#رضاشاه ؛
در كشور همسايه، تصوير دوست و همفكر ديرينت #آتاتورك بر پول ملى ست، اما در ايرانى كه تو ساختى، با تو چه كردند و مى كنند؟
كاش مى توانستى ببينى جنب و جوش مردمى را كه امروز، ٩٢ سال پس از تاجگذارى ات، چگونه تو را مى طلبند و نگران اند كه مبادا بلايى بر سر پيكر تو بيآورند.
https://t.me/bashtin/16485
@bashtin
در كشور همسايه، تصوير دوست و همفكر ديرينت #آتاتورك بر پول ملى ست، اما در ايرانى كه تو ساختى، با تو چه كردند و مى كنند؟
كاش مى توانستى ببينى جنب و جوش مردمى را كه امروز، ٩٢ سال پس از تاجگذارى ات، چگونه تو را مى طلبند و نگران اند كه مبادا بلايى بر سر پيكر تو بيآورند.
https://t.me/bashtin/16485
@bashtin
Telegram
باشتين
در زمان حیاتت نامت که میآمد آخوندها عبایشان را خیس میکردند، انوقتها نمیدانستند که ۷۴ سال بعد از مرگت حتی از پیکر بی جانت هم میترسند ،،،
@bashtin
@bashtin
ساخت فرودگاه مهرآباد، راه آهن سراسری ایران، تأسیس دانشگاه تهران، جاده سازی، راه اندازی و تاسیس شبکه بانکی (سپه، ملی، کشاورزی)، بیمه ایران، خبرگزاری، فرهنگستان، موزه ملی و... تنها بخشی از خدمات رضاشاه بود و حالا پیکرش در این سرزمین اشغال شده جایی ندارد!
ایرانی با غیرت غیرتت رو نشون بده،،
@bashtin
ایرانی با غیرت غیرتت رو نشون بده،،
@bashtin
رضاشاه ظالم بود، رضاشاه خائن بود و بعد از ۳۹سال مردم در مذهبیترین شَهرَت فریاد زدند: رضاشاه روحت شاد!
آره … تو حق داری بترسی
#از_جنازه_ات_میترسند
https://t.me/bashtin/16486
@bashtin
آره … تو حق داری بترسی
#از_جنازه_ات_میترسند
https://t.me/bashtin/16486
@bashtin
Telegram
باشتين
#رضاشاه ؛
در كشور همسايه، تصوير دوست و همفكر ديرينت #آتاتورك بر پول ملى ست، اما در ايرانى كه تو ساختى، با تو چه كردند و مى كنند؟
كاش مى توانستى ببينى جنب و جوش مردمى را كه امروز، ٩٢ سال پس از تاجگذارى ات، چگونه تو را مى طلبند و نگران اند كه مبادا…
در كشور همسايه، تصوير دوست و همفكر ديرينت #آتاتورك بر پول ملى ست، اما در ايرانى كه تو ساختى، با تو چه كردند و مى كنند؟
كاش مى توانستى ببينى جنب و جوش مردمى را كه امروز، ٩٢ سال پس از تاجگذارى ات، چگونه تو را مى طلبند و نگران اند كه مبادا…
آرامگاه رضا شاه راه آهن شمال به جنوب ایرانه جایی دیگه دنبال آرامگاهش نگردید
https://t.me/bashtin/16487
https://t.me/bashtin/16487
Telegram
باشتين
ساخت فرودگاه مهرآباد، راه آهن سراسری ایران، تأسیس دانشگاه تهران، جاده سازی، راه اندازی و تاسیس شبکه بانکی (سپه، ملی، کشاورزی)، بیمه ایران، خبرگزاری، فرهنگستان، موزه ملی و... تنها بخشی از خدمات رضاشاه بود و حالا پیکرش در این سرزمین اشغال شده جایی ندارد!
…
…
بدون هیچگونه پیشداوری میگم. کاش میشد یه نظر سنجی انجامبدم و ببینم چند درصد ایرانیهادلشون می خواد به زیارت " کاخ مقبره امام راحل " برن و چند درصد علاقه دارن جنازه مومیایی منتسب به رضا شاه رو ببینن؟ فقط قبلش به دو گروه هشدار بدم کاخ امام خیلی خوشگل و تمیزه وپیکر بی جان رضاخان ، خاکی و گِلی
https://t.co/fPUE3AnMAI
@bashtin
https://t.co/fPUE3AnMAI
@bashtin
Manoto TV
رضا شاه
مستند «رضاشاه» از برآمدن و بهقدرت رسیدن رضاخان آغاز میشود. از کودتای سوم اسفندماه ۱۲۹۹. زمانیکه سرزمینِ ایران در یک بحرانِ تمامعیار قرار داشت و شیرازۀ دولت مرکزی ازهم گسسته بود. ایران در آن برهه ا
شما به دیدن کدام میروید ، کاخ مقبره امام ،، یا پیکر خاکی وگلی رضاخان ؟؟؟؟
anonymous poll
پیکر رضاخان – 266
👍👍👍👍👍👍👍 96%
کاخ مقبره امام – 10
▫️ 4%
👥 276 people voted so far.
anonymous poll
پیکر رضاخان – 266
👍👍👍👍👍👍👍 96%
کاخ مقبره امام – 10
▫️ 4%
👥 276 people voted so far.
باشتين
درخواست کمک شاهزاده رضا پهلوی از مردم ایران: رضاشاه سرباز و خدمتگزار ملت و میهن بود؛ از طریق شبکههای اجتماعی و تجمعات مسالمتآمیز، یاد و نامش را گرامی بدارید https://t.me/bashtin/16483
رضاشاه یک ایران ویران را تحویل گرفت و در کمتر از دو دهه بدون پول نفت آن را در قالب کشوری منظم و مدرن تحویل جانشینش داد. اگر بعد از قاجار، پرانتز پهلوی باز نمیشد و ایران مستقیما دست آخوندها میافتاد، امروز ما چیزی بودیم شبیه افغانستان دوران طالبان؛ تا بیخ در جنگ، تحجر و قومگرایی.
https://t.me/bashtin/16493
@bashtin
https://t.me/bashtin/16493
@bashtin
Telegram
باشتين
پاسارگاد و تخت جمشید را روی مردم بستند مقبره فردوسی را بستند و کارون و زاینده رود و دریاچه ارومیه را خشک کردند و امروز در پی نابودی پیکر #رضاشاه هستند آیا ایران تا به امروز چنین دشمنی به خود دیده است؟
@bashtin
@bashtin
بنال بلدوزر.... عجله دارم.
لطف میکنید که سنگ و خاک مطهر وطن را از سر و سینه ام بر می دارید،دیرگاهی است که تمام وطن، بر سینه ام سنگینی میکند. داغ کودکان و زنان و جوانان م را،
انها نوادگان بی تقصیر منند، بنال بلدوزر،
میخواهم با بخشی از ایرانیاران «همچو فروغی، علم، جهانبانی، بختیار، دریادارفزونی، دریاسالار بایندر، ... و نوادگان آنان» به کرماشان بروم،
آخه شنیدم که دیشب دخترک کورد ایرانی میگفت، ما ...ای...جا...اَ سرما..ی یخ زدیم،
میروم تا شنل سربازیم را بر دوشش بیندازم، و تا آماده شدن خانه اش، کنارش خواهم ماند، مگر چه کاری سخت تر از ساخت تونل کندوان، پل ورسک، جاده بوشهر به شیراز، هست، نیست،
بنال بلدوزر، لطف میکنی، بر گونه دخترانم در پارکهای گیلان و تبریز و.تهران، سیلی زده اند، دق مرگم داده اند، برای دخترانم ارزوها داشتم، انان را از زیر چاقچور ذلت بار قجری و برقع حجازی، به لباس پلیس و دبیر و خلبان و ناوبانی، آوردم، انان دختران منند لیاقت ها دارند،
آهای، جگرم سوخت، چکمه ام کجاست، اهای بایندر، ناوهای مازندران و پلنگ و دیلمان را بگو استارت موتور کنند، بگو ناخداعباس بوشهری هم با ناو پرسپولیس بیاید، شنیده ام با ترکمانچای نحس دیگری را در جنوب وطنم، پرشن گالف وطن را به استعمار نحس چین و شرکای روسی انان بخشیده اند، و بر روی فرزندان بوشهری و هرمزگانیم، رگبار بسته اند که حق صیادی ندارید.
آهای بشتابید بسوی چابهار، هندوها، چابهارم را برده اند
کلاه و شنل و چکمه ام را هیچگاه ز بر در نیاوردم تا نصف خزر و جزیره آشوراده طبرستان وطن را از حلقوم روس همیشه دشمن و متعفن، به در آورم و آوردم، اما اکنون سواحل تالش و مازن و سمنگانم را در چنگال قاچاقچیان شرور، و خزر را در کام روس می بینم،
اهای چهارستون بدنم سوخت، گر گرفته ام، بنال بلدوزر، کارها بر زمین مانده است، دبستان های کپری سیستان و ایرانشهر، بیکاری و بیماری جوانان عرب ایرانی در شادگان و خفاجیه، بی حیثیت کردن دخترکان معصوم وطنم را در قم و مشهد در مجالس عیش لبنانی ها، چهار مغز استخوانم را سوخته است،
یادتان هست که در ترکیه و در دیدار با برادر باشرفم اتاتورک، دخترک اهدایی آنها را با احترام پس فرستادم، تنم لرزید که مبادا یکروز حتی یکی از دخترانم را...
اهای بلدوزر، اهای بلدوزر، بنال، که تمام قامتم را خرد از غم وطن کرده اند، نسل من انروز در صلب نوزادان در گهواره بود، امروز سر براورده اند و با روایتگری دادگاه تاریخ، فریاد زدند بابا بزرگ، رضاشاه، روحت شاد.
و من بازگشتم
خوش آمدی پدر، صفا آورده ای.... تو بازآیی و ما، خاک رهت گردیم
https://t.me/bashtin/16497
#ارسالی
@bashtin
لطف میکنید که سنگ و خاک مطهر وطن را از سر و سینه ام بر می دارید،دیرگاهی است که تمام وطن، بر سینه ام سنگینی میکند. داغ کودکان و زنان و جوانان م را،
انها نوادگان بی تقصیر منند، بنال بلدوزر،
میخواهم با بخشی از ایرانیاران «همچو فروغی، علم، جهانبانی، بختیار، دریادارفزونی، دریاسالار بایندر، ... و نوادگان آنان» به کرماشان بروم،
آخه شنیدم که دیشب دخترک کورد ایرانی میگفت، ما ...ای...جا...اَ سرما..ی یخ زدیم،
میروم تا شنل سربازیم را بر دوشش بیندازم، و تا آماده شدن خانه اش، کنارش خواهم ماند، مگر چه کاری سخت تر از ساخت تونل کندوان، پل ورسک، جاده بوشهر به شیراز، هست، نیست،
بنال بلدوزر، لطف میکنی، بر گونه دخترانم در پارکهای گیلان و تبریز و.تهران، سیلی زده اند، دق مرگم داده اند، برای دخترانم ارزوها داشتم، انان را از زیر چاقچور ذلت بار قجری و برقع حجازی، به لباس پلیس و دبیر و خلبان و ناوبانی، آوردم، انان دختران منند لیاقت ها دارند،
آهای، جگرم سوخت، چکمه ام کجاست، اهای بایندر، ناوهای مازندران و پلنگ و دیلمان را بگو استارت موتور کنند، بگو ناخداعباس بوشهری هم با ناو پرسپولیس بیاید، شنیده ام با ترکمانچای نحس دیگری را در جنوب وطنم، پرشن گالف وطن را به استعمار نحس چین و شرکای روسی انان بخشیده اند، و بر روی فرزندان بوشهری و هرمزگانیم، رگبار بسته اند که حق صیادی ندارید.
آهای بشتابید بسوی چابهار، هندوها، چابهارم را برده اند
کلاه و شنل و چکمه ام را هیچگاه ز بر در نیاوردم تا نصف خزر و جزیره آشوراده طبرستان وطن را از حلقوم روس همیشه دشمن و متعفن، به در آورم و آوردم، اما اکنون سواحل تالش و مازن و سمنگانم را در چنگال قاچاقچیان شرور، و خزر را در کام روس می بینم،
اهای چهارستون بدنم سوخت، گر گرفته ام، بنال بلدوزر، کارها بر زمین مانده است، دبستان های کپری سیستان و ایرانشهر، بیکاری و بیماری جوانان عرب ایرانی در شادگان و خفاجیه، بی حیثیت کردن دخترکان معصوم وطنم را در قم و مشهد در مجالس عیش لبنانی ها، چهار مغز استخوانم را سوخته است،
یادتان هست که در ترکیه و در دیدار با برادر باشرفم اتاتورک، دخترک اهدایی آنها را با احترام پس فرستادم، تنم لرزید که مبادا یکروز حتی یکی از دخترانم را...
اهای بلدوزر، اهای بلدوزر، بنال، که تمام قامتم را خرد از غم وطن کرده اند، نسل من انروز در صلب نوزادان در گهواره بود، امروز سر براورده اند و با روایتگری دادگاه تاریخ، فریاد زدند بابا بزرگ، رضاشاه، روحت شاد.
و من بازگشتم
خوش آمدی پدر، صفا آورده ای.... تو بازآیی و ما، خاک رهت گردیم
https://t.me/bashtin/16497
#ارسالی
@bashtin
Telegram
باشتين
استقبال بى نظير مردم از جسد موميايي رضا شاه
در حرم شاه عبدالعظيم...
اخوندها از همین میترسند که جوانانی که نه رضاشاه رو دیدن ونه حتی پسرش را اورا فریاد میزنند ،،،
@bashtin
در حرم شاه عبدالعظيم...
اخوندها از همین میترسند که جوانانی که نه رضاشاه رو دیدن ونه حتی پسرش را اورا فریاد میزنند ،،،
@bashtin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
استقبال بى نظير مردم از جسد موميايي رضا شاه
در حرم شاه عبدالعظيم...
اخوندها از همین میترسند که جوانانی که نه رضاشاه رو دیدن ونه حتی پسرش را اورا فریاد میزنند ،،،
@bashtin
در حرم شاه عبدالعظيم...
اخوندها از همین میترسند که جوانانی که نه رضاشاه رو دیدن ونه حتی پسرش را اورا فریاد میزنند ،،،
@bashtin
نوشته یک ایرانی سر خورده و....سالخورده...
اولین باری که من پرچم آمریکا را در دست گرفتم و تکان تکانش دادم، بچه دبستانی بودم. ما را سوار اتوبوسی کردند و به خیابانی به نام "آیزنهاور" رفتیم.... بیاد میاورم که مرد کچلی از درون اتومبیل بزرگ و سفید رنگی برای من دست تکان میداد و من پرچم آمریکا را برایش تکان تکان میدادم!
از آن روز بود که من وارد سیاست شدم... چند سالی گذشت. سالهای اول دبیرستان بودم. صبح که بمدرسه میرفتم شاهد گریه کردن مردم بودم پرسیدم چه شده است؟ گفتند کندی، رئیس جمهورآمریکا را ترور کرده اند... او مرده است و منهم گریه کردم.
در همان سالها کم کم فهمیدم هر اتفاقی در قاره آمریکا بیفتد، به من ایرانی ربط دارد و این دومین آشنائی من با سیاست بود.
دانشجو بودم، نیکسون رئیس جمهور آمریکا به ایران آمده بود تا در آرامگاه رضا شاه گل بگذارد. تروریستهای هموطن، دو آمریکائی را ترور کردند و چند جا بمب گذاشتند. نیکسون گل را گذاشت و از ایران فرار کرد.
من بزرگتر شدم. جرالد فورد به شاه گفت: "کمکم کن من رئیس جمهور دوباره آمریکا بشوم وگرنه تو رفتنی هستی" شاه خندید و گفت:
"من؟ بچه شدی، میخوای با پول نفت کاخ سفید رو یکجا بخرم تا تو توش بمونی؟"
شاه نصف درآمد یک روز نفت ایران را یعنی چیزی نزدیک به، 40 میلیون دلار، به ستاد انتخاباتی پرزیدنت فورد کمک کرد که او بماند و او ماند ولی نه بعنوان رئیس جمهور آمریکا.
20 مارس 1975 شاه در سر راه خود به مکزیک برای افزایش دادن دوباره قیمت نفت، در فرودگاه اورلی پاریس به "ژاک شامان دلماس" نخست وزیر فرانسه و "ژاک شیراک" شهردار پاریس گفت:
"از قول من به ژیسکاردستن، رئیس جمهور فرانسه، بگوئید دوران مو بورها و چشم آبی ها تمام شده، فقط با چند روز فروش نفت ایران... پاریس و برج ایفل رو یکجا میخرم"
شاه 18 درصد قیمت نفت را افزایش داد و در عوض در یک ضیافت شام لباس تنش به پلوتونیوم آغشته شد و با تب خفیفی به ایران بازگشت. همان تب خفیفی که پایانش در بیمارستانی در مصر بود.
تب شاه قطع نشد. پزشکانی به بالینش آمدند و بعدها فاش شد این تب مربوط به تب مالاریا که شاه در کودکی گرفته بود نیست، شاه را بگفته ای سرطانی کرده بودند... تا تقاص افزایش قیمت نفت و در افتادن با مو بورها را بدهد. اما این پایان کار نبود.
کسی باخبر نشد که هویدا، با گزارشی که از طرف "اداره تحلیل و بررسی" های سازمان امنیت ایران تهیه شده بود، به دیدار شاه رفت وگفت: "قربان، با مو بورها و چشم آبی ها چکار دارید؟ با دم شیر بازی نکنید" شاه پاسخ داده بود : "آنها پدرم را از خاکش بیرون کردند، تا پدرشان را در نیاورم از پا نمی نشینم. می ترسی کنار برو، من نخست وزیر ترسو نمی خواهم"
هویدا برکنار شد و آموزگار کار آزموده نخست وزیر شد. شاه تا به خودش بیاید، "صدای پای انقلاب" را برایش به صدا در آورده بودند تا بداند... در افتادن با مو بورها چه قیمتی دارد.
شاه ملت فریب خورده و بازیچه مو بورها را قتل عام نکرد، آنها را به خدا سپرد و با چشمانی گریان ازایران رفت.
و...چشم آبی ها..."او را".... زیر درخت سیب در پاریس کاشتند تا با آن ادعای "آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند" پدر ملت را در بیاورند و.... سوغاتی بزرگ را وارد کردند .
بعد ما را از دیوار سفارتشان بالا بردند تا میلیاردها دلار پس انداز ایران و سهام کارخانه هایشان را که شاه برایمان خریده بود همراه با سپرده های میلیارد دلاری ایران را... یک شبه بالا بکشند.
بعد جنگ راه انداختند ، با یک میلیون کشته و هشت سال کشتارو دربدریِ میلیون ها ایرانی... تا از "راه کربلا به قدس مان برسانند"
بعد از جنگ، تحریم شدیم و بعد از تحریم حواله مند 5+1
فعلا هم مشخص است کی، دست نشانده چشم آبی ها ست، تا آخرین قطرات خون پیکر بی جان مملکتی را که می رفت تا به "دروازه های تمدن بزرگ" برسد را بمکند... تا از پیکر بی جان آنهم چیزی باقی نماند.
اما من پرچم به دست، 70 سال است... سرگردانِ طی کردن عرض و طول خیابان های "انقلاب" تا "میدان آزادی" ام !
آری، این است داستان کهن دیار من
@bashtin
اولین باری که من پرچم آمریکا را در دست گرفتم و تکان تکانش دادم، بچه دبستانی بودم. ما را سوار اتوبوسی کردند و به خیابانی به نام "آیزنهاور" رفتیم.... بیاد میاورم که مرد کچلی از درون اتومبیل بزرگ و سفید رنگی برای من دست تکان میداد و من پرچم آمریکا را برایش تکان تکان میدادم!
از آن روز بود که من وارد سیاست شدم... چند سالی گذشت. سالهای اول دبیرستان بودم. صبح که بمدرسه میرفتم شاهد گریه کردن مردم بودم پرسیدم چه شده است؟ گفتند کندی، رئیس جمهورآمریکا را ترور کرده اند... او مرده است و منهم گریه کردم.
در همان سالها کم کم فهمیدم هر اتفاقی در قاره آمریکا بیفتد، به من ایرانی ربط دارد و این دومین آشنائی من با سیاست بود.
دانشجو بودم، نیکسون رئیس جمهور آمریکا به ایران آمده بود تا در آرامگاه رضا شاه گل بگذارد. تروریستهای هموطن، دو آمریکائی را ترور کردند و چند جا بمب گذاشتند. نیکسون گل را گذاشت و از ایران فرار کرد.
من بزرگتر شدم. جرالد فورد به شاه گفت: "کمکم کن من رئیس جمهور دوباره آمریکا بشوم وگرنه تو رفتنی هستی" شاه خندید و گفت:
"من؟ بچه شدی، میخوای با پول نفت کاخ سفید رو یکجا بخرم تا تو توش بمونی؟"
شاه نصف درآمد یک روز نفت ایران را یعنی چیزی نزدیک به، 40 میلیون دلار، به ستاد انتخاباتی پرزیدنت فورد کمک کرد که او بماند و او ماند ولی نه بعنوان رئیس جمهور آمریکا.
20 مارس 1975 شاه در سر راه خود به مکزیک برای افزایش دادن دوباره قیمت نفت، در فرودگاه اورلی پاریس به "ژاک شامان دلماس" نخست وزیر فرانسه و "ژاک شیراک" شهردار پاریس گفت:
"از قول من به ژیسکاردستن، رئیس جمهور فرانسه، بگوئید دوران مو بورها و چشم آبی ها تمام شده، فقط با چند روز فروش نفت ایران... پاریس و برج ایفل رو یکجا میخرم"
شاه 18 درصد قیمت نفت را افزایش داد و در عوض در یک ضیافت شام لباس تنش به پلوتونیوم آغشته شد و با تب خفیفی به ایران بازگشت. همان تب خفیفی که پایانش در بیمارستانی در مصر بود.
تب شاه قطع نشد. پزشکانی به بالینش آمدند و بعدها فاش شد این تب مربوط به تب مالاریا که شاه در کودکی گرفته بود نیست، شاه را بگفته ای سرطانی کرده بودند... تا تقاص افزایش قیمت نفت و در افتادن با مو بورها را بدهد. اما این پایان کار نبود.
کسی باخبر نشد که هویدا، با گزارشی که از طرف "اداره تحلیل و بررسی" های سازمان امنیت ایران تهیه شده بود، به دیدار شاه رفت وگفت: "قربان، با مو بورها و چشم آبی ها چکار دارید؟ با دم شیر بازی نکنید" شاه پاسخ داده بود : "آنها پدرم را از خاکش بیرون کردند، تا پدرشان را در نیاورم از پا نمی نشینم. می ترسی کنار برو، من نخست وزیر ترسو نمی خواهم"
هویدا برکنار شد و آموزگار کار آزموده نخست وزیر شد. شاه تا به خودش بیاید، "صدای پای انقلاب" را برایش به صدا در آورده بودند تا بداند... در افتادن با مو بورها چه قیمتی دارد.
شاه ملت فریب خورده و بازیچه مو بورها را قتل عام نکرد، آنها را به خدا سپرد و با چشمانی گریان ازایران رفت.
و...چشم آبی ها..."او را".... زیر درخت سیب در پاریس کاشتند تا با آن ادعای "آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند" پدر ملت را در بیاورند و.... سوغاتی بزرگ را وارد کردند .
بعد ما را از دیوار سفارتشان بالا بردند تا میلیاردها دلار پس انداز ایران و سهام کارخانه هایشان را که شاه برایمان خریده بود همراه با سپرده های میلیارد دلاری ایران را... یک شبه بالا بکشند.
بعد جنگ راه انداختند ، با یک میلیون کشته و هشت سال کشتارو دربدریِ میلیون ها ایرانی... تا از "راه کربلا به قدس مان برسانند"
بعد از جنگ، تحریم شدیم و بعد از تحریم حواله مند 5+1
فعلا هم مشخص است کی، دست نشانده چشم آبی ها ست، تا آخرین قطرات خون پیکر بی جان مملکتی را که می رفت تا به "دروازه های تمدن بزرگ" برسد را بمکند... تا از پیکر بی جان آنهم چیزی باقی نماند.
اما من پرچم به دست، 70 سال است... سرگردانِ طی کردن عرض و طول خیابان های "انقلاب" تا "میدان آزادی" ام !
آری، این است داستان کهن دیار من
@bashtin
هویدا در زمان نخست وزیری، نزد محمد رضاشاه رفت و گفت: قربان در طرح تغذیهء رایگان مدارس، آماری که مدیران مدارس از تعداد دانش آموزان ارائه کرده اند، بالاتر از تعداد واقعی دانش آموزان است. اجازه دهید یک سرشماری کلی از تعداد دانش آموزان مدارس انجام شود.
شاهنشاه موضوع صحبت را عوض کرد و هویدا را مرخص نمود.
چندی بعد در دیداری دیگر با شاهنشاه دو مرتبه موضوع را مطرح نمود. این بار هم شاهنشاه موضوع صحبت را عوض کرده و هویدا را مرخص نمود.هویدا در دیدار بعدی با شاهنشاه موضوع را مطرح کرده و خاطرنشان کرد که چرا هر موقع موضوع آمار گیری دانش آموزان را مطرح میکنم شما موضوع بحث را عوض میکنید؟
شاهنشاه در پاسخ به نخست وزیر، جناب هویدا گفتند: من میدانم شما میخواهید برای جلوگیری از حیف و میل بودجه، آمار دقیق دانش آموزان را حساب کنید و به تعداد آنها تغذیه توزیع کنید، ولی اگر اینکار صورت بگیرد، مدیران مدارس برای زیاده خواهیِ سهم خودشان، هر روز تعدادی از دانش آموزان را از خوردن تغذیه محروم میکنند. دانش آموزان خردسال چیزی از زیاده خواهی و طمعکاری نمیدانند و این باعث ایجاد عقده و حقارت در نسل آینده خواهد شد. ما نمیتوانم اخلاق زشت مدیران مدارس را عوض کنیم ولی میتوانیم نسل بعدی را درست تربیت کنیم... جناب نخست وزیر اجازه دهید نسل آینده را درست تربیت کنیم، این مسائل حل خواهد شد...
جانگواه راه وطن، هویدا اذعان داشت که بار دیگر به عظمت و بزرگی روح شاهنشاه، در تعالی نسل آیندهء کشور پی بردم......
واین همان نسلی شد که در دفاع از سرزمینمان در دوران جنگ آنچنان ایثارگری و جانفشانی کردند.....
و امروزه ....... چه نسلی برای آیندهء سرزمینمان تربیت میکنند؟!؟!؟
ایران رو پس میگیریم.
@bashtin
شاهنشاه موضوع صحبت را عوض کرد و هویدا را مرخص نمود.
چندی بعد در دیداری دیگر با شاهنشاه دو مرتبه موضوع را مطرح نمود. این بار هم شاهنشاه موضوع صحبت را عوض کرده و هویدا را مرخص نمود.هویدا در دیدار بعدی با شاهنشاه موضوع را مطرح کرده و خاطرنشان کرد که چرا هر موقع موضوع آمار گیری دانش آموزان را مطرح میکنم شما موضوع بحث را عوض میکنید؟
شاهنشاه در پاسخ به نخست وزیر، جناب هویدا گفتند: من میدانم شما میخواهید برای جلوگیری از حیف و میل بودجه، آمار دقیق دانش آموزان را حساب کنید و به تعداد آنها تغذیه توزیع کنید، ولی اگر اینکار صورت بگیرد، مدیران مدارس برای زیاده خواهیِ سهم خودشان، هر روز تعدادی از دانش آموزان را از خوردن تغذیه محروم میکنند. دانش آموزان خردسال چیزی از زیاده خواهی و طمعکاری نمیدانند و این باعث ایجاد عقده و حقارت در نسل آینده خواهد شد. ما نمیتوانم اخلاق زشت مدیران مدارس را عوض کنیم ولی میتوانیم نسل بعدی را درست تربیت کنیم... جناب نخست وزیر اجازه دهید نسل آینده را درست تربیت کنیم، این مسائل حل خواهد شد...
جانگواه راه وطن، هویدا اذعان داشت که بار دیگر به عظمت و بزرگی روح شاهنشاه، در تعالی نسل آیندهء کشور پی بردم......
واین همان نسلی شد که در دفاع از سرزمینمان در دوران جنگ آنچنان ایثارگری و جانفشانی کردند.....
و امروزه ....... چه نسلی برای آیندهء سرزمینمان تربیت میکنند؟!؟!؟
ایران رو پس میگیریم.
@bashtin
بسیجیه نوشته بود ۱۴۰۰ سال مهدیمهدی کردیم، مهدی نیامد، مردم سه ماه رضاشاه رضاشاه کردند، رضاشاه آمد
https://t.me/bashtin/16498
https://t.me/bashtin/16498
Telegram
باشتين
درجایی که قبرجنایتکارترین فردتاریخ ایران۲میلیارددلارخرج داشته بیتفاوتی به آرامگاه پیکرمردی که جزخدمت به ایران کاری نکرده نشان بیغرتی من و توست هموطن ،،،
@bashtin
@bashtin
Forwarded from تلویزیون منوتو
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
در #اردیبهشت پیکر #رضاشاه به ایران برگردانده شد.
در اردیبهشت #مقبره_رضاشاه تخریب شد.
و در اردیبهشت پیکر مومیایی شدهای در مکان #آرامگاه او پیدا شده که به احتمال قریب به یقین پیکر اوست
#منوتوزمان
در اردیبهشت #مقبره_رضاشاه تخریب شد.
و در اردیبهشت پیکر مومیایی شدهای در مکان #آرامگاه او پیدا شده که به احتمال قریب به یقین پیکر اوست
#منوتوزمان
آرامگاه رضا شاه به مزار و حرم و طلا و نقره احتیاجی ندارد،
تا وقتی دانشگاه تهران پا برجاست
تا وقتی راه آهن پا برجاست،
تا وقتی تخت جمشید مایه بهت بیگانگان است،
تا وقتی فروردین تا اسفند در تقویم ایرانی است،
تا وقتی پایه های پل ورسک همچنان استوارند...
رضا شاه زنده است
رضاشاه در قلبها و یادهای مردمش زنده است.
https://t.me/bashtin/16494
تا وقتی دانشگاه تهران پا برجاست
تا وقتی راه آهن پا برجاست،
تا وقتی تخت جمشید مایه بهت بیگانگان است،
تا وقتی فروردین تا اسفند در تقویم ایرانی است،
تا وقتی پایه های پل ورسک همچنان استوارند...
رضا شاه زنده است
رضاشاه در قلبها و یادهای مردمش زنده است.
https://t.me/bashtin/16494
Telegram
باشتين
رضاشاه یک ایران ویران را تحویل گرفت و در کمتر از دو دهه بدون پول نفت آن را در قالب کشوری منظم و مدرن تحویل جانشینش داد. اگر بعد از قاجار، پرانتز پهلوی باز نمیشد و ایران مستقیما دست آخوندها میافتاد، امروز ما چیزی بودیم شبیه افغانستان دوران طالبان؛ تا بیخ…