بايكوت
149K subscribers
7.7K photos
1.37K videos
65 files
819 links
insta: Instagram.com/_u/Alighazinezam
admin: @aghazinezam
تبليغات
Download Telegram
گفت:
آدم با کسی در زندگی های قبلی خود دمخور بوده، بعد از او جدا شده. هی به این دنیا می‌آید تا او را پیدا کند... فراق می‌کشد و انتظار می‌کشد. وقتی پیدایش کرد مگر میتواند ولش کند؟!

#سیمین_دانشور
@baycot
Bidari
Helen
تـو در کنار خودت نیستی، نمیدانی
که در کنار تو بودن چه عالمی دارد...🪐♥️

• فرامرز عرب عامری
@baycot
Forwarded from بايكوت
تمامِ گنجشكانِ شهر،
منتظرِ باز شدنِ چشمانت هستند!
ميشود پروازشان را به تاخير نيندازى؟
#علي_قاضي_نظام
@baycot
#توئیت

سال ۱۵۰۰ استخوانهای بعضی از
هم‌نسل‌های ما هم تجزیه شده...
پس به قول حکیم عمر #خیام نیشابوری:
انگار که نیستی؛ چو هستی خوش باش 🌱

@baycot ° ZeddeEjtemaei
#توئیت

هر زنی حقشه یکیو داشته باشه
که با صدای خسرو شکیبایی تو هامون بهش بگه:
"لاكردار اگه بدونی چقد دوسِت دارم!"

@baycot
درماندگی یعنی: تـــو اینجایی
من هم همین جایم، ولی دورم...

#علیرضا_آذر
@baycot
💔1
وقتی می‌گوییم «دور»
دور از کجا؟
هرکس باید یک نفر را داشته باشد
تا فاصله‌ها را با او بسنجد...

#حسین_آذری
@baycot
‏دوستت دارم
چنان مردی که عاشق زنی‌ست
که هیچگاه لمسش نکرده،
فقط برایش نوشته است
و چند عکسش را نگاه می‌دارد...

#چارلز_بوکوفسکی
@baycot
هر روز صبح که از خواب بیدار می‌شوید،
نفسی عمیق بکشید و درخواست کنید
تا به شما یادآوری شود چرا اینجا هستید
و ژرف‌ترین آرزویتان برای امروز چیست؟

#دبی_فورد
@baycot
صبح بخیر🤍
چای را من دَم می‌کنم،
میز را تو می‌چینی،
بعد می‌نشینیم پشت پنجره‌های خود‌مان
و به هم‌دیگر فکر می‌کنیم...

#رضا_كاظمی
@baycot
#توئیت

یه چیزایی هم هست که شاید هیچوقت نفهمید!
مثل اینکه یه نفر چقــدر صداتونو گوش کرده،
چقــدر عکساتونو نگاه کرده،
چقــدر دوسِتون داره یا اینکه چقــدر بهتون فکر کرده...

@baycot ° Aliw
به مدت چندین سال همسرم به یک اردوگاه در صحرای (ماجوی) کالیفرنیا فرستاده شده بود.
من برای اینکه نزدیک او باشم، به آنجا نقل مکان کردم و این در حالی بود که از آن مکان نفرت داشتم. همسرم برای مانور اغلب در صحرا بود و من در یک کلبه‌ی کوچک تنها می‌ماندم.
گرما طاقت‌فرسا بود و هیچ هم‌صحبتی نداشتم. سرخ‌پوست‌ها و مکزیکی‌ها ی آن منطقه هم انگلیسی نمی‌دانستند. غذا و هوا و آب همه‌جا پر از شن بود. آن‌قدر عذاب می‌کشیدم که تصمیم گرفتم به خانه برگردم و حتی قید زندگی مشترک‌مان را بزنم.
نامه‌ای به پدرم نوشتم و گفتم یک دقیقه دیگر هم نمی‌توانم دوام بیاورم. می‌خواهم اینجا را ترک کرده و به خانه‌ی شما برگردم. پدر نامه‌ام را با دو سطر جواب داد، دو سطری که تا ابد در ذهنم باقی خواهند ماند و زندگی‌ام را کاملا عوض کرد: «دو زندانی از پشت میله‌ها بیرون را می‌نگریستند... یکی گل و لای را می‌دید و دیگری ستارگان را!»

بارها این دو خط را خواندم و احساس شرم کردم. تصمیم گرفتم به دنبال ستارگان باشم و ببینم جنبه‌ی مثبت در وضعیت فعلی من چیست؟

با بومی‌ها دوست شدم و عکس‌العمل آنها باعث شگفتی من شد. وقتی به بافندگی و سفالگری آنها ابراز علاقه کردم، آنها اشیائی که به توریست نمی‌فروختند را به من هدیه کردند. به اشکال جالب کاکتوس‌ها و یوکاها توجه می‌کردم. چیزهایی در مورد سگهای آن صحرا آموختم و غروب را مدام تماشا می‌کردم. دنبال گوش‌ماهی‌هایی می‌رفتم که از میلیون‌ها سال پیش، وقتی این صحرا بستر اقیانوس بود، در آنجا باقی مانده بودند.

چه چیزی تغییر کرده بود؟
صحرا و بومی‌ها همان بودند. این #نگرش من بود که تغییر کرده و یک تجربه‌ی رقت‌بار را به ماجرایی هیجان‌انگیز و دلربا تبدیل کرده بود. من آن‌قدر از زندگی در آنجا مشعوف بودم که رمانی با عنوان "خاکریزهای درخشان" در مورد زندگی در صحرای ماجوی نوشتم. من از زندانی که خودم ساخته بودم به بیرون نگریسته و ستاره‌ها را یافته بودم.

اگر به فرزندان خود رویارویی با سختی‌های زندگی را نیاموزیم در حق آنها ظلم کرده‌ایم.
@baycot
#دیل_کارنگی
2
حالِ من خوب است
اما با تو بهتر میشود...♥️

#مهدی_فرجی
@baycot
1
Deja Vu
Fabrizio Paterlini
@baycot ° بیکلام 🍂♥️
+ آدما تنهایی فقط پرسه میزنن؛
دو نفری همیشه یه جایی میرن...

🎬 سرگیجه
@baycot
تو در منی‌
مثل عكس ماه در بركه،
در منی
و دور از من...

#رسول_يونان
@baycot
مهین خانم چهل سال است ازدواج کرده،
سه دختر و یک پسر دارد. داماد دارد، عروس دارد، چند تایی هم نوه دارد. خودش می گوید دانشگاه نرفته، اما انقدر خوب حرف می زند که گاهی شک می کنم راست بگوید.
مهین خانم از آن زنهایی است که من از همصحبتی با آنها لذت می برم.
دیروز وقتی گفت « تن دادن از آن اتفاقات سخت زندگی است...»
سریع توی کیفم دنبال خودکار گشتم، دفترم را بیرون آوردم و جمله اش را یادداشت کردم، می دانستم اگر آن را ننویسم خیلی زود فراموشش می کنم.
مهین خانم معتقد است خیلی از زنها مجبورند زندگی زناشویی شان را تحمل کنند چون گزینه‌ی دیگری جلوی رو ندارند.
می گوید خودش هم چهل سال تحمل کرده، تن داده به زندگی که دوست نداشته. می گوید تن دادن از آن اتفاقات سخت زندگی است گاهی زندگی مجبورت می کند مسالمت آمیز با آن کنار بیایی و دم نزنی. پرچم سفیدت را تکان بدهی و سرنوشتت را بی کم و کاست قبول کنی. و آرزو کنی دخترانت سرنوشتی بهتر از تو داشته باشند.
"جورج اورول" در کتاب روزهای برمه جمله ی خوبی دارد، نوشته آدم به فرض آن که تا آخر عمر تنها بماند و شریکی پیدا نکند، تحمل آن بسیار آسان تر است تا شب و روز با کسی سر و کار داشته باشد که حتی یکی از هزاران حرف او را نمی فهمد.
نمی دانم مهین خانم درست می گوید یا جورج اورول...

#مریم_سمیع_زادگان
@baycot
3