https://t.me/bashtin/16151
بازجویی از کودک رقصنده برج میلاد!
بازجو: نام؟
دختربچه: پریسا
بازجو: شهرت؟
دختربچه: پری جنگ نرم!
بازجو: سن؟
دختربچه: هفت سال و نیم
بازجو: از کجا رقص ترکی رو یاد گرفتی؟
دختربچه: پایگاه نظامی مارگارت تاچر در ولایت قُندوز افغانستان
بازجو: این برنامه رقص از کی طراحی شده بود؟
دختربچه: از آگوست 2010
بازجو: کامل توضیح بده
دختربچه: برای برنامه ای که توی برج میلاد برگزار شد حدود 10 سال برنامه ریزی شده بود. ما چندتا دختر رو به خاطر همین برنامه متولد شدیم. از همون دوران جنینی روی ما کار می شد. مادران مون به سبک فراماسونرها غذا می خوردن تا ما از همون جنینی آداب فراماسون رو یاد بگیریم. اما چون هدف دولت انگلستان اجرای رقص ترکی در برج میلاد بود، از لحظه به دنیا اومدن مون به دستور تونی بلر توی گوش مون هدفون گذاشتن و آهنگ " پنجره دَن داش گلیر آی بری باخ بری باخ" رو پخش کردن.
بازجو: از کی وارد کشور شدین؟
دختربچه: همون روز مراسم. از طریق رابطه مون توی شهرداری تهران در پوشش دختران معصوم ایرانی وارد کشور شدیم. مراسم ساعت پنج شروع میشد. ما ساعت دوازده از فرودگاه کابل پرواز کردیم و ساعت چهار رسیدیم برج میلاد.
بازجو: رابطه تون توی شهرداری کی بود؟
دختربچه: خانوم فاطمه راکعی. مشاور امور بانوان شهردار تهران. ایشون هم یه فراماسونر اومانیسته که به ماکیاول و اکسپرسیونیسم خیلی علاقه داره
بازجو: گرایش فلسفی خودت چیه؟
دختربچه: گفتم که...من از بچگی تحت تعالیم فراماسون ها بودم ولی اگه به خودم بود مکتب فرانکفورت رو انتخاب می کردم با چاشنی اندیشه های اسپینوزا و دکارت
بازجو: هدف از این عملیات چی بود؟
دختربچه: ضربه زدن
بازجو: ضربه زدن به چی؟
دختربچه: نمی دونم. فقط به ما گفتن این یه ضربه س!
بازجو: کل عملیات همین بود؟
دختربچه: نه. قرار بود با رقص ما مسئولین کشور گیج بشن و نیم ساعت بعد هلیکوپترهای آمریکایی دوباره توی طبس فرود بیان و سربازان آمریکایی از پایانه اتوبوسرانی طبس سوار اتوبوس بشن و بیان به سمت تهران
بازجو: پس چرا نیومدن؟
دختربچه: چون دو ساعت قبل از عملیات سازمان سیا متوجه شد اون روز از طبس به تهران بلیط نیس و هیچ اتوبوسی به سمت تهران حرکت نداره!
بازجو: پس چرا شما عملیات رو ادامه دادین؟
دختربچه: چون رییس سازمان سیا معتقد بود رقص آذری خیلی قشنگه. بچه ها هفت ساله تمرین کردن. حیفه کنسل بشه!
بازجو: الگوت توی زندگی کیه؟
دختربچه: الگوی قلبی خودم الهام چرخنده س ولی بهم دستور دادن که الگوم سوفیا لورن باشه
بازجو: برای امروز کافیه. میتونی بری توی بند..
حالا این که داستان طنز بود، ولی یچیزی بگم کفو خون قاطی کنین
دختر بچههایی که در برج میلاد رقصیده بودند را احضار کرده بودند. شناسنامهشان را بررسی کردند تا ببینند ۹ سالهشان شده است یا خیر. یکی از دختر بچهها را روز پنجشنبه از یک ظهر تا ۱۰ شب در وزرا نگهداشته و بازجویی کرده بودند
دختر بچه میگفت طوری برخورد کردند انگار ما در برج میلاد آدم کشتیم.
احضار و بازجویی این کودکان از شرمآورترین اتفاقات رخ داده در چند سال اخیر است
✍️ مسعود کاظمی/ روزنامهنگار
@bashtin
بازجویی از کودک رقصنده برج میلاد!
بازجو: نام؟
دختربچه: پریسا
بازجو: شهرت؟
دختربچه: پری جنگ نرم!
بازجو: سن؟
دختربچه: هفت سال و نیم
بازجو: از کجا رقص ترکی رو یاد گرفتی؟
دختربچه: پایگاه نظامی مارگارت تاچر در ولایت قُندوز افغانستان
بازجو: این برنامه رقص از کی طراحی شده بود؟
دختربچه: از آگوست 2010
بازجو: کامل توضیح بده
دختربچه: برای برنامه ای که توی برج میلاد برگزار شد حدود 10 سال برنامه ریزی شده بود. ما چندتا دختر رو به خاطر همین برنامه متولد شدیم. از همون دوران جنینی روی ما کار می شد. مادران مون به سبک فراماسونرها غذا می خوردن تا ما از همون جنینی آداب فراماسون رو یاد بگیریم. اما چون هدف دولت انگلستان اجرای رقص ترکی در برج میلاد بود، از لحظه به دنیا اومدن مون به دستور تونی بلر توی گوش مون هدفون گذاشتن و آهنگ " پنجره دَن داش گلیر آی بری باخ بری باخ" رو پخش کردن.
بازجو: از کی وارد کشور شدین؟
دختربچه: همون روز مراسم. از طریق رابطه مون توی شهرداری تهران در پوشش دختران معصوم ایرانی وارد کشور شدیم. مراسم ساعت پنج شروع میشد. ما ساعت دوازده از فرودگاه کابل پرواز کردیم و ساعت چهار رسیدیم برج میلاد.
بازجو: رابطه تون توی شهرداری کی بود؟
دختربچه: خانوم فاطمه راکعی. مشاور امور بانوان شهردار تهران. ایشون هم یه فراماسونر اومانیسته که به ماکیاول و اکسپرسیونیسم خیلی علاقه داره
بازجو: گرایش فلسفی خودت چیه؟
دختربچه: گفتم که...من از بچگی تحت تعالیم فراماسون ها بودم ولی اگه به خودم بود مکتب فرانکفورت رو انتخاب می کردم با چاشنی اندیشه های اسپینوزا و دکارت
بازجو: هدف از این عملیات چی بود؟
دختربچه: ضربه زدن
بازجو: ضربه زدن به چی؟
دختربچه: نمی دونم. فقط به ما گفتن این یه ضربه س!
بازجو: کل عملیات همین بود؟
دختربچه: نه. قرار بود با رقص ما مسئولین کشور گیج بشن و نیم ساعت بعد هلیکوپترهای آمریکایی دوباره توی طبس فرود بیان و سربازان آمریکایی از پایانه اتوبوسرانی طبس سوار اتوبوس بشن و بیان به سمت تهران
بازجو: پس چرا نیومدن؟
دختربچه: چون دو ساعت قبل از عملیات سازمان سیا متوجه شد اون روز از طبس به تهران بلیط نیس و هیچ اتوبوسی به سمت تهران حرکت نداره!
بازجو: پس چرا شما عملیات رو ادامه دادین؟
دختربچه: چون رییس سازمان سیا معتقد بود رقص آذری خیلی قشنگه. بچه ها هفت ساله تمرین کردن. حیفه کنسل بشه!
بازجو: الگوت توی زندگی کیه؟
دختربچه: الگوی قلبی خودم الهام چرخنده س ولی بهم دستور دادن که الگوم سوفیا لورن باشه
بازجو: برای امروز کافیه. میتونی بری توی بند..
حالا این که داستان طنز بود، ولی یچیزی بگم کفو خون قاطی کنین
دختر بچههایی که در برج میلاد رقصیده بودند را احضار کرده بودند. شناسنامهشان را بررسی کردند تا ببینند ۹ سالهشان شده است یا خیر. یکی از دختر بچهها را روز پنجشنبه از یک ظهر تا ۱۰ شب در وزرا نگهداشته و بازجویی کرده بودند
دختر بچه میگفت طوری برخورد کردند انگار ما در برج میلاد آدم کشتیم.
احضار و بازجویی این کودکان از شرمآورترین اتفاقات رخ داده در چند سال اخیر است
✍️ مسعود کاظمی/ روزنامهنگار
@bashtin
Telegram
باشتين
وقتی میگوییم اینها مریض و بیمار هستند دقیقا ازچه صحبت میکنیم ،،،
شرم بر شما باد ،،
@bashtin
شرم بر شما باد ،،
@bashtin
باشتين
https://t.me/bashtin/16126 در اینجا گفتم ، صحبت از خدمات حکومت پهلوی شده دیدم واقعا اینطوری حق مطلب ادا نمیشود و باید در اینجا به گوشه و بخشی از خدمات انقلاب اسلامی به زنان هم اشاره کنم بخشهايي از خدمات انقلاب اسلامي به زنان ايران ،، محروميت زنان از كليه…
پایین راست"صف بانوان برای دیدارباناصرالدین شاه قاجارجهت عضویت درحرم سرا
پایین چپ"صف نیروی دریایی زنان ایرانی وحضورپادشاه دربین آنها
بالاصف"بانوان برای دریافت سبدکالای
جمهوری اسلامی
@bashtin
پایین چپ"صف نیروی دریایی زنان ایرانی وحضورپادشاه دربین آنها
بالاصف"بانوان برای دریافت سبدکالای
جمهوری اسلامی
@bashtin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سخنان یک دانشجو خطاب به قدیری ابیانه: چهل سال است هم چپ و هم راست مملکت را به گند کشیدهاید. هی میگویید این دزد است آن است، همهتان دزد هستید
اینجا هم👇
https://t.me/bashtin/13118
@bashtin
اینجا هم👇
https://t.me/bashtin/13118
@bashtin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این سی ثانیه ویدیو به شما نشان میدهد چرا از سرزمین کفار آلبرت انیشتین و از جهان سوم نواب صفوی ودیگر تروریستان جهان استخراج میشود ،،
@bashtin
@bashtin
طنز: نامه سوفیا لورن به علم الهدی
خبرنامه گویا- آقاي علم الهدي عزيز عشقم! در نهمین دهه زندگي، كسي ديگر در غرب، مرا بياد ندارد و تحسين نميكند. به مراسم دعوت و با من مصاحبه نميشود. اخيرا يك مسابقه عمومي ضمن تست اطلاعات عمومي، از نوجوانان دبيرستاني پرسيده بود از «سوفيا لورن» چه مي دانيد. ۵۷٪ گزينه «نوعي شوينده» و ٣٩٪ گزينه یک «شركت كفن و دفن معروف» را انتخاب كرده بودند. مدتهاست كه به خودكشي فكر مي كنم.
ديشب وقتي پرستارم برايم خواند كه يك رهبر مذهبي شرقي گواهي مي كند كه من الگوي يك جامعه اسلامي - حداقل بخشي از جامعه- هستم، جان گرفتم. امروز صبح پرستارم ميگفت نام من بعد از «خانه تكاني»، ترند دوم جستجوي اينترنتي در كشور شماست. راستي چرا خانه را بايد بتكانند؟ خراب نمي شود؟
خاك بر سرايتاليا، فرانسه و هاليوود كه خوابند و شما بايد مرا تجليل و احياء كنيد.
از تصور آنكه يك مرد شرقي جذاب و محترمي مثل شما بازيهاي شصت سال قبل مرا ديده و بعد از اينهمه سال وقتي سخن از رقص و جاذبه ميشود فورا نام مرا بياد مي آورد، در پوست نميگنجم. احساس ميكنم زيبايي بي نظيرم، هنوز در قلبهاي قدرشناس هوادارانم، زنده است.
اگر روحانيت، احياي ارواح بشري است، گواهي ميكنم شما منجي روح و روحاني محبوب منيد.
در دعاهايتان مرا ياد كنيد.
دوستدار شما
سوفياي قدرشناس شما
@bashtin
خبرنامه گویا- آقاي علم الهدي عزيز عشقم! در نهمین دهه زندگي، كسي ديگر در غرب، مرا بياد ندارد و تحسين نميكند. به مراسم دعوت و با من مصاحبه نميشود. اخيرا يك مسابقه عمومي ضمن تست اطلاعات عمومي، از نوجوانان دبيرستاني پرسيده بود از «سوفيا لورن» چه مي دانيد. ۵۷٪ گزينه «نوعي شوينده» و ٣٩٪ گزينه یک «شركت كفن و دفن معروف» را انتخاب كرده بودند. مدتهاست كه به خودكشي فكر مي كنم.
ديشب وقتي پرستارم برايم خواند كه يك رهبر مذهبي شرقي گواهي مي كند كه من الگوي يك جامعه اسلامي - حداقل بخشي از جامعه- هستم، جان گرفتم. امروز صبح پرستارم ميگفت نام من بعد از «خانه تكاني»، ترند دوم جستجوي اينترنتي در كشور شماست. راستي چرا خانه را بايد بتكانند؟ خراب نمي شود؟
خاك بر سرايتاليا، فرانسه و هاليوود كه خوابند و شما بايد مرا تجليل و احياء كنيد.
از تصور آنكه يك مرد شرقي جذاب و محترمي مثل شما بازيهاي شصت سال قبل مرا ديده و بعد از اينهمه سال وقتي سخن از رقص و جاذبه ميشود فورا نام مرا بياد مي آورد، در پوست نميگنجم. احساس ميكنم زيبايي بي نظيرم، هنوز در قلبهاي قدرشناس هوادارانم، زنده است.
اگر روحانيت، احياي ارواح بشري است، گواهي ميكنم شما منجي روح و روحاني محبوب منيد.
در دعاهايتان مرا ياد كنيد.
دوستدار شما
سوفياي قدرشناس شما
@bashtin
باشتين
https://t.me/bashtin/16151 بازجویی از کودک رقصنده برج میلاد! بازجو: نام؟ دختربچه: پریسا بازجو: شهرت؟ دختربچه: پری جنگ نرم! بازجو: سن؟ دختربچه: هفت سال و نیم بازجو: از کجا رقص ترکی رو یاد گرفتی؟ دختربچه: پایگاه نظامی مارگارت تاچر در ولایت قُندوز افغانستان…
زنده به گور کردن دخترا چه بدی داشت که یکبارنکردی؟؟
واقعا مسئولين وسط خشكسالي و تحريم و سانچي و زلزله و گروني و ركودو كوفت و زهرمار چه جوري وقت فکر کردن به این چیزارو دارن؟!
اینستا امیر ژوله
@bashtin
واقعا مسئولين وسط خشكسالي و تحريم و سانچي و زلزله و گروني و ركودو كوفت و زهرمار چه جوري وقت فکر کردن به این چیزارو دارن؟!
اینستا امیر ژوله
@bashtin
باشتين
رهبر جنایتکاران جهان فرمودند اینکه چهار تا دختر فریب بخورند و روسری را بردارند مسئله حقیری است !به نظرم همین که چهار تادختر کاری کردن که تو واکنش نشون بدی، مسئله عظیمی هست و بوده. ترسیدی کسکم @bashtin
خامنه ای:
شاه گناهش همین بود که میگفت آنچه من میگویم،نه آنچه ملت میخواهد. امروز هر کس این منش را تکرار کند کاری مطرود و محکوم انجام داده است!
کیهان،۲۰اسفند۱۳۵۷
@bashtin
شاه گناهش همین بود که میگفت آنچه من میگویم،نه آنچه ملت میخواهد. امروز هر کس این منش را تکرار کند کاری مطرود و محکوم انجام داده است!
کیهان،۲۰اسفند۱۳۵۷
@bashtin
باشتين
این سی ثانیه ویدیو به شما نشان میدهد چرا از سرزمین کفار آلبرت انیشتین و از جهان سوم نواب صفوی ودیگر تروریستان جهان استخراج میشود ،، @bashtin
قتل احمد کسروی را میتوان یک نقطهای عزیمت و لکهای سیاهی بر دامان حکومت وقت انگاشت.
او را که بی تردید یکی از تاثیرگذارترین روشنفکران تاریخ معاصر ایران بود، پیشاهنگان حرکتی جلادانه به قتل رساندند، که در بهمن ۵۷ و بر بام مدرسه رفاه، از ایران مدرن به انتقامگیری پرداختند.
وقتی کسروی کتاب "شیعهگری" خود را منتشر نمود، واکنش های بسیاری را در بین روحانیت برانگیخت. دیری نپائید که این کتاب به نجف و دستان مجتهدان رسید، گویا همان روز یکی از ایشان بر فراز منبر رفته و وااسلاما گویان، خطاب به حضار و به غیض میپرسد:
- آیا کسی نیست که جلوی این ملعون را بگیرد؟ از میان جمع جوانک سیدی بر می خیزد و با اطمینان تام پاسخ میدهد:
- چرا من!
او نواب صفوی بود. کسی که بعداً مسبب قتل کسروی و هر آنکس که بزعم وی مانع بر سر راه شریعت و پیروی از دین اسلام بود، پرداخت. اما قتل کسروی،تنها از میان برداشتن یک نویسنده نبود،اعلان جنگی بود به مدرنیته، به فردا نواب صفوی در حقیقت مجتبی میرلوحی نام داشت، کنیت مادریش نواب بود و خود را از نوادگان سلسله صفوی می پنداشت، پس این نام را برخود نهاد. از نفوذ کلام برخوردار بود و شوری مذهبی در سر داشت. پس از تحصیلات دبیرستانی، در مدرسه فنی آلمانی ها،برای نخستین بار،به لحاظ فعالیت سیاسی، در چشم آمد. در آبادان به استخدام شرکت نفت درآمد. در دعوایی میان سرکارگری انگلیسی و کارگری ایرانی، به ایراد سخنرانی کوبنده پرداخت و کارگران را به انتقام گیری از آن تبعه انگلیس شوراند، کارگران نیز چنین کردند تا با دخالت پلیس، نواب پا به فرار گذارد و شبانه عازم نجف شد. چندی بعد کتاب شیعهگری/را در همانجا می خواند و منقلب میگردد. در این کتاب کسروی به صراحت از امام ششم شیعیان انتقاد نموده بود. نواب ۲۰ ساله این کتاب را به رویت مجتهدانی چون طباطبائی قمی و امینی میرساند، آنان نیز از این افکار مکتوب مشوش میشوند، لیکن تنها آیتالله قمی حکم بر ارتداد کسروی میدهد. نواب با /چنین فتوای خونباری عازم ایران میشود تا به وظیفه دینی خود عمل نماید. بدیهیست که هزینه های او را روحانیونی متقبل گشتند.
کسروی اما دیری بود که به خاری در چشم زعمای دین مبدل گشته بود. طُرفه اینکه خاستگاه فکری او نیز مدرسه علمیه بود. سیر حوادث اما مسیر فکری او را از روحانیت جدا نمود.
کسروی در ۸ مهر ۱۲۶۹ در محله حکماوار تبریز پا به عرصه حیات گذارد، در خاندانی روحانی.
از ۶ سالگی به فراگیری قرآن پرداخت و بعدها به هیئت طلبگی دینی درآمد. هم از آغاز در حیطه مسایل دینی به مطالعاتی عمیق پرداخت و به اصحاب فضیلت این طریقت پیوست. وی معتقد به "اسلام اصیل" بود و بر این ایمان که جوامع سالم از دین مستغنی نمیباشند. معتقد بود که دین میباید بر عقلانیت و دمکراسی مبتنی باشد و فارغ از جهالت و خرافه پرستی. اینچنین بود که به مبارزه با تشیع روی آورد. خیلی زود حافظ قرآن گشت و بر زبانهای عربی، انگلیسی و فرانسوی مسلط. به ایران و فرهنگ و تاریخ آن می بالید. با تجزیه طلبان در آذربایجان به مقابله پرداخت و در پی اعاده عظمت ایران بود.
از ۱۶ سالگی به انقلاب مشروطه پیوسته بود و کتاب "تاریخ انقلاب مشروطه" وی روایتی ست مرجع، از منظر یک ناظر و فعال آن نهضت تاریخی. دشمنی بخش کثیری از روحانیون چون شیخ فضلالله نوری با این انقلاب، منجر به کنار/گذاردن پیرایه روحانیت وی شد.او این صنف را بی فایده برای مملکت دانست و با گذرزمان عملا در اعتقادش به اسلام و قرآن تجدیدنظر نمود و پارهای از آیات قرآنی را قویا زیر سئوال برد. تمایلات فکری بعدی او علم گرایانه بودند و خردورزانه و به غرب بعنوان مهد ایندو می نگریست. بعدها رهسپار تهران گشت و در وزارت دادگستری مشغول بکار. زمانی بر مسند قضاوت نشست و گاهی به وکالت روی آورد، اما همواره به تحقیقات و نویسندگی در حوزه ای تاریخ و دین پایبند ماند. وی نه تنها محققی روشن نگر که حقوقدانی مجرب گشته بود. پس از تبعید رضاشاه وکالت سرپاس مختاری را، که به قتل شماری از مخالفان محکوم گشته بود، عهدهدار گردید. ادامه👇
@bashtin
او را که بی تردید یکی از تاثیرگذارترین روشنفکران تاریخ معاصر ایران بود، پیشاهنگان حرکتی جلادانه به قتل رساندند، که در بهمن ۵۷ و بر بام مدرسه رفاه، از ایران مدرن به انتقامگیری پرداختند.
وقتی کسروی کتاب "شیعهگری" خود را منتشر نمود، واکنش های بسیاری را در بین روحانیت برانگیخت. دیری نپائید که این کتاب به نجف و دستان مجتهدان رسید، گویا همان روز یکی از ایشان بر فراز منبر رفته و وااسلاما گویان، خطاب به حضار و به غیض میپرسد:
- آیا کسی نیست که جلوی این ملعون را بگیرد؟ از میان جمع جوانک سیدی بر می خیزد و با اطمینان تام پاسخ میدهد:
- چرا من!
او نواب صفوی بود. کسی که بعداً مسبب قتل کسروی و هر آنکس که بزعم وی مانع بر سر راه شریعت و پیروی از دین اسلام بود، پرداخت. اما قتل کسروی،تنها از میان برداشتن یک نویسنده نبود،اعلان جنگی بود به مدرنیته، به فردا نواب صفوی در حقیقت مجتبی میرلوحی نام داشت، کنیت مادریش نواب بود و خود را از نوادگان سلسله صفوی می پنداشت، پس این نام را برخود نهاد. از نفوذ کلام برخوردار بود و شوری مذهبی در سر داشت. پس از تحصیلات دبیرستانی، در مدرسه فنی آلمانی ها،برای نخستین بار،به لحاظ فعالیت سیاسی، در چشم آمد. در آبادان به استخدام شرکت نفت درآمد. در دعوایی میان سرکارگری انگلیسی و کارگری ایرانی، به ایراد سخنرانی کوبنده پرداخت و کارگران را به انتقام گیری از آن تبعه انگلیس شوراند، کارگران نیز چنین کردند تا با دخالت پلیس، نواب پا به فرار گذارد و شبانه عازم نجف شد. چندی بعد کتاب شیعهگری/را در همانجا می خواند و منقلب میگردد. در این کتاب کسروی به صراحت از امام ششم شیعیان انتقاد نموده بود. نواب ۲۰ ساله این کتاب را به رویت مجتهدانی چون طباطبائی قمی و امینی میرساند، آنان نیز از این افکار مکتوب مشوش میشوند، لیکن تنها آیتالله قمی حکم بر ارتداد کسروی میدهد. نواب با /چنین فتوای خونباری عازم ایران میشود تا به وظیفه دینی خود عمل نماید. بدیهیست که هزینه های او را روحانیونی متقبل گشتند.
کسروی اما دیری بود که به خاری در چشم زعمای دین مبدل گشته بود. طُرفه اینکه خاستگاه فکری او نیز مدرسه علمیه بود. سیر حوادث اما مسیر فکری او را از روحانیت جدا نمود.
کسروی در ۸ مهر ۱۲۶۹ در محله حکماوار تبریز پا به عرصه حیات گذارد، در خاندانی روحانی.
از ۶ سالگی به فراگیری قرآن پرداخت و بعدها به هیئت طلبگی دینی درآمد. هم از آغاز در حیطه مسایل دینی به مطالعاتی عمیق پرداخت و به اصحاب فضیلت این طریقت پیوست. وی معتقد به "اسلام اصیل" بود و بر این ایمان که جوامع سالم از دین مستغنی نمیباشند. معتقد بود که دین میباید بر عقلانیت و دمکراسی مبتنی باشد و فارغ از جهالت و خرافه پرستی. اینچنین بود که به مبارزه با تشیع روی آورد. خیلی زود حافظ قرآن گشت و بر زبانهای عربی، انگلیسی و فرانسوی مسلط. به ایران و فرهنگ و تاریخ آن می بالید. با تجزیه طلبان در آذربایجان به مقابله پرداخت و در پی اعاده عظمت ایران بود.
از ۱۶ سالگی به انقلاب مشروطه پیوسته بود و کتاب "تاریخ انقلاب مشروطه" وی روایتی ست مرجع، از منظر یک ناظر و فعال آن نهضت تاریخی. دشمنی بخش کثیری از روحانیون چون شیخ فضلالله نوری با این انقلاب، منجر به کنار/گذاردن پیرایه روحانیت وی شد.او این صنف را بی فایده برای مملکت دانست و با گذرزمان عملا در اعتقادش به اسلام و قرآن تجدیدنظر نمود و پارهای از آیات قرآنی را قویا زیر سئوال برد. تمایلات فکری بعدی او علم گرایانه بودند و خردورزانه و به غرب بعنوان مهد ایندو می نگریست. بعدها رهسپار تهران گشت و در وزارت دادگستری مشغول بکار. زمانی بر مسند قضاوت نشست و گاهی به وکالت روی آورد، اما همواره به تحقیقات و نویسندگی در حوزه ای تاریخ و دین پایبند ماند. وی نه تنها محققی روشن نگر که حقوقدانی مجرب گشته بود. پس از تبعید رضاشاه وکالت سرپاس مختاری را، که به قتل شماری از مخالفان محکوم گشته بود، عهدهدار گردید. ادامه👇
@bashtin
کسروی مدافع حکومت قانون و دادگری به انصاف برای تمامی آحاد جامعه بود و برای پرداختن هزینه اعتقادات ناسازگار با روح حاکم بر جامعه آماده. قلم نقادانه او از صوفیان تا شیعیان، از بهائیان تا حافظ و سعدی را به چالش میکشید، این امر حساسیت دولتمردان را نیز برمیانگیخت و سدی بر سر راه پیشرفت شغلی او و کاهش پشتوانه امنیتی اش میگشت. حاصل تراوشات ذهنی او بیش از ۷۰ کتاب است،که در میان آنها آثاری به کمال برجسته تاریخی و تحقیقی چون سرنوشت پادشاهان ناشناخته ایرانی یافت میشود. عمدهای تکاپوی او خرافهزدایی بود، از ارتباط میان عطسه و صبر گرفته تا تعبیر خواب، همه این موهومات موضوع نقد تند وی بودند.از او عبارت "کمپانی خیانت" به یادگار مانده است که مراد آن همه آن کسانی هستند که از ناآگاهی و ترس عوام در جهت منافع خویش مستفیض می شدند.
تنها ایرانی که ۴۰ سال پیش از ظهور جمهوری اسلامی در ایران هشدار داده بود که "روحانیت شیعه معتقد به در اختیار گرفتن کامل قدرت است و هر گونه اعمال قدرت دیگران را غصبی و لاجرم محکوم به ستیز میداند"، همانا احمد کسروی ست. اما او نیز در این نبرد فکری خود دچار افراط و تفریط هایی گردید که دشمنانش را جریتر و دوستانش را اندکتر می نمود. برگزاری مراسم "کتابسوزی" و مخالفت/رادیکال با بکارگیری الفاظ عربی در زبان،از آن جمله اند.
بزرگترین دشمن او بی تردید، روحانیت شیعه بود، همانانی که در اندیشه خاموش سازی او، نواب صفوی را روانه تهران نموده بودند. نواب پس از رسیدن به مقصد، گویا به سفارش آیت الله محمدحسن طالقانی،نخست به قصد بحث با کسروی به دیدار او رفت. کسروی او را پذیرفت. اما چنین دیداری میان اندیشهپرداز محققی و سید ۲۰ ساله طلبهای چه حاصلی میتوان داشتن؟ پس از چند جلسه مباحثه بی سرانجام، کار به تهدید به قتل میرسد و کسروی به هفت تیر خود در کشوی میزش اشاره میکند. نواب در "ریختن خون آن ملحد" مصمم می شود. در روز ۲۴ اردیبهشت ۱۳۲۴/نواب که کسروی را زیر نظر داشت، موفق به تیراندازی به وی در چهارراه حشمت الدوله میشود، تیر اول کارساز نبود و فشنگ دوم در لوله هفت تیر گیر میکند، پس این ترور عقیم میماند. دولت قوام در گیرو دار مسایل سیاسی کشور به حمایت روحانیت محتاج بود، پس با آنان مماشات می نمود. کسروی نیز از طرح شکایت خودداری ورزیده بود، پس نواب به چند هفته زندان محکوم و سپس رها گردید. این امر باعث احساس امنیت بیشتر برای نواب شد و تحکیم ارادهاش به اقدام به قتل مجدد کسروی. نواب پس از آزادی، بیانیهای تحت عنوان "دین و انتقام" صادر و "جمعیت فدائیان اسلام" را تأسیس نمود. در آن بیانیه هدف از تاسیس جمعیت،"اجرای احکام اسلام از طریق شهادت، انتقام و قصاص" اعلام گردید. ۱۰ اسفندماه ۱۳۲۴. دستگاههای امنیتی کشور از کنار این تهدید آشکار قانون و نظم عمومی بسادگی گذشتند تا ۱۰ روز بعد این تشکیلات نوبنیاد به اجرای نخستین عملیات تروریستی خود بپردازد. قتل احمد کسروی. اینچنین بود که اینبار،عملیاتی برنامهریزی شده و سازمان یافته به اجرا در آمد. کسروی در ساختمان دادگستری و در جلسه دادگاه حاضر شده بود تا نسبت به شکایت صدرالاشراف، نخستوزیر پیشین، و فرماندار نظامی تهران از خود پیرامون "توهین به اسلام" دفاع نماید، که توسط چند تن از اعضای جمعیت فداییان اسلام و بهمراه منشی جوان خود، محمد تقی حدادپور، به ضرب گلوله و دشنه، به فجیع ترین شکل ممکن از پای در آمد. قاتلان او که در اونیفرم نظامی به دادگستری و جلسه دادگاه راه یافته بودند، پس از قتل نعره زنان و با دستانی خون آلود به این ترور اعتراف نمودند. « کسروی را کشتیم! ». خون در صحن دادگاه. قاتلان کسروی و منشی اش، دو برادر بودند، دو سید. علی محمد و حسین امامی. اما بر همگان روشن بود که در پس این اقدام نواب صفوی قرار داشت. قاتلان در محل قتل بازداشت شدند و در بازجویی، این ارتکاب جرم را "تکلیف شرعی" خود خواندند. نواب به تکاپوی رهاندن آنان از مجازات افتاد و به شهرهای مختلف سفر نمود تا از مراجع بخواهد برای آزادی مجرمان وساطت کنند. سرانجام روحانیون بسیاری از ایران و عراق خواستار خلاصی ایندو شدند. لطیف آنکه آیتالله قمی، که خود فتوای این قتل را صادر نموده بود، در تلگرامی به رئیس دولت، از او
"استخلاص فوری" ایشان را خواست تا نگرانیش پایان گیرد ! اینگونه نیز شد، قاتلان و سایر دستگیر شدگان در پیوند با این ترور، همگی آزاد شدند!
هم اینجاست که کوته بینی مصلحت اندیشانهای سیاسی، منجر به شکلگیری سلسلهای از کنش های بعدی و غیرقابل پیشبینی می گردد، که سرانجام بر هست و نیست کشور و ملتی خط بطلان می کشد. نواب پس از این ترور بار دیگر به صحنه ای سیاسی کشور باز میگردد، لیکن خونبارتر از پیش. فهرست عملیات تروریستی بعدی جمعیت بلندبالاست.
ادامه 👇
@bashtin
تنها ایرانی که ۴۰ سال پیش از ظهور جمهوری اسلامی در ایران هشدار داده بود که "روحانیت شیعه معتقد به در اختیار گرفتن کامل قدرت است و هر گونه اعمال قدرت دیگران را غصبی و لاجرم محکوم به ستیز میداند"، همانا احمد کسروی ست. اما او نیز در این نبرد فکری خود دچار افراط و تفریط هایی گردید که دشمنانش را جریتر و دوستانش را اندکتر می نمود. برگزاری مراسم "کتابسوزی" و مخالفت/رادیکال با بکارگیری الفاظ عربی در زبان،از آن جمله اند.
بزرگترین دشمن او بی تردید، روحانیت شیعه بود، همانانی که در اندیشه خاموش سازی او، نواب صفوی را روانه تهران نموده بودند. نواب پس از رسیدن به مقصد، گویا به سفارش آیت الله محمدحسن طالقانی،نخست به قصد بحث با کسروی به دیدار او رفت. کسروی او را پذیرفت. اما چنین دیداری میان اندیشهپرداز محققی و سید ۲۰ ساله طلبهای چه حاصلی میتوان داشتن؟ پس از چند جلسه مباحثه بی سرانجام، کار به تهدید به قتل میرسد و کسروی به هفت تیر خود در کشوی میزش اشاره میکند. نواب در "ریختن خون آن ملحد" مصمم می شود. در روز ۲۴ اردیبهشت ۱۳۲۴/نواب که کسروی را زیر نظر داشت، موفق به تیراندازی به وی در چهارراه حشمت الدوله میشود، تیر اول کارساز نبود و فشنگ دوم در لوله هفت تیر گیر میکند، پس این ترور عقیم میماند. دولت قوام در گیرو دار مسایل سیاسی کشور به حمایت روحانیت محتاج بود، پس با آنان مماشات می نمود. کسروی نیز از طرح شکایت خودداری ورزیده بود، پس نواب به چند هفته زندان محکوم و سپس رها گردید. این امر باعث احساس امنیت بیشتر برای نواب شد و تحکیم ارادهاش به اقدام به قتل مجدد کسروی. نواب پس از آزادی، بیانیهای تحت عنوان "دین و انتقام" صادر و "جمعیت فدائیان اسلام" را تأسیس نمود. در آن بیانیه هدف از تاسیس جمعیت،"اجرای احکام اسلام از طریق شهادت، انتقام و قصاص" اعلام گردید. ۱۰ اسفندماه ۱۳۲۴. دستگاههای امنیتی کشور از کنار این تهدید آشکار قانون و نظم عمومی بسادگی گذشتند تا ۱۰ روز بعد این تشکیلات نوبنیاد به اجرای نخستین عملیات تروریستی خود بپردازد. قتل احمد کسروی. اینچنین بود که اینبار،عملیاتی برنامهریزی شده و سازمان یافته به اجرا در آمد. کسروی در ساختمان دادگستری و در جلسه دادگاه حاضر شده بود تا نسبت به شکایت صدرالاشراف، نخستوزیر پیشین، و فرماندار نظامی تهران از خود پیرامون "توهین به اسلام" دفاع نماید، که توسط چند تن از اعضای جمعیت فداییان اسلام و بهمراه منشی جوان خود، محمد تقی حدادپور، به ضرب گلوله و دشنه، به فجیع ترین شکل ممکن از پای در آمد. قاتلان او که در اونیفرم نظامی به دادگستری و جلسه دادگاه راه یافته بودند، پس از قتل نعره زنان و با دستانی خون آلود به این ترور اعتراف نمودند. « کسروی را کشتیم! ». خون در صحن دادگاه. قاتلان کسروی و منشی اش، دو برادر بودند، دو سید. علی محمد و حسین امامی. اما بر همگان روشن بود که در پس این اقدام نواب صفوی قرار داشت. قاتلان در محل قتل بازداشت شدند و در بازجویی، این ارتکاب جرم را "تکلیف شرعی" خود خواندند. نواب به تکاپوی رهاندن آنان از مجازات افتاد و به شهرهای مختلف سفر نمود تا از مراجع بخواهد برای آزادی مجرمان وساطت کنند. سرانجام روحانیون بسیاری از ایران و عراق خواستار خلاصی ایندو شدند. لطیف آنکه آیتالله قمی، که خود فتوای این قتل را صادر نموده بود، در تلگرامی به رئیس دولت، از او
"استخلاص فوری" ایشان را خواست تا نگرانیش پایان گیرد ! اینگونه نیز شد، قاتلان و سایر دستگیر شدگان در پیوند با این ترور، همگی آزاد شدند!
هم اینجاست که کوته بینی مصلحت اندیشانهای سیاسی، منجر به شکلگیری سلسلهای از کنش های بعدی و غیرقابل پیشبینی می گردد، که سرانجام بر هست و نیست کشور و ملتی خط بطلان می کشد. نواب پس از این ترور بار دیگر به صحنه ای سیاسی کشور باز میگردد، لیکن خونبارتر از پیش. فهرست عملیات تروریستی بعدی جمعیت بلندبالاست.
ادامه 👇
@bashtin
در بین سالهای ۱۳۲۸ تا ۱۳۳۲، دو نخستوزیر، عبدالحسین هژیر و سپهبد رزمآرا، بدست ایشان کشته شدند و سوءقصد های نافرجامی به محمدرضا شاه پهلوی،حسین فاطمی وحسین علاء
صورت پذیرفتند.
ترور حسنعلی منصور نیز گرچه با دستور مستقیم نواب انجام نگرفت، اما یاران نزدیک او در جمعیت مسئول آن بودند.
نواب صفوی بحدی از رادیکالیسم و خشونت رسیده بود که درمیان روحانیون نیز مغضوب گشت. او به آیت الله بروجردی دشمنی می ورزید و از کاشانی پس از چندی همراهی جدا شد. خمینی و تنی چند از روحانیون دیگر اما همواره اقدامات ستیزه جویانه وی را حمایت و تأیید نمودند. سرانجام و در پی سوءقصد نافرجام به حسین علاء، حکومت او و تنی چند از همفکرانش را محاکمه نمود و بهمراه مظفر ذوالقدر، خلیل طهماسبی و محمد واحدی به اعدام محکوم. احکام صادره در روز ۲۷ دی ماه ۱۳۳۴ به اجرا درآمدند. و نواب تیرباران شد.
اندیشه ای منحط و سرخ او اما در بین یاران و بازماندگان جمعیت باقی ماند و مسبب ایجاد حلقه های بعدی تشکیلاتی ترور دینی گشت.
با پیروزی انقلاب ۵۷، بسیاری از متعلقان فکری به روش مبارزاتی او بر مسند قدرت تکیه زدند و یادش را گرامی داشتند. تاریخ اینچنین است !
پایان.
١👇
https://t.me/bashtin/16168
٢👇
https://t.me/bashtin/16169
@bashtin
صورت پذیرفتند.
ترور حسنعلی منصور نیز گرچه با دستور مستقیم نواب انجام نگرفت، اما یاران نزدیک او در جمعیت مسئول آن بودند.
نواب صفوی بحدی از رادیکالیسم و خشونت رسیده بود که درمیان روحانیون نیز مغضوب گشت. او به آیت الله بروجردی دشمنی می ورزید و از کاشانی پس از چندی همراهی جدا شد. خمینی و تنی چند از روحانیون دیگر اما همواره اقدامات ستیزه جویانه وی را حمایت و تأیید نمودند. سرانجام و در پی سوءقصد نافرجام به حسین علاء، حکومت او و تنی چند از همفکرانش را محاکمه نمود و بهمراه مظفر ذوالقدر، خلیل طهماسبی و محمد واحدی به اعدام محکوم. احکام صادره در روز ۲۷ دی ماه ۱۳۳۴ به اجرا درآمدند. و نواب تیرباران شد.
اندیشه ای منحط و سرخ او اما در بین یاران و بازماندگان جمعیت باقی ماند و مسبب ایجاد حلقه های بعدی تشکیلاتی ترور دینی گشت.
با پیروزی انقلاب ۵۷، بسیاری از متعلقان فکری به روش مبارزاتی او بر مسند قدرت تکیه زدند و یادش را گرامی داشتند. تاریخ اینچنین است !
پایان.
١👇
https://t.me/bashtin/16168
٢👇
https://t.me/bashtin/16169
@bashtin
Telegram
باشتين
قتل احمد کسروی را میتوان یک نقطهای عزیمت و لکهای سیاهی بر دامان حکومت وقت انگاشت.
او را که بی تردید یکی از تاثیرگذارترین روشنفکران تاریخ معاصر ایران بود، پیشاهنگان حرکتی جلادانه به قتل رساندند، که در بهمن ۵۷ و بر بام مدرسه رفاه، از ایران مدرن به انتقامگیری…
او را که بی تردید یکی از تاثیرگذارترین روشنفکران تاریخ معاصر ایران بود، پیشاهنگان حرکتی جلادانه به قتل رساندند، که در بهمن ۵۷ و بر بام مدرسه رفاه، از ایران مدرن به انتقامگیری…
دربارهی این عکس
t.me/bashtin/16150
که جوانان هم نااگاه یا اگاهانه در حال کپی جعلیات و مزخرفات «زم بچه اخوند» هستند
🔵 ادمینهای بیسواد، اصلاحطلب و "مصدقیِ" آمدنیوز مانند امیررضا امیربختیار، فکر میکنند اگر برای ولیفقیه از واژههای "شاه"دار مانند واژه مضحک "سرکوبعلیشاه" استفاده کنند، علاقه ایرانیان به پادشاهی مشروطه کم میشود. بارها گفتهایم که ولایتفقیه تمثیلی از ولایت پاپ قرون وسطی است و ارتباطی به سلطنت [چه مطلقه چه مشروطه] ندارد.
اتفاقاً ولایت پاپ را شاهان سرنگون کردند. حتی در سلطنتهای مطلقه، شاه، "ولایت" دینی-سیاسی بر ملّت بر خلاف عرف ندارد. ولایت فقیه، "غصب" جایگاه شاهان توسط روحانیون منحرف است و پادشاهی محسوب نمیشود. ولایت فقیه سلطنت نیست بلکه "جمهوری آخوندی" است. اکثر نظامهای استبدادی جهان، جمهوری هستند. جمهوری لزوماً به معنای دموکراسی نیست. دیدید که لر و بختیاریها از "خمین تا مسجدسلیمان" یکصدا پادشاهی ایران را فریاد زدند.
برگرفته از صفحهی تلگرم "شاه رضا"
#ارسالی
@bashtin
t.me/bashtin/16150
که جوانان هم نااگاه یا اگاهانه در حال کپی جعلیات و مزخرفات «زم بچه اخوند» هستند
🔵 ادمینهای بیسواد، اصلاحطلب و "مصدقیِ" آمدنیوز مانند امیررضا امیربختیار، فکر میکنند اگر برای ولیفقیه از واژههای "شاه"دار مانند واژه مضحک "سرکوبعلیشاه" استفاده کنند، علاقه ایرانیان به پادشاهی مشروطه کم میشود. بارها گفتهایم که ولایتفقیه تمثیلی از ولایت پاپ قرون وسطی است و ارتباطی به سلطنت [چه مطلقه چه مشروطه] ندارد.
اتفاقاً ولایت پاپ را شاهان سرنگون کردند. حتی در سلطنتهای مطلقه، شاه، "ولایت" دینی-سیاسی بر ملّت بر خلاف عرف ندارد. ولایت فقیه، "غصب" جایگاه شاهان توسط روحانیون منحرف است و پادشاهی محسوب نمیشود. ولایت فقیه سلطنت نیست بلکه "جمهوری آخوندی" است. اکثر نظامهای استبدادی جهان، جمهوری هستند. جمهوری لزوماً به معنای دموکراسی نیست. دیدید که لر و بختیاریها از "خمین تا مسجدسلیمان" یکصدا پادشاهی ایران را فریاد زدند.
برگرفته از صفحهی تلگرم "شاه رضا"
#ارسالی
@bashtin
Telegram
باشتين
تقدیم به رهبرِ موقتِ حقیرِ وقیح
#حقیرتویی
#نه_به_حجاب_اجبارى
@bashtin
#حقیرتویی
#نه_به_حجاب_اجبارى
@bashtin