Forwarded from دستیار زیر نویس و هایپر لینک
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انتقاد احمد خاتمی اخوند وحشي ،از کسانی که به "یک ملت دارای تمدن ۱۴۰۰ ساله" توهین می کنند.
اين اخوندك ترسناك منظورش اينه ۱۱۰۰ سال از ۲۵۰۰ سال تاریخ آن ملت کلا وجود نداشته.
@bashtin
اين اخوندك ترسناك منظورش اينه ۱۱۰۰ سال از ۲۵۰۰ سال تاریخ آن ملت کلا وجود نداشته.
@bashtin
مردان بزرگی که ابتدا روحانی بودند ولی در برههای از زندگی خود به این نتیجه رسیدند که آن لباس را از تن بیرون آورده و به مباحثی مهمتر از موهومات بپردازند! و الحق که هر کدامشان به هر وادی که قدم گذاردند، مصلحینی بزرگ و ستونهای سترگی در فرهنگ و ادبیات و سیاست و هنر شدند!
ولی یک پرسش مهم؛
آیا بهتر نبود این بزرگان نیز در همان کسوت روحانی باقی میماندند، مدارج علوم حوزوی را پشت سر میگذاردند و هر کدام یک مرجع تقلید بزرگ میشدند با عمامههای سیاه و سفید چند متری روی سر؟
آیا در آن صورت، باز هم امروز نامی از آنها بود؟
۱) احمد کسروی
۲) علی دشتی
۳) حسن تقیزاده
۴) بدیعالزمان فروزانفر
۵) عارف قزوینی
۶) محمدرضا شفیعی کدکنی
۷) محمد مجتهد شبستری
پيشنهاد ميكنم كتابهاي بجاي مانده از اين عزيزان را مطالعه كنيد .
@bashtin
ولی یک پرسش مهم؛
آیا بهتر نبود این بزرگان نیز در همان کسوت روحانی باقی میماندند، مدارج علوم حوزوی را پشت سر میگذاردند و هر کدام یک مرجع تقلید بزرگ میشدند با عمامههای سیاه و سفید چند متری روی سر؟
آیا در آن صورت، باز هم امروز نامی از آنها بود؟
۱) احمد کسروی
۲) علی دشتی
۳) حسن تقیزاده
۴) بدیعالزمان فروزانفر
۵) عارف قزوینی
۶) محمدرضا شفیعی کدکنی
۷) محمد مجتهد شبستری
پيشنهاد ميكنم كتابهاي بجاي مانده از اين عزيزان را مطالعه كنيد .
@bashtin
Forwarded from روانشناسی علم است
«لذتها مربوط به حسها و هیجانات هستند. اما رضایتها مربوط به بالفعل درآوردن قوا و فضیلتهای شخصی هستند... لذتها به آسانی بهدست میآیند، اما رضایتها بهسختی.» – مارتین سلیگمن
باشتين
در ۱ ماه زنان به استادیوم رفتند، آواز زن از تلویزیون پخش شد تصفیه خشونت اسلامی از متون آغاز شد در عربستان. همزمان روشعنفکر ما سپاهی شد! #ايت_الله_تناسلي @bashtin
محمد بن راشد آل مکتوم، نخستوزیر امارات در حکمی ۹ زن را به عنوان وزیران کابینه جدید خود منصوب کرد
در ايران اصلاحطلبان هنوز نتوانستند مجوز حضور بانوان در استاديوم را هم بگيرند ،،
@bashtin
در ايران اصلاحطلبان هنوز نتوانستند مجوز حضور بانوان در استاديوم را هم بگيرند ،،
@bashtin
از قدیم در آن شهر به سلامت بانوان اهمیت خاصی داده می شد. شما همین بانوی سالمی که مشاهده می کنید نتیجه همون توجهات است.
ي نمونه ديگه 👇افتتاح پارك بانوان
https://t.me/bashtin/12843
@bashtin
ي نمونه ديگه 👇افتتاح پارك بانوان
https://t.me/bashtin/12843
@bashtin
باشتين
محمد بن راشد آل مکتوم، نخستوزیر امارات در حکمی ۹ زن را به عنوان وزیران کابینه جدید خود منصوب کرد در ايران اصلاحطلبان هنوز نتوانستند مجوز حضور بانوان در استاديوم را هم بگيرند ،، @bashtin
امارات ۹ وزیر زن دارد خوشبختانه بالاترین مسوولیت سیاسی زن در نظام ما
«سلفی با انگشت جوهری است»
#ايت_الله_تناسلي
@bashtin
«سلفی با انگشت جوهری است»
#ايت_الله_تناسلي
@bashtin
زن مسلمان سعودی میتواند فتوا صادر کند، زن مسلمان ایرانی حق ندارد هتل رزرو کند.اسلام واقعی فقط ایران #من_گوسفندم
#ايت_الله_تناسلي
@bashtin
#ايت_الله_تناسلي
@bashtin
نقل است که ناصرالدین شاه وقتی به اولین سفر اروپایی خود رفت در کاخ ورسای و توسط پادشاه فرانسه از او پذیرایی شد، بعد از مراسم شام، اعلی حضرت سلطان به قضای حاجتش نیاز افتاد و با راهنمایی یکی از نوکرها به سمت یکی از توالتهای کاخ ورسای هدایت شد.
سلطان بعد از ورود به دستشویی هرچه جستجو کرد چیزی شبیه به "موال"های سنتی خودمان پیدا نکرد و در عوض کاسهای دید بزرگ که معلوم نبود به چه کار میآید، غرورش اجازه نمیداد که از نوکر فرانسوی بپرسد که چه بکند؟ پس از هوش خود استفاده کرد و دستمال مبارکش را بر زمین پهن کرد و همان جا...
حاجت که برآورده شد سلطان مانده بود و دستمالی متعفن؛ این بار با فراغ خاطر نگاهی به اطراف انداخت و پنجرهای دید گشوده بر بالای دیوار و نزدیک به سقف که در دسترس نبود پس چهار گوشهی دستمال را با محتویات ملوکانهاش گره زد و سر گره را در دست گرفت و بعد از این که چند بار آن را دور سر گرداند، تا سرعت و شتاب لازم را پیدا کند، به سوی پنجرهی گشوده پرتاب کرد تا مدرک جرم را از صحنهی جنایت دور کرده باشد.
گویا نشانه گیری ملوکانه خوب نبوده چون دستمال بعد از اصابت به دیوار باز میشود و محتویات آن به در و دیوار و سقف میپاشد. وضع از اول هم دشوارتر میشود. سلطان، بالاجبار، غرور را زیر پا میگذارد، از دستشویی بیرون میرود و به نوکری که آن پشت در انتظار بود کیسه ای پول طلا نشان میدهد و میگوید این را به تو میدهم اگر این کثافت کاری را رفع و رجوع کنی.
میگویند نوکر فرانسوی در جواب ایشان تعظیم میکند و میگوید من دو برابر این سکهها به اعلی حضرت پادشاه تقدیم خواهم کرد اگر بگویند چگونه توانسته روی سقف رفع حاجت کنند!؟
@bashtin
سلطان بعد از ورود به دستشویی هرچه جستجو کرد چیزی شبیه به "موال"های سنتی خودمان پیدا نکرد و در عوض کاسهای دید بزرگ که معلوم نبود به چه کار میآید، غرورش اجازه نمیداد که از نوکر فرانسوی بپرسد که چه بکند؟ پس از هوش خود استفاده کرد و دستمال مبارکش را بر زمین پهن کرد و همان جا...
حاجت که برآورده شد سلطان مانده بود و دستمالی متعفن؛ این بار با فراغ خاطر نگاهی به اطراف انداخت و پنجرهای دید گشوده بر بالای دیوار و نزدیک به سقف که در دسترس نبود پس چهار گوشهی دستمال را با محتویات ملوکانهاش گره زد و سر گره را در دست گرفت و بعد از این که چند بار آن را دور سر گرداند، تا سرعت و شتاب لازم را پیدا کند، به سوی پنجرهی گشوده پرتاب کرد تا مدرک جرم را از صحنهی جنایت دور کرده باشد.
گویا نشانه گیری ملوکانه خوب نبوده چون دستمال بعد از اصابت به دیوار باز میشود و محتویات آن به در و دیوار و سقف میپاشد. وضع از اول هم دشوارتر میشود. سلطان، بالاجبار، غرور را زیر پا میگذارد، از دستشویی بیرون میرود و به نوکری که آن پشت در انتظار بود کیسه ای پول طلا نشان میدهد و میگوید این را به تو میدهم اگر این کثافت کاری را رفع و رجوع کنی.
میگویند نوکر فرانسوی در جواب ایشان تعظیم میکند و میگوید من دو برابر این سکهها به اعلی حضرت پادشاه تقدیم خواهم کرد اگر بگویند چگونه توانسته روی سقف رفع حاجت کنند!؟
@bashtin
مدت هاست در هر جمع و گروهی این سوال طرح می شود که:
چرا در ایران اختلاس زیاد است؟
چرا تهمت فراوان است ؟
چرا دروغ بی شمار است؟
چرا زیرآب زنی در کار و خیانت در شغل و فساد در خانواده افزون شده است؟
چرا جوانان به مواد مخدر روی اورده اند ؟
چرا رابطه های آنچنانی رواج یافته ؟
چرا میزان تصادفات رانندگی زیاد شده؟
چرا دعواهای خانگی و خیابانی و چاقو کشی و قتل و جنایت و تجاوز روز به روز بیشتر می شود؟
چرا تحمل ایرانی ها کم شده.؟
. چرا فحش زیاد شده ..؟
@bashtin
چرا هر کس که سفری به اروپا می کند می گوید انجا احترام دیده و در ایران بی احترامی ....؟
چرا و چرا؟؟
مگر از صبح تاشب نوای دین از صدا و سیما به گوش نمی رسد؟
مگر هر هفته در کل کشور نماز جمعه برگزار نمی شود؟
مگر این همه مداح و سخنران که شب و روز از خدا و پیغمبر می گویند کم است ؟
پس چرا مشکلات اخلاقی جامعه روز به روز اسفناک تر و فجیع تر می شود؟؟
خلاصه :چرا جامعه ایران از اخلاق دور شده است؟
پاسخ این همه سوال فقط یک عبارت است:
ابهام از آینده و اخلاقی زیستن
در دهۀ ۱۹۶۰ تعدادی از روانشناسان اجتماعی فرانسوی با همكاری یك مؤسسۀ تحقیقاتی بزرگ، در اروپا یك مركز شبانه روزی تأسیس كردند.
در این مركز، نوجوانان ۱۲تا ۱۹سال آموزش میدیدند و زندگی میكردند. مدّت یك سال همه چیز به صورت عادی جریان داشت
و آزمایشهای مختلف كمی و كیفی بر روی آنان انجام گرفت.
در طول این یك سال، هر نوجوان سه وعدۀ غذایی روزانه با احتساب میان وعدهها، ۸۰۰گرم غذا میخورد.
پس از یك سال به تدریج و آگاهانه شایعه كردند به علت وضعیت اقتصادی نابسامان شبانهروزی، ممكن است غذا به لحاظ كمی و كیفی جیرهبندی شود.
شش ماه بعد از این شایعه، میزان غذای مصرفی روزانه هر فرد از ۸۰۰گرم به ۱۲۰۰گرم افزایش یافت.
هنگامی كه عملاً جیرهبندی را آغاز كردند، مصرف غذا از ۱۲۰۰گرم به 1500گرم رسید و حتی در اواخر این دورۀ چهارساله، نوجوانانی بودند كه در شبانه روز بیش از ۵كیلوگرم غذا میخوردند.
دلیل افزایش مصرف این بود كه نوجوانان آیندۀ خود را مبهم میدیدند.
هنگامی كه مركز شبانهروزی در وضع عادی قرار داشت، افراد غذای خود را به یكدیگر تعارف میكردند
و نسبت به یكدیگر رابطهای مبتنی بر نیكوكاری، شفقت و نوعی از خودگذشتگی داشتند. امّا هنگامی كه شایعۀ كمبود غذا مطرح شد، تعارفات، رعایت ادب و رفتارهای مهربانانه، نسبت به یكدیگر كمتر شد.
در واقع به دلیل مبهم بودن آینده، اخلاقی زیستن بر پایۀ عدالت، احسان، رعایت ادب و.. به مرور زمان كمرنگ گشت.
آینده ی مبهم و نامعلوم افراد از نظر مالی، شغلی و.. آستانۀ اخلاق و تحمل را در هر جامعه ای كاهش میدهد.
به طور مثال، در جامعهای كه همۀ افراد با هر تخصصی میتوانند شغلی داشته باشند، كارشكنی، حسادت، تهمت، سخنچینی، چاپلوسی و.. كمتر است.
به طور كلی در جامعهای كه نیازهای اساسی انسانها در آن تأمین میشود، افراد بر پایۀ موازین اخلاقی زندگی میكنند.
پس اخلاقی زیستن ارتباطی به نصیحت های اخلاقی و ازدیاد مجالس دینی ندارد.
اخلاقی زیستن نیاز به آرامش ذهنی و ثبات اقتصادی دارد.
به جای صرف هزینه های بسیار برای دعاهای مستحب کمیل و ندبه و سخنرانی های خسته کننده و مداحی های سوزناک و خرج برای برپایی مجالس و همایش های بی اثر ؛ بهتر است این ثروت عمومی را به واجبات مردم یعنی مخصوصا ازدواج و شغل منتقل کنید.
جوانی که شغل دارد و ازدواج کرده ، با خوش بینی به آینده می نگرد
و همین آرامش به او زندگی اخلاقی بهتری هدیه خواهد داد .
پس لطفا مستحبات را کم کنید و به واجبات برسید.
سخنرانی استاد مصطفی ملکیان با عنوان
اخلاق و آسیبهای اجتماعی
@bashtin
چرا در ایران اختلاس زیاد است؟
چرا تهمت فراوان است ؟
چرا دروغ بی شمار است؟
چرا زیرآب زنی در کار و خیانت در شغل و فساد در خانواده افزون شده است؟
چرا جوانان به مواد مخدر روی اورده اند ؟
چرا رابطه های آنچنانی رواج یافته ؟
چرا میزان تصادفات رانندگی زیاد شده؟
چرا دعواهای خانگی و خیابانی و چاقو کشی و قتل و جنایت و تجاوز روز به روز بیشتر می شود؟
چرا تحمل ایرانی ها کم شده.؟
. چرا فحش زیاد شده ..؟
@bashtin
چرا هر کس که سفری به اروپا می کند می گوید انجا احترام دیده و در ایران بی احترامی ....؟
چرا و چرا؟؟
مگر از صبح تاشب نوای دین از صدا و سیما به گوش نمی رسد؟
مگر هر هفته در کل کشور نماز جمعه برگزار نمی شود؟
مگر این همه مداح و سخنران که شب و روز از خدا و پیغمبر می گویند کم است ؟
پس چرا مشکلات اخلاقی جامعه روز به روز اسفناک تر و فجیع تر می شود؟؟
خلاصه :چرا جامعه ایران از اخلاق دور شده است؟
پاسخ این همه سوال فقط یک عبارت است:
ابهام از آینده و اخلاقی زیستن
در دهۀ ۱۹۶۰ تعدادی از روانشناسان اجتماعی فرانسوی با همكاری یك مؤسسۀ تحقیقاتی بزرگ، در اروپا یك مركز شبانه روزی تأسیس كردند.
در این مركز، نوجوانان ۱۲تا ۱۹سال آموزش میدیدند و زندگی میكردند. مدّت یك سال همه چیز به صورت عادی جریان داشت
و آزمایشهای مختلف كمی و كیفی بر روی آنان انجام گرفت.
در طول این یك سال، هر نوجوان سه وعدۀ غذایی روزانه با احتساب میان وعدهها، ۸۰۰گرم غذا میخورد.
پس از یك سال به تدریج و آگاهانه شایعه كردند به علت وضعیت اقتصادی نابسامان شبانهروزی، ممكن است غذا به لحاظ كمی و كیفی جیرهبندی شود.
شش ماه بعد از این شایعه، میزان غذای مصرفی روزانه هر فرد از ۸۰۰گرم به ۱۲۰۰گرم افزایش یافت.
هنگامی كه عملاً جیرهبندی را آغاز كردند، مصرف غذا از ۱۲۰۰گرم به 1500گرم رسید و حتی در اواخر این دورۀ چهارساله، نوجوانانی بودند كه در شبانه روز بیش از ۵كیلوگرم غذا میخوردند.
دلیل افزایش مصرف این بود كه نوجوانان آیندۀ خود را مبهم میدیدند.
هنگامی كه مركز شبانهروزی در وضع عادی قرار داشت، افراد غذای خود را به یكدیگر تعارف میكردند
و نسبت به یكدیگر رابطهای مبتنی بر نیكوكاری، شفقت و نوعی از خودگذشتگی داشتند. امّا هنگامی كه شایعۀ كمبود غذا مطرح شد، تعارفات، رعایت ادب و رفتارهای مهربانانه، نسبت به یكدیگر كمتر شد.
در واقع به دلیل مبهم بودن آینده، اخلاقی زیستن بر پایۀ عدالت، احسان، رعایت ادب و.. به مرور زمان كمرنگ گشت.
آینده ی مبهم و نامعلوم افراد از نظر مالی، شغلی و.. آستانۀ اخلاق و تحمل را در هر جامعه ای كاهش میدهد.
به طور مثال، در جامعهای كه همۀ افراد با هر تخصصی میتوانند شغلی داشته باشند، كارشكنی، حسادت، تهمت، سخنچینی، چاپلوسی و.. كمتر است.
به طور كلی در جامعهای كه نیازهای اساسی انسانها در آن تأمین میشود، افراد بر پایۀ موازین اخلاقی زندگی میكنند.
پس اخلاقی زیستن ارتباطی به نصیحت های اخلاقی و ازدیاد مجالس دینی ندارد.
اخلاقی زیستن نیاز به آرامش ذهنی و ثبات اقتصادی دارد.
به جای صرف هزینه های بسیار برای دعاهای مستحب کمیل و ندبه و سخنرانی های خسته کننده و مداحی های سوزناک و خرج برای برپایی مجالس و همایش های بی اثر ؛ بهتر است این ثروت عمومی را به واجبات مردم یعنی مخصوصا ازدواج و شغل منتقل کنید.
جوانی که شغل دارد و ازدواج کرده ، با خوش بینی به آینده می نگرد
و همین آرامش به او زندگی اخلاقی بهتری هدیه خواهد داد .
پس لطفا مستحبات را کم کنید و به واجبات برسید.
سخنرانی استاد مصطفی ملکیان با عنوان
اخلاق و آسیبهای اجتماعی
@bashtin
Forwarded from باشتين
@bashtin
دو خلبان نابینا که هر دو عینکهای تیره به چشم داشتند، در کنار سایر خدمه ی پرواز به سمت هواپيما آمدند.
زمانی که خلبانها وارد هواپیما شدند، زمزمههای توام با ترس و خنده در میان مسافران شروع شده و همه منتظر بودند، یک نفر از راه برسد و اعلام كند دوربین مخفی بوده است.
اما در کمال تعجب و ترس آنها، هواپیما شروع به حرکت روی باند کرده و کم کم سرعت گرفت. هر لحظه بر ترس مسافران افزوده میشد چرا که میدیدند هواپیما با سرعت به سوی دریاچه ی کوچکی که در انتهای باند قرار دارد، میرود.
هواپیما همچنان به مسیر خود ادامه میداد و چرخهای آن به لبه ی دریاچه رسیده بود که مسافران از ترس شروع به جیغ و فریاد کردند.
در این لحظه هواپیما ناگهان از زمین برخاست و سپس همه چیز آرام آرام به حالت عادی بازگشته و آرامش در میان مسافران برقرار شد.
یکی از خلبانان به دیگری گفت: «میترسم یکی ازهمین روزا مسافرها چندثانیه دیرتر شروع به جیغ زدن کنند و ما نفهمیم کی باید از زمین بلند شیم، اونوقت کارهمهمون تمومه!»
شما اکنون و پس از خواندن این داستان کوتاه، با شیوه ی مدیریت دولتی در ایران آشنا شدید...!
@bashtin
دو خلبان نابینا که هر دو عینکهای تیره به چشم داشتند، در کنار سایر خدمه ی پرواز به سمت هواپيما آمدند.
زمانی که خلبانها وارد هواپیما شدند، زمزمههای توام با ترس و خنده در میان مسافران شروع شده و همه منتظر بودند، یک نفر از راه برسد و اعلام كند دوربین مخفی بوده است.
اما در کمال تعجب و ترس آنها، هواپیما شروع به حرکت روی باند کرده و کم کم سرعت گرفت. هر لحظه بر ترس مسافران افزوده میشد چرا که میدیدند هواپیما با سرعت به سوی دریاچه ی کوچکی که در انتهای باند قرار دارد، میرود.
هواپیما همچنان به مسیر خود ادامه میداد و چرخهای آن به لبه ی دریاچه رسیده بود که مسافران از ترس شروع به جیغ و فریاد کردند.
در این لحظه هواپیما ناگهان از زمین برخاست و سپس همه چیز آرام آرام به حالت عادی بازگشته و آرامش در میان مسافران برقرار شد.
یکی از خلبانان به دیگری گفت: «میترسم یکی ازهمین روزا مسافرها چندثانیه دیرتر شروع به جیغ زدن کنند و ما نفهمیم کی باید از زمین بلند شیم، اونوقت کارهمهمون تمومه!»
شما اکنون و پس از خواندن این داستان کوتاه، با شیوه ی مدیریت دولتی در ایران آشنا شدید...!
@bashtin
زن حق ندارد خواب ببیند٬ چه معنی دارد؟ چه کسی ضمانت میکند در خواب حجاب این زن کامل است؟
#حضرت_ايت_الله_عظما_تناسلي
@bashtin
#حضرت_ايت_الله_عظما_تناسلي
@bashtin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اصلا زن حق نداره از خونه بياد بيرون ، چه برسه به اينكه بره دانشگاه ،،،،
ما در اين ٣٥ سال فقط ايران رو نابود كرديم ،،، با دقت ببينيد ،،،
@bashtin
ما در اين ٣٥ سال فقط ايران رو نابود كرديم ،،، با دقت ببينيد ،،،
@bashtin