تو با همه فرق داري
همه راه ميروند
غذا ميخورند
نفس ميكشند
اما تو ن راه ميروي
ن غذا ميخوري
ن ميگذاري نفس بكشم
همه راه ميروند
غذا ميخورند
نفس ميكشند
اما تو ن راه ميروي
ن غذا ميخوري
ن ميگذاري نفس بكشم
Forwarded from Start... (Mel)
ما دو قصه ی جدا از همیم.
تو، یک رمانی که خواندنت تا ابد
طول می کشد.
من، یک داستان کوتاه، که نخواندنم تا ابد، طول کشیده است.
پوریا عالمی، توکا نیستانی
تو، یک رمانی که خواندنت تا ابد
طول می کشد.
من، یک داستان کوتاه، که نخواندنم تا ابد، طول کشیده است.
پوریا عالمی، توکا نیستانی
درخت هر روز صبح گنجشک را در آغوش میگرفت و گنجشک هر شب، از تنگی قفس صبحش به گربه شکایت میکرد.