Basic Text | متنِ بُنیادین
143 subscribers
3 photos
1 file
4 links
متن بنیادین(کتاب پایه)
Download Telegram
Iran L. T. C Bulletin 1.jpg
324.1 KB
بیانیه ترجمه متنِ بنیادین
👍1
این بیماری ما را از دیگران به انزوا کشانید مگر در مواقعی که در حالِ تهیه، مصرف و یافتنِ روش ها و مهارت هایِ تهیه ی بیشتر بودیم‌. متخاصم، ناخشنود، خودبین و یکدنده ما خود را از دنیایِ واقعی جدا ساختیم. هر چیزی که کاملاً آشنا نبود غریب و خطرناک شد. جهان‌ِ ما کوچک شد و انزوا به زندگیِ ما تبدیل گردید. ما با این منظور که باقی بمانیم مصرف می کردیم. این تنها روشِ زندگی بود که ما می شناختیم.
متنِ بنیادین صفحه ی ۴ متن انگلیسی
#معتاد_کیست
@basictextfarsi
1
برخی از ما مواد مخدر را مصرف کردند، بی رویه نیز مصرف کردند و با مصرفِ آن به خود و دیگران صدمه زدند اما هنوز خودشان را معتاد نمی دانستند. با وجود همه ی این ها دائماً به خود می گفتیم، «خودم درستش می کنم». سوءبرداشتِ ما از ماهیتِ اعتیاد شاملِ مفاهیمِ خشونت، جرائمِ مشهود، سوزن های آلوده و زندان گردید.
متنِ بنیادین صفحه ی ۴ متن انگلیسی
#معتاد_کیست
@basictextfarsi
👍1
وقتی با اعتیادِ ما به عنوانِ جرم یا عیب و نقصِ اخلاقی مُواجه شدند ما عُصیان گر شده و عمیق تر به انزوا کشانده شدیم. احساسِ بعضی از سرمستی ها رضایت بخش بود اما در نهایت آن چه برای ادامه ی مصرف ناچار به انجامش بودیم بازتابِ درماندگی ما بود. ما در چنگالِ بیماریِ خود گرفتار شدیم. به هر شکل که می توانستیم ناچار به ادامه ی زندگی شدیم. ما با مردم مُتَقَلبانه رفتار می کردیم و تلاش داشتیم اختیارِ همه چیز در اطرافِ خود را به دست بگیریم. دروغ گفتیم، دزدی کردیم، خیانت ورزیدیم و به خود فروشی پرداختیم. صرف نظر از هر هزینه ای که در بر داشت اجبار داشتیم که مواد مخدر به دست آوریم. هراس و شکست حملاتِ خود را به زندگیِ ما آغاز نمودند.
متنِ بنیادین صفحه ی ۴ متن انگلیسی
#معتاد_کیست
@basictextfarsi
👍1
یک جنبه از بیماریِ ما ناتوانیِ اجرایِ امورِ زندگی در هر مرحله ی ویژه از عمرِ ما بود. ما مواد مخدر و ترکیباتِ آن مواد را برای مقابله با جهانی که از قرارِ معلوم خصمانه بود مصرف نمودیم. ما در رویای یافتنِ شکل و قالبی جادویی بودیم که مشکلِ نهایی ما را حل کند–خودمان. حقیقت آن بود که ما نمی توانستیم هیچ نوع ماده ی تغییر دهنده ی حال و روحیه و تاثیر گذار بر مغز حتی ماری جوانا و الکل را با موفقیت مصرف نماییم. مواد مخدر از اینکه کاری کنند تا به ما خوش بگذرد دست برداشتند.
متنِ بنیادین صفحه ی ۴ متن انگلیسی
#معتاد_کیست
@basictextfarsi
اوقاتی بود که ما از اعتیادمان دفاع کرده و حقِ خود برایِ مصرف را توجیه می کردیم، مخصوصاً وقتی که روشی قانونی برای تجویزِ مصرف را در اختیار داشتیم. از اینکه نحوه ی مصرفِ ما رفتارهای شگفت آور و گاه غیر قانونی به دنبال داشتند احساسِ غرور می کردیم. اوقاتی را که تنها نشسته و با وحشت و پشیمانی و بطالت گذراندیم را فراموش کردیم. ما به ورطه ی شکل گیریِ مشکل پسندی سقوط کردیم. فقط تجربه ی سرمستی هایِ مواد مخدر به یاد ما می آمد. ما آن چه را برایِ دور کردنِ خود از بیماری و دیوانگی انجام دادیم توجیه کرده و منطقی جلوه دادیم. به اوقاتی که زندگی یک کابوس به نظر می آمد اعتنا نکردیم. از واقعیتِ بیماریِ خودمان دوری نمودیم.
متنِ بنیادین صفحه ی ۴-۵ متن انگلیسی
#معتاد_کیست
@basictextfarsi
عواطف و خردمندی از جمله تواناییِ دوست داشتن و هوشمندیِ ما شدیداً تحتِ تاثیر مصرفِ مواد مخدر قرار گرفتند. مهارت هایِ انسانی به سطحِ حیوانی تنزل یافتند. این ممکن است بزرگ نمایی به نظر بیاید امّا بسیاری از ما در چنین سطحی از تفکر بوده ایم.
متنِ بنیادین صفحه ی ۵ متن انگلیسی
#معتاد_کیست
@basictextfarsi
👍2
ما دائما در پی یک پاسخ بودیم–شخص، مکان یا چیزی که همه چیز را درست می کرد. تواناییِ اداره ی زندگی روزانه خود را نداشتیم. همچنان که اعتیاد ما شدیدتر شد بسیاری از ما خود را در مسیرِ داخل و خارج از مراکزِ معتادان یافتیم.
متنِ بنیادین صفحه ی ۵ متن انگلیسی
#معتاد_کیست
@basictextfarsi
👍1
این تجربیات نشان دادند که مشکلی در زندگیِ ما وجود دارد. ما خواستارِ راهی آسان برای خروج از آن مشکل بودیم. برخی از ما در نظر داشتیم خودکشی کنیم. تلاش های ما معمولا سست و ضعیف بودند و فقط کمک می کردند تا به احساساتِ بی ارزشیِ خود بیشتر دامن بزنیم. ما در اندیشه ی پوچِ  «چه می شد اگر»، «اگر فقط» و «فقط یک بار دیگر»، گرفتار شده بودیم. وقتی واقعا کمک خواستیم فقط به دنبالِ آن بودیم که درد نداشته باشیم.
متنِ بنیادین صفحه ی ۵ متن انگلیسی
#معتاد_کیست
@basictextfarsi
ما فقط سلامتیِ کاملِ جسمانیِ خود را به دست آورده بودیم که آن را با مصرف دوباره از دست بدهیم. سوابقِ ما نشان می دهد که مصرفِ موفقیت آمیز برای ما غیر ممکن است. موضوع مهمی نیست که تا چه اندازه اختیارِ مصرفِ ما موثر جِلوه نماید، مصرفِ مواد مخدر همیشه ما را به زانو در می آورد.
متنِ بنیادین صفحه ی ۵ متن انگلیسی
#معتاد_کیست
@basictextfarsi
می توان اعتیاد را مانندِ سایر بیماری های غیر قابلِ درمان متوقف نمود. موافقیم که هیچ موردی برایِ شرمساری درباره ی معتاد بودن وجود ندارد به شرط آن که مشکلِ پیچیده ی خود را صادقانه پذیرفته و اقدامی سازنده انجام دهیم. در حالِ احساسِ این تمایل هستیم تا بدونِ هیچ دستاویزی قبول کنیم که ما در مقابلِ مواد مخدر حساسیت داریم. مفهومِ پیامِ همه برای ما این می باشد که بازگشتن به طرفِ عاملِ حساسیتِ خودمان دیوانگی است. تجربه ی ما بیانگرِ آن است که دارو نمی تواند بیماری ما را درمان نماید.
متنِ بنیادین صفحه ی ۵ متن انگلیسی
#معتاد_کیست
@basictextfarsi
Channel name was changed to «Basic Text | متنِ بُنیادین»
هر چند تحملِ جسمی و روحی دارایِ نقش هستند، بسیاری از داروها برای به حرکت درآوردنِ واکنش هایِ حساسیت برانگیز نیاز به هیچ گونه استفاده در مرحله ای طولانی را ندارند. چیزی که ما را معتاد می سازد واکنشِ ما به مواد مخدر است نه میزانِ مصرف ما.
متنِ بنیادین صفحه ی ۵ متن انگلیسی
#معتاد_کیست
@basictextfarsi
تا زمانی که موادِ ما تمام نمی شد بسیاری از ما فکر نمی کردیم که با مواد مخدر مشکل داریم. حتی وقتی دیگران به ما می گفتند که مشکل داریم ما محکوم بودیم که بگوییم حق با ماست و جهان در اشتباه است. ما از این باور برای توجیهِ رفتارِ ویران گِرایانه ی خودمان استفاده می کردیم. طرزِ فکری را رشد دادیم که ما را قادر ساخت تا اعتیادِ خود را بدونِ اهمیت دادن به سعادتِ خودمان یا دیگران دنبال کنیم. این احساس در ما شروع شد که حتی مدت ها قبل از آن که توانسته باشیم در مواجهه با دیگران اعتیادمان را بپذیریم موادِ مخدر در حالِ از بین بردنِ خودمان بوده است. متوجه شدیم که اگر تلاش کرده بودیم مصرفِ خود را قطع کنیم موفق نمی شدیم. مشکوک شدیم که اختیارِ خود در مقابلِ مواد مخدر را از دست داده ایم و هیچ نیرویی برای قطعِ مصرف نداریم.
متنِ بنیادین صفحه ی ۶ متن انگلیسی
#معتاد_کیست
@basictextfarsi
همان طور که به مصرف ادامه دادیم عواقبِ مُسَلَّمی بُروز کردند. به شیوه ی تفکری که در معتادان مشترک است عادت کردیم. یادمان رفت قبل از شروع به مصرف چگونه زندگی می کردیم و موهبت های اجتماعی را فراموش کردیم. خودنمایی های وانمود گرانه و سرگرمی های عجیب و غریب را آموختیم. فراموش کردیم چگونه کار کنیم؛ چطور بازی کنیم؛ چگونه احساساتِ خود را بروز دهیم و چطور به دیگران اهمیت دهیم. یادمان رفت چطور احساس کنیم.
متنِ بنیادین صفحه ی ۶ متن انگلیسی
#معتاد_کیست
@basictextfarsi
هنگامِ مصرف در جهان‌ِ دیگری زندگی کردیم. ما فقط برخی مراحلِ تکان هایِ واقعیت یا خود آگاهی را تجربه کردیم. به نظر می رسید ما به جایِ یک نفر حداقل دو نفر هستیم، من‌ و آن که در من‌ مخفی شده است. ما و آن که درونمان بود در اطرافِ خود سرگردان بوده و تلاش می کردیم که قبل از سرگردانیِ بعدی به هم ملحق شده و یک زندگی داشته باشیم. گاهی می توانستیم این کار را به خوبی انجام دهیم امّا مدتی که گذشت بیشتر غیر ممکن بود و کمتر اهمیت داشت. در پایان یکی نابود شد و آن که درونش مخفی شده بود جای او را گرفت.
متنِ بنیادین صفحه ی ۶ متن انگلیسی
#معتاد_کیست
@basictextfarsi
در زندگی هر یک از ما بعضی کارها وجود دارند که هرگز به آن ها نپرداخته ایم. نمی توانیم اجازه دهیم این موارد تبدیل به دستاویزی برای مصرفِ دوباره گردند. بعضی از ما به دلیلِ تفاوت هایمان با سایر اعضا احساسِ تنهایی می کنیم. این احساس رها کردنِ ارتباطاتِ قبلی و سرگرمی هایِ دورانِ مصرف را مشکل می سازد.
متنِ بنیادین صفحه ی ۶ متن انگلیسی
#معتاد_کیست
@basictextfarsi
میزانِ تحمل ما در مقابلِ درد با یکدیگر تفاوت دارد. نیازِ برخی معتادان نسبت به دیگران فراتر رفتن از آخرین درجه ی افراط است. عده ای از ما وقتی که دیگر کمتر لذت می بردیم و زندگیِ روزمره ی ما تحتِ تاثیر قرار گرفته بود درک کردیم که به اندازه  کافی مصرف کرده ایم.
متنِ بنیادین صفحه ی ۶ متن انگلیسی
#معتاد_کیست
@basictextfarsi
اوایل به روشی مصرف می کردیم که به نظر تفننی یا تفریحی می آمد یا حداقل اختیار آن با ما بود. از فاجعه ای که آینده برای ما در برداشت نشانه ی کوچکی به چشم می رسید. در بعضی مراحل اختیارِ مصرف از دستِ ما خارج شد و دیگر تفننی نبود. این وقتی آغاز شد که همه چیز به خوبی پیش می رفت و ما در شرایطی بودیم که به ما اجازه می داد به طور پی در پی مصرف کنیم. پایان اوقاتِ خوش همیشه به این شکل بود. ممکن است تلاش کرده باشیم که مصرفِ خود را متعادل، جایگزین یا حتی قطع کنیم امّا از حالتِ مصرفِ موفق و سرخوشی به وضعیتِ ورشکستگیِ کاملِ روحی، روانی و عاطفی دچار گشتیم. این میزانِ سقوط از یک معتاد تا معتاد دیگر متفاوت می باشد. اعم از اینکه در چند سال یا چند روز اتفاق بیفتد تمامِ این راه سراشیبی است. همان طور که بیماری پیشرفت می کند آن عده از ما که در اثرِ اعتیاد نمی میرند عاقبتی جز زندان، مراکزِ روانی، یا درماندگیِ کامل نخواهند داشت.
متنِ بنیادین صفحه ی ۶-۷ متن انگلیسی
#معتاد_کیست
@basictextfarsi
مواد مخدر احساسی به ما داده بود که می توانستیم با هر پیش آمدی که ممکن بود در هر شرایطی ایجاد گردد مواجه شویم. با این وجود آگاه شدیم که مصرف مواد مخدر مسئولیتِ وسیعی در قبالِ بعضی از بدترین گیر و دارهایِ ما در بر داشت. برخی از ما به دلیلِ جرائمِ ناشی از مواد مخدر ممکن است بقیه عمر خود را در زندان سپری کنیم.
متن بنیادین صفحه ی ۷
#معتاد_کیست؟

@basictextfarsi
ناچار بودیم قبل از آن که تمایل به قطعِ مصرف پیدا کنیم همه چیز را از دست بدهیم. نهایتاً انگیزه پیدا کردیم که در پست ترین مرحله ی اعتیادِ خود به جستجوی کمک برویم. حالا دیگر دیدنِ توهم، فاجعه و تباهی در مصرف برایِ ما آسان تر بود. وقتی مشکلات مستقیماً به ما خیره شده بودند انکارِ اعتیادمان سخت تر بود.
متن بنیادین صفحه ی ۷
#معتاد_کیست؟

@basictextfarsi