خنده شاید واکنشی به ناکامیها باشد، درست مثل گریه؛
خنده مشکلی را حل نمیکند همان طور که گریه.
آدمی وقتی میخندد یا میگرید که کار دیگری ازدستش برنمیآید!
@baycot
#کورت_ونه_گات
خنده مشکلی را حل نمیکند همان طور که گریه.
آدمی وقتی میخندد یا میگرید که کار دیگری ازدستش برنمیآید!
@baycot
#کورت_ونه_گات
❤1
هر آدمی شاید در عمرش فقط یک بار
میتواند کسی را به تمامی دوست بدارد.
تمامش را، حتی تیرگیهایِ روحش را بپرستد...
@baycot
#حمید_سلیمی
میتواند کسی را به تمامی دوست بدارد.
تمامش را، حتی تیرگیهایِ روحش را بپرستد...
@baycot
#حمید_سلیمی
آدمهایی را که زیاد دوستت دارند
بیشتر دوست داشته باش
و آنهایی را که زود ترکت میکنند،
زودتر فراموش کن
زندگی همین است
تعادل میان عشق و نفرت
تعادل میان بودنها و نبودن ها
تعادل میان آمدنها و رفتن ها
زندگی مرزیست که میگذاری تا کسی،
هستی تو را نیست نکند...
مرزی برای آنهایی که میگویند
«دوستت دارم» و
«همیشه با تو خواهم ماند»
@baycot
#نيكى_فيروزكوهی
بیشتر دوست داشته باش
و آنهایی را که زود ترکت میکنند،
زودتر فراموش کن
زندگی همین است
تعادل میان عشق و نفرت
تعادل میان بودنها و نبودن ها
تعادل میان آمدنها و رفتن ها
زندگی مرزیست که میگذاری تا کسی،
هستی تو را نیست نکند...
مرزی برای آنهایی که میگویند
«دوستت دارم» و
«همیشه با تو خواهم ماند»
@baycot
#نيكى_فيروزكوهی
«إنني أقول لك كل شيء لأنني أفتقدك،
لانني أكثر من ذلك، تعبت من الوقوف بدونك.»
من همه چیز را به تو میگویم،
زیرا که تو را کم دارم،
بلکه خیلی بیشتر از اینها.
از ایستادن بدونِ تو خسته شدهام.
@baycot
از نامههای #غسانکنفانی به #غادةالسمان
لانني أكثر من ذلك، تعبت من الوقوف بدونك.»
من همه چیز را به تو میگویم،
زیرا که تو را کم دارم،
بلکه خیلی بیشتر از اینها.
از ایستادن بدونِ تو خسته شدهام.
@baycot
از نامههای #غسانکنفانی به #غادةالسمان
مصریان باستان اعتقاد داشتند
که پس از مرگ، از آنها تنها دو سوال پرسیده
می شود:
آیا شادی را یافتی؟
آیا شادی را آفریدی؟
@baycot
#لئو_بوسکالیا
که پس از مرگ، از آنها تنها دو سوال پرسیده
می شود:
آیا شادی را یافتی؟
آیا شادی را آفریدی؟
@baycot
#لئو_بوسکالیا
همه میگویند
که عمر طولانی داشتهام.
هیچکس امّا نمیداند
چقدر از این عمر را
منتظر تو بودهام.
@baycot
#فاضل_حسنی_داغلارجا
که عمر طولانی داشتهام.
هیچکس امّا نمیداند
چقدر از این عمر را
منتظر تو بودهام.
@baycot
#فاضل_حسنی_داغلارجا
یه تئوری هست که میگه:
اگه شما خیلی زیاد به یک نفر فکر کنید
احتمالش هست مغزش متوجه بشه
و اون هم به شما فکر کنه...
@baycot | #fiction
اگه شما خیلی زیاد به یک نفر فکر کنید
احتمالش هست مغزش متوجه بشه
و اون هم به شما فکر کنه...
@baycot | #fiction
اگر دیداری هم نباشد،
حتی اگر لمسی هم نباشد،
بی دلیل برای بعضی ها
همیشه جایی در دلهایمان هست!
@baycot
#جمال_ثریا
حتی اگر لمسی هم نباشد،
بی دلیل برای بعضی ها
همیشه جایی در دلهایمان هست!
@baycot
#جمال_ثریا
فصلِ امتحان که میشه خیلیا عصبی تر از همیشَن انگار!
مثلا خودِ من وقتی کتابِ ژنتیکٌ باز میکنم و با هزارتا ژنوتیپ و فنوتیپ و فرمولٌ مسئله رو به رو میشم یهو میرم تو فکر
با خودم میگم اگه الان جایِ این کتاب ،
یه کتابِ روانشناسی اجتماعی جلوم بودو واسه امتحانِ شنبه باید میخوندمش چقدر همه چی فرق میکرد!
حتما موقع خوندنش انگیزه ی بیشتری داشتم و عشق و علاقه ی بیشتری صَرف میکردم یا مثلا اگه جای همون ژنتیک ، درسی رو امتحان داشتم که هٌنر و ادبیات حرفِ اولٌ توش میزد چه هیجان قشنگی رو میتونستم تجربه کنم!
گاهی وقتا یهو به خودم میام میبینم ساعت ها به سطرهای کتابِ زیست شناسی خیره شدم و دارم به هنر فکر میکنم!
بعد با یه آهِ بلند مدادو میگیرم دستمو دوباره شروع میکنم "اگر تمام زاده ها صفت غالب را داشتند والد هموزیگوت بوده و چنانچه..."
علت عصبی بودنِ خیلیا تو فصلِ امتحان شاید همین حسرتا باشه ، همین بی علاقگیا ، همین فکرو خیالا...
سخته نه؟! اینکه میگم سخت فقط واسه این قضیه نیست فِکرشو بٌکن عاشقِ یه نفر بشی بهش نرسی بعد هر روز یکی دیگرو جاش ببینی ، یا چشمت یه لباسی رو گرفته باشه اما مجبور بشی لباس دیگه ای رو بجاش بخری ، حالا شاید یه رضایت نسبی هم از شرایط موجود داشته باشی اما اگه اونی باشه که بهش علاقه داری حالت بهتره انگار! حتی اگه پشیمون بشی خیالت راحته که خودت انتخابش کردی...
بین خودمون بمونه من یه بار تو زندگیم عاشق شدم ، عاشقِ رشته ای که بهش نرسیدم حالا مدت هاست باید به جای اون با زیست و شیمی و بیماری و میکروب دست و پنجه نرم کنم !! میفهمی حالمو؟!
فصلِ امتحان
آدمو یادِ خیلی از آرزوهاش میندازه!
حالا دوباره باید مدادو دستم بگیرم و زیرِ بی علاقگی هام خط بکشم و بنویسم "به دلیل موتاسیون در ذهنِ یک آدم و توجه به حرف ها و توقعات دیگران چیزی در دلِ آدم به وجود می آید به اسم "حسرت" که تجزیه ی بیش از حدَش باعثِ عصبانیت و ترشح آدرنالین میشود در این مواقع یک عدد قرصِ بیخیالی با یک لیوان آب حالتان را بهتر میکند"
کتابٌ میبندم و میرم یه لیوان آب بخورم...
@baycot
#نازنین_عابدین_پور
مثلا خودِ من وقتی کتابِ ژنتیکٌ باز میکنم و با هزارتا ژنوتیپ و فنوتیپ و فرمولٌ مسئله رو به رو میشم یهو میرم تو فکر
با خودم میگم اگه الان جایِ این کتاب ،
یه کتابِ روانشناسی اجتماعی جلوم بودو واسه امتحانِ شنبه باید میخوندمش چقدر همه چی فرق میکرد!
حتما موقع خوندنش انگیزه ی بیشتری داشتم و عشق و علاقه ی بیشتری صَرف میکردم یا مثلا اگه جای همون ژنتیک ، درسی رو امتحان داشتم که هٌنر و ادبیات حرفِ اولٌ توش میزد چه هیجان قشنگی رو میتونستم تجربه کنم!
گاهی وقتا یهو به خودم میام میبینم ساعت ها به سطرهای کتابِ زیست شناسی خیره شدم و دارم به هنر فکر میکنم!
بعد با یه آهِ بلند مدادو میگیرم دستمو دوباره شروع میکنم "اگر تمام زاده ها صفت غالب را داشتند والد هموزیگوت بوده و چنانچه..."
علت عصبی بودنِ خیلیا تو فصلِ امتحان شاید همین حسرتا باشه ، همین بی علاقگیا ، همین فکرو خیالا...
سخته نه؟! اینکه میگم سخت فقط واسه این قضیه نیست فِکرشو بٌکن عاشقِ یه نفر بشی بهش نرسی بعد هر روز یکی دیگرو جاش ببینی ، یا چشمت یه لباسی رو گرفته باشه اما مجبور بشی لباس دیگه ای رو بجاش بخری ، حالا شاید یه رضایت نسبی هم از شرایط موجود داشته باشی اما اگه اونی باشه که بهش علاقه داری حالت بهتره انگار! حتی اگه پشیمون بشی خیالت راحته که خودت انتخابش کردی...
بین خودمون بمونه من یه بار تو زندگیم عاشق شدم ، عاشقِ رشته ای که بهش نرسیدم حالا مدت هاست باید به جای اون با زیست و شیمی و بیماری و میکروب دست و پنجه نرم کنم !! میفهمی حالمو؟!
فصلِ امتحان
آدمو یادِ خیلی از آرزوهاش میندازه!
حالا دوباره باید مدادو دستم بگیرم و زیرِ بی علاقگی هام خط بکشم و بنویسم "به دلیل موتاسیون در ذهنِ یک آدم و توجه به حرف ها و توقعات دیگران چیزی در دلِ آدم به وجود می آید به اسم "حسرت" که تجزیه ی بیش از حدَش باعثِ عصبانیت و ترشح آدرنالین میشود در این مواقع یک عدد قرصِ بیخیالی با یک لیوان آب حالتان را بهتر میکند"
کتابٌ میبندم و میرم یه لیوان آب بخورم...
@baycot
#نازنین_عابدین_پور
💔1