💫مخفف ها در مکالمات غير رسمی و عامیانه در انگلیسی
.
🌈دوستان ، این مخفف ها به شدت در مکالمه های غیر رسمی استفاده میشوند و شما باید با آنها آشنا باشید.
سعی کردیم به صوت متنی نزدیکترین تلفظشون رو هم بیان کنیم.
.🌸
Gonna= going to گانآ
I'm gonna watch a movie tonight.= I'm going to watch a movie tonight.
من امشب ميخوام يه فيلم ببينم
.🌺
Kinda =kind of کایندآو
I'm kinda tired this morning.
امروز صبح يه جورايي خسته ام
.🌸
Gotta =got to; have to گاتآ
I gotta go to work today.
من بايد امروز برم سر کار
Don't want to but I gotta go to make some money to pay bills.
نميخوام اما بايد برم سر کار تا پول در بيارم براي پراداخت قبض ها
.🌺
sorta =sort of سِـُـرتا
This is sorta sadness
يه جور ناراحتيه
.🌸
wanna =want to be وانآ
I wanna go to the movies. Do you wanna come along?
من ميخوام برم فيلم ببينم. تو هم ميخواي بياي؟
.🌺
Lemme = let me لممی
Lemme check it
بگذار چک اش کنم
.🌸
Dunno = Don't know دوننو
I dunno how to speak Japanese
من نميدونم چطوري ژاپني حرف بزنم
.🌺
Lotta= lot of لاتتآ
I have a lotta work to do today
يه عالمه کار براي انجام دادن دارم امروز
.🌸
lotsa = lots of لاتسآ
There are lotsa grammar rules for English.
يه عالم قوانين گرامري براي انگليسي هست
.🌺
Whadja = what did you وادجا
Whadja have for dinner last night?
ديشب شام چي داشتي؟
.🌸
Wheredja = where did you تقریبا" : ورجوووو
I love your shoes. Wheredja get them?
کفشهات رو دوست دارم. از کجا خريديشون
.🌺
Howdja =how did you تقریبا" حاجیو
Howdja like the movie? I thought it was great.
فيلمه چطور بود؟ فکر کنم عالي بود
.🌸
همچنين
shoulda= should have شوودآو
.
coulda= could have کوودآو
.
woulda = would have وودآو
@basicenglishlearner
.
🌈دوستان ، این مخفف ها به شدت در مکالمه های غیر رسمی استفاده میشوند و شما باید با آنها آشنا باشید.
سعی کردیم به صوت متنی نزدیکترین تلفظشون رو هم بیان کنیم.
.🌸
Gonna= going to گانآ
I'm gonna watch a movie tonight.= I'm going to watch a movie tonight.
من امشب ميخوام يه فيلم ببينم
.🌺
Kinda =kind of کایندآو
I'm kinda tired this morning.
امروز صبح يه جورايي خسته ام
.🌸
Gotta =got to; have to گاتآ
I gotta go to work today.
من بايد امروز برم سر کار
Don't want to but I gotta go to make some money to pay bills.
نميخوام اما بايد برم سر کار تا پول در بيارم براي پراداخت قبض ها
.🌺
sorta =sort of سِـُـرتا
This is sorta sadness
يه جور ناراحتيه
.🌸
wanna =want to be وانآ
I wanna go to the movies. Do you wanna come along?
من ميخوام برم فيلم ببينم. تو هم ميخواي بياي؟
.🌺
Lemme = let me لممی
Lemme check it
بگذار چک اش کنم
.🌸
Dunno = Don't know دوننو
I dunno how to speak Japanese
من نميدونم چطوري ژاپني حرف بزنم
.🌺
Lotta= lot of لاتتآ
I have a lotta work to do today
يه عالمه کار براي انجام دادن دارم امروز
.🌸
lotsa = lots of لاتسآ
There are lotsa grammar rules for English.
يه عالم قوانين گرامري براي انگليسي هست
.🌺
Whadja = what did you وادجا
Whadja have for dinner last night?
ديشب شام چي داشتي؟
.🌸
Wheredja = where did you تقریبا" : ورجوووو
I love your shoes. Wheredja get them?
کفشهات رو دوست دارم. از کجا خريديشون
.🌺
Howdja =how did you تقریبا" حاجیو
Howdja like the movie? I thought it was great.
فيلمه چطور بود؟ فکر کنم عالي بود
.🌸
همچنين
shoulda= should have شوودآو
.
coulda= could have کوودآو
.
woulda = would have وودآو
@basicenglishlearner
Forwarded from Lovely English via @like
💎✨💎✨💎✨💎
🔮مردي كه پول داره و برات خرج ميكنه مهم نيست. مردي كه وقت نداره ولي زماني را براي باتو بودن ميگذاره، اين مهمه🙊😉
@lovely_english
موافقید👇
💍خانوما
🕵️آقایون
🔮مردي كه پول داره و برات خرج ميكنه مهم نيست. مردي كه وقت نداره ولي زماني را براي باتو بودن ميگذاره، اين مهمه🙊😉
@lovely_english
موافقید👇
💍خانوما
🕵️آقایون
Forwarded from اتچ بات
🌺چند جمله و اصطلاح و کاربرد Take در انگلیسی
.🐬
take place
🌈اتفاق افتادن
.🐬
take a photo / picture
🌈عکس گرفتن
.🐬
take apart
🌈جدا کردن
.🐬
take pleasure
🌈لذت بردن از
.🐬
take pride in
🌈افتخار کردن به
.🐬
take part in
🌈شرکت کردن در
.🐬
take a test
🌈امتحان دادن
.🐬
take notice
🌈توجه کردن
.🐬
take into account
🌈مد نظر قرار دادن
.🐬
take advice
🌈نصیحت کردن
.🐬
take sth seriously
🌈چیزی را جدی گرفتن
.🐬
take a breath
🌈نفس کشیدن
.🐬
take time
🌈طول کشیدن
.🐬
take a day off
🌈مرخصی گرفتن
.🐬
take in
🌈جذب کردن
.🐬
take off
🌈در آوردن لباس/برخاستن هواپیما
.🐬
take advantage
🌈بهره بردن
.🐬
take measure
🌈اقدام کردن
.🐬
take a note
🌈یادداشت برداشتن
@lovely_english
.🐬
take place
🌈اتفاق افتادن
.🐬
take a photo / picture
🌈عکس گرفتن
.🐬
take apart
🌈جدا کردن
.🐬
take pleasure
🌈لذت بردن از
.🐬
take pride in
🌈افتخار کردن به
.🐬
take part in
🌈شرکت کردن در
.🐬
take a test
🌈امتحان دادن
.🐬
take notice
🌈توجه کردن
.🐬
take into account
🌈مد نظر قرار دادن
.🐬
take advice
🌈نصیحت کردن
.🐬
take sth seriously
🌈چیزی را جدی گرفتن
.🐬
take a breath
🌈نفس کشیدن
.🐬
take time
🌈طول کشیدن
.🐬
take a day off
🌈مرخصی گرفتن
.🐬
take in
🌈جذب کردن
.🐬
take off
🌈در آوردن لباس/برخاستن هواپیما
.🐬
take advantage
🌈بهره بردن
.🐬
take measure
🌈اقدام کردن
.🐬
take a note
🌈یادداشت برداشتن
@lovely_english
Telegram
💎✨✨✨✨💎
#grammar
🔮Fish
❌Yesterday we had fishes for dinner. غلط
✅Yesterday we had fish for dinner. صحیح
Fish به عنوان غذا یا به صورت تعداد زیاد همیشه مفرد است و نمیتوان آن را جمع بست.
بندرت، زمانی که ماهی به صورت تکی یا به تعداد کم مورد نظرمان باشد آن را جمع میبندیم.
I caught three small fishes.
من سه ماهی کوچک گرفتم.
🔮Money
❌All her money are kept in the bank. غلط
✅All her money is kept in the bank. صحیح
Money یک اسم غیر قابل شمارش است و همیشه فعل مفرد میگیرد.
🔮News
❌I’m glad that the news are good. غلط
✅I’m glad that the news is good. صحیح
News با اینکه در ظاهر شکل جمع دارد ولی در حقیقت یک اسم غیر قابل شمارش است و اسامی غیر قابل شمارش همیشه فعل مفرد میگیرند بنابر این news همیشه فعل مفرد میگیرد.
🔮This and These
❌This errors are sometimes made by people. غلط
✅These errors are sometimes made by people. صحیح
اگر اسم اشاره شده در جمله، جمع باشد صفت اشاره آن هم باید جمع باشد.
@basicenglishlearner
#grammar
🔮Fish
❌Yesterday we had fishes for dinner. غلط
✅Yesterday we had fish for dinner. صحیح
Fish به عنوان غذا یا به صورت تعداد زیاد همیشه مفرد است و نمیتوان آن را جمع بست.
بندرت، زمانی که ماهی به صورت تکی یا به تعداد کم مورد نظرمان باشد آن را جمع میبندیم.
I caught three small fishes.
من سه ماهی کوچک گرفتم.
🔮Money
❌All her money are kept in the bank. غلط
✅All her money is kept in the bank. صحیح
Money یک اسم غیر قابل شمارش است و همیشه فعل مفرد میگیرد.
🔮News
❌I’m glad that the news are good. غلط
✅I’m glad that the news is good. صحیح
News با اینکه در ظاهر شکل جمع دارد ولی در حقیقت یک اسم غیر قابل شمارش است و اسامی غیر قابل شمارش همیشه فعل مفرد میگیرند بنابر این news همیشه فعل مفرد میگیرد.
🔮This and These
❌This errors are sometimes made by people. غلط
✅These errors are sometimes made by people. صحیح
اگر اسم اشاره شده در جمله، جمع باشد صفت اشاره آن هم باید جمع باشد.
@basicenglishlearner
🔮🔮🔮🔮🔮🔮
مکالمهی عامیانه بین دو دوست در مورد یک هم اتاقی مفت خور
.💧
How are things going with you and your roommate?
اوضاع تو و هم اتاقی ات چطور پیش میره؟
.💧
Not very well.
خیلی خوب نیست
.💧
We're supposed to share the groceries, but I end up feeding him three meals a day.
قرار بود که هزینه ی خواروبار رو با هم تقسیم کنیم
اما در نهایت من دارم هزینه ی سه وعده غذایی اش رو میدهم
.💧
My grocery bill is huge, you know.
هزینه ی خواروبار من زیاده، میدونی
.💧
I really can't afford it any longer.
دیگه بیش از این نمیتونم از عهده اش بر بیام
.💧
I know how you feel.
احساست رو درک میکنم
.💧
I used to have a roommate like that.
من یک هم اتاقی اینطوری داشتم
.💧
He never offered to reimburse me for anything.
او هرگز پیشنهاد پرداخت برای هیچی رو نمیداد
.💧
I'm really fed up with his freeloading,
من واقعا" از این وضعیت مفت خوری اش خسته شده ام
.💧
but I just don't know how to tell him that he should come up with half the grocery bill,
اما فقط نمیدونم چطور باید بهش بگم که او باید نصف هزینه ی خواروبار رو بپردازه
.💧
because sometimes he treats me to a meal in a restaurant.
چون بعضی وقتها او من رو در یک رستوران مهمان میکنه
.💧
Well, honesty is the best policy.
خب، صداقت بهترین سیاست است
.💧
Maybe you just want to have a heart-to-heart, friend-to-friend talk with him.
شاید باید یک گفتگوی دوستانه و روبرو باهم داشته باشید
.💧
If he refuses to mend his ways, then ask him to move out.
اگر او از تغییر کارش سر باز زد، ازش بخواهی که بره
.💧
You can't let him wear out his welcome.
نمیتونی که اجازه بدی زیاد بمونه و مفت بخوره
@basicenglishlearner
مکالمهی عامیانه بین دو دوست در مورد یک هم اتاقی مفت خور
.💧
How are things going with you and your roommate?
اوضاع تو و هم اتاقی ات چطور پیش میره؟
.💧
Not very well.
خیلی خوب نیست
.💧
We're supposed to share the groceries, but I end up feeding him three meals a day.
قرار بود که هزینه ی خواروبار رو با هم تقسیم کنیم
اما در نهایت من دارم هزینه ی سه وعده غذایی اش رو میدهم
.💧
My grocery bill is huge, you know.
هزینه ی خواروبار من زیاده، میدونی
.💧
I really can't afford it any longer.
دیگه بیش از این نمیتونم از عهده اش بر بیام
.💧
I know how you feel.
احساست رو درک میکنم
.💧
I used to have a roommate like that.
من یک هم اتاقی اینطوری داشتم
.💧
He never offered to reimburse me for anything.
او هرگز پیشنهاد پرداخت برای هیچی رو نمیداد
.💧
I'm really fed up with his freeloading,
من واقعا" از این وضعیت مفت خوری اش خسته شده ام
.💧
but I just don't know how to tell him that he should come up with half the grocery bill,
اما فقط نمیدونم چطور باید بهش بگم که او باید نصف هزینه ی خواروبار رو بپردازه
.💧
because sometimes he treats me to a meal in a restaurant.
چون بعضی وقتها او من رو در یک رستوران مهمان میکنه
.💧
Well, honesty is the best policy.
خب، صداقت بهترین سیاست است
.💧
Maybe you just want to have a heart-to-heart, friend-to-friend talk with him.
شاید باید یک گفتگوی دوستانه و روبرو باهم داشته باشید
.💧
If he refuses to mend his ways, then ask him to move out.
اگر او از تغییر کارش سر باز زد، ازش بخواهی که بره
.💧
You can't let him wear out his welcome.
نمیتونی که اجازه بدی زیاد بمونه و مفت بخوره
@basicenglishlearner
Forwarded from اتچ بات
💎✨✨✨✨✨✨✨✨💎
#لغات کاربردی
#قسمت اخر
💥viewer
🎗بیننده , تماشاگر
💥weak
🎗ضعیف
💥wonderful
🎗شگفت انگیز
💥worry about
🎗نگران بودن درمورد , نگران
💥have/make a choice
🎗انتخاب کردن
💥get away from
🎗در رفتن از
💥keep under observation
🎗تحت نظر گرفتن
💥(be) under the pressure of ...
🎗تحت فشار ... بودن
💥do research/experiment
🎗تحقیق انجام دادن
💥be worried
🎗نگران بودن
💥stay at a place
🎗در جایی ماندن
💥stay with sb باکسی ماندن🎗
@lovely_english
#لغات کاربردی
#قسمت اخر
💥viewer
🎗بیننده , تماشاگر
💥weak
🎗ضعیف
💥wonderful
🎗شگفت انگیز
💥worry about
🎗نگران بودن درمورد , نگران
💥have/make a choice
🎗انتخاب کردن
💥get away from
🎗در رفتن از
💥keep under observation
🎗تحت نظر گرفتن
💥(be) under the pressure of ...
🎗تحت فشار ... بودن
💥do research/experiment
🎗تحقیق انجام دادن
💥be worried
🎗نگران بودن
💥stay at a place
🎗در جایی ماندن
💥stay with sb باکسی ماندن🎗
@lovely_english
Telegram
✅چند اصطلاح رایج در بیزنس در انگلیسی
.
👈موارد زیر اصطلاح اند و ممکنه در معنی واژه ایی معنی دیگری بدهند!!
.💎
an old hand
فرد زبده و کارکشته
مثال:
He can help us set up a company in Beijing. He's been working in China for many years and speaks Chinese fluently. He's an old China hand.
.💎
at the 11th hour
در ساعت 11اُم/ در دقیقه90/ خیلی دیر:
.💎
Bring to the table
هر چیزی که داری رو پیشنهاد دادن/ آنچه در چنته داری رو روی میز آوردن
مثال:
I will meet with Teacher Joe's new company to show him what we can bring to the table.
.💎
deep pockets
پول زیاد/ پول هنگفت
مثال:
If there is a price war, we won't win because we don't have deep enough pockets.
.💎
down time
زمانی که تجهیزات مشکل دارند و یا آماده جلسه/کار نیستند، و طبیعتا" نمیشه فعالیت کرد
مثال:
There will probably be a lot of down time at the conference, so I'm bringing a lot of paperwork.
.💎
free ride
سواری رایگان/سرویس رایگان
مثال:
Of course we should make them pay for our travel expenses. Why should we give them a free ride?
.💎
From day one
از روز اول/ از ابتدای کار
مثال:
Mori has been providing the best English-learning web site from day one!
.💎
I need it yesterday
خیلی زود احتیاج داشتن/ همین الان باید انجام شده میبود
مثال:
Can I send that report to you later this afternoon?
No! I need that report yesterday
.💎
a two-way street
معامله و سود دوطرفه است.
مثال:
We want to help you, but we need your help too. It should be a two-way street.
.💎
it will never fly
هرگز موفق نمیشه/ هرگز پرواز نمیکنه
مثال:
We don't have to worry about their idea competing with ours. It will never fly.
.💎
put your cards on the table
کارت های خودت رو رو کن/ کاملا" صادق باش
مثال:
I think it's time to put all of our cards on the table. Here's what we need
.💎
the lion's share
سهم شیر(جنگل)/ قسمت عمده از چیزی
مثال:
If we want the lion's share of the profit, we'll have to do the lion's share of the work.
.💎
a zero sum game
بازی برد و باخت/ معامله ایی که یکی میبرد و یکی میبازد
مثال:
I don't think this is a zero-sum game. If the customer wins, we win too
@basicenglishlearner
.
👈موارد زیر اصطلاح اند و ممکنه در معنی واژه ایی معنی دیگری بدهند!!
.💎
an old hand
فرد زبده و کارکشته
مثال:
He can help us set up a company in Beijing. He's been working in China for many years and speaks Chinese fluently. He's an old China hand.
.💎
at the 11th hour
در ساعت 11اُم/ در دقیقه90/ خیلی دیر:
.💎
Bring to the table
هر چیزی که داری رو پیشنهاد دادن/ آنچه در چنته داری رو روی میز آوردن
مثال:
I will meet with Teacher Joe's new company to show him what we can bring to the table.
.💎
deep pockets
پول زیاد/ پول هنگفت
مثال:
If there is a price war, we won't win because we don't have deep enough pockets.
.💎
down time
زمانی که تجهیزات مشکل دارند و یا آماده جلسه/کار نیستند، و طبیعتا" نمیشه فعالیت کرد
مثال:
There will probably be a lot of down time at the conference, so I'm bringing a lot of paperwork.
.💎
free ride
سواری رایگان/سرویس رایگان
مثال:
Of course we should make them pay for our travel expenses. Why should we give them a free ride?
.💎
From day one
از روز اول/ از ابتدای کار
مثال:
Mori has been providing the best English-learning web site from day one!
.💎
I need it yesterday
خیلی زود احتیاج داشتن/ همین الان باید انجام شده میبود
مثال:
Can I send that report to you later this afternoon?
No! I need that report yesterday
.💎
a two-way street
معامله و سود دوطرفه است.
مثال:
We want to help you, but we need your help too. It should be a two-way street.
.💎
it will never fly
هرگز موفق نمیشه/ هرگز پرواز نمیکنه
مثال:
We don't have to worry about their idea competing with ours. It will never fly.
.💎
put your cards on the table
کارت های خودت رو رو کن/ کاملا" صادق باش
مثال:
I think it's time to put all of our cards on the table. Here's what we need
.💎
the lion's share
سهم شیر(جنگل)/ قسمت عمده از چیزی
مثال:
If we want the lion's share of the profit, we'll have to do the lion's share of the work.
.💎
a zero sum game
بازی برد و باخت/ معامله ایی که یکی میبرد و یکی میبازد
مثال:
I don't think this is a zero-sum game. If the customer wins, we win too
@basicenglishlearner
Forwarded from اتچ بات
💎💥💎💥💎💥💎
#short story
#elementary
🔮Mr jones had a few day's holiday, so he said,
" i'm going to go to the mountains by train."
He put on his best clothes, took a small bag, went to the station and got into the train.
He had a beautiful hat, and he often put his head out of the window during the trip and looked at the mountains.
But the wind pulled his hat off.
Mr jones quickly took his old bag and threw that out of the window too.
The other peaple in the carriage laughed.
" is your bag going to bring your beautiful hat back? They asked.
"No", mr jones answered,
"but there's a name and an address on the bag.
Someone's going to find both of them near each other, and he's going to send me the bag and the hat."
💎آقای جونز چند روز، تعطیلی (مرخصی) داشت، بنابراین او گفت،
من قصد دارم با قطار به کوهستان بروم.
او بهترین لباسش را پوشید، کلاه کوچکش را برداشت، به ایستگاه رفت و سوار قطار شد.
او یک کلاه زیبا داشت، او اغلب سرش را از پنجره در طول سفر برای دیدن کوهستان خارج می کرد.
اما باد کلاهش را برد.
آقای جونز همچنین سریع کیف قدیمی اش را برداشت و از پنجره به بیرون پرتاب کرد.
بقیه مردم در واگن خندیدند
آنها پرسیدند. کیف شما قصد دارد (قرار است) کلاه زیبای شما را بر گرداند؟
آقای جونز گفت: نه
اما نام و آدرس من در روی کیف هست.
کسی که هر دوی انها را کنار هم پیدا خواهد کرد، کیف و کلاه را برای من خواهد فرستاد
@lovely_english
#short story
#elementary
🔮Mr jones had a few day's holiday, so he said,
" i'm going to go to the mountains by train."
He put on his best clothes, took a small bag, went to the station and got into the train.
He had a beautiful hat, and he often put his head out of the window during the trip and looked at the mountains.
But the wind pulled his hat off.
Mr jones quickly took his old bag and threw that out of the window too.
The other peaple in the carriage laughed.
" is your bag going to bring your beautiful hat back? They asked.
"No", mr jones answered,
"but there's a name and an address on the bag.
Someone's going to find both of them near each other, and he's going to send me the bag and the hat."
💎آقای جونز چند روز، تعطیلی (مرخصی) داشت، بنابراین او گفت،
من قصد دارم با قطار به کوهستان بروم.
او بهترین لباسش را پوشید، کلاه کوچکش را برداشت، به ایستگاه رفت و سوار قطار شد.
او یک کلاه زیبا داشت، او اغلب سرش را از پنجره در طول سفر برای دیدن کوهستان خارج می کرد.
اما باد کلاهش را برد.
آقای جونز همچنین سریع کیف قدیمی اش را برداشت و از پنجره به بیرون پرتاب کرد.
بقیه مردم در واگن خندیدند
آنها پرسیدند. کیف شما قصد دارد (قرار است) کلاه زیبای شما را بر گرداند؟
آقای جونز گفت: نه
اما نام و آدرس من در روی کیف هست.
کسی که هر دوی انها را کنار هم پیدا خواهد کرد، کیف و کلاه را برای من خواهد فرستاد
@lovely_english
Telegram
attach 📎
لیست افعال انگلیسی پرکاربرد
لیستی از پرکاربرد ترین افعال انگلیسی با معنی:
1. be – بودن
2. have – داشتن
3. do – انجام دادن
4. say – گفتن
5. go – رفتن
6. can – توانستن
7. get – بدست آوردن
8. know – دانستن، شناختن
9. think – فکر کردن
10. take – بردن
11. see – دیدن
12. come – آمدن
13. want – خواستن
14. look – نگاه کردن
15. use – استفاده کردن
16. find – پیدا کردن
17. give – دادن
18. tell – گفتن
19. work – کار کردن
20. call – زنگ زدن
21. try – سعی کردن
22. ask – پرسیدن
23. need – نیاز داشتن
24. feel – احساس کردن
25. become – شدن
26. leave – ترک کردن
27. put – گذاشتن
28. live – زندگی کردن
29. mean – معنی دادن
30. keep – نگه داشتن
31. let – اجازه دادن
32. begin – شروع کردن
33. seem – به نظر رسیدن
34. help – کمک کردن
35. talk – صحبت کردن
36. turn – پیچیدن
37. start – شروع کردن
38. show – نشان دادن
39. hear – شنیدن
40. listen – گوش دادن
41. play – بازی کرن
42. run – دویدن
43. move – حرکت کردن
44. like – دوست داشتن
45. bring – آوردن
46. happen – اتفاق افتادن
47. accept – پذیرفتن
48. write – نوشتن
49. provide – تهیه کردن
50. sit – نشستن
51. stand – ایستادن
52. lose – از دست دادن
53. pay – پرداخت کردن
54. meet – ملاقات کردن
55. continue – ادامه دادن
56. set – تنظیم کردن
57. ask – پرسیدن
58. learn – یاد گرفتن
59. break – شکستن
60. change – تغییر دادن
61. lead – رهبری کردن
62. understand – فهمیدن
63. watch – تماشا کردن
64. buy – خریدن
65. follow – دنبال کردن
66. stop – توقف کردن
67. clean – تمیز کردن
68. create – بوجود آوردن
69. speak – صحبت کردن
70. read – خواندن
71. allow – اجازه دادن
72. add – اضافه کردن
73. spend – خرج کردن
74. grow – رشد کردن
75. open – باز کردن
76. walk – راه رفتن
77. win – برنده شدن
78. count – شمردن
79. offer – پیشنهاد دادن
80. remember – به یاد آوردن
81. eat – خوردن
82. drink – نوشیدن
83. appear – ظاهر شدن
84. wait – صبر کردن
85. drive – رانندگی کردن
86. die – مردن
87. explain – توضیح دادن
88. send – فرستادن
89. expect – انتظار داشتن
90. fly – پرواز کردن
91. build – ساختن
92. stay – ماندن
93. forget – فراموش کردن
94. fall – افتادن
95. kill – کشتن
96. cut – بریدن
97. close – بستن
98. rain – باریدن
99. reply – پاسخ دادن
100. sell – فروختن
101. sing – آواز خواندن
102. succeed – موفق شدن
103. worry – نگران شدن
104. put on – پوشیدن
105. wear – به تن داشتن
106. wash – شستن
107. teach – درس دادن
108. boil – جوشیدن
109. reject – رد کردن
110. ride – راندن
111. believe – باور کردن
112. repair – تعمیر کردن
@basicenglishlearner
لیستی از پرکاربرد ترین افعال انگلیسی با معنی:
1. be – بودن
2. have – داشتن
3. do – انجام دادن
4. say – گفتن
5. go – رفتن
6. can – توانستن
7. get – بدست آوردن
8. know – دانستن، شناختن
9. think – فکر کردن
10. take – بردن
11. see – دیدن
12. come – آمدن
13. want – خواستن
14. look – نگاه کردن
15. use – استفاده کردن
16. find – پیدا کردن
17. give – دادن
18. tell – گفتن
19. work – کار کردن
20. call – زنگ زدن
21. try – سعی کردن
22. ask – پرسیدن
23. need – نیاز داشتن
24. feel – احساس کردن
25. become – شدن
26. leave – ترک کردن
27. put – گذاشتن
28. live – زندگی کردن
29. mean – معنی دادن
30. keep – نگه داشتن
31. let – اجازه دادن
32. begin – شروع کردن
33. seem – به نظر رسیدن
34. help – کمک کردن
35. talk – صحبت کردن
36. turn – پیچیدن
37. start – شروع کردن
38. show – نشان دادن
39. hear – شنیدن
40. listen – گوش دادن
41. play – بازی کرن
42. run – دویدن
43. move – حرکت کردن
44. like – دوست داشتن
45. bring – آوردن
46. happen – اتفاق افتادن
47. accept – پذیرفتن
48. write – نوشتن
49. provide – تهیه کردن
50. sit – نشستن
51. stand – ایستادن
52. lose – از دست دادن
53. pay – پرداخت کردن
54. meet – ملاقات کردن
55. continue – ادامه دادن
56. set – تنظیم کردن
57. ask – پرسیدن
58. learn – یاد گرفتن
59. break – شکستن
60. change – تغییر دادن
61. lead – رهبری کردن
62. understand – فهمیدن
63. watch – تماشا کردن
64. buy – خریدن
65. follow – دنبال کردن
66. stop – توقف کردن
67. clean – تمیز کردن
68. create – بوجود آوردن
69. speak – صحبت کردن
70. read – خواندن
71. allow – اجازه دادن
72. add – اضافه کردن
73. spend – خرج کردن
74. grow – رشد کردن
75. open – باز کردن
76. walk – راه رفتن
77. win – برنده شدن
78. count – شمردن
79. offer – پیشنهاد دادن
80. remember – به یاد آوردن
81. eat – خوردن
82. drink – نوشیدن
83. appear – ظاهر شدن
84. wait – صبر کردن
85. drive – رانندگی کردن
86. die – مردن
87. explain – توضیح دادن
88. send – فرستادن
89. expect – انتظار داشتن
90. fly – پرواز کردن
91. build – ساختن
92. stay – ماندن
93. forget – فراموش کردن
94. fall – افتادن
95. kill – کشتن
96. cut – بریدن
97. close – بستن
98. rain – باریدن
99. reply – پاسخ دادن
100. sell – فروختن
101. sing – آواز خواندن
102. succeed – موفق شدن
103. worry – نگران شدن
104. put on – پوشیدن
105. wear – به تن داشتن
106. wash – شستن
107. teach – درس دادن
108. boil – جوشیدن
109. reject – رد کردن
110. ride – راندن
111. believe – باور کردن
112. repair – تعمیر کردن
@basicenglishlearner
Forwarded from Lovely English
💎Make up mind Make mind up
🎯تصمیم گرفتن درمورد چیزی
.✨
البته می دانید که Make a decision یعنی تصمیم گرفتن اما وقتی بخواهید قشنگ تر و اصطلاحی تر صحبت کنید
از اصطلاح:
Make up mind/ Make mind up
می توانید استفاده کنید.
🆎تصمیم گرفتن
مثالز: ▼▼▼
I don't have time all day. Make up your mind
🔮من کل روز رو وقت ندارم هاااااا، تصمیمِت رو بگیر.
.✨
Bob: Make your mind up. We have to catch the plane.
Mary: I'm not sure I want to go.
🔮تصمیم ات رو بگیر باید به پرواز برسیم
مطمئن نیستم که بخواهم بیایم
.✨
I wish he’d hurry up and make his mind up.
🔮ای کاش عجله کنه و سریع تصمیمش رو بگیره
.✨
He couldn’t make up his mind about what to do with the money.
🔮او نتوانست تصمیم بگیرد که با پول چکار کند
.✨
No more argument. My mind is made up.
🔮دیگه بحث لازم نیست، من تصمیمم را گرفته ام
.✨
I could never really make my mind up about him.
🔮من هرگز نتوانستم در مورد او تصمیم بگیرم
.✨
You’re old enough to make your own mind up about smoking.
🔮سن ات به اندازه ایی ست که میتوانی در مورد سیگار کشیدن تصمیم بگیری
──────
🎯تصمیم گرفتن درمورد چیزی
.✨
البته می دانید که Make a decision یعنی تصمیم گرفتن اما وقتی بخواهید قشنگ تر و اصطلاحی تر صحبت کنید
از اصطلاح:
Make up mind/ Make mind up
می توانید استفاده کنید.
🆎تصمیم گرفتن
مثالز: ▼▼▼
I don't have time all day. Make up your mind
🔮من کل روز رو وقت ندارم هاااااا، تصمیمِت رو بگیر.
.✨
Bob: Make your mind up. We have to catch the plane.
Mary: I'm not sure I want to go.
🔮تصمیم ات رو بگیر باید به پرواز برسیم
مطمئن نیستم که بخواهم بیایم
.✨
I wish he’d hurry up and make his mind up.
🔮ای کاش عجله کنه و سریع تصمیمش رو بگیره
.✨
He couldn’t make up his mind about what to do with the money.
🔮او نتوانست تصمیم بگیرد که با پول چکار کند
.✨
No more argument. My mind is made up.
🔮دیگه بحث لازم نیست، من تصمیمم را گرفته ام
.✨
I could never really make my mind up about him.
🔮من هرگز نتوانستم در مورد او تصمیم بگیرم
.✨
You’re old enough to make your own mind up about smoking.
🔮سن ات به اندازه ایی ست که میتوانی در مورد سیگار کشیدن تصمیم بگیری
──────
Forwarded from Lovely English
❄️✨❄️✨❄️✨❄️
✨
❄️
#لغات انگلیسی به روش کدینگ
#پارت سوم
🎯shatter
👈مترادف : minify
تصویرسازی ذهنی :رفتم نونوایی یکی بی نوبت اومد نون بگیرم شاطر
قاطی کرد زد همه چی رو خورد و داغون کرد (shatter)
معنی : خورد کردن/داغون کردن/شکستن
🎯keep off
👈مترادف : keep off
کدینگ لغت : رفتی بیرون کیفت رو از کیف قاپ حفظ کن !!
معنی : نگه داشتن / حفظ کردن
🎯 lackluster
👈مترادف : lightless
کدینگ لغت : lack+ luster خوب اگه خونتون لوستر نداشته باشه تاریک و بی نور و بی فروغ خواهد بود !
معنی : بی فروغ /بی نور/ تاریک
🎯 postpone
: delay / put off/ deferمترادف👈
کدبندی لغت : پُست ِ پونه به تعویق افتاد !!
معنی : به تعویق افتادن/عقب انداختن
🎯 fulsome
👈مترادف : abundant
تصویرسازی و کدبندی : این لغت رو کافیه به این صورت بخونیم full+some = full of something
که به راحتی معنیش در ذهن تثبیت میشه!
معنی : فراوان / مفصل
🎯aversion
👈مترادف : incompatibility
کدینگ و تصویرسازی : دقت کردین اولین ورژن از ویندوز یا فتوشاپ یا هر برنامه ای که میاد با همه چی ناسازگاری داره ؟!! به همین دلیل من نفرت دارم از اولین ورژن
🎯aversion=اولین ورژن
👈معنی : ناسازگاری / نفرت / تنفر
@lovely_english
❌برای ثبت نام کلاسهای آنلاین به آیدی زیر پیام دهید
@OnlineENTeacher
✨
❄️
#لغات انگلیسی به روش کدینگ
#پارت سوم
🎯shatter
👈مترادف : minify
تصویرسازی ذهنی :رفتم نونوایی یکی بی نوبت اومد نون بگیرم شاطر
قاطی کرد زد همه چی رو خورد و داغون کرد (shatter)
معنی : خورد کردن/داغون کردن/شکستن
🎯keep off
👈مترادف : keep off
کدینگ لغت : رفتی بیرون کیفت رو از کیف قاپ حفظ کن !!
معنی : نگه داشتن / حفظ کردن
🎯 lackluster
👈مترادف : lightless
کدینگ لغت : lack+ luster خوب اگه خونتون لوستر نداشته باشه تاریک و بی نور و بی فروغ خواهد بود !
معنی : بی فروغ /بی نور/ تاریک
🎯 postpone
: delay / put off/ deferمترادف👈
کدبندی لغت : پُست ِ پونه به تعویق افتاد !!
معنی : به تعویق افتادن/عقب انداختن
🎯 fulsome
👈مترادف : abundant
تصویرسازی و کدبندی : این لغت رو کافیه به این صورت بخونیم full+some = full of something
که به راحتی معنیش در ذهن تثبیت میشه!
معنی : فراوان / مفصل
🎯aversion
👈مترادف : incompatibility
کدینگ و تصویرسازی : دقت کردین اولین ورژن از ویندوز یا فتوشاپ یا هر برنامه ای که میاد با همه چی ناسازگاری داره ؟!! به همین دلیل من نفرت دارم از اولین ورژن
🎯aversion=اولین ورژن
👈معنی : ناسازگاری / نفرت / تنفر
@lovely_english
❌برای ثبت نام کلاسهای آنلاین به آیدی زیر پیام دهید
@OnlineENTeacher
👏1