاده بود رضا همبر
را دود گیر کرده بود.
🌮
رضا همبر از دار دنیا همین دوچرخه دنگاز کهنه را داشت که با فعلگی توانسته بود آن را قسطی بگیرد.
علاقه رضا همبر به ساندویچ به افراط کشیده شده بود و اگر روزی پنجاه نوبت ساندویچ نمی خورد دچار آشفتگی روحی می شد و کار به جر و دعوا با هر کسی که دم دستش بود میرسید .!
🌭
در طول سال با تغییر فصل ذایقه رضا همبر هم تغییر می کرد.
بهار همبرگر
تابستان کالباس
پاییز کتلت
زمستان بندری
🌮
این تغییر ذایقه را تمام ساندویچی های شهر
می دانستند.
اما به این معنا نبود که از ساندویچ های دیگر بگذرد فقط در طول فصل ساندویچ آن فصل را بیشتر می خورد.!
🌭
می رفت پشت شیشه فر از همان جا به
نحوه ی درست شدن بندری یا هر ساندویچ
دیگری نگاه می کرد و با دقت تمام مراحل را چک می کرد.
با زیر و رو شدن محتویات ساندویچ روی فرگاز ساندویچی پیچ و تابی هم در بدن رضا همبر شکل می گرفت و کسی که اورا نمی شناخت فکر می کرد او دارد می رقصد.
اما رضا همبر در واقع داشت تمام پخته شدن ساندویچش را احساس می کرد!
🌮
و اگر کوچکترین اشتباهی در نحوه ی درست کردن و پیچانده شدن به وجود می آمد پلک بالای چشم چپش چندین بار به طرز باورنکردنی تکان میخورد و آن ساندویچ را مردود اعلام می کرد و از نو دستور ساندویچ دیگه ای را می داد.!
🌭
روزی که آن اتفاق عجیب افتاد..
شبش رضا همبر خوابهایی دیده بود که باعث شده بود رفتارش به طرز عجیبی تغییر کند.!
🌮
اصغر اعلا که با رضا از کودکی رفیق بود و باهم بزرگ شده بودند و باهم در بهبهو تا پنجم دبستان درس خوانده بودند از آن شب که رضا همبر دچار تغییر شده بود می گفت.
🌭
ادامه دارد
#اباذر_محمد_حسنی
🍔
🌯🍔
🍔🌯🍔
🌯🍔🌯🍔
🍔🌯🍔🌯🍔🌯🍔
🍷شعر بهبهونی🍷
انتقاد وپیشنهادات خود را به
آی دی های زیر بفرستید👇👇
@Azadeh31
@Ehhhsssan
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
🌯🍔🌯🍔
🍔🌯🍔
🌯🍔
🍔
#داستان #ساندویچ
#قسمت_اول
🌮
از دوچرخه کهنه اش پیاده شد.
همیشه همین موقع ها می آمد کنار شیر آبی که بغل مغازه در خیابان بود.
🌭
زود دست وصورتش را می شست و از هم آنجا داد می زد بندری جفت نون...!!
لبخند ملیحی هم می زد.
بوی همبرگر دست ساز که داشت کباب می شد و از آن دودی هم به راه افتاده بود رضا همبر
را دود گیر کرده بود.
🌮
رضا همبر از دار دنیا همین دوچرخه دنگاز کهنه را داشت که با فعلگی توانسته بود آن را قسطی بگیرد.
علاقه رضا همبر به ساندویچ به افراط کشیده شده بود و اگر روزی پنجاه نوبت ساندویچ نمی خورد دچار آشفتگی روحی می شد و کار به جر و دعوا با هر کسی که دم دستش بود میرسید .!
🌭
در طول سال با تغییر فصل ذایقه رضا همبر هم تغییر می کرد.
بهار همبرگر
تابستان کالباس
پاییز کتلت
زمستان بندری
🌮
این تغییر ذایقه را تمام ساندویچی های شهر
می دانستند.
اما به این معنا نبود که از ساندویچ های دیگر بگذرد فقط در طول فصل ساندویچ آن فصل را بیشتر می خورد.!
🌭
می رفت پشت شیشه فر از همان جا به
نحوه ی درست شدن بندری یا هر ساندویچ
دیگری نگاه می کرد و با دقت تمام مراحل را چک می کرد.
با زیر و رو شدن محتویات ساندویچ روی فرگاز ساندویچی پیچ و تابی هم در بدن رضا همبر شکل می گرفت و کسی که اورا نمی شناخت فکر می کرد او دارد می رقصد.
اما رضا همبر در واقع داشت تمام پخته شدن ساندویچش را احساس می کرد!
🌮
و اگر کوچکترین اشتباهی در نحوه ی درست کردن و پیچانده شدن به وجود می آمد پلک بالای چشم چپش چندین بار به طرز باورنکردنی تکان میخورد و آن ساندویچ را مردود اعلام می کرد و از نو دستور ساندویچ دیگه ای را می داد.!
🌭
روزی که آن اتفاق عجیب افتاد..
شبش رضا همبر خوابهایی دیده بود که باعث شده بود رفتارش به طرز عجیبی تغییر کند.!
🌮
اصغر اعلا که با رضا از کودکی رفیق بود و باهم بزرگ شده بودند و باهم در بهبهو تا پنجم دبستان درس خوانده بودند از آن شب که رضا همبر دچار تغییر شده بود می گفت.
🌭
ادامه دارد
#اباذر_محمد_حسنی
🍔
🌯🍔
🍔🌯🍔
🌯🍔🌯🍔
🍔🌯🍔🌯🍔🌯🍔
🍷شعر بهبهونی🍷
انتقاد وپیشنهادات خود را به
آی دی های زیر بفرستید👇👇
@Azadeh31
@Ehhhsssan
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
Telegram
🎸شعر بهبهونی🎸
🎸شعر بهبهونی🎸
همراهان گرامی جهت انتقاد و پیشنهاد
یا ارسال👇👇
#اشعار_بهبهانی
#ترانه_های_محلی
#داستان_ها و #ضرب_المثل_های #بهبهانی #عکس_مناظر_بهبهان
به آی دی زیر ما را
در بهتر شدن یاری دهید👇👇
@Azadeh31
همراهان گرامی جهت انتقاد و پیشنهاد
یا ارسال👇👇
#اشعار_بهبهانی
#ترانه_های_محلی
#داستان_ها و #ضرب_المثل_های #بهبهانی #عکس_مناظر_بهبهان
به آی دی زیر ما را
در بهتر شدن یاری دهید👇👇
@Azadeh31
📲 تازم گوشی اِسده بی... فکرم میکه که یِه(😂) علامت گریه ن
زِن هُمساده مُـرده بی ، سی میرشَم اس دا:
تسلیت میگم 😂😂😂 انشالله غم آخرتِه بو😂😂😂
➢
یَه سایپا آدم رِخته دِم دِر سِرا😒
قسم شِه خَرده که تا چو تِ مازَم خورد نکنن نمیشِن 🏃🏽😂
🍷شعر بهبهونی🍷
انتقاد وپیشنهادات خود را به
آی دی های زیر بفرستید👇👇
@Azadeh31
@Ehhhsssan
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
زِن هُمساده مُـرده بی ، سی میرشَم اس دا:
تسلیت میگم 😂😂😂 انشالله غم آخرتِه بو😂😂😂
➢
یَه سایپا آدم رِخته دِم دِر سِرا😒
قسم شِه خَرده که تا چو تِ مازَم خورد نکنن نمیشِن 🏃🏽😂
🍷شعر بهبهونی🍷
انتقاد وپیشنهادات خود را به
آی دی های زیر بفرستید👇👇
@Azadeh31
@Ehhhsssan
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
Telegram
🎸شعر بهبهونی🎸
🎸شعر بهبهونی🎸
همراهان گرامی جهت انتقاد و پیشنهاد
یا ارسال👇👇
#اشعار_بهبهانی
#ترانه_های_محلی
#داستان_ها و #ضرب_المثل_های #بهبهانی #عکس_مناظر_بهبهان
به آی دی زیر ما را
در بهتر شدن یاری دهید👇👇
@Azadeh31
همراهان گرامی جهت انتقاد و پیشنهاد
یا ارسال👇👇
#اشعار_بهبهانی
#ترانه_های_محلی
#داستان_ها و #ضرب_المثل_های #بهبهانی #عکس_مناظر_بهبهان
به آی دی زیر ما را
در بهتر شدن یاری دهید👇👇
@Azadeh31
🍔🌯🍔🌯🍔🌯🍔
🌯🍔🌯🍔
🍔🌯🍔
🌯🍔
🍔
#داستان #ساندویچ
#قسمت_دوم
🌭
اصغر اعلا که با رضا همبر از کودکی رفیق بود و باهم بزرگ شده بودند و باهم در بهبهو تا پنجم دبستان درس خوانده بودند از آن شب که رضا همبر دچار تغییر شده بود می گفت...
نیمه های شب با صدای گریه ای از خواب بیدار شدم به اطرافم نگاه کردم اما چون تاریک بود نتوانستم خوب ببینم.
🌭
فقط صدایی شبیه به شروه کردن به گوشم میرسید ...
کورمال کورمال به اطرافم دست کشیدم وکبریت وسیگارم را پیدا کردم..
اول یک نخ سیگار درآوردم بعد کبریت کشیدم در نور کبریت رضا را دیدم که دو کره پا نشسته بود جلو در هال و داشت شروه می خواند.
🌭
نمیتوانستم بفهمم چه می خواند فقط از
لا به لای شروه هایش چند کلمه را توانستم حدس بزنم.
ای خدا..... ای آسمو..... ای پیغمبر..... و چند بار هم به طور مشخص و واضح کلمه ساندویچ را شنیدم.
سیگارم را روشن کردم واز این که نگذاشته بود بخوابم کلافه بودم.
گفتم :
اوره مرگت چتن که هم نصف شو پوبیدیه دم تعزیه؟؟؟!!!
همانجا که نشسته بود گفت :
اغضر... بدبخت وبیدم... دیتت چه سر مه امی؟؟؟؟
پشتم را تکیه دادم به دیوار و پک عمیقی به سیگار زدم گفتم :
هم چه وبیده رضا ؟؟؟؟
گفت :
یه خو بدیم دیته... کلی بدی بی هه.... کلی!!
🌭
خاکستر سیگار را توی دستم ریختم و گفتم :
رضا شیر مادرت ولمو بکو....
🌭
با حالتی آهنگین گفت :
نه اغضر... کلی بدتر یهان که فگری موکنه... دگه بدبختی ا زمی و آسمو بارسه وشامو
🌭
نگاهی به او انداختم که هنوز دوکره پا همانجا نشسته بود و داشت جلو وعقب می شد! گفتم :
🌭
رضا یه سعت دگه بهد بشیم دم بدبختی...
یه هفتن کار گیرمو نیمده اگه دیر بشیم امرو هم بهد ا جیب بخوریم هه!
گفت :
مه امرو نمیم سر کار
🌭
بلند شدم رفتم سمت توالت توی حیاط..
جلو در نشسته بود کمی اورا به بغل هل دادم و راه را باز کردم هوا کم کم داشت روشن
می شد...
دمپایی پاره و کهنه رضا که با بند خودش تعمیر کرده را پوشیدم و به توالت رفتم
🌭
رضا هم پشت سر من آمد و داشت یک ریز راجع به بدبخت شدنش حرف می زد و مرتب می گفت
چه کنیم ؟ چه کنیم؟
🌭
به در توالت که رسیدم ایستادم و نگاهی به رضا انداختم و گفتم :
بیو بالا ......!!!
🌭
رضا رویش را برگرداند و رفت...
پابرهنه داشت در حیاط قدم می زد و دستهایش را روی هم می کوفت و هرازچند گاهی به آسمان نگاه می کرد.
🌭
گفتم :
ایسه خو چت دیته؟
و رفتم توالت ودر را بستم.
آمده بود پشت در و تعریف می کرد که،
خواب دیده مردی سپید موی آمده و گفته که از فردا دیگر تمام مغازه های ساندویچی شهر بسته خواهند شد ودیگر هیچ نوع ساندویچی وجود نخواهد داشت....!!!
🌭
لوبیای دیشب دلم را بدجور پیچاند و باد معده حرف رضا را قطع کرد......!!!!
🌭
ادامه دارد
#اباذر_محمد_حسنی
🍔
🌯🍔
🍔🌯🍔
🌯🍔🌯🍔
🍔🌯🍔🌯🍔🌯🍔
🍷شعر بهبهونی🍷
انتقاد وپیشنهادات خود را به
آی دی های زیر بفرستید👇👇
@Azadeh31
@Ehhhsssan
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
🌯🍔🌯🍔
🍔🌯🍔
🌯🍔
🍔
#داستان #ساندویچ
#قسمت_دوم
🌭
اصغر اعلا که با رضا همبر از کودکی رفیق بود و باهم بزرگ شده بودند و باهم در بهبهو تا پنجم دبستان درس خوانده بودند از آن شب که رضا همبر دچار تغییر شده بود می گفت...
نیمه های شب با صدای گریه ای از خواب بیدار شدم به اطرافم نگاه کردم اما چون تاریک بود نتوانستم خوب ببینم.
🌭
فقط صدایی شبیه به شروه کردن به گوشم میرسید ...
کورمال کورمال به اطرافم دست کشیدم وکبریت وسیگارم را پیدا کردم..
اول یک نخ سیگار درآوردم بعد کبریت کشیدم در نور کبریت رضا را دیدم که دو کره پا نشسته بود جلو در هال و داشت شروه می خواند.
🌭
نمیتوانستم بفهمم چه می خواند فقط از
لا به لای شروه هایش چند کلمه را توانستم حدس بزنم.
ای خدا..... ای آسمو..... ای پیغمبر..... و چند بار هم به طور مشخص و واضح کلمه ساندویچ را شنیدم.
سیگارم را روشن کردم واز این که نگذاشته بود بخوابم کلافه بودم.
گفتم :
اوره مرگت چتن که هم نصف شو پوبیدیه دم تعزیه؟؟؟!!!
همانجا که نشسته بود گفت :
اغضر... بدبخت وبیدم... دیتت چه سر مه امی؟؟؟؟
پشتم را تکیه دادم به دیوار و پک عمیقی به سیگار زدم گفتم :
هم چه وبیده رضا ؟؟؟؟
گفت :
یه خو بدیم دیته... کلی بدی بی هه.... کلی!!
🌭
خاکستر سیگار را توی دستم ریختم و گفتم :
رضا شیر مادرت ولمو بکو....
🌭
با حالتی آهنگین گفت :
نه اغضر... کلی بدتر یهان که فگری موکنه... دگه بدبختی ا زمی و آسمو بارسه وشامو
🌭
نگاهی به او انداختم که هنوز دوکره پا همانجا نشسته بود و داشت جلو وعقب می شد! گفتم :
🌭
رضا یه سعت دگه بهد بشیم دم بدبختی...
یه هفتن کار گیرمو نیمده اگه دیر بشیم امرو هم بهد ا جیب بخوریم هه!
گفت :
مه امرو نمیم سر کار
🌭
بلند شدم رفتم سمت توالت توی حیاط..
جلو در نشسته بود کمی اورا به بغل هل دادم و راه را باز کردم هوا کم کم داشت روشن
می شد...
دمپایی پاره و کهنه رضا که با بند خودش تعمیر کرده را پوشیدم و به توالت رفتم
🌭
رضا هم پشت سر من آمد و داشت یک ریز راجع به بدبخت شدنش حرف می زد و مرتب می گفت
چه کنیم ؟ چه کنیم؟
🌭
به در توالت که رسیدم ایستادم و نگاهی به رضا انداختم و گفتم :
بیو بالا ......!!!
🌭
رضا رویش را برگرداند و رفت...
پابرهنه داشت در حیاط قدم می زد و دستهایش را روی هم می کوفت و هرازچند گاهی به آسمان نگاه می کرد.
🌭
گفتم :
ایسه خو چت دیته؟
و رفتم توالت ودر را بستم.
آمده بود پشت در و تعریف می کرد که،
خواب دیده مردی سپید موی آمده و گفته که از فردا دیگر تمام مغازه های ساندویچی شهر بسته خواهند شد ودیگر هیچ نوع ساندویچی وجود نخواهد داشت....!!!
🌭
لوبیای دیشب دلم را بدجور پیچاند و باد معده حرف رضا را قطع کرد......!!!!
🌭
ادامه دارد
#اباذر_محمد_حسنی
🍔
🌯🍔
🍔🌯🍔
🌯🍔🌯🍔
🍔🌯🍔🌯🍔🌯🍔
🍷شعر بهبهونی🍷
انتقاد وپیشنهادات خود را به
آی دی های زیر بفرستید👇👇
@Azadeh31
@Ehhhsssan
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
Telegram
🎸شعر بهبهونی🎸
🎸شعر بهبهونی🎸
همراهان گرامی جهت انتقاد و پیشنهاد
یا ارسال👇👇
#اشعار_بهبهانی
#ترانه_های_محلی
#داستان_ها و #ضرب_المثل_های #بهبهانی #عکس_مناظر_بهبهان
به آی دی زیر ما را
در بهتر شدن یاری دهید👇👇
@Azadeh31
همراهان گرامی جهت انتقاد و پیشنهاد
یا ارسال👇👇
#اشعار_بهبهانی
#ترانه_های_محلی
#داستان_ها و #ضرب_المثل_های #بهبهانی #عکس_مناظر_بهبهان
به آی دی زیر ما را
در بهتر شدن یاری دهید👇👇
@Azadeh31