basicenglishlearner
16.8K subscribers
1.25K photos
609 videos
23 files
896 links
Download Telegram
۱۰ لغت ساده (Basic) درباره جنگ و صلح

1.War — جنگ
Nobody wants war.
هیچ‌کس جنگ را نمی‌خواهد.

2.Peace — صلح
We hope for peace.
ما به صلح امیدواریم.

3.Army — ارتش
The army protects the country.
ارتش از کشور محافظت می‌کند.

4.Soldier — سرباز
The soldier was very brave.
آن سرباز بسیار شجاع بود.

5.Fight — جنگیدن، دعوا
They don't want to fight.
آن‌ها نمی‌خواهند بجنگند.

6.Enemy — دشمن
The enemy attacked the city.
دشمن به شهر حمله کرد.

7.Friend — دوست
Friends help each other.
دوستان به یکدیگر کمک می‌کنند.

8.Gun — اسلحه
The police found a gun.
پلیس یک اسلحه پیدا کرد.

9.Safe — امن
The children are safe now.
بچه‌ها اکنون در امنیت هستند.

10.Help — کمک
People helped each other during the war.
مردم در طول جنگ به یکدیگر کمک کردند.


@basicenglishlearner
👍51
Forwarded from Lovely English
لغاتی در مورد محرم

۱. Muharram — محرم
(اولین ماه قمری و ماه سوگواری امام حسین)
۲. Ashura — عاشورا
(دهم محرم؛ روز شهادت امام حسین)

۳. Mourning — عزاداری، سوگواری

۴. Procession — دسته عزاداری

۵. Martyr — شهید

۶. Sacrifice — فداکاری، ایثار

۷. Devotion — ارادت، دلدادگی

۸. Elegy — مرثیه، سوگ‌نامه

۹. Shrine — حرم، زیارتگاه

۱۰. Commemoration — بزرگداشت،
یادبود

مثال:
🖤Many people attend mourning ceremonies during Muharram.
بسیاری از مردم در مراسم عزاداری محرم شرکت می‌کنند.

🖤Ashura commemorates the martyrdom of Imam Hussein.
عاشورا یادبود شهادت امام حسین است.

🖤The procession moved through the streets peacefully.
دسته عزاداری با آرامش در خیابان‌ها حرکت کرد.


@lovely_english
👎54🙏3
Forwarded from Lovely English
🇮🇷 فارسی:
«هَیهاتَ مِنَّا الذِّلَّة»
دور باد از ما خواری و ذلت.

🇬🇧 English:
"Far be it from us to accept humiliation."

— Imam Hussein (A.S)
7👎4
Forwarded from Lovely English
🗣 At a Coffee Shop (در کافی‌شاپ)

A: Hi! Can I get a cup of coffee, please?
سلام! می‌توانم یک فنجان قهوه سفارش بدهم؟

B: Of course. Would you like it hot or iced?
حتماً. گرم می‌خواهید یا سرد؟

A: Hot, please. And can I have a croissant too?
گرم، لطفاً. و می‌توانم یک کروسان هم داشته باشم؟

B: Sure. Anything else?
حتماً. چیز دیگری هم می‌خواهید؟

A: No, that's all. How much is it?
نه، همین کافی است. چقدر می‌شود؟

B: It's eight dollars.
هشت دلار می‌شود.

A: Here you go. Thank you! بفرمایید
. ممنون!

B: You're welcome. Have a great day!
خواهش می‌کنم. روز خوبی داشته باشید!

🌟 لغات کاربردی
Get = گرفتن / سفارش دادن
Hot = گرم
Iced = سرد (یخ‌دار)
Anything else? = چیز دیگری؟
How much is it? = چقدر می‌شود؟
Here you go. = بفرمایید.
You're welcome. = خواهش می‌کنم.

این مکالمه در سطح
Pre-Intermediate (A2-B1)
است و برای زبان‌آموزان بسیار کاربردی محسوب می‌شود.


@lovely_english
6👍1
این هم ۵ اصطلاح و عبارت پرکاربرد با speed:

1.At full speed 🚀
یعنی: با تمام سرعت
Example: The car was driving at full speed.
ترجمه: ماشین با تمام سرعت حرکت می‌کرد.

2.Speed up
یعنی: سرعت را زیاد کردن / تندتر شدن
Example: We need to speed up if we want to arrive on time.
ترجمه: اگر می‌خواهیم به موقع برسیم، باید سرعت‌مان را بیشتر کنیم.

3.Slow down the speed / Slow down 🐢
یعنی: سرعت را کم کردن
Example: Please slow down. You're driving too fast.
ترجمه: لطفاً سرعتت را کم کن. خیلی تند رانندگی می‌کنی.

4.Need for speed 🏎️
یعنی: علاقه یا اشتیاق به سرعت (گاهی برای توصیف افراد ماجراجو)
Example: He has a real need for speed.
ترجمه: او واقعاً عاشق سرعت است.

5.Up to speed
یعنی: در جریان بودن، کاملاً آگاه بودن یا به سطح لازم رسیدن
Example: It took me a week to get up to speed at my new job.
ترجمه: یک هفته طول کشید تا در شغل جدیدم کاملاً راه بیفتم.

مهم برای آیلتس و مکالمه:

اصطلاح up to speed و فعل عبارتی speed up از پرکاربردترین عبارت‌ها با speed هستند.


@basicenglishlearner
👏32
این هم ۱۰ لغت پرکاربرد انگلیسی درباره تعطیلات (Vacation/Holiday) که برای مکالمه و آیلتس مفید هستند:

1.Vacation (US) / Holiday (UK)
= تعطیلات
We're going on vacation next month.

2.Destination = مقصد
Turkey is a popular holiday destination.

3.Sightseeing = گشت‌وگذار و بازدید از جاذبه‌ها
We spent the day sightseeing.

4.Souvenir = سوغات
I bought a souvenir for my family.

5.Accommodation = محل اقامت
The accommodation was clean and comfortable.

6.Itinerary = برنامه سفر
Our itinerary includes three cities.

7.Reservation = رزرو
I made a hotel reservation online.

8.Adventure = ماجراجویی
Camping was an exciting adventure.

9.Relaxation = استراحت و آرامش
I need some relaxation after work.

10.Explore = کشف کردن، گشتن
We explored the old town on foot.

📍اصطلاحات کاربردی

*Get away = برای استراحت به سفر رفتن
I need to get away for a few days.

*Hit the road =
راهی سفر شدن، زدن به جاده
Let's hit the road early tomorrow.

*Off the beaten track = دور از مسیرهای توریستی و شلوغ
We found a beautiful village off the beaten track.


@basicenglishlearner
8
این هم ۱۰ لغت کاربردی انگلیسی در دانشگاه با معنی فارسی:

1.University — دانشگاه

2.Professor — استاد دانشگاه

3.Lecture — کلاس درس / سخنرانی

4.Assignment — تکلیف

5.Exam — امتحان

6.Semester — ترم

7.Major — رشته تحصیلی

8.Library — کتابخانه

9.Graduation — فارغ‌التحصیلی

10.Scholarship — بورسیه تحصیلی

مثال
📍I have a lecture at 10 a.m.
من ساعت ۱۰ صبح کلاس دارم.

📍She received a scholarship.
او بورسیه تحصیلی دریافت کرد.

📍I need to finish my assignment tonight.
باید امشب تکلیفم را تمام کنم.

@basicenglishlearner
👍41🥰1
Forwarded from Lovely English
حتماً! این هم ۱۰ لغت کاربردی انگلیسی در بیمارستان با معنی فارسی:

1.Appointment —
وقت ملاقات
(با پزشک)
2.Patient — بیمار

3.Doctor — پزشک

4.Nurse — پرستار

5.Prescription — نسخه پزشکی

6.Medicine — دارو

7.Injection — آمپول / تزریق

8.Emergency — اورژانس

9.Pain — درد

10.Examination — معاینه

📍مثال کوتاه
📍I have an appointment with the doctor.
من با پزشک وقت ملاقات دارم.

📍The nurse gave me an injection.
پرستار به من آمپول زد.

📍I need some medicine for my pain. برای دردم به دارو نیاز دارم.


@lovely_english
7
یک مکالمه کاربردی در داروخانه:

A: Excuse me, do you have something for a headache?
ببخشید، چیزی برای سردرد دارید؟

B: Yes. How long have you had the headache?
بله. چند وقته سردرد دارید؟

A: Since this morning.
از صبح.

B: Do you have a fever?
تب هم دارید؟

A: No, I don't.
نه، ندارم.

B: I recommend these pain relief tablets.
این قرص‌های مسکن را پیشنهاد می‌کنم.

A: How often should I take them?
هر چند وقت یک‌بار باید مصرفشان کنم؟

B: One tablet every 6 hours after food.
هر ۶ ساعت یک قرص، بعد از غذا.

A: Thank you for your help.
ممنون از کمکتان.

B: You're welcome. Get well soon!
خواهش می‌کنم. زودتر خوب شوید!

لغات کاربردی:
📍headache = سردرد
📍fever = تب
📍pain relief tablets = قرص مسکن
📍recommend = پیشنهاد کردن
📍every 6 hours = هر ۶ ساعت
📍after food = بعد از غذا
📍Get well soon! = زودتر خوب شو!


@basicengliahlearner
6👍3
Forwarded from Lovely English
این بار هم معنی اصطلاح و هم معنی جملهٔ مثال را آوردم:

1.No worries.
معنی: اشکالی ندارد / نگران نباش.
Example: Thanks for your help! — No worries!
ترجمه: «ممنون بابت کمکت!» — «خواهش می‌کنم، اشکالی نداره.»

2.Hang on.
معنی: یه لحظه صبر کن.
Example: Hang on, I'll be right back.
ترجمه: «یه لحظه صبر کن، الان برمی‌گردم.»

3.I'm all ears.
معنی: کاملاً گوش می‌دم.
Example: Tell me what happened. I'm all ears.
ترجمه: «بهم بگو چی شده. کاملاً گوش می‌دم.»

4.It's up to you.
معنی: تصمیم با توست.
Example: Where should we eat? — It's up to you.
ترجمه: «کجا غذا بخوریم؟» — «تصمیم با توست.»

5.No way!
معنی: امکان نداره! / جدی؟
Example: I won the lottery! — No way!
ترجمه: «من برنده لاتاری شدم!» — «جدی؟! باورم نمی‌شه!»

6.That makes sense.
معنی: منطقیه.
Example: Now I understand. That makes sense.
ترجمه: «الان فهمیدم. منطقیه.»

7.Give me a break!
معنی: بی‌خیال! / شوخی نکن!
Example: You expect me to finish today? Give me a break!
ترجمه: «انتظار داری امروز تمومش کنم؟ بی‌خیال!»

8.Take it easy.
معنی: آروم باش / به خودت سخت نگیر.
Example: Take it easy. Everything will be fine.
ترجمه: «آروم باش، همه‌چیز درست می‌شه.»

9.I'm in.
معنی: من هستم / موافقم.
Example: We're going hiking tomorrow. — I'm in!
ترجمه: «فردا می‌ریم کوهنوردی.» — «منم هستم!»

10.Sounds good.
معنی: خوبه / عالیه.
Example: Let's meet at 7. — Sounds good.
ترجمه: «ساعت ۷ همدیگه رو ببینیم.» — «عالیه، موافقم.»

@lovely_english
6👍1
این هم ۱۰ تا از پرکاربردترین افعال دوقسمتی (Phrasal Verbs) با معنی فارسی و مثال:

📍Give up = تسلیم شدن / کنار گذاشتن
Don't give up.
تسلیم نشو.

📍Look after = مراقبت کردن از
She looks after her grandmother.
او از مادربزرگش مراقبت می‌کند.

📍Find out = فهمیدن / کشف کردن
I found out the truth.
حقیقت را فهمیدم.

📍Wake up = بیدار شدن
I wake up at 7 every morning.
هر روز ساعت ۷ بیدار می‌شوم.

📍Turn on = روشن کردن
Please turn on the TV.
لطفاً تلویزیون را روشن کن.

📍Turn off = خاموش کردن
Turn off the lights before leaving.
قبل از رفتن چراغ‌ها را خاموش کن.

📍Put on = پوشیدن / به تن کردن
Put on your jacket.
کاپشنت را بپوش.

📍Take off = درآوردن (لباس) / بلند شدن (هواپیما)
The plane took off on time.
هواپیما به‌موقع بلند شد.

📍Run into =
اتفاقی با کسی روبه‌رو شدن
I ran into my old teacher yesterday.
دیروز اتفاقی معلم قدیمی‌ام را دیدم.

📍Get along (with) = کنار آمدن با
They get along very well.
آن‌ها خیلی خوب با هم کنار می‌آیند.


@basicenglishlearner
3
Yesterday I __ my old teacher, and he __ some interesting news.
Anonymous Quiz
20%
A)looked after / turned off
11%
B) gave up / put on
4%
C) woke up / took off
65%
D)ran into / found out
basicenglishlearner
Yesterday I __ my old teacher, and he __ some interesting news.
زبان آموزان عزیز ابتدا این آموزش رو بخوانید و سپس تست رو بزنید.جای خالی رو پر کنید..
Forwarded from Lovely English
بزنید روی عکس،

در این عکس یه جمله انگلیسی با ترجمه، همراه با تدریس لغت و گرامر هست .

@lovely_english
5
سلام همراهان لاولی♥️انگلیش

در پیج اینستاگرام آموزشهای متفاوت تر میزاریم، لایو داریم که در لایوهامون نکات مهم انگلیسی آموزش میدیم.

لطفا عضو پیج اینستاگرام بشید تا از آموزشهای رایگان بهره ببرید👇
https://instagram.com/_u/lovely.english