بغلم میکنی و یه جوری نگاهم میکنی که انگار یه اسبی که توی مرغدونی انداختنش و ارزن گذاشتن جلوش.
اگه فقط چيزي ميخاي ك بتوني بهش تكيه كني، تو آشپزخونه صندليايِ بيشتري نسبت ب آدما برات هس
Forwarded from اینجا جوین نده، نیستم دیگه (el”)
آره من الآن تو حالِ خودم نيستمُ تو خيلي زيبايي و من فردا صب ب خودم ميام اما تو بازم خيلي زيبايي
Forwarded from توییتر فارسی
محبت کردن به بعضیها مثل تکون دادن پارچهی قرمز جلوی خره؛ عین خیالشون هم نیست.
× ممد ×
@OfficialPersianTwitter
× ممد ×
@OfficialPersianTwitter
ما مشروبات الکلی نداریم ولی یه سری امتحانای سنگین داریم که بعد خوندنشون به بدترین شیوهی ممکن رد میدیم و شل و ول میخندیم.