basicenglishlearner
16.6K subscribers
1.25K photos
609 videos
23 files
898 links
Download Telegram
این هم ۱۰ لغت پرکاربرد انگلیسی درباره تعطیلات (Vacation/Holiday) که برای مکالمه و آیلتس مفید هستند:

1.Vacation (US) / Holiday (UK)
= تعطیلات
We're going on vacation next month.

2.Destination = مقصد
Turkey is a popular holiday destination.

3.Sightseeing = گشت‌وگذار و بازدید از جاذبه‌ها
We spent the day sightseeing.

4.Souvenir = سوغات
I bought a souvenir for my family.

5.Accommodation = محل اقامت
The accommodation was clean and comfortable.

6.Itinerary = برنامه سفر
Our itinerary includes three cities.

7.Reservation = رزرو
I made a hotel reservation online.

8.Adventure = ماجراجویی
Camping was an exciting adventure.

9.Relaxation = استراحت و آرامش
I need some relaxation after work.

10.Explore = کشف کردن، گشتن
We explored the old town on foot.

📍اصطلاحات کاربردی

*Get away = برای استراحت به سفر رفتن
I need to get away for a few days.

*Hit the road =
راهی سفر شدن، زدن به جاده
Let's hit the road early tomorrow.

*Off the beaten track = دور از مسیرهای توریستی و شلوغ
We found a beautiful village off the beaten track.


@basicenglishlearner
10
این هم ۱۰ لغت کاربردی انگلیسی در دانشگاه با معنی فارسی:

1.University — دانشگاه

2.Professor — استاد دانشگاه

3.Lecture — کلاس درس / سخنرانی

4.Assignment — تکلیف

5.Exam — امتحان

6.Semester — ترم

7.Major — رشته تحصیلی

8.Library — کتابخانه

9.Graduation — فارغ‌التحصیلی

10.Scholarship — بورسیه تحصیلی

مثال
📍I have a lecture at 10 a.m.
من ساعت ۱۰ صبح کلاس دارم.

📍She received a scholarship.
او بورسیه تحصیلی دریافت کرد.

📍I need to finish my assignment tonight.
باید امشب تکلیفم را تمام کنم.

@basicenglishlearner
👍52🥰2
Forwarded from Lovely English
حتماً! این هم ۱۰ لغت کاربردی انگلیسی در بیمارستان با معنی فارسی:

1.Appointment —
وقت ملاقات
(با پزشک)
2.Patient — بیمار

3.Doctor — پزشک

4.Nurse — پرستار

5.Prescription — نسخه پزشکی

6.Medicine — دارو

7.Injection — آمپول / تزریق

8.Emergency — اورژانس

9.Pain — درد

10.Examination — معاینه

📍مثال کوتاه
📍I have an appointment with the doctor.
من با پزشک وقت ملاقات دارم.

📍The nurse gave me an injection.
پرستار به من آمپول زد.

📍I need some medicine for my pain. برای دردم به دارو نیاز دارم.


@lovely_english
9
یک مکالمه کاربردی در داروخانه:

A: Excuse me, do you have something for a headache?
ببخشید، چیزی برای سردرد دارید؟

B: Yes. How long have you had the headache?
بله. چند وقته سردرد دارید؟

A: Since this morning.
از صبح.

B: Do you have a fever?
تب هم دارید؟

A: No, I don't.
نه، ندارم.

B: I recommend these pain relief tablets.
این قرص‌های مسکن را پیشنهاد می‌کنم.

A: How often should I take them?
هر چند وقت یک‌بار باید مصرفشان کنم؟

B: One tablet every 6 hours after food.
هر ۶ ساعت یک قرص، بعد از غذا.

A: Thank you for your help.
ممنون از کمکتان.

B: You're welcome. Get well soon!
خواهش می‌کنم. زودتر خوب شوید!

لغات کاربردی:
📍headache = سردرد
📍fever = تب
📍pain relief tablets = قرص مسکن
📍recommend = پیشنهاد کردن
📍every 6 hours = هر ۶ ساعت
📍after food = بعد از غذا
📍Get well soon! = زودتر خوب شو!


@basicengliahlearner
7👍3
Forwarded from Lovely English
این بار هم معنی اصطلاح و هم معنی جملهٔ مثال را آوردم:

1.No worries.
معنی: اشکالی ندارد / نگران نباش.
Example: Thanks for your help! — No worries!
ترجمه: «ممنون بابت کمکت!» — «خواهش می‌کنم، اشکالی نداره.»

2.Hang on.
معنی: یه لحظه صبر کن.
Example: Hang on, I'll be right back.
ترجمه: «یه لحظه صبر کن، الان برمی‌گردم.»

3.I'm all ears.
معنی: کاملاً گوش می‌دم.
Example: Tell me what happened. I'm all ears.
ترجمه: «بهم بگو چی شده. کاملاً گوش می‌دم.»

4.It's up to you.
معنی: تصمیم با توست.
Example: Where should we eat? — It's up to you.
ترجمه: «کجا غذا بخوریم؟» — «تصمیم با توست.»

5.No way!
معنی: امکان نداره! / جدی؟
Example: I won the lottery! — No way!
ترجمه: «من برنده لاتاری شدم!» — «جدی؟! باورم نمی‌شه!»

6.That makes sense.
معنی: منطقیه.
Example: Now I understand. That makes sense.
ترجمه: «الان فهمیدم. منطقیه.»

7.Give me a break!
معنی: بی‌خیال! / شوخی نکن!
Example: You expect me to finish today? Give me a break!
ترجمه: «انتظار داری امروز تمومش کنم؟ بی‌خیال!»

8.Take it easy.
معنی: آروم باش / به خودت سخت نگیر.
Example: Take it easy. Everything will be fine.
ترجمه: «آروم باش، همه‌چیز درست می‌شه.»

9.I'm in.
معنی: من هستم / موافقم.
Example: We're going hiking tomorrow. — I'm in!
ترجمه: «فردا می‌ریم کوهنوردی.» — «منم هستم!»

10.Sounds good.
معنی: خوبه / عالیه.
Example: Let's meet at 7. — Sounds good.
ترجمه: «ساعت ۷ همدیگه رو ببینیم.» — «عالیه، موافقم.»

@lovely_english
9👍1
این هم ۱۰ تا از پرکاربردترین افعال دوقسمتی (Phrasal Verbs) با معنی فارسی و مثال:

📍Give up = تسلیم شدن / کنار گذاشتن
Don't give up.
تسلیم نشو.

📍Look after = مراقبت کردن از
She looks after her grandmother.
او از مادربزرگش مراقبت می‌کند.

📍Find out = فهمیدن / کشف کردن
I found out the truth.
حقیقت را فهمیدم.

📍Wake up = بیدار شدن
I wake up at 7 every morning.
هر روز ساعت ۷ بیدار می‌شوم.

📍Turn on = روشن کردن
Please turn on the TV.
لطفاً تلویزیون را روشن کن.

📍Turn off = خاموش کردن
Turn off the lights before leaving.
قبل از رفتن چراغ‌ها را خاموش کن.

📍Put on = پوشیدن / به تن کردن
Put on your jacket.
کاپشنت را بپوش.

📍Take off = درآوردن (لباس) / بلند شدن (هواپیما)
The plane took off on time.
هواپیما به‌موقع بلند شد.

📍Run into =
اتفاقی با کسی روبه‌رو شدن
I ran into my old teacher yesterday.
دیروز اتفاقی معلم قدیمی‌ام را دیدم.

📍Get along (with) = کنار آمدن با
They get along very well.
آن‌ها خیلی خوب با هم کنار می‌آیند.


@basicenglishlearner
5
Yesterday I __ my old teacher, and he __ some interesting news.
Anonymous Quiz
22%
A)looked after / turned off
14%
B) gave up / put on
4%
C) woke up / took off
59%
D)ran into / found out
basicenglishlearner
Yesterday I __ my old teacher, and he __ some interesting news.
زبان آموزان عزیز ابتدا این آموزش رو بخوانید و سپس تست رو بزنید.جای خالی رو پر کنید..
Forwarded from Lovely English
بزنید روی عکس،

در این عکس یه جمله انگلیسی با ترجمه، همراه با تدریس لغت و گرامر هست .

@lovely_english
6
سلام همراهان لاولی♥️انگلیش

در پیج اینستاگرام آموزشهای متفاوت تر میزاریم، لایو داریم که در لایوهامون نکات مهم انگلیسی آموزش میدیم.

لطفا عضو پیج اینستاگرام بشید تا از آموزشهای رایگان بهره ببرید👇
https://instagram.com/_u/lovely.english
Forwarded from Lovely English
این هم ۱۰ فعل دوقسمتی (Phrasal Verbs) پرکاربرد دیگر:

📍Carry on = ادامه دادن
Please carry on with your work.
لطفاً به کارت ادامه بده.

📍Come across =
اتفاقی پیدا کردن / برخورد کردن با
I came across an old photo.
اتفاقی یک عکس قدیمی پیدا کردم.

📍Set up =
راه‌اندازی کردن / تأسیس کردن
They set up a new company.
آن‌ها یک شرکت جدید راه‌اندازی کردند.

📍Pick up =
برداشتن / سوار کردن / یاد گرفتن
I picked up some English while traveling.
در سفر کمی انگلیسی یاد گرفتم.

📍Go on = ادامه داشتن / رخ دادن
What's going on?
چه خبر شده؟ / چه اتفاقی افتاده؟

📍Break down =
خراب شدن (ماشین) / از نظر روحی از پا درآمدن
My car broke down yesterday.
ماشینم دیروز خراب شد.

📍Work out = ورزش کردن / حل کردن / نتیجه دادن
We worked out the problem.
ما مشکل را حل کردیم.

📍Bring up =
مطرح کردن (موضوع) / بزرگ کردن (فرزند)
She brought up an interesting idea.
او یک ایده جالب مطرح کرد.

📍Call off = لغو کردن
They called off the meeting.
آن‌ها جلسه را لغو کردند.

📍Look for = دنبال چیزی گشتن
I'm looking for my keys.
دنبال کلیدهایم می‌گردم.

@lovely_english
4
سلام همراهان لاولی♥️انگلیش

در پیج اینستاگرام آموزشهای متفاوت تر میزاریم، لایو داریم که در لایوهامون نکات مهم انگلیسی آموزش میدیم.

لطفا عضو پیج اینستاگرام بشید تا از آموزشهای رایگان بهره ببرید👇
https://instagram.com/_u/lovely.english
۱۰ لغت کاربردی روزمره انگلیسی

1.Warn = هشدار دادن

2.Refuse = رد کردن، نپذیرفتن

3.Borrow = قرض گرفتن

4.Lend = قرض دادن

5.Offer = پیشنهاد دادن

6.Promise = قول دادن

7.Depend = وابسته بودن

8.Prepare = آماده کردن

9.Invite = دعوت کردن

10.Protect = محافظت کردن


@basicenglishlearner
4
آبجو :
Anonymous Quiz
11%
Bare
28%
Bear
61%
Beer
👏1
نکته آموزشی
Insted of

بزنید روی عکس و توضیحات رو بخونید

@basicenglishlearner

عضو اینستاگرام بشید👇

https://instagram.com/_u/lovely.english
🔥2
مکالمه انگلیسی بین زن و شوهر

👨 Husband: Good morning, honey. Did you sleep well?
🇮🇷 شوهر: صبح بخیر عزیزم. خوب خوابیدی؟

👩 Wife: Yes, I did. What about you?
🇮🇷 همسر: آره، خوابیدم. تو چطور؟

👨 Husband: I slept well too. What's the plan for today?
🇮🇷 شوهر: من هم خوب خوابیدم. برنامه امروز چیه؟

👩 Wife: I need to go grocery shopping this afternoon.
🇮🇷 همسر: باید امروز بعدازظهر برم خرید مواد غذایی.

👨 Husband: Great. I'll come with you after work.
🇮🇷 شوهر: عالیه. بعد از کار باهات میام.

👩 Wife: That would be nice. We also need some fruit and bread.
🇮🇷 همسر: خیلی خوب میشه. همچنین به میوه و نان هم نیاز داریم.

👨 Husband: No problem. Should we make a shopping list?
🇮🇷 شوهر: مشکلی نیست. یه لیست خرید بنویسیم؟

👩 Wife: Yes, that's a good idea. It will save time.
🇮🇷 همسر: بله، فکر خوبیه. اینطوری در وقت صرفه‌جویی می‌کنیم.

👨 Husband: By the way, what would you like for dinner tonight?
🇮🇷 شوهر: راستی، امشب برای شام دوست داری چی بخوریم؟

👩 Wife: How about grilled chicken and salad?
🇮🇷 همسر: مرغ گریل‌شده و سالاد چطوره؟

👨 Husband: Sounds perfect! I'll help you cook.
🇮🇷 شوهر: عالیه! کمکت می‌کنم آشپزی کنیم.

👩 Wife: Thanks! I really appreciate it.
🇮🇷 همسر: ممنون! واقعاً ازت قدردانی می‌کنم.

👨 Husband: You're welcome. . ❤️
🇮🇷 شوهر: خواهش می‌کنم.

@basicenglishlearner
👏42👍1
Forwarded from Lovely English
مکالمه بین مادر و فرزند :

👩 Mom: Wake up, sweetheart. It's time to get up.
🇮🇷 مامان: عزیزم، بیدار شو. وقتشه از تخت بلند شی.

👦 Child: Five more minutes, please.
🇮🇷 بچه: لطفاً فقط پنج دقیقه دیگه.

👩 Mom: No, you'll be late for school.
🇮🇷 مامان: نه، برای مدرسه دیرت می‌شه.

👦 Child: Okay, I'm getting up.
🇮🇷 بچه: باشه، دارم بلند می‌شم.

👩 Mom: Go wash your face and brush your teeth.
🇮🇷 مامان: برو صورتت رو بشور و مسواک بزن.

👦 Child: I'm hungry. What's for breakfast?
🇮🇷 بچه: گرسنمه. برای صبحانه چی داریم؟

👩 Mom: I made eggs and toast. Do you want some milk, too?
🇮🇷 مامان: تخم‌مرغ و نون تست درست کردم. شیر هم می‌خوای؟

👦 Child: Yes, please.
🇮🇷 بچه: بله، لطفاً.

👩 Mom: Hurry up and eat. The school bus will be here soon.
🇮🇷 مامان: زود باش و صبحانه‌ات رو بخور. سرویس مدرسه تا چند دقیقه دیگه می‌رسه.

👦 Child: I can't find my backpack!
🇮🇷 بچه: کوله‌پشتیم رو پیدا نمی‌کنم!

👩 Mom: Did you check your room?
🇮🇷 مامان: اتاقت رو گشتی؟

👦 Child: Oh, there it is! Thanks, Mom.
🇮🇷 بچه: اوه، اینجاست! ممنون، مامان.

👩 Mom: You're welcome. Have a great day!
🇮🇷 مامان: خواهش می‌کنم. روز خیلی خوبی داشته باش!

👦 Child: Bye, Mom! Love you.
🇮🇷 بچه: خداحافظ مامان! دوستت دارم.

👩 Mom: Love you too. Take care!
🇮🇷 مامان: من هم دوستت دارم. مواظب خودت باش! 🌸


@lovely_english
6👏1
۱۰ لغت کاربردی دیگر (سطح B1–B2) با معنی فارسی و مثال:

1. Mention
معنی: اشاره کردن، نام بردن
Example: He didn't mention your name. او به اسم تو اشاره نکرد.


2. Increase
معنی: افزایش دادن / افزایش یافتن
Example: Prices have increased this year.
قیمت‌ها امسال افزایش یافته‌اند.


3. Decrease
معنی: کاهش دادن / کاهش یافتن
Example: The number of visitors decreased last month.
تعداد بازدیدکنندگان ماه گذشته کاهش یافت.


4. Accept معنی: پذیرفتن
Example: She accepted the job offer.
او پیشنهاد شغلی را پذیرفت.


5. Refuse معنی: رد کردن، نپذیرفتن Example:
He refused to answer the question.
او از پاسخ دادن به سؤال خودداری کرد.


6. Provide معنی: فراهم کردن، ارائه دادن

Example: The hotel provides free Wi-Fi.
هتل اینترنت رایگان ارائه می‌دهد.


7. Depend معنی: بستگی داشتن

Example: It depends on the weather.
این به آب‌وهوا بستگی دارد.


8. Appear
معنی: ظاهر شدن، به نظر رسیدن
Example: She appeared happy
. او خوشحال به نظر می‌رسید.


9. Protect معنی: محافظت کردن

Example: Sunscreen protects your skin.
کرم ضدآفتاب از پوستت محافظت می‌کند.


10. Succeed معنی: موفق شدن

Example: If you work hard, you will succeed.
اگر سخت تلاش کنی، موفق خواهی شد.

@basicenglishlearner
5
۵ اصطلاح دیگر (کاربردی‌تر و مناسب مکالمه و سفر):

1. Get off the beaten track 🗺️
🔹 از مسیرهای معمول خارج شدن؛ رفتن به جاهای کمتر شناخته‌شده
Example: We love to get off the beaten track and explore old neighborhoods.
📌 ما دوست داریم از مسیرهای معمول خارج شویم و محله‌های قدیمی را کشف کنیم.


2. Take it easy 🌿
🔹 راحت باش؛ سخت نگیر؛ آرام پیش برو
Example: Take it easy and enjoy the trip.
📌 راحت باش و از سفر لذت ببر.


3. Make yourself at home 🏡
🔹 احساس راحتی کردن، مثل خانه خودت بودن
Example: Welcome! Make yourself at home.
📌 خوش آمدید! راحت باشید، مثل خانه خودتان.


4. Call it a day 🌙
🔹 کار را برای امروز تمام کردن
Example: We’ve seen enough places. Let’s call it a day.
📌 جاهای کافی دیدیم، برای امروز تمامش کنیم.


5. A change of scenery 🌄
🔹 تغییر فضا و حال‌وهوا؛ رفتن به محیطی متفاوت
Example: Traveling is a great way to get a change of scenery.
📌 سفر راه خوبی برای تغییر حال‌و‌هواست.


@basicenglishlearner
5👏1