باشتين
این سی ثانیه ویدیو به شما نشان میدهد چرا از سرزمین کفار آلبرت انیشتین و از جهان سوم نواب صفوی ودیگر تروریستان جهان استخراج میشود ،، @bashtin
قتل احمد کسروی را میتوان یک نقطهای عزیمت و لکهای سیاهی بر دامان حکومت وقت انگاشت.
او را که بی تردید یکی از تاثیرگذارترین روشنفکران تاریخ معاصر ایران بود، پیشاهنگان حرکتی جلادانه به قتل رساندند، که در بهمن ۵۷ و بر بام مدرسه رفاه، از ایران مدرن به انتقامگیری پرداختند.
وقتی کسروی کتاب "شیعهگری" خود را منتشر نمود، واکنش های بسیاری را در بین روحانیت برانگیخت. دیری نپائید که این کتاب به نجف و دستان مجتهدان رسید، گویا همان روز یکی از ایشان بر فراز منبر رفته و وااسلاما گویان، خطاب به حضار و به غیض میپرسد:
- آیا کسی نیست که جلوی این ملعون را بگیرد؟ از میان جمع جوانک سیدی بر می خیزد و با اطمینان تام پاسخ میدهد:
- چرا من!
او نواب صفوی بود. کسی که بعداً مسبب قتل کسروی و هر آنکس که بزعم وی مانع بر سر راه شریعت و پیروی از دین اسلام بود، پرداخت. اما قتل کسروی،تنها از میان برداشتن یک نویسنده نبود،اعلان جنگی بود به مدرنیته، به فردا نواب صفوی در حقیقت مجتبی میرلوحی نام داشت، کنیت مادریش نواب بود و خود را از نوادگان سلسله صفوی می پنداشت، پس این نام را برخود نهاد. از نفوذ کلام برخوردار بود و شوری مذهبی در سر داشت. پس از تحصیلات دبیرستانی، در مدرسه فنی آلمانی ها،برای نخستین بار،به لحاظ فعالیت سیاسی، در چشم آمد. در آبادان به استخدام شرکت نفت درآمد. در دعوایی میان سرکارگری انگلیسی و کارگری ایرانی، به ایراد سخنرانی کوبنده پرداخت و کارگران را به انتقام گیری از آن تبعه انگلیس شوراند، کارگران نیز چنین کردند تا با دخالت پلیس، نواب پا به فرار گذارد و شبانه عازم نجف شد. چندی بعد کتاب شیعهگری/را در همانجا می خواند و منقلب میگردد. در این کتاب کسروی به صراحت از امام ششم شیعیان انتقاد نموده بود. نواب ۲۰ ساله این کتاب را به رویت مجتهدانی چون طباطبائی قمی و امینی میرساند، آنان نیز از این افکار مکتوب مشوش میشوند، لیکن تنها آیتالله قمی حکم بر ارتداد کسروی میدهد. نواب با /چنین فتوای خونباری عازم ایران میشود تا به وظیفه دینی خود عمل نماید. بدیهیست که هزینه های او را روحانیونی متقبل گشتند.
کسروی اما دیری بود که به خاری در چشم زعمای دین مبدل گشته بود. طُرفه اینکه خاستگاه فکری او نیز مدرسه علمیه بود. سیر حوادث اما مسیر فکری او را از روحانیت جدا نمود.
کسروی در ۸ مهر ۱۲۶۹ در محله حکماوار تبریز پا به عرصه حیات گذارد، در خاندانی روحانی.
از ۶ سالگی به فراگیری قرآن پرداخت و بعدها به هیئت طلبگی دینی درآمد. هم از آغاز در حیطه مسایل دینی به مطالعاتی عمیق پرداخت و به اصحاب فضیلت این طریقت پیوست. وی معتقد به "اسلام اصیل" بود و بر این ایمان که جوامع سالم از دین مستغنی نمیباشند. معتقد بود که دین میباید بر عقلانیت و دمکراسی مبتنی باشد و فارغ از جهالت و خرافه پرستی. اینچنین بود که به مبارزه با تشیع روی آورد. خیلی زود حافظ قرآن گشت و بر زبانهای عربی، انگلیسی و فرانسوی مسلط. به ایران و فرهنگ و تاریخ آن می بالید. با تجزیه طلبان در آذربایجان به مقابله پرداخت و در پی اعاده عظمت ایران بود.
از ۱۶ سالگی به انقلاب مشروطه پیوسته بود و کتاب "تاریخ انقلاب مشروطه" وی روایتی ست مرجع، از منظر یک ناظر و فعال آن نهضت تاریخی. دشمنی بخش کثیری از روحانیون چون شیخ فضلالله نوری با این انقلاب، منجر به کنار/گذاردن پیرایه روحانیت وی شد.او این صنف را بی فایده برای مملکت دانست و با گذرزمان عملا در اعتقادش به اسلام و قرآن تجدیدنظر نمود و پارهای از آیات قرآنی را قویا زیر سئوال برد. تمایلات فکری بعدی او علم گرایانه بودند و خردورزانه و به غرب بعنوان مهد ایندو می نگریست. بعدها رهسپار تهران گشت و در وزارت دادگستری مشغول بکار. زمانی بر مسند قضاوت نشست و گاهی به وکالت روی آورد، اما همواره به تحقیقات و نویسندگی در حوزه ای تاریخ و دین پایبند ماند. وی نه تنها محققی روشن نگر که حقوقدانی مجرب گشته بود. پس از تبعید رضاشاه وکالت سرپاس مختاری را، که به قتل شماری از مخالفان محکوم گشته بود، عهدهدار گردید. ادامه👇
@bashtin
او را که بی تردید یکی از تاثیرگذارترین روشنفکران تاریخ معاصر ایران بود، پیشاهنگان حرکتی جلادانه به قتل رساندند، که در بهمن ۵۷ و بر بام مدرسه رفاه، از ایران مدرن به انتقامگیری پرداختند.
وقتی کسروی کتاب "شیعهگری" خود را منتشر نمود، واکنش های بسیاری را در بین روحانیت برانگیخت. دیری نپائید که این کتاب به نجف و دستان مجتهدان رسید، گویا همان روز یکی از ایشان بر فراز منبر رفته و وااسلاما گویان، خطاب به حضار و به غیض میپرسد:
- آیا کسی نیست که جلوی این ملعون را بگیرد؟ از میان جمع جوانک سیدی بر می خیزد و با اطمینان تام پاسخ میدهد:
- چرا من!
او نواب صفوی بود. کسی که بعداً مسبب قتل کسروی و هر آنکس که بزعم وی مانع بر سر راه شریعت و پیروی از دین اسلام بود، پرداخت. اما قتل کسروی،تنها از میان برداشتن یک نویسنده نبود،اعلان جنگی بود به مدرنیته، به فردا نواب صفوی در حقیقت مجتبی میرلوحی نام داشت، کنیت مادریش نواب بود و خود را از نوادگان سلسله صفوی می پنداشت، پس این نام را برخود نهاد. از نفوذ کلام برخوردار بود و شوری مذهبی در سر داشت. پس از تحصیلات دبیرستانی، در مدرسه فنی آلمانی ها،برای نخستین بار،به لحاظ فعالیت سیاسی، در چشم آمد. در آبادان به استخدام شرکت نفت درآمد. در دعوایی میان سرکارگری انگلیسی و کارگری ایرانی، به ایراد سخنرانی کوبنده پرداخت و کارگران را به انتقام گیری از آن تبعه انگلیس شوراند، کارگران نیز چنین کردند تا با دخالت پلیس، نواب پا به فرار گذارد و شبانه عازم نجف شد. چندی بعد کتاب شیعهگری/را در همانجا می خواند و منقلب میگردد. در این کتاب کسروی به صراحت از امام ششم شیعیان انتقاد نموده بود. نواب ۲۰ ساله این کتاب را به رویت مجتهدانی چون طباطبائی قمی و امینی میرساند، آنان نیز از این افکار مکتوب مشوش میشوند، لیکن تنها آیتالله قمی حکم بر ارتداد کسروی میدهد. نواب با /چنین فتوای خونباری عازم ایران میشود تا به وظیفه دینی خود عمل نماید. بدیهیست که هزینه های او را روحانیونی متقبل گشتند.
کسروی اما دیری بود که به خاری در چشم زعمای دین مبدل گشته بود. طُرفه اینکه خاستگاه فکری او نیز مدرسه علمیه بود. سیر حوادث اما مسیر فکری او را از روحانیت جدا نمود.
کسروی در ۸ مهر ۱۲۶۹ در محله حکماوار تبریز پا به عرصه حیات گذارد، در خاندانی روحانی.
از ۶ سالگی به فراگیری قرآن پرداخت و بعدها به هیئت طلبگی دینی درآمد. هم از آغاز در حیطه مسایل دینی به مطالعاتی عمیق پرداخت و به اصحاب فضیلت این طریقت پیوست. وی معتقد به "اسلام اصیل" بود و بر این ایمان که جوامع سالم از دین مستغنی نمیباشند. معتقد بود که دین میباید بر عقلانیت و دمکراسی مبتنی باشد و فارغ از جهالت و خرافه پرستی. اینچنین بود که به مبارزه با تشیع روی آورد. خیلی زود حافظ قرآن گشت و بر زبانهای عربی، انگلیسی و فرانسوی مسلط. به ایران و فرهنگ و تاریخ آن می بالید. با تجزیه طلبان در آذربایجان به مقابله پرداخت و در پی اعاده عظمت ایران بود.
از ۱۶ سالگی به انقلاب مشروطه پیوسته بود و کتاب "تاریخ انقلاب مشروطه" وی روایتی ست مرجع، از منظر یک ناظر و فعال آن نهضت تاریخی. دشمنی بخش کثیری از روحانیون چون شیخ فضلالله نوری با این انقلاب، منجر به کنار/گذاردن پیرایه روحانیت وی شد.او این صنف را بی فایده برای مملکت دانست و با گذرزمان عملا در اعتقادش به اسلام و قرآن تجدیدنظر نمود و پارهای از آیات قرآنی را قویا زیر سئوال برد. تمایلات فکری بعدی او علم گرایانه بودند و خردورزانه و به غرب بعنوان مهد ایندو می نگریست. بعدها رهسپار تهران گشت و در وزارت دادگستری مشغول بکار. زمانی بر مسند قضاوت نشست و گاهی به وکالت روی آورد، اما همواره به تحقیقات و نویسندگی در حوزه ای تاریخ و دین پایبند ماند. وی نه تنها محققی روشن نگر که حقوقدانی مجرب گشته بود. پس از تبعید رضاشاه وکالت سرپاس مختاری را، که به قتل شماری از مخالفان محکوم گشته بود، عهدهدار گردید. ادامه👇
@bashtin
کسروی مدافع حکومت قانون و دادگری به انصاف برای تمامی آحاد جامعه بود و برای پرداختن هزینه اعتقادات ناسازگار با روح حاکم بر جامعه آماده. قلم نقادانه او از صوفیان تا شیعیان، از بهائیان تا حافظ و سعدی را به چالش میکشید، این امر حساسیت دولتمردان را نیز برمیانگیخت و سدی بر سر راه پیشرفت شغلی او و کاهش پشتوانه امنیتی اش میگشت. حاصل تراوشات ذهنی او بیش از ۷۰ کتاب است،که در میان آنها آثاری به کمال برجسته تاریخی و تحقیقی چون سرنوشت پادشاهان ناشناخته ایرانی یافت میشود. عمدهای تکاپوی او خرافهزدایی بود، از ارتباط میان عطسه و صبر گرفته تا تعبیر خواب، همه این موهومات موضوع نقد تند وی بودند.از او عبارت "کمپانی خیانت" به یادگار مانده است که مراد آن همه آن کسانی هستند که از ناآگاهی و ترس عوام در جهت منافع خویش مستفیض می شدند.
تنها ایرانی که ۴۰ سال پیش از ظهور جمهوری اسلامی در ایران هشدار داده بود که "روحانیت شیعه معتقد به در اختیار گرفتن کامل قدرت است و هر گونه اعمال قدرت دیگران را غصبی و لاجرم محکوم به ستیز میداند"، همانا احمد کسروی ست. اما او نیز در این نبرد فکری خود دچار افراط و تفریط هایی گردید که دشمنانش را جریتر و دوستانش را اندکتر می نمود. برگزاری مراسم "کتابسوزی" و مخالفت/رادیکال با بکارگیری الفاظ عربی در زبان،از آن جمله اند.
بزرگترین دشمن او بی تردید، روحانیت شیعه بود، همانانی که در اندیشه خاموش سازی او، نواب صفوی را روانه تهران نموده بودند. نواب پس از رسیدن به مقصد، گویا به سفارش آیت الله محمدحسن طالقانی،نخست به قصد بحث با کسروی به دیدار او رفت. کسروی او را پذیرفت. اما چنین دیداری میان اندیشهپرداز محققی و سید ۲۰ ساله طلبهای چه حاصلی میتوان داشتن؟ پس از چند جلسه مباحثه بی سرانجام، کار به تهدید به قتل میرسد و کسروی به هفت تیر خود در کشوی میزش اشاره میکند. نواب در "ریختن خون آن ملحد" مصمم می شود. در روز ۲۴ اردیبهشت ۱۳۲۴/نواب که کسروی را زیر نظر داشت، موفق به تیراندازی به وی در چهارراه حشمت الدوله میشود، تیر اول کارساز نبود و فشنگ دوم در لوله هفت تیر گیر میکند، پس این ترور عقیم میماند. دولت قوام در گیرو دار مسایل سیاسی کشور به حمایت روحانیت محتاج بود، پس با آنان مماشات می نمود. کسروی نیز از طرح شکایت خودداری ورزیده بود، پس نواب به چند هفته زندان محکوم و سپس رها گردید. این امر باعث احساس امنیت بیشتر برای نواب شد و تحکیم ارادهاش به اقدام به قتل مجدد کسروی. نواب پس از آزادی، بیانیهای تحت عنوان "دین و انتقام" صادر و "جمعیت فدائیان اسلام" را تأسیس نمود. در آن بیانیه هدف از تاسیس جمعیت،"اجرای احکام اسلام از طریق شهادت، انتقام و قصاص" اعلام گردید. ۱۰ اسفندماه ۱۳۲۴. دستگاههای امنیتی کشور از کنار این تهدید آشکار قانون و نظم عمومی بسادگی گذشتند تا ۱۰ روز بعد این تشکیلات نوبنیاد به اجرای نخستین عملیات تروریستی خود بپردازد. قتل احمد کسروی. اینچنین بود که اینبار،عملیاتی برنامهریزی شده و سازمان یافته به اجرا در آمد. کسروی در ساختمان دادگستری و در جلسه دادگاه حاضر شده بود تا نسبت به شکایت صدرالاشراف، نخستوزیر پیشین، و فرماندار نظامی تهران از خود پیرامون "توهین به اسلام" دفاع نماید، که توسط چند تن از اعضای جمعیت فداییان اسلام و بهمراه منشی جوان خود، محمد تقی حدادپور، به ضرب گلوله و دشنه، به فجیع ترین شکل ممکن از پای در آمد. قاتلان او که در اونیفرم نظامی به دادگستری و جلسه دادگاه راه یافته بودند، پس از قتل نعره زنان و با دستانی خون آلود به این ترور اعتراف نمودند. « کسروی را کشتیم! ». خون در صحن دادگاه. قاتلان کسروی و منشی اش، دو برادر بودند، دو سید. علی محمد و حسین امامی. اما بر همگان روشن بود که در پس این اقدام نواب صفوی قرار داشت. قاتلان در محل قتل بازداشت شدند و در بازجویی، این ارتکاب جرم را "تکلیف شرعی" خود خواندند. نواب به تکاپوی رهاندن آنان از مجازات افتاد و به شهرهای مختلف سفر نمود تا از مراجع بخواهد برای آزادی مجرمان وساطت کنند. سرانجام روحانیون بسیاری از ایران و عراق خواستار خلاصی ایندو شدند. لطیف آنکه آیتالله قمی، که خود فتوای این قتل را صادر نموده بود، در تلگرامی به رئیس دولت، از او
"استخلاص فوری" ایشان را خواست تا نگرانیش پایان گیرد ! اینگونه نیز شد، قاتلان و سایر دستگیر شدگان در پیوند با این ترور، همگی آزاد شدند!
هم اینجاست که کوته بینی مصلحت اندیشانهای سیاسی، منجر به شکلگیری سلسلهای از کنش های بعدی و غیرقابل پیشبینی می گردد، که سرانجام بر هست و نیست کشور و ملتی خط بطلان می کشد. نواب پس از این ترور بار دیگر به صحنه ای سیاسی کشور باز میگردد، لیکن خونبارتر از پیش. فهرست عملیات تروریستی بعدی جمعیت بلندبالاست.
ادامه 👇
@bashtin
تنها ایرانی که ۴۰ سال پیش از ظهور جمهوری اسلامی در ایران هشدار داده بود که "روحانیت شیعه معتقد به در اختیار گرفتن کامل قدرت است و هر گونه اعمال قدرت دیگران را غصبی و لاجرم محکوم به ستیز میداند"، همانا احمد کسروی ست. اما او نیز در این نبرد فکری خود دچار افراط و تفریط هایی گردید که دشمنانش را جریتر و دوستانش را اندکتر می نمود. برگزاری مراسم "کتابسوزی" و مخالفت/رادیکال با بکارگیری الفاظ عربی در زبان،از آن جمله اند.
بزرگترین دشمن او بی تردید، روحانیت شیعه بود، همانانی که در اندیشه خاموش سازی او، نواب صفوی را روانه تهران نموده بودند. نواب پس از رسیدن به مقصد، گویا به سفارش آیت الله محمدحسن طالقانی،نخست به قصد بحث با کسروی به دیدار او رفت. کسروی او را پذیرفت. اما چنین دیداری میان اندیشهپرداز محققی و سید ۲۰ ساله طلبهای چه حاصلی میتوان داشتن؟ پس از چند جلسه مباحثه بی سرانجام، کار به تهدید به قتل میرسد و کسروی به هفت تیر خود در کشوی میزش اشاره میکند. نواب در "ریختن خون آن ملحد" مصمم می شود. در روز ۲۴ اردیبهشت ۱۳۲۴/نواب که کسروی را زیر نظر داشت، موفق به تیراندازی به وی در چهارراه حشمت الدوله میشود، تیر اول کارساز نبود و فشنگ دوم در لوله هفت تیر گیر میکند، پس این ترور عقیم میماند. دولت قوام در گیرو دار مسایل سیاسی کشور به حمایت روحانیت محتاج بود، پس با آنان مماشات می نمود. کسروی نیز از طرح شکایت خودداری ورزیده بود، پس نواب به چند هفته زندان محکوم و سپس رها گردید. این امر باعث احساس امنیت بیشتر برای نواب شد و تحکیم ارادهاش به اقدام به قتل مجدد کسروی. نواب پس از آزادی، بیانیهای تحت عنوان "دین و انتقام" صادر و "جمعیت فدائیان اسلام" را تأسیس نمود. در آن بیانیه هدف از تاسیس جمعیت،"اجرای احکام اسلام از طریق شهادت، انتقام و قصاص" اعلام گردید. ۱۰ اسفندماه ۱۳۲۴. دستگاههای امنیتی کشور از کنار این تهدید آشکار قانون و نظم عمومی بسادگی گذشتند تا ۱۰ روز بعد این تشکیلات نوبنیاد به اجرای نخستین عملیات تروریستی خود بپردازد. قتل احمد کسروی. اینچنین بود که اینبار،عملیاتی برنامهریزی شده و سازمان یافته به اجرا در آمد. کسروی در ساختمان دادگستری و در جلسه دادگاه حاضر شده بود تا نسبت به شکایت صدرالاشراف، نخستوزیر پیشین، و فرماندار نظامی تهران از خود پیرامون "توهین به اسلام" دفاع نماید، که توسط چند تن از اعضای جمعیت فداییان اسلام و بهمراه منشی جوان خود، محمد تقی حدادپور، به ضرب گلوله و دشنه، به فجیع ترین شکل ممکن از پای در آمد. قاتلان او که در اونیفرم نظامی به دادگستری و جلسه دادگاه راه یافته بودند، پس از قتل نعره زنان و با دستانی خون آلود به این ترور اعتراف نمودند. « کسروی را کشتیم! ». خون در صحن دادگاه. قاتلان کسروی و منشی اش، دو برادر بودند، دو سید. علی محمد و حسین امامی. اما بر همگان روشن بود که در پس این اقدام نواب صفوی قرار داشت. قاتلان در محل قتل بازداشت شدند و در بازجویی، این ارتکاب جرم را "تکلیف شرعی" خود خواندند. نواب به تکاپوی رهاندن آنان از مجازات افتاد و به شهرهای مختلف سفر نمود تا از مراجع بخواهد برای آزادی مجرمان وساطت کنند. سرانجام روحانیون بسیاری از ایران و عراق خواستار خلاصی ایندو شدند. لطیف آنکه آیتالله قمی، که خود فتوای این قتل را صادر نموده بود، در تلگرامی به رئیس دولت، از او
"استخلاص فوری" ایشان را خواست تا نگرانیش پایان گیرد ! اینگونه نیز شد، قاتلان و سایر دستگیر شدگان در پیوند با این ترور، همگی آزاد شدند!
هم اینجاست که کوته بینی مصلحت اندیشانهای سیاسی، منجر به شکلگیری سلسلهای از کنش های بعدی و غیرقابل پیشبینی می گردد، که سرانجام بر هست و نیست کشور و ملتی خط بطلان می کشد. نواب پس از این ترور بار دیگر به صحنه ای سیاسی کشور باز میگردد، لیکن خونبارتر از پیش. فهرست عملیات تروریستی بعدی جمعیت بلندبالاست.
ادامه 👇
@bashtin
در بین سالهای ۱۳۲۸ تا ۱۳۳۲، دو نخستوزیر، عبدالحسین هژیر و سپهبد رزمآرا، بدست ایشان کشته شدند و سوءقصد های نافرجامی به محمدرضا شاه پهلوی،حسین فاطمی وحسین علاء
صورت پذیرفتند.
ترور حسنعلی منصور نیز گرچه با دستور مستقیم نواب انجام نگرفت، اما یاران نزدیک او در جمعیت مسئول آن بودند.
نواب صفوی بحدی از رادیکالیسم و خشونت رسیده بود که درمیان روحانیون نیز مغضوب گشت. او به آیت الله بروجردی دشمنی می ورزید و از کاشانی پس از چندی همراهی جدا شد. خمینی و تنی چند از روحانیون دیگر اما همواره اقدامات ستیزه جویانه وی را حمایت و تأیید نمودند. سرانجام و در پی سوءقصد نافرجام به حسین علاء، حکومت او و تنی چند از همفکرانش را محاکمه نمود و بهمراه مظفر ذوالقدر، خلیل طهماسبی و محمد واحدی به اعدام محکوم. احکام صادره در روز ۲۷ دی ماه ۱۳۳۴ به اجرا درآمدند. و نواب تیرباران شد.
اندیشه ای منحط و سرخ او اما در بین یاران و بازماندگان جمعیت باقی ماند و مسبب ایجاد حلقه های بعدی تشکیلاتی ترور دینی گشت.
با پیروزی انقلاب ۵۷، بسیاری از متعلقان فکری به روش مبارزاتی او بر مسند قدرت تکیه زدند و یادش را گرامی داشتند. تاریخ اینچنین است !
پایان.
١👇
https://t.me/bashtin/16168
٢👇
https://t.me/bashtin/16169
@bashtin
صورت پذیرفتند.
ترور حسنعلی منصور نیز گرچه با دستور مستقیم نواب انجام نگرفت، اما یاران نزدیک او در جمعیت مسئول آن بودند.
نواب صفوی بحدی از رادیکالیسم و خشونت رسیده بود که درمیان روحانیون نیز مغضوب گشت. او به آیت الله بروجردی دشمنی می ورزید و از کاشانی پس از چندی همراهی جدا شد. خمینی و تنی چند از روحانیون دیگر اما همواره اقدامات ستیزه جویانه وی را حمایت و تأیید نمودند. سرانجام و در پی سوءقصد نافرجام به حسین علاء، حکومت او و تنی چند از همفکرانش را محاکمه نمود و بهمراه مظفر ذوالقدر، خلیل طهماسبی و محمد واحدی به اعدام محکوم. احکام صادره در روز ۲۷ دی ماه ۱۳۳۴ به اجرا درآمدند. و نواب تیرباران شد.
اندیشه ای منحط و سرخ او اما در بین یاران و بازماندگان جمعیت باقی ماند و مسبب ایجاد حلقه های بعدی تشکیلاتی ترور دینی گشت.
با پیروزی انقلاب ۵۷، بسیاری از متعلقان فکری به روش مبارزاتی او بر مسند قدرت تکیه زدند و یادش را گرامی داشتند. تاریخ اینچنین است !
پایان.
١👇
https://t.me/bashtin/16168
٢👇
https://t.me/bashtin/16169
@bashtin
Telegram
باشتين
قتل احمد کسروی را میتوان یک نقطهای عزیمت و لکهای سیاهی بر دامان حکومت وقت انگاشت.
او را که بی تردید یکی از تاثیرگذارترین روشنفکران تاریخ معاصر ایران بود، پیشاهنگان حرکتی جلادانه به قتل رساندند، که در بهمن ۵۷ و بر بام مدرسه رفاه، از ایران مدرن به انتقامگیری…
او را که بی تردید یکی از تاثیرگذارترین روشنفکران تاریخ معاصر ایران بود، پیشاهنگان حرکتی جلادانه به قتل رساندند، که در بهمن ۵۷ و بر بام مدرسه رفاه، از ایران مدرن به انتقامگیری…
دربارهی این عکس
t.me/bashtin/16150
که جوانان هم نااگاه یا اگاهانه در حال کپی جعلیات و مزخرفات «زم بچه اخوند» هستند
🔵 ادمینهای بیسواد، اصلاحطلب و "مصدقیِ" آمدنیوز مانند امیررضا امیربختیار، فکر میکنند اگر برای ولیفقیه از واژههای "شاه"دار مانند واژه مضحک "سرکوبعلیشاه" استفاده کنند، علاقه ایرانیان به پادشاهی مشروطه کم میشود. بارها گفتهایم که ولایتفقیه تمثیلی از ولایت پاپ قرون وسطی است و ارتباطی به سلطنت [چه مطلقه چه مشروطه] ندارد.
اتفاقاً ولایت پاپ را شاهان سرنگون کردند. حتی در سلطنتهای مطلقه، شاه، "ولایت" دینی-سیاسی بر ملّت بر خلاف عرف ندارد. ولایت فقیه، "غصب" جایگاه شاهان توسط روحانیون منحرف است و پادشاهی محسوب نمیشود. ولایت فقیه سلطنت نیست بلکه "جمهوری آخوندی" است. اکثر نظامهای استبدادی جهان، جمهوری هستند. جمهوری لزوماً به معنای دموکراسی نیست. دیدید که لر و بختیاریها از "خمین تا مسجدسلیمان" یکصدا پادشاهی ایران را فریاد زدند.
برگرفته از صفحهی تلگرم "شاه رضا"
#ارسالی
@bashtin
t.me/bashtin/16150
که جوانان هم نااگاه یا اگاهانه در حال کپی جعلیات و مزخرفات «زم بچه اخوند» هستند
🔵 ادمینهای بیسواد، اصلاحطلب و "مصدقیِ" آمدنیوز مانند امیررضا امیربختیار، فکر میکنند اگر برای ولیفقیه از واژههای "شاه"دار مانند واژه مضحک "سرکوبعلیشاه" استفاده کنند، علاقه ایرانیان به پادشاهی مشروطه کم میشود. بارها گفتهایم که ولایتفقیه تمثیلی از ولایت پاپ قرون وسطی است و ارتباطی به سلطنت [چه مطلقه چه مشروطه] ندارد.
اتفاقاً ولایت پاپ را شاهان سرنگون کردند. حتی در سلطنتهای مطلقه، شاه، "ولایت" دینی-سیاسی بر ملّت بر خلاف عرف ندارد. ولایت فقیه، "غصب" جایگاه شاهان توسط روحانیون منحرف است و پادشاهی محسوب نمیشود. ولایت فقیه سلطنت نیست بلکه "جمهوری آخوندی" است. اکثر نظامهای استبدادی جهان، جمهوری هستند. جمهوری لزوماً به معنای دموکراسی نیست. دیدید که لر و بختیاریها از "خمین تا مسجدسلیمان" یکصدا پادشاهی ایران را فریاد زدند.
برگرفته از صفحهی تلگرم "شاه رضا"
#ارسالی
@bashtin
Telegram
باشتين
تقدیم به رهبرِ موقتِ حقیرِ وقیح
#حقیرتویی
#نه_به_حجاب_اجبارى
@bashtin
#حقیرتویی
#نه_به_حجاب_اجبارى
@bashtin
باشتين
در بین سالهای ۱۳۲۸ تا ۱۳۳۲، دو نخستوزیر، عبدالحسین هژیر و سپهبد رزمآرا، بدست ایشان کشته شدند و سوءقصد های نافرجامی به محمدرضا شاه پهلوی،حسین فاطمی وحسین علاء صورت پذیرفتند. ترور حسنعلی منصور نیز گرچه با دستور مستقیم نواب انجام نگرفت، اما یاران نزدیک او…
#احمد_کسروی
« آخوندها دسته ای در این کشور هستند ، که مفت می خورند و تنها کاری که از
دست شان بر می آید ایستادگی در برابر پیشرفت است .
آن ها نه بافنده اند، نه ریسنده اند، نه سازنده اند، نه کارنده اند، نه دوزنده اند، و نه می خرند و نه می فروشند . در یک جمله هیچ کاره اند »
@bashtin
« آخوندها دسته ای در این کشور هستند ، که مفت می خورند و تنها کاری که از
دست شان بر می آید ایستادگی در برابر پیشرفت است .
آن ها نه بافنده اند، نه ریسنده اند، نه سازنده اند، نه کارنده اند، نه دوزنده اند، و نه می خرند و نه می فروشند . در یک جمله هیچ کاره اند »
@bashtin
نوشته خامنه ای با ۲۷٪ رای محبوب ترین شخصیت سیاسی ولی دروغه، محبوبیت رهبر بالای صد در صده و بعد از منچستر اوله
منچستر هم اين طرفدارهارو نداره ،،،
اصلا اغا تو دنيا اوله ،،،،
https://t.me/bashtin/16179
منچستر هم اين طرفدارهارو نداره ،،،
اصلا اغا تو دنيا اوله ،،،،
https://t.me/bashtin/16179
Telegram
باشتين
ميگه اب كه سر بالا ميره قورباغه ابوعطا ميخونه ،،، حالا حكايت اينهاست ،،، خب راست ميگيد اينو رفراندوم بذاريد زير نظر سازمان ملل شما كه انقدر به خودتون اعتماد داريد ،،،
@bashtin
@bashtin
Forwarded from دستیار زیر نویس و هایپر لینک
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جاده چالوس گازوئیل میریزند تا تصادف شود!!!
این پیچ همان جاییست که گفته می شود یدک کش ها گازوئیل میریزند تا با تصادف پول گیرشون بیاد.!
عده ای هم می گویند پلیس با آنها همکاری می کند،،
@bashtin
این پیچ همان جاییست که گفته می شود یدک کش ها گازوئیل میریزند تا با تصادف پول گیرشون بیاد.!
عده ای هم می گویند پلیس با آنها همکاری می کند،،
@bashtin
باشتين
نوشته خامنه ای با ۲۷٪ رای محبوب ترین شخصیت سیاسی ولی دروغه، محبوبیت رهبر بالای صد در صده و بعد از منچستر اوله منچستر هم اين طرفدارهارو نداره ،،، اصلا اغا تو دنيا اوله ،،،، https://t.me/bashtin/16179
بر اساس #نظرسنجی حزب اتحاد ملت سیدعلیخامنهای و سیدمحمدخاتمی محبوبترین شخصیتهایسیاسی حاضر کشور هستند. ۵۴% آراء به خاتمی و خامنه ای اختصاص یافته است. رضا پهلوی با کسب %۱ آراء در انتهای این لیست قرار گرفته است. سوال: بهنظر شما محبوبترین شخصیت
anonymous poll
شاهزاده رضا پهلوی – 146
👍👍👍👍👍👍👍 86%
سیدعلی خامنه ای – 15
👍 9%
محمد رضاخاتمی – 9
▫️ 5%
👥 170 people voted so far.
anonymous poll
شاهزاده رضا پهلوی – 146
👍👍👍👍👍👍👍 86%
سیدعلی خامنه ای – 15
👍 9%
محمد رضاخاتمی – 9
▫️ 5%
👥 170 people voted so far.
باشتين
درد اینه کشوری که یه زمان رقیب ژاپن وکره جنوبی بود الان مردمش به وضع عربستانیا غبطه میخورن ،،، اینها پیشرفت نباشه پس چیه ؟؟؟ @bashtin
SharghDaily: t.co/AqiQIpSNYa
Neda Sanij:
در اتفاقی که چشمهام را گرد کرده، عربستان حق حضانت کودکان را بهطور کامل به زنان داد. اختیار پاسپورت بچهها هم بعد طلاق با مادر است. (حقوق بدیهی که در بعضی کشورهای همسایه همچنان چماقی محکم بر سر زنان است)
twitter.com/nedads/status/973533680328237057
Mohammad Memarian:
توییتتان دقیق نیست. در صورت «عدم اختلاف بین والدین»، مادران میتوانند حضانت فرزندان را داشته باشند. در صورت اختلاف هم، طبعاً کار به دادگاه کشیده میشود.
twitter.com/mmemarian/status/973565939471081478
LiLi maneli🏳:
حق حضانت فرزند بعد از طلاق بدون نیاز به دعوی حقوقی به #زنان #عربستان داده شد.
سمیرا الغامدی٬ فعال حقوق زنان که ۱۷ سال در زمینه حقوق زنان مطلقه تلاش کرده گفت: « این چیزی بود که هر روز میخواستم»
twitter.com/LiLi_maneli/status/973492375468331008
[AKIKO] 秋子🏳:
[...] مبارکشون باشه-واکنش رسانههامون قابل پیشبینیست-به کارتونیستها سفارش طرحی میدن برای بهسخره گرفتن این حقوق
twitter.com/BariranB/status/973466349036036096
Maryaminaa🏳:
مبارکشون باشه. اما یه سوال هنوز برام باقی مونده که قانون طلاق عربستان چیه؟ زنان حق طلاق برابر، بدون نیاز به ذکر در عقدنامه دارن، یا باید از هفت خوان بگذرن تا اجازه طلاق بگیرن؟ اینجوری باشه، حضانت بیشتر نمایشی به نظر میرسه. اما حتی نمایش اش هم خوبه که بعضی ها ببین و یاد بگیرن.
twitter.com/maryaminaa/status/973544706083901440
Marjan Tohidi:
عربستان حق حضانت فرزندان را به زنان واگذار کرد.تغییرات سریع اجتماعی.اون وقت ما زنانمون رو به جرم شرکت در تجمعی که برگزار هم نشده،چندین روز بازداشت و خانواده ها را اسیر می کنیم.
#عربستان
twitter.com/MarjanTohidi/status/973548255840800769
Hooman Shahani:
هر اعتراضی که تو ایران میشه، هر تظاهراتی که میشه، به ازای هر دستگیری و کشته و خودکشی تو ایران، عربستان یه قانون رو اصلاح میکنه [...]
twitter.com/Hooman_Shahani/status/973551652794961920
@bashtin
Neda Sanij:
در اتفاقی که چشمهام را گرد کرده، عربستان حق حضانت کودکان را بهطور کامل به زنان داد. اختیار پاسپورت بچهها هم بعد طلاق با مادر است. (حقوق بدیهی که در بعضی کشورهای همسایه همچنان چماقی محکم بر سر زنان است)
twitter.com/nedads/status/973533680328237057
Mohammad Memarian:
توییتتان دقیق نیست. در صورت «عدم اختلاف بین والدین»، مادران میتوانند حضانت فرزندان را داشته باشند. در صورت اختلاف هم، طبعاً کار به دادگاه کشیده میشود.
twitter.com/mmemarian/status/973565939471081478
LiLi maneli🏳:
حق حضانت فرزند بعد از طلاق بدون نیاز به دعوی حقوقی به #زنان #عربستان داده شد.
سمیرا الغامدی٬ فعال حقوق زنان که ۱۷ سال در زمینه حقوق زنان مطلقه تلاش کرده گفت: « این چیزی بود که هر روز میخواستم»
twitter.com/LiLi_maneli/status/973492375468331008
[AKIKO] 秋子🏳:
[...] مبارکشون باشه-واکنش رسانههامون قابل پیشبینیست-به کارتونیستها سفارش طرحی میدن برای بهسخره گرفتن این حقوق
twitter.com/BariranB/status/973466349036036096
Maryaminaa🏳:
مبارکشون باشه. اما یه سوال هنوز برام باقی مونده که قانون طلاق عربستان چیه؟ زنان حق طلاق برابر، بدون نیاز به ذکر در عقدنامه دارن، یا باید از هفت خوان بگذرن تا اجازه طلاق بگیرن؟ اینجوری باشه، حضانت بیشتر نمایشی به نظر میرسه. اما حتی نمایش اش هم خوبه که بعضی ها ببین و یاد بگیرن.
twitter.com/maryaminaa/status/973544706083901440
Marjan Tohidi:
عربستان حق حضانت فرزندان را به زنان واگذار کرد.تغییرات سریع اجتماعی.اون وقت ما زنانمون رو به جرم شرکت در تجمعی که برگزار هم نشده،چندین روز بازداشت و خانواده ها را اسیر می کنیم.
#عربستان
twitter.com/MarjanTohidi/status/973548255840800769
Hooman Shahani:
هر اعتراضی که تو ایران میشه، هر تظاهراتی که میشه، به ازای هر دستگیری و کشته و خودکشی تو ایران، عربستان یه قانون رو اصلاح میکنه [...]
twitter.com/Hooman_Shahani/status/973551652794961920
@bashtin