Forwarded from بسیج دانشجویی دانشگاه شاهرود
به گزارش خبرنگار دفاعی خبرگزاری فارس، سپاه پاسداران ١٠ نفر نظامی آمریکایی را که با دو فروند قایق به صورت غیر مجاز وارد آبهای ایران در خلیج فارس شده بودند بازداشت کرد.
بنا بر اطلاعات رسیده به خبرنگار فارس، هرکدام از قایق های امریکایی مجهز به 3 مسلسل کالیبر 50 (یکی در جلوی شناور و دو تا در طرفین) است.
این دو شناور که به صورت غیرقانونی وارد ابهای ایران در حوالی جزیره فارسی شده بودند، حدود ٢ کیلومتر در آبهای کشورمان گشت زنی کردند که این اطلاعات برروی دستگاه جی پی اس آنها نیز ثبت بوده و هم اکنون در اختیار سپاه پاسداران است.
از ۱۰ نظامی دستگیرشده، ۹ نفر مرد و یک نفر زن بودهاند. آنها در شناورهای خود سلاحهای نیمه سنگین همراه داشتند.
تماسهای مکرر مقامات آمریکایی با تهران برای آزادی زندانیان ادامه دارد.
بنا بر اطلاعات رسیده به خبرنگار فارس، هرکدام از قایق های امریکایی مجهز به 3 مسلسل کالیبر 50 (یکی در جلوی شناور و دو تا در طرفین) است.
این دو شناور که به صورت غیرقانونی وارد ابهای ایران در حوالی جزیره فارسی شده بودند، حدود ٢ کیلومتر در آبهای کشورمان گشت زنی کردند که این اطلاعات برروی دستگاه جی پی اس آنها نیز ثبت بوده و هم اکنون در اختیار سپاه پاسداران است.
از ۱۰ نظامی دستگیرشده، ۹ نفر مرد و یک نفر زن بودهاند. آنها در شناورهای خود سلاحهای نیمه سنگین همراه داشتند.
تماسهای مکرر مقامات آمریکایی با تهران برای آزادی زندانیان ادامه دارد.
Forwarded from بسیج دانشجویی دانشگاه شاهرود
به گزارش گروه فضای مجازی خبرگزاری فارس «حسین قدیانی» در روزنامه «وطن امروز» نوشت:
گمانم تا به حال، وزارت ارشاد مجسمههای در خور شأن و مقام استاد ساخته بود، اگر که حمید سبزواری همان اول انقلاب، فلنگ را میبست و بیرون از گود موشکباران تهران، قهوهخانهای کنار قبرستان پرلاشز را پاتوق خود میکرد و به جای شهدای وطن، در مدح «هیچ» دری وری میگفت! و این است قصه مظلومیت «شاعر انقلاب» که هرگز اجازه نداد انقلاب اسلامی در «خط مقدم شعر» تنها بماند. اگر دولت یعنی همین دولت که عدل، در روز شهادت مصطفی احمدیروشن و در اوج خوشسلیقگی مقدمات سیمان ریختن در قلب رآکتور اراک را فراهم میکند، دم حضرت استاد گرم که «شاعر دولتی» نیست! شاعران دولتی سبیل خود را با پول بیتالمال چرب میکنند تا سال 88 یارایشان باشد علیه 40 میلیون رای ملت، پاچهخواری عالیجناب را بکنند!
با شعر و سه نقطهچین اما قواعد ریاضی بهم نمیخورد! و 24 از 13 کوچکتر نمیشود! حمید سبزواری در جبهه مردم است، نه جبهه سیاست! حمید سبزواری در جبهه انقلاب است نه جبهه ضدانقلاب! شعرای جبهه ضدانقلاب هم از توبره ارشاد میخورند، هم از آخور صدای آمریکا! دولتیهای دوقبضه! یک شاعر، یک اهل قلم، یک رماننویس اما با کمک چه چیزهایی میتواند علیه انقلاب شکلک درآورد؟ یک موی سپید بلند ترجیحا مجعد میخواهد که استاد، بهترینش را دارد. چند تایی مجموعه شعر میخواهد که استاد، بهترینش را دارد. کمی تبحر در پیچ و تاب دادن به کلمات میخواهد که استاد بهترینش را دارد. حمید سبزواری اما نخواسته از 22 بهمن 57 تکان بخورد! راستی که از سرودههای انقلاب، اشعار استاد را بگیری، گویی همه شعر را از همه انقلاب گرفتهای! در هر حماسهای از حماسههای انقلاب، امضای زیبای استاد ما هست! شاعری را میشناسم که 22 بهمن جو زده شد، گفت: «همین امشب در مدح امام دکلمهای میسرایم» هنوز نسروده! هنوز نیامده! هنوز نجوشیده! و نخواهد سرود، نخواهد آمد، نخواهد جوشید! شاعری برای انقلاب، لیاقت میخواهد!
آن روزها که شاعر انقلاب در مدح انقلاب شعر میگفت، هنوز صدای انقلاب به ساختمان وزارت ارشاد نرسیده بود، به حمید سبزواری، خون شهدای میدان ژاله، سفارش شعر میداد!
استاد خود «وزیر شعر انقلاب» است. شعر گفتن به سفارش وزیر، وزرا هنری است مختص شاعران دولتی! شاعران دولتی زود پیر میشوند اما استاد ما در سن 90 سالگی چنان علیه رامش و آرامش و سازش و آسایش سخن میراند که تنها و تنها از شعرای جوان برمیآید. این هم از معجزات انقلاب اسلامی است که فیالواقع جوانترین شاعر انقلاب، همان پیرترین شاعر انقلاب باشد! اگر حضرت روحالله در پیام موسوم به قطعنامه، همان خمینی 57 است، بلکه خمینیتر از آن بهمن خدایی، باید هم شاعر انقلابش در اوج سپیدمویی، خروشی چون جوانان داشته باشد. آری! هنوز هم «بحر را موجها زنده دارند» استاد خود موج زندهای است که نه با پیامک خبرگزاریها میمیرد، نه حتی با مرگ!
او در زندگی، در شعر، در سنگر هنر و در جنگ تن به تن کلمات، در قافیهها و ابیات، بارها و بارها دعوت حق را لبیک گفته! مرده آن شاعری است که به دعوت بیبیسی شعر میگوید تا پیازداغ تحریم را بیشتر کند! بعضی شعرا هنوز هم نخود لوبیای آش شور فتنه هستند! شاعری که شبها خواب دلار میبیند، صبح، نمک به زخم شعر میپاشد! عشق است اما استاد خودمان، با آن صبح سپید مجعدش! درود قلم بر تو باد حضرت حمید!
گمانم تا به حال، وزارت ارشاد مجسمههای در خور شأن و مقام استاد ساخته بود، اگر که حمید سبزواری همان اول انقلاب، فلنگ را میبست و بیرون از گود موشکباران تهران، قهوهخانهای کنار قبرستان پرلاشز را پاتوق خود میکرد و به جای شهدای وطن، در مدح «هیچ» دری وری میگفت! و این است قصه مظلومیت «شاعر انقلاب» که هرگز اجازه نداد انقلاب اسلامی در «خط مقدم شعر» تنها بماند. اگر دولت یعنی همین دولت که عدل، در روز شهادت مصطفی احمدیروشن و در اوج خوشسلیقگی مقدمات سیمان ریختن در قلب رآکتور اراک را فراهم میکند، دم حضرت استاد گرم که «شاعر دولتی» نیست! شاعران دولتی سبیل خود را با پول بیتالمال چرب میکنند تا سال 88 یارایشان باشد علیه 40 میلیون رای ملت، پاچهخواری عالیجناب را بکنند!
با شعر و سه نقطهچین اما قواعد ریاضی بهم نمیخورد! و 24 از 13 کوچکتر نمیشود! حمید سبزواری در جبهه مردم است، نه جبهه سیاست! حمید سبزواری در جبهه انقلاب است نه جبهه ضدانقلاب! شعرای جبهه ضدانقلاب هم از توبره ارشاد میخورند، هم از آخور صدای آمریکا! دولتیهای دوقبضه! یک شاعر، یک اهل قلم، یک رماننویس اما با کمک چه چیزهایی میتواند علیه انقلاب شکلک درآورد؟ یک موی سپید بلند ترجیحا مجعد میخواهد که استاد، بهترینش را دارد. چند تایی مجموعه شعر میخواهد که استاد، بهترینش را دارد. کمی تبحر در پیچ و تاب دادن به کلمات میخواهد که استاد بهترینش را دارد. حمید سبزواری اما نخواسته از 22 بهمن 57 تکان بخورد! راستی که از سرودههای انقلاب، اشعار استاد را بگیری، گویی همه شعر را از همه انقلاب گرفتهای! در هر حماسهای از حماسههای انقلاب، امضای زیبای استاد ما هست! شاعری را میشناسم که 22 بهمن جو زده شد، گفت: «همین امشب در مدح امام دکلمهای میسرایم» هنوز نسروده! هنوز نیامده! هنوز نجوشیده! و نخواهد سرود، نخواهد آمد، نخواهد جوشید! شاعری برای انقلاب، لیاقت میخواهد!
آن روزها که شاعر انقلاب در مدح انقلاب شعر میگفت، هنوز صدای انقلاب به ساختمان وزارت ارشاد نرسیده بود، به حمید سبزواری، خون شهدای میدان ژاله، سفارش شعر میداد!
استاد خود «وزیر شعر انقلاب» است. شعر گفتن به سفارش وزیر، وزرا هنری است مختص شاعران دولتی! شاعران دولتی زود پیر میشوند اما استاد ما در سن 90 سالگی چنان علیه رامش و آرامش و سازش و آسایش سخن میراند که تنها و تنها از شعرای جوان برمیآید. این هم از معجزات انقلاب اسلامی است که فیالواقع جوانترین شاعر انقلاب، همان پیرترین شاعر انقلاب باشد! اگر حضرت روحالله در پیام موسوم به قطعنامه، همان خمینی 57 است، بلکه خمینیتر از آن بهمن خدایی، باید هم شاعر انقلابش در اوج سپیدمویی، خروشی چون جوانان داشته باشد. آری! هنوز هم «بحر را موجها زنده دارند» استاد خود موج زندهای است که نه با پیامک خبرگزاریها میمیرد، نه حتی با مرگ!
او در زندگی، در شعر، در سنگر هنر و در جنگ تن به تن کلمات، در قافیهها و ابیات، بارها و بارها دعوت حق را لبیک گفته! مرده آن شاعری است که به دعوت بیبیسی شعر میگوید تا پیازداغ تحریم را بیشتر کند! بعضی شعرا هنوز هم نخود لوبیای آش شور فتنه هستند! شاعری که شبها خواب دلار میبیند، صبح، نمک به زخم شعر میپاشد! عشق است اما استاد خودمان، با آن صبح سپید مجعدش! درود قلم بر تو باد حضرت حمید!
Forwarded from بچههای قلم | BachehayeGHalam
یک انسان تا چقدر میتواند ذلیل و حقیر باشد؟! @bachehayeghalam
Forwarded from دماءالشهداء
یک روز که فرماندهان ارتش، در یک قرارگاه نظامی برای طراحی یک عملیات، همه جمع شده بودند، حاج همت هم از راه رسید.
امیرعقیلی، سرتیپ دوم ستاد «لشکر 30 پیاده گرگان»، حاجی را بغل کرد و کنارش نشست، امیر عقیلی به حاج همت گفت:
حاجی یک سوال دارم، یک دلخوری خیلی زیاد، من از شما دلخورم
حاج همت گفت: بفرمائید، چه دلخوری!...
امیر عقیلی گفت: حاجی شما هر وقت از کنار پاسگاه های ارتش، از کنار ما که رد می شوی، یک دست تکان می دهی و با سرعت رد می شوی.
اما حاجی جان، من به قربانت بروم، شما از کنار بسیجی های خودتان که رد می شوی، هنوز یک کیلومتر مانده، چراغ می دی، بوق می زنی، آرام آرام سرعت ماشینات را کم می کنی، بیست متر مانده به دژبانی بسیجی ها، با لبخند از ماشین پیاده میشوی،دوباره باز دستی تکان میدهی، سوار می شوی و میروی.
رد میشی اصلا مارو تحویل نمی گیری حاجی، حاجی بخدا ما خیلی دلمان میاد. حاج همت این ها راکه از امیر عقیلی شنید، دستی به سر امیر کشید و خندید و گفت: اصل ماجرا این است که از کنار پاسگاه های شما که رد می شوم، این دژبانهای شما هر کدام چند ماه آموزش تخصصی می بینند که اگر یک ماشین از دژبانی ارتشی ها رد شد، مشکوک بشوند؛ از دور بهش علامت میدهند، آروم آروم دست تکان میدهند، اگه طرف سرعتش زیاد بشه، اول علامت خطر میدهند،بعد ایست میدهند، بعد تیرهوائی میزنند، آخر کار اگر خواست بدون توجه دژبانی رد بشود.به لاستیک ماشین تیر میزنند.
ولی این بسیجیهایی که تو میگی، من یک کیلومتر مانده بهشان مرتب چراغ میدم، سرعتم رو کم میکنم،هنوز بیست متر مانده پیاده می شوم و یک دستی تکان میدهم و دوباره می خندم و سوار می شوم وباز آرام از کنارشان رد می شوم.
آخر این بسیجی ها مشکوک بشوند؛
اول رگبار می بندند.
بعد تازه یادشان میاد که باید ایست بدهند!
یک خشاب و خالی می کنند، بابای صاحب بچه را در می آورند، بعد چند تا تیر هوائی شلیک می کنند وآخر که فاتحه طرف خوانده شد، داد می زنند ایست.
این را که حاجی گفت: بمب خنده بود که توی قرارگاه منفجر شد. حالا نخند کی بخند.....
...............................
گروه هنری رسانه ای دماءالشهداء
@dema_gp
امیرعقیلی، سرتیپ دوم ستاد «لشکر 30 پیاده گرگان»، حاجی را بغل کرد و کنارش نشست، امیر عقیلی به حاج همت گفت:
حاجی یک سوال دارم، یک دلخوری خیلی زیاد، من از شما دلخورم
حاج همت گفت: بفرمائید، چه دلخوری!...
امیر عقیلی گفت: حاجی شما هر وقت از کنار پاسگاه های ارتش، از کنار ما که رد می شوی، یک دست تکان می دهی و با سرعت رد می شوی.
اما حاجی جان، من به قربانت بروم، شما از کنار بسیجی های خودتان که رد می شوی، هنوز یک کیلومتر مانده، چراغ می دی، بوق می زنی، آرام آرام سرعت ماشینات را کم می کنی، بیست متر مانده به دژبانی بسیجی ها، با لبخند از ماشین پیاده میشوی،دوباره باز دستی تکان میدهی، سوار می شوی و میروی.
رد میشی اصلا مارو تحویل نمی گیری حاجی، حاجی بخدا ما خیلی دلمان میاد. حاج همت این ها راکه از امیر عقیلی شنید، دستی به سر امیر کشید و خندید و گفت: اصل ماجرا این است که از کنار پاسگاه های شما که رد می شوم، این دژبانهای شما هر کدام چند ماه آموزش تخصصی می بینند که اگر یک ماشین از دژبانی ارتشی ها رد شد، مشکوک بشوند؛ از دور بهش علامت میدهند، آروم آروم دست تکان میدهند، اگه طرف سرعتش زیاد بشه، اول علامت خطر میدهند،بعد ایست میدهند، بعد تیرهوائی میزنند، آخر کار اگر خواست بدون توجه دژبانی رد بشود.به لاستیک ماشین تیر میزنند.
ولی این بسیجیهایی که تو میگی، من یک کیلومتر مانده بهشان مرتب چراغ میدم، سرعتم رو کم میکنم،هنوز بیست متر مانده پیاده می شوم و یک دستی تکان میدهم و دوباره می خندم و سوار می شوم وباز آرام از کنارشان رد می شوم.
آخر این بسیجی ها مشکوک بشوند؛
اول رگبار می بندند.
بعد تازه یادشان میاد که باید ایست بدهند!
یک خشاب و خالی می کنند، بابای صاحب بچه را در می آورند، بعد چند تا تیر هوائی شلیک می کنند وآخر که فاتحه طرف خوانده شد، داد می زنند ایست.
این را که حاجی گفت: بمب خنده بود که توی قرارگاه منفجر شد. حالا نخند کی بخند.....
...............................
گروه هنری رسانه ای دماءالشهداء
@dema_gp
Forwarded from دیرین دیرین dirindirin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دیرین دیرین
این قسمت: ناسز
عضویت↙️
@dirindirin
لینک دانلود↙️↙️
http://dirindirin.ir/?vdownload=2566
دانلود رایگان بازی⬇️⬇️⬇️
https://play.google.com/store/apps/details?id=com.nas.dirindirin
این قسمت: ناسز
عضویت↙️
@dirindirin
لینک دانلود↙️↙️
http://dirindirin.ir/?vdownload=2566
دانلود رایگان بازی⬇️⬇️⬇️
https://play.google.com/store/apps/details?id=com.nas.dirindirin
Forwarded from دیرین دیرین dirindirin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دیرین دیرین
این قسمت: ناسز2
عضویت↙️
@dirindirin
لینک دانلود↙️↙️
http://dirindirin.ir/?vdownload=4434
دانلود رایگان بازی⬇️⬇️⬇️
https://play.google.com/store/apps/details?id=com.nas.dirindirin
این قسمت: ناسز2
عضویت↙️
@dirindirin
لینک دانلود↙️↙️
http://dirindirin.ir/?vdownload=4434
دانلود رایگان بازی⬇️⬇️⬇️
https://play.google.com/store/apps/details?id=com.nas.dirindirin
Forwarded from بسیج دانشجویی دانشگاه شاهرود
ژنرال امريكايي از سربازان اسير پرسيد:
ايا ايراني ها شما را اذيت كردند و رفتار بدي داشتند؟
سربازان: نه، با مهرباني برخورد كردند و حتي ناهار هم دادند.
ژنرال امريكايي: مواظب باشيد انها نوعي مواد در غذا مي گذارند كه شما را دنباله رو انان مي كنه!
سربازان: به امام هشتم قسم همچين كاري نكردند😃😃😃
ايا ايراني ها شما را اذيت كردند و رفتار بدي داشتند؟
سربازان: نه، با مهرباني برخورد كردند و حتي ناهار هم دادند.
ژنرال امريكايي: مواظب باشيد انها نوعي مواد در غذا مي گذارند كه شما را دنباله رو انان مي كنه!
سربازان: به امام هشتم قسم همچين كاري نكردند😃😃😃
Forwarded from پایگاه اطلاع رسانی جهادگران | JAHADGARAN
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from پایگاه اطلاع رسانی جهادگران | JAHADGARAN
📌 کتاب #مبارزه_غریبانه
📚 مبارزه غریبانه | گزیده ای از سخنان رهبر در تبیین مفهوم جهاد و انواع آن
💡 فصل اول - تعریف و تبیین
📢 @jahadioon
📚 مبارزه غریبانه | گزیده ای از سخنان رهبر در تبیین مفهوم جهاد و انواع آن
💡 فصل اول - تعریف و تبیین
📢 @jahadioon
Forwarded from پایگاه اطلاع رسانی جهادگران | JAHADGARAN
📌 کتاب #مبارزه_غریبانه | گزیده ای از سخنان رهبری در تبیین مفهوم جهاد و انواع آن
📚 فصل اول - تعریف و تبیین
▫️ شماره_2
📢 @jahadioon
📚 فصل اول - تعریف و تبیین
▫️ شماره_2
📢 @jahadioon
Forwarded from پایگاه اطلاع رسانی جهادگران | JAHADGARAN
📌 جمع خوانی کتاب #مبارزه_غریبانه | گزیده ای از سخنان رهبری در تبیین مفهوم جهاد وانواع آن
📚 فصل اول-تعریف و تبیین
▫️ شماره_3
📢 @jahadioon
📚 فصل اول-تعریف و تبیین
▫️ شماره_3
📢 @jahadioon
Forwarded from کانال تحلیلی خبری ۵۹۸
متهم زندان رفته کودتای مخملی88 رد صلاحیت ها را نگران کننده خواند!
@Www_598_ir
@Www_598_ir
Forwarded from کانال تحلیلی خبری ۵۹۸
پاسخ روحانی درباره ردصلاحیت های اخیر:
اطلاعات اولیه ای که به من دادند خوشحال کننده نبود . در مرحله ثبت نام و بررسی هیات های اجرایی اخبار امید وار کننده ای بود.
ما بسیار امیدواریم شورای نگهبان در مرحله احراز صلاحیت ها به این موضع رسیدگی کند.
هم رئیس جمهور و هم شورای نگهبان هر دو پاسدار قانون اساسی اند.
امید وارم شورای نگهبان رسالت سنگین خود را در این زمینه انجام دهد و من نیز بعنوان رئیس جمهور از تمام اختیارتم استفاده می کنم
@Www_598_ir
اطلاعات اولیه ای که به من دادند خوشحال کننده نبود . در مرحله ثبت نام و بررسی هیات های اجرایی اخبار امید وار کننده ای بود.
ما بسیار امیدواریم شورای نگهبان در مرحله احراز صلاحیت ها به این موضع رسیدگی کند.
هم رئیس جمهور و هم شورای نگهبان هر دو پاسدار قانون اساسی اند.
امید وارم شورای نگهبان رسالت سنگین خود را در این زمینه انجام دهد و من نیز بعنوان رئیس جمهور از تمام اختیارتم استفاده می کنم
@Www_598_ir