basicenglishlearner
16.8K subscribers
1.25K photos
609 videos
23 files
896 links
Download Telegram
Vocabulary

.Enroll = ثبت‌نام کردن
.Apply for = درخواست دادن برای
.Bachelor's degree = مدرک کارشناسی
.Admissions Officer = کارشناس پذیرش
.Application form = فرم درخواست
.Application fee = هزینه ثبت درخواست
.Academic documents = مدارک تحصیلی
Transcript = ریزنمرات
Semester = ترم
Diploma = دیپلم

@basicenglishlearner
5👍1
Forwarded from Lovely English
📖 The Lost Wallet
کیف گمشده

One day, Sara was walking home from work. The weather was nice, and she was listening to music.
🇮🇷 ترجمه:
یک روز سارا در حال پیاده‌روی به خانه از محل کارش بود. هوا خوب بود و او به موسیقی گوش می‌داد.
Suddenly, she saw a wallet on the ground. She picked it up and looked inside.
🇮🇷 ترجمه:
ناگهان یک کیف پول روی زمین دید. آن را برداشت و داخلش را نگاه کرد.
There was some money, an ID card, and a phone number.
🇮🇷 ترجمه:
مقداری پول، یک کارت شناسایی و یک شماره تلفن داخل آن بود.
Sara called the number. A man answered the phone.
🇮🇷 ترجمه:
سارا با آن شماره تماس گرفت. مردی تلفن را پاسخ داد.
He was very happy because he had lost his wallet that morning.
🇮🇷 ترجمه:
او خیلی خوشحال بود، چون آن صبح کیف پولش را گم کرده بود.
They met at a nearby café, and Sara returned the wallet.
🇮🇷 ترجمه:
آن‌ها در یک کافه نزدیک همدیگر را ملاقات کردند و سارا کیف پول را به او برگرداند.
The man thanked her and offered her a reward, but she politely refused.
🇮🇷 ترجمه:
مرد از او تشکر کرد و به او پاداشی پیشنهاد داد، اما سارا مؤدبانه آن را نپذیرفت.
Sara went home with a smile. She felt happy because she had helped someone.
🇮🇷 ترجمه:
سارا با لبخند به خانه رفت. او احساس خوشحالی می‌کرد، چون به کسی کمک کرده بود.

@lovely_english
4
Forwarded from Lovely English
📝 لغات مهم
Wallet = کیف پول
Ground = زمین
Pick up = برداشتن
ID card = کارت شناسایی
Reward = پاداش
Politely = مؤدبانه
Refuse = رد کردن
Help someone = به کسی کمک کردن

@lovely_english
10
📍جملات شرطی (Conditionals) در انگلیسی برای بیان «اگر…، آنگاه…» استفاده می‌شوند. بسته به زمان و میزان واقعی بودن شرط، ۴ نوع اصلی دارند:

🔹 Zero Conditional (شرطی صفر)
برای حقایق علمی و چیزهای همیشه درست
ساختار:
If + present simple , present simple
مثال:
If you heat water, it boils.
اگر آب را گرم کنی، می‌جوشد.
If it rains, the ground gets wet.
اگر باران ببارد، زمین خیس می‌شود.

🔹 First Conditional (شرطی نوع اول)
برای احتمال واقعی در آینده
ساختار: If + present simple , will + verb
مثال:
If I study, I will pass the exam.
اگر درس بخوانم، امتحان را قبول می‌شوم.
If it rains tomorrow, we will cancel the trip.
اگر فردا باران بیاید، سفر را لغو می‌کنیم.

🔹 Second Conditional
(شرطی نوع دوم)
برای شرایط غیرواقعی یا فرضی در حال/آینده
ساختار:
If + past simple , would + verb
مثال:
If I were rich, I would travel the world.
اگر ثروتمند بودم، دور دنیا سفر می‌کردم.
If she studied harder, she would get better grades.
اگر بیشتر درس می‌خواند، نمره بهتری می‌گرفت.

🔹 Third Conditional
(شرطی نوع سوم)
برای گذشته‌ی غیرواقعی (حسرت یا اتفاقی که نیفتاده)
ساختار:
If + past perfect , would have + past participle
مثال:
If I had studied, I would have passed the exam.
اگر درس خوانده بودم، امتحان را قبول شده بودم.
If they had left earlier, they wouldn’t have missed the train.
اگر زودتر رفته بودند، قطار را از دست نمی‌دادند.


@basicenglishlearner
1
Forwarded from Lovely English
📍یک لغت با چند معنا

🔹 Take off

1. پرواز کردن (هواپیما)
✈️ The plane took off on time.
هواپیما سر وقت پرواز کرد.

2. درآوردن لباس
👕 Please take off your shoes.
لطفاً کفش‌هایت را دربیاور.

3. موفق شدن / رونق گرفتن
📈 Her business really took off last year.
کسب‌وکار او سال گذشته واقعاً رونق گرفت.

4. مرخصی گرفتن
🏖️ I'm taking two days off next week.
هفته آینده دو روز مرخصی می‌گیرم.


🔹 Get over
1. بهبود یافتن از بیماری
🤒 I got over the flu quickly.
من سریع از آنفولانزا بهبود پیدا کردم.

2. کنار آمدن با یک اتفاق ناراحت‌کننده 💔
She never got over her loss.
او هرگز با فقدانش کنار نیامد.

3. غلبه کردن بر یک مشکل 💪
We got over many difficulties.
ما بر مشکلات زیادی غلبه کردیم.

@lovely_english
7
۱۰ لغت ساده (Basic) درباره جنگ و صلح

1.War — جنگ
Nobody wants war.
هیچ‌کس جنگ را نمی‌خواهد.

2.Peace — صلح
We hope for peace.
ما به صلح امیدواریم.

3.Army — ارتش
The army protects the country.
ارتش از کشور محافظت می‌کند.

4.Soldier — سرباز
The soldier was very brave.
آن سرباز بسیار شجاع بود.

5.Fight — جنگیدن، دعوا
They don't want to fight.
آن‌ها نمی‌خواهند بجنگند.

6.Enemy — دشمن
The enemy attacked the city.
دشمن به شهر حمله کرد.

7.Friend — دوست
Friends help each other.
دوستان به یکدیگر کمک می‌کنند.

8.Gun — اسلحه
The police found a gun.
پلیس یک اسلحه پیدا کرد.

9.Safe — امن
The children are safe now.
بچه‌ها اکنون در امنیت هستند.

10.Help — کمک
People helped each other during the war.
مردم در طول جنگ به یکدیگر کمک کردند.


@basicenglishlearner
👍51
Forwarded from Lovely English
لغاتی در مورد محرم

۱. Muharram — محرم
(اولین ماه قمری و ماه سوگواری امام حسین)
۲. Ashura — عاشورا
(دهم محرم؛ روز شهادت امام حسین)

۳. Mourning — عزاداری، سوگواری

۴. Procession — دسته عزاداری

۵. Martyr — شهید

۶. Sacrifice — فداکاری، ایثار

۷. Devotion — ارادت، دلدادگی

۸. Elegy — مرثیه، سوگ‌نامه

۹. Shrine — حرم، زیارتگاه

۱۰. Commemoration — بزرگداشت،
یادبود

مثال:
🖤Many people attend mourning ceremonies during Muharram.
بسیاری از مردم در مراسم عزاداری محرم شرکت می‌کنند.

🖤Ashura commemorates the martyrdom of Imam Hussein.
عاشورا یادبود شهادت امام حسین است.

🖤The procession moved through the streets peacefully.
دسته عزاداری با آرامش در خیابان‌ها حرکت کرد.


@lovely_english
👎54🙏3
Forwarded from Lovely English
🇮🇷 فارسی:
«هَیهاتَ مِنَّا الذِّلَّة»
دور باد از ما خواری و ذلت.

🇬🇧 English:
"Far be it from us to accept humiliation."

— Imam Hussein (A.S)
7👎4
Forwarded from Lovely English
🗣 At a Coffee Shop (در کافی‌شاپ)

A: Hi! Can I get a cup of coffee, please?
سلام! می‌توانم یک فنجان قهوه سفارش بدهم؟

B: Of course. Would you like it hot or iced?
حتماً. گرم می‌خواهید یا سرد؟

A: Hot, please. And can I have a croissant too?
گرم، لطفاً. و می‌توانم یک کروسان هم داشته باشم؟

B: Sure. Anything else?
حتماً. چیز دیگری هم می‌خواهید؟

A: No, that's all. How much is it?
نه، همین کافی است. چقدر می‌شود؟

B: It's eight dollars.
هشت دلار می‌شود.

A: Here you go. Thank you! بفرمایید
. ممنون!

B: You're welcome. Have a great day!
خواهش می‌کنم. روز خوبی داشته باشید!

🌟 لغات کاربردی
Get = گرفتن / سفارش دادن
Hot = گرم
Iced = سرد (یخ‌دار)
Anything else? = چیز دیگری؟
How much is it? = چقدر می‌شود؟
Here you go. = بفرمایید.
You're welcome. = خواهش می‌کنم.

این مکالمه در سطح
Pre-Intermediate (A2-B1)
است و برای زبان‌آموزان بسیار کاربردی محسوب می‌شود.


@lovely_english
6👍1
این هم ۵ اصطلاح و عبارت پرکاربرد با speed:

1.At full speed 🚀
یعنی: با تمام سرعت
Example: The car was driving at full speed.
ترجمه: ماشین با تمام سرعت حرکت می‌کرد.

2.Speed up
یعنی: سرعت را زیاد کردن / تندتر شدن
Example: We need to speed up if we want to arrive on time.
ترجمه: اگر می‌خواهیم به موقع برسیم، باید سرعت‌مان را بیشتر کنیم.

3.Slow down the speed / Slow down 🐢
یعنی: سرعت را کم کردن
Example: Please slow down. You're driving too fast.
ترجمه: لطفاً سرعتت را کم کن. خیلی تند رانندگی می‌کنی.

4.Need for speed 🏎️
یعنی: علاقه یا اشتیاق به سرعت (گاهی برای توصیف افراد ماجراجو)
Example: He has a real need for speed.
ترجمه: او واقعاً عاشق سرعت است.

5.Up to speed
یعنی: در جریان بودن، کاملاً آگاه بودن یا به سطح لازم رسیدن
Example: It took me a week to get up to speed at my new job.
ترجمه: یک هفته طول کشید تا در شغل جدیدم کاملاً راه بیفتم.

مهم برای آیلتس و مکالمه:

اصطلاح up to speed و فعل عبارتی speed up از پرکاربردترین عبارت‌ها با speed هستند.


@basicenglishlearner
👏32
این هم ۱۰ لغت پرکاربرد انگلیسی درباره تعطیلات (Vacation/Holiday) که برای مکالمه و آیلتس مفید هستند:

1.Vacation (US) / Holiday (UK)
= تعطیلات
We're going on vacation next month.

2.Destination = مقصد
Turkey is a popular holiday destination.

3.Sightseeing = گشت‌وگذار و بازدید از جاذبه‌ها
We spent the day sightseeing.

4.Souvenir = سوغات
I bought a souvenir for my family.

5.Accommodation = محل اقامت
The accommodation was clean and comfortable.

6.Itinerary = برنامه سفر
Our itinerary includes three cities.

7.Reservation = رزرو
I made a hotel reservation online.

8.Adventure = ماجراجویی
Camping was an exciting adventure.

9.Relaxation = استراحت و آرامش
I need some relaxation after work.

10.Explore = کشف کردن، گشتن
We explored the old town on foot.

📍اصطلاحات کاربردی

*Get away = برای استراحت به سفر رفتن
I need to get away for a few days.

*Hit the road =
راهی سفر شدن، زدن به جاده
Let's hit the road early tomorrow.

*Off the beaten track = دور از مسیرهای توریستی و شلوغ
We found a beautiful village off the beaten track.


@basicenglishlearner
8
این هم ۱۰ لغت کاربردی انگلیسی در دانشگاه با معنی فارسی:

1.University — دانشگاه

2.Professor — استاد دانشگاه

3.Lecture — کلاس درس / سخنرانی

4.Assignment — تکلیف

5.Exam — امتحان

6.Semester — ترم

7.Major — رشته تحصیلی

8.Library — کتابخانه

9.Graduation — فارغ‌التحصیلی

10.Scholarship — بورسیه تحصیلی

مثال
📍I have a lecture at 10 a.m.
من ساعت ۱۰ صبح کلاس دارم.

📍She received a scholarship.
او بورسیه تحصیلی دریافت کرد.

📍I need to finish my assignment tonight.
باید امشب تکلیفم را تمام کنم.

@basicenglishlearner
👍41🥰1
Forwarded from Lovely English
حتماً! این هم ۱۰ لغت کاربردی انگلیسی در بیمارستان با معنی فارسی:

1.Appointment —
وقت ملاقات
(با پزشک)
2.Patient — بیمار

3.Doctor — پزشک

4.Nurse — پرستار

5.Prescription — نسخه پزشکی

6.Medicine — دارو

7.Injection — آمپول / تزریق

8.Emergency — اورژانس

9.Pain — درد

10.Examination — معاینه

📍مثال کوتاه
📍I have an appointment with the doctor.
من با پزشک وقت ملاقات دارم.

📍The nurse gave me an injection.
پرستار به من آمپول زد.

📍I need some medicine for my pain. برای دردم به دارو نیاز دارم.


@lovely_english
7
یک مکالمه کاربردی در داروخانه:

A: Excuse me, do you have something for a headache?
ببخشید، چیزی برای سردرد دارید؟

B: Yes. How long have you had the headache?
بله. چند وقته سردرد دارید؟

A: Since this morning.
از صبح.

B: Do you have a fever?
تب هم دارید؟

A: No, I don't.
نه، ندارم.

B: I recommend these pain relief tablets.
این قرص‌های مسکن را پیشنهاد می‌کنم.

A: How often should I take them?
هر چند وقت یک‌بار باید مصرفشان کنم؟

B: One tablet every 6 hours after food.
هر ۶ ساعت یک قرص، بعد از غذا.

A: Thank you for your help.
ممنون از کمکتان.

B: You're welcome. Get well soon!
خواهش می‌کنم. زودتر خوب شوید!

لغات کاربردی:
📍headache = سردرد
📍fever = تب
📍pain relief tablets = قرص مسکن
📍recommend = پیشنهاد کردن
📍every 6 hours = هر ۶ ساعت
📍after food = بعد از غذا
📍Get well soon! = زودتر خوب شو!


@basicengliahlearner
6👍3
Forwarded from Lovely English
این بار هم معنی اصطلاح و هم معنی جملهٔ مثال را آوردم:

1.No worries.
معنی: اشکالی ندارد / نگران نباش.
Example: Thanks for your help! — No worries!
ترجمه: «ممنون بابت کمکت!» — «خواهش می‌کنم، اشکالی نداره.»

2.Hang on.
معنی: یه لحظه صبر کن.
Example: Hang on, I'll be right back.
ترجمه: «یه لحظه صبر کن، الان برمی‌گردم.»

3.I'm all ears.
معنی: کاملاً گوش می‌دم.
Example: Tell me what happened. I'm all ears.
ترجمه: «بهم بگو چی شده. کاملاً گوش می‌دم.»

4.It's up to you.
معنی: تصمیم با توست.
Example: Where should we eat? — It's up to you.
ترجمه: «کجا غذا بخوریم؟» — «تصمیم با توست.»

5.No way!
معنی: امکان نداره! / جدی؟
Example: I won the lottery! — No way!
ترجمه: «من برنده لاتاری شدم!» — «جدی؟! باورم نمی‌شه!»

6.That makes sense.
معنی: منطقیه.
Example: Now I understand. That makes sense.
ترجمه: «الان فهمیدم. منطقیه.»

7.Give me a break!
معنی: بی‌خیال! / شوخی نکن!
Example: You expect me to finish today? Give me a break!
ترجمه: «انتظار داری امروز تمومش کنم؟ بی‌خیال!»

8.Take it easy.
معنی: آروم باش / به خودت سخت نگیر.
Example: Take it easy. Everything will be fine.
ترجمه: «آروم باش، همه‌چیز درست می‌شه.»

9.I'm in.
معنی: من هستم / موافقم.
Example: We're going hiking tomorrow. — I'm in!
ترجمه: «فردا می‌ریم کوهنوردی.» — «منم هستم!»

10.Sounds good.
معنی: خوبه / عالیه.
Example: Let's meet at 7. — Sounds good.
ترجمه: «ساعت ۷ همدیگه رو ببینیم.» — «عالیه، موافقم.»

@lovely_english
6👍1
این هم ۱۰ تا از پرکاربردترین افعال دوقسمتی (Phrasal Verbs) با معنی فارسی و مثال:

📍Give up = تسلیم شدن / کنار گذاشتن
Don't give up.
تسلیم نشو.

📍Look after = مراقبت کردن از
She looks after her grandmother.
او از مادربزرگش مراقبت می‌کند.

📍Find out = فهمیدن / کشف کردن
I found out the truth.
حقیقت را فهمیدم.

📍Wake up = بیدار شدن
I wake up at 7 every morning.
هر روز ساعت ۷ بیدار می‌شوم.

📍Turn on = روشن کردن
Please turn on the TV.
لطفاً تلویزیون را روشن کن.

📍Turn off = خاموش کردن
Turn off the lights before leaving.
قبل از رفتن چراغ‌ها را خاموش کن.

📍Put on = پوشیدن / به تن کردن
Put on your jacket.
کاپشنت را بپوش.

📍Take off = درآوردن (لباس) / بلند شدن (هواپیما)
The plane took off on time.
هواپیما به‌موقع بلند شد.

📍Run into =
اتفاقی با کسی روبه‌رو شدن
I ran into my old teacher yesterday.
دیروز اتفاقی معلم قدیمی‌ام را دیدم.

📍Get along (with) = کنار آمدن با
They get along very well.
آن‌ها خیلی خوب با هم کنار می‌آیند.


@basicenglishlearner
3
Yesterday I __ my old teacher, and he __ some interesting news.
Anonymous Quiz
19%
A)looked after / turned off
13%
B) gave up / put on
4%
C) woke up / took off
64%
D)ran into / found out
basicenglishlearner
Yesterday I __ my old teacher, and he __ some interesting news.
زبان آموزان عزیز ابتدا این آموزش رو بخوانید و سپس تست رو بزنید.جای خالی رو پر کنید..
Forwarded from Lovely English
بزنید روی عکس،

در این عکس یه جمله انگلیسی با ترجمه، همراه با تدریس لغت و گرامر هست .

@lovely_english
5
سلام همراهان لاولی♥️انگلیش

در پیج اینستاگرام آموزشهای متفاوت تر میزاریم، لایو داریم که در لایوهامون نکات مهم انگلیسی آموزش میدیم.

لطفا عضو پیج اینستاگرام بشید تا از آموزشهای رایگان بهره ببرید👇
https://instagram.com/_u/lovely.english