بصیر
352 subscribers
1.5K photos
19 videos
181 files
496 links
طراحان انقلاب اسلامی بصیر
حوزه فعالیت : نشر فرهنگ جهاد و شهادت

http://t.me/itdmcbot?start=basir

#گپ

ارتباط با ادمین (پیام ناشناس) :
https://telegram.me/dar2delbot?start=send_63mK94
ارتباط با ادمین:
@basirir_admin

https://eitaa.com/basir
Download Telegram
بابا رجب خداحافظ

ای مَرد !
ای با غیرت !
ای ایثارگر !
ای جانباز !
ای شهید !
حاج رجب محمد زاده
شرمنده ایم

طرح از کانال : [ 🌹شاهدان بصیر ::: @shahedanebasir ]
سهم بابا رجب از سفره انقلاب

چای رو با نِی میخورد
به سختی نفس میکشید
حس بویایی نداشت
فشاری رو که از نگاهِ تلخِ دیگران ،
خودش و خانواده اش تحمل میکردن

ببخشید بعد از 29 سال خیلی زود رفتی
و نتونستیم سهمی بیشتری از این انقلاب به شما بدیم

حاج رجب محمد زاده
شرمنده ایم

کانال : [ 🌹شاهدان بصیر ::: @shahedanebasir ]
مرد میدان بلا «آقا رجب»!
ای غریبِ آشِنا «آقا رجب»!

ای که بگذشتی هم از نام و نشان
ای که وارستی ز بند جسم و جان

ای رسول جلوه‌های بی‌بدیل
ای که باشد چهره‌ات صدها دلیل

ای که رُخسارت دلیل راه توست
جلوه‌ای از غربت جانکاه توست

ترکش خمپاره دریوزگان
کرد داغان، صورتت را بی‌امان

ای «شهید» زنده! ما کوریم و کَر
سال‌ها از زخم روحت، بی‌خبر

تو به حبس خانه‌ات در انزوا
ما هیاهو کرده با صد ادعا

ما سیه‌بازان «بازار فریب»
بی‌خبر از انزوایت ای غریب

سال‌ها، خوشحال و خندان بوده‌ایم
شرم‌مان بادا که نادان بوده‌ایم

گنج ایران ای شکیبامَردِ مَرد
مرحبا بر غیرتت ای کوهِ درد

«گنج پنهان» یادِگار لاله‌ها
مانده باقی از تبار لاله‌ها

آسمانی‌مردِ ما «آقا رجب»!
اُسوه ناوَردِ ما «آقا رجب»!

سال و ماه و هفته‌های بی‌کسی
روزهای پشتِ هم، دلواپسی

دوره عُزلت سر آمد پس تو را
مهربان! ای مانده از توفان به‌جا

مردمان مشتاقِ دیدار تو مرد
هم منم پابوس تو ای کوه درد!

اهل بیتت باوفا یار تواند
همدمان و هم پرستار تواند

گفته‌ای؛ «دیدار ماه»ت آرزوست
دیدن آن «پیر راه»ت آرزوست

آرزویت دیدن «سیدعلی»
افتخارت «همنشیی با ولی»

ای «ولایت‌یار» و مرد بی‌دغل
«حضرت مَه» بر تو بُگشاید بغل

یاور «قرآن» و «ایران» یار دین!
بر تو و بر غیرتت صد آفرین!

• مجید خوشبخت

کانال : [ 🌹شاهدان بصیر ::: @shahedanebasir ]
افتخار سرزمین من
بابا رجب
خداحافظ

بمناسبت شهادت جانباز رشید اسلام حاج رجب محمد زاده

طرح از کانال : [ 🌹شاهدان بصیر ::: @shahedanebasir ]
اگر دل شکسته ای بسم الله.jpg
1.4 MB
اگر دل شکسته ای بسم الله...
شهدا
با دست بسته هم، دست می گیرند ...

فایل با کیفیت
طرح از کانال : [ 🌹شاهدان بصیر ::: @shahedanebasir ]
پیِ شهادتم.jpg
1.9 MB
پِیِ شهادتم
مَنِ شِکَستِه بَالُ و پَر

فایل با کیفیت
طرح از کانال : [ 🌹شاهدان بصیر ::: @shahedanebasir ]
نگو وقتِ جداییِ.jpg
2.8 MB
تا کی،
قسمت من تنهاییه بابا،
نگو وقت جداییه
آخه، دختر بچه باباییه

روز دختر بر دختران شهدا مبارک باشه

تصویرسازی : فهیمه نیکومنظر
فایل با کیفیت
طرح از کانال : [ 🌹شاهدان بصیر ::: @shahedanebasir ]
ای جانباز، ای شهید.jpg
5.3 MB
بابا رجب خداحافظ

ای مَرد !
ای با غیرت !
ای ایثارگر !
ای جانباز !
ای شهید !
حاج رجب محمد زاده
شرمنده ایم

فایل با کیفیت
طرح از کانال : [ 🌹شاهدان بصیر ::: @shahedanebasir ]
بابا رجب ، خداحافظ.jpg
3.8 MB
افتخار سرزمین من
بابا رجب
خداحافظ

بمناسبت شهادت جانباز رشید اسلام حاج رجب محمد زاده

فایل با کیفیت
طرح از کانال : [ 🌹شاهدان بصیر ::: @shahedanebasir ]
نام را گمنام تر کن
رو سفیدت می کنند...

طرح از کانال : [ 🌹شاهدان بصیر ::: @shahedanebasir ]
اِنّي اُحامي اَبَداً عَنْ ديني
من از حمايت از دينم دست بر نمي دارم.
حضرت اباالفضل العباس (ع)

شعار پیاده روی اربعین سال 1395

طرح از : [🌹شاهدان بصیر ::: @shahedanebasir ]
حجت الاسلام اباذری
رئیس کمیته فرهنگی اربعین حسینی در عراق :
شعار "اِنّي اُحامي اَبَداً عَنْ ديني"
و رنگ قرمز برای پیاده روی اربعین 95 تعیین شدند.

[🌹شاهدان بصیر ::: @shahedanebasir ]
اِنّي اُحامي اَبَداً عَنْ ديني.jpg
6.3 MB
اِنّي اُحامي اَبَداً عَنْ ديني
من از حمايت از دينم دست بر نمي دارم.
حضرت اباالفضل العباس (ع)

شعار پیاده روی اربعین سال 1395
فایل با کیفیت - 50x70
طرح از : [🌹شاهدان بصیر ::: @shahedanebasir ]
شهید،
شهیدت می کند.

رفیق شهید داری

طرح از کانال : [ 🌹شاهدان بصیر ::: @shahedanebasir ]
«شهید یعنی:
به خیرگذشت.....نزدیک بود بمیرد!»
"تو"
چه میکنی،
این میانه ی خون برادرم...؟!
برای بیداری ما...؟!
آخ ...
یادم رفته بود ...
شهید بیدارمیکند ...
شهید دستت را میگیرد ...
شهید بلندت میکند ...
شهید ، "شهیدت" میکند ...

فکه و اروند یا دمشق وحلب...
یا صعده و صنعا...!
فرقی نمیکند...
شهید ، شهیدت میکند ؛ باورنمیکنی....؟؟؟؟
بیدار که بشوی ،
جاده خاکی انحرافی رفته را برمیگردی به صراط مستقیم...
شهادت میوه ی درختان جاده ی صراط مستقیم است ..!
یادت باشد :
«شهید ، شهیدت میکند»

[ 🌹شاهدان بصیر ::: @shahedanebasir ]
احمد بن موسی الکاظم شاهچراغ ع
بمناسبت دهه کرامت و روز بزرگداشت حضرت احمدبن موسی شاهچراغ ع

طرح از کانال : [ 🌹شاهدان بصیر ::: @shahedanebasir ]
شیراز کوی رحمت و انوار اولیاست
شاه چراغ بر سر آن زیب و زیور است
السلام علیک یا احمد بن موسی الکاظم شاهچراغ ع

بمناسبت روز بزرگداشتد شاهچراغ ع

طرح از کانال : [ 🌹شاهدان بصیر ::: @shahedanebasir ]
آرام دستم را گرفت
و بر سر قبر یک شهید مهمانم کرد...
روی سنگ قبرش نوشته بود:
قله افتخارم شهادت است...

طرح از کانال : [ 🌹شاهدان بصیر ::: @shahedanebasir ]
عشق یعنی :
همسر شهید باشی

طرح از کانال : [ 🌹شاهدان بصیر ::: @shahedanebasir ]
یا انیس القلوب

هرچے درست ڪنن میخوریم حتے قلوہ سنگ!

اولین غذایے ڪہ بعدازعروسیمان درست ڪردم استانبولے بود.

از مادرم تلفنے پرسیدم .شد سوپ..

آبش زیاد شدہ بود ...

منوچهر میخورد و بہ بہ و چہ چہ میڪرد.

روز دوم گوشت قلقلے درست ڪردم .. شدہ بود عین قلوہ سنگ

تا من سفرہ را آمادہ ڪنم منوچهر چیدہ بودشان روے میز و با آنها تیلہ بازے میڪرد قاہ قاہ میخندید

و میگفت : چشمم ڪور دندم نرم تا خانم آشپزے یاد بگیرن هر چہ درست ڪنن میخوریم حتے قلوہ سنگ

بہ روایت همسر شهید منوچهر مدق

[ 🌹شاهدان بصیر ::: @shahedanebasir ]
یا انیس القلوب

روز اول زندگی مشترک...
پا شدم غذا درست کنم ...
از هر انگشتم اعتماد به نفس میبارید...!
بوی غذا کل خونه رو برداشته بود...
علی از مسجد برگشت...
"به به…دستت درد نکنه...
عجب بویی راه انداختی..."
ژست هنرمندانه ای گرفتم...
سر دیگو برداشتم که یه قاشق ازش بِچِشم...
نفسم بند اومد...!
نه به اون ژست گرفتنام نه به این مزه!
اولش نمکش اندازه بود…!
زدم زیر گریه...
"خاااک تو سرت هانیه...
مامان صد دفعه گفت غذا پختنو یاد بگیرااا...
حالا جواب علی رو چی بدم…؟"
_کمک میخوای هانیه خانوووم...؟
با بغض گفتم..."نه علی آقا...
شما برو بشین الآن سفره رو میندازم..."
چپ چپ نگام کرد و پرسید...
"حالت خوبه…؟"
گفتم..."آره…چطور مگه…؟"
گفت...
"آخه شبیه آدمی هستی که میخواد گریه کنه...!"
به زحمت خودمو کنترل کردم و…
با همون اعتماد به نفس فوق معرکه گفتم...
"نه اصلاً...من و گریهههه...؟!"
متوجه حالتم شد...
"چیزی شده…؟"
به زحمت بغضمو قورت دادم...
قاشقو از دستم گرفت و خورشتو چشید…
رنگم پرید...
با خودم گفتم...
"مُررردی هانیه...کارت تمومه..."
مکثی کرد و زل زد تو چشام...
"واسه اییین ناراحتییی...؟!
دیگه نتونستم خودمو کنترل کنم و زدم زیر گریه...
با صدای بلند شروع کرد خندیدن...
مبهوت خنده هاش شده بودم...
سفره رو انداخت...
غذا کشید و مشغول خوردن شد...!
طوری میخورد که اگه یکی میدید...
فکر میکرد غذای بهشتیه...!!
زیر چشمی نگاهی بهش کردم...
"خیلی شوره،چجوری قورتش میدی...؟!"
خنديد و گفت:
"خیلی عادی،همینطور که میبینی...
تازه خیلی هم عالی شده ...!
دستتم درد نکنه...
_مسخره م میکنی…؟
"نه به خدا..."
چپ چپ نگاش کردم...
جدی جدی داشت میخورد...!
یه کم واسه خودم کشیدم...
قاشق اولو که دهنم گذاشتم...
پُففف...غذا از دهنم پاشید بیرون...
سرشو بالا نیاورد...
"مادر جان گفته بود…
بلد نیستی حتی اُملت درست كنی...!"
نگاه محبت آمیزی بهم کرد و گفت:
"واسه بار اول کارت عالی بود... "
خیلی خجالت کشیدم...

بہ روایت همسر شهید،سیدعلی حسینی