Forwarded from Lovely English
لغاتی در مورد محرم
۱. Muharram — محرم
(اولین ماه قمری و ماه سوگواری امام حسین)
۲. Ashura — عاشورا
(دهم محرم؛ روز شهادت امام حسین)
۳. Mourning — عزاداری، سوگواری
۴. Procession — دسته عزاداری
۵. Martyr — شهید
۶. Sacrifice — فداکاری، ایثار
۷. Devotion — ارادت، دلدادگی
۸. Elegy — مرثیه، سوگنامه
۹. Shrine — حرم، زیارتگاه
۱۰. Commemoration — بزرگداشت،
یادبود
مثال:
🖤Many people attend mourning ceremonies during Muharram.
بسیاری از مردم در مراسم عزاداری محرم شرکت میکنند.
🖤Ashura commemorates the martyrdom of Imam Hussein.
عاشورا یادبود شهادت امام حسین است.
🖤The procession moved through the streets peacefully.
دسته عزاداری با آرامش در خیابانها حرکت کرد.
@lovely_english
۱. Muharram — محرم
(اولین ماه قمری و ماه سوگواری امام حسین)
۲. Ashura — عاشورا
(دهم محرم؛ روز شهادت امام حسین)
۳. Mourning — عزاداری، سوگواری
۴. Procession — دسته عزاداری
۵. Martyr — شهید
۶. Sacrifice — فداکاری، ایثار
۷. Devotion — ارادت، دلدادگی
۸. Elegy — مرثیه، سوگنامه
۹. Shrine — حرم، زیارتگاه
۱۰. Commemoration — بزرگداشت،
یادبود
مثال:
🖤Many people attend mourning ceremonies during Muharram.
بسیاری از مردم در مراسم عزاداری محرم شرکت میکنند.
🖤Ashura commemorates the martyrdom of Imam Hussein.
عاشورا یادبود شهادت امام حسین است.
🖤The procession moved through the streets peacefully.
دسته عزاداری با آرامش در خیابانها حرکت کرد.
@lovely_english
👎5❤4🙏3
Forwarded from Lovely English
🇮🇷 فارسی:
«هَیهاتَ مِنَّا الذِّلَّة»
دور باد از ما خواری و ذلت.
🇬🇧 English:
"Far be it from us to accept humiliation."
— Imam Hussein (A.S)
«هَیهاتَ مِنَّا الذِّلَّة»
دور باد از ما خواری و ذلت.
🇬🇧 English:
"Far be it from us to accept humiliation."
— Imam Hussein (A.S)
❤7👎4
Forwarded from Lovely English
🗣 At a Coffee Shop (در کافیشاپ)
A: Hi! Can I get a cup of coffee, please?
سلام! میتوانم یک فنجان قهوه سفارش بدهم؟
B: Of course. Would you like it hot or iced?
حتماً. گرم میخواهید یا سرد؟
A: Hot, please. And can I have a croissant too?
گرم، لطفاً. و میتوانم یک کروسان هم داشته باشم؟
B: Sure. Anything else?
حتماً. چیز دیگری هم میخواهید؟
A: No, that's all. How much is it?
نه، همین کافی است. چقدر میشود؟
B: It's eight dollars.
هشت دلار میشود.
A: Here you go. Thank you! بفرمایید
. ممنون!
B: You're welcome. Have a great day!
خواهش میکنم. روز خوبی داشته باشید!
🌟 لغات کاربردی
Get = گرفتن / سفارش دادن
Hot = گرم
Iced = سرد (یخدار)
Anything else? = چیز دیگری؟
How much is it? = چقدر میشود؟
Here you go. = بفرمایید.
You're welcome. = خواهش میکنم.
این مکالمه در سطح
Pre-Intermediate (A2-B1)
است و برای زبانآموزان بسیار کاربردی محسوب میشود.
@lovely_english
A: Hi! Can I get a cup of coffee, please?
سلام! میتوانم یک فنجان قهوه سفارش بدهم؟
B: Of course. Would you like it hot or iced?
حتماً. گرم میخواهید یا سرد؟
A: Hot, please. And can I have a croissant too?
گرم، لطفاً. و میتوانم یک کروسان هم داشته باشم؟
B: Sure. Anything else?
حتماً. چیز دیگری هم میخواهید؟
A: No, that's all. How much is it?
نه، همین کافی است. چقدر میشود؟
B: It's eight dollars.
هشت دلار میشود.
A: Here you go. Thank you! بفرمایید
. ممنون!
B: You're welcome. Have a great day!
خواهش میکنم. روز خوبی داشته باشید!
🌟 لغات کاربردی
Get = گرفتن / سفارش دادن
Hot = گرم
Iced = سرد (یخدار)
Anything else? = چیز دیگری؟
How much is it? = چقدر میشود؟
Here you go. = بفرمایید.
You're welcome. = خواهش میکنم.
این مکالمه در سطح
Pre-Intermediate (A2-B1)
است و برای زبانآموزان بسیار کاربردی محسوب میشود.
@lovely_english
❤6👍1
این هم ۵ اصطلاح و عبارت پرکاربرد با speed:
1.At full speed 🚀
یعنی: با تمام سرعت
Example: The car was driving at full speed.
ترجمه: ماشین با تمام سرعت حرکت میکرد.
2.Speed up ⏩
یعنی: سرعت را زیاد کردن / تندتر شدن
Example: We need to speed up if we want to arrive on time.
ترجمه: اگر میخواهیم به موقع برسیم، باید سرعتمان را بیشتر کنیم.
3.Slow down the speed / Slow down 🐢
یعنی: سرعت را کم کردن
Example: Please slow down. You're driving too fast.
ترجمه: لطفاً سرعتت را کم کن. خیلی تند رانندگی میکنی.
4.Need for speed 🏎️
یعنی: علاقه یا اشتیاق به سرعت (گاهی برای توصیف افراد ماجراجو)
Example: He has a real need for speed.
ترجمه: او واقعاً عاشق سرعت است.
5.Up to speed ✅
یعنی: در جریان بودن، کاملاً آگاه بودن یا به سطح لازم رسیدن
Example: It took me a week to get up to speed at my new job.
ترجمه: یک هفته طول کشید تا در شغل جدیدم کاملاً راه بیفتم.
⭐ مهم برای آیلتس و مکالمه:
اصطلاح up to speed و فعل عبارتی speed up از پرکاربردترین عبارتها با speed هستند.
@basicenglishlearner
1.At full speed 🚀
یعنی: با تمام سرعت
Example: The car was driving at full speed.
ترجمه: ماشین با تمام سرعت حرکت میکرد.
2.Speed up ⏩
یعنی: سرعت را زیاد کردن / تندتر شدن
Example: We need to speed up if we want to arrive on time.
ترجمه: اگر میخواهیم به موقع برسیم، باید سرعتمان را بیشتر کنیم.
3.Slow down the speed / Slow down 🐢
یعنی: سرعت را کم کردن
Example: Please slow down. You're driving too fast.
ترجمه: لطفاً سرعتت را کم کن. خیلی تند رانندگی میکنی.
4.Need for speed 🏎️
یعنی: علاقه یا اشتیاق به سرعت (گاهی برای توصیف افراد ماجراجو)
Example: He has a real need for speed.
ترجمه: او واقعاً عاشق سرعت است.
5.Up to speed ✅
یعنی: در جریان بودن، کاملاً آگاه بودن یا به سطح لازم رسیدن
Example: It took me a week to get up to speed at my new job.
ترجمه: یک هفته طول کشید تا در شغل جدیدم کاملاً راه بیفتم.
⭐ مهم برای آیلتس و مکالمه:
اصطلاح up to speed و فعل عبارتی speed up از پرکاربردترین عبارتها با speed هستند.
@basicenglishlearner
👏3❤2
Forwarded from شبکه کوییز زبان انگلیسی
معنی :
Anonymous Quiz
18%
A) فراموش کردن چیزی
55%
B) تصمیم گرفتن
3%
C) عصبی شدن
24%
D) یاد گرفتن از حفظ
این هم ۱۰ لغت پرکاربرد انگلیسی درباره تعطیلات (Vacation/Holiday) که برای مکالمه و آیلتس مفید هستند:
1.Vacation (US) / Holiday (UK)
= تعطیلات
We're going on vacation next month.
2.Destination = مقصد
Turkey is a popular holiday destination.
3.Sightseeing = گشتوگذار و بازدید از جاذبهها
We spent the day sightseeing.
4.Souvenir = سوغات
I bought a souvenir for my family.
5.Accommodation = محل اقامت
The accommodation was clean and comfortable.
6.Itinerary = برنامه سفر
Our itinerary includes three cities.
7.Reservation = رزرو
I made a hotel reservation online.
8.Adventure = ماجراجویی
Camping was an exciting adventure.
9.Relaxation = استراحت و آرامش
I need some relaxation after work.
10.Explore = کشف کردن، گشتن
We explored the old town on foot.
📍اصطلاحات کاربردی
*Get away = برای استراحت به سفر رفتن
I need to get away for a few days.
*Hit the road =
راهی سفر شدن، زدن به جاده
Let's hit the road early tomorrow.
*Off the beaten track = دور از مسیرهای توریستی و شلوغ
We found a beautiful village off the beaten track.
@basicenglishlearner
1.Vacation (US) / Holiday (UK)
= تعطیلات
We're going on vacation next month.
2.Destination = مقصد
Turkey is a popular holiday destination.
3.Sightseeing = گشتوگذار و بازدید از جاذبهها
We spent the day sightseeing.
4.Souvenir = سوغات
I bought a souvenir for my family.
5.Accommodation = محل اقامت
The accommodation was clean and comfortable.
6.Itinerary = برنامه سفر
Our itinerary includes three cities.
7.Reservation = رزرو
I made a hotel reservation online.
8.Adventure = ماجراجویی
Camping was an exciting adventure.
9.Relaxation = استراحت و آرامش
I need some relaxation after work.
10.Explore = کشف کردن، گشتن
We explored the old town on foot.
📍اصطلاحات کاربردی
*Get away = برای استراحت به سفر رفتن
I need to get away for a few days.
*Hit the road =
راهی سفر شدن، زدن به جاده
Let's hit the road early tomorrow.
*Off the beaten track = دور از مسیرهای توریستی و شلوغ
We found a beautiful village off the beaten track.
@basicenglishlearner
❤8
این هم ۱۰ لغت کاربردی انگلیسی در دانشگاه با معنی فارسی:
1.University — دانشگاه
2.Professor — استاد دانشگاه
3.Lecture — کلاس درس / سخنرانی
4.Assignment — تکلیف
5.Exam — امتحان
6.Semester — ترم
7.Major — رشته تحصیلی
8.Library — کتابخانه
9.Graduation — فارغالتحصیلی
10.Scholarship — بورسیه تحصیلی
مثال
📍I have a lecture at 10 a.m.
من ساعت ۱۰ صبح کلاس دارم.
📍She received a scholarship.
او بورسیه تحصیلی دریافت کرد.
📍I need to finish my assignment tonight.
باید امشب تکلیفم را تمام کنم.
@basicenglishlearner
1.University — دانشگاه
2.Professor — استاد دانشگاه
3.Lecture — کلاس درس / سخنرانی
4.Assignment — تکلیف
5.Exam — امتحان
6.Semester — ترم
7.Major — رشته تحصیلی
8.Library — کتابخانه
9.Graduation — فارغالتحصیلی
10.Scholarship — بورسیه تحصیلی
مثال
📍I have a lecture at 10 a.m.
من ساعت ۱۰ صبح کلاس دارم.
📍She received a scholarship.
او بورسیه تحصیلی دریافت کرد.
📍I need to finish my assignment tonight.
باید امشب تکلیفم را تمام کنم.
@basicenglishlearner
👍4❤1🥰1
Forwarded from Lovely English
حتماً! این هم ۱۰ لغت کاربردی انگلیسی در بیمارستان با معنی فارسی:
1.Appointment —
وقت ملاقات
(با پزشک)
2.Patient — بیمار
3.Doctor — پزشک
4.Nurse — پرستار
5.Prescription — نسخه پزشکی
6.Medicine — دارو
7.Injection — آمپول / تزریق
8.Emergency — اورژانس
9.Pain — درد
10.Examination — معاینه
📍مثال کوتاه
📍I have an appointment with the doctor.
من با پزشک وقت ملاقات دارم.
📍The nurse gave me an injection.
پرستار به من آمپول زد.
📍I need some medicine for my pain. برای دردم به دارو نیاز دارم.
@lovely_english
1.Appointment —
وقت ملاقات
(با پزشک)
2.Patient — بیمار
3.Doctor — پزشک
4.Nurse — پرستار
5.Prescription — نسخه پزشکی
6.Medicine — دارو
7.Injection — آمپول / تزریق
8.Emergency — اورژانس
9.Pain — درد
10.Examination — معاینه
📍مثال کوتاه
📍I have an appointment with the doctor.
من با پزشک وقت ملاقات دارم.
📍The nurse gave me an injection.
پرستار به من آمپول زد.
📍I need some medicine for my pain. برای دردم به دارو نیاز دارم.
@lovely_english
❤7
یک مکالمه کاربردی در داروخانه:
A: Excuse me, do you have something for a headache?
ببخشید، چیزی برای سردرد دارید؟
B: Yes. How long have you had the headache?
بله. چند وقته سردرد دارید؟
A: Since this morning.
از صبح.
B: Do you have a fever?
تب هم دارید؟
A: No, I don't.
نه، ندارم.
B: I recommend these pain relief tablets.
این قرصهای مسکن را پیشنهاد میکنم.
A: How often should I take them?
هر چند وقت یکبار باید مصرفشان کنم؟
B: One tablet every 6 hours after food.
هر ۶ ساعت یک قرص، بعد از غذا.
A: Thank you for your help.
ممنون از کمکتان.
B: You're welcome. Get well soon!
خواهش میکنم. زودتر خوب شوید!
لغات کاربردی:
📍headache = سردرد
📍fever = تب
📍pain relief tablets = قرص مسکن
📍recommend = پیشنهاد کردن
📍every 6 hours = هر ۶ ساعت
📍after food = بعد از غذا
📍Get well soon! = زودتر خوب شو!
@basicengliahlearner
A: Excuse me, do you have something for a headache?
ببخشید، چیزی برای سردرد دارید؟
B: Yes. How long have you had the headache?
بله. چند وقته سردرد دارید؟
A: Since this morning.
از صبح.
B: Do you have a fever?
تب هم دارید؟
A: No, I don't.
نه، ندارم.
B: I recommend these pain relief tablets.
این قرصهای مسکن را پیشنهاد میکنم.
A: How often should I take them?
هر چند وقت یکبار باید مصرفشان کنم؟
B: One tablet every 6 hours after food.
هر ۶ ساعت یک قرص، بعد از غذا.
A: Thank you for your help.
ممنون از کمکتان.
B: You're welcome. Get well soon!
خواهش میکنم. زودتر خوب شوید!
لغات کاربردی:
📍headache = سردرد
📍fever = تب
📍pain relief tablets = قرص مسکن
📍recommend = پیشنهاد کردن
📍every 6 hours = هر ۶ ساعت
📍after food = بعد از غذا
📍Get well soon! = زودتر خوب شو!
@basicengliahlearner
❤6👍3
Forwarded from Lovely English
این بار هم معنی اصطلاح و هم معنی جملهٔ مثال را آوردم:
1.No worries.
معنی: اشکالی ندارد / نگران نباش.
Example: Thanks for your help! — No worries!
ترجمه: «ممنون بابت کمکت!» — «خواهش میکنم، اشکالی نداره.»
2.Hang on.
معنی: یه لحظه صبر کن.
Example: Hang on, I'll be right back.
ترجمه: «یه لحظه صبر کن، الان برمیگردم.»
3.I'm all ears.
معنی: کاملاً گوش میدم.
Example: Tell me what happened. I'm all ears.
ترجمه: «بهم بگو چی شده. کاملاً گوش میدم.»
4.It's up to you.
معنی: تصمیم با توست.
Example: Where should we eat? — It's up to you.
ترجمه: «کجا غذا بخوریم؟» — «تصمیم با توست.»
5.No way!
معنی: امکان نداره! / جدی؟
Example: I won the lottery! — No way!
ترجمه: «من برنده لاتاری شدم!» — «جدی؟! باورم نمیشه!»
6.That makes sense.
معنی: منطقیه.
Example: Now I understand. That makes sense.
ترجمه: «الان فهمیدم. منطقیه.»
7.Give me a break!
معنی: بیخیال! / شوخی نکن!
Example: You expect me to finish today? Give me a break!
ترجمه: «انتظار داری امروز تمومش کنم؟ بیخیال!»
8.Take it easy.
معنی: آروم باش / به خودت سخت نگیر.
Example: Take it easy. Everything will be fine.
ترجمه: «آروم باش، همهچیز درست میشه.»
9.I'm in.
معنی: من هستم / موافقم.
Example: We're going hiking tomorrow. — I'm in!
ترجمه: «فردا میریم کوهنوردی.» — «منم هستم!»
10.Sounds good.
معنی: خوبه / عالیه.
Example: Let's meet at 7. — Sounds good.
ترجمه: «ساعت ۷ همدیگه رو ببینیم.» — «عالیه، موافقم.»
@lovely_english
1.No worries.
معنی: اشکالی ندارد / نگران نباش.
Example: Thanks for your help! — No worries!
ترجمه: «ممنون بابت کمکت!» — «خواهش میکنم، اشکالی نداره.»
2.Hang on.
معنی: یه لحظه صبر کن.
Example: Hang on, I'll be right back.
ترجمه: «یه لحظه صبر کن، الان برمیگردم.»
3.I'm all ears.
معنی: کاملاً گوش میدم.
Example: Tell me what happened. I'm all ears.
ترجمه: «بهم بگو چی شده. کاملاً گوش میدم.»
4.It's up to you.
معنی: تصمیم با توست.
Example: Where should we eat? — It's up to you.
ترجمه: «کجا غذا بخوریم؟» — «تصمیم با توست.»
5.No way!
معنی: امکان نداره! / جدی؟
Example: I won the lottery! — No way!
ترجمه: «من برنده لاتاری شدم!» — «جدی؟! باورم نمیشه!»
6.That makes sense.
معنی: منطقیه.
Example: Now I understand. That makes sense.
ترجمه: «الان فهمیدم. منطقیه.»
7.Give me a break!
معنی: بیخیال! / شوخی نکن!
Example: You expect me to finish today? Give me a break!
ترجمه: «انتظار داری امروز تمومش کنم؟ بیخیال!»
8.Take it easy.
معنی: آروم باش / به خودت سخت نگیر.
Example: Take it easy. Everything will be fine.
ترجمه: «آروم باش، همهچیز درست میشه.»
9.I'm in.
معنی: من هستم / موافقم.
Example: We're going hiking tomorrow. — I'm in!
ترجمه: «فردا میریم کوهنوردی.» — «منم هستم!»
10.Sounds good.
معنی: خوبه / عالیه.
Example: Let's meet at 7. — Sounds good.
ترجمه: «ساعت ۷ همدیگه رو ببینیم.» — «عالیه، موافقم.»
@lovely_english
❤6👍1
این هم ۱۰ تا از پرکاربردترین افعال دوقسمتی (Phrasal Verbs) با معنی فارسی و مثال:
📍Give up = تسلیم شدن / کنار گذاشتن
Don't give up.
تسلیم نشو.
📍Look after = مراقبت کردن از
She looks after her grandmother.
او از مادربزرگش مراقبت میکند.
📍Find out = فهمیدن / کشف کردن
I found out the truth.
حقیقت را فهمیدم.
📍Wake up = بیدار شدن
I wake up at 7 every morning.
هر روز ساعت ۷ بیدار میشوم.
📍Turn on = روشن کردن
Please turn on the TV.
لطفاً تلویزیون را روشن کن.
📍Turn off = خاموش کردن
Turn off the lights before leaving.
قبل از رفتن چراغها را خاموش کن.
📍Put on = پوشیدن / به تن کردن
Put on your jacket.
کاپشنت را بپوش.
📍Take off = درآوردن (لباس) / بلند شدن (هواپیما)
The plane took off on time.
هواپیما بهموقع بلند شد.
📍Run into =
اتفاقی با کسی روبهرو شدن
I ran into my old teacher yesterday.
دیروز اتفاقی معلم قدیمیام را دیدم.
📍Get along (with) = کنار آمدن با
They get along very well.
آنها خیلی خوب با هم کنار میآیند.
@basicenglishlearner
📍Give up = تسلیم شدن / کنار گذاشتن
Don't give up.
تسلیم نشو.
📍Look after = مراقبت کردن از
She looks after her grandmother.
او از مادربزرگش مراقبت میکند.
📍Find out = فهمیدن / کشف کردن
I found out the truth.
حقیقت را فهمیدم.
📍Wake up = بیدار شدن
I wake up at 7 every morning.
هر روز ساعت ۷ بیدار میشوم.
📍Turn on = روشن کردن
Please turn on the TV.
لطفاً تلویزیون را روشن کن.
📍Turn off = خاموش کردن
Turn off the lights before leaving.
قبل از رفتن چراغها را خاموش کن.
📍Put on = پوشیدن / به تن کردن
Put on your jacket.
کاپشنت را بپوش.
📍Take off = درآوردن (لباس) / بلند شدن (هواپیما)
The plane took off on time.
هواپیما بهموقع بلند شد.
📍Run into =
اتفاقی با کسی روبهرو شدن
I ran into my old teacher yesterday.
دیروز اتفاقی معلم قدیمیام را دیدم.
📍Get along (with) = کنار آمدن با
They get along very well.
آنها خیلی خوب با هم کنار میآیند.
@basicenglishlearner
❤3
Yesterday I __ my old teacher, and he __ some interesting news.
Anonymous Quiz
20%
A)looked after / turned off
11%
B) gave up / put on
4%
C) woke up / took off
65%
D)ran into / found out
basicenglishlearner
Yesterday I __ my old teacher, and he __ some interesting news.
زبان آموزان عزیز ابتدا این آموزش رو بخوانید و سپس تست رو بزنید.جای خالی رو پر کنید..
سلام همراهان لاولی♥️انگلیش
در پیج اینستاگرام آموزشهای متفاوت تر میزاریم، لایو داریم که در لایوهامون نکات مهم انگلیسی آموزش میدیم.
لطفا عضو پیج اینستاگرام بشید تا از آموزشهای رایگان بهره ببرید👇
https://instagram.com/_u/lovely.english
در پیج اینستاگرام آموزشهای متفاوت تر میزاریم، لایو داریم که در لایوهامون نکات مهم انگلیسی آموزش میدیم.
لطفا عضو پیج اینستاگرام بشید تا از آموزشهای رایگان بهره ببرید👇
https://instagram.com/_u/lovely.english