Forwarded from Lovely English
این هم ۱۰ اصطلاح انگلیسی دیگه با معنی فارسی:
📍Call it a day
یعنی کار رو برای امروز تموم کردن.
📍Back to square one
یعنی برگشتن به نقطهی شروع.
📍In hot water
یعنی به دردسر افتادن.
📍Bite the bullet
یعنی با شجاعت سختی رو قبول کردن.
📍The ball is in your court
یعنی حالا نوبت توئه که تصمیم بگیری یا کاری بکنی.
📍Pull someone’s leg
یعنی کسی رو سر کار گذاشتن / شوخی کردن.
📍Go the extra mile
یعنی بیشتر از حد انتظار تلاش کردن.
📍On thin ice
یعنی در موقعیت خطرناک یا حساس بودن.
📍Cut corners
یعنی کار رو سرسری انجام دادن برای صرفهجویی در وقت یا پول.
📍Keep an eye on
یعنی حواست به چیزی یا کسی باشه.
@lovely_english
📍Call it a day
یعنی کار رو برای امروز تموم کردن.
📍Back to square one
یعنی برگشتن به نقطهی شروع.
📍In hot water
یعنی به دردسر افتادن.
📍Bite the bullet
یعنی با شجاعت سختی رو قبول کردن.
📍The ball is in your court
یعنی حالا نوبت توئه که تصمیم بگیری یا کاری بکنی.
📍Pull someone’s leg
یعنی کسی رو سر کار گذاشتن / شوخی کردن.
📍Go the extra mile
یعنی بیشتر از حد انتظار تلاش کردن.
📍On thin ice
یعنی در موقعیت خطرناک یا حساس بودن.
📍Cut corners
یعنی کار رو سرسری انجام دادن برای صرفهجویی در وقت یا پول.
📍Keep an eye on
یعنی حواست به چیزی یا کسی باشه.
@lovely_english
❤4👍3🤔1
🏫 English Conversation at School (با ترجمه)
Student:
Hello, excuse me. Are you the English teacher?
سلام، ببخشید. شما معلم انگلیسی هستید؟
Teacher:
Yes, I am. How can I help you?
بله، هستم. چطور میتوانم کمکتان کنم؟
Student:
I have a question about today’s lesson.
در مورد درس امروز یک سؤال دارم.
Teacher:
Sure. What don’t you understand?
حتماً. کدام بخش را متوجه نشدید؟
Student:
I don’t understand this grammar point.
این نکتهی گرامری را نمیفهمم
.
Teacher:
No problem. I’ll explain it again.
مشکلی نیست. دوباره توضیحش میدهم.
Student:
Thank you. That helps a lot.
ممنونم. خیلی کمک کرد.
Teacher:
You’re welcome. Don’t forget to do your homework.
خواهش میکنم. انجام تکلیفت را فراموش نکن.
Student:
Okay. See you tomorrow.
باشه. فردا میبینمتان.
Teacher:
See you. Have a nice day.
خداحافظ. روز خوبی داشته باشی.
@basicenglishlearner
Student:
Hello, excuse me. Are you the English teacher?
سلام، ببخشید. شما معلم انگلیسی هستید؟
Teacher:
Yes, I am. How can I help you?
بله، هستم. چطور میتوانم کمکتان کنم؟
Student:
I have a question about today’s lesson.
در مورد درس امروز یک سؤال دارم.
Teacher:
Sure. What don’t you understand?
حتماً. کدام بخش را متوجه نشدید؟
Student:
I don’t understand this grammar point.
این نکتهی گرامری را نمیفهمم
.
Teacher:
No problem. I’ll explain it again.
مشکلی نیست. دوباره توضیحش میدهم.
Student:
Thank you. That helps a lot.
ممنونم. خیلی کمک کرد.
Teacher:
You’re welcome. Don’t forget to do your homework.
خواهش میکنم. انجام تکلیفت را فراموش نکن.
Student:
Okay. See you tomorrow.
باشه. فردا میبینمتان.
Teacher:
See you. Have a nice day.
خداحافظ. روز خوبی داشته باشی.
@basicenglishlearner
❤7👍2👏1
Forwarded from Lovely English
این هم همان مکالمه خیاطی با معنی فارسی زیر هر جمله:
Customer : مشتری
Tailor :خیاط
👗 English Conversation at a Tailor Shop (با ترجمه)
Customer:
Hello. I’d like to have a dress made.
سلام. میخواهم یک لباس بدوزم.
Tailor:
Hello! Sure. What kind of dress would you like?
سلام! حتماً. چه نوع لباسی میخواهید؟
Customer:
I want a long dress for a party.
یک لباس بلند برای مهمانی میخواهم.
Tailor:
That sounds nice. Do you have a design or a picture?
عالیه. طرح یا عکسی دارید؟
Customer:
Yes, I have a picture on my phone.
بله، یک عکس در گوشیام دارم.
Tailor:
Great. What size do you wear?
عالی. چه سایزی میپوشید؟
Customer:
Medium, but I’d like it a bit loose.
مدیوم، اما کمی گشادتر میخواهم.
Tailor:
No problem. What color do you prefer?
مشکلی نیست. چه رنگی را ترجیح میدهید؟
Customer:
Dark blue, please.
آبی تیره لطفاً.
Tailor:
Alright. When do you need it?
خیلی خوب. چه زمانی آن را لازم دارید؟
Customer:
Next Friday, if possible.
جمعهی آینده، اگر ممکن است.
Tailor:
That’s fine. The price will be 80 dollars.
خوبه. قیمت آن ۸۰ دلار میشود.
Customer:
Okay, thank you.
باشه، ممنون.
Tailor:
You’re welcome. Please come for fitting on Wednesday.
خواهش میکنم. لطفاً برای پرو، چهارشنبه بیایید.
@lovely_english
Customer : مشتری
Tailor :خیاط
👗 English Conversation at a Tailor Shop (با ترجمه)
Customer:
Hello. I’d like to have a dress made.
سلام. میخواهم یک لباس بدوزم.
Tailor:
Hello! Sure. What kind of dress would you like?
سلام! حتماً. چه نوع لباسی میخواهید؟
Customer:
I want a long dress for a party.
یک لباس بلند برای مهمانی میخواهم.
Tailor:
That sounds nice. Do you have a design or a picture?
عالیه. طرح یا عکسی دارید؟
Customer:
Yes, I have a picture on my phone.
بله، یک عکس در گوشیام دارم.
Tailor:
Great. What size do you wear?
عالی. چه سایزی میپوشید؟
Customer:
Medium, but I’d like it a bit loose.
مدیوم، اما کمی گشادتر میخواهم.
Tailor:
No problem. What color do you prefer?
مشکلی نیست. چه رنگی را ترجیح میدهید؟
Customer:
Dark blue, please.
آبی تیره لطفاً.
Tailor:
Alright. When do you need it?
خیلی خوب. چه زمانی آن را لازم دارید؟
Customer:
Next Friday, if possible.
جمعهی آینده، اگر ممکن است.
Tailor:
That’s fine. The price will be 80 dollars.
خوبه. قیمت آن ۸۰ دلار میشود.
Customer:
Okay, thank you.
باشه، ممنون.
Tailor:
You’re welcome. Please come for fitting on Wednesday.
خواهش میکنم. لطفاً برای پرو، چهارشنبه بیایید.
@lovely_english
👏2❤1
اینم ۵ اصطلاح (Idiom) دیگه با معنی:
📍Piece of cake
👉 خیلی آسونه / آب خوردنه
وقتی کاری اصلاً سخت نیست.
📍Spill the beans
👉 راز رو لو دادن
یعنی ناخواسته یا عمداً یه راز رو فاش کردن.
📍On cloud nine
👉 روی ابرها سیر کردن / خیلی خوشحال بودن
برای شادیِ خیلی زیاد.
📍In hot water
👉 به دردسر افتادن
وقتی کسی به خاطر کاری توی مشکل میافته.
📍Bite the bullet
👉 دندون روی جگر گذاشتن
یعنی انجام دادن یه کار سخت یا ناخوشایند با شجاعت.
@basicenglishlearner
📍Piece of cake
👉 خیلی آسونه / آب خوردنه
وقتی کاری اصلاً سخت نیست.
📍Spill the beans
👉 راز رو لو دادن
یعنی ناخواسته یا عمداً یه راز رو فاش کردن.
📍On cloud nine
👉 روی ابرها سیر کردن / خیلی خوشحال بودن
برای شادیِ خیلی زیاد.
📍In hot water
👉 به دردسر افتادن
وقتی کسی به خاطر کاری توی مشکل میافته.
📍Bite the bullet
👉 دندون روی جگر گذاشتن
یعنی انجام دادن یه کار سخت یا ناخوشایند با شجاعت.
@basicenglishlearner
❤5
Forwarded from Lovely English
اینم ۵ ضربالمثل انگلیسی با معنی فارسیِ ساده و کاربردی:
📍Actions speak louder than words
👉 عمل از حرف مهمتره.
یعنی کاری که انجام میدی ارزشش بیشتر از چیزیه که فقط میگی.
📍Don’t judge a book by its cover
👉 از روی ظاهر قضاوت نکن.
یعنی نباید آدمها یا چیزها رو فقط با ظاهرشون بسنجیم.
📍The early bird catches the worm
👉 سحرخیز باش تا موفق بشی.
کسی که زودتر شروع میکنه، شانس موفقیت بیشتری داره.
📍When in Rome, do as the Romans do
👉 خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو.
یعنی وقتی توی یک محیط یا فرهنگ جدیدی هستی، مثل همونا رفتار کن.
📍No pain, no gain
👉 نابرده رنج، گنج میسر نمیشود.
بدون تلاش و سختی، موفقیت به دست نمیاد.
@lovely_english
📍Actions speak louder than words
👉 عمل از حرف مهمتره.
یعنی کاری که انجام میدی ارزشش بیشتر از چیزیه که فقط میگی.
📍Don’t judge a book by its cover
👉 از روی ظاهر قضاوت نکن.
یعنی نباید آدمها یا چیزها رو فقط با ظاهرشون بسنجیم.
📍The early bird catches the worm
👉 سحرخیز باش تا موفق بشی.
کسی که زودتر شروع میکنه، شانس موفقیت بیشتری داره.
📍When in Rome, do as the Romans do
👉 خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو.
یعنی وقتی توی یک محیط یا فرهنگ جدیدی هستی، مثل همونا رفتار کن.
📍No pain, no gain
👉 نابرده رنج، گنج میسر نمیشود.
بدون تلاش و سختی، موفقیت به دست نمیاد.
@lovely_english
❤5👏2👌1
سلام به همراهان عزیزم
خوشحالم دوباره همه شما رو میبینم🥰🥰
کم کم فعالیتمون رو شروع میکنیم.
با تشکر
@lovely_english
@basicenglishlearner
@ieltslearner
خوشحالم دوباره همه شما رو میبینم🥰🥰
کم کم فعالیتمون رو شروع میکنیم.
با تشکر
@lovely_english
@basicenglishlearner
@ieltslearner
❤10🙏3👏1
Forwarded from Lovely English
معانی و کاربرد مختلف کلمه break
🔤 ۱. "Break"
---
✅ شکستن (فعل)
🔸 مثال:
He broke the window.
(او پنجره را شکست.)
✅ استراحت (اسم)
🔸 مثال:
Let’s take a break.
(بیا یه استراحت کنیم.)
✅ خراب شدن (فعل)
🔸 مثال:
My phone broke yesterday.
(گوشیم دیروز خراب شد.)
✅ نقض کردن قانون (فعل)
🔸 مثال:
He broke the law.
(او قانون را نقض کرد.)
@lovely_english
🔤 ۱. "Break"
---
✅ شکستن (فعل)
🔸 مثال:
He broke the window.
(او پنجره را شکست.)
✅ استراحت (اسم)
🔸 مثال:
Let’s take a break.
(بیا یه استراحت کنیم.)
✅ خراب شدن (فعل)
🔸 مثال:
My phone broke yesterday.
(گوشیم دیروز خراب شد.)
✅ نقض کردن قانون (فعل)
🔸 مثال:
He broke the law.
(او قانون را نقض کرد.)
@lovely_english
👍6❤2
📚 آموزش انگلیسی | تفاوت "Few" و "A Few"
این دو کلمه شبیه هم هستند، اما معنیشان کاملاً یکسان نیست.
🔹 Few = تعداد کم (بار منفی)
✅ Few people attended the meeting. افراد کمی در جلسه شرکت کردند. (یعنی تعداد شرکتکنندگان کمتر از حد انتظار بود.)
🔹 A Few = چند تا / مقداری (بار مثبت)
✅ A few people attended the meeting. چند نفر در جلسه شرکت کردند. (یعنی حداقل تعدادی حضور داشتند.)
📌 مقایسه:
❌ I have few friends. دوستان کمی دارم. (و این موضوع چندان خوب نیست.)
✅ I have a few friends. چند دوست دارم. (و این مقدار قابل قبول است.)
فرمول:
Few + اسم قابل شمارش جمع
A few + اسم قابل شمارش جمع
مثال:
✅ Few books were sold. کتابهای کمی فروخته شدند.
✅ A few books were sold. چند کتاب فروخته شدند.
@basicenglishlearner
این دو کلمه شبیه هم هستند، اما معنیشان کاملاً یکسان نیست.
🔹 Few = تعداد کم (بار منفی)
✅ Few people attended the meeting. افراد کمی در جلسه شرکت کردند. (یعنی تعداد شرکتکنندگان کمتر از حد انتظار بود.)
🔹 A Few = چند تا / مقداری (بار مثبت)
✅ A few people attended the meeting. چند نفر در جلسه شرکت کردند. (یعنی حداقل تعدادی حضور داشتند.)
📌 مقایسه:
❌ I have few friends. دوستان کمی دارم. (و این موضوع چندان خوب نیست.)
✅ I have a few friends. چند دوست دارم. (و این مقدار قابل قبول است.)
فرمول:
Few + اسم قابل شمارش جمع
A few + اسم قابل شمارش جمع
مثال:
✅ Few books were sold. کتابهای کمی فروخته شدند.
✅ A few books were sold. چند کتاب فروخته شدند.
@basicenglishlearner
👍3❤2👏2
10 لغت کاربردی مکالمه سطح Pre-Intermediate
1.Busy = مشغول
🔹 I'm busy right now.
الان مشغولم.
2.Maybe = شاید
🔹 Maybe I'll go tomorrow.
شاید فردا بروم.
3.Usually = معمولاً
🔹 I usually get up at 7.
من معمولاً ساعت ۷ بیدار میشوم.
4.Forget = فراموش کردن
🔹 Don't forget your keys.
کلیدهایت را فراموش نکن.
5.Happen = اتفاق افتادن
🔹 What happened yesterday?
دیروز چه اتفاقی افتاد؟
6.Choose = انتخاب کردن
🔹 You can choose any color.
میتوانی هر رنگی را انتخاب کنی.
7.Enough = کافی
🔹 I don't have enough time.
من زمان کافی ندارم.
8.Almost = تقریباً
🔹 I'm almost ready.
تقریباً آمادهام.
9.Problem = مشکل
🔹 Do you have any problems?
مشکلی داری؟
10.Different = متفاوت
🔹 This book is different from that one.
این کتاب با آن یکی متفاوت است.
@basicenglishlearner
1.Busy = مشغول
🔹 I'm busy right now.
الان مشغولم.
2.Maybe = شاید
🔹 Maybe I'll go tomorrow.
شاید فردا بروم.
3.Usually = معمولاً
🔹 I usually get up at 7.
من معمولاً ساعت ۷ بیدار میشوم.
4.Forget = فراموش کردن
🔹 Don't forget your keys.
کلیدهایت را فراموش نکن.
5.Happen = اتفاق افتادن
🔹 What happened yesterday?
دیروز چه اتفاقی افتاد؟
6.Choose = انتخاب کردن
🔹 You can choose any color.
میتوانی هر رنگی را انتخاب کنی.
7.Enough = کافی
🔹 I don't have enough time.
من زمان کافی ندارم.
8.Almost = تقریباً
🔹 I'm almost ready.
تقریباً آمادهام.
9.Problem = مشکل
🔹 Do you have any problems?
مشکلی داری؟
10.Different = متفاوت
🔹 This book is different from that one.
این کتاب با آن یکی متفاوت است.
@basicenglishlearner
❤13😱1
تفاوت Present Simple و Present Continuous
1. Present Simple
برای کارهای همیشگی، عادتها و حقایق استفاده میشود.
ساختار: فاعل + فعل اصلی
مثال:
I work in a bank.
من در یک بانک کار میکنم.
She studies English every day.
او هر روز انگلیسی میخواند.
2. Present Continuous
برای کارهایی که همین الان در حال انجام هستند استفاده میشود.
ساختار: فاعل + am/is/are + فعل + ing
مثال:
I am working now.
من الان مشغول کار کردن هستم.
She is studying English at the moment.
او در این لحظه در حال مطالعه انگلیسی است.
مقایسه
✅ I work from home. (همیشه یا به طور معمول از خانه کار میکنم.)
✅ I am working from home today. (امروز از خانه کار میکنم؛ یک وضعیت موقتی.)
✅ He usually drinks coffee. (عادت دارد قهوه بنوشد.)
✅ He is drinking coffee now. (الان در حال نوشیدن قهوه است.)
کلمات کلیدی
Present Simple:حال ساده
always
usually
often
sometimes
every day
Present Continuous:حال استمراری
now
right now
at the moment
today
@basicenglishlearner
1. Present Simple
برای کارهای همیشگی، عادتها و حقایق استفاده میشود.
ساختار: فاعل + فعل اصلی
مثال:
I work in a bank.
من در یک بانک کار میکنم.
She studies English every day.
او هر روز انگلیسی میخواند.
2. Present Continuous
برای کارهایی که همین الان در حال انجام هستند استفاده میشود.
ساختار: فاعل + am/is/are + فعل + ing
مثال:
I am working now.
من الان مشغول کار کردن هستم.
She is studying English at the moment.
او در این لحظه در حال مطالعه انگلیسی است.
مقایسه
✅ I work from home. (همیشه یا به طور معمول از خانه کار میکنم.)
✅ I am working from home today. (امروز از خانه کار میکنم؛ یک وضعیت موقتی.)
✅ He usually drinks coffee. (عادت دارد قهوه بنوشد.)
✅ He is drinking coffee now. (الان در حال نوشیدن قهوه است.)
کلمات کلیدی
Present Simple:حال ساده
always
usually
often
sometimes
every day
Present Continuous:حال استمراری
now
right now
at the moment
today
@basicenglishlearner
👍5❤2
10 لغت Pre-Intermediate
1. Achieve
به دست آوردن، محقق کردن
She worked hard to achieve her goals.
او سخت تلاش کرد تا به اهدافش برسد.
2. Encourage
تشویق کردن
My parents always encourage me to study.
والدینم همیشه مرا به درس خواندن تشویق میکنند.
3. Improve
بهبود بخشیدن
Regular practice will improve your speaking skills.
تمرین منظم مهارت گفتاری شما را بهبود میبخشد.
4. Challenge
چالش، دشواری
Learning a new language can be a challenge.
یادگیری یک زبان جدید میتواند یک چالش باشد.
5. Reliable
قابل اعتماد
She is a reliable friend.
او دوستی قابل اعتماد است.
6. Appreciate
قدردانی کردن؛ ارزش چیزی را دانستن
I really appreciate your help.
من واقعاً از کمک شما قدردانی میکنم.
7. Benefit
فایده، مزیت
Exercise has many health benefits.
ورزش فواید زیادی برای سلامتی دارد.
8. Participate
شرکت کردن
Many students participated in the competition.
دانشآموزان زیادی در مسابقه شرکت کردند.
9. Determine
مشخص کردن؛ مصمم بودن
We need to determine the cause of the problem.
ما باید علت مشکل را مشخص کنیم.
10. Significant
مهم، قابل توجه
There has been a significant improvement in her English.
پیشرفت قابل توجهی در زبان انگلیسی او ایجاد شده است.
@basicenglishlearner
1. Achieve
به دست آوردن، محقق کردن
She worked hard to achieve her goals.
او سخت تلاش کرد تا به اهدافش برسد.
2. Encourage
تشویق کردن
My parents always encourage me to study.
والدینم همیشه مرا به درس خواندن تشویق میکنند.
3. Improve
بهبود بخشیدن
Regular practice will improve your speaking skills.
تمرین منظم مهارت گفتاری شما را بهبود میبخشد.
4. Challenge
چالش، دشواری
Learning a new language can be a challenge.
یادگیری یک زبان جدید میتواند یک چالش باشد.
5. Reliable
قابل اعتماد
She is a reliable friend.
او دوستی قابل اعتماد است.
6. Appreciate
قدردانی کردن؛ ارزش چیزی را دانستن
I really appreciate your help.
من واقعاً از کمک شما قدردانی میکنم.
7. Benefit
فایده، مزیت
Exercise has many health benefits.
ورزش فواید زیادی برای سلامتی دارد.
8. Participate
شرکت کردن
Many students participated in the competition.
دانشآموزان زیادی در مسابقه شرکت کردند.
9. Determine
مشخص کردن؛ مصمم بودن
We need to determine the cause of the problem.
ما باید علت مشکل را مشخص کنیم.
10. Significant
مهم، قابل توجه
There has been a significant improvement in her English.
پیشرفت قابل توجهی در زبان انگلیسی او ایجاد شده است.
@basicenglishlearner
👍6❤3🥰1
Forwarded from شبکه کوییز زبان انگلیسی
❤1
📚 مکالمه روزانه (Pre-Intermediate Level)
👩 Emma: Hi, Jack. You look tired today.
🔹 سلام جک. امروز خسته به نظر میرسی.
👨 Jack: Yeah, I didn't sleep well last night.
🔹 آره، دیشب خوب نخوابیدم.
👩 Emma: Why not?
🔹 چرا؟
👨 Jack: I stayed up late to finish a project.
🔹 تا دیروقت بیدار موندم تا یک پروژه را تمام کنم.
👩 Emma: Was it important?
🔹 مهم بود؟
👨 Jack: Yes, I had to submit it this morning.
🔹 بله، باید امروز صبح آن را تحویل میدادم.
👩 Emma: Well, at least it's done now.
🔹 خب، حداقل الان تمام شده.
👨 Jack: That's true. I'm looking forward to relaxing tonight.
🔹 درسته. مشتاقم امشب استراحت کنم.
👩 Emma: You deserve it!
🔹 حقته! (استحقاقش را داری)
✨ لغات و عبارات مهم:
Look tired = خسته به نظر رسیدن
Sleep well = خوب خوابیدن
Stay up late = تا دیروقت بیدار ماندن
Finish a project = تمام کردن پروژه
Submit = تحویل دادن
At least = حداقل
Look forward to = مشتاق بودن برای
🎯 عبارت کاربردی روز:
I'm looking forward to it.
🔹 مشتاقش هستم. / منتظرش هستم.
✅ مثال:
I'm looking forward to my vacation.
🔹 مشتاق تعطیلاتم هستم.
@basicenglishlearner
👩 Emma: Hi, Jack. You look tired today.
🔹 سلام جک. امروز خسته به نظر میرسی.
👨 Jack: Yeah, I didn't sleep well last night.
🔹 آره، دیشب خوب نخوابیدم.
👩 Emma: Why not?
🔹 چرا؟
👨 Jack: I stayed up late to finish a project.
🔹 تا دیروقت بیدار موندم تا یک پروژه را تمام کنم.
👩 Emma: Was it important?
🔹 مهم بود؟
👨 Jack: Yes, I had to submit it this morning.
🔹 بله، باید امروز صبح آن را تحویل میدادم.
👩 Emma: Well, at least it's done now.
🔹 خب، حداقل الان تمام شده.
👨 Jack: That's true. I'm looking forward to relaxing tonight.
🔹 درسته. مشتاقم امشب استراحت کنم.
👩 Emma: You deserve it!
🔹 حقته! (استحقاقش را داری)
✨ لغات و عبارات مهم:
Look tired = خسته به نظر رسیدن
Sleep well = خوب خوابیدن
Stay up late = تا دیروقت بیدار ماندن
Finish a project = تمام کردن پروژه
Submit = تحویل دادن
At least = حداقل
Look forward to = مشتاق بودن برای
🎯 عبارت کاربردی روز:
I'm looking forward to it.
🔹 مشتاقش هستم. / منتظرش هستم.
✅ مثال:
I'm looking forward to my vacation.
🔹 مشتاق تعطیلاتم هستم.
@basicenglishlearner
❤2