Forwarded from Reza Pahlavi | رضا پهلوی
تغییر رژیم و استقرار دموکراسی سکولار در ایران، خواسته میلیونها ایرانی است و اپوزیسیون دموکراسیخواه برای بیان و تحقق آن، اجازه هیچ دولت خارجی را نیاز ندارد. مردم ایران با تکیه بر مبارزات مدنی و اعتراضات و #اعتصابات_سراسری، بساط #فرقه_تبهکار را جمع خواهند کرد. #IranRegimeChange
اینجوریه که اگر یک آیتالله فصیل شده بمیره ۳ روز تو یخچال نگهش میدارن و تبلیغات میکنن تا یک تعدادی برای تشییع جنازهش جمع بشن (تازه بهشون ساندیس هم میدن).
مقایسه کنید با تشییع جنازه #ناصر_ملک_مطیعی . مردم رو با گاز اشکآور زدند
https://t.me/bashtin/16829
مقایسه کنید با تشییع جنازه #ناصر_ملک_مطیعی . مردم رو با گاز اشکآور زدند
https://t.me/bashtin/16829
Forwarded from Taghato
پاسخ آناهیتا همتی (بازیگر سینما و تئاتر) به دعوتنامه حسن روحانی: به افطاری شما نخواهم آمد وقتی من و مردم با فقر دستوپنجه نرم میکنیم و کوچکترین اعتراضی سرکوب میشود... در حال خفه شدنیم
@Taghato_News
@Taghato_News
Forwarded from مسیح علینژاد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🚫 فیلم ارسالی به مسیح علی نژاد در مورد افشای تجاوز گروهی به شانزده دانشآموز پسر در مدرسه ای در غرب تهران وخشم خانواده ها. متجاوز آقازاده است میخواهند پرونده را مختومه کنند
🌐 @masih_alinejad
🌐 @masih_alinejad
در حکومت اسلامی که ما ماشینهایی داریم برای گشت زدن در خیابان که از مردم سوال کند شما چه نسبتی با هم دارید و این چه وضع حجاب است هرروز باید شاهد دستاوردهای نوین این تربیت ماقبل تاریخی باشیم نمونه هایی از این دست که در فیلم مشاهده میکنید یا مانند اون قاری قران بیت رهبری که با وجود شکایت بیست نفر ادم بالغ و عاقل بازهم از اجرای حکم مصون ماند ،،،
https://t.me/bashtin/16841
https://t.me/bashtin/16841
Forwarded from اندیشکده خرد جنسی
کمدی زیر شکمی وارد می شود؟
✍️یاسرعرب
(بخش اول)
https://t.me/resaneye_ma/2746
(بخش دوم)
https://t.me/resaneye_ma/2747
✍️یاسرعرب
(بخش اول)
https://t.me/resaneye_ma/2746
(بخش دوم)
https://t.me/resaneye_ma/2747
هرچه میخواهید درباره پرونده آزار جنسی هولناک سی دانشآموز پسر دبیرستانی در تهران بدانید
آیا نفوذ خانوادگی معاون متعرض مدرسه غیرانتفاعی مانع رسیدگی به این ماجرا بوده؟
امروز عصر خبرآنلاین، در گزارشی کوتاه خبر داد: «یکی از مسوولان دوره اول دبیرستان پسرانه یک مجتمع آموزشی غیرانتفاعی در منطقه ۲ تهران، با آزار جنسی گروهی از دانشآموزان، باعث شکایت پدرومادر این بچهها شده»
دقایقی بعد، خبرآنلاین ویدیویی منتشر کرد از جلسه گروهی از والدین دانشآموزان با یک مدیر منطقهای آموزشوپرورش؛ والدین به این مدیر اعتراض داشتند که چرا از شمار دقیق تعرضها باخبر و حامی خانوادهها نیست- مدیر مزبور هم از خودش دفاع میکرد.
حالا روزاروز اطلاع پیدا کرده که این مدیر منطقهای، معاون پرورشی، آموزشوپرورش منطقه ۲ تهران است. روزاروز خبرهای بیشتری هم کسب کرده.
خبرنگار روزاروز کسب اطلاع کرده: محل وقوع این اتفاق، دبیرستان دوره اول مجتمع آموزشی معین تهران در خیابان مرزداران بوده. متهم اصلی این ماجرا معاون آموزشی دبیرستان بوده.
معاون آموزشی مزبور که در سال آموزشی ۹۷-۱۳۹۶ به کادر این دبیرستان افزوده شده، از نوادگان یکی از روحانیون بلندپایه و از ائمه جمعه سابق شیراز بوده که اخیرا فوت کرد.
▪️این معاونآموزشی با شکایت بیش از ۴۰ نفر از اولیای دانشآموزان دیروز حوالی ساعت ۱۰صبح توسط پلیس امنیت بازداشت شده.
بنابر اطلاع ما، پساز اینکه خانوادههای دانشآموزان با عصبیشدن فرزندانشان و افشاگری آنها از این آزار جنسی باخبر شدهاند، یک روانکاو از سوی آموزشوپرورش در مدرسه معین مستقر شده.
از خلال گفتوگوهای دانشآموزان آسیبدیده از با روانکاو روشن شده متهم اصلی پرونده، به دانشآموزان مشروب و سیگار میداده، برایشان فیلمهای مستهجن میفرستاده و علیه آنها آزار جنسی روا میداشته. اما گویا خود بچهها مدعیاند اتفاقات بیشتری رخ داده.
والدین دانشآموزان معتقدند برخی از این آزارهای جنسی در اتاقی در مدرسه در مجاورت اتاق مدیر مدرسه روی داده و بعید است که مدیر مدرسه از این واقعه خبر نداشته باشد.
بنابر اخباری که روزاروز بهدست آورده این مدیر مدرسه از کار برکنار شده. البته آموزشوپرورش برای یکهفته میکوشیده که این ماجرا را بیسروصدا نگه دارد.
روزاروز دریافته معاونآموزشی دبیرستان معین از حوالی آبان و آذر سال گذشته این آزارهای جنسی را آغاز کرده و پساز نوروز نیز بهبهانه اردوهای مرور دروس، برخلاف ابلاغیههای آموزشوپرورش درباره اردوهای دانشآموزی، دانشآموزان را به شرکت در اردوهایی در کردان کرج و ... تشویق میکرده و برخی از آزارها در این اردوها روی داده.
▫️والدین شاکی این پرونده خواستار اشد مجازات برای متهم اصلی پرونده، پلمبشدن مدرسه و برگزاری کلاسهای آسیبشناسی برای فرزندان آسیبدیدهشان هستند.
▫️بنابر اطلاع ما، متهم اصلی پرونده نزد پلیس امنیت و با حضور خانواده دانشآموزان، به اعمالاش اعتراف کرده. اما گویا در آموزشوپرورش به جرایم کمتری اعتراف داشته.
@roozArooz_media
@bashtin
آیا نفوذ خانوادگی معاون متعرض مدرسه غیرانتفاعی مانع رسیدگی به این ماجرا بوده؟
امروز عصر خبرآنلاین، در گزارشی کوتاه خبر داد: «یکی از مسوولان دوره اول دبیرستان پسرانه یک مجتمع آموزشی غیرانتفاعی در منطقه ۲ تهران، با آزار جنسی گروهی از دانشآموزان، باعث شکایت پدرومادر این بچهها شده»
دقایقی بعد، خبرآنلاین ویدیویی منتشر کرد از جلسه گروهی از والدین دانشآموزان با یک مدیر منطقهای آموزشوپرورش؛ والدین به این مدیر اعتراض داشتند که چرا از شمار دقیق تعرضها باخبر و حامی خانوادهها نیست- مدیر مزبور هم از خودش دفاع میکرد.
حالا روزاروز اطلاع پیدا کرده که این مدیر منطقهای، معاون پرورشی، آموزشوپرورش منطقه ۲ تهران است. روزاروز خبرهای بیشتری هم کسب کرده.
خبرنگار روزاروز کسب اطلاع کرده: محل وقوع این اتفاق، دبیرستان دوره اول مجتمع آموزشی معین تهران در خیابان مرزداران بوده. متهم اصلی این ماجرا معاون آموزشی دبیرستان بوده.
معاون آموزشی مزبور که در سال آموزشی ۹۷-۱۳۹۶ به کادر این دبیرستان افزوده شده، از نوادگان یکی از روحانیون بلندپایه و از ائمه جمعه سابق شیراز بوده که اخیرا فوت کرد.
▪️این معاونآموزشی با شکایت بیش از ۴۰ نفر از اولیای دانشآموزان دیروز حوالی ساعت ۱۰صبح توسط پلیس امنیت بازداشت شده.
بنابر اطلاع ما، پساز اینکه خانوادههای دانشآموزان با عصبیشدن فرزندانشان و افشاگری آنها از این آزار جنسی باخبر شدهاند، یک روانکاو از سوی آموزشوپرورش در مدرسه معین مستقر شده.
از خلال گفتوگوهای دانشآموزان آسیبدیده از با روانکاو روشن شده متهم اصلی پرونده، به دانشآموزان مشروب و سیگار میداده، برایشان فیلمهای مستهجن میفرستاده و علیه آنها آزار جنسی روا میداشته. اما گویا خود بچهها مدعیاند اتفاقات بیشتری رخ داده.
والدین دانشآموزان معتقدند برخی از این آزارهای جنسی در اتاقی در مدرسه در مجاورت اتاق مدیر مدرسه روی داده و بعید است که مدیر مدرسه از این واقعه خبر نداشته باشد.
بنابر اخباری که روزاروز بهدست آورده این مدیر مدرسه از کار برکنار شده. البته آموزشوپرورش برای یکهفته میکوشیده که این ماجرا را بیسروصدا نگه دارد.
روزاروز دریافته معاونآموزشی دبیرستان معین از حوالی آبان و آذر سال گذشته این آزارهای جنسی را آغاز کرده و پساز نوروز نیز بهبهانه اردوهای مرور دروس، برخلاف ابلاغیههای آموزشوپرورش درباره اردوهای دانشآموزی، دانشآموزان را به شرکت در اردوهایی در کردان کرج و ... تشویق میکرده و برخی از آزارها در این اردوها روی داده.
▫️والدین شاکی این پرونده خواستار اشد مجازات برای متهم اصلی پرونده، پلمبشدن مدرسه و برگزاری کلاسهای آسیبشناسی برای فرزندان آسیبدیدهشان هستند.
▫️بنابر اطلاع ما، متهم اصلی پرونده نزد پلیس امنیت و با حضور خانواده دانشآموزان، به اعمالاش اعتراف کرده. اما گویا در آموزشوپرورش به جرایم کمتری اعتراف داشته.
@roozArooz_media
@bashtin
ریشه شرارت از "مایکل رامیرز" کارتونیست امریکایی
اینو بذارید کنار حرف پور ازغدی که گفته بود امام نمیذاشت دنیا یکهفته ارامش داشته باشه باور کنید دروغ نیست.
👇
https://t.me/bashtin/16776
@bashtin
اینو بذارید کنار حرف پور ازغدی که گفته بود امام نمیذاشت دنیا یکهفته ارامش داشته باشه باور کنید دروغ نیست.
👇
https://t.me/bashtin/16776
@bashtin
https://twitter.com/zaneshoo/status/1001358992101306368?s=12
۱. شنبه پانزدهم اردیبهشت۹۷:
از فردا قرار بود مرخصی برم ولی دلم طاقت نمیآورد نسبت به مسائل پیش اومده تو دستشویی مدرسه بیتفاوت باشم و بچههای کلاسمو برای یه هفته بسپارم به امون خدا
حین تدریس ریاضی که شماره ۱۲۳ رو جزء تلفنای ضروری معرفی کرده بود دلمو زدم به دریا و شروع کردم:
۲. از اینکه این شماره به چه دردی میخوره و اورژانس اجتماعی یعنی چی و مواردی که باید زنگ زد و اطلاع داد و اینا تا اینکه یواش یواش بحث رو کشوندم به حریم شخصی و پیشگیری از تجاوز جنسی که ابتدای سال هم با هماهنگی قبلی با والدین در موردش باهاشون صحبت کرده بودم
۳. موضوع جدید بلوغ بود، ویژگیها و تغییراتی که در این مرحله پیش میاد رو با کمک گیری از خود بچهها یکی یکی نوشتم پای تابلو؛ تغییرات خلقی، تعرق زیاد، رشد اندامها، موهای زائد، دو رگه شدن صدا، ... و اینکه ممکنه بعضی وقتا تو خواب لباس زیر خیس بشه (احتلام شبانه)
۴. شور و هیجان خاصی داشتن؛ بعضیاشون قرمز شده بودن از خجالت و لام تا کام چیزی نمیگفتند و بعضیا مواردی که میگفتم رو یادداشت میکردن و چند نفری هم با شیطنت پچپچ میکردن تا اینکه یکیشون پرسید خب بلوغ دخترها چطوریه؟ باز هم بدون اینکه پا پیش بذارم از زبون خودشون کشیدم بیرون:
۵. موارد رو یادداشت کردیم تا اینکه در پایان سربسته پریود شدن رو هم اشاره کردم که بله در این دوران زنا از نوار بهداشتی استفاده میکنند.یه عده شروع کردن به تعریف چیزایی که خودشون از مادراشون کشف کردن و یه چندتایی هم گفتن مامانمون همه اینا رو گفته و بقیه هم به قرمز شدناشون ادامه دادن
۶. مطالب رو جمعبندی کردم و حتی در جواب یکیشون که پرسید خانم خودتون هم پریود میشید؟ گفتم بله. وقتی دیدم یه عده خیلی دارن نمک میریزن گفتم دیگه بیرون از کلاس حرفی در این مورد نباشه و توضیح دادم که این چیزا رو باید یاد بگیرید و اگه سئوال یا مشکلی دارید باوالدینتون در جریان بذارید
۷. بنا به تجربه موقع رفتن به ناظم و مدیر سپردم که چه چیزهایی رو تو کلاس مطرح کردم که اگه احیانا از فردا که من نیستم کسی اومد اعتراضی کرد در جریان باشند. یک متن طویل هم در همین رابطه گذاشتم تو کانال تلگرام اولیا و خوش و خندان از انجام وظیفهام رفتم به تعطیلات.
۸. شنبه ۲۲ اردیبهشت ۹۷:
باانرژی حاصل از یک هفته مسافرت با کلی ذوق و شوق و دلتنگی وارد مدرسه شدم. دم در کادر مدرسه چنان نگام کردن که انگار تجاوزی رو مرتکب شدم. ناظم بدون هیچگونه احوالپرسی شروع کرد به سرزنش و سر تکون دادن که این چه کاری بوده تو کردی؟ هیچ میدونی اینجا چه خبر بود؟
۹. کل مامانای کلاست ریخته بودن اینجا و داد و بیداد و فحش و ناسزاکه این خانوم نشسته آبروی ما رو برده ما دیگه تو خونه آرامش نداریم ما دختر بچه داریم تو خونه روی بچهها رو باز کرده ذهن بچههامونو مشغول کرده...آخه من نمیدونم چرا مسائل زنانه رو به یه مشت بچه بیتربیت پررو گفتی؟
۱۰. پرسیدم همهشون؟ _نه یه ده نفرشون به نمایندگی از همهشون
+اسماشونو بگو صحبت میکنم باهاشون
_نه من نمیتونم بگم اونا قول گرفتن که اسامیشون محفوظ بمونه نگران بودن لج کنی از نمره امتحان بچههاشون کم کنی
+خب حالا شماها چی گفتید؟ مگه من در جریان نذاشته بودمتون؟
_برو از مدیر بپرس
۱۱. مدیر: چی داشتم بگم؟ شما پیشگیری از تجاوز گفتی درست، بلوغ گفتی درست ولی د عاخه در مورد زنا حرف زدنتون واسه چی بود؟ بعدشم چرا آخرش بهشون گفتی دستاتون رو علی وار بیارید بالا و قول بدید که حرفی از این کلاس بیرون نره؟
+جان؟ من گفتم؟کی همچین حرفی زده؟ دارم شاخ درمیارم
_یعنی نگفتید؟
۱۲. گوشیم رو درآوردم و تاریخ مطلبی که تو کانالم گذاشته بودم رو نشون دادم گفتم خوبه اون روز خودم بهتون گفتم که سر کلاس چیا گذشته شما دیگه چرا این اراجیف رو باور میکنید؟
_ من نمیدونم خلاصه که مامانا و همکارا میگفتن فلانی هرچی دلش خواسته گفته و بعدش در رفته واسه خودش رفته عشق و حال
۱۳.دیگه نتونستم اون همه حاشیه و نگاههای سنگین و سرزنشگر رو تحمل کنم بغضم ترکید همکارم برای همدردی گفت: ببین این بچهها حقشونه روزی صدبار بهشون تجاوز بشه تقصیر خودته که دل میسوزونی. گفتم چطوری دلت میاد اینو بگی؟ گفت هاها حق داری نبودی ببینی مردم چه چیزا که دلشون نیومد پشت سرت بگن
۱۴. جلسه گذاشتم و اولیا رو دعوت کردم خیلی عصبانی و کفری گفتم من نرفته بودم بمیرم، برمیگشتم هر حرفی که داشتید به خودم میزدید. بد کردم مسائلی رو که میدونم باهاش درگیرن رو براشون باز کردم؟ از زبان من معلم بشنون خوبه یا از جاهای دیگه؟ خیلی خوب تو هفته معلم ازم قدردانی کردید
ادامه پست بعدی
@bashtin
۱. شنبه پانزدهم اردیبهشت۹۷:
از فردا قرار بود مرخصی برم ولی دلم طاقت نمیآورد نسبت به مسائل پیش اومده تو دستشویی مدرسه بیتفاوت باشم و بچههای کلاسمو برای یه هفته بسپارم به امون خدا
حین تدریس ریاضی که شماره ۱۲۳ رو جزء تلفنای ضروری معرفی کرده بود دلمو زدم به دریا و شروع کردم:
۲. از اینکه این شماره به چه دردی میخوره و اورژانس اجتماعی یعنی چی و مواردی که باید زنگ زد و اطلاع داد و اینا تا اینکه یواش یواش بحث رو کشوندم به حریم شخصی و پیشگیری از تجاوز جنسی که ابتدای سال هم با هماهنگی قبلی با والدین در موردش باهاشون صحبت کرده بودم
۳. موضوع جدید بلوغ بود، ویژگیها و تغییراتی که در این مرحله پیش میاد رو با کمک گیری از خود بچهها یکی یکی نوشتم پای تابلو؛ تغییرات خلقی، تعرق زیاد، رشد اندامها، موهای زائد، دو رگه شدن صدا، ... و اینکه ممکنه بعضی وقتا تو خواب لباس زیر خیس بشه (احتلام شبانه)
۴. شور و هیجان خاصی داشتن؛ بعضیاشون قرمز شده بودن از خجالت و لام تا کام چیزی نمیگفتند و بعضیا مواردی که میگفتم رو یادداشت میکردن و چند نفری هم با شیطنت پچپچ میکردن تا اینکه یکیشون پرسید خب بلوغ دخترها چطوریه؟ باز هم بدون اینکه پا پیش بذارم از زبون خودشون کشیدم بیرون:
۵. موارد رو یادداشت کردیم تا اینکه در پایان سربسته پریود شدن رو هم اشاره کردم که بله در این دوران زنا از نوار بهداشتی استفاده میکنند.یه عده شروع کردن به تعریف چیزایی که خودشون از مادراشون کشف کردن و یه چندتایی هم گفتن مامانمون همه اینا رو گفته و بقیه هم به قرمز شدناشون ادامه دادن
۶. مطالب رو جمعبندی کردم و حتی در جواب یکیشون که پرسید خانم خودتون هم پریود میشید؟ گفتم بله. وقتی دیدم یه عده خیلی دارن نمک میریزن گفتم دیگه بیرون از کلاس حرفی در این مورد نباشه و توضیح دادم که این چیزا رو باید یاد بگیرید و اگه سئوال یا مشکلی دارید باوالدینتون در جریان بذارید
۷. بنا به تجربه موقع رفتن به ناظم و مدیر سپردم که چه چیزهایی رو تو کلاس مطرح کردم که اگه احیانا از فردا که من نیستم کسی اومد اعتراضی کرد در جریان باشند. یک متن طویل هم در همین رابطه گذاشتم تو کانال تلگرام اولیا و خوش و خندان از انجام وظیفهام رفتم به تعطیلات.
۸. شنبه ۲۲ اردیبهشت ۹۷:
باانرژی حاصل از یک هفته مسافرت با کلی ذوق و شوق و دلتنگی وارد مدرسه شدم. دم در کادر مدرسه چنان نگام کردن که انگار تجاوزی رو مرتکب شدم. ناظم بدون هیچگونه احوالپرسی شروع کرد به سرزنش و سر تکون دادن که این چه کاری بوده تو کردی؟ هیچ میدونی اینجا چه خبر بود؟
۹. کل مامانای کلاست ریخته بودن اینجا و داد و بیداد و فحش و ناسزاکه این خانوم نشسته آبروی ما رو برده ما دیگه تو خونه آرامش نداریم ما دختر بچه داریم تو خونه روی بچهها رو باز کرده ذهن بچههامونو مشغول کرده...آخه من نمیدونم چرا مسائل زنانه رو به یه مشت بچه بیتربیت پررو گفتی؟
۱۰. پرسیدم همهشون؟ _نه یه ده نفرشون به نمایندگی از همهشون
+اسماشونو بگو صحبت میکنم باهاشون
_نه من نمیتونم بگم اونا قول گرفتن که اسامیشون محفوظ بمونه نگران بودن لج کنی از نمره امتحان بچههاشون کم کنی
+خب حالا شماها چی گفتید؟ مگه من در جریان نذاشته بودمتون؟
_برو از مدیر بپرس
۱۱. مدیر: چی داشتم بگم؟ شما پیشگیری از تجاوز گفتی درست، بلوغ گفتی درست ولی د عاخه در مورد زنا حرف زدنتون واسه چی بود؟ بعدشم چرا آخرش بهشون گفتی دستاتون رو علی وار بیارید بالا و قول بدید که حرفی از این کلاس بیرون نره؟
+جان؟ من گفتم؟کی همچین حرفی زده؟ دارم شاخ درمیارم
_یعنی نگفتید؟
۱۲. گوشیم رو درآوردم و تاریخ مطلبی که تو کانالم گذاشته بودم رو نشون دادم گفتم خوبه اون روز خودم بهتون گفتم که سر کلاس چیا گذشته شما دیگه چرا این اراجیف رو باور میکنید؟
_ من نمیدونم خلاصه که مامانا و همکارا میگفتن فلانی هرچی دلش خواسته گفته و بعدش در رفته واسه خودش رفته عشق و حال
۱۳.دیگه نتونستم اون همه حاشیه و نگاههای سنگین و سرزنشگر رو تحمل کنم بغضم ترکید همکارم برای همدردی گفت: ببین این بچهها حقشونه روزی صدبار بهشون تجاوز بشه تقصیر خودته که دل میسوزونی. گفتم چطوری دلت میاد اینو بگی؟ گفت هاها حق داری نبودی ببینی مردم چه چیزا که دلشون نیومد پشت سرت بگن
۱۴. جلسه گذاشتم و اولیا رو دعوت کردم خیلی عصبانی و کفری گفتم من نرفته بودم بمیرم، برمیگشتم هر حرفی که داشتید به خودم میزدید. بد کردم مسائلی رو که میدونم باهاش درگیرن رو براشون باز کردم؟ از زبان من معلم بشنون خوبه یا از جاهای دیگه؟ خیلی خوب تو هفته معلم ازم قدردانی کردید
ادامه پست بعدی
@bashtin
https://t.me/bashtin/16846
۱۵. حمله کردن که آره از اون روز بچههای ما دیگه غیرقابل کنترل شدن و روشون باز شده وهی میپرسن مامان تو پریود میشی و...
دوتا از آقایونی که تو کلاس بودن رو فرستادم بیرون و گفتم ببخشید که بچهتون لباس خونیتون رو تو حموم دیده و اومده از من میپرسه نکنه مامانم بمیره. من معذرت میخوام
۱۶. چندتاشون شروع کردن که مایی که رعایت میکنیم این چیزا رو چرا باید بچهمون این اطلاعات رو تو این سن یاد بگیره؟ گفتم شماها عادت کردید بعد اینکه یه بلایی سر بچهتون اومد کاسه چه کنم چه کنم دستتون بگیرید که یکیشون در تایید من گفت: نه خانم والا اونم از ترس آبرو دستمون نمیگیریم
۱۷. حرف و حدیثا خیلی مفصله بخاطر همین هم اصلا هم قرار نبود اینجا مطرحش کنم و وقت بذارم براش ولی امروز که بحث #تجاوز_به_دانشآموزان رو تو دفتر پیش کشیدم مدیر سریع با لحن مسخرهگفت: چیه میخوای اون کار خودتو توجیه کنی؟ گفتم قبلش هم توجیه میکردم الان هم میکنم بعدها هم خواهم کرد
۱۸. سرشو تکون داد و گفت: تو معلم خیلی خوبی بودی ولی آخرشو خراب کردی. تو ارزشیابی سالانه دستم بسته است بخاطر اون حجم از اعتراضایی که بهت شد. گفتم: راحت باشید حق دارید. مشکل از منه که نمیتونم مثل معلمای دیگه بگم: « این بچهها حقشونه روزی صدبار بهشون تجاوز بشه»
۱۹. این مدت حجم فشارهایی که بخاطر این قضیه درگیرش بودم اونقدری شده که گاهی جلوی جمع بغضم میترکه.یک تنه نه میتونم کاری رو پیش ببرم و نه میتونم مثل خیلیها در عین حال که در موردش تخصص دارم بیتفاوت از کنارش عبور کنم. شاید چون خودم هم قربانی تجاوز جنسی در کودکیبودم مزید برعلت شده
۲۰. خلاصه که جنگیدن با جامعهای که ترجیح میده بچههاش از اطلاعات غلط و نادانی بمیره و حتی مورد تجاوز قرار بگیره، ولی چیزی در مورد بلوغ و مسائل جنسی ندونه کار یه نفر دو نفر نیس. راه زیادی پیش رو داریم و امثال من هم دیگه خستهاس رئیس
پایان پیام.
@bashtin
۱۵. حمله کردن که آره از اون روز بچههای ما دیگه غیرقابل کنترل شدن و روشون باز شده وهی میپرسن مامان تو پریود میشی و...
دوتا از آقایونی که تو کلاس بودن رو فرستادم بیرون و گفتم ببخشید که بچهتون لباس خونیتون رو تو حموم دیده و اومده از من میپرسه نکنه مامانم بمیره. من معذرت میخوام
۱۶. چندتاشون شروع کردن که مایی که رعایت میکنیم این چیزا رو چرا باید بچهمون این اطلاعات رو تو این سن یاد بگیره؟ گفتم شماها عادت کردید بعد اینکه یه بلایی سر بچهتون اومد کاسه چه کنم چه کنم دستتون بگیرید که یکیشون در تایید من گفت: نه خانم والا اونم از ترس آبرو دستمون نمیگیریم
۱۷. حرف و حدیثا خیلی مفصله بخاطر همین هم اصلا هم قرار نبود اینجا مطرحش کنم و وقت بذارم براش ولی امروز که بحث #تجاوز_به_دانشآموزان رو تو دفتر پیش کشیدم مدیر سریع با لحن مسخرهگفت: چیه میخوای اون کار خودتو توجیه کنی؟ گفتم قبلش هم توجیه میکردم الان هم میکنم بعدها هم خواهم کرد
۱۸. سرشو تکون داد و گفت: تو معلم خیلی خوبی بودی ولی آخرشو خراب کردی. تو ارزشیابی سالانه دستم بسته است بخاطر اون حجم از اعتراضایی که بهت شد. گفتم: راحت باشید حق دارید. مشکل از منه که نمیتونم مثل معلمای دیگه بگم: « این بچهها حقشونه روزی صدبار بهشون تجاوز بشه»
۱۹. این مدت حجم فشارهایی که بخاطر این قضیه درگیرش بودم اونقدری شده که گاهی جلوی جمع بغضم میترکه.یک تنه نه میتونم کاری رو پیش ببرم و نه میتونم مثل خیلیها در عین حال که در موردش تخصص دارم بیتفاوت از کنارش عبور کنم. شاید چون خودم هم قربانی تجاوز جنسی در کودکیبودم مزید برعلت شده
۲۰. خلاصه که جنگیدن با جامعهای که ترجیح میده بچههاش از اطلاعات غلط و نادانی بمیره و حتی مورد تجاوز قرار بگیره، ولی چیزی در مورد بلوغ و مسائل جنسی ندونه کار یه نفر دو نفر نیس. راه زیادی پیش رو داریم و امثال من هم دیگه خستهاس رئیس
پایان پیام.
@bashtin
Telegram
باشتين
https://twitter.com/zaneshoo/status/1001358992101306368?s=12
۱. شنبه پانزدهم اردیبهشت۹۷:
از فردا قرار بود مرخصی برم ولی دلم طاقت نمیآورد نسبت به مسائل پیش اومده تو دستشویی مدرسه بیتفاوت باشم و بچههای کلاسمو برای یه هفته بسپارم به امون خدا
حین تدریس…
۱. شنبه پانزدهم اردیبهشت۹۷:
از فردا قرار بود مرخصی برم ولی دلم طاقت نمیآورد نسبت به مسائل پیش اومده تو دستشویی مدرسه بیتفاوت باشم و بچههای کلاسمو برای یه هفته بسپارم به امون خدا
حین تدریس…
#ناموس_موشکی
سردار جعفری فرمانده سپاه چند روز پیش برای اینکه دشمن حساب کار خودش را کند و به برنامه #موشکی ما چپ نگاه ننماید ، فرمودند که : ما از توان موشکی به همان شکل دفاع میکنیم که مردان غیرتمند از ناموس خود دفاع میکنند .... در این تشبیه انقلابی البته چند مساله ناموسی وجود دارد که لازم است هرچه سریعتر شفاف سازی شود وگرنه ممکن است از برخی جهات این تشبیه موجب وهن قدرت موشکی ما شود ...
اولین نکتۀ حائز اهمیت این است که مردان با غیرت برای اینکه دشمنان خود را سر جای خود بنشانند هیچگاه ناموس خود را برای گوشمالی دادن به خانه طرف نمیفرستند و خودشان پاشنه را ورمیکشند . اینکه ما ناموس خود را بگذاریم روی سکو و شلیک کنیم به آن سوی مرزها و بعد از ده زاویه از آن فیلمبرداری کنیم واقعا با کجای فرهنگ ناموسی ما سازگار است ؟ آیا حتی اگر ضرورتی هم در میان باشد پس بهتر نیست که بر روی موشکهایمان چادری به صورت نمادین بندازیم تا دشمن ناموس شلیک شدۀ ما را نبینند
نکتۀ دوم اما نامگذاری همین ناموسهاییست که توسط متخصصین جوان ایرانی در صنایع موشکی طراحی و ساخته میشود چون اگر بپذیریم این موشکها ناموس ما شدهاند پس قاعدتا عماد و حیدر و فاتح و زلزال و شهاب اسامی مردانهای هستند که به ناموسها نمیآید و اگر در نامگذاری از اسامی زنانه مانند کبری ، اقدس ، رقیه و امکلثوم و مانند اینها استفاده کنیم به گمانم نتایج بهتری از این ماجراجویی ناموسی و موشکی نصیب ملت همیشه در صحنه ایران میشود
نکته سوم که باید به آن توجه شود اصلاحات و تغییر برخی اصطلاحاتیست که با شأن و کرامت نوامیس سازگار نیست . مثلا «ناموس نقطه زن» و «ناموس با قابلیت حمل کلاهک» و یا «ناموس زمین به هوا» اصطلاحاتیست که در فرهنگ غیرتمدار ما تحمل نخواهد شد و حتما باید استفاده از این اصطلاحات متوقف شود
نکته آخر اینکه اصولا ناموسی نگاه کردن مساله موشکی از ابتدا اشتباه بود چون وقتی نظام در کنترل نوامیس اصلی که زنان و دختران ایرانی هستند عاجز مانده و آنها وقعی به ناموسبانان باغیرت خود نمینهند حالا چه دلیلی دارد دیگر نوامیس جدیدی خلق کنیم ؟؟ به قول معروف : «یک لا نرسید دولا کردی که برسد !؟؟»
در پایان به فرماندهان محترم و غیرتمند سپاه پیشنهاد میکنیم در این مورد تجدید نظر نموده و مسائل موشکی را از مسائل ناموسی تفکیک کنند تادشمن کمتر برای نظام مقدس حاشیهسازی کنند
@bashtin
سردار جعفری فرمانده سپاه چند روز پیش برای اینکه دشمن حساب کار خودش را کند و به برنامه #موشکی ما چپ نگاه ننماید ، فرمودند که : ما از توان موشکی به همان شکل دفاع میکنیم که مردان غیرتمند از ناموس خود دفاع میکنند .... در این تشبیه انقلابی البته چند مساله ناموسی وجود دارد که لازم است هرچه سریعتر شفاف سازی شود وگرنه ممکن است از برخی جهات این تشبیه موجب وهن قدرت موشکی ما شود ...
اولین نکتۀ حائز اهمیت این است که مردان با غیرت برای اینکه دشمنان خود را سر جای خود بنشانند هیچگاه ناموس خود را برای گوشمالی دادن به خانه طرف نمیفرستند و خودشان پاشنه را ورمیکشند . اینکه ما ناموس خود را بگذاریم روی سکو و شلیک کنیم به آن سوی مرزها و بعد از ده زاویه از آن فیلمبرداری کنیم واقعا با کجای فرهنگ ناموسی ما سازگار است ؟ آیا حتی اگر ضرورتی هم در میان باشد پس بهتر نیست که بر روی موشکهایمان چادری به صورت نمادین بندازیم تا دشمن ناموس شلیک شدۀ ما را نبینند
نکتۀ دوم اما نامگذاری همین ناموسهاییست که توسط متخصصین جوان ایرانی در صنایع موشکی طراحی و ساخته میشود چون اگر بپذیریم این موشکها ناموس ما شدهاند پس قاعدتا عماد و حیدر و فاتح و زلزال و شهاب اسامی مردانهای هستند که به ناموسها نمیآید و اگر در نامگذاری از اسامی زنانه مانند کبری ، اقدس ، رقیه و امکلثوم و مانند اینها استفاده کنیم به گمانم نتایج بهتری از این ماجراجویی ناموسی و موشکی نصیب ملت همیشه در صحنه ایران میشود
نکته سوم که باید به آن توجه شود اصلاحات و تغییر برخی اصطلاحاتیست که با شأن و کرامت نوامیس سازگار نیست . مثلا «ناموس نقطه زن» و «ناموس با قابلیت حمل کلاهک» و یا «ناموس زمین به هوا» اصطلاحاتیست که در فرهنگ غیرتمدار ما تحمل نخواهد شد و حتما باید استفاده از این اصطلاحات متوقف شود
نکته آخر اینکه اصولا ناموسی نگاه کردن مساله موشکی از ابتدا اشتباه بود چون وقتی نظام در کنترل نوامیس اصلی که زنان و دختران ایرانی هستند عاجز مانده و آنها وقعی به ناموسبانان باغیرت خود نمینهند حالا چه دلیلی دارد دیگر نوامیس جدیدی خلق کنیم ؟؟ به قول معروف : «یک لا نرسید دولا کردی که برسد !؟؟»
در پایان به فرماندهان محترم و غیرتمند سپاه پیشنهاد میکنیم در این مورد تجدید نظر نموده و مسائل موشکی را از مسائل ناموسی تفکیک کنند تادشمن کمتر برای نظام مقدس حاشیهسازی کنند
@bashtin
باشتين
تمام اين ادمها كه در اين ليست موجود هست داراي ژن برتر اسلامي هستند لطفا مطالعه بفرمايين تا متوجه بشين بايد با چه خانواده اي وصلت كنيد تا ژن شما هم ژن مرغوبي باشد دانستنی های سیاسی مرحوم پدر #میرحسین موسوی پسرعمه پدر #خامنه ای بود. علی اکبر #محتشمی پور،…
چرا در دو قرن اخیر تمام حضرات آیات عظام بعد از نام خود ,پسوند یکی از شهرهای ایران را به دنبال دارند ؟
دقت کنید آیا این همه اسم تصادفی هست یا مهندسی شده است ؟
آیت الله بروجردی
آیت الله اراکی
آیت الله کاشانی
آیت الله خم ینی
آیت الله شیخ علی تهرانی
آیت الله صافی گلپایگانی
آیت الله ابوالقاسم خویی
آیت الله نوری همدانی
آیت الله مکارم شیرازی
آیت الله جوادی آملی
آیت الله حسن زاده آملی
آیت الله آملی لاریجانی
آیت الله صادق خلخالی
آیت الله واعظ طبسی
آیت الله شاهرودی
آیت الله دستغیب شیرازی
آیت الله شبیری زنجانی
آیت الله موسوی اردبیلی
آیت الله هاشمی رفسنجانی
آیت الله وحید خراسانی
آیت الله ملا هادی سبزواری
آیت الله محمد یزدی
آیت الله موحدی کرمانی
آیت الله مصباح یزدی
آیت الله سید علی خامنه ای
آیت الله خوانساری
آیت الله جمال الدین اسدآبادی
آیت الله طاهری خرم آبادی
آیت الله موسوی تبریزی
آیت الله موسوی بجنوردی
آیت الله فاضل لنکرانی
آیت الله مشکینی
آیت الله محمدی گیلانی
آیت الله محمدی گلپایگانی
آیت الله مرعشی نجفی
آیت الله سیستانی
آیت الله حائری شیرازی
آیت الله حائری یزدی
آیت الله مهدوی کنی
آیت الله طالقانی
آیت الله مجتهد شبستری
آیت الله مجتهد تهرانی
آیت الله محلاتی
آیت الله بیات زنجانی
آیت الله میرزای شیرازی
آیت الله فاضل هرندی
آیت الله موسوی دامغانی
آیت الله نائینی
آیت الله دری نجف آبادی
آیت الله بهبهانی
آیت الله موسوی خوئینی ها
آیت الله علوی گرگانی
آیت الله طاهری اصفهانی
و چرا این آقایان که از صحنه انقلاب و سیاست محو شدند چنین پسوندی ندارند ؟
سید محمد خاتمی
حسینعلی منتظری
مهدی کروبی
محمدجواد باهنر
محمدحسین بهشتی
محمد مفتح
آیت الله شریعتمداری
آیت الله مرتضی مطهری
فقط یک نکته است . اینها اصالتا ایرانی نیستند و نبودند و از طرف استعمار پیر انگلستان مهندسی شده است و بس .
حکایت لخت کردن آخوندها توسط رضا شاه در سال ۱۳۰۰: برگرفته از کتاب. ” تاریخ معاصر ایران”
رضا شاه در ابتدای سلطنت خودش، ارادتی به روحانیون و بزرگان دین داشت و زمانی که در سفرهای متفاوت به شهرهای مختلف میرفت ، حتما به دیدار این دسته از روحانیون میرفت!
از قضا در سفری به جنوب، از اصفهان عبور میکند که در آنجا آخوندی به نام آیت الله اصفهانی حضور داشته، رضا شاه دورادور به او ارادتی داشته و تصمیم به دیدار او میگیرد، اما پس از رسیدن به منزل آخوند میبیند که حاج آقا فوت کرده است!
رضا شاه پس از همدردی با اهالی خانه و شاگردان، زمان مرگ و علت آنرا جویا میشود؛
شاگردان، علت مرگ را سکته و زمان آن را حدود ۱۰ روز قبل بیان میکنند!
رضا شاه غبار از تن نگرفته ، میخواهد به مزار حاج آقا برود و میگوید؛ مراسمی بر پا کنند تا اینکه دستور ساخت مقبره و مراسمی در خور برای حاج آقا بدهند!
اما مریدان میگویند که حاج آقا را هنوز خاک نکردند و ایشان هنوز در سرداب پایین خانه هستند!
رضا شاه با تعجب برافروخته میشود و با نعره فریاد میزند؛ جنازه فاسد میشود…
چه کسی همچین غلطی کرده؟!
شاگردان میگویند ؛ این وصیت خود حاج آقاست ، ایشون خواستند که حتما حاج آقا اردبیلی از اردبیل بیاد و ایشون رو بشوره…
رضا شاه میگه :
ایشون خیلی بی جا کرده، آمدیم حاج آقا اردبیلی یکماه دیگه هم نیومد، تکلیف چیه ؟
کل اهالی مریض میشن…
برید پایین، بیاورید مردک رو بشورید و خاکش کنید!
شاگردان مانع میشن و رضا شاه دستور زدن کتک مفصلی به اونها را میدهد!
پس از آنکه حاج آقا رو از پارچه باز میکنن تا بشورن میبینن که حاج آقا ختنه نشده!
پس از کتک مفصل دوباره شاگردان ، چیزی از اونها در نمی یابد و بی اطلاعی همه در این مورد ثابت میگردد!
رضا شاه میفرماید؛ اینو خاکش کنید و شاگردا رو هم جایی حبس کنید و مراسم برای آخوند بگیرید ، بذارید اردبیلی بیاد، ببینیم اون کیه؟
بعد از چند روز حاج آقا اردبیلی پیداش میشه و میاد به خونه مرحوم ، از راه که میرسه بهش میگن حاج آقا رو شستن و خاکش هم کردند…
تا به فکر فرار میفته، دستگیرش میکنن و میارنش محضر رضا شاه…
رضا شاه میگه لختش کنید …
لختش میکنن و میبینن؛ اینم ختنه نشده!!
رضا شاه میگه داغ درفش بیارید تا به حرف بیاد … آخونده تا اسم داغو میشنوه میگه همه چیزو میگم…
آخوند میگه؛
ما انگلیسی هستیم و دو دوست قدیمی، ماموریت گرفتیم که از جوانی با خواندن زبان فارسی بیاییم نجف و با خواندن دروس حوزه علمیه نجف آخوند بشیم و بیاییم ایران برای جاسوسی و شوراندن مردم علیه دولت!
این اتفاق افتاد و اول اون اومد اصفهان و شد حاج آقا اصفهانی و من رفتم اردبیل و شدم حاج آقا اردبیلی!
رضا شاه میپرسه چندتا دیگه مثل شما هستند؟
آخوندمیگه نمیدانم ورضاشاه دستور لخت کردن آخوند هاراصادرمیکندکه تعدادزیادی برای فراربه سفارتخانه انگلستان مراجعه میکنند
@bashtin
دقت کنید آیا این همه اسم تصادفی هست یا مهندسی شده است ؟
آیت الله بروجردی
آیت الله اراکی
آیت الله کاشانی
آیت الله خم ینی
آیت الله شیخ علی تهرانی
آیت الله صافی گلپایگانی
آیت الله ابوالقاسم خویی
آیت الله نوری همدانی
آیت الله مکارم شیرازی
آیت الله جوادی آملی
آیت الله حسن زاده آملی
آیت الله آملی لاریجانی
آیت الله صادق خلخالی
آیت الله واعظ طبسی
آیت الله شاهرودی
آیت الله دستغیب شیرازی
آیت الله شبیری زنجانی
آیت الله موسوی اردبیلی
آیت الله هاشمی رفسنجانی
آیت الله وحید خراسانی
آیت الله ملا هادی سبزواری
آیت الله محمد یزدی
آیت الله موحدی کرمانی
آیت الله مصباح یزدی
آیت الله سید علی خامنه ای
آیت الله خوانساری
آیت الله جمال الدین اسدآبادی
آیت الله طاهری خرم آبادی
آیت الله موسوی تبریزی
آیت الله موسوی بجنوردی
آیت الله فاضل لنکرانی
آیت الله مشکینی
آیت الله محمدی گیلانی
آیت الله محمدی گلپایگانی
آیت الله مرعشی نجفی
آیت الله سیستانی
آیت الله حائری شیرازی
آیت الله حائری یزدی
آیت الله مهدوی کنی
آیت الله طالقانی
آیت الله مجتهد شبستری
آیت الله مجتهد تهرانی
آیت الله محلاتی
آیت الله بیات زنجانی
آیت الله میرزای شیرازی
آیت الله فاضل هرندی
آیت الله موسوی دامغانی
آیت الله نائینی
آیت الله دری نجف آبادی
آیت الله بهبهانی
آیت الله موسوی خوئینی ها
آیت الله علوی گرگانی
آیت الله طاهری اصفهانی
و چرا این آقایان که از صحنه انقلاب و سیاست محو شدند چنین پسوندی ندارند ؟
سید محمد خاتمی
حسینعلی منتظری
مهدی کروبی
محمدجواد باهنر
محمدحسین بهشتی
محمد مفتح
آیت الله شریعتمداری
آیت الله مرتضی مطهری
فقط یک نکته است . اینها اصالتا ایرانی نیستند و نبودند و از طرف استعمار پیر انگلستان مهندسی شده است و بس .
حکایت لخت کردن آخوندها توسط رضا شاه در سال ۱۳۰۰: برگرفته از کتاب. ” تاریخ معاصر ایران”
رضا شاه در ابتدای سلطنت خودش، ارادتی به روحانیون و بزرگان دین داشت و زمانی که در سفرهای متفاوت به شهرهای مختلف میرفت ، حتما به دیدار این دسته از روحانیون میرفت!
از قضا در سفری به جنوب، از اصفهان عبور میکند که در آنجا آخوندی به نام آیت الله اصفهانی حضور داشته، رضا شاه دورادور به او ارادتی داشته و تصمیم به دیدار او میگیرد، اما پس از رسیدن به منزل آخوند میبیند که حاج آقا فوت کرده است!
رضا شاه پس از همدردی با اهالی خانه و شاگردان، زمان مرگ و علت آنرا جویا میشود؛
شاگردان، علت مرگ را سکته و زمان آن را حدود ۱۰ روز قبل بیان میکنند!
رضا شاه غبار از تن نگرفته ، میخواهد به مزار حاج آقا برود و میگوید؛ مراسمی بر پا کنند تا اینکه دستور ساخت مقبره و مراسمی در خور برای حاج آقا بدهند!
اما مریدان میگویند که حاج آقا را هنوز خاک نکردند و ایشان هنوز در سرداب پایین خانه هستند!
رضا شاه با تعجب برافروخته میشود و با نعره فریاد میزند؛ جنازه فاسد میشود…
چه کسی همچین غلطی کرده؟!
شاگردان میگویند ؛ این وصیت خود حاج آقاست ، ایشون خواستند که حتما حاج آقا اردبیلی از اردبیل بیاد و ایشون رو بشوره…
رضا شاه میگه :
ایشون خیلی بی جا کرده، آمدیم حاج آقا اردبیلی یکماه دیگه هم نیومد، تکلیف چیه ؟
کل اهالی مریض میشن…
برید پایین، بیاورید مردک رو بشورید و خاکش کنید!
شاگردان مانع میشن و رضا شاه دستور زدن کتک مفصلی به اونها را میدهد!
پس از آنکه حاج آقا رو از پارچه باز میکنن تا بشورن میبینن که حاج آقا ختنه نشده!
پس از کتک مفصل دوباره شاگردان ، چیزی از اونها در نمی یابد و بی اطلاعی همه در این مورد ثابت میگردد!
رضا شاه میفرماید؛ اینو خاکش کنید و شاگردا رو هم جایی حبس کنید و مراسم برای آخوند بگیرید ، بذارید اردبیلی بیاد، ببینیم اون کیه؟
بعد از چند روز حاج آقا اردبیلی پیداش میشه و میاد به خونه مرحوم ، از راه که میرسه بهش میگن حاج آقا رو شستن و خاکش هم کردند…
تا به فکر فرار میفته، دستگیرش میکنن و میارنش محضر رضا شاه…
رضا شاه میگه لختش کنید …
لختش میکنن و میبینن؛ اینم ختنه نشده!!
رضا شاه میگه داغ درفش بیارید تا به حرف بیاد … آخونده تا اسم داغو میشنوه میگه همه چیزو میگم…
آخوند میگه؛
ما انگلیسی هستیم و دو دوست قدیمی، ماموریت گرفتیم که از جوانی با خواندن زبان فارسی بیاییم نجف و با خواندن دروس حوزه علمیه نجف آخوند بشیم و بیاییم ایران برای جاسوسی و شوراندن مردم علیه دولت!
این اتفاق افتاد و اول اون اومد اصفهان و شد حاج آقا اصفهانی و من رفتم اردبیل و شدم حاج آقا اردبیلی!
رضا شاه میپرسه چندتا دیگه مثل شما هستند؟
آخوندمیگه نمیدانم ورضاشاه دستور لخت کردن آخوند هاراصادرمیکندکه تعدادزیادی برای فراربه سفارتخانه انگلستان مراجعه میکنند
@bashtin
Forwarded from APOS Iran | جامعه باز
Forwarded from Taghato
علی احمدزاده (کارگردان جوان سینما) به پرویز پرستویی: به حاجقاسمی که نقشش را بازی کردی و دستش را بوسیدی، پایدار باش!
@Taghato_News
«رگ گردنت را باد دادی! چشم سمت چپت را لرزاندی! صدايت را در گلویت انداختی! گولهگوله اشک ریختی! حاجقاسم شدی! حاجکاظم شدی! حاجپرویز شدی! انواع و اقسام حاجی را بازی کردی و رکوردار سیمرغ شدی. روی سن فجر رفتی و از مظلوميت حاتمیكياها گفتی و در همان تلویزیونی که امروز نقدش میکنی نشستی و باد به غبغب انداختی و از آنها دفاع كردی. و ناگهان امروز بالاخواه قیصر و فرمون شدی؛ عجبا! اگر آنها بودند که به هیچوجه جایی برای شما نبود. حاج پرویز! تو باید به حاجقاسمی که در فیلم آخرت نقشش را بازی کردی و پولش را به جیب زدی و دستش را بوسیدی پایدار باشی.
دوست ناعزيز! تو نمیتوانی به آنها پشت کنی. تو باید به آنها پایبند باشی! جا نزن! هنوز چيزی نشده؛ تو بهترين بازيگر اين سينمای سانسورشده هستی! اما اگر پشیمانی، صادقانه پشیمانیات را برای مردم رسانهای کن؛ چرا که اين رياكاری مسموم است و در صنف شما مرسوم.»
instagr.am/p/BjXrk_eBgVj
@Taghato_News
«رگ گردنت را باد دادی! چشم سمت چپت را لرزاندی! صدايت را در گلویت انداختی! گولهگوله اشک ریختی! حاجقاسم شدی! حاجکاظم شدی! حاجپرویز شدی! انواع و اقسام حاجی را بازی کردی و رکوردار سیمرغ شدی. روی سن فجر رفتی و از مظلوميت حاتمیكياها گفتی و در همان تلویزیونی که امروز نقدش میکنی نشستی و باد به غبغب انداختی و از آنها دفاع كردی. و ناگهان امروز بالاخواه قیصر و فرمون شدی؛ عجبا! اگر آنها بودند که به هیچوجه جایی برای شما نبود. حاج پرویز! تو باید به حاجقاسمی که در فیلم آخرت نقشش را بازی کردی و پولش را به جیب زدی و دستش را بوسیدی پایدار باشی.
دوست ناعزيز! تو نمیتوانی به آنها پشت کنی. تو باید به آنها پایبند باشی! جا نزن! هنوز چيزی نشده؛ تو بهترين بازيگر اين سينمای سانسورشده هستی! اما اگر پشیمانی، صادقانه پشیمانیات را برای مردم رسانهای کن؛ چرا که اين رياكاری مسموم است و در صنف شما مرسوم.»
instagr.am/p/BjXrk_eBgVj
Instagram
ali Ahmadzadeh
رگ گردنت رو باد دادي!چشم سمت چپت را لرزاندي!صدايت را در گلویت انداختي! گوله گوله اشک ریختی! حاج قاسم شدی! حاج کاظم شدی! حاج پرویز شدی! انواع و اقسام حاجی را بازی کردی و رکوردار سیمرغ شدی. روي سن فجر رفتی و از مظلوميت حاتمي كياها گفتي و در همان تلویزیونی که…