🎸شعر بهبهونی🎸
1.58K subscribers
2.2K photos
253 videos
59 files
2.11K links
🎸شعر بهبهونی🎸

همراهان گرامی جهت انتقاد و پیشنهاد
یا ارسال👇👇
#اشعار_بهبهانی
#ترانه_های_محلی
#داستان_ها و #ضرب_المثل_های #بهبهانی #عکس_مناظر_بهبهان
به آی دی زیر ما را
در بهتر شدن یاری دهید👇👇
@Azadeh31
Download Telegram
🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷🔹
🔹🔷🔹🔷
🔷🔹🔷
🔹🔷
🔷
#ﻫﻨﯽ ﻫﻢ
🔹
ﺍﮔﺮﭼﻪ ﺁﻓﺖ ﭘﯿﺮﯼ ﺭﺳﺴﻪ
ﺍﮔﺮ ﺳﺎﻟﻢ ﺍ ﺷﺼﺖ ﻭ ﺳﻪ ﭼﺘﺴﻪ
🔹
ﺍﮔﺮ ﺑﻨﺪﯾﺮ ﻣﺮﺩﻩ ﺷﺴﻪ ﯾﻢ ﻣﻪ
ﻫﻮﯼ ﭼﯿﻨﯽ ﺩﻏﺰ ﺍﺷﮑﺴﯿﻢ ﻣﻪ
🔹
ﻧﻤﯿﺸﻮ ﯾﻪ ﺩﻗﯽ ﯾﺎﺭﻡ ﺍ ﯾﺎﺩﻡ
ﻫﻨﯽ ﻫﻢ ﯾﺎﺩ ﻋﺸﻘﺶ ﻣﯿﮑﻪ ﺷﺎﺩﻡ
🔹
ﻫﻨﯽ ﻫﻢ ﯾﺎﺩ ﭼﺸﻤﺶ ﻣﯿﮑﻪ ﻣﺴﻢ
ﻫﻨﯽ ﻫﻢ ﻣﯿﺒﻪ ﺧﺎﻟﺶ ﺩﻝ ﺍ ﺩﺳﻢ
🔹
ﻫﻨﯽ ﻣﺜﻞ ﺍﻭﺳﻪ ﺩﻝ ﻣﻔﺘﻼﺷﻦ
ﻫﻨﯽ ﮐﻨﺞ ﺩﻝ ﭼﻮﻝ ﻣﻪ ﺟﺎﺷﻦ
🔹
ﻫﻨﯽ ﻫﻢ ﻧﻮﻣﺸﻦ ﻭﺭﺩ ﺯﺑﻮﻧﻢ
ﻫﻨﯽ ﻫﻢ ﯾﺎﺩﺷﻦ ﺁﺭﻭﻡ ﺟﻮﻧﻢ
🔹
ﺍ ﺕ ﺗﻨﮕﺎﺭﺷﻪ ﻣﯿﺸﻢ ﻫﻨﯽ ﻫم
ﺍ ﻣﻬﺘﻮ ﺭﺍﺯ ﺩﻝ ﻣﯿﮕﻢ ﻫﻨﯽ ﻫﻢ
🔹
ﻫﻨﯽ ﺭﻭ ﻣﯿﮑﻪ ﻣﯽ ﺧﯽ ﺕ ﺭﮔﻮﻧﻢ
ﻫﻨﯽ ﻫﻢ ﻋﺸﻘﺸﻨﺪﯼ ﺍﻭ ﻭ ﻧﻮﻧﻢ
🔹
ﻫﻨﯽ ﻏﻮﻑ ﮔﭗ ﻣﺎ ﻫﻪ ﺕ ﻣﻠﻪ
ﻧﻤﯿﺸﻮ ﻗﺮﺹ ﺍﻓﺘﻮ ﺯﯾﺮ ﺳﻠﻪ
🔹
ﺍﮔﺮﭼﻪ ﺑﺮﺩﺷﻦ ﻧﻮﻣﻢ ﺍ ﯾﺎﺩﺵ
ﻧﻬﺎﺩﺵ ﺯﯾﺮ ﭘﺎ ﻗﻮﻟﯽ ﮐﻪ ﺩﺍﺩﺵ
🔹
ﺍﮔﺮ ﻣﯿﮕﻮ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﻫﺎ ﮔﺬﺷﺘﻪ
ﺯﻣﺎﻥ ﻋﺸﻖ ﻭ ﻣﺴﯽ ﻣﺎ ﮔﺬﺷﺘﻪ
🔹
ﺍﮔﺮ ﻣﯿﮕﻮ ﮐﻪ ﺭﻫﻤﻮ ﻓﺮﺩ ﻭﺑﯿﺪﻩ
ﺗﺶ ﻋﺸﻖ ﺩﻭﺗﺎﻣﻮ ﺳﺮﺩ ﻭﺑﯿﺪﻩ
🔹
ﺍﮔﺮ ﻣﯿﮕﻮ ﮐﻪ ﭼﻞ ﺳﺎﻟﻦ ﮐﻪ ﺩﯾﺮﯾﻢ
ﺍ ﺩﺱ ﻗﺴﻤﺖ ﻭ ﺩﻧﯿﺎ ﺍﺳﯿﺮﯾﻢ
🔹
ﺍﻣﻮ ﻣﯿﮕﻢ ﮐﻪ ﺍﯼ ﺭﻋﻨﺎ ﻏﺰﺍﻟﻢ
ﮔﻞ ﺧﻮﺑﻢ ﻋﺰﯾﺰ ﺑﯽ ﻣﺜﺎﻟﻢ
🔹
ﺗﻮ ﻫﺮﺟﺎ ﺑﻪ ﺩﻝ ﺧﯿﻦ ﻣﻪ ﺟﺎﺗﻦ
ﻫﻨﯽ ﺑﻨﺪﯾﺮ ﻗﻮﻝ ﻭ ﻭﻋﺪﻫﺎﺗﻦ
🔹
ﺧﺪﺍ ﻣﯿﺪﻭ ﻧﻔﺲ ﺗﺎ ﻣﯽ ﻭ ﻣﯿﺸﻮ
ﺗﻮ ﻭ ﻋﺸﻖ ﺗﻮ ﺍ ﯾﺎﺩﻡ ﻧﻤﯿﺸﻮ
🔹
#محمد_حسین_مرتب
🔷
🔹🔷
🔷🔹🔷
🔹🔷🔹🔷
🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷🔹

🍷🍷🍷شعر بهبهونی🍷🍷🍷
برای انتقاد و پیشنهاد @Ehhhsssan
https://telegram.me/behbehoni
Ta Che Ga -Mohammad Alinejadi
Mohammad Alinejadian
#تا_چِه_گَه...

شعر : #عباس_سلطانی

آهنگ،تنظیم و خواننده 👇👇👇 #محمد_علینژادیان

╔═══ঊঈ شعر ঊঈ═══╗
💃🍷 @behbehoni🍷🏃
💃🍷 @behbehoni🍷🏃
╚═══ঊঈ بهبهونی ঊঈ══╝
❤️💎❤️💎❤️💎❤️💎
💎❤️💎❤️
❤️💎❤️
💎❤️
❤️
#تا_چِه_گَه...
💖
تا چه گَه بار غِمِت بار دلم بو؟تا چه گه؟
مُفتِلِی بَم رنج غربت حاصلم بو تا چه گه؟
💖
تا چه گه مردم دِمِه گل گَشتُ صَحرا بِن وُ مِه
خار غم وُچی کُنم،سُسَّی گلم بو تا چه گه؟
💖
ای خدا بار غِم دنیا نِه بَس بی سی اُدم
تِرس صحرِی مَحشِرِت هم سِر مُلَم بو تا چه گه؟
💖
تا چه گه بَندیر پیغومت اوشینَم روز و شو؟
کار مِه اوفِی دلم،آخِی دلم بو،تا چه گه؟
💖
کَلگِهینِ وارچِسِّه ی پوشِ ایوون دلم
شوک سِرِی شیوَن بکُه جِی بُلبُلم بو تا چه گه؟
💖
تا کجا باید بشو آه و فغونم دسِ تو
قاتغَم اِشناله بو،غم اُو گِلَم بو تا چه گه؟
💖
حقِّ دسِ عاقلا،اَی مَعنِ دِل بوزیم کُنِن
طَعنه و کُچِّه ی کِلو وُ خُل پُلَم بو تا چه گه؟
💖
ای خدا بار غِم دنیا نِه بَس بی سی اُدم
تِرس صَحرِی مَحشرت هم سر ملم بو تا چه گه؟
💖
تا چه گه بَندیر پِیغومِت اُوشینَم روز و شو؟
کار مِه اُوفِی دِلَم،آخِی دِلَم بو،تا چه گه؟
💖
#عباس_سلطانی
❤️
💎❤️
❤️💎❤️
💎❤️💎❤️
❤️💎❤️💎❤️💎❤️💎

🍷🍷🍷شعر بهبهونی🍷🍷🍷
برای انتقاد و پیشنهاد @Ehhhsssan
https://telegram.me/behbehoni
#تا_چِه_گَه...

تا چه گَه بار غِمِت بار دلم بو؟تا چه گه؟
مُفتِلِی بَم رنج غربت حاصلم بو تا چه گه؟

@behbehoni
@behbehoni
@behbehoni
💓💓💓💓
💓💓
💓💓
💓
💓
↺ بِن٘ظِرِت میدوُ؟↻
💕
شُو زمسّونی اَ داغِی تش ته لارم،بنظرت میدو؟
خنجرَی بسّه تُوِسّو لرز اَ دارَم،بنظرت میدو؟
💕
شسیَم تینا ته غم بالِ شقاقِ دشتِ ارغو
رفکِ سِر وَرکَن وُبیده‌ِی گُل کِنارم،بنظرت میدو؟
💕
دس و پُوی هرچی شکال تَن(گ) تکووی بی اَ بَندم
سِر اَ زی، غُل‌بند اَ پا، بسِّی شکارم،بنظرت میدو؟
💕
دس مردم چوُ و سین(گ) افتادیِن بختَم تِه صحرا
شاخه اِشکَسِّی، اَ تَه ریتّی کُنارم،بنظرت میدو؟
💕
بالِ هر کی شسِّه کُمتَر، بلبلِن،کوگِن، قنُوری
بختِ خو، عورسیکِّ بُن‌چَه شَس تِیارَم،بنظرت میدو؟
💕
خارِ پیشی، شَس تِه پام درموگری دُنیِی چِواسَه
دیمِ نِشتِ عقربِی دِر کِرده خارَم،بنظرت میدو؟
💕
بختکِ دِنیا کِمِن هر شُو و روُ ُ دالِنجِمِندی؟
بارِ عُقبَی جِنجِلسّو هَم اَ بارَم،بنظرت میدو؟
💕
کُشتِشَم، خُوی میزِه بی‌رَه : "نِمدِنَم مِه" بختِ باشُو!
بِیبِری اِمرو صِبا اَی وِر مزارم، بنظرت میدو؟
💕
آفرید! یارِت اَ کرگوشیش زِدِه : دردِت نمی‌دوُ
اَی بُدوُ هَم خُوی اَ نادونین که یارَم، بنظرت میدو؟
💕
#سید_فرید_دژم
آذر ۹۵ بهبهان
💓
💓
💓💓
💓💓
💓💓💓💓

🍷🍷🍷شعر بهبهونی🍷🍷🍷
برای انتقاد و پیشنهاد @Ehhhsssan
https://telegram.me/behbehoni
#دامِگِری

مادری درمانده و بینوا دخترک گرسنه
خود را با وعده نوازش میدهد:

شعر : #محمد_حسین_مرتب

طراح : #احسان_نژادی

🍷 @behbehoni 🍷
🍷 @behbehoni 🍷
¯\_(ツ)_/¯
💟😭💟😭💟😭💟😭
😭💟😭💟
💟😭💟
😭💟
💟
دامِگِری
😭
مادری درمانده و بینوا دخترک گرسنه خود را با وعده نوازش میدهد:
😭
دامِگِری دا مِگِری دِوارتِکو باهار اَمی
کَنکِلِکا تِموم وُبی تِ مَلّه ها کُنار اَمی
😭
اگر گِنُم گِرو وُبی ما مِه نِه غُصه هِه نِه غَم
تِ صَحری بِشیرنِذیر میگکِ خایه دار اَمی
😭
نو اَتِه کُفّه نی دِگِه تولِه اَسیت تَش منِسَم
دامِگِری اَگُسنِهی بُته کِه رَفتِه خار اَمی
😭
دامِگِری دامِگِری
😭
جوراب خُم میفُورشِنَم سیت جُومِن نو میکُنَم
اَگر گِروتِر شُه خِری جُومِه و تُمبو میکُنَم
😭
نِه جُو مِه هِسّی نِه گِنُم نِه پیل کِه گِرده اِسّنَم
مُوقی جیلُم کِه وُبی بَلبَل و تَبدو میکُنَم
😭
نو کُتِلَی وامِپِسَم خُشکِکِ مَهلی میکُنَم
نِه مِثلِ ایسّه گی تاگی هَر شوو هَر رو مکُنَم
😭
‌‌دامِگِری دامِگِری
😭
دامِگِری دامِگِری بُته زِمندِ سُسِکِن
خُونِه تِقی مِژدی رِضا صِدای تار و تُمبکِن
😭
اوشُه شِرابِن و عَرق وِردِ زِبوشُه کُفرِ حَقّ
نُوشُه کُوکال ومسقِطی کِباشُه گوشتِ مُرغِکِن
😭
نِه یادشِه هِسّی اَ خدا نِه میشتِرسی اَبِلا
نِه دَردسِر شُه هِه سِه ما،نِه فِکرِچَه وچُمبِکن
😭
دامِگِری دامِگِری
😭
بِسّن(مرتب) بِخدا شِعرِتو مایه غمِن
تِ خُونِه ها ومَلّه ها وِردِ زِبونِ مَردُمِن
😭
دُو گوش تاجِرا کِرِی نمی شنِفِن فِغُون تو
اَگر سِه وَضعِ بیبهون شِعرِ مِمِلِکِت بِسّن
😭
خُدا تُو خُت سِبَب بِکُه سِه مَردُمُون مفتِلا
کِه تاجِری ئی دُوریَه نِه فِکرِ حالِ آدِمِن
💟
😭💟
💟😭💟
😭💟😭💟
💟😭💟😭💟😭💟😭

🍷🍷🍷شعر بهبهونی🍷🍷🍷
برای انتقاد و پیشنهاد @Ehhhsssan
https://telegram.me/behbehoni
🌧💦🌧💦🌧💦🌧💦
💦🌧💦🌧
🌧💦🌧
💦🌧
🌧
#ﺑﺎﺭﺍﻥ_ﻣﯽ ﺑﺎﺭﺩ .
💦
#ﻣﯿﺶ_ﻣﯽ_ﺯﺍﯾﺪ.
🐏 🐏
ﺑﺮﻩ ﺍﺵ ﺭﺍ ﻧﺬﺭﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ : ﯾﺎﺭ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ
💦

ﯾﺎﺩﺗﯽ ﺑﺎﺭﻭ ﺯﻩ ﻭ ﭼﺸﻤﻢ ﺟﻮﻭﻧﯽ ﻣﯿﮑﻮﺗﯽ
ﺩﺍﻍ ﺩﯾﺮﯾﺖ ﺷﺴﻪ ﻭ ﻫﻢ ﻏﻢ ﺟﻮﻭﻧﯽ ﻣﯿﮑﻮﺗﯽ
💦
ﺁﺳﻤﻮ ﺻﺎﻓﯽ ، ﺩﻟﻢ ﺍُﺭ ﻭ ﮐﻮﺍﺭﯼ ﺩﺍﻍ ﺗﻮ
ﭘﯿﺮﻭﺑﯿﺪﻡ ، ﺑﺎﺩ ﻭ ﺑﺎﺭﻭ ﻫﻢ ﺟﻮﻭﻧﯽ ﻣﯿﮑﻮﺗﯽ
💦
ﺗﯿﺮ ﻣﺮﺯﻧﮕﺖ ﻫﻨﯽ ﻫﻢ ﯾﺎﺩﺷﻦ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺑﺸﻮ
ﮐﺮ ﻧﻪ ﭘﻮﻣﺒﻮ ﺷﺴﻪ ، ﭘﺸﺘﯿﮑﻢ ﺟﻮﻭﻧﯽ ﻣﯿﮑﻮﺗﯽ
💦
ﮐﻔﺮ ﺗﺎﻟﺖ ﻣﯽ ﻭ ﻣﯿﺸﻮ ، ﻧﺎﺯ ﺑﺮُﮒ ﮐﺎﻓﺮﺕ
ﺁ ﺧﺪﺍ ﺷﻌﺮ ﻓﺮﯾﺪﻭ ﻫﻢ ﺟﻮﻭﻧﯽ ﻣﯿﮑﻮﺗﯽ
💦
ﻫﻪ ﺑﯿﻪ ﺍﻓﺘﻮ ﺩﯾﻮﺭﯼ ﺑﻮ ، ﺗﻮ ﻫﻢ ﺑﻪ ! ﻫﯽ ﺑﮕﻢ :
ﯾﺎﺭﮐﻢ ﮐﻢ ﮐﻢ ﮎ ﮐﻢ ﮐﻢ ﮐﻢ ﺟﻮﻭﻧﯽ ﻣﯿﮑﻮﺗﯽ
💦
#فرامرز_سدهی
🌧
💦🌧
🌧💦🌧
💦🌧💦🌧
🌧💦🌧💦🌧💦🌧💦

🍷🍷🍷شعر بهبهونی🍷🍷🍷
برای انتقاد و پیشنهاد @Ehhhsssan
https://telegram.me/behbehoni
🌹🍃🌹🍃🌹🍃
🍃🌹🍃
🌹🍃
🍃
می سرايم غزلی از تب آيينه ومن
غزلی سهميه امشب آيينه و من
🌹
غزلم کام به هم دوخته خورشيد است
ناله ام از جگر سوخته خورشيد است
🌹
مردی آمد تپش ناله من در دستش
نعش پرپر شده لاله من در دستش
🌹
مردی آمد که عطش روی لبش دوخته بود
مدرک غربت او نيم دری سوخته بود
🌹
همرهش بر سر نی داشت سری نورانی
از همان کرب و بلايی که خودت می دانی
🌹
صورتی داشت پر از خاک سفر بود هنوز
کاسه ای داشت پراز پاره جگر بود هنوز
🌹
مردمی همدم آيينه به او وصل شدند
اهل عشق و عطش و سينه به او وصل شدند
🌹
با کف پای پر از آبله ظاهر گشتند
روبروی صفی از حرمله ظاهر گشتند
🌹
مرد ؛می گفت و همه گوش به زنگش بودند
رازدار دل غمديده و تنگش بودند
🌹
ناگهان از سوی معراج صدايش کردند
ساکن وادی سر سبز خدايش کردند
🌹
خلفش عاشقی از جنس خودش بود ـ بزرگ ـ
مردی از جنس خدا . جنس عطش بود - بزرگ -
🌹
راه نورانی خورشيد که دنبال گرفت
کرکس فتنه به ناگاه پر و بال گرفت
🌹
عده ای تنگ نظر تيغ به دست آمده اند
تيغشان لخت چنان زنگی مست آمده اند
🌹
کارشان شبهه به تقديس حقايق شده است
عزمشان جزم پی قتل شقايق شده است
🌹
همگی اهل بهارند ولی پوشالی
طبلی از عاطفه دارند ولی تو خالی
🌹
شهر را با نفسی شوم دگرگون کردند
دل آن مرد خدا را همگی خون کردند
🌹
مردحق باز سر رشته دل را وا کرد
يادی ازغربت طولانی عاشورا کرد
🌹
گفت ای مردم بازار ببينيدچه شد
ايل نورانی دلدار ببينيدچه شد
🌹
اينچنين شهر به خون رنگ زدن آسان نيست
چارده آينه را سنگ زدن آسان نيست
🌹
نغمه خوانديم و شما نغمه ديگر گشتيد
هر چه گفتيم بياييد شما برگشتيد
🌹
عشق در يک قدمی بود ولی دور شديد
ما سليمان طلبيديم شما مور شديد
🌹
گفته بوديم که با قلب رقيق آمده ايم
از نمک خوردن يک زخم عميق آمده ايم
🌹
ولی از هيچ کسی دست کمک باز نشد
هيچ دستی مگر از بهر کتک باز نشد
🌹
پاسخ أن همه فرياد بجز سنگ نبود
جز سياهی در اين دشت بلا رنگ نبود
🌹
باز هم گفت همان مرد ولی سود نداشت
آتش خانه آن قوم بجز دود نداشت
🌹
گرچه آن قوم جدا گشت ولی ما هستيم
تا ابد ساکن ميخانه مولا هستيم
🌹
ما دراين شهر پر از زمزمه خورشيديم
جرعه نوش عطش از علقمه خورشيديم
🌹
اقتدا کرده دل ما به نماز گل سرخ
کار ما نيست شناسايی راز گل سرخ
🌹
#علی_زارعی_رضایی
🍃
🌹🍃
🍃🌹🍃
🌹🍃🌹🍃
🍃🌹🍃🌹🍃
🌹🍃🌹🍃🌹🍃

🍷🍷🍷شعر بهبهونی🍷🍷🍷
برای انتقاد و پیشنهاد @Ehhhsssan
https://telegram.me/behbehoni
گویش بهبهانی را بیشتر بشناسیم( ۳) (برگرفته از کتاب #توصیف همزمانی ساخت واژه گویش بهبهانی از تالیفات چاپ نشده ی آقای #خیرالله_محمدیان)👇👇👇
ویژگی های کلی گویش بهبهانی:
۳_ از آنجا که واژه های موجود در یک زبان یا گویش همیشه نمی توانند پاسخگوی همه ی نیازمندی های گفتاری خود باشند و بر این اساس گفته اند که«هیچ زبانی پاک، سره و بی تاثیر از ذخایر واژگانی زبان های دیگر نیست» در گویش بهبهانی نیز مانند گویش های دیگر، علاوه بر واژه های به جا مانده از پارسی باستان و زبان پهلوی، واژه های دیگری هم رایج است که ریشه در زبانهای انگلیسی، عربی، ترکی، یونانی، هندی،
فرانسوی، پرتغالی، روسی، چینی، مغولی و ... دارد. به واژه هایی که از زبان های دیگر وارد گویش بهبهانی شده است، «واژه های دخیل» یا «وام واژه» گفته می‌شود. رواج وام واژه ها در زبان ها و گویش ها در گذشته به علل مختلف اجتماعی، تبادلات بازرگانی، علمی ، سیاسی، فرهنگی، مهاجرت و ... بوده، است که امروزه دلایل دیگری ازجمله ورود محصولات صنعتی، رواج صنعت گردشگری، فعالیت‌ فراوان رسانه های گروهی خبری، ارتباطات گسترده ی مردمی، عوامل روان شناسی و شخصیتی از جمله تقلیدهای کور کورانه، تفاخر ورزیهای کاذب و ... به عوامل گذشته افزوده شده است.
این وامگیری اجتناب ناپذیر البته اگر براساس نیاز، معتدل و معقولانه باشد، نه تنها به زبان و گویش وام گیرنده آسیب نمی رساند؛ بلکه به غنای آن ها نیز می افزاید. در غیر این صورت، ترویج و تبلیغ و گسترش استفاده از واژه های دخیل می تواند به زبان و گویش آسیب جدی برساند.
به هر شکل، واژه های دخیل یا به شکل اصلی و یا با کمی تغییر در شکل تلفّظی خود در زبان و گویش به کار می‌روند.
در گویش بهبهانی وام واژه های زیادی وجود دارد که در این نوشته به تعدادی از آنها اشاره می‌ کنیم :

👈 ۱_ از زبان عربی
گاه عین واژه با حفظ لفظ و معنا استفاده شده مانند اجر (پاداش)، بزّاز(پارچه فروش)، آخر (پایان)، اثاث (اسباب و لوازم)، بری (بیزار) و ...
گاه با حفظ لفظ و تغییر معنا، به گونه ی مجازی استفاده شده مانند (دلاله) که درعربی به معنای راهنما وحجّت است؛ اما در گویش بهبهانی به معنای واسطه در موضوع ازدواج و همسریاب رایج است. یا واژه ی (فصیل) که در عربی به معنای جدایی و بچه شتر ماده است؛ اما در گویش بهبهانی به معنای دیوار لبه و دور بام خانه است. یا (بحر) که در عربی به معنای دریاست و در گویش بهبهانی به معنای عمق موضوع است و ....
گاه با اعمال فرایند واجی و تغییر در لفظ، با حفظ معنا به کار می‌رود مانند (عسک: عکس)، (قلف: قفل)، (خذمت: خدمت)، ایمام (امام) و ...
گاه با اعمال فرایند واجی و تغییر در لفظ و معنا به کار می‌رود مانند (غرت) که محرّف غرض عربی است و در عربی به معنای هدف و نیّت است؛ امّا در گویش بهبهانی به معنای ازروی عمد و علیرغم میل کسی کار کردن رایج است و...
گاه با واژه بهبهانی ترکیب شده و واژه ی جدیدی ساخته است مانند (خلاّر) به معنای بوی بد عرق بدن که از (الخل) عربی به معنای عرق) و (لار) بهبهانی به معنای بدن، ترکیب شده است. یا واژه (حروم تیمه) به معنای حرام زاده که از ترکیب واژه (حرام) عربی با (تیمه) بهبهانی به معنای تخم، اصل و نسب ساخته شده است. (حلّه بف) به معنای عباباف، (حلم) ترکیب شده از واژه ی حالا + هم، به معنای تاکنون، تا به حال و ...

👈 ۲_ از زبان یونانی مانند واژه های (بلول) محرّف بلور به معنای شیشه، از جنس شیشه، (سجلد) به معنای شناسنامه، (فونوس) چراغ نفتی دستی و ...

👈 ۳_ از زبان آرامی مانند واژه ی (لیر) به معنای لجن، گل و لای

👈 ۴_ از زبان سریانی مانند واژه های (کتیره) به معنای صمغ نوعی درخت که خاصیت درمانی دارد، (ماشلو) به معنای دانه هایی که روی پوست بدن می روید، ورم، آماس و...

👈 ۵_ از زبان انگلیسی مانند واژه های (بلف: سخن گزاف)، (پتی: خالی)، (پوتر: پودر، گرد ذرات)، (پنگری: ضربه زدن باانگشت به چیزی) ، (تماته: گوجه فرنگی)، (ترپی: دانه های ریز روی بدن)، (تین: زمان، وقت)، (سمنت: سیمان)، (رو: ردیف)، (کرن : جرثقیل)، (کتلی: قوری)، (کفّه: سرفه)،(نوت: اسکتاس)، (گلپ: چراغ، لامپ)و...

👈 ۶_ از زبان فرانسوی مانند واژه های (آجان: مأمور نیروی انتظامی )، (انگوش: مراقبت)، (بروش: مسواک، شانه ی سر)، (بلتیک: تدبیر)، (رنگ: قسمت فلزی چرخ ماشین)، (شوفر: راننده)، (شورو: نوعی کفش، گیوه سنتی)، (فلوت: نی لبک)، (کربات: کراوات)، (گاراج: گاراژ)، (لیره: سکه، مسکوک طلا)، (یست: قیافه،ژست) و...

👈 ۷_ از زبان آلمانی مانند واژه های (شور : دراز، طولانی)، (شلنگ / انگلیسی/ آلمانی: گام بلند) و ...

👈 ۸ _ از زبان پرتغالی مانند واژه ی (فیدوس: آژیر)

👈 ۹_ از زبان ترکی مانند واژه های (آش: برنج)، (بخچه: دستمال حمل پارچه و لباس)، (بهادر: قهرمان، دلیر)، (پیشتو: نوعی هفت تیر)، (پوماد: مرهم روغنی)، (چوشی: چاووش خوا
نی)، (چول: خراب)، (سفور: رفتگر)، (قاشغ: قاشق)، (قدغن: ممنوع)، (قزغو: دیگ بزرگ مسی) و ...

👈 ۱۰_ از زبان ترکی مغولی مانند واژه های (تمن: تومان، واحد پول) ،(گوچّ گوچ: آواره شدن) ، (یسّبل: نگهبان)، (یغر: مغرور، خودخواه) و...

👈 ۱۱_ از زبان روسی مانند واژه های (سغلو: پادگان نظامی)، (استکان: ظرف چای خوری)، (بشکه: ظرف حمل مایعات)،(بسکوت: بیسکویت)، (درشکه: وسیله حمل مسافر)، (کوکال: کلوچه)،(متّوک: چوب مخصوص بازی محلی)، (نفنوف: پیراهن سنتی زنان بهبهانی) و...

۱۲_ از زبان هندی مانند واژه های (پنکه : بادبزن برقی!)، (پوتیل: دیگ بزرگ مسی)، (تمر: خوراکی چاشنی غذا)، (توره: روباه)، (جوله: جوجه تیغی)، (چال: گودال)، (چیت: نوعی پارچه ی نخی نازک و گلدار)، (چمپا: نام نوعی برنج مرغوب محلی)، (شنگل: ظریف و زیبا) و ...

👈 ۱۳_ از زبان چینی مانند واژه (چو: شایعه، خبر بد)
..................................

(ادامه ویژگی‌های گویش بهبهانی را انشاالله به شرط حیات، در سلسله نوشته‌های بعدی تقدیم علاقه مندان به فرهنگ بهبهان خواهم کرد.

ارادتمند شما #خیرالله_محمدیان

🍷🍷🍷شعر بهبهونی🍷🍷🍷
برای انتقاد و پیشنهاد @Ehhhsssan
https://telegram.me/behbehoni
🌧☔️🌧☔️🌧☔️🌧☔️
☔️🌧☔️🌧
🌧☔️🌧
☔️🌧
🌧
#صدای_بارون...
💦
صدای پاتو از بارون شنیدم/
گل عشق رو تو چشمون تو دیدم
💦
به گرمای نگاهت جون گرفتم/
توآغوشت سر وسامون گرفتم
💦
دلت پاکه مث ابر بهاری/
به سینه نم نمِ بارون میباری
💦
دلم با تو هوای خونه داره/
هوای ساغر وپیمونه داره
💦
به لبخندی منو دیوونه ترکن/
صدام کن عاشقت رو دربه درکن
💦
منوباخود ببر تا اوج مستی/
چه زیبا خوب من بر دل نشستی
💦
دل نادر به وصلت بی قراره/
هواش ابری شده میخوادبباره
💦
#نادر_تقدیسی
🌧
☔️🌧
🌧☔️🌧
☔️🌧☔️🌧
🌧☔️🌧☔️🌧☔️🌧☔️

🍷🍷🍷شعر بهبهونی🍷🍷🍷
برای انتقاد و پیشنهاد @Ehhhsssan
https://telegram.me/behbehoni
💦ﯾﺎﺩﯼ ﺑﺨﯿﺮ ته ﻣﻠﻪ ﻫﺎ،
💦ﻭﻗﺘﯽ که ﺑﺎﺭﻭ ﻣﯽ ﺍَﻣﯽ،
💦ﻧﻢ ﻧﻢ ﺑﺎﺭﻭﻥ ﺧﺪﺍ،
💦ﺃ ﻧﻮﮔﻪ ﻫﺎ ﺍﻭُ ﻣﯽ ﺍﻣﯽ،

#خانم #خندانی
طراح : #آزاد
╔═══ঊঈ شعر ঊঈ═══╗
💃🍷 @behbehoni🍷🏃
💃🍷 @behbehoni🍷🏃
╚═══ঊঈ بهبهونی ঊঈ══╝
َم نِمَی 💦

(گویش شیرین بهبهانی را پاس بداریم)

شعر: #خانم #خندانی
💦💧💦💧

ﯾﺎﺩﯼ ﺑﺨﯿﺮ ته ﻣﻠﻪ ﻫﺎ،
ﻭﻗﺘﯽ که ﺑﺎﺭﻭ ﻣﯽ ﺍَﻣﯽ،
ﻧﻢ ﻧﻢ ﺑﺎﺭﻭﻥ ﺧﺪﺍ،
ﺃ ﻧﻮﮔﻪ ﻫﺎ ﺍﻭُ ﻣﯽ ﺍﻣﯽ،
💦💧💦💧
ﻧﻢ ﻧﻢ ﺑﺎﺭﻭ ﺳﺮ ﺑﻮ،
ﺷُﺮﺷُﺮ ﺑﺎﺭﻭ ته ﺳﺮﺍ،
ﺩﺭﺧﺖ ﻧﺎﺭَﯼ ﻭ ﮐُﻨﺎ،
اَ ﻧﻢ ﻧﻤﯽ ﺟﻮ ﻣﯽ ﺍَﻣﯽ،
💦💧💦💧
‏( ﻧﻢ ﻧﻤﮑﻦ ﻧﻢ ﻧﻤﮑﻦ،
ﺧﯿﺎﺭ ﺑﺎﺭﻭ تِرِکِن...
‏هوی بچکو نَم نَمکن،
خیار بارو تِرِکِن)
💦💧💦💧

ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﺎﺭﻭ ﻣﯽ ﺍَﻣﯽ،
ﺟﯽ ﺑﭽﮑﻮ ته ﻣﻠﻪ ﺑﯽ،
ﻧﻢ ﻧﻤﮑﻦ، ﻧﻢ ﻧﻤﮑﻦ،
ﻭِﺭﺩ ﺯﺑﻮﻥ ﻫﻤﻪ ﺑﯽ،
💦💧💦💧
ته ﻣﻠﻪ ﻫﯽ ﺷِﻠﯽ ﮔِﻠﯽ،
ﺯﻣﯿﻦ ﺻﺎﻑﻭﺻﯿﻒ ﻧﺒﯽ،
ﺯﯾﺮ ﺷﻞ ﻭُﻣﺒﯽ ﭼﮑﻤﻪ ﻫﺎ،
ﻧﻘﺶ ﻭ ﻧﮕﺎﺭﯼ ﺭﯼ ﺯﻣﯽ،
💦💧💦💧
(ﻧﻢ ﻧﻤﮑﻦ، ﻧﻢ ﻧﻤﮑﻦ،
ﺧﯿﺎﺭ ﺑﺎﺭﻭ تِرِکِن...
ﻫﻮﯼ ﺑﭽﮑﻮ ﻧﻢ ﻧﻤﮑﻦ
ﺧﯿﺎﺭ ﺑﺎﺭﻭ تِرِکِن)
💦💧💦💧
ﻭﻗﺘﯽ که ﺑﺎﺭﻭ ﻧﺰﺩﯼ،
ﻣﺮﺩﻡ ﭘﺎﮎ ﻭ ﺑﯽ ﺭﯾﺎ،
اَﺳﺮ قبر اُم آﺧﻮﻧﺪ،
ﺗﻮﺑﺸﻪ ﻣﯿﮑﻪ اَ ﮔﻨﺎﻩ،
💦💧💦💧
«ﯾﺎﺍﻟﻠﻪ ﺗﻮﺑﻪ، سی ﺧﺎﻃﺮ ﻗﺒﺮ ﺁﺧﻮﻧﺪ ﺍﻭُ ﺑﻪ»
«ﯾﺎﺍﻟﻠﻪ ﺭﺣﻤﺘﯽ، سرامو تا، پامو پتی»

(ﺍﯼ ﻗﻨﺒﺮ ﻭﻓﺎﺩﺍﺭ،
ﺑﺎﺭﻭ ﺑﺰﻩ ﻧﻮﺍﺩﺍﺭ)

💦💧💦💧

ﻫﻨﯽ اَ قبر اُم ﺁﺧﻮﻧﺪ،
ﻧﯿﻤﺪﻩ ﺑﯿﺪﻥ ﺑﺮﺳﻦ،
اُور ﻣﯽ ﺍﻣﯽ ته ﺁﺳﻤﻮ،
ﻧﻢ ﻧﻤﮑﻦ، ﻧﻢ ﻧﻤﮑﻦ
💦💧💦💧
ﮐﻮﺷﮑﯽ ﺩﻭﺍﺭﺗﻪ اُور ﻭﺑﻮ،
ته مله هی ﺧﻮﺏ ﻗﺪﯾﻢ،
ﺑﯽ یِن ﺩﻭﺍﺭﺗﻪ ﺑﭽﮑﻮ،
ﺗﺎ ﺷﻌﺮ ﻧﻢ ﻧﻤﯽ ﺑﮕﯿﻢ،
💦💧💦💧
ﻧﻢ ﻧﻤﮑﻦ ... ﻧﻢ ﻧﻤﮑﻦ،
خیار بارو تِرِکِن،
ﻫﻮﯼ ﺑﭽﮑﻮ ﻧﻢ ﻧﻤﮑﻦ،
ﺧﯿﺎﺭ ﺑﺎﺭﻭ تِرِکِن ...
💦💧💦💧💦

🍷🍷🍷شعر بهبهونی🍷🍷🍷
برای انتقاد و پیشنهاد @Ehhhsssan
https://telegram.me/behbehoni
🚨 🚒
شعری از دکتر #میثم_امانی

🔥"باحسرت و دریغ و تقدیم به آتش نشانان شهید در حادثه پلاسکو"



عکس اول: ناگهان دور و برم آتش گرفت
پیش چشمم خنده های مادرم آتش گرفت

عکس دوم را که می انداختی با گوشی ات
شعله شعله خاطرات همسرم آتش گرفت

تو به فکر برگ برگ دسته چک؛ در ذهن من
برگ برگ مشق های دخترم آتش گرفت

تو مرا دیدی میان سینمای خانگی ت
صحنه در صحنه تمام پیکرم آتش گرفت

تو خبر را با کباب داغ خوردی آن طرف
دست های خسته ی نان آورم آتش گرفت

تو کنار عابران غرق تماشا و سکوت
در گلو فریادهای آخرم آتش گرفت

کاختان آوار شد بر سقف بازوهای من
غیرت ققنوس در خاکسترم آتش گرفت

مادری با بغض می گردد میان شعله ها
نوحه می خواند: خدا تاج سرم آتش گرفت-

نیمه ای از پیکرم در کربلای پنج سوخت
بعد سی سال آه نیم دیگرم آتش گرفت

🚨 🚒 #پلاسکو🔥
تاریخ و ادبیات بیبهو

🍷🍷🍷شعر بهبهونی🍷🍷🍷
برای انتقاد و پیشنهاد @Ehhhsssan
https://telegram.me/behbehoni
شعر : #میثم_امانی

🔥"باحسرت و دریغ و تقدیم به آتش نشانان شهید در حادثه پلاسکو"🔥

طراح : #آزاده
🚒 @behbehoni 🚨
🚨 @behbehoni 🚒
¯\_(ツ)_/¯
چند سال صبر کرده بودم درسش تمام شود
دو سال هم برای سربازی رفتنش خون دل خورده بودم
یکی دو سالی هم خودمان قرار گذاشتیم دندان روی جگر بگذاریم تا مغازه اش رونق بگیرد
پول عروسی مان تقریبا جور شده بود
دو ماه هم محرم و صفر را صبر کردیم تا تشریفات عروسی را در حد توانمان نسبتا کامل به جا بیاوریم که حسرت به دل نمانیم
امشب هم قرارمان بود زودتر مغازه را تعطیل کند و به موقع خودش را برای مراسم خواستگاری به منزل ما برساند
خواسته بودم زیباترین و گرانترین لباس مغازه اش را تنش کند که دل پدر و مادرم را در جا ببرد
از بعد نماز صبح اما عجیب دلم شور میزد
فکر می کردم به خاطر نگرانی از نتیجه ی مراسم امشب است
فکر می کردم بیقراری ام برای دیدنش در لباس دامادی است
فکر می کردم از هیجان فرصتی است که احتمالا امشب، بزرگترها در اختیارمان می گذارند تا با هم حرف بزنیم
هر کار کردم خوابم نبرد، نیمه هوشیار کنترل تلویزیون را برداشتم و ناباورانه با چشمان خودم دیدم که پلاسکو و تمام آرزوهایم چگونه ناگهان فرو ریخت و در آتش سوخت
او حتی فرصت نکرده بود خودش زنگ بزند
شک ندارم آخرین لحظه به این فکر کرده برای دوباره از صفر شروع کردن چقدر دیگر باید صبر کنیم
می گویند رفته بوده اجناس مغازه را بیرون بکشد که سقف چند طبقه روی سرش آوار می شود!

#فاطمه_نعمتی



🍷🍷🍷شعر بهبهونی🍷🍷🍷
برای انتقاد و پیشنهاد @Ehhhsssan
https://telegram.me/behbehoni