سکانسی در فیلم «برخاسته» هست که در آن موجودات سیارات دیگر، قابلیتی در خونشان دارند که زخمها را سریعا بهبود میبخشد و جای زخمها سریعا خوب میشود، جوری که انگار اصلا هیچ بریدگی و خراشی وجود نداشته.
ما آدمها در مورد روانمان اینطوریم. جوری دلمان را به سادهترین چیزها و اتفاقات خوش میکنیم و جوری میخندیم و خودمان را به فراموشی میزنیم که انگار نه انگار چند ساعت یا چند روز قبل، داشتهایم از درون توسط اندوه بلعیده میشدیم. جوری حالمان خوب میشود که انگار از ابتدا هیچ زخمی وجود نداشته و هیچ دردی را احساس نمیکنیم.
ما موجودات خود ترمیمشوندهی این سیارهی مرموز! ما سرخوشان بدون سرانجام...
ما زود خوب شوندگان روی پای خود ایستاده!
@baycot
#نرگس_صرافیان_طوفان
ما آدمها در مورد روانمان اینطوریم. جوری دلمان را به سادهترین چیزها و اتفاقات خوش میکنیم و جوری میخندیم و خودمان را به فراموشی میزنیم که انگار نه انگار چند ساعت یا چند روز قبل، داشتهایم از درون توسط اندوه بلعیده میشدیم. جوری حالمان خوب میشود که انگار از ابتدا هیچ زخمی وجود نداشته و هیچ دردی را احساس نمیکنیم.
ما موجودات خود ترمیمشوندهی این سیارهی مرموز! ما سرخوشان بدون سرانجام...
ما زود خوب شوندگان روی پای خود ایستاده!
@baycot
#نرگس_صرافیان_طوفان
#نزار_قبانی دوست داشتنی میفرماید:
عشق این است
که مردم ما را با هم اشتباه بگیرند!
وقتی تلفن با تو کار دارد، من پاسخ بگویم!
و اگر دوستان به شام دعوتم کنند، تو بروی!
«وقتی هم شعرِ عاشقانهای از من بخوانند، تو را سپاس بگویند!»
خلاصه اینکه:
«چنان تنیده در منی که چون منی و با منی»
@baycot
عشق این است
که مردم ما را با هم اشتباه بگیرند!
وقتی تلفن با تو کار دارد، من پاسخ بگویم!
و اگر دوستان به شام دعوتم کنند، تو بروی!
«وقتی هم شعرِ عاشقانهای از من بخوانند، تو را سپاس بگویند!»
خلاصه اینکه:
«چنان تنیده در منی که چون منی و با منی»
@baycot
❤2
در اولین مکالمه تلفنی پرسید: "چرا رفتی؟" دلایلم را توضیح دادم.
در دومین مکالمه تلفنی هم پرسید: "چرا رفتی؟!" دوباره دلایلام را گفتم.
تا زنده بود، در هر مکالمه تلفنی همان پرسش را میپرسید. کمکم فهمیدم که برای او چرا رفتی؟ یک پرسش نبود، یک جمله خبری بود: کاش نمیرفتی...
@baycot
#ابراهیم_سلطانی
در دومین مکالمه تلفنی هم پرسید: "چرا رفتی؟!" دوباره دلایلام را گفتم.
تا زنده بود، در هر مکالمه تلفنی همان پرسش را میپرسید. کمکم فهمیدم که برای او چرا رفتی؟ یک پرسش نبود، یک جمله خبری بود: کاش نمیرفتی...
@baycot
#ابراهیم_سلطانی
❤1
عادت همیشگی ام بود... از همان کودکی به این سوال فکر می کردم...
چه کسی از همه خوشبخت تر است؟!
در کودکی فکر می کردم آن مردی که سر خیابان اسباب بازی فروشی دارد حتما خوشبخت ترین انسان دنیاست... اما چند سال بعد که از خواب بیدار شدم بروم به مدرسه نظرم عوض شد و فکر کردم پسر شش ساله ی همسایه مان از همه خوشبخت تر است چون مدرسه نمی رود و می تواند چند ساعت بیشتر بخوابد...
نوجوان که بودم فکر می کردم حتما خوشبخت ترین انسان دنیا یکی از سوپر استارهای سینماست یا یک ورزشکار معروف... آن روزها خوشبختی را در شهرت می دیدم...
مدت ها گذشت و معنی خوشبختی هر روز برایم عوض می شد... بستگی به شرایط داشت گاهی خوشبختی را در ثروت می دیدم و وقتی که بیمار می شدم در سلامتی...
سال ها گذشت و زندگی به من ثابت کرد خوشبختی برای هر انسانی یک تعریف دارد...
گاهی ما در زندگی به اتفاقی که آن را خوشبختی می دانیم می رسیم ولی باز احساس خوشبختی نمی کنیم...چون گذر زمان و تغییر شرایط تعریف ما از خوشبختی را عوض کرده...
کاش بدانیم خوشبختی واقعی داشتن "آرامش" است...خوشبختی ای که نه گذر زمان و نه تغییر شرایط نمی تواند آن را از ما بگیرد...
دنیا پر است از انسان هایی که همه چیز دارند به جز آرامش... کسانی که هرگز خوشبخت نمی شوند...
@baycot
#حسین_حائریان
چه کسی از همه خوشبخت تر است؟!
در کودکی فکر می کردم آن مردی که سر خیابان اسباب بازی فروشی دارد حتما خوشبخت ترین انسان دنیاست... اما چند سال بعد که از خواب بیدار شدم بروم به مدرسه نظرم عوض شد و فکر کردم پسر شش ساله ی همسایه مان از همه خوشبخت تر است چون مدرسه نمی رود و می تواند چند ساعت بیشتر بخوابد...
نوجوان که بودم فکر می کردم حتما خوشبخت ترین انسان دنیا یکی از سوپر استارهای سینماست یا یک ورزشکار معروف... آن روزها خوشبختی را در شهرت می دیدم...
مدت ها گذشت و معنی خوشبختی هر روز برایم عوض می شد... بستگی به شرایط داشت گاهی خوشبختی را در ثروت می دیدم و وقتی که بیمار می شدم در سلامتی...
سال ها گذشت و زندگی به من ثابت کرد خوشبختی برای هر انسانی یک تعریف دارد...
گاهی ما در زندگی به اتفاقی که آن را خوشبختی می دانیم می رسیم ولی باز احساس خوشبختی نمی کنیم...چون گذر زمان و تغییر شرایط تعریف ما از خوشبختی را عوض کرده...
کاش بدانیم خوشبختی واقعی داشتن "آرامش" است...خوشبختی ای که نه گذر زمان و نه تغییر شرایط نمی تواند آن را از ما بگیرد...
دنیا پر است از انسان هایی که همه چیز دارند به جز آرامش... کسانی که هرگز خوشبخت نمی شوند...
@baycot
#حسین_حائریان
مىدانيد چى توى يك رابطه بد است؟ تمام شدنِ آن. مىدانيد اما چى فاجعه است؟ تمام شدنِ رابطه بدون تمام كردناش. رها كردنش در بلاتكليفى. «حالا بگذار ببينيم چى مىشود» خب، چى مىشود؟ هيچ، جز پوسيدگى و ويرانى.
چيزى دردناكتر از اميد وجود ندارد. اميد مىتواند برگ خشكى را در ميانهى زمستان و بهار، تا ابد بلاتكليف بگذارد. جورى كه نه خشك شود و فروريزد و در انتظار جوانهى بهارش باشد، نه بتواند خون تازه را در رگبرگهايش بگرداند و به زندگى بازگردد.
اگر رابطه يك نقطهى شروع دارد - كه دارد - و آغازش يك اتفاقِ فعال است كه بايد بابتش وقت و انرژى صرف كرد - كه هست - پايانش هم يك فرايند است كه نمىشود منفعل و«بگذار بگذرد»ى از آن گذشت. به حرمتِ عمرى كه پاى رابطه رفته، بايد درايت به خرج داد و وقت و انرژى صرف كرد براى پايانش. رابطهاى كه قرار است تمام شود، آخرش نقطه مىخواهد، وگرنه سر سطرى هم در كار نخواهد بود
@baycot
#حسین_وحدانی
چيزى دردناكتر از اميد وجود ندارد. اميد مىتواند برگ خشكى را در ميانهى زمستان و بهار، تا ابد بلاتكليف بگذارد. جورى كه نه خشك شود و فروريزد و در انتظار جوانهى بهارش باشد، نه بتواند خون تازه را در رگبرگهايش بگرداند و به زندگى بازگردد.
اگر رابطه يك نقطهى شروع دارد - كه دارد - و آغازش يك اتفاقِ فعال است كه بايد بابتش وقت و انرژى صرف كرد - كه هست - پايانش هم يك فرايند است كه نمىشود منفعل و«بگذار بگذرد»ى از آن گذشت. به حرمتِ عمرى كه پاى رابطه رفته، بايد درايت به خرج داد و وقت و انرژى صرف كرد براى پايانش. رابطهاى كه قرار است تمام شود، آخرش نقطه مىخواهد، وگرنه سر سطرى هم در كار نخواهد بود
@baycot
#حسین_وحدانی
آدم وقتی جوان است به پیری جور دیگری فکر می کند. فکر می کند پیری یک حالت عجیب و غریبی است که به اندازه صدها کیلومتر و صدها سال از آدم دور است. اما وقتی به آن می رسد می بیند هنوز همان دختر/پسر 15 ساله است که موهایش سفید شده، دور چشمهایش چین افتاده، پاهایش ضعف می رود و دیگر نمی تواند پله ها را سه تا یکی کند. و از همه بدتر بار خاطره هاست که روی دوش آدم سنگینی می کند...
پیری فقط یک صورتک بدترکیب است که با یک من سریش می چسبانندش روی صورت آدم، ولی آن پشت جوانی است که دارد نفسش می گیرد. بعد یک دفعه می بینی پیر شدی و هنوز هیچ کدام از کارهایی که می خواستی نکردی...
@baycot
#ناهيد_طباطبايی
پیری فقط یک صورتک بدترکیب است که با یک من سریش می چسبانندش روی صورت آدم، ولی آن پشت جوانی است که دارد نفسش می گیرد. بعد یک دفعه می بینی پیر شدی و هنوز هیچ کدام از کارهایی که می خواستی نکردی...
@baycot
#ناهيد_طباطبايی
❤1💔1
آنهایی که کمتر تو را می شناسند همیشه می گویند خوش به حالت. فکر می کنند آرامش تو و شادی ات نتیجه ى بی خیالی هاست. فکر می کنند تو بلدی دنیا را ندیده بگیری. به خیالشان می رسد بدی ها را حس نمی کنی. آنها فکر می کنند دیوار شادی تو به اندازه صدای خنده هایت بلند است.
اما کسانی هستند که بیشتر می شناسندت. بیشتر در کنار تو بوده اند و یا عمیق تر تو را دیده اند. آنها می فهمند و می دانند که بدی های دنیا را خوب دیده ای. می بینند ناراحتی هایی را که روی دلت سنگینی می کند را بلدی با چند تا خنده ى بلند از سرزمین قلبت بیرون کنی. آنهایی که تو را بیشتر بشناسند حساب نفس های سنگین شده ات را دارند و می بینند گاهی با ته مانده ى امید، تاریِ چشم هایت را پاک می کنی. آنهایی که تو را بهتر می شناسند خوب می دانند همیشه قاعده ها بر عکس است. آدم هایی که زیاد می خندند، زیاد نمی خندند! آنهایی که دوست زیاد دارند، دوست های کمی پیدا می کنند و آنهایی که می خواهند غمگین به نظر برسند غم های کوچک تری دارند. قدر شادی را کسانی می دانند که قلب سنگین تری داشته باشند.
@baycot
#بابك_حميديان
اما کسانی هستند که بیشتر می شناسندت. بیشتر در کنار تو بوده اند و یا عمیق تر تو را دیده اند. آنها می فهمند و می دانند که بدی های دنیا را خوب دیده ای. می بینند ناراحتی هایی را که روی دلت سنگینی می کند را بلدی با چند تا خنده ى بلند از سرزمین قلبت بیرون کنی. آنهایی که تو را بیشتر بشناسند حساب نفس های سنگین شده ات را دارند و می بینند گاهی با ته مانده ى امید، تاریِ چشم هایت را پاک می کنی. آنهایی که تو را بهتر می شناسند خوب می دانند همیشه قاعده ها بر عکس است. آدم هایی که زیاد می خندند، زیاد نمی خندند! آنهایی که دوست زیاد دارند، دوست های کمی پیدا می کنند و آنهایی که می خواهند غمگین به نظر برسند غم های کوچک تری دارند. قدر شادی را کسانی می دانند که قلب سنگین تری داشته باشند.
@baycot
#بابك_حميديان
❤4