این هم ۱۰ لغت پرکاربرد انگلیسی درباره تعطیلات (Vacation/Holiday) که برای مکالمه و آیلتس مفید هستند:
1.Vacation (US) / Holiday (UK)
= تعطیلات
We're going on vacation next month.
2.Destination = مقصد
Turkey is a popular holiday destination.
3.Sightseeing = گشتوگذار و بازدید از جاذبهها
We spent the day sightseeing.
4.Souvenir = سوغات
I bought a souvenir for my family.
5.Accommodation = محل اقامت
The accommodation was clean and comfortable.
6.Itinerary = برنامه سفر
Our itinerary includes three cities.
7.Reservation = رزرو
I made a hotel reservation online.
8.Adventure = ماجراجویی
Camping was an exciting adventure.
9.Relaxation = استراحت و آرامش
I need some relaxation after work.
10.Explore = کشف کردن، گشتن
We explored the old town on foot.
📍اصطلاحات کاربردی
*Get away = برای استراحت به سفر رفتن
I need to get away for a few days.
*Hit the road =
راهی سفر شدن، زدن به جاده
Let's hit the road early tomorrow.
*Off the beaten track = دور از مسیرهای توریستی و شلوغ
We found a beautiful village off the beaten track.
@basicenglishlearner
1.Vacation (US) / Holiday (UK)
= تعطیلات
We're going on vacation next month.
2.Destination = مقصد
Turkey is a popular holiday destination.
3.Sightseeing = گشتوگذار و بازدید از جاذبهها
We spent the day sightseeing.
4.Souvenir = سوغات
I bought a souvenir for my family.
5.Accommodation = محل اقامت
The accommodation was clean and comfortable.
6.Itinerary = برنامه سفر
Our itinerary includes three cities.
7.Reservation = رزرو
I made a hotel reservation online.
8.Adventure = ماجراجویی
Camping was an exciting adventure.
9.Relaxation = استراحت و آرامش
I need some relaxation after work.
10.Explore = کشف کردن، گشتن
We explored the old town on foot.
📍اصطلاحات کاربردی
*Get away = برای استراحت به سفر رفتن
I need to get away for a few days.
*Hit the road =
راهی سفر شدن، زدن به جاده
Let's hit the road early tomorrow.
*Off the beaten track = دور از مسیرهای توریستی و شلوغ
We found a beautiful village off the beaten track.
@basicenglishlearner
❤10
این هم ۱۰ لغت کاربردی انگلیسی در دانشگاه با معنی فارسی:
1.University — دانشگاه
2.Professor — استاد دانشگاه
3.Lecture — کلاس درس / سخنرانی
4.Assignment — تکلیف
5.Exam — امتحان
6.Semester — ترم
7.Major — رشته تحصیلی
8.Library — کتابخانه
9.Graduation — فارغالتحصیلی
10.Scholarship — بورسیه تحصیلی
مثال
📍I have a lecture at 10 a.m.
من ساعت ۱۰ صبح کلاس دارم.
📍She received a scholarship.
او بورسیه تحصیلی دریافت کرد.
📍I need to finish my assignment tonight.
باید امشب تکلیفم را تمام کنم.
@basicenglishlearner
1.University — دانشگاه
2.Professor — استاد دانشگاه
3.Lecture — کلاس درس / سخنرانی
4.Assignment — تکلیف
5.Exam — امتحان
6.Semester — ترم
7.Major — رشته تحصیلی
8.Library — کتابخانه
9.Graduation — فارغالتحصیلی
10.Scholarship — بورسیه تحصیلی
مثال
📍I have a lecture at 10 a.m.
من ساعت ۱۰ صبح کلاس دارم.
📍She received a scholarship.
او بورسیه تحصیلی دریافت کرد.
📍I need to finish my assignment tonight.
باید امشب تکلیفم را تمام کنم.
@basicenglishlearner
👍5❤2🥰2
Forwarded from Lovely English
حتماً! این هم ۱۰ لغت کاربردی انگلیسی در بیمارستان با معنی فارسی:
1.Appointment —
وقت ملاقات
(با پزشک)
2.Patient — بیمار
3.Doctor — پزشک
4.Nurse — پرستار
5.Prescription — نسخه پزشکی
6.Medicine — دارو
7.Injection — آمپول / تزریق
8.Emergency — اورژانس
9.Pain — درد
10.Examination — معاینه
📍مثال کوتاه
📍I have an appointment with the doctor.
من با پزشک وقت ملاقات دارم.
📍The nurse gave me an injection.
پرستار به من آمپول زد.
📍I need some medicine for my pain. برای دردم به دارو نیاز دارم.
@lovely_english
1.Appointment —
وقت ملاقات
(با پزشک)
2.Patient — بیمار
3.Doctor — پزشک
4.Nurse — پرستار
5.Prescription — نسخه پزشکی
6.Medicine — دارو
7.Injection — آمپول / تزریق
8.Emergency — اورژانس
9.Pain — درد
10.Examination — معاینه
📍مثال کوتاه
📍I have an appointment with the doctor.
من با پزشک وقت ملاقات دارم.
📍The nurse gave me an injection.
پرستار به من آمپول زد.
📍I need some medicine for my pain. برای دردم به دارو نیاز دارم.
@lovely_english
❤9
یک مکالمه کاربردی در داروخانه:
A: Excuse me, do you have something for a headache?
ببخشید، چیزی برای سردرد دارید؟
B: Yes. How long have you had the headache?
بله. چند وقته سردرد دارید؟
A: Since this morning.
از صبح.
B: Do you have a fever?
تب هم دارید؟
A: No, I don't.
نه، ندارم.
B: I recommend these pain relief tablets.
این قرصهای مسکن را پیشنهاد میکنم.
A: How often should I take them?
هر چند وقت یکبار باید مصرفشان کنم؟
B: One tablet every 6 hours after food.
هر ۶ ساعت یک قرص، بعد از غذا.
A: Thank you for your help.
ممنون از کمکتان.
B: You're welcome. Get well soon!
خواهش میکنم. زودتر خوب شوید!
لغات کاربردی:
📍headache = سردرد
📍fever = تب
📍pain relief tablets = قرص مسکن
📍recommend = پیشنهاد کردن
📍every 6 hours = هر ۶ ساعت
📍after food = بعد از غذا
📍Get well soon! = زودتر خوب شو!
@basicengliahlearner
A: Excuse me, do you have something for a headache?
ببخشید، چیزی برای سردرد دارید؟
B: Yes. How long have you had the headache?
بله. چند وقته سردرد دارید؟
A: Since this morning.
از صبح.
B: Do you have a fever?
تب هم دارید؟
A: No, I don't.
نه، ندارم.
B: I recommend these pain relief tablets.
این قرصهای مسکن را پیشنهاد میکنم.
A: How often should I take them?
هر چند وقت یکبار باید مصرفشان کنم؟
B: One tablet every 6 hours after food.
هر ۶ ساعت یک قرص، بعد از غذا.
A: Thank you for your help.
ممنون از کمکتان.
B: You're welcome. Get well soon!
خواهش میکنم. زودتر خوب شوید!
لغات کاربردی:
📍headache = سردرد
📍fever = تب
📍pain relief tablets = قرص مسکن
📍recommend = پیشنهاد کردن
📍every 6 hours = هر ۶ ساعت
📍after food = بعد از غذا
📍Get well soon! = زودتر خوب شو!
@basicengliahlearner
❤7👍3
Forwarded from Lovely English
این بار هم معنی اصطلاح و هم معنی جملهٔ مثال را آوردم:
1.No worries.
معنی: اشکالی ندارد / نگران نباش.
Example: Thanks for your help! — No worries!
ترجمه: «ممنون بابت کمکت!» — «خواهش میکنم، اشکالی نداره.»
2.Hang on.
معنی: یه لحظه صبر کن.
Example: Hang on, I'll be right back.
ترجمه: «یه لحظه صبر کن، الان برمیگردم.»
3.I'm all ears.
معنی: کاملاً گوش میدم.
Example: Tell me what happened. I'm all ears.
ترجمه: «بهم بگو چی شده. کاملاً گوش میدم.»
4.It's up to you.
معنی: تصمیم با توست.
Example: Where should we eat? — It's up to you.
ترجمه: «کجا غذا بخوریم؟» — «تصمیم با توست.»
5.No way!
معنی: امکان نداره! / جدی؟
Example: I won the lottery! — No way!
ترجمه: «من برنده لاتاری شدم!» — «جدی؟! باورم نمیشه!»
6.That makes sense.
معنی: منطقیه.
Example: Now I understand. That makes sense.
ترجمه: «الان فهمیدم. منطقیه.»
7.Give me a break!
معنی: بیخیال! / شوخی نکن!
Example: You expect me to finish today? Give me a break!
ترجمه: «انتظار داری امروز تمومش کنم؟ بیخیال!»
8.Take it easy.
معنی: آروم باش / به خودت سخت نگیر.
Example: Take it easy. Everything will be fine.
ترجمه: «آروم باش، همهچیز درست میشه.»
9.I'm in.
معنی: من هستم / موافقم.
Example: We're going hiking tomorrow. — I'm in!
ترجمه: «فردا میریم کوهنوردی.» — «منم هستم!»
10.Sounds good.
معنی: خوبه / عالیه.
Example: Let's meet at 7. — Sounds good.
ترجمه: «ساعت ۷ همدیگه رو ببینیم.» — «عالیه، موافقم.»
@lovely_english
1.No worries.
معنی: اشکالی ندارد / نگران نباش.
Example: Thanks for your help! — No worries!
ترجمه: «ممنون بابت کمکت!» — «خواهش میکنم، اشکالی نداره.»
2.Hang on.
معنی: یه لحظه صبر کن.
Example: Hang on, I'll be right back.
ترجمه: «یه لحظه صبر کن، الان برمیگردم.»
3.I'm all ears.
معنی: کاملاً گوش میدم.
Example: Tell me what happened. I'm all ears.
ترجمه: «بهم بگو چی شده. کاملاً گوش میدم.»
4.It's up to you.
معنی: تصمیم با توست.
Example: Where should we eat? — It's up to you.
ترجمه: «کجا غذا بخوریم؟» — «تصمیم با توست.»
5.No way!
معنی: امکان نداره! / جدی؟
Example: I won the lottery! — No way!
ترجمه: «من برنده لاتاری شدم!» — «جدی؟! باورم نمیشه!»
6.That makes sense.
معنی: منطقیه.
Example: Now I understand. That makes sense.
ترجمه: «الان فهمیدم. منطقیه.»
7.Give me a break!
معنی: بیخیال! / شوخی نکن!
Example: You expect me to finish today? Give me a break!
ترجمه: «انتظار داری امروز تمومش کنم؟ بیخیال!»
8.Take it easy.
معنی: آروم باش / به خودت سخت نگیر.
Example: Take it easy. Everything will be fine.
ترجمه: «آروم باش، همهچیز درست میشه.»
9.I'm in.
معنی: من هستم / موافقم.
Example: We're going hiking tomorrow. — I'm in!
ترجمه: «فردا میریم کوهنوردی.» — «منم هستم!»
10.Sounds good.
معنی: خوبه / عالیه.
Example: Let's meet at 7. — Sounds good.
ترجمه: «ساعت ۷ همدیگه رو ببینیم.» — «عالیه، موافقم.»
@lovely_english
❤9👍1
این هم ۱۰ تا از پرکاربردترین افعال دوقسمتی (Phrasal Verbs) با معنی فارسی و مثال:
📍Give up = تسلیم شدن / کنار گذاشتن
Don't give up.
تسلیم نشو.
📍Look after = مراقبت کردن از
She looks after her grandmother.
او از مادربزرگش مراقبت میکند.
📍Find out = فهمیدن / کشف کردن
I found out the truth.
حقیقت را فهمیدم.
📍Wake up = بیدار شدن
I wake up at 7 every morning.
هر روز ساعت ۷ بیدار میشوم.
📍Turn on = روشن کردن
Please turn on the TV.
لطفاً تلویزیون را روشن کن.
📍Turn off = خاموش کردن
Turn off the lights before leaving.
قبل از رفتن چراغها را خاموش کن.
📍Put on = پوشیدن / به تن کردن
Put on your jacket.
کاپشنت را بپوش.
📍Take off = درآوردن (لباس) / بلند شدن (هواپیما)
The plane took off on time.
هواپیما بهموقع بلند شد.
📍Run into =
اتفاقی با کسی روبهرو شدن
I ran into my old teacher yesterday.
دیروز اتفاقی معلم قدیمیام را دیدم.
📍Get along (with) = کنار آمدن با
They get along very well.
آنها خیلی خوب با هم کنار میآیند.
@basicenglishlearner
📍Give up = تسلیم شدن / کنار گذاشتن
Don't give up.
تسلیم نشو.
📍Look after = مراقبت کردن از
She looks after her grandmother.
او از مادربزرگش مراقبت میکند.
📍Find out = فهمیدن / کشف کردن
I found out the truth.
حقیقت را فهمیدم.
📍Wake up = بیدار شدن
I wake up at 7 every morning.
هر روز ساعت ۷ بیدار میشوم.
📍Turn on = روشن کردن
Please turn on the TV.
لطفاً تلویزیون را روشن کن.
📍Turn off = خاموش کردن
Turn off the lights before leaving.
قبل از رفتن چراغها را خاموش کن.
📍Put on = پوشیدن / به تن کردن
Put on your jacket.
کاپشنت را بپوش.
📍Take off = درآوردن (لباس) / بلند شدن (هواپیما)
The plane took off on time.
هواپیما بهموقع بلند شد.
📍Run into =
اتفاقی با کسی روبهرو شدن
I ran into my old teacher yesterday.
دیروز اتفاقی معلم قدیمیام را دیدم.
📍Get along (with) = کنار آمدن با
They get along very well.
آنها خیلی خوب با هم کنار میآیند.
@basicenglishlearner
❤5
Yesterday I __ my old teacher, and he __ some interesting news.
Anonymous Quiz
22%
A)looked after / turned off
14%
B) gave up / put on
4%
C) woke up / took off
59%
D)ran into / found out
basicenglishlearner
Yesterday I __ my old teacher, and he __ some interesting news.
زبان آموزان عزیز ابتدا این آموزش رو بخوانید و سپس تست رو بزنید.جای خالی رو پر کنید..
سلام همراهان لاولی♥️انگلیش
در پیج اینستاگرام آموزشهای متفاوت تر میزاریم، لایو داریم که در لایوهامون نکات مهم انگلیسی آموزش میدیم.
لطفا عضو پیج اینستاگرام بشید تا از آموزشهای رایگان بهره ببرید👇
https://instagram.com/_u/lovely.english
در پیج اینستاگرام آموزشهای متفاوت تر میزاریم، لایو داریم که در لایوهامون نکات مهم انگلیسی آموزش میدیم.
لطفا عضو پیج اینستاگرام بشید تا از آموزشهای رایگان بهره ببرید👇
https://instagram.com/_u/lovely.english
Forwarded from Lovely English
این هم ۱۰ فعل دوقسمتی (Phrasal Verbs) پرکاربرد دیگر:
📍Carry on = ادامه دادن
Please carry on with your work.
لطفاً به کارت ادامه بده.
📍Come across =
اتفاقی پیدا کردن / برخورد کردن با
I came across an old photo.
اتفاقی یک عکس قدیمی پیدا کردم.
📍Set up =
راهاندازی کردن / تأسیس کردن
They set up a new company.
آنها یک شرکت جدید راهاندازی کردند.
📍Pick up =
برداشتن / سوار کردن / یاد گرفتن
I picked up some English while traveling.
در سفر کمی انگلیسی یاد گرفتم.
📍Go on = ادامه داشتن / رخ دادن
What's going on?
چه خبر شده؟ / چه اتفاقی افتاده؟
📍Break down =
خراب شدن (ماشین) / از نظر روحی از پا درآمدن
My car broke down yesterday.
ماشینم دیروز خراب شد.
📍Work out = ورزش کردن / حل کردن / نتیجه دادن
We worked out the problem.
ما مشکل را حل کردیم.
📍Bring up =
مطرح کردن (موضوع) / بزرگ کردن (فرزند)
She brought up an interesting idea.
او یک ایده جالب مطرح کرد.
📍Call off = لغو کردن
They called off the meeting.
آنها جلسه را لغو کردند.
📍Look for = دنبال چیزی گشتن
I'm looking for my keys.
دنبال کلیدهایم میگردم.
@lovely_english
📍Carry on = ادامه دادن
Please carry on with your work.
لطفاً به کارت ادامه بده.
📍Come across =
اتفاقی پیدا کردن / برخورد کردن با
I came across an old photo.
اتفاقی یک عکس قدیمی پیدا کردم.
📍Set up =
راهاندازی کردن / تأسیس کردن
They set up a new company.
آنها یک شرکت جدید راهاندازی کردند.
📍Pick up =
برداشتن / سوار کردن / یاد گرفتن
I picked up some English while traveling.
در سفر کمی انگلیسی یاد گرفتم.
📍Go on = ادامه داشتن / رخ دادن
What's going on?
چه خبر شده؟ / چه اتفاقی افتاده؟
📍Break down =
خراب شدن (ماشین) / از نظر روحی از پا درآمدن
My car broke down yesterday.
ماشینم دیروز خراب شد.
📍Work out = ورزش کردن / حل کردن / نتیجه دادن
We worked out the problem.
ما مشکل را حل کردیم.
📍Bring up =
مطرح کردن (موضوع) / بزرگ کردن (فرزند)
She brought up an interesting idea.
او یک ایده جالب مطرح کرد.
📍Call off = لغو کردن
They called off the meeting.
آنها جلسه را لغو کردند.
📍Look for = دنبال چیزی گشتن
I'm looking for my keys.
دنبال کلیدهایم میگردم.
@lovely_english
❤4
سلام همراهان لاولی♥️انگلیش
در پیج اینستاگرام آموزشهای متفاوت تر میزاریم، لایو داریم که در لایوهامون نکات مهم انگلیسی آموزش میدیم.
لطفا عضو پیج اینستاگرام بشید تا از آموزشهای رایگان بهره ببرید👇
https://instagram.com/_u/lovely.english
در پیج اینستاگرام آموزشهای متفاوت تر میزاریم، لایو داریم که در لایوهامون نکات مهم انگلیسی آموزش میدیم.
لطفا عضو پیج اینستاگرام بشید تا از آموزشهای رایگان بهره ببرید👇
https://instagram.com/_u/lovely.english
۱۰ لغت کاربردی روزمره انگلیسی
1.Warn = هشدار دادن
2.Refuse = رد کردن، نپذیرفتن
3.Borrow = قرض گرفتن
4.Lend = قرض دادن
5.Offer = پیشنهاد دادن
6.Promise = قول دادن
7.Depend = وابسته بودن
8.Prepare = آماده کردن
9.Invite = دعوت کردن
10.Protect = محافظت کردن
@basicenglishlearner
1.Warn = هشدار دادن
2.Refuse = رد کردن، نپذیرفتن
3.Borrow = قرض گرفتن
4.Lend = قرض دادن
5.Offer = پیشنهاد دادن
6.Promise = قول دادن
7.Depend = وابسته بودن
8.Prepare = آماده کردن
9.Invite = دعوت کردن
10.Protect = محافظت کردن
@basicenglishlearner
❤4
Forwarded from شبکه کوییز زبان انگلیسی
👏1
نکته آموزشی
Insted of
بزنید روی عکس و توضیحات رو بخونید
@basicenglishlearner
عضو اینستاگرام بشید👇
https://instagram.com/_u/lovely.english
Insted of
بزنید روی عکس و توضیحات رو بخونید
@basicenglishlearner
عضو اینستاگرام بشید👇
https://instagram.com/_u/lovely.english
🔥2
Forwarded from شبکه کوییز زبان انگلیسی
کدوم جمله از نظر گرامری درسته؟
Anonymous Quiz
39%
A) I hesitate to ask questions.
33%
B) I hesitate asking questions.
10%
C) I hesitate ask questions.
18%
D) I am hesitate to ask questions.
👏3
مکالمه انگلیسی بین زن و شوهر
👨 Husband: Good morning, honey. Did you sleep well?
🇮🇷 شوهر: صبح بخیر عزیزم. خوب خوابیدی؟
👩 Wife: Yes, I did. What about you?
🇮🇷 همسر: آره، خوابیدم. تو چطور؟
👨 Husband: I slept well too. What's the plan for today?
🇮🇷 شوهر: من هم خوب خوابیدم. برنامه امروز چیه؟
👩 Wife: I need to go grocery shopping this afternoon.
🇮🇷 همسر: باید امروز بعدازظهر برم خرید مواد غذایی.
👨 Husband: Great. I'll come with you after work.
🇮🇷 شوهر: عالیه. بعد از کار باهات میام.
👩 Wife: That would be nice. We also need some fruit and bread.
🇮🇷 همسر: خیلی خوب میشه. همچنین به میوه و نان هم نیاز داریم.
👨 Husband: No problem. Should we make a shopping list?
🇮🇷 شوهر: مشکلی نیست. یه لیست خرید بنویسیم؟
👩 Wife: Yes, that's a good idea. It will save time.
🇮🇷 همسر: بله، فکر خوبیه. اینطوری در وقت صرفهجویی میکنیم.
👨 Husband: By the way, what would you like for dinner tonight?
🇮🇷 شوهر: راستی، امشب برای شام دوست داری چی بخوریم؟
👩 Wife: How about grilled chicken and salad?
🇮🇷 همسر: مرغ گریلشده و سالاد چطوره؟
👨 Husband: Sounds perfect! I'll help you cook.
🇮🇷 شوهر: عالیه! کمکت میکنم آشپزی کنیم.
👩 Wife: Thanks! I really appreciate it.
🇮🇷 همسر: ممنون! واقعاً ازت قدردانی میکنم.
👨 Husband: You're welcome. . ❤️
🇮🇷 شوهر: خواهش میکنم.
@basicenglishlearner
👨 Husband: Good morning, honey. Did you sleep well?
🇮🇷 شوهر: صبح بخیر عزیزم. خوب خوابیدی؟
👩 Wife: Yes, I did. What about you?
🇮🇷 همسر: آره، خوابیدم. تو چطور؟
👨 Husband: I slept well too. What's the plan for today?
🇮🇷 شوهر: من هم خوب خوابیدم. برنامه امروز چیه؟
👩 Wife: I need to go grocery shopping this afternoon.
🇮🇷 همسر: باید امروز بعدازظهر برم خرید مواد غذایی.
👨 Husband: Great. I'll come with you after work.
🇮🇷 شوهر: عالیه. بعد از کار باهات میام.
👩 Wife: That would be nice. We also need some fruit and bread.
🇮🇷 همسر: خیلی خوب میشه. همچنین به میوه و نان هم نیاز داریم.
👨 Husband: No problem. Should we make a shopping list?
🇮🇷 شوهر: مشکلی نیست. یه لیست خرید بنویسیم؟
👩 Wife: Yes, that's a good idea. It will save time.
🇮🇷 همسر: بله، فکر خوبیه. اینطوری در وقت صرفهجویی میکنیم.
👨 Husband: By the way, what would you like for dinner tonight?
🇮🇷 شوهر: راستی، امشب برای شام دوست داری چی بخوریم؟
👩 Wife: How about grilled chicken and salad?
🇮🇷 همسر: مرغ گریلشده و سالاد چطوره؟
👨 Husband: Sounds perfect! I'll help you cook.
🇮🇷 شوهر: عالیه! کمکت میکنم آشپزی کنیم.
👩 Wife: Thanks! I really appreciate it.
🇮🇷 همسر: ممنون! واقعاً ازت قدردانی میکنم.
👨 Husband: You're welcome. . ❤️
🇮🇷 شوهر: خواهش میکنم.
@basicenglishlearner
👏4❤2👍1
Forwarded from شبکه کوییز زبان انگلیسی
"Spill the beans" :
معنی :
معنی :
Anonymous Quiz
13%
A) 🫘 لوبیاها را روی زمین ریختن
83%
B) 🤫 فاش کردن یک راز
2%
C) 🍳 آشپزی کردن
2%
D) 🛒 خرید مواد غذایی
👏3
Forwarded from Lovely English
مکالمه بین مادر و فرزند :
👩 Mom: Wake up, sweetheart. It's time to get up.
🇮🇷 مامان: عزیزم، بیدار شو. وقتشه از تخت بلند شی.
👦 Child: Five more minutes, please.
🇮🇷 بچه: لطفاً فقط پنج دقیقه دیگه.
👩 Mom: No, you'll be late for school.
🇮🇷 مامان: نه، برای مدرسه دیرت میشه.
👦 Child: Okay, I'm getting up.
🇮🇷 بچه: باشه، دارم بلند میشم.
👩 Mom: Go wash your face and brush your teeth.
🇮🇷 مامان: برو صورتت رو بشور و مسواک بزن.
👦 Child: I'm hungry. What's for breakfast?
🇮🇷 بچه: گرسنمه. برای صبحانه چی داریم؟
👩 Mom: I made eggs and toast. Do you want some milk, too?
🇮🇷 مامان: تخممرغ و نون تست درست کردم. شیر هم میخوای؟
👦 Child: Yes, please.
🇮🇷 بچه: بله، لطفاً.
👩 Mom: Hurry up and eat. The school bus will be here soon.
🇮🇷 مامان: زود باش و صبحانهات رو بخور. سرویس مدرسه تا چند دقیقه دیگه میرسه.
👦 Child: I can't find my backpack!
🇮🇷 بچه: کولهپشتیم رو پیدا نمیکنم!
👩 Mom: Did you check your room?
🇮🇷 مامان: اتاقت رو گشتی؟
👦 Child: Oh, there it is! Thanks, Mom.
🇮🇷 بچه: اوه، اینجاست! ممنون، مامان.
👩 Mom: You're welcome. Have a great day!
🇮🇷 مامان: خواهش میکنم. روز خیلی خوبی داشته باش!
👦 Child: Bye, Mom! Love you.
🇮🇷 بچه: خداحافظ مامان! دوستت دارم.
👩 Mom: Love you too. Take care!
🇮🇷 مامان: من هم دوستت دارم. مواظب خودت باش! 🌸
@lovely_english
👩 Mom: Wake up, sweetheart. It's time to get up.
🇮🇷 مامان: عزیزم، بیدار شو. وقتشه از تخت بلند شی.
👦 Child: Five more minutes, please.
🇮🇷 بچه: لطفاً فقط پنج دقیقه دیگه.
👩 Mom: No, you'll be late for school.
🇮🇷 مامان: نه، برای مدرسه دیرت میشه.
👦 Child: Okay, I'm getting up.
🇮🇷 بچه: باشه، دارم بلند میشم.
👩 Mom: Go wash your face and brush your teeth.
🇮🇷 مامان: برو صورتت رو بشور و مسواک بزن.
👦 Child: I'm hungry. What's for breakfast?
🇮🇷 بچه: گرسنمه. برای صبحانه چی داریم؟
👩 Mom: I made eggs and toast. Do you want some milk, too?
🇮🇷 مامان: تخممرغ و نون تست درست کردم. شیر هم میخوای؟
👦 Child: Yes, please.
🇮🇷 بچه: بله، لطفاً.
👩 Mom: Hurry up and eat. The school bus will be here soon.
🇮🇷 مامان: زود باش و صبحانهات رو بخور. سرویس مدرسه تا چند دقیقه دیگه میرسه.
👦 Child: I can't find my backpack!
🇮🇷 بچه: کولهپشتیم رو پیدا نمیکنم!
👩 Mom: Did you check your room?
🇮🇷 مامان: اتاقت رو گشتی؟
👦 Child: Oh, there it is! Thanks, Mom.
🇮🇷 بچه: اوه، اینجاست! ممنون، مامان.
👩 Mom: You're welcome. Have a great day!
🇮🇷 مامان: خواهش میکنم. روز خیلی خوبی داشته باش!
👦 Child: Bye, Mom! Love you.
🇮🇷 بچه: خداحافظ مامان! دوستت دارم.
👩 Mom: Love you too. Take care!
🇮🇷 مامان: من هم دوستت دارم. مواظب خودت باش! 🌸
@lovely_english
❤6👏1
۱۰ لغت کاربردی دیگر (سطح B1–B2) با معنی فارسی و مثال:
1. Mention
معنی: اشاره کردن، نام بردن
Example: He didn't mention your name. او به اسم تو اشاره نکرد.
2. Increase
معنی: افزایش دادن / افزایش یافتن
Example: Prices have increased this year.
قیمتها امسال افزایش یافتهاند.
3. Decrease
معنی: کاهش دادن / کاهش یافتن
Example: The number of visitors decreased last month.
تعداد بازدیدکنندگان ماه گذشته کاهش یافت.
4. Accept معنی: پذیرفتن
Example: She accepted the job offer.
او پیشنهاد شغلی را پذیرفت.
5. Refuse معنی: رد کردن، نپذیرفتن Example:
He refused to answer the question.
او از پاسخ دادن به سؤال خودداری کرد.
6. Provide معنی: فراهم کردن، ارائه دادن
Example: The hotel provides free Wi-Fi.
هتل اینترنت رایگان ارائه میدهد.
7. Depend معنی: بستگی داشتن
Example: It depends on the weather.
این به آبوهوا بستگی دارد.
8. Appear
معنی: ظاهر شدن، به نظر رسیدن
Example: She appeared happy
. او خوشحال به نظر میرسید.
9. Protect معنی: محافظت کردن
Example: Sunscreen protects your skin.
کرم ضدآفتاب از پوستت محافظت میکند.
10. Succeed معنی: موفق شدن
Example: If you work hard, you will succeed.
اگر سخت تلاش کنی، موفق خواهی شد.
@basicenglishlearner
1. Mention
معنی: اشاره کردن، نام بردن
Example: He didn't mention your name. او به اسم تو اشاره نکرد.
2. Increase
معنی: افزایش دادن / افزایش یافتن
Example: Prices have increased this year.
قیمتها امسال افزایش یافتهاند.
3. Decrease
معنی: کاهش دادن / کاهش یافتن
Example: The number of visitors decreased last month.
تعداد بازدیدکنندگان ماه گذشته کاهش یافت.
4. Accept معنی: پذیرفتن
Example: She accepted the job offer.
او پیشنهاد شغلی را پذیرفت.
5. Refuse معنی: رد کردن، نپذیرفتن Example:
He refused to answer the question.
او از پاسخ دادن به سؤال خودداری کرد.
6. Provide معنی: فراهم کردن، ارائه دادن
Example: The hotel provides free Wi-Fi.
هتل اینترنت رایگان ارائه میدهد.
7. Depend معنی: بستگی داشتن
Example: It depends on the weather.
این به آبوهوا بستگی دارد.
8. Appear
معنی: ظاهر شدن، به نظر رسیدن
Example: She appeared happy
. او خوشحال به نظر میرسید.
9. Protect معنی: محافظت کردن
Example: Sunscreen protects your skin.
کرم ضدآفتاب از پوستت محافظت میکند.
10. Succeed معنی: موفق شدن
Example: If you work hard, you will succeed.
اگر سخت تلاش کنی، موفق خواهی شد.
@basicenglishlearner
❤5
۵ اصطلاح دیگر (کاربردیتر و مناسب مکالمه و سفر):
1. Get off the beaten track 🗺️
🔹 از مسیرهای معمول خارج شدن؛ رفتن به جاهای کمتر شناختهشده
Example: We love to get off the beaten track and explore old neighborhoods.
📌 ما دوست داریم از مسیرهای معمول خارج شویم و محلههای قدیمی را کشف کنیم.
2. Take it easy 🌿
🔹 راحت باش؛ سخت نگیر؛ آرام پیش برو
Example: Take it easy and enjoy the trip.
📌 راحت باش و از سفر لذت ببر.
3. Make yourself at home 🏡
🔹 احساس راحتی کردن، مثل خانه خودت بودن
Example: Welcome! Make yourself at home.
📌 خوش آمدید! راحت باشید، مثل خانه خودتان.
4. Call it a day 🌙
🔹 کار را برای امروز تمام کردن
Example: We’ve seen enough places. Let’s call it a day.
📌 جاهای کافی دیدیم، برای امروز تمامش کنیم.
5. A change of scenery 🌄
🔹 تغییر فضا و حالوهوا؛ رفتن به محیطی متفاوت
Example: Traveling is a great way to get a change of scenery.
📌 سفر راه خوبی برای تغییر حالوهواست.
@basicenglishlearner
1. Get off the beaten track 🗺️
🔹 از مسیرهای معمول خارج شدن؛ رفتن به جاهای کمتر شناختهشده
Example: We love to get off the beaten track and explore old neighborhoods.
📌 ما دوست داریم از مسیرهای معمول خارج شویم و محلههای قدیمی را کشف کنیم.
2. Take it easy 🌿
🔹 راحت باش؛ سخت نگیر؛ آرام پیش برو
Example: Take it easy and enjoy the trip.
📌 راحت باش و از سفر لذت ببر.
3. Make yourself at home 🏡
🔹 احساس راحتی کردن، مثل خانه خودت بودن
Example: Welcome! Make yourself at home.
📌 خوش آمدید! راحت باشید، مثل خانه خودتان.
4. Call it a day 🌙
🔹 کار را برای امروز تمام کردن
Example: We’ve seen enough places. Let’s call it a day.
📌 جاهای کافی دیدیم، برای امروز تمامش کنیم.
5. A change of scenery 🌄
🔹 تغییر فضا و حالوهوا؛ رفتن به محیطی متفاوت
Example: Traveling is a great way to get a change of scenery.
📌 سفر راه خوبی برای تغییر حالوهواست.
@basicenglishlearner
❤5👏1