#چه_قدر_خوبيم_ما !
✅زمستون امسال همون موقعی که ابرهای تمام ایران توی #خوزستان کنفرانس داشتند و به تلافی دوازده سال گذشته به حال مون گریه میکردن
همون موقعی که #سدها حالشون از آب به هم میخورد و همشو می فرستادن بیرون تا یادمون باشه که حداقل به بستر رودخانه نباید تجاوز کنیم ؛؛ امیر من و آرش را دعوت کرد تا برای دیدن نمایشگاه ساختمان و مصالح چند روزی بریم دبی .
من هم ترسیده بودم که نکنه اسرافیل بعد از قرنها بیکاری بخواد همین روزا اقدامی بکنه؛ سریع دعوتش را قبول کردم تا این دو روز باقیمانده دنیا، گشتی هم زده باشم .
🔹وقتی اللا گارسون رستوران که تو لباس پوشیدن کوتاهی کرده بود برامون غذا اُورد امیر بهش گفت "این مدل مو خیلی بهت میاد" که دیدم گُل از گُل اللا شکفت و با خنده ای از ته دل تشکر کرد و رفت ؛؛ تا روز آخر مسافرت هیچ وقت اللا را ندیدیم .
🔹 فردای اون روز موقعی که توی نمایشگاه به آقایی که توی قد و هیکل با #آرنولد رقابت میکرد برخورد کردیم، امیر گفت "شما خیلی خوش تیپ هستید! " اون آقا هم تشکر کرد و خوشحال شد .
يادم میاد پارسال که يه پیراهن آبی آستین کوتاه خریده بودم اول صبح پویا به من گفت که این پیراهن خیلی بهت میاد اون روز تا آخر وقت خیلی خوشحال بودم و به قول فرنگیها روزم را ساخت. لحظهای که پویا این جمله را گفت از ذهنم پاک نمیشه .
آرش هم تعریف می کرد که پارسال ترکیه بوده و بارها دیده که مردم از لباس، مو یا قیافه افراد غریبه تعریف می کردن و از این فرهنگ خارجی ها استقبال میکرد .
🔷با خودم فکر کردم که اگر من به منشی دکتر بگم "خانم مقنعه ات خيلى بهت میاد! " احتمالا تا آخر شب باید پشت در اتاق بمونم و شاید آقای دندانپزشک هم با تزریق کمتر مواد سِر کننده تلافی این حرف را سرم در بیاره .
یا اگر دختری به پسر همسایه ما بگه چقدر موتورسیکلتت خوشگله چه رفتار ددمنشانه ای از این پسر سر میزنه .
یا اگه به سوپرى سر كوچه بگم چقدر پیراهنت قشنگه .........
🔹با داشتن فردوسی، سعدی، حافظ، ابن سینا ..... باید به ایرانی ها بگیم "آنچه خوبان همه دارند تو یکجا داری" اما این دلیل نمیشه که عادت های جدید رو وارد زندگیمون نکنیم .
درسته که ما #ایرانی ها دارای فرهنگ کهن و غنی هستيم ولی میتونیم توی بعضی چیز ها تجدید نظر کنیم .
#بهرام_معتمدى
🎸شعر بهبهونی🎸
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
✅زمستون امسال همون موقعی که ابرهای تمام ایران توی #خوزستان کنفرانس داشتند و به تلافی دوازده سال گذشته به حال مون گریه میکردن
همون موقعی که #سدها حالشون از آب به هم میخورد و همشو می فرستادن بیرون تا یادمون باشه که حداقل به بستر رودخانه نباید تجاوز کنیم ؛؛ امیر من و آرش را دعوت کرد تا برای دیدن نمایشگاه ساختمان و مصالح چند روزی بریم دبی .
من هم ترسیده بودم که نکنه اسرافیل بعد از قرنها بیکاری بخواد همین روزا اقدامی بکنه؛ سریع دعوتش را قبول کردم تا این دو روز باقیمانده دنیا، گشتی هم زده باشم .
🔹وقتی اللا گارسون رستوران که تو لباس پوشیدن کوتاهی کرده بود برامون غذا اُورد امیر بهش گفت "این مدل مو خیلی بهت میاد" که دیدم گُل از گُل اللا شکفت و با خنده ای از ته دل تشکر کرد و رفت ؛؛ تا روز آخر مسافرت هیچ وقت اللا را ندیدیم .
🔹 فردای اون روز موقعی که توی نمایشگاه به آقایی که توی قد و هیکل با #آرنولد رقابت میکرد برخورد کردیم، امیر گفت "شما خیلی خوش تیپ هستید! " اون آقا هم تشکر کرد و خوشحال شد .
يادم میاد پارسال که يه پیراهن آبی آستین کوتاه خریده بودم اول صبح پویا به من گفت که این پیراهن خیلی بهت میاد اون روز تا آخر وقت خیلی خوشحال بودم و به قول فرنگیها روزم را ساخت. لحظهای که پویا این جمله را گفت از ذهنم پاک نمیشه .
آرش هم تعریف می کرد که پارسال ترکیه بوده و بارها دیده که مردم از لباس، مو یا قیافه افراد غریبه تعریف می کردن و از این فرهنگ خارجی ها استقبال میکرد .
🔷با خودم فکر کردم که اگر من به منشی دکتر بگم "خانم مقنعه ات خيلى بهت میاد! " احتمالا تا آخر شب باید پشت در اتاق بمونم و شاید آقای دندانپزشک هم با تزریق کمتر مواد سِر کننده تلافی این حرف را سرم در بیاره .
یا اگر دختری به پسر همسایه ما بگه چقدر موتورسیکلتت خوشگله چه رفتار ددمنشانه ای از این پسر سر میزنه .
یا اگه به سوپرى سر كوچه بگم چقدر پیراهنت قشنگه .........
🔹با داشتن فردوسی، سعدی، حافظ، ابن سینا ..... باید به ایرانی ها بگیم "آنچه خوبان همه دارند تو یکجا داری" اما این دلیل نمیشه که عادت های جدید رو وارد زندگیمون نکنیم .
درسته که ما #ایرانی ها دارای فرهنگ کهن و غنی هستيم ولی میتونیم توی بعضی چیز ها تجدید نظر کنیم .
#بهرام_معتمدى
🎸شعر بهبهونی🎸
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
Telegram
🎸شعر بهبهونی🎸
🎸شعر بهبهونی🎸
همراهان گرامی جهت انتقاد و پیشنهاد
یا ارسال👇👇
#اشعار_بهبهانی
#ترانه_های_محلی
#داستان_ها و #ضرب_المثل_های #بهبهانی #عکس_مناظر_بهبهان
به آی دی زیر ما را
در بهتر شدن یاری دهید👇👇
@Azadeh31
همراهان گرامی جهت انتقاد و پیشنهاد
یا ارسال👇👇
#اشعار_بهبهانی
#ترانه_های_محلی
#داستان_ها و #ضرب_المثل_های #بهبهانی #عکس_مناظر_بهبهان
به آی دی زیر ما را
در بهتر شدن یاری دهید👇👇
@Azadeh31
🍵🍵🍵
حره ترش
دم نونویی بیدم که زن میگ رمضونم دیت که یه ظرف حره هم ته دسه بی.
ویسا و دیم هم احوالپرسیم که.
کر بو حره یکوش مس کرده بیدم.... اصلنم نفهمی که چه ی میگا، فقط ت فکره یه بیدم که زی گرده هام اسنم و بشم سی شوم ، حره اسنم.
🍵
خداحافظیش که و ره، زیاد طول نکشس که په تا گردمم اسه و تند تندم لی زه تا زی برسم ا خونه.
مستقیم رتم سی مطبق تا گرده ها هنم ت جانونی، هر چه دنباله گشتم نمدیت.
باه .... پناه بر خدا ...پ ای جا نونیه کجا رته. کر شاید نهادم بو داخل تو. اونجه مم سیل که ولی نبیدی.... آخی پ باله در اوه.
فکر کنم دوارته حجت خیر ندیتی برده بو دیم خوی صحرا ، کر نخوبن سی یه دقه خونه ی کو ول کنه که مین توی مشخن و میشن.
نیم سعت هم طول نکشس که رتم و امدم.
🍵
صدی زنگ امی....
در سرام واز که دیتم بیامین پشت در.
- پ بیامین دادا ت اینجه چه مکنه؟
- امشب خونه شما هستم بابام منو رسوند و رفت ، به به هستش؟
- نه نیستش رفته در، میخی با من بریم حره بخریم ؟
-ها دادا میام.
- پ بزار در سرا رو ببندم .
- بابات چرا نیمه داخل؟
- گفت کار داره.
🍵
ندا هم خوی و زنه امشو شه می کجا بشن که ای بچی شو اورده اینجه.
- پ بیامین دادا لی بزن دیر شد
- دادا کر من بنیامینم
ن بیامین
🍵
- خو دادا تو فعلا لی بزن. الان میگ حمدی در دکونش رو میبنده.
دلم خی وبی تا رسسیم. آله بگم جان هم اونجه بی. گفتی که امشو شو میمو هسی و امده سیشا حره اسا، کر محلی وراچی.... دل آدم خی میکا.
بیامینم بونه که و امدم. می مم سر دل حرف زده دیم او هسی.
🍵
رسسیم خونه، انگار حجت هنی نیمده بی ولی باشا شسه بی سر آسونه در.
- پ سیچه اینجه شسیه؟ پ یخ مکنه. صبا مریض وبیده صحابت هسی بت به دکتر ! پبه پبه تا بشیم تو.
حره ی کوم نها سر گاز و رتم ته سردابم نون خشک اوه بالا.... هم شسم تلیت کنم که یهو بیامینه گا می من از این غذاها میخورم.
- پ می این چشه دادا؟ حره خوشمزس
🍵
- ن دادا من پیتزا میخوام
- پ من الان برات پیتزا از کجا برات بیارم. پاشه که ت ی کفش که الا و بلا پیتزا میخوام و براکی میدا. نیواهشت که مه یگم تلیت بخورم.
هر چی تو دهونم در امه وشه باشا و دیشنم گا.
کاریش سر ما اوه که میگ نصرت امه دم در که بنیم چه خبرن. وشی شابونم گا بره سیش اسا که الان ته مله خلق عام ومبیم. خلاصه او هم ره. میگ نصرت ویسا ، پشت بنده هم دی هادی و دی شکری امدن و وشاشنم حره تارف که و اوشو هم ا خدا خاسه خرشا ، و قد یه باقله گیر خوم نیمه.
🍵
سر هیچکس به اندازه بیگم ن لجیم. وال تا بی خونه ، سره ور مکنم که بی موقع بچه نفرسه خونه ما.
#اکرم_متولی
🍵🍵🍵
🎸شعر بهبهونی🎸
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
حره ترش
دم نونویی بیدم که زن میگ رمضونم دیت که یه ظرف حره هم ته دسه بی.
ویسا و دیم هم احوالپرسیم که.
کر بو حره یکوش مس کرده بیدم.... اصلنم نفهمی که چه ی میگا، فقط ت فکره یه بیدم که زی گرده هام اسنم و بشم سی شوم ، حره اسنم.
🍵
خداحافظیش که و ره، زیاد طول نکشس که په تا گردمم اسه و تند تندم لی زه تا زی برسم ا خونه.
مستقیم رتم سی مطبق تا گرده ها هنم ت جانونی، هر چه دنباله گشتم نمدیت.
باه .... پناه بر خدا ...پ ای جا نونیه کجا رته. کر شاید نهادم بو داخل تو. اونجه مم سیل که ولی نبیدی.... آخی پ باله در اوه.
فکر کنم دوارته حجت خیر ندیتی برده بو دیم خوی صحرا ، کر نخوبن سی یه دقه خونه ی کو ول کنه که مین توی مشخن و میشن.
نیم سعت هم طول نکشس که رتم و امدم.
🍵
صدی زنگ امی....
در سرام واز که دیتم بیامین پشت در.
- پ بیامین دادا ت اینجه چه مکنه؟
- امشب خونه شما هستم بابام منو رسوند و رفت ، به به هستش؟
- نه نیستش رفته در، میخی با من بریم حره بخریم ؟
-ها دادا میام.
- پ بزار در سرا رو ببندم .
- بابات چرا نیمه داخل؟
- گفت کار داره.
🍵
ندا هم خوی و زنه امشو شه می کجا بشن که ای بچی شو اورده اینجه.
- پ بیامین دادا لی بزن دیر شد
- دادا کر من بنیامینم
ن بیامین
🍵
- خو دادا تو فعلا لی بزن. الان میگ حمدی در دکونش رو میبنده.
دلم خی وبی تا رسسیم. آله بگم جان هم اونجه بی. گفتی که امشو شو میمو هسی و امده سیشا حره اسا، کر محلی وراچی.... دل آدم خی میکا.
بیامینم بونه که و امدم. می مم سر دل حرف زده دیم او هسی.
🍵
رسسیم خونه، انگار حجت هنی نیمده بی ولی باشا شسه بی سر آسونه در.
- پ سیچه اینجه شسیه؟ پ یخ مکنه. صبا مریض وبیده صحابت هسی بت به دکتر ! پبه پبه تا بشیم تو.
حره ی کوم نها سر گاز و رتم ته سردابم نون خشک اوه بالا.... هم شسم تلیت کنم که یهو بیامینه گا می من از این غذاها میخورم.
- پ می این چشه دادا؟ حره خوشمزس
🍵
- ن دادا من پیتزا میخوام
- پ من الان برات پیتزا از کجا برات بیارم. پاشه که ت ی کفش که الا و بلا پیتزا میخوام و براکی میدا. نیواهشت که مه یگم تلیت بخورم.
هر چی تو دهونم در امه وشه باشا و دیشنم گا.
کاریش سر ما اوه که میگ نصرت امه دم در که بنیم چه خبرن. وشی شابونم گا بره سیش اسا که الان ته مله خلق عام ومبیم. خلاصه او هم ره. میگ نصرت ویسا ، پشت بنده هم دی هادی و دی شکری امدن و وشاشنم حره تارف که و اوشو هم ا خدا خاسه خرشا ، و قد یه باقله گیر خوم نیمه.
🍵
سر هیچکس به اندازه بیگم ن لجیم. وال تا بی خونه ، سره ور مکنم که بی موقع بچه نفرسه خونه ما.
#اکرم_متولی
🍵🍵🍵
🎸شعر بهبهونی🎸
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
Telegram
🎸شعر بهبهونی🎸
🎸شعر بهبهونی🎸
همراهان گرامی جهت انتقاد و پیشنهاد
یا ارسال👇👇
#اشعار_بهبهانی
#ترانه_های_محلی
#داستان_ها و #ضرب_المثل_های #بهبهانی #عکس_مناظر_بهبهان
به آی دی زیر ما را
در بهتر شدن یاری دهید👇👇
@Azadeh31
همراهان گرامی جهت انتقاد و پیشنهاد
یا ارسال👇👇
#اشعار_بهبهانی
#ترانه_های_محلی
#داستان_ها و #ضرب_المثل_های #بهبهانی #عکس_مناظر_بهبهان
به آی دی زیر ما را
در بهتر شدن یاری دهید👇👇
@Azadeh31
"چرا اینگونه شده ایم"
تمام تلاشمان در جهت ساختن را کنار گذاشته ایم، همه ید واحد دست در دست هم بی هیچ چشمداشتی در جهت تخریب مملکت گام برمیداریم و دریغ از لحظه ای تفکر که داریم چکار میکنیم
ملت را دشمن خونی هم بدانیم از صدام حسین که بدتر نیستند، انکه آخرش به آتش بس ختم شد و حتی آنقدر مهربان بودیم که از حق ملت هم گذشتیم و هرآنچه را باید از دولت عراق بابت غرامت میگرفتیم بخشیدیم هرچند بی هیچ سند و دستنوشته ای هم این کار صورت گرفت خب بگذریم که این موضوع خودش هزار قصه جداگانه دارد
اما از این دشمن خونی گذشتیم و بعد از آتش بس هم چنان به کمک عراق شتافتیم که باعث شک و شبهه جوامع بین الملل شد.
خلاصه در درون جامعه خودمان همدیگر را از صدام بدتر میدانیم و برای بیرون راندن از میدان دست به هرکاری میزنیم ،اخلاق که حلقه گمشده هست در این میان، فقط و فقط حذف رقیب به هر قیمتی باشد .
دین و اعتقادات هم بیشتر ملعبه ای در دست هست چنان تفسیری از آن صورت میگیرد که شکایت کنندگان اول از ما خود پیامبر و معصومین هستند که هر کاری را نسبت میدهیم به اسلام و نمیگویم اسلامی که خودمان طراحش هستیم.
چرا اینگونه شده ؟
چرا از گذشته عبرت نمیگیریم؟
چهل سال تجربه ، امروزه چنان حرکت میکنیم که روز بروز دریغ و افسوس میخوریم از روزهای گذشته
چنان به غارت مملکت مشغول که صد رحمت به حمله مغول
هر روز شاهد گرفتن مدیری هستیم
که چشممان به جمال مسئولی روشن میشود با ارقام غارت دیگری و چنان در این کار بر قبلی سبقت میگیرند که با رکورد جدیدی مواجه میشویم و دریغ از اینکه با گرفتار شدن قبلی ارقام پایین بیاید.
از طرفی باید ملت سعی کنند توجه ای به این امور نداشته باشند و فقط تا میتوانند حواله به روز قیامت بدهند و خودشان را ناراحت نکنند و حرفی بزنند خدای نکرده به قبای کسب برخورد.
راستی اگر بخواهند احکام این دزدیها جاری شود آن وقت مملکتی داریم که افرادی مدیر بی دست و در تاریخ رتبه اول را اقلا در این مورد کسب خواهیم کرد.
کاش در دهه ۶۰ و ۷۰ سعی در پنهان کردن خطاها نمی شد پوشیدن آن خطاها آفت امروزه جامعه هست .
چقدر از توان و انرژی برای مقابله با نیروی مخالف فکر خودمان هدر میدهیم و سعی در مچگیری رقیب داریم برای چیزهای پیش پا افتاده .
برای نمونه تمام توان کشور را صرف اینکه خانمها وارد ورزشگاه بشوند یا نشوند کرده ایم خودتان بهتر از بنده واقف هستید تا کجا پیش رفته ایم برای حذف رقیب از هر کجا شده خرج کرده ایم این نمونه کوچکی از هزاران مواردی از این قبیل هست در جهت تخریب نه سازندگی
نتو خود بخوان حدیث مفصل....
حتما انتظار هست که برای برون رفت از این ورطه چکار باید کرد
*اجرای قوانین از بالا به پایین
*معیار اصلی در همه جا قانون اساسی (چه خوب چه بد )باشد هرچند بعضی از قوانین دیگر اثری ازخود اصل قانون نمانده
*بجای تخریب همدیگر باید سعی کنیم آستانه تحمل خودمان را بالا ببریم
و اینطوری نباشد که هر با ما نیست بر ماست.
*قبل از شنیدن سخن دیگران آنان را قضاوت نکرده و با گوش دادن به سخنان باعث ایجاد بستر اعتماد سازی در جامعه شد و با گذاشتن آجر آجر دیوار اعتماد را در بین آحاد مردم بلند کرده
و.......
تهران . #عباداریان ۹۸/۰۷/۱۶
🎸شعر بهبهونی🎸
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
تمام تلاشمان در جهت ساختن را کنار گذاشته ایم، همه ید واحد دست در دست هم بی هیچ چشمداشتی در جهت تخریب مملکت گام برمیداریم و دریغ از لحظه ای تفکر که داریم چکار میکنیم
ملت را دشمن خونی هم بدانیم از صدام حسین که بدتر نیستند، انکه آخرش به آتش بس ختم شد و حتی آنقدر مهربان بودیم که از حق ملت هم گذشتیم و هرآنچه را باید از دولت عراق بابت غرامت میگرفتیم بخشیدیم هرچند بی هیچ سند و دستنوشته ای هم این کار صورت گرفت خب بگذریم که این موضوع خودش هزار قصه جداگانه دارد
اما از این دشمن خونی گذشتیم و بعد از آتش بس هم چنان به کمک عراق شتافتیم که باعث شک و شبهه جوامع بین الملل شد.
خلاصه در درون جامعه خودمان همدیگر را از صدام بدتر میدانیم و برای بیرون راندن از میدان دست به هرکاری میزنیم ،اخلاق که حلقه گمشده هست در این میان، فقط و فقط حذف رقیب به هر قیمتی باشد .
دین و اعتقادات هم بیشتر ملعبه ای در دست هست چنان تفسیری از آن صورت میگیرد که شکایت کنندگان اول از ما خود پیامبر و معصومین هستند که هر کاری را نسبت میدهیم به اسلام و نمیگویم اسلامی که خودمان طراحش هستیم.
چرا اینگونه شده ؟
چرا از گذشته عبرت نمیگیریم؟
چهل سال تجربه ، امروزه چنان حرکت میکنیم که روز بروز دریغ و افسوس میخوریم از روزهای گذشته
چنان به غارت مملکت مشغول که صد رحمت به حمله مغول
هر روز شاهد گرفتن مدیری هستیم
که چشممان به جمال مسئولی روشن میشود با ارقام غارت دیگری و چنان در این کار بر قبلی سبقت میگیرند که با رکورد جدیدی مواجه میشویم و دریغ از اینکه با گرفتار شدن قبلی ارقام پایین بیاید.
از طرفی باید ملت سعی کنند توجه ای به این امور نداشته باشند و فقط تا میتوانند حواله به روز قیامت بدهند و خودشان را ناراحت نکنند و حرفی بزنند خدای نکرده به قبای کسب برخورد.
راستی اگر بخواهند احکام این دزدیها جاری شود آن وقت مملکتی داریم که افرادی مدیر بی دست و در تاریخ رتبه اول را اقلا در این مورد کسب خواهیم کرد.
کاش در دهه ۶۰ و ۷۰ سعی در پنهان کردن خطاها نمی شد پوشیدن آن خطاها آفت امروزه جامعه هست .
چقدر از توان و انرژی برای مقابله با نیروی مخالف فکر خودمان هدر میدهیم و سعی در مچگیری رقیب داریم برای چیزهای پیش پا افتاده .
برای نمونه تمام توان کشور را صرف اینکه خانمها وارد ورزشگاه بشوند یا نشوند کرده ایم خودتان بهتر از بنده واقف هستید تا کجا پیش رفته ایم برای حذف رقیب از هر کجا شده خرج کرده ایم این نمونه کوچکی از هزاران مواردی از این قبیل هست در جهت تخریب نه سازندگی
نتو خود بخوان حدیث مفصل....
حتما انتظار هست که برای برون رفت از این ورطه چکار باید کرد
*اجرای قوانین از بالا به پایین
*معیار اصلی در همه جا قانون اساسی (چه خوب چه بد )باشد هرچند بعضی از قوانین دیگر اثری ازخود اصل قانون نمانده
*بجای تخریب همدیگر باید سعی کنیم آستانه تحمل خودمان را بالا ببریم
و اینطوری نباشد که هر با ما نیست بر ماست.
*قبل از شنیدن سخن دیگران آنان را قضاوت نکرده و با گوش دادن به سخنان باعث ایجاد بستر اعتماد سازی در جامعه شد و با گذاشتن آجر آجر دیوار اعتماد را در بین آحاد مردم بلند کرده
و.......
تهران . #عباداریان ۹۸/۰۷/۱۶
🎸شعر بهبهونی🎸
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
Telegram
🎸شعر بهبهونی🎸
🎸شعر بهبهونی🎸
همراهان گرامی جهت انتقاد و پیشنهاد
یا ارسال👇👇
#اشعار_بهبهانی
#ترانه_های_محلی
#داستان_ها و #ضرب_المثل_های #بهبهانی #عکس_مناظر_بهبهان
به آی دی زیر ما را
در بهتر شدن یاری دهید👇👇
@Azadeh31
همراهان گرامی جهت انتقاد و پیشنهاد
یا ارسال👇👇
#اشعار_بهبهانی
#ترانه_های_محلی
#داستان_ها و #ضرب_المثل_های #بهبهانی #عکس_مناظر_بهبهان
به آی دی زیر ما را
در بهتر شدن یاری دهید👇👇
@Azadeh31
🍃⚘🌸⚘🍃
گلِ نارم....
بوخش یارم اَمی،دلخواه و دلدارم اَمی
سرو گلزارم اَمی،مهتو ت شوتارم اَمی
🍃⚘🌸⚘🍃
بیقرارت بیده دل،چشم انتظارت بیده دل
چلچراغونی کنی،مونس و غمخوارم اَمی
🍃⚘🌸⚘🍃
چشم مَسِّت طرف ما گاهی بگَردَن یارکم
تا اَشوقت هی بگم او جِی کس وکارم اَمی
🍃⚘🌸⚘🍃
شو خدا و روز خدا تا قلب سنگت نرم وُبی
ایسه هی دوری مگردم،مِی گلِ نارم اَمی
🍃⚘🌸⚘🍃
گل بریزی ری سرا تا پاهُنه ری چشم مِ
چشم نادر روشه که شَبّو ت گلزارم اَمی
🍃⚘🌸⚘🍃
#نادر_تقدیسی
مهر۱۳۹۸
🍃⚘🌸⚘🍃
🎸شعر بهبهونی🎸
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
گلِ نارم....
بوخش یارم اَمی،دلخواه و دلدارم اَمی
سرو گلزارم اَمی،مهتو ت شوتارم اَمی
🍃⚘🌸⚘🍃
بیقرارت بیده دل،چشم انتظارت بیده دل
چلچراغونی کنی،مونس و غمخوارم اَمی
🍃⚘🌸⚘🍃
چشم مَسِّت طرف ما گاهی بگَردَن یارکم
تا اَشوقت هی بگم او جِی کس وکارم اَمی
🍃⚘🌸⚘🍃
شو خدا و روز خدا تا قلب سنگت نرم وُبی
ایسه هی دوری مگردم،مِی گلِ نارم اَمی
🍃⚘🌸⚘🍃
گل بریزی ری سرا تا پاهُنه ری چشم مِ
چشم نادر روشه که شَبّو ت گلزارم اَمی
🍃⚘🌸⚘🍃
#نادر_تقدیسی
مهر۱۳۹۸
🍃⚘🌸⚘🍃
🎸شعر بهبهونی🎸
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
Telegram
🎸شعر بهبهونی🎸
🎸شعر بهبهونی🎸
همراهان گرامی جهت انتقاد و پیشنهاد
یا ارسال👇👇
#اشعار_بهبهانی
#ترانه_های_محلی
#داستان_ها و #ضرب_المثل_های #بهبهانی #عکس_مناظر_بهبهان
به آی دی زیر ما را
در بهتر شدن یاری دهید👇👇
@Azadeh31
همراهان گرامی جهت انتقاد و پیشنهاد
یا ارسال👇👇
#اشعار_بهبهانی
#ترانه_های_محلی
#داستان_ها و #ضرب_المثل_های #بهبهانی #عکس_مناظر_بهبهان
به آی دی زیر ما را
در بهتر شدن یاری دهید👇👇
@Azadeh31
#خانه_دوست_کجاست
✅ چند سال پیش، دوستم که
یک صندوق قرض الحسنه
خانگی راه انداخته بود
من را هم دعوت کرد که عضو
بشوم.
البته ضمانت کرد که خاوری و
زنجانی و... کلاً اختلاس گر
نداریم
و گفت که شرط اعطای وام،
شانس و امتیاز است.
مدتها بود که به هیچ صندوقی
دعوت نشده بودم ولی به گروه
های واتساپی زیادی دعوت می
شدم!!
چندین ماه که گذشت برای
انجام کاری به پول احتیاج
داشتم
ای گندت بزند #مازلو
که همیشه در پایین هرمت درجا
میزنم و نمیتوانم بالا بیايم.
شروع کردم به خواندن
آیت الکرسی و امن یجیب
به نیت این که توی قرعه کشی
این ماه اسم من هم باشد.
هرچند که با آن جمعیت به نظر
می رسید باید قوانینِ احتمالات
به هم بخورد تا به یك تازه وارد
وام تعلق بگیرد.
اما انگار قرار نبود زندگی همیشه
روی بدش را به من نشان بدهد
امروز آخرین قسطش را پرداخت
کردم و این واقعیت برايم روشن
شد که خانم میرزاخانی عمرش
را هدر نداده و قوانین
ریاضی و احتمالات نظمش
را از دست نداده است بلکه یك
رفیق که نمیدانم کیست به
اعضا گفته بود:
فلانی احتیاج به پول دارد
و اسم من را مثل اسم بعضی از
نماینده های محترم . . . . از
صندوق در آوردند.
کار من راه افتاد و از این بابت
خوشحالم ولی بیشتر به اين دليل خوشحالم که دوستِ خوبِ
گمنامى دارم که هوايم را دارد و
به موقع به من کمک میکند.
حس خیلی خوبی است و آرزو
می کنم از اینجور #دوست ها توى
زندگی همه ى شماها باشد.
منتظرم کودک در بالای کاج
جوجه را بردارد تا بپرسم:
خانه دوست کجاست؟
#بهرام_معتمدى
🎸شعر بهبهونی🎸
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
✅ چند سال پیش، دوستم که
یک صندوق قرض الحسنه
خانگی راه انداخته بود
من را هم دعوت کرد که عضو
بشوم.
البته ضمانت کرد که خاوری و
زنجانی و... کلاً اختلاس گر
نداریم
و گفت که شرط اعطای وام،
شانس و امتیاز است.
مدتها بود که به هیچ صندوقی
دعوت نشده بودم ولی به گروه
های واتساپی زیادی دعوت می
شدم!!
چندین ماه که گذشت برای
انجام کاری به پول احتیاج
داشتم
ای گندت بزند #مازلو
که همیشه در پایین هرمت درجا
میزنم و نمیتوانم بالا بیايم.
شروع کردم به خواندن
آیت الکرسی و امن یجیب
به نیت این که توی قرعه کشی
این ماه اسم من هم باشد.
هرچند که با آن جمعیت به نظر
می رسید باید قوانینِ احتمالات
به هم بخورد تا به یك تازه وارد
وام تعلق بگیرد.
اما انگار قرار نبود زندگی همیشه
روی بدش را به من نشان بدهد
امروز آخرین قسطش را پرداخت
کردم و این واقعیت برايم روشن
شد که خانم میرزاخانی عمرش
را هدر نداده و قوانین
ریاضی و احتمالات نظمش
را از دست نداده است بلکه یك
رفیق که نمیدانم کیست به
اعضا گفته بود:
فلانی احتیاج به پول دارد
و اسم من را مثل اسم بعضی از
نماینده های محترم . . . . از
صندوق در آوردند.
کار من راه افتاد و از این بابت
خوشحالم ولی بیشتر به اين دليل خوشحالم که دوستِ خوبِ
گمنامى دارم که هوايم را دارد و
به موقع به من کمک میکند.
حس خیلی خوبی است و آرزو
می کنم از اینجور #دوست ها توى
زندگی همه ى شماها باشد.
منتظرم کودک در بالای کاج
جوجه را بردارد تا بپرسم:
خانه دوست کجاست؟
#بهرام_معتمدى
🎸شعر بهبهونی🎸
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
Telegram
🎸شعر بهبهونی🎸
🎸شعر بهبهونی🎸
همراهان گرامی جهت انتقاد و پیشنهاد
یا ارسال👇👇
#اشعار_بهبهانی
#ترانه_های_محلی
#داستان_ها و #ضرب_المثل_های #بهبهانی #عکس_مناظر_بهبهان
به آی دی زیر ما را
در بهتر شدن یاری دهید👇👇
@Azadeh31
همراهان گرامی جهت انتقاد و پیشنهاد
یا ارسال👇👇
#اشعار_بهبهانی
#ترانه_های_محلی
#داستان_ها و #ضرب_المثل_های #بهبهانی #عکس_مناظر_بهبهان
به آی دی زیر ما را
در بهتر شدن یاری دهید👇👇
@Azadeh31
🎀 💜 🎀
لیلق ره خارِش اووه
دوتیله مارِش اووه
دِگِه لیلقاشو هم دیم بیبهو قَهر کِرده،تِه بِنی چَن سالِن که چِشمامُو دِمِه لیلق نِه میخُو،یادِ دورون به خیر کِه سِرِ بُونامُو، سِرباگیرامو میشَسِن وُکِل شُو میزه! زادولدشُومیکِه ،دوتاوُمبی شُوشتا ،اوسِه میرَهتِن وُ سال دِگِه می اَمِدِن
💜
ندا ما دِگِه وُلاشُو نِخُوبیم؟
نِدا میگن ایشو چِشِنِن؟
نِمِدونَم بِهَس بِگِن اخلاقشو عوض وُبیدِه ! ایشو دیمِ یکیدو نِخُوبِن!
🎀
پِه چِطو تِه شهر دزفول یَه باغی هه نومِش باغ لیلقان ، سرِدرختاشُو چال کِردِه، آدما بچُوشُو مُوبُرِن اونجَه سیل بِکُنِن، لیلقاهم سیشو کِل مِزِنِن،
بِهی یه گُمبی سیل دورِ دِوال خُومو بِکُنیم بِنِشیم می مامُو چِه کِرده؟شاید کارامو خِلِن! شاید میگن ایشو یکیدو آزار میدِن اَخُوشُو میگن ای رَهتیم سِرِبُوناشو بِشِبی ما بِکُشِن خدا میدو
ووی دا کافر اَ دلم ! کس نبینا ! نِدا چِنِ ما خِلِ پِلی که بِهُندِه ها هم دیمِ ماقَهرِن؟؟
بِهی اُوینَه هُونِسیم ریبِرمُو سیل خومو بکنیم پِه بِنِشیم چِه وِشامُو وبیده؟ تا زیترِن خُومُو عوض بکنیم.کافر نبینا! امان اَ دل شهرمو!!! بِخدا قول میدیم ، آدِمُوی خوبی وُبیم!
💜
#سيدمحمد_پورموسوى
🎀 💜 🎀
🎸شعر بهبهونی🎸
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
لیلق ره خارِش اووه
دوتیله مارِش اووه
دِگِه لیلقاشو هم دیم بیبهو قَهر کِرده،تِه بِنی چَن سالِن که چِشمامُو دِمِه لیلق نِه میخُو،یادِ دورون به خیر کِه سِرِ بُونامُو، سِرباگیرامو میشَسِن وُکِل شُو میزه! زادولدشُومیکِه ،دوتاوُمبی شُوشتا ،اوسِه میرَهتِن وُ سال دِگِه می اَمِدِن
💜
ندا ما دِگِه وُلاشُو نِخُوبیم؟
نِدا میگن ایشو چِشِنِن؟
نِمِدونَم بِهَس بِگِن اخلاقشو عوض وُبیدِه ! ایشو دیمِ یکیدو نِخُوبِن!
🎀
پِه چِطو تِه شهر دزفول یَه باغی هه نومِش باغ لیلقان ، سرِدرختاشُو چال کِردِه، آدما بچُوشُو مُوبُرِن اونجَه سیل بِکُنِن، لیلقاهم سیشو کِل مِزِنِن،
بِهی یه گُمبی سیل دورِ دِوال خُومو بِکُنیم بِنِشیم می مامُو چِه کِرده؟شاید کارامو خِلِن! شاید میگن ایشو یکیدو آزار میدِن اَخُوشُو میگن ای رَهتیم سِرِبُوناشو بِشِبی ما بِکُشِن خدا میدو
ووی دا کافر اَ دلم ! کس نبینا ! نِدا چِنِ ما خِلِ پِلی که بِهُندِه ها هم دیمِ ماقَهرِن؟؟
بِهی اُوینَه هُونِسیم ریبِرمُو سیل خومو بکنیم پِه بِنِشیم چِه وِشامُو وبیده؟ تا زیترِن خُومُو عوض بکنیم.کافر نبینا! امان اَ دل شهرمو!!! بِخدا قول میدیم ، آدِمُوی خوبی وُبیم!
💜
#سيدمحمد_پورموسوى
🎀 💜 🎀
🎸شعر بهبهونی🎸
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
Telegram
🎸شعر بهبهونی🎸
🎸شعر بهبهونی🎸
همراهان گرامی جهت انتقاد و پیشنهاد
یا ارسال👇👇
#اشعار_بهبهانی
#ترانه_های_محلی
#داستان_ها و #ضرب_المثل_های #بهبهانی #عکس_مناظر_بهبهان
به آی دی زیر ما را
در بهتر شدن یاری دهید👇👇
@Azadeh31
همراهان گرامی جهت انتقاد و پیشنهاد
یا ارسال👇👇
#اشعار_بهبهانی
#ترانه_های_محلی
#داستان_ها و #ضرب_المثل_های #بهبهانی #عکس_مناظر_بهبهان
به آی دی زیر ما را
در بهتر شدن یاری دهید👇👇
@Azadeh31
#زندگى
✅مهتابی کوچک انتهای راهروى خونه ما حکایتی داره .
هر وقت خاموشه یه جورایی انگار کل چراغهای خونه خاموشه و هر وقت روشنه انگار تمام چراغ های خونه روشنه حالا فرق نمیکنه روز باشه یا شب .
نه که نورش زیاد باشه ها، نه
جاگیريش خوبه انگار که فرگوسن مربی اش بوده ، به همه جا نور میده.
روشنش که میکنیم همزمان آشپزخونه، اتاقِ خواب، هال و خود راهرو را روشن میکنه و هر وقت خاموشش میکنیم ظلمتکده میشه شام غریبان راه میوفته.
بعضی آدما تو زندگی مثل این مهتابی کوچک انتهای راهروی ما هستند
با بودنشون، با جاگیری مناسب، به همه انرژی ميدن و همه کارها را سر و سامون ميدن باعث ميشن آدم احساس كنه هميشه يك هيج جلوست.
🔹مادرم هم همین طوره وقتی که تو خونه نیست هر چند نفر که باشند انگار هیشکی نیست، وقتی هم که هست خودش به تنهایی انگار کل خانواده است. با وجود این که به فوتبال علاقه نداره ولی جاگیريش عالیه، اصلا #فرگوسن باید بیاد پیشش یاد بگیره؛ با یه حرفش و یا یه اخم یا خنده اش تیم را به جلو و عقب میبره.
نسبت #مادرم به خونه مون نسبت نفسِ به تن يا خونِ به رگ، اصلا خونه بدون مادر ماهیت نداره ؛موتور زندگیمونه....
#موتور_زندگیتون_روشن
#بهرام_معتمدى
🎸شعر بهبهونی🎸
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
✅مهتابی کوچک انتهای راهروى خونه ما حکایتی داره .
هر وقت خاموشه یه جورایی انگار کل چراغهای خونه خاموشه و هر وقت روشنه انگار تمام چراغ های خونه روشنه حالا فرق نمیکنه روز باشه یا شب .
نه که نورش زیاد باشه ها، نه
جاگیريش خوبه انگار که فرگوسن مربی اش بوده ، به همه جا نور میده.
روشنش که میکنیم همزمان آشپزخونه، اتاقِ خواب، هال و خود راهرو را روشن میکنه و هر وقت خاموشش میکنیم ظلمتکده میشه شام غریبان راه میوفته.
بعضی آدما تو زندگی مثل این مهتابی کوچک انتهای راهروی ما هستند
با بودنشون، با جاگیری مناسب، به همه انرژی ميدن و همه کارها را سر و سامون ميدن باعث ميشن آدم احساس كنه هميشه يك هيج جلوست.
🔹مادرم هم همین طوره وقتی که تو خونه نیست هر چند نفر که باشند انگار هیشکی نیست، وقتی هم که هست خودش به تنهایی انگار کل خانواده است. با وجود این که به فوتبال علاقه نداره ولی جاگیريش عالیه، اصلا #فرگوسن باید بیاد پیشش یاد بگیره؛ با یه حرفش و یا یه اخم یا خنده اش تیم را به جلو و عقب میبره.
نسبت #مادرم به خونه مون نسبت نفسِ به تن يا خونِ به رگ، اصلا خونه بدون مادر ماهیت نداره ؛موتور زندگیمونه....
#موتور_زندگیتون_روشن
#بهرام_معتمدى
🎸شعر بهبهونی🎸
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
Telegram
🎸شعر بهبهونی🎸
🎸شعر بهبهونی🎸
همراهان گرامی جهت انتقاد و پیشنهاد
یا ارسال👇👇
#اشعار_بهبهانی
#ترانه_های_محلی
#داستان_ها و #ضرب_المثل_های #بهبهانی #عکس_مناظر_بهبهان
به آی دی زیر ما را
در بهتر شدن یاری دهید👇👇
@Azadeh31
همراهان گرامی جهت انتقاد و پیشنهاد
یا ارسال👇👇
#اشعار_بهبهانی
#ترانه_های_محلی
#داستان_ها و #ضرب_المثل_های #بهبهانی #عکس_مناظر_بهبهان
به آی دی زیر ما را
در بهتر شدن یاری دهید👇👇
@Azadeh31
Man o Baroon
Mohammad Alinejadian
Mp3 منو بارون
محمد علینژادیان
آهنگ و تنظیم : #محمد_علینژادیان
ترانه: #محسن_سلج_محمودی
ویولن : #عارف_تجلی
عکاس و طراح کاور : #سعید_اسدی
╔══๑ღ🦋ღ๑══╗
@behbehoni
╚══๑ღ🦋ღ๑══╝
محمد علینژادیان
آهنگ و تنظیم : #محمد_علینژادیان
ترانه: #محسن_سلج_محمودی
ویولن : #عارف_تجلی
عکاس و طراح کاور : #سعید_اسدی
╔══๑ღ🦋ღ๑══╗
@behbehoni
╚══๑ღ🦋ღ๑══╝
منو بارون
محمد علینژادیان
آهنگ و تنظیم : #محمد_علینژادیان
ترانه: #محسن_سلج_محمودی
ویولن : #عارف_تجلی
عکاس و طراح کاور : #سعید_اسدی
╔══๑ღ🦋ღ๑══╗
@behbehoni
╚══๑ღ🦋ღ๑══╝
محمد علینژادیان
آهنگ و تنظیم : #محمد_علینژادیان
ترانه: #محسن_سلج_محمودی
ویولن : #عارف_تجلی
عکاس و طراح کاور : #سعید_اسدی
╔══๑ღ🦋ღ๑══╗
@behbehoni
╚══๑ღ🦋ღ๑══╝
👹👹👹
ماه عمرن
وختی که مولید که طلو
یه رسمی هه ت بهبهو
خل نساء میشو ات تو
میکو شروع پیت و پرو
👹👹
دیم گونی و که و چو
عمر مسازه چه جهو
👹👹
شیخ عمر کله کدو
مسازه تا هیده نشو
میشنسه ا بالی بو
ا در پوزی قیلو
👹👹
ا پشکلم تزبه ی بو
تا که ادا کو نذر کو
ت مله جهمن بچکو
دیم کلی و میخ وچو
تقی مسازن که نگو
تموم مله میده بو
👹👹
بو بورو تین که نگو
ماه عمرن بدت نهو
اسن زردکا زنو
ته پوتیلی یا قزغو
مجو شنن ا دل وجو
تهلی بشو شری وبو
👹👹
سه شو دهم عمر کشو
تا بشکنندی ای و او
#حسین_تجلی
1398/8/8
👹👹
🎸شعر بهبهونی🎸
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
ماه عمرن
وختی که مولید که طلو
یه رسمی هه ت بهبهو
خل نساء میشو ات تو
میکو شروع پیت و پرو
👹👹
دیم گونی و که و چو
عمر مسازه چه جهو
👹👹
شیخ عمر کله کدو
مسازه تا هیده نشو
میشنسه ا بالی بو
ا در پوزی قیلو
👹👹
ا پشکلم تزبه ی بو
تا که ادا کو نذر کو
ت مله جهمن بچکو
دیم کلی و میخ وچو
تقی مسازن که نگو
تموم مله میده بو
👹👹
بو بورو تین که نگو
ماه عمرن بدت نهو
اسن زردکا زنو
ته پوتیلی یا قزغو
مجو شنن ا دل وجو
تهلی بشو شری وبو
👹👹
سه شو دهم عمر کشو
تا بشکنندی ای و او
#حسین_تجلی
1398/8/8
👹👹
🎸شعر بهبهونی🎸
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
Telegram
🎸شعر بهبهونی🎸
🎸شعر بهبهونی🎸
همراهان گرامی جهت انتقاد و پیشنهاد
یا ارسال👇👇
#اشعار_بهبهانی
#ترانه_های_محلی
#داستان_ها و #ضرب_المثل_های #بهبهانی #عکس_مناظر_بهبهان
به آی دی زیر ما را
در بهتر شدن یاری دهید👇👇
@Azadeh31
همراهان گرامی جهت انتقاد و پیشنهاد
یا ارسال👇👇
#اشعار_بهبهانی
#ترانه_های_محلی
#داستان_ها و #ضرب_المثل_های #بهبهانی #عکس_مناظر_بهبهان
به آی دی زیر ما را
در بهتر شدن یاری دهید👇👇
@Azadeh31
💙❤💙
به ياد مرحوم نور بهبهانى
معلم و فوتباليست #مستر
💙
اَ وقتی بامو رفته تَش ته جونم
دلم میشو و دیر بیبهونم
❤
چه شوکی بی اَمِی ورگِ سرامو
چه دردی بی که کِردِی مُفتلامو
💙
یلی بی،شیرِمردی بی چه واگم؟
خَنَه ی درمون دردی بی چه واگم؟
❤
نه حدی مهربونی بی که واگه!
فرشته ی بی نومبوتی که واگه!
💙
دلِی مِی اوینه صافی بی و بی غش
اَ یه رنگی نِوُمبی وُیسه بِینَش
❤
زِبانِی درس میدا انگلیسی
معلم مثل خوی الحق که نیسی
💙
تِمامِ مَله شو بونگ میزه مستر
شیرینِی خارِجی گپ می زه مستر
❤
یَه عمری فوتبالیست قابلی بی
سی ورزش کِرده ارزش قائلی بی
💙
سی تیمِ پرسپولیس مستر طِلوی بی
سی تیم تاج تفنگ بی صِدوی بی
❤
رفیقای مِی برار بیدن وُ مونس
عمو جعفر،غلام،فولاد ویونس
💙
همه ی جا دیمِ بابا گشته بیدَم
دیمِی اِستادیوم هم رفته بیدم
❤
رفیقوی با وفاش مَهلی بی مستر
میدونم همه شو سُختِن سی مستر
💙
دو دوسِ دیگه شَم بی میمگو عمو
بُرار بیدن حبیب بی و فرِیدو
❤
اَخوبی دیم یَی فرقیشو نیسی
فرِیدو تاجی و او پرسپولیسی
💙
بابای میگو دوتاشو عمّواتِن
باکیش نی ای یکیشو دیم تاجِن
❤
الآنِه ارسِ رو کِرده اَ چِشمم
دلم تنگی سی مستر سیش بِرِشتَم
💙
دلم خینی که مستر نی مه هسم
دلم میخَه که دَسِی بو تِ دَسم
❤
بگم بابا بیو دورت بگردم
دمِ دل دُختِیَه بعدت نگردم
💙
#دريا_نوربهبهانى
💙❤💙
🎸شعر بهبهونی🎸
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
به ياد مرحوم نور بهبهانى
معلم و فوتباليست #مستر
💙
اَ وقتی بامو رفته تَش ته جونم
دلم میشو و دیر بیبهونم
❤
چه شوکی بی اَمِی ورگِ سرامو
چه دردی بی که کِردِی مُفتلامو
💙
یلی بی،شیرِمردی بی چه واگم؟
خَنَه ی درمون دردی بی چه واگم؟
❤
نه حدی مهربونی بی که واگه!
فرشته ی بی نومبوتی که واگه!
💙
دلِی مِی اوینه صافی بی و بی غش
اَ یه رنگی نِوُمبی وُیسه بِینَش
❤
زِبانِی درس میدا انگلیسی
معلم مثل خوی الحق که نیسی
💙
تِمامِ مَله شو بونگ میزه مستر
شیرینِی خارِجی گپ می زه مستر
❤
یَه عمری فوتبالیست قابلی بی
سی ورزش کِرده ارزش قائلی بی
💙
سی تیمِ پرسپولیس مستر طِلوی بی
سی تیم تاج تفنگ بی صِدوی بی
❤
رفیقای مِی برار بیدن وُ مونس
عمو جعفر،غلام،فولاد ویونس
💙
همه ی جا دیمِ بابا گشته بیدَم
دیمِی اِستادیوم هم رفته بیدم
❤
رفیقوی با وفاش مَهلی بی مستر
میدونم همه شو سُختِن سی مستر
💙
دو دوسِ دیگه شَم بی میمگو عمو
بُرار بیدن حبیب بی و فرِیدو
❤
اَخوبی دیم یَی فرقیشو نیسی
فرِیدو تاجی و او پرسپولیسی
💙
بابای میگو دوتاشو عمّواتِن
باکیش نی ای یکیشو دیم تاجِن
❤
الآنِه ارسِ رو کِرده اَ چِشمم
دلم تنگی سی مستر سیش بِرِشتَم
💙
دلم خینی که مستر نی مه هسم
دلم میخَه که دَسِی بو تِ دَسم
❤
بگم بابا بیو دورت بگردم
دمِ دل دُختِیَه بعدت نگردم
💙
#دريا_نوربهبهانى
💙❤💙
🎸شعر بهبهونی🎸
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
Telegram
🎸شعر بهبهونی🎸
🎸شعر بهبهونی🎸
همراهان گرامی جهت انتقاد و پیشنهاد
یا ارسال👇👇
#اشعار_بهبهانی
#ترانه_های_محلی
#داستان_ها و #ضرب_المثل_های #بهبهانی #عکس_مناظر_بهبهان
به آی دی زیر ما را
در بهتر شدن یاری دهید👇👇
@Azadeh31
همراهان گرامی جهت انتقاد و پیشنهاد
یا ارسال👇👇
#اشعار_بهبهانی
#ترانه_های_محلی
#داستان_ها و #ضرب_المثل_های #بهبهانی #عکس_مناظر_بهبهان
به آی دی زیر ما را
در بهتر شدن یاری دهید👇👇
@Azadeh31
❤1
*اشعار عروسی مردم بهبهان*
#حبیب_الله_نوربخش
قبلاً به سه مورد از اشعاری که مردم بهبهان در مراسم عروسی می خواندند اشاره کردیم که عبارت بودند از:
۱- رباعیات موسوم به *عوریس کشو* که به زبان فارسی بود و بیشتر توسط بانوان خوانده می شد. بعضی از این اشعار در شهرستان های استان فارس هم رواج دارد.
مثال:
*در مَلّه ی ما کُله سیاه پیدا شد*
*زیر کله ها دو قرص ماه پیدا شد*
*قربون کریمی و رحیمی خدا*
*ای که امشو نه شوِ ماه بی و ماه پیدا شد*
۲- تک بیت هایی است در قالب مثنوی که در مراسم عروسی ، در گوشه شوشتری خوانده می شود.
(بعضی از هنرمندان شهرمان معتقدند که منشآ و خاستگاه این اشعار و این آهنگ بهبهان بوده که به دلایلی به نام شوشتر ثبت شده است)
این تصنیف در بهبهان به نام *شیردوما* و هرچی دارم سی تو دارمنیز معروف است.
این اشعار در شیراز به *واسونک* معروف هستند.
مثال:
*حیله بندون حیله بندون حیله ی سی و سه رنگ*
*پشت حیلی شازه دوما خوسیده شیر و پلنگ*
۳- *تک بیت های محلی*
این ابیات هم در قالب مثنوی هستند و بیشتر به گویش لری می باشند .
سراینده ی آن ها احتمالاً بوالی های بهبهان بوده اند.
بعضی از این ابیات اشاراتی به اماکن موجود در بهبهان دارد مانند:
*منه فرمون سیل ایکنم شافرز دیاره*
*یه گلی منه مَله مون چشم انتظاره*
علاوه بر موارد فوق و چند تصنیف محلی بهبهانی که جداگانه مورد بررسی قرار دادیم تک بیت های دیگری هم وجود دارد که به گویش بهبهانی است.
این اشعار بیشتر توسط بانوان شهرمان در مجالس عروسی خوانده می شد که به نمونه هایی از آن اشاره می کنیم:
۱- *تمبون قلمکارِن بعد سی و پی سالن*
زن و شوهری پس از سال ها صاحب فرزندی می شوند و پس از سپری شدن زمانی طولانی آن پسر ازدواج میکند.
این بیت را در عروسی او خوانده اند.
۲- *خدا خواس مردمم دی دلم خواس*
زبان حال مادری است که آرزوی خوشبختی فرزندش را دارد.
۳- *ما یکی و کلِیم والا اَی مهی بهی والا*
در شآن سرود این بیت می توان ذکر کرد که:
زمانی که تعداد افراد شرکت کننده در مراسم عروسی کم است این بیت خوانده می شود.
۴- *چارقد بنارسی آغا ...... اومد رسید*
این بیت راجع به یکی از بستگان عروس یا داماد است که در همان روز به مجلس عروسی وارد می شود.
به جای نقطه چین ،اسم فرد تازه وارد را می آورند.
این اسم را باید به گونه ای تلفظ کنند که وزن شعر به هم نخورد مثلاً:
آغا رضا اومد رسید. یا
آمَن جواد اومد رسید و.......
بیتی مترادف آن هم هست که به همان مناسبت خوانده می شد.
" خدایمراد ما دا /آغی ......دیا دا
۵- *شاتره مرادت دا یا نه*
*پری ها و پری نه*
عروس و داماد و یا والدین و بستگان آن ها از سال ها قبل آرزوی آن وصلت را داشته اند و اکنون به مرادشان رسیده اند. این بیت اشاره به این قضیه و خطاب به آنان است.
۶- *هم یِه یَه دور آخرین*
*چادرکاتو ورگری*
در شب زفاف موسوم به خورهو (خونه رهو) خوانده می شد آن هم آخر وقت.
روز بعد از عروسی که به صبح صبا کنو معروف بود خانواده ی عروس صبحانه برای عروس و داماد می آوردند همراه با مطرب و این شعررا هم می خواندند.
مراسم نوازندگی روز بعد از عروسی *پس پرده* نام داشت.
۷- *نماز نماز عوریسی وردار بندا جا نماز*
داماد پس از مراسم پوشیدن لباس عروسی که به آن *دوما وارهو* می گفتند به نماز خواندن می ایستاد و این بیت توسط بانوان ،در حین نماز خواندن داماد خوانده می شد.
۸- *اهلو مهلو عروس ما را بدهید تا ببریم*
زمانی که می خواستند عروس را به خانه ی داماد ببرند توسط خانواده ی داماد خوانده می شد. و خانواده عروس می خواندند:
*نِتا قباله بیتی عوریس ما نمیتی*
۸- *اَی اعتقادت نمی کو به خدا راسی*
صورت گرفتن آن وصلت برای عروس یا داماد و یا یکی از بستگان آن ها باور کردنی نبوده و خلاف انتظار بوده است.
زوج های علاقه مند به هم پس از سال ها به هم رسیده اند.
۹- گاهی وقت ها تسویه حساب های شخصی و انعکاس دشمنی ها و اختلافات کسانی با خانواده ی عروس یا داماد در اشعاری منعکس می شد که در جشن عروسی می خواندند. مثال:
*هر کی اَ ما نه کوکّی سر دلی بپوکّی*
و نیز:
*هرکی اما نه روضی بگو تا بگدوزی*
۱۰- *چارقد زری زریشه یه بهیگ اولیشه*
که از مفهوم بیت مشخص است برای اولین عروس (اولین بهیگ) خوانده نبگی شود.
۱۱- *سر تروشو مباری بادا /سر دوما متراشِن مباری بادا*
برای پیرایش موهای داماد خوانده می شد.
۱۲- *ماشلّا نوم خدا عوریس ما می دونی*
سخن از زیبایی عروس است.
۱۳- *چُپّ کُلَش طلایه علی سرباز شایه*
به جای علی هر اسم دوجایی مانند احمد، حمید، حبیب، رضا، مسعود و ...... می گفتند( اسم هایی که تعداد هجاهای آن بیشتر یا کمتر بود وزن شعر را بر هم می زد )
شان سرود بیت:
یکی از بستگان عروس یا داماد در هنگام عروسی در خدمت سربازی به سر می برده که بیت فوق برای او خوانده می شده است.
#حبیب_الله_نوربخش
قبلاً به سه مورد از اشعاری که مردم بهبهان در مراسم عروسی می خواندند اشاره کردیم که عبارت بودند از:
۱- رباعیات موسوم به *عوریس کشو* که به زبان فارسی بود و بیشتر توسط بانوان خوانده می شد. بعضی از این اشعار در شهرستان های استان فارس هم رواج دارد.
مثال:
*در مَلّه ی ما کُله سیاه پیدا شد*
*زیر کله ها دو قرص ماه پیدا شد*
*قربون کریمی و رحیمی خدا*
*ای که امشو نه شوِ ماه بی و ماه پیدا شد*
۲- تک بیت هایی است در قالب مثنوی که در مراسم عروسی ، در گوشه شوشتری خوانده می شود.
(بعضی از هنرمندان شهرمان معتقدند که منشآ و خاستگاه این اشعار و این آهنگ بهبهان بوده که به دلایلی به نام شوشتر ثبت شده است)
این تصنیف در بهبهان به نام *شیردوما* و هرچی دارم سی تو دارمنیز معروف است.
این اشعار در شیراز به *واسونک* معروف هستند.
مثال:
*حیله بندون حیله بندون حیله ی سی و سه رنگ*
*پشت حیلی شازه دوما خوسیده شیر و پلنگ*
۳- *تک بیت های محلی*
این ابیات هم در قالب مثنوی هستند و بیشتر به گویش لری می باشند .
سراینده ی آن ها احتمالاً بوالی های بهبهان بوده اند.
بعضی از این ابیات اشاراتی به اماکن موجود در بهبهان دارد مانند:
*منه فرمون سیل ایکنم شافرز دیاره*
*یه گلی منه مَله مون چشم انتظاره*
علاوه بر موارد فوق و چند تصنیف محلی بهبهانی که جداگانه مورد بررسی قرار دادیم تک بیت های دیگری هم وجود دارد که به گویش بهبهانی است.
این اشعار بیشتر توسط بانوان شهرمان در مجالس عروسی خوانده می شد که به نمونه هایی از آن اشاره می کنیم:
۱- *تمبون قلمکارِن بعد سی و پی سالن*
زن و شوهری پس از سال ها صاحب فرزندی می شوند و پس از سپری شدن زمانی طولانی آن پسر ازدواج میکند.
این بیت را در عروسی او خوانده اند.
۲- *خدا خواس مردمم دی دلم خواس*
زبان حال مادری است که آرزوی خوشبختی فرزندش را دارد.
۳- *ما یکی و کلِیم والا اَی مهی بهی والا*
در شآن سرود این بیت می توان ذکر کرد که:
زمانی که تعداد افراد شرکت کننده در مراسم عروسی کم است این بیت خوانده می شود.
۴- *چارقد بنارسی آغا ...... اومد رسید*
این بیت راجع به یکی از بستگان عروس یا داماد است که در همان روز به مجلس عروسی وارد می شود.
به جای نقطه چین ،اسم فرد تازه وارد را می آورند.
این اسم را باید به گونه ای تلفظ کنند که وزن شعر به هم نخورد مثلاً:
آغا رضا اومد رسید. یا
آمَن جواد اومد رسید و.......
بیتی مترادف آن هم هست که به همان مناسبت خوانده می شد.
" خدایمراد ما دا /آغی ......دیا دا
۵- *شاتره مرادت دا یا نه*
*پری ها و پری نه*
عروس و داماد و یا والدین و بستگان آن ها از سال ها قبل آرزوی آن وصلت را داشته اند و اکنون به مرادشان رسیده اند. این بیت اشاره به این قضیه و خطاب به آنان است.
۶- *هم یِه یَه دور آخرین*
*چادرکاتو ورگری*
در شب زفاف موسوم به خورهو (خونه رهو) خوانده می شد آن هم آخر وقت.
روز بعد از عروسی که به صبح صبا کنو معروف بود خانواده ی عروس صبحانه برای عروس و داماد می آوردند همراه با مطرب و این شعررا هم می خواندند.
مراسم نوازندگی روز بعد از عروسی *پس پرده* نام داشت.
۷- *نماز نماز عوریسی وردار بندا جا نماز*
داماد پس از مراسم پوشیدن لباس عروسی که به آن *دوما وارهو* می گفتند به نماز خواندن می ایستاد و این بیت توسط بانوان ،در حین نماز خواندن داماد خوانده می شد.
۸- *اهلو مهلو عروس ما را بدهید تا ببریم*
زمانی که می خواستند عروس را به خانه ی داماد ببرند توسط خانواده ی داماد خوانده می شد. و خانواده عروس می خواندند:
*نِتا قباله بیتی عوریس ما نمیتی*
۸- *اَی اعتقادت نمی کو به خدا راسی*
صورت گرفتن آن وصلت برای عروس یا داماد و یا یکی از بستگان آن ها باور کردنی نبوده و خلاف انتظار بوده است.
زوج های علاقه مند به هم پس از سال ها به هم رسیده اند.
۹- گاهی وقت ها تسویه حساب های شخصی و انعکاس دشمنی ها و اختلافات کسانی با خانواده ی عروس یا داماد در اشعاری منعکس می شد که در جشن عروسی می خواندند. مثال:
*هر کی اَ ما نه کوکّی سر دلی بپوکّی*
و نیز:
*هرکی اما نه روضی بگو تا بگدوزی*
۱۰- *چارقد زری زریشه یه بهیگ اولیشه*
که از مفهوم بیت مشخص است برای اولین عروس (اولین بهیگ) خوانده نبگی شود.
۱۱- *سر تروشو مباری بادا /سر دوما متراشِن مباری بادا*
برای پیرایش موهای داماد خوانده می شد.
۱۲- *ماشلّا نوم خدا عوریس ما می دونی*
سخن از زیبایی عروس است.
۱۳- *چُپّ کُلَش طلایه علی سرباز شایه*
به جای علی هر اسم دوجایی مانند احمد، حمید، حبیب، رضا، مسعود و ...... می گفتند( اسم هایی که تعداد هجاهای آن بیشتر یا کمتر بود وزن شعر را بر هم می زد )
شان سرود بیت:
یکی از بستگان عروس یا داماد در هنگام عروسی در خدمت سربازی به سر می برده که بیت فوق برای او خوانده می شده است.
م نمی مردی که حلّه اَ بِرِی*
*حیف دَسَم که بشو زیر سری*
⏹ *اوو بندر شورِن زنون بندر کورِن*
*الله بالله مه نمی شم بندر*
⏹ *یه خارک و دو ناری*
**آغا دوما مباری*
به جای آغا دوما می توان اسم داماد را آورد.
⏹ *گِلِ خومو بون خومو*
*شُلی سی اندود خومو*
اشعار عروسی بیش از موارد ذکر شده است و به همین حد اکتفا می کنیم.
#حبیب_الله_نوربخش
*تیر ماه ۱۳۹۷*
🎸شعر بهبهونی🎸
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
*حیف دَسَم که بشو زیر سری*
⏹ *اوو بندر شورِن زنون بندر کورِن*
*الله بالله مه نمی شم بندر*
⏹ *یه خارک و دو ناری*
**آغا دوما مباری*
به جای آغا دوما می توان اسم داماد را آورد.
⏹ *گِلِ خومو بون خومو*
*شُلی سی اندود خومو*
اشعار عروسی بیش از موارد ذکر شده است و به همین حد اکتفا می کنیم.
#حبیب_الله_نوربخش
*تیر ماه ۱۳۹۷*
🎸شعر بهبهونی🎸
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
Telegram
🎸شعر بهبهونی🎸
🎸شعر بهبهونی🎸
همراهان گرامی جهت انتقاد و پیشنهاد
یا ارسال👇👇
#اشعار_بهبهانی
#ترانه_های_محلی
#داستان_ها و #ضرب_المثل_های #بهبهانی #عکس_مناظر_بهبهان
به آی دی زیر ما را
در بهتر شدن یاری دهید👇👇
@Azadeh31
همراهان گرامی جهت انتقاد و پیشنهاد
یا ارسال👇👇
#اشعار_بهبهانی
#ترانه_های_محلی
#داستان_ها و #ضرب_المثل_های #بهبهانی #عکس_مناظر_بهبهان
به آی دی زیر ما را
در بهتر شدن یاری دهید👇👇
@Azadeh31
۱۳- *درِ تو ریمو نبندی به خدا ما وایه مندیم*
وایه یعنی آرزو و به جای وایه مند اورزومند هم گفته می شد.
این بیت به احتمال زیاد مفهوم کنایی دارد کنایه از این که برایما مشکل ایجاد نکنیدیا به ما جواب رد ندهید. و نیز می تواند مفهوم عادی و نزدیک خود را داشته باشد که عده ای در مراسم عروسی در اتاق را به شوخی بر روی عده ای بسته اند و آن ها این بیت را خوانده اند.
۱۴- *دوما وِ دریساده بندیر زه ویساده یه پا و دو پا خَسّه ویساده*
بیت فوق از طرف خانواده داماد خوانده می شد. و خانواده عروس پاسخ می دادند:
*والّا مه نمیدم زِه بالله مه نمی دم زِه شیربهاش کم آورده*
۱۵- *اّسّن اولو بولو ......بهیگ خولو(هولو)*
زمانی که عروس ، با پسر داییش ازدواج می کند.
به جای نقطه چین اسم عروس را می آوردند . این اسم باید دو یا سه هجایی باشد تا ریتم شعر را بر هم نزند . اسم هایی مانند نرگس، مریم، ماتاب(مهتاب)، فضه ، بگم، پروین و.....
۱۶- *انار بوشهرم می /میری شوفرم می*
مربوط به زمانی است که داماد راننده است.
⏹ *اشعاری که جنبه ی شوخی با خانواده ی عروس و داماد دارد*
در بعضی از عروسی ها دوستان صمیمی داماد و یا بستگان داماد بیت هایی می خواندند که جنبه ی شوخی با داماد یا خانواده اش را داشت مانند:
*دوما دومتمبو/هیچه سری نومبو*
یا
*هی بد باد پولکی/دوما می اشولکی*
یعنی داماد بد ترکیب است.
*شوخی با مادر داماد*
*دی دوما نیتره ببازه/ دوم تمبونی درازه*
*شوخی با خواهر داماد*
*خواهار دوما ره شنو بکو/تمبونشی او بو نمی دو چه بکو*
و در شعر حنا حنا به جای ورق طلا و شمش طلا می گفتند : *گو دادا می بنده*
⏹ *ابیات محله ای*
اهالی هر محل بیت های مختص به خود داشتند که در عروسی ها می خواندند.
مانند:
*دُز نیو ت مله مو/ آغی شافرز تِ کلّه مو (یا سرکله مو)*
که مربوط به اهالی محله ی شاه فرز است.
بیت زیر هم به گویش لری است که احتمالاً بوالی های محله ی شاه فرز نی خواندند :
*ایما چه باکمونه/ آغی شافرز که آغی خمونه*
اهالی مله ی پَر هم بیت زیر را می خواندند:
*صد سوار حیدری وُ یَه زنِ مَلّه ی پری*
⏹ *اشعار فامیلی*
بعضی ها هم ابیاتی می ساختند و نام فامیل خود را در آن می گنجاندند.
نگارنده از دوران کودکی به خاطر دارم که در عروسی های هم فامیلی هایمان بیت زیر را می خواندند:
*قد بلوریش می رخشِن/دومی آغی نوربخشن*
مُل محسنی ها هم بیت زیر را می خواندند:
*سوار سوار مُل محسین سیصد سوار مُل محسین*
یا:
*طلاها تِ تروزی /دوت آغی نموزی*
یا
*ماشلّا چه شیری /دومی آغی شمشیری*
بیت زیر برای هر فامیل می توانست به کار رود مشروط بر این که هجاهای آن فامیل در حدی نباشد که وزن شعر را بر هم بزند مثال:
*چراغ برق دولتن ......... سلامتِن*
به جای نقطه چین می توان فامیل هایی مانند :
رحیمیا،نموزیا، موسویا، حسینیا و ......
را به کار برد به نحوی که وزن شعر را به هم نزند.
⏹ ابیات متفرقه
*اُو اَمده تِ تانکی دوما عزیز حاجتی*
*یه ماس ری ماسن دوما دلی خواسه*
*یه قندن و یه چوهی پیوند دلبخوهی*
*یه قندن و یه شربت پیوند با محبت*
*دو میلی ت سرامو امشو عوریس ولامو*
میلی درخت نخل
بیت زیر هم خیلی قدیمی است:
*تو بیو جیمه خانمی مه میم جی تو خانمی*
ونیز بیت های:
*هی بد بادا بادا شالا مباری بادا*
*هی بد بادا بادا ای گُله کجا پیدا دا*
و ایضاً
*چارقد بنارسی سلسله داره/ماشالا به شاه دوما سلیقه داره*
*ایلمونکار که خطیرمون کار که /ماشالا آغی نموزی فیدوسی کار که*
*دی دوما قندی بالاشه/کربلا که وازوبی سی سرکالاشِن*
هدیه ی داماد به مادرش بردن او به کربلاست.
*طلا طلا طلایکِن / دوما عزیز دایکن*
*اسّن اواو بولو .......عزیز هولو*
به جای نقطه چین می توان اسم های دو هجایی مانند کبری،پروین، مینا، مریم، نرگس، ماهرخ و ........ گذاشت.
*شا دومی ما شاپور دومی ما*
*شاه به او طیفه که زن داده به دومی ما*
*گل شیشه گل شیشه دوتم نمیدم ای مرد لیشه*
*دسی بگری بیبری ت ایوو*
*داغی هُنسی دیم سرِ قیلو*
*پَشتی طلا قباله شه*
*.....عروس خاله شه*
به جای نقطه چین اسم دوهجایی از خانم ها را می گفتند.
*تیرمه تیر مه تیرمه شالشه*
*آغی حوجی تیرمه شالشه*
*آغا لطف الله تیرمه شالشه*
و همین طور اسم افراد مورد نظرشان را می آورند.
تیرمه همان پارچه ی ترمه است.
*دَسَم پّری حنا بو*
*روزی آممرضا بو*
به جای آممرضا هر اسم سه هجایی که به مصوت بلند آ ختم می شد می آوردند( جهت حفظ قافیه) مانند:
روزی آلطف الله بو، آسیف الله و.....
*سوزَی سوزَی سوزَی*
*دوما سوزی سوزی*
*عروس سوزی سوزی*
*سوزه واریه سوزی*
*دونگ اناریه سوزی*
⏹ *مم نمی مردی که جیلیم میکو*
*نصف شوون که خری جُل میکو*
⏹ *م
وایه یعنی آرزو و به جای وایه مند اورزومند هم گفته می شد.
این بیت به احتمال زیاد مفهوم کنایی دارد کنایه از این که برایما مشکل ایجاد نکنیدیا به ما جواب رد ندهید. و نیز می تواند مفهوم عادی و نزدیک خود را داشته باشد که عده ای در مراسم عروسی در اتاق را به شوخی بر روی عده ای بسته اند و آن ها این بیت را خوانده اند.
۱۴- *دوما وِ دریساده بندیر زه ویساده یه پا و دو پا خَسّه ویساده*
بیت فوق از طرف خانواده داماد خوانده می شد. و خانواده عروس پاسخ می دادند:
*والّا مه نمیدم زِه بالله مه نمی دم زِه شیربهاش کم آورده*
۱۵- *اّسّن اولو بولو ......بهیگ خولو(هولو)*
زمانی که عروس ، با پسر داییش ازدواج می کند.
به جای نقطه چین اسم عروس را می آوردند . این اسم باید دو یا سه هجایی باشد تا ریتم شعر را بر هم نزند . اسم هایی مانند نرگس، مریم، ماتاب(مهتاب)، فضه ، بگم، پروین و.....
۱۶- *انار بوشهرم می /میری شوفرم می*
مربوط به زمانی است که داماد راننده است.
⏹ *اشعاری که جنبه ی شوخی با خانواده ی عروس و داماد دارد*
در بعضی از عروسی ها دوستان صمیمی داماد و یا بستگان داماد بیت هایی می خواندند که جنبه ی شوخی با داماد یا خانواده اش را داشت مانند:
*دوما دومتمبو/هیچه سری نومبو*
یا
*هی بد باد پولکی/دوما می اشولکی*
یعنی داماد بد ترکیب است.
*شوخی با مادر داماد*
*دی دوما نیتره ببازه/ دوم تمبونی درازه*
*شوخی با خواهر داماد*
*خواهار دوما ره شنو بکو/تمبونشی او بو نمی دو چه بکو*
و در شعر حنا حنا به جای ورق طلا و شمش طلا می گفتند : *گو دادا می بنده*
⏹ *ابیات محله ای*
اهالی هر محل بیت های مختص به خود داشتند که در عروسی ها می خواندند.
مانند:
*دُز نیو ت مله مو/ آغی شافرز تِ کلّه مو (یا سرکله مو)*
که مربوط به اهالی محله ی شاه فرز است.
بیت زیر هم به گویش لری است که احتمالاً بوالی های محله ی شاه فرز نی خواندند :
*ایما چه باکمونه/ آغی شافرز که آغی خمونه*
اهالی مله ی پَر هم بیت زیر را می خواندند:
*صد سوار حیدری وُ یَه زنِ مَلّه ی پری*
⏹ *اشعار فامیلی*
بعضی ها هم ابیاتی می ساختند و نام فامیل خود را در آن می گنجاندند.
نگارنده از دوران کودکی به خاطر دارم که در عروسی های هم فامیلی هایمان بیت زیر را می خواندند:
*قد بلوریش می رخشِن/دومی آغی نوربخشن*
مُل محسنی ها هم بیت زیر را می خواندند:
*سوار سوار مُل محسین سیصد سوار مُل محسین*
یا:
*طلاها تِ تروزی /دوت آغی نموزی*
یا
*ماشلّا چه شیری /دومی آغی شمشیری*
بیت زیر برای هر فامیل می توانست به کار رود مشروط بر این که هجاهای آن فامیل در حدی نباشد که وزن شعر را بر هم بزند مثال:
*چراغ برق دولتن ......... سلامتِن*
به جای نقطه چین می توان فامیل هایی مانند :
رحیمیا،نموزیا، موسویا، حسینیا و ......
را به کار برد به نحوی که وزن شعر را به هم نزند.
⏹ ابیات متفرقه
*اُو اَمده تِ تانکی دوما عزیز حاجتی*
*یه ماس ری ماسن دوما دلی خواسه*
*یه قندن و یه چوهی پیوند دلبخوهی*
*یه قندن و یه شربت پیوند با محبت*
*دو میلی ت سرامو امشو عوریس ولامو*
میلی درخت نخل
بیت زیر هم خیلی قدیمی است:
*تو بیو جیمه خانمی مه میم جی تو خانمی*
ونیز بیت های:
*هی بد بادا بادا شالا مباری بادا*
*هی بد بادا بادا ای گُله کجا پیدا دا*
و ایضاً
*چارقد بنارسی سلسله داره/ماشالا به شاه دوما سلیقه داره*
*ایلمونکار که خطیرمون کار که /ماشالا آغی نموزی فیدوسی کار که*
*دی دوما قندی بالاشه/کربلا که وازوبی سی سرکالاشِن*
هدیه ی داماد به مادرش بردن او به کربلاست.
*طلا طلا طلایکِن / دوما عزیز دایکن*
*اسّن اواو بولو .......عزیز هولو*
به جای نقطه چین می توان اسم های دو هجایی مانند کبری،پروین، مینا، مریم، نرگس، ماهرخ و ........ گذاشت.
*شا دومی ما شاپور دومی ما*
*شاه به او طیفه که زن داده به دومی ما*
*گل شیشه گل شیشه دوتم نمیدم ای مرد لیشه*
*دسی بگری بیبری ت ایوو*
*داغی هُنسی دیم سرِ قیلو*
*پَشتی طلا قباله شه*
*.....عروس خاله شه*
به جای نقطه چین اسم دوهجایی از خانم ها را می گفتند.
*تیرمه تیر مه تیرمه شالشه*
*آغی حوجی تیرمه شالشه*
*آغا لطف الله تیرمه شالشه*
و همین طور اسم افراد مورد نظرشان را می آورند.
تیرمه همان پارچه ی ترمه است.
*دَسَم پّری حنا بو*
*روزی آممرضا بو*
به جای آممرضا هر اسم سه هجایی که به مصوت بلند آ ختم می شد می آوردند( جهت حفظ قافیه) مانند:
روزی آلطف الله بو، آسیف الله و.....
*سوزَی سوزَی سوزَی*
*دوما سوزی سوزی*
*عروس سوزی سوزی*
*سوزه واریه سوزی*
*دونگ اناریه سوزی*
⏹ *مم نمی مردی که جیلیم میکو*
*نصف شوون که خری جُل میکو*
⏹ *م
شعری از استاد #احمد_خان_نصرتی پیشکش #علی_آقای_نصیرخانی
💠💠
#سنگ_زیر_آسیو
وِر چار پِس و پیش بلا مبُوری
یا زِمی و یا هوا مِبُوری
سی مَردمِ مفتلا مِبُوری
💠💠
مِی شمعِ تهِ محفِل اُ وُبیدیم
سنگ زیر آسِیُو وُبیدیم
💠
دیگ بی دِمِ موشکا گُرُخته
چیش زیر گِلن ما دلِ سُخته
مَردُم اَتِه کُمشُو دِل اُوُخته
💠
اُریم که کانه نُو وُبیدیم ؟
سنگ زیر آسیو وُبیدیم
💠💠
ما خو داغ اَرغو تِه جگرمُو
ای شهر قشنگ و پُر گُهرمُو
خَکِی کِه سِرِ عِلم و هُنرمُو
💠
سُختیم و کُرّو کُرّو وُبیدیم
سنگ زیرآسیو وُبیدیم
💠
اِمرو دِگِه روز زلزِلَندی
شهر خُولی و دشت غُلغُلندی
مَردُم ری وِ رِی کُو کُتِلَندی
💠
اَ خَرد و خوراک و خُو وُبیدیم
سنگ زیر آسیو وُبیدیم
💠💠
هر کی اَ تِه چادِرِی تِپِسّه
دیمِ یَه تِکو اَجا پِرِسّه
جوشُو اَ نُکِ لُشُو رِسِسّه
💠
وَهلو هَپِلُ و هَپو وُبیدیم
سنگ زیرآسیو وُبیدیم
💠
پَسصبان که آفَت اَ اَجَل می
بارِن که سه مازِی خِر شل می
زیتِر گُتِبا تَل سِرِ مَل می
💠
رَنگِ رَنگِ اُو گَرّو وُبیدیم
سنگ زیر آسیو وُبیدیم
💠💠
درس و مشق رودامُو وِلُبی
هَر طُرّه یِکی رَه و جِلُبی
شهر اگر اَ نابِلد پُرُبی!
💠
روز روشه رَهته شو وُ بیدیم
سنگ زیر آسیو وُبیدیم
💠💠
بیزر اَ فُغو بِچِش مریضی
پُیسِری سه دُهتِن و عزیزی
بی مَردی و عمریش که کنیزی
💠
مفتلا اَ لَرز و تُو وُبیدیم
سنگ زیر آسیو وُبیدیم
💠
یَه مان که کسی ریش نِمشوره
دی سِرِ بِچِش نِوُمِجوره
اَشغال اَ ته مَلّه پِه سِفور هه
💠
طهرِ خِرِ بی قشو وُبیدیم
سنگ زیر آسیو وُبیدیم
💠💠
یَه کُری خُو ری وِ رِی تُل ُمبو
دین و کافری دَسمُ وِل ُمبو
💠
گردن خوش اَی بداَ دِلُمبو
خنده زار خَلق و هُو وُبیدیم
سنگ زیر آسیو وُبیدیم
💠💠
آ ساره ی بخت ما خو خُووی
روز روشِمُو اَ لرزه شُووی
دی اُوشون و سی ما زن بُووی
💠
وایمند نون جُو وُبیدیم
سنگ زیر آسیو وُبیدیم
💠
کُربون اُسَه ساز و دهل بی
هَر کی اَدِمِ چنگ و چِکُل بی
رَخت نو و زُلفاشُو فُکل بی
💠
ایسَه اَ تِه تو پغُو وُبیدیم
سنگ زیر آسیو وُبیدیم
💠
مُروا نِه سِه مان راحت اُوشینیم
گُلمُو اَ تِه باغ غم مچینیم!
یَه روز خِشی هَم نِمِبینیم
💠
بی خبر تِه پیتِنُو وُبیدیم
سنگ زیر آسیو وُبیدیم
💠💠
#احمد_نصرتی
💠💠
🎸شعر بهبهونی🎸
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
💠💠
#سنگ_زیر_آسیو
وِر چار پِس و پیش بلا مبُوری
یا زِمی و یا هوا مِبُوری
سی مَردمِ مفتلا مِبُوری
💠💠
مِی شمعِ تهِ محفِل اُ وُبیدیم
سنگ زیر آسِیُو وُبیدیم
💠
دیگ بی دِمِ موشکا گُرُخته
چیش زیر گِلن ما دلِ سُخته
مَردُم اَتِه کُمشُو دِل اُوُخته
💠
اُریم که کانه نُو وُبیدیم ؟
سنگ زیر آسیو وُبیدیم
💠💠
ما خو داغ اَرغو تِه جگرمُو
ای شهر قشنگ و پُر گُهرمُو
خَکِی کِه سِرِ عِلم و هُنرمُو
💠
سُختیم و کُرّو کُرّو وُبیدیم
سنگ زیرآسیو وُبیدیم
💠
اِمرو دِگِه روز زلزِلَندی
شهر خُولی و دشت غُلغُلندی
مَردُم ری وِ رِی کُو کُتِلَندی
💠
اَ خَرد و خوراک و خُو وُبیدیم
سنگ زیر آسیو وُبیدیم
💠💠
هر کی اَ تِه چادِرِی تِپِسّه
دیمِ یَه تِکو اَجا پِرِسّه
جوشُو اَ نُکِ لُشُو رِسِسّه
💠
وَهلو هَپِلُ و هَپو وُبیدیم
سنگ زیرآسیو وُبیدیم
💠
پَسصبان که آفَت اَ اَجَل می
بارِن که سه مازِی خِر شل می
زیتِر گُتِبا تَل سِرِ مَل می
💠
رَنگِ رَنگِ اُو گَرّو وُبیدیم
سنگ زیر آسیو وُبیدیم
💠💠
درس و مشق رودامُو وِلُبی
هَر طُرّه یِکی رَه و جِلُبی
شهر اگر اَ نابِلد پُرُبی!
💠
روز روشه رَهته شو وُ بیدیم
سنگ زیر آسیو وُبیدیم
💠💠
بیزر اَ فُغو بِچِش مریضی
پُیسِری سه دُهتِن و عزیزی
بی مَردی و عمریش که کنیزی
💠
مفتلا اَ لَرز و تُو وُبیدیم
سنگ زیر آسیو وُبیدیم
💠
یَه مان که کسی ریش نِمشوره
دی سِرِ بِچِش نِوُمِجوره
اَشغال اَ ته مَلّه پِه سِفور هه
💠
طهرِ خِرِ بی قشو وُبیدیم
سنگ زیر آسیو وُبیدیم
💠💠
یَه کُری خُو ری وِ رِی تُل ُمبو
دین و کافری دَسمُ وِل ُمبو
💠
گردن خوش اَی بداَ دِلُمبو
خنده زار خَلق و هُو وُبیدیم
سنگ زیر آسیو وُبیدیم
💠💠
آ ساره ی بخت ما خو خُووی
روز روشِمُو اَ لرزه شُووی
دی اُوشون و سی ما زن بُووی
💠
وایمند نون جُو وُبیدیم
سنگ زیر آسیو وُبیدیم
💠
کُربون اُسَه ساز و دهل بی
هَر کی اَدِمِ چنگ و چِکُل بی
رَخت نو و زُلفاشُو فُکل بی
💠
ایسَه اَ تِه تو پغُو وُبیدیم
سنگ زیر آسیو وُبیدیم
💠
مُروا نِه سِه مان راحت اُوشینیم
گُلمُو اَ تِه باغ غم مچینیم!
یَه روز خِشی هَم نِمِبینیم
💠
بی خبر تِه پیتِنُو وُبیدیم
سنگ زیر آسیو وُبیدیم
💠💠
#احمد_نصرتی
💠💠
🎸شعر بهبهونی🎸
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
Telegram
🎸شعر بهبهونی🎸
🎸شعر بهبهونی🎸
همراهان گرامی جهت انتقاد و پیشنهاد
یا ارسال👇👇
#اشعار_بهبهانی
#ترانه_های_محلی
#داستان_ها و #ضرب_المثل_های #بهبهانی #عکس_مناظر_بهبهان
به آی دی زیر ما را
در بهتر شدن یاری دهید👇👇
@Azadeh31
همراهان گرامی جهت انتقاد و پیشنهاد
یا ارسال👇👇
#اشعار_بهبهانی
#ترانه_های_محلی
#داستان_ها و #ضرب_المثل_های #بهبهانی #عکس_مناظر_بهبهان
به آی دی زیر ما را
در بهتر شدن یاری دهید👇👇
@Azadeh31
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شهر قدیمی بهبهان در شرق خوزستان،معجونی است از هزاران سال تاریخ و افسانه و داستان.تاریخش را نه کاغذها،که بناهایی بر جای مانده چون #کاروانسرای قدیمی روایت می کنند.ایستاده تا شهادت دهند،از آنچه سپری شده
@behbehoni
@behbehoni
دل شَسِه بندیرت هنی دورت بگردم زی بیو
مِمْ غیر خُت هیچکس نِمیْ دورت بگردم زی بیو
شاعر : 👇👇
#نادر_تقدیسی
آبان ۱۳۹۸
طراح :👇
#آزاده
╔══๑ღ🦋ღ๑══╗
@behbehoni
╚══๑ღ🦋ღ๑══╝
مِمْ غیر خُت هیچکس نِمیْ دورت بگردم زی بیو
شاعر : 👇👇
#نادر_تقدیسی
آبان ۱۳۹۸
طراح :👇
#آزاده
╔══๑ღ🦋ღ๑══╗
@behbehoni
╚══๑ღ🦋ღ๑══╝
📜
🌎 جغرافیای #ارجان
*جاذبه های گردشگری #بهبهان*
*تپه های باستانی منطقه ارگان*
ارجان یکی از شهرهای بزرگ روزگار خود بوده و دارای کاخ ها و عمارت های بزرگ و با شکوهی بوده است.
پس از زلزله و ویرانی ارجان هر یک از این عمارت ها به تپه ای از سنگ و کلوخ و خاک تبدیل شده اند و در اثر گذر زمان و فرسایش زیر خاک مدفون شده اند .
این تپه های باستانی هم اکنون در زمین های زراعی واقع شده اند و بعضی از آنها چند متر از زمین های اطراف خود بلندتر هستند و روی آنها کشت و زرع می شود.
بعضی از آنها نیز توسط میراث فرهنگی حفاری شده اند و آثار باستانی آنها به موزه منتقل شده است.
تعدادی از این تپه های باستانی عبارتند از :
🍄 تِلِ حُومَه
ورودی شهر ارجان ، تپه بزرگی است که فعلاً آن را تل حومه می نامند.
وسعت تل حومه چند هکتار است و از زمین های اطراف چند متر بلند تر است. قسمتی از تل حومه سال ۱۳۵۷ توسط میراث فرهنگی حفاری شد و تعدادی از اتاق ها از زیر خاک بیرون آمدند. این عملیات چند ماه طول کشید و طی این حفاری ها تعدادی ظروف سنگی و سفالی کشف شد. همچنین صد اسکلت انسان یافت شد که یکی از آنها جمجمه و دندان های تقریباً سالمی داشت.
یکی دیگر از مکشوفات تل حومه یک سنگ مستطیل شکل تقریباً ۸۰×۳۰ سانتی که چهار پایه سنگی داشت و دیواره ی کوتاه ۵ سانتی دور تا دور سنگ وجود داشت با یک وردنه از جنس سنگ. در لبه ی این سنگ یک ناودانی کوچک قرار داشت.
به نقل از باستان شناسان اعزامی این سنگ آبمیوه گیری بوده است و با این وردنه و ناودانی و سنگ تخت احتمالاً آب لیمو می گرفته اند.
گودال بسیار عریض و طویلی کنار تل حومه وجود دارد که کشاورزان این منطقه آن را گَهَرِ تِلِ حُومَه می گویند. گهر چند هکتار مساحت دارد.
در نزدیکی تل حومه چاه عمیقی وجود دارد که از بالا تا پایین چاه سنگ چینی شده و بین سنگ چین ها ملات زیادی به کار رفته است.
حدود ده سانت ملات و یک ردیف سنگ و همینطور تا پایین چاه ادامه دارد.
این چاه هنوز موجود است.
🍄 تِلِ سُورون
یکی دیگر از تپه های معروف ارجان تل سورون است شاید به دلیل اینکه خاک آن سرخ می نماید به این نام خوانده شده است.
تل سورون در محدوده ی محصور شده ی سد شهدای فعلی قرار دارد و آثار باستانی معروف بهبهان ، تابوت طلا و جسد پادشاه ارجان و حلقه ی قدرت در این تپه کشف شد.
🍄 تل اُوریسو
(تل عروسان)
در حومه ی ارجان قدیم باغ های نارنج زیادی وجود داشته است و هنوز هم کشاورزان زمین های این محدوده را به نام نارنجستان می شناسند. نارنج چند هکتار وسعت دارد.
تل اُوریسو در زمین های نارنجستان واقع شده است .
بالای این تپه زمین بزرگی نزدیک به یک هکتار را تسطیح کرده اند و در آن کشت و زرع صورت می گیرد.
تپه های کوچک دیگری در نارنجستان بوده است که توسط کشاورزان تسطیح شده و از بین رفته اند.
🍄 دو تِلو
دو تپه باستانی دیگر هستند که از قدیم به جا مانده اند .
قسمتی از این تپه ها نیز توسط کشاورزان تسطیح شده اما مقداری از آن هنوز باقی است.
بین تل اوریسو و دو تلو زمین های زراعی وجود دارند که کشاورزان آنجا را گَمْبار می نامند.
زمین های گَمْبار فعلاً بنام مزرعه ۳ و ۴ و ۵ و ۶ شناخته می شوند.
🍄 تل سوز
(تپه سبز)
یکی دیگر از تپه های باستانی ارجان است. این تپه در کنار جاده سیمان نزدیک به جاده فرعی سد شهدا قرار دارد و تابلوی کوچکی در کنار آن نصب شده و نام آن بر روی آن تابلو نوشته شده.
حدود سال ۱۳۴۱ توسط خارجی ها ، چادری روی این تپه زدند و برای آن نگهبان گذاشتند و عده ای با هلی کوپتر به این تپه رفت و آمد می کردند و روی تپه حفاری هایی انجام دادند و آثاری از آن را بردند.
🍄 تل غِزینه ای
تپه ای است که نزدیک دریاچه سد شهدای فعلی قرار دارد.
🍄 تل آجری
این تپه در واقع کاخی یا عمارتی بزرگ از آجر و سفال بوده است که هنوز هم کشاورزان این تپه را بنام تل آجری می شناسند.
🍄 تل کُلْمَیْ زار
این تپه در زمین های هنرستان کشاورزی قرار دارد و گاوداری هنرستان کشاورزی روی آن ساخته شده.
دیگر تپه ها عبارتند از:
🍄 تل مسیح خانی 🍄 تل سَرْگِدو
🍄 اِسّیوِکا
( آسیابک ها)
🍄 باغ میرزا اسماعیلی
🍄 تل بُرْچَک
🍄 تل شَدَمْبُو زار
🍄 تل دروازه
معرفی دیگرمناطق ارجان قدیم :
جُوم بُزّار
( جمعه بازار)
در قسمتی از زمین های زراعی ارجان گودال عریض و طویلی وجود دارد.
عرض ۲۰ متر و طول تقریبی ۲۰۰ متر. این زمین از زمین های مجاور حدود ۲ متر پایین تر است و در گذشته جمعه بازار در این محل قرار داشته است .
در قدیم مکان های عمومی مانند حمام و بازار را حدود ۲ متر پایین تر از سطح زمین احداث می کردند بخاطر سرما و گرما.
این گودال هنوز هم وجود دارد و زیر خاک های آن آثار خرابه های دیوار های جمعه بازار وجود
🎸شعر بهبهونی🎸
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
🌎 جغرافیای #ارجان
*جاذبه های گردشگری #بهبهان*
*تپه های باستانی منطقه ارگان*
ارجان یکی از شهرهای بزرگ روزگار خود بوده و دارای کاخ ها و عمارت های بزرگ و با شکوهی بوده است.
پس از زلزله و ویرانی ارجان هر یک از این عمارت ها به تپه ای از سنگ و کلوخ و خاک تبدیل شده اند و در اثر گذر زمان و فرسایش زیر خاک مدفون شده اند .
این تپه های باستانی هم اکنون در زمین های زراعی واقع شده اند و بعضی از آنها چند متر از زمین های اطراف خود بلندتر هستند و روی آنها کشت و زرع می شود.
بعضی از آنها نیز توسط میراث فرهنگی حفاری شده اند و آثار باستانی آنها به موزه منتقل شده است.
تعدادی از این تپه های باستانی عبارتند از :
🍄 تِلِ حُومَه
ورودی شهر ارجان ، تپه بزرگی است که فعلاً آن را تل حومه می نامند.
وسعت تل حومه چند هکتار است و از زمین های اطراف چند متر بلند تر است. قسمتی از تل حومه سال ۱۳۵۷ توسط میراث فرهنگی حفاری شد و تعدادی از اتاق ها از زیر خاک بیرون آمدند. این عملیات چند ماه طول کشید و طی این حفاری ها تعدادی ظروف سنگی و سفالی کشف شد. همچنین صد اسکلت انسان یافت شد که یکی از آنها جمجمه و دندان های تقریباً سالمی داشت.
یکی دیگر از مکشوفات تل حومه یک سنگ مستطیل شکل تقریباً ۸۰×۳۰ سانتی که چهار پایه سنگی داشت و دیواره ی کوتاه ۵ سانتی دور تا دور سنگ وجود داشت با یک وردنه از جنس سنگ. در لبه ی این سنگ یک ناودانی کوچک قرار داشت.
به نقل از باستان شناسان اعزامی این سنگ آبمیوه گیری بوده است و با این وردنه و ناودانی و سنگ تخت احتمالاً آب لیمو می گرفته اند.
گودال بسیار عریض و طویلی کنار تل حومه وجود دارد که کشاورزان این منطقه آن را گَهَرِ تِلِ حُومَه می گویند. گهر چند هکتار مساحت دارد.
در نزدیکی تل حومه چاه عمیقی وجود دارد که از بالا تا پایین چاه سنگ چینی شده و بین سنگ چین ها ملات زیادی به کار رفته است.
حدود ده سانت ملات و یک ردیف سنگ و همینطور تا پایین چاه ادامه دارد.
این چاه هنوز موجود است.
🍄 تِلِ سُورون
یکی دیگر از تپه های معروف ارجان تل سورون است شاید به دلیل اینکه خاک آن سرخ می نماید به این نام خوانده شده است.
تل سورون در محدوده ی محصور شده ی سد شهدای فعلی قرار دارد و آثار باستانی معروف بهبهان ، تابوت طلا و جسد پادشاه ارجان و حلقه ی قدرت در این تپه کشف شد.
🍄 تل اُوریسو
(تل عروسان)
در حومه ی ارجان قدیم باغ های نارنج زیادی وجود داشته است و هنوز هم کشاورزان زمین های این محدوده را به نام نارنجستان می شناسند. نارنج چند هکتار وسعت دارد.
تل اُوریسو در زمین های نارنجستان واقع شده است .
بالای این تپه زمین بزرگی نزدیک به یک هکتار را تسطیح کرده اند و در آن کشت و زرع صورت می گیرد.
تپه های کوچک دیگری در نارنجستان بوده است که توسط کشاورزان تسطیح شده و از بین رفته اند.
🍄 دو تِلو
دو تپه باستانی دیگر هستند که از قدیم به جا مانده اند .
قسمتی از این تپه ها نیز توسط کشاورزان تسطیح شده اما مقداری از آن هنوز باقی است.
بین تل اوریسو و دو تلو زمین های زراعی وجود دارند که کشاورزان آنجا را گَمْبار می نامند.
زمین های گَمْبار فعلاً بنام مزرعه ۳ و ۴ و ۵ و ۶ شناخته می شوند.
🍄 تل سوز
(تپه سبز)
یکی دیگر از تپه های باستانی ارجان است. این تپه در کنار جاده سیمان نزدیک به جاده فرعی سد شهدا قرار دارد و تابلوی کوچکی در کنار آن نصب شده و نام آن بر روی آن تابلو نوشته شده.
حدود سال ۱۳۴۱ توسط خارجی ها ، چادری روی این تپه زدند و برای آن نگهبان گذاشتند و عده ای با هلی کوپتر به این تپه رفت و آمد می کردند و روی تپه حفاری هایی انجام دادند و آثاری از آن را بردند.
🍄 تل غِزینه ای
تپه ای است که نزدیک دریاچه سد شهدای فعلی قرار دارد.
🍄 تل آجری
این تپه در واقع کاخی یا عمارتی بزرگ از آجر و سفال بوده است که هنوز هم کشاورزان این تپه را بنام تل آجری می شناسند.
🍄 تل کُلْمَیْ زار
این تپه در زمین های هنرستان کشاورزی قرار دارد و گاوداری هنرستان کشاورزی روی آن ساخته شده.
دیگر تپه ها عبارتند از:
🍄 تل مسیح خانی 🍄 تل سَرْگِدو
🍄 اِسّیوِکا
( آسیابک ها)
🍄 باغ میرزا اسماعیلی
🍄 تل بُرْچَک
🍄 تل شَدَمْبُو زار
🍄 تل دروازه
معرفی دیگرمناطق ارجان قدیم :
جُوم بُزّار
( جمعه بازار)
در قسمتی از زمین های زراعی ارجان گودال عریض و طویلی وجود دارد.
عرض ۲۰ متر و طول تقریبی ۲۰۰ متر. این زمین از زمین های مجاور حدود ۲ متر پایین تر است و در گذشته جمعه بازار در این محل قرار داشته است .
در قدیم مکان های عمومی مانند حمام و بازار را حدود ۲ متر پایین تر از سطح زمین احداث می کردند بخاطر سرما و گرما.
این گودال هنوز هم وجود دارد و زیر خاک های آن آثار خرابه های دیوار های جمعه بازار وجود
🎸شعر بهبهونی🎸
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
Telegram
🎸شعر بهبهونی🎸
🎸شعر بهبهونی🎸
همراهان گرامی جهت انتقاد و پیشنهاد
یا ارسال👇👇
#اشعار_بهبهانی
#ترانه_های_محلی
#داستان_ها و #ضرب_المثل_های #بهبهانی #عکس_مناظر_بهبهان
به آی دی زیر ما را
در بهتر شدن یاری دهید👇👇
@Azadeh31
همراهان گرامی جهت انتقاد و پیشنهاد
یا ارسال👇👇
#اشعار_بهبهانی
#ترانه_های_محلی
#داستان_ها و #ضرب_المثل_های #بهبهانی #عکس_مناظر_بهبهان
به آی دی زیر ما را
در بهتر شدن یاری دهید👇👇
@Azadeh31
Audio
#خنده_ی_گل....
🌸🌸🌸🌸
کاری از گروه #نغمه #بهبهان
شعر و آ هنگ #مهرداد_لایق
غزل آ واز : #سعدی
*خواننده #محسن_معمارزاده_قنواتی
نوازندگان :
نوازنده ی سه تار #محمد_چوپانی_نژاد
نوازنده ی سه تار : #محسن_معمارزاده_قنواتی
نوازنده ی کمانچه : #مهرداد_لایق
نوازنده تار باس :
#وحید_بصری
نوازنده ی نی : #داوود_رمضانی
نوازنده ی تنبک : #علیرضا_صلاحی
نوازنده ی دف: #محمد_آریا_فر
صدابرداری و ضبط: #عبدالحسین_حصار
طراح کاور : #پیمان_باستانیان
🍁☕🍂☕🍁☕
╔══๑ღ🦋ღ๑══╗
@behbehoni
╚══๑ღ🦋ღ๑══╝
🌸🌸🌸🌸
کاری از گروه #نغمه #بهبهان
شعر و آ هنگ #مهرداد_لایق
غزل آ واز : #سعدی
*خواننده #محسن_معمارزاده_قنواتی
نوازندگان :
نوازنده ی سه تار #محمد_چوپانی_نژاد
نوازنده ی سه تار : #محسن_معمارزاده_قنواتی
نوازنده ی کمانچه : #مهرداد_لایق
نوازنده تار باس :
#وحید_بصری
نوازنده ی نی : #داوود_رمضانی
نوازنده ی تنبک : #علیرضا_صلاحی
نوازنده ی دف: #محمد_آریا_فر
صدابرداری و ضبط: #عبدالحسین_حصار
طراح کاور : #پیمان_باستانیان
🍁☕🍂☕🍁☕
╔══๑ღ🦋ღ๑══╗
@behbehoni
╚══๑ღ🦋ღ๑══╝
❤2
سلام
صب خیریت بو
🎀 🎀 🎀
بادهیرو امی تا که هوا اور وبو
بزه بارو و دشت، پر گل و ریحو وبو
🎀
کوه و صحراقشنگ،مثل گلسو وبو
دل پیر وجوو شاد و غزلخو وبو
🎀
غم و غصه بشو،سی که دلا واز وبو
پره تنگاره ها بو خش شب بو وبو
🎀
( #ص. #یزدانی)
🎀 🎀 🎀
╔══๑ღ🦋ღ๑══╗
@behbehoni
╚══๑ღ🦋ღ๑══╝
صب خیریت بو
🎀 🎀 🎀
بادهیرو امی تا که هوا اور وبو
بزه بارو و دشت، پر گل و ریحو وبو
🎀
کوه و صحراقشنگ،مثل گلسو وبو
دل پیر وجوو شاد و غزلخو وبو
🎀
غم و غصه بشو،سی که دلا واز وبو
پره تنگاره ها بو خش شب بو وبو
🎀
( #ص. #یزدانی)
🎀 🎀 🎀
╔══๑ღ🦋ღ๑══╗
@behbehoni
╚══๑ღ🦋ღ๑══╝
#دوازدهامام #میرزاشوقی_بهبهانی
🔸🔹🔸🔹🔸🔹
در قدیم، هنگام خواب، زنان و مردان شعر دوازده امام #میرزا_شوقی را برای بچه هایشان می خواندند تا با زمزمه ی آن، آرام به خواب روند..
👇👇
🔹اوّل از حمد خداشِن
🔸که به ذاتِی خللی نی
🔹دوّم از نوم محمد که شفیع امّتاشِن
🔸یِه علیشن که ولیشِن و ایمام اوّلیشِن
🔹و پُس عَمّ نِبیشِن
🔸عومو زاشِن
🔹دو پُس دُوت محمد که حسن بی و 🔸حسین بی
🔹پُس بیمار حسینن که اسیر کتکاشِن
🔸عابدین آن پُسِ بیمار حسینِن که اَ دنیا 🔹دِلکِی یَه پِتِکی شاد نِه وُوبی
🔸یِه دو تا بقّر و جعفر
🔹و یکی موسی کاظم
🔸و یِه تاشِن که علی موسی 🔹الرّضاشِن
🔸یِه تقی شِن یه نقی شِن
🔹یِه ایمام عسکریشِن
🔸یِه دگه هُودی و مهدی
🔹هَموشو بُو و پُسِن دی
🔸که تفُوتیش اَ یَی نی
🌹🌹🌹
🎸شعر بهبهونی🎸
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
🔸🔹🔸🔹🔸🔹
در قدیم، هنگام خواب، زنان و مردان شعر دوازده امام #میرزا_شوقی را برای بچه هایشان می خواندند تا با زمزمه ی آن، آرام به خواب روند..
👇👇
🔹اوّل از حمد خداشِن
🔸که به ذاتِی خللی نی
🔹دوّم از نوم محمد که شفیع امّتاشِن
🔸یِه علیشن که ولیشِن و ایمام اوّلیشِن
🔹و پُس عَمّ نِبیشِن
🔸عومو زاشِن
🔹دو پُس دُوت محمد که حسن بی و 🔸حسین بی
🔹پُس بیمار حسینن که اسیر کتکاشِن
🔸عابدین آن پُسِ بیمار حسینِن که اَ دنیا 🔹دِلکِی یَه پِتِکی شاد نِه وُوبی
🔸یِه دو تا بقّر و جعفر
🔹و یکی موسی کاظم
🔸و یِه تاشِن که علی موسی 🔹الرّضاشِن
🔸یِه تقی شِن یه نقی شِن
🔹یِه ایمام عسکریشِن
🔸یِه دگه هُودی و مهدی
🔹هَموشو بُو و پُسِن دی
🔸که تفُوتیش اَ یَی نی
🌹🌹🌹
🎸شعر بهبهونی🎸
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
https://telegram.me/behbehoni
Telegram
🎸شعر بهبهونی🎸
🎸شعر بهبهونی🎸
همراهان گرامی جهت انتقاد و پیشنهاد
یا ارسال👇👇
#اشعار_بهبهانی
#ترانه_های_محلی
#داستان_ها و #ضرب_المثل_های #بهبهانی #عکس_مناظر_بهبهان
به آی دی زیر ما را
در بهتر شدن یاری دهید👇👇
@Azadeh31
همراهان گرامی جهت انتقاد و پیشنهاد
یا ارسال👇👇
#اشعار_بهبهانی
#ترانه_های_محلی
#داستان_ها و #ضرب_المثل_های #بهبهانی #عکس_مناظر_بهبهان
به آی دی زیر ما را
در بهتر شدن یاری دهید👇👇
@Azadeh31