بصیر
351 subscribers
1.5K photos
19 videos
181 files
496 links
طراحان انقلاب اسلامی بصیر
حوزه فعالیت : نشر فرهنگ جهاد و شهادت

http://t.me/itdmcbot?start=basir

#گپ

ارتباط با ادمین (پیام ناشناس) :
https://telegram.me/dar2delbot?start=send_63mK94
ارتباط با ادمین:
@basirir_admin

https://eitaa.com/basir
Download Telegram
بابای شهیدم
بوسیدنت که هیچ ، بغل کردنت که هیچ
حتی تو را نشد که دلی سیر بو کنم ...

شهید داریوش رضایی نژاد
آرمیتا رضایی نژاد

طرح:[🌹بصیر ::: Telegram.me/basir ]
شش سال است
آرميتا واژه پدر را از دايره لغاتش حذف كرده!
آن هم ب عمد!
درست بعد از ديدن لحظه شهادت پدر!
شش سال است كه مادر
هم پدر است و هم مادر!
نه!
همه كسِ دختر جان است!
و دختر
همه هستي مادر!
تنها دليل بودنش!
همسران شهيد زيادي را ميشناسم و از نزديك ديدمشان!
از دردهايي ك ميكشند و از سكوتي ك ميكنند و ازاشكهايي مخفيانه اي ك مي ريزند!
ك مبادا حرمت شهيدشان شكسته شود!

و ما ناسپاس و بي تفاوت از كنارشان مي گذريم
و ثانيه اي براي درددلهايشان وقت نداريم و مرهمي نيستيم براي دلهاي خسته و تنهايشان!
سخت است ك هم عزيزت را بگيرند و هم عزتت را!
و شيرزنان همسرِ شهيد
اين گونه مي جنگند با ناملايمات اين روزگار!

و غافليم از اينكه شهدا براي ما رفته اند!
دنيايمان، آخرتمان و هستي مان ب قطره قطره خونشان بسته است!

عزت و سربلندي خودمان و كشورمان ب خون پاك اين شهيدان دانشمند و شجاع گره خورده!

و دريغ ك باز هم دشمن زودتر از ما اين عزيزان را شناسايي ميكند، همچون سالهاي اول انقلاب!

پ ن:
اولين روز دومين ماه تابستان داغ
روز آسماني شدن پدر آرميتاي نازنين و تنها شدن خواهر عزيز من
خانم دكتر شهره پيراني است!
خواهر بزرگتري ك مهرباني اش را دريغ ندارد
و با تمام وجود تقديم ميكند!
آبرويي پيش خدا ندارم
اما ب حرمت شهيدش و عزت و مهرباني خودش
براي او و دختر دلبندش آرزو ميكنم ك هميشه در اوج قله خوشبختي باشد.
خواهر عزيزي ك الگوي صبر و ايثار و ديانت است!
يك الگوي واقعي و بي آلايش!

تكمله:
آرميتا جان
پري حضرت آقاست
دست نوازش ايشان و سايه پر مهرشان بر سر اوست
اما جاي بابا برايش هميشه خالي ست ...

مرگ بر گلوله اي ك خط كشيد روي خاطرات آرميتا

‏🇮🇷 و دفتر انقلاب، رنگين ب خون ١٧٠٠٠ شهيد ترور است و همچنان اين دفتر باز است تا درخت تنومندش را آبياري كنند 🇮🇷

به قلم : فضه سادات حسیني

[🌹بصیر ::: Telegram.me/basir ]
لطفا با قلبی شکسته وارد شوید
اینجا تعمیرگاه دل های خسته است
زمین خورده ای ؟
قدم بگذار به وادی شهدا
شهدا دست گیرت می شوند
اینجا یک جایی دنج برای هوایی
شدن دلهای خسته...

طرح:[🌹بصیر ::: @basir ]
هرگاه شب جمعه شهدا را یاد کردید،
آنها شما را نزد حضرت اباعبدالله (ع)
یاد میکنند.

دل که هوایی شود،
پرواز است که آسمانیت می کند.
و اگر بال خونین داشته باشی دیگر آسمان،
طعم کربلا می گیرد.
دلها را راهی کربلای جبهه ‌ها می کنیم
و دست بر سینه،
به زیارت "شهداء" می نشینیم...

بِسمِ اللّٰہِ الرَّحمٰن الرَّحیم

اَلسَّلامُ عَلَیکُم یَا اَولِیاءَ اللہ وَ اَحِبّائَهُ
اَلسَّلامُ عَلَیکُم یَا اَصفِیَآءَ اللہ و اَوِدّآئَهُ
اَلسَلامُ عَلَیکُم یا اَنصَارَ دینِ اللہِ
اَلسَلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ رَسُولِ اللہِ
اَلسَلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ اَمیرِالمُومِنینَ
اَلسَّلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ فاطِمَةَ سَیِّدَةِ نِسآءِ العالَمینَ
اَلسَّلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ اَبی مُحَمَّدٍ الحَسَنِ بنِ عَلِیّ الوَلِیّ النّاصِحِ
اَلسَّلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ اَبی عَبدِ اللہِ، بِاَبی اَنتُم وَ اُمّی طِبتُم وَ طابَتِ الاَرضُ الَّتی فیها دُفِنتُم، وَ فُزتُم فَوزًا عَظیمًا فَیا لَیتَنی کُنتُ مَعَکُم فَاَفُوزَ مَعَکُم...

[🌹بصیر ::: Telegram.me/basir ]
کانال کمیل
کانال آشتی کنان با شهدا...

طراح : احمد غلامی از مُهر

[🌹بصیر ::: Telegram.me/basir ]
مبارزه فرهنگی،مبارزه‌ای واجب‌تر از واجب.
امام خامنه ای (مدظله العالی) - ۱۳۷۲/۰۲/۱۵

استفاده از طرح ها، که موجب نشر فرهنگ جهاد و شهادت شود موجب خوشحالی و رضایت ماست.

🔸ایده ها
🔸جملات
🔸تصاویر
🔸 طرح های
خود را برای ما ارسال کنید.

شهدا را یاد کنیم ولو با ذکر یک صلوات

ارتباط:
برادران (تلگرام) : @hajghasem83
خواهران (تلگرام) : @Shoghparvaz313
کانال تلگرام :🌹بصیر ::: https://telegram.me/basir
اینستاگرام ::: https://www.instagram.com/basir_ir/
شاهچراغ ع
بمناسبت دهه کرامت
و روز بزرگداشت حضرت احمدبن موسی شاهچراغ ع

طرح: [🌹بصیر ::: Telegram.me/basir ]
پیش آن گنبد نیلی دل من باز شده
قصه ی تازه ای از عشق سر آغاز شده
.
در میان حرم آیینه بندانت یار!
مرغ دل شیفته ی گردش و پرواز شده
.
خوش به حال همه آنان که به تو نزدیکند
هر که آنجاست به او مرحمت ابراز شده
.
نکند فرق خراسان بروم یا در فارس
شعبه ی دوم مشهد خود شیراز شده
.
درد دل های زیادی همه گویند آنجا
با ضریح حرمت سینه پراز راز شده
.
احترام به ولایت و برادر یعنی:
اینچنین نام شما پاک و سر افراز شده
.
من کجا؟ شعر برای حرم شاه کجا؟
شک ندارم که در این مرثیه اعجاز شده
.
شاعر : سید مهدی بنی هاشمی


بمناسبت دهه کرامت
و روز بزرگداشت حضرت احمدبن موسی شاهچراغ ع

[🌹بصیر ::: Telegram.me/basir ]
دنبال شهادتم
سید رضا نریمانی
دنبال شهادتم
سید رضا نریمانی

ارسالی ازطرف مخاطبان

[🌹بصیر ::: Telegram.me/basir ]
دعام کن شهید بشم

برای بهترین دوستان خود دعای شهادت کنید.
"شهید سید مجتبی علمدار"

برای هم دعا کنیم

طرح: [🌹بصیر ::: Telegram.me/basir ]
‍
سلام محسن عزیزم
چند روزی است بیچاره مان کرده ای!!
داشتیم زندگیمان را میکردیم،
چه کارمان داشتی که وسط اینهمه سرگرمی آمدی و معادلات زندگی ما را خراب کردی؟!،
ما دنبال فینال خنداننده شو بودیم،
هنوز نیمی از ناهارمان تمام نشده بود به فکر تهیه شامی متنوع بودیم،
اینکه بالاخره چه کسی در کاخ شهرداری تهران و اصفهان و شیراز سلطنت می کند،
سلفی های با خواهر موگیرینی چه شد؟
وزرای دولت از چه جناحی هستند،
قیمت مرغ پایین آمد یا نه؟!!!،
چند نفر را گیر بیاوریم و عضو اسنپ کنیم تا یک سفر رایگان گیرمان بیاید،
با این نتیجه های کنکورمان چه رشته ای را انتخاب کنیم،
ببینیم سرنوشت شهرزاد چه می شود،
نگاه کنیم کی قیمت گلابی کمی پایین می آید تا بخریمش...
محسن جان
چرا معادلات زندگی ما را بهم ریختی؟!!
با خودمان که تعارف نداریم،
ما همگی برای خودمان داریم مرثیه خوانی می کنیم،
تو حقارت ما را بر ما نمایاندی،
اینکه با ۲۵ سال سن چقدر بزرگی
و به قول حامد عسکری اگر به تو می گویند مرد،
ما "میم" مذکر هم نیستیم.
چند روزی است بچه هایم را بغل نکرده ام،
تا می گویند: بابا،
خدا میداند بند دلم پاره می شود،
مثل رگ های گلوی تو،
لبهایت که به کویر ظهر عاشورا می ماند
یک بند جلوی چشمانم رژه می رود،
بعد از هر بار آب خوردنم وقتی میگویم:
به فدای لب عطشان حسین،
بیشتر از همیشه به دلم می نشیند،
اینهمه صلابت در نگاه را از کجا آوردی؟
راستی این کفتار نامرد آبت داد و سرت را برید؟!
خدا کند نداده باشد تا بیشتر مثل اربابت شده باشی.
مدتی است خیلی کم مطلب می گذارم اما تو مرا بیچاره کرده ای،
چقدر این عکس را دوست دارم،
ساعت ... است و دارم اشک می ریزم
و برای تو که نه،
برای دل لامصب خودم می نویسم.
ای معناگر انسانیت،
ای پدری که وقتی پسرت زبان باز کند
بابا گفتن هایش را از بهشت می شنوی،
ای لب تشنه ای که به دست عباس و حسین ع سیراب شدی،
ای عصاره فضایل ملت،
ای تربیت یافته مکتب حسین ع و پیر خمین،
ما اسیران خاک را دعا کن.
یا علی مدد

منبع: سفیران خمینی(با کمی تغییر)
[🌹بصیر ::: Telegram.me/basir ]
خروش رنگ ها
ادای دین هنرمندان نقاش به
پاسداشت شهدای مدافع حرم و
شهید محسن حججی

پنجشنبه 2/6/96 ساعت 18
بلواربعثت. باغ هنر اسلامی ایرانی

[🌹بصیر ::: Telegram.me/basir ]
ما حزب اللهی های «حرفه ای» و چشمهایش...


در همان نگاه اول فهمیدم که نباید مکث کنم. سریع بی‌خیالش شدم. در روزهای بعد هم که اینستاگرام پر بود از تصاویرش، سعی کردم سراغ اینستاگرام نروم. اگر هم جایی، یکجوری، عکسش -همان عکس معروفش- می‌آمد جلوش چشمم یا رویم را بر‌می‌گرداندم یا گوشی موبایل را کنار می‌گذاشتم. مطمئن بودم این چشمها کار دستم خواهد داد... چشم هایش... چشم هایش... چشم های شهید حججی در همان عکس معروف موقع اسارت بدجور آدم را خفت می‌کند!

تا الان چند روز گذشته؟ چند روز پیش بود که چشم هایش خط و نشان کشیدند برای همه ما؟ حال سرچ ندارم... بی خیال گوگل... گاگولی را عشق است. این چند روز خواستم فراموشش کنم... اما نشد. ول کن نیست. چشم هایش دست بر نمی دارند.

دیشب که خبر شهادت دو نفر از بچه‌های جهادگر موسسه طلوع را در اردوی جهادی شنیدم باز گفتم خودم را بزنم به گاگولی. زدم. این دفعه اما به چند روز نکشید. فقط تا صبح دوام آوردم. بعد از نماز صبح دستم رفت سمت گوشی. دوباره رفتم سراغ عکس هایشان. دوام نیاوردم. گاردم باز شد. دیوار دفاعی فروریخت... گریه کردم...

چشمهای حججی و لبهای خندان شیرازی و فارس حسینی چسبیده‌اند بیخ گلویم. ول نمی‌کنند. حرف حساب می‌زنند. جواب ندارم...

ای کاش محسن حججی کتابفروشی نکرده بود. ای کاش لیست پرفروش های کتاب را درنیاورده بود. ای کاش کتاب پخش نکرده بود بین این و آن. ای کاش امین شیرازی در سه شنبه‌های مهدوی لیوان شربت نداده بود دست خلق الله در تابستانهای گرم چهاراره ولیعصر. ای کاش نانوایی سر خط نکرده بود برای پخش نان صلواتی بین فقرا...
چرا فقط اینها شهید می‌شوند. چرا از ما «حزب اللهی های حرفه‌ای» و «حزب اللهی های اتوکشیده» یکی شهید نمی شود؟

ما حزب اللهی های حرفه ای انگار داریم می‌پلکیم تا آنها شهید شوند. قضیه همان از آخر مجلس است...
ما حرفه‌ای‌ها خطبه‌های نمازجمعه را نقد می‌کنیم، از بصیرت امام جمعه ایراد می گیریم اما یادمان رفته آخرین باری که رفتیم نمازجمعه کی بود! ما از تبدیل مسجدها به پاتوق پیرمردها گله می‌کنیم اما نمازمان را فرادا و با گردن کج می‌خوانیم که مثلا یعنی الهی و ربی من لی غیرک. لینک کمک به خانواده‌های کم بضاعت را پشت کامپیوترمان باز می‌کنیم و پولی میریزیم اما از رفتن بین فقرا و مستضعفان مورمورمان می‌شود. علیه یکسان سازی قبور شهدا مقاله می نویسیم اما سری به مزار شهدا که امام گفته بود امام زادگان عشق‌اند و مزارشان زیارتگاه اهل یقین است نمیزنیم. برای ایستگاه‌های صلواتی پوستر طراحی میکنیم اما یک لیوان شربت دست ملت نمیدهیم. اردوی تشکیلاتی برگزار می کنیم و چارت آموزشی می‌کشیم و آسیب شناسی فرهنگی می‌کنیم و نقد علمی می‌نویسیم و...

ما حزب اللهی های حرفه ای سرگرم هشتگ و تشتک و پشتک در توئیتر و همایش و سمینار هستیم و حزب اللهی های غیر حرفه ای در عراق و شام و گیلان غرب شهید می شوند...

ای خدا... چشمهایش...

منبع: ماهبندان
محمدرضا شهبازی

[🌹بصیر ::: Telegram.me/basir ]
دنیا ...
به وسعت قفسی تنگ خواهد شد
وقتی دلت،
برای شهدا
تنگ می‌شود...

طرح: [🌹بصیر ::: Telegram.me/basir ]
یک هفته پس از عملیات انصاریه، واقعه بسیار مهم دیگری اتفاق افتاد، در ١٢ سپتامبر ١٩٩٧ (٢١/٦/٧٦) دو تن از رزمندگان حزب الله در حمله به یکی از مواضع ارتش رژیم صهیونیستی در منطقه جبل الرفیع در جنوب لبنان به شهادت رسیده و پیکر آنان به دست نیروهای رژیم صهیونیستی افتاد. تلویزیون رژیم صهیونیستی بدون اطلاع از هویت این دو نفر، تصویر خون آلود آنان را به نمایش گذاشت، به سرعت مشخص گردید که یکی از این دو تن، سید هادی فرزند سید حسن نصرالله دبیر کل حزب الله می باشد.

انتشار این خبر همانند بمبی در جامعه لبنان صدا کرد و تحول بسیار مهمی در پی داشت.
 در تاریخ لبنان، چه در زمان جنگ داخلی و چه در مقابله با تجاوز نظامی رژیم صهیونیستی، هیچگاه دیده نشد که فرزند یکی از رهبران گروه های سیاسی و یا شبه نظامیان در راه مبارزه کشته شده باشد. به رغم اینکه رهبران سیاسی لبنان در واقع رهبران گروه های شبه نظامی نیز بودند و تحت رهبری آنان بسیاری از جوانان لبنان جان خود را از دست داده اند، اما همیشه فرزندان این نوع رهبران به دنبال عیش و عشرت و یا تحصیل در اروپا و امریکا بوده اند.

اما برای اولین بار یکی از رهبران سیاسی و نظامی فرزند خود را در راه مبارزه علیه اشغالگری رژیم صهیونیستی از دست می داد. نکته جالب این بود که شهادت سید هادی نصرالله بر اثر بمباران و یا بمب گذاری اتفاق نیفتاد، بلکه به دنبال مشارکت در عملیات نظامی هجومی علیه مواضع ارتش رژیم صهیونیستی، وی به شهادت رسید و پیکر پاکش به دست ارتش رژیم صهیونیستی افتاد.

این واقعه موجی از احساسات جوشان همدردی، احترام و شیفتگی را نسبت به دبیر کل حزب الله در میان تمامی طوائف مذهبی لبنان در پی داشت به گونه ای که همه آحاد ملت لبنان از هر دین و مذهبی، تحت تاثیر شدید این واقعه قرار گرفتند. رهبران سیاسی لبنان نیز یکی پس از دیگری به دیدار سید حسن نصرالله رفته و ضمن گفتن تبریک و تسلیت به مناسبت شهادت سید هادی نسبت به شخصیت مبارز و صادق دبیر کل حزب الله مراتب قدردانی و احترام خود را ابراز داشتند.

این ابراز همدردی و احترام منحصر به لبنان نبود و افرادی چون امیر عبدالله ولیعهد رژیم سعودی نیز برای اولین بار در تاریخ حزب الله، با ارسال پیام تسلیت برای دبیر کل حزب الله، حمایت خود را از مقاومت اسلامی اعلام نمود.

درمیان سخنان سید حسن این نکته جالب توجه بود که گفت خبر شهادت سید هادی و سه نفر از همرزمانش را روز جمعه ای به او اطلاع دادند که فردای آن روز قرار بوده مراسم پرشوری با حضور توده مردم به منظور همبستگی با مقاومت برگزار شود این مراسم طبق سنت های نوگرایانه شیعه با عزاداری برای امام حسین آغاز میشود و مراسم تعزیه خوانی نام دارد . سید حسن نصرالله به من گفت : سعی کردم با لغو مجلس عزاداری ، برنامه مراسم را تغییر دهم تا برخی گمان نکنند به خاطر هادی و همرزمان او ترتیب داده شده است .

این شیوه مناسبی برای استقبال از پیکرهای شهدا نیست . بر شهید نباید گریست . شهید الگو و اسوه و مایه عزت و سربلندی امت است . 

طبق برنامه قرار بود بعد از مراسم عزاداری سخنرانی کنم . هنگامی که پشت تریبون قرار گرفتم با ده ها دوربین تلویزیونی با نورافکن های قوی روبرو شدم . گرما فوق العاده طاقت فرسا بود ، به ویژه اینکه نورافکن ها گرمای زیادی تولید میکردند و به چشم انسان آسیب می رساندند مخصوصاً برای من که از عینک استفاده می کردم ، خیلی دشوار بود . لحظاتی بعد از شروع سخنرانی احساس کردم چیزی نمی بینم .

از شدت گرما عرق از سرو صورتم سرازیر شده بود و شیشه های عینکم را پوشانده بود . خواستم دستم را دراز کنم و دستمال کاغذی بردارم و عرق روی چشم و صورتم و دست کم شیشه های عینکم را تمیز کنم .

اما در یک لحظه به ذهنم رسید که برخی از رسانه ها هویت بیگانه دارند و ممکن است برنامه تولیدی خود را به رژیم صهیونیستی بفروشند و همه گمان کنند که من برای فرزندم گریه میکنم .

بنابراین ترجیح دادم صورتم خیس بماند ، ولی به دست دشمن بهانه ندهم که بگوید پدر داغدیده ، پشت تریبون ایستاده بود و برای جوان ارشد خویش گریه می کرد و در عین حال دیگران را به شهادت فرا می خواند . من یکی از خانواده های شهدا بیش نیستم .

سالروز شهادت سید هادی نصرالله گرامی باد.


[🌹بصیر ::: Telegram.me/basir ]
نمایشگاه چیدمان عاشورایی
همراه با برگزاری آئین های عزاداری سنتی/مسابقه نقاشی،خوشنویسی،کتابخوانی،مداحی/آتلیه عکس
4لغایت 20 مهرماه ساعت 18 الی 22 - بلوار بعثت. باغ هنر اسلامی ایرانی

🌹بصیر :: @basir
هرگاه شب جمعه شهدا را یاد کردید،
آنها شما را نزد حضرت اباعبدالله (ع)
یاد میکنند.

دل که هوایی شود،
پرواز است که آسمانیت می کند.
و اگر بال خونین داشته باشی دیگر آسمان،
طعم کربلا می گیرد.
دلها را راهی کربلای جبهه ‌ها می کنیم
و دست بر سینه،
به زیارت "شهداء" می نشینیم...

بِسمِ اللّٰہِ الرَّحمٰن الرَّحیم

اَلسَّلامُ عَلَیکُم یَا اَولِیاءَ اللہ وَ اَحِبّائَهُ
اَلسَّلامُ عَلَیکُم یَا اَصفِیَآءَ اللہ و اَوِدّآئَهُ
اَلسَلامُ عَلَیکُم یا اَنصَارَ دینِ اللہِ
اَلسَلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ رَسُولِ اللہِ
اَلسَلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ اَمیرِالمُومِنینَ
اَلسَّلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ فاطِمَةَ سَیِّدَةِ نِسآءِ العالَمینَ
اَلسَّلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ اَبی مُحَمَّدٍ الحَسَنِ بنِ عَلِیّ الوَلِیّ النّاصِحِ
اَلسَّلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ اَبی عَبدِ اللہِ، بِاَبی اَنتُم وَ اُمّی طِبتُم وَ طابَتِ الاَرضُ الَّتی فیها دُفِنتُم، وَ فُزتُم فَوزًا عَظیمًا فَیا لَیتَنی کُنتُ مَعَکُم فَاَفُوزَ مَعَکُم...

[🌹بصیر ::: Telegram.me/basir ]
ای شهید
امروز، بیشتر از دیروز
دوستت مى‌دارم !
و فردا بیشتر از امروز ...
و این، ضعف من نیست؛
قدرت توست !

طرح: [🌹بصیر ::: Telegram.me/basir ]
مادرم گفت برو روضه جلا میگیری
چای آنجا بخوری جام بلا میگیری
پدرم گفت اگر نوکر خوبی باشی
عاقبت تذکره کرب و بلا میگیری

طرح: [🌹بصیر ::: Telegram.me/basir ]
قبر تو روشن است،
و منزلگاہ عشاق ...
فقط نامی بر آن نیست !
و من پُر از حب نامم!

طرح: [🌹بصیر ::: Telegram.me/basir ]