مقایسهای گذرا میان وضعیت اقتصادی ایران و عربستان
@bashtin
در یادداشت قبل، چند شاخص آماری ارایه شد که نشان میداد در برخی ملاکهای اجتماعی، وضعیت عربستان به سطحی ارتقا پیدا کرده است که با تصورات معمول از یک کشور کاملا متحجر و عقب مانده همخوانی ندارد. اینکه وضعیت شاخصهای اجتماعی در این کشور تا چه میزان قابل قبول یا مطلوب است محل بحث ما نیست. اینجا صرفا به یک جریان رو به رشد اشاره میکنیم. حال در دومین گام، میتوانیم از خود بپرسیم که چنین رشدی بر پایه کدام پشتوانه محقق شده است؟ آیا همه چیز همچنان در «پول نفت» خلاصه میشود؟ اگر پاسخ شما مثبت است، شاید هنوز درگیر کلیشه سابق هستید.
هرچند عربستان هنوز اقتصادی متکی به نفت دارد، اما برتری قدرت اقتصادی این کشور نسبت به ایران ابدا در انحصار صادرات نفتی نیست. بانک جهانی، تولید ناخالص داخلی عربستان را ۷۴۶ میلیارد دلار گزارش کرده است. این عدد برای ایران ۴۱۵ میلیارد دلار است. یعنی یک اختلاف ۳۳۰ میلیارد دلاری در سال. بر اساس گزارش اوپک سازمان اوپک، کل درآمدهای نفتی عربستان در سال ۲۸۵ میلیارد دلار است. در واقع، هرچند درآمد نفتی عربستان ممکن است تا چهار برابر درآمد نفتی برسد، اما باز هم سهم صنعت در تولید ناخالص داخلی این کشور از همین شاخص در اقتصاد ایران بالاتر است. بانک جهانی، سهم صنعت را در تولید ناخالص داخلی عربستان حدود ۶۰درصد و همین مقدار را برای ایران ۴۰درصد اعلام کرده است. بدین ترتیب، صرفا تولید ناخالص «صنعتی» عربستان حدود ۴۵۰ میلیارد دلار خواهد شد که به تنهایی از کل تولید ناخالص داخلی ایران بیشتر است!
برای چنین اقتصادهای بزرگی قطعا شاخص سلامت و «شفافیت اقتصادی» اهمیت ویژهای پیدا میکند. بر اساس گزارش سازمان جهانی شفافیت، کشور دانمارک با شاخص ۹۲، شفافترین اقتصاد جهان را دارد. همین گزارش نشان میدهد که عربستان با شاخص ۴۹ در جایگاه ۵۵ کشورهای جهان قرار گرفته و ایران با شاخص ۲۷ در رتبه ۱۳۷ جای دارد.
حال که تصویری کلی از ابعاد کلان اقتصاد دو کشور به دست آوردیم، برای جزییات بیشتر میتوانیم به گزارش موسسات تخصصی مراجعه کنیم. چندی پیش، گزارش سالانه «بنیاد هریتیج» منتشر شد که در آن ۱۰ شاخص اقتصادی کشورهای جهان مورد بررسی قرار گرفته بود. متاسفانه در هر ۱۰ شاخص مورد بررسی، اقتصاد ایران با فاصلهای چشمگیر پایینتر از اقتصاد عربستان قرار گرفته بود. انتشار این گزارش که بازتاب گستردهای هم در رسانههای فارسی زبان داشت، بلافاصله موجی از واکنشهای تدافعی را برانگیخت. واکنشهایی که هویت و بیطرفی مرکز انتشار آمار را زیر سوال بردند. سایت الف، که خود ابتدا گزارش آماری را منتشر کرده بود، تنها پس از چند ساعت طی یادداشت دیگری با عنوان «تبارشناسی هریتیج» به شدت به این مرکز تحقیقاتی حمله کرد. در متن یادداشت الف آمده است: «گزارش این بنیاد در مقایسه با گزارشهای مشابه و كمتر جانبدارانه بینالمللی همچون «گزارش فریزر» ... حكایت از رگههای سیاسی و جهت داری دارد».
بدین ترتیب، سایت الف، بیطرفی موسسه هریتیج را زیر سوال برده و در عین حال بر انصاف بیشتر موسسه «فریزر» صحه گذاشت. ما این بار به صورت مستقیم به سراغ گزارش موسسه فریزر میرویم: (برای ارایه یک معیار قابل سنجش، ارقام کشور آلمان را هم در کنار ایران و عربستان قرار دادیم)
اندازه دولت:
ایران: ۶.۱
عربستان: ۵
آلمان: ۵.۳
ساختار قانونی و حق مالکیت
ایران: ۵.۲
عربستان: ۷.۲
آلمان: ۷.۸
پول قوی
ایران: ۷
عربستان: ۷.۹
آلمان: ۹.۶
آزادی تجارت بینالمللی
ایران: ۴
عربستان: ۶.۸
آلمان: ۷.۷
مجموعه قوانین
ایران: ۴.۷
عربستان: ۷.۹
آلمان: ۷.۱
در هر پنج شاخص اندازه دولت، ساختار قانونی و حق مالکیت، قدرت پولی، آزادی تجارت بینالمللی و مجموعه قوانین، عربستان وضعیت بهتری از ایران دارد. به همین دلیل موسسه فریزر نیز در نتیجهگیری نهایی خود کشور ما را در رتبه ۱۴۷ کشورهای جهان از نظر «آزادی اقتصادی» قرار میدهد، (از نظر هریتیج ۱۷۱ هستیم) در حالی که رتبه عربستان ۸۱ است. (از نظر هریتیج ۷۷ است)
مجددا تاکید میشود که همه این آمارها، صرفا جهت بازبینی در یک تصویر کلیشهای از اقتصاد عربستان ارایه شدهاند. تصویری که تمامی ثروت و قدرت اقتصادی این کشور را در ارزش صادرات نفی خلاصه میکند و در نهایت توریسم مذهبی را مکمل آن میداند. این در حالی است که صنعت عربستان امروزه بسیار رشد یافته است. حتی بخش کشاورزی این کشور، علیرغم برخورداری از سطح زمین و منابع آبی بسیار محدود، به مراتب صنعتیتر از کشاورزی ایران شده است. بعید است تمامی این پیشرفتها بدون طراحی و اجرای یک برنامه جامع توسعه میسر شده باشد.
@bashtin
@bashtin
در یادداشت قبل، چند شاخص آماری ارایه شد که نشان میداد در برخی ملاکهای اجتماعی، وضعیت عربستان به سطحی ارتقا پیدا کرده است که با تصورات معمول از یک کشور کاملا متحجر و عقب مانده همخوانی ندارد. اینکه وضعیت شاخصهای اجتماعی در این کشور تا چه میزان قابل قبول یا مطلوب است محل بحث ما نیست. اینجا صرفا به یک جریان رو به رشد اشاره میکنیم. حال در دومین گام، میتوانیم از خود بپرسیم که چنین رشدی بر پایه کدام پشتوانه محقق شده است؟ آیا همه چیز همچنان در «پول نفت» خلاصه میشود؟ اگر پاسخ شما مثبت است، شاید هنوز درگیر کلیشه سابق هستید.
هرچند عربستان هنوز اقتصادی متکی به نفت دارد، اما برتری قدرت اقتصادی این کشور نسبت به ایران ابدا در انحصار صادرات نفتی نیست. بانک جهانی، تولید ناخالص داخلی عربستان را ۷۴۶ میلیارد دلار گزارش کرده است. این عدد برای ایران ۴۱۵ میلیارد دلار است. یعنی یک اختلاف ۳۳۰ میلیارد دلاری در سال. بر اساس گزارش اوپک سازمان اوپک، کل درآمدهای نفتی عربستان در سال ۲۸۵ میلیارد دلار است. در واقع، هرچند درآمد نفتی عربستان ممکن است تا چهار برابر درآمد نفتی برسد، اما باز هم سهم صنعت در تولید ناخالص داخلی این کشور از همین شاخص در اقتصاد ایران بالاتر است. بانک جهانی، سهم صنعت را در تولید ناخالص داخلی عربستان حدود ۶۰درصد و همین مقدار را برای ایران ۴۰درصد اعلام کرده است. بدین ترتیب، صرفا تولید ناخالص «صنعتی» عربستان حدود ۴۵۰ میلیارد دلار خواهد شد که به تنهایی از کل تولید ناخالص داخلی ایران بیشتر است!
برای چنین اقتصادهای بزرگی قطعا شاخص سلامت و «شفافیت اقتصادی» اهمیت ویژهای پیدا میکند. بر اساس گزارش سازمان جهانی شفافیت، کشور دانمارک با شاخص ۹۲، شفافترین اقتصاد جهان را دارد. همین گزارش نشان میدهد که عربستان با شاخص ۴۹ در جایگاه ۵۵ کشورهای جهان قرار گرفته و ایران با شاخص ۲۷ در رتبه ۱۳۷ جای دارد.
حال که تصویری کلی از ابعاد کلان اقتصاد دو کشور به دست آوردیم، برای جزییات بیشتر میتوانیم به گزارش موسسات تخصصی مراجعه کنیم. چندی پیش، گزارش سالانه «بنیاد هریتیج» منتشر شد که در آن ۱۰ شاخص اقتصادی کشورهای جهان مورد بررسی قرار گرفته بود. متاسفانه در هر ۱۰ شاخص مورد بررسی، اقتصاد ایران با فاصلهای چشمگیر پایینتر از اقتصاد عربستان قرار گرفته بود. انتشار این گزارش که بازتاب گستردهای هم در رسانههای فارسی زبان داشت، بلافاصله موجی از واکنشهای تدافعی را برانگیخت. واکنشهایی که هویت و بیطرفی مرکز انتشار آمار را زیر سوال بردند. سایت الف، که خود ابتدا گزارش آماری را منتشر کرده بود، تنها پس از چند ساعت طی یادداشت دیگری با عنوان «تبارشناسی هریتیج» به شدت به این مرکز تحقیقاتی حمله کرد. در متن یادداشت الف آمده است: «گزارش این بنیاد در مقایسه با گزارشهای مشابه و كمتر جانبدارانه بینالمللی همچون «گزارش فریزر» ... حكایت از رگههای سیاسی و جهت داری دارد».
بدین ترتیب، سایت الف، بیطرفی موسسه هریتیج را زیر سوال برده و در عین حال بر انصاف بیشتر موسسه «فریزر» صحه گذاشت. ما این بار به صورت مستقیم به سراغ گزارش موسسه فریزر میرویم: (برای ارایه یک معیار قابل سنجش، ارقام کشور آلمان را هم در کنار ایران و عربستان قرار دادیم)
اندازه دولت:
ایران: ۶.۱
عربستان: ۵
آلمان: ۵.۳
ساختار قانونی و حق مالکیت
ایران: ۵.۲
عربستان: ۷.۲
آلمان: ۷.۸
پول قوی
ایران: ۷
عربستان: ۷.۹
آلمان: ۹.۶
آزادی تجارت بینالمللی
ایران: ۴
عربستان: ۶.۸
آلمان: ۷.۷
مجموعه قوانین
ایران: ۴.۷
عربستان: ۷.۹
آلمان: ۷.۱
در هر پنج شاخص اندازه دولت، ساختار قانونی و حق مالکیت، قدرت پولی، آزادی تجارت بینالمللی و مجموعه قوانین، عربستان وضعیت بهتری از ایران دارد. به همین دلیل موسسه فریزر نیز در نتیجهگیری نهایی خود کشور ما را در رتبه ۱۴۷ کشورهای جهان از نظر «آزادی اقتصادی» قرار میدهد، (از نظر هریتیج ۱۷۱ هستیم) در حالی که رتبه عربستان ۸۱ است. (از نظر هریتیج ۷۷ است)
مجددا تاکید میشود که همه این آمارها، صرفا جهت بازبینی در یک تصویر کلیشهای از اقتصاد عربستان ارایه شدهاند. تصویری که تمامی ثروت و قدرت اقتصادی این کشور را در ارزش صادرات نفی خلاصه میکند و در نهایت توریسم مذهبی را مکمل آن میداند. این در حالی است که صنعت عربستان امروزه بسیار رشد یافته است. حتی بخش کشاورزی این کشور، علیرغم برخورداری از سطح زمین و منابع آبی بسیار محدود، به مراتب صنعتیتر از کشاورزی ایران شده است. بعید است تمامی این پیشرفتها بدون طراحی و اجرای یک برنامه جامع توسعه میسر شده باشد.
@bashtin
باشتين
دست زدن خاتمی یکطرف، مسیح علینژاد چه صدایی داره :))) @bashtin
دنیا دارد به سمت مسافرت با هایپرلوپ، آسانسور فضایی و زندگی در سیاره های دیگر میرود، ما اینجا از اینکه خاتمی نشسته صدای زن را گوش کرده ذوق کردیم
ملت اين يعني پيشرفت ،،،،
@bashtin
ملت اين يعني پيشرفت ،،،،
@bashtin
خاک پاشیدن به سیمای واقعیت
✍🏼آرمان امیری
چهار تصویر از عربستان که در رسانههای فارسی نمیبینیم
بر اساس آمارهای رسمی نشان دادیم که غالب ایرانیان در چند مورد تصورات نادرستی از جامعه عربستان دارند. تصور ما این بود که بر پایه روایتی نانوشته، بخشی از ایرانیان عربستان را کشوری عقبافتاده(۱)، با مردمانی خشن(۲) و بیسواد(۳) و زنانی محصور در خانه(۴) تصور میکنند که تنها به مدد دلارهای نفتی توانسته خودش را حفظ کند.(۵)
یادداشت ما دقیقا همین معیارها را نشانه گرفت و نشان داد که اتفاقا بر اساس آمارهای رسمی و جهانی:
۱- شاخصه توسعه انسانی عربستان از ایران بالاتر است.
۲- شاخص خشونت در عربستان به مراتب پایینتر از ایران است.
۳- میانگین سواد در عربستان (چه مردان و چه زنان) از ایران بالاتر است.
۴- نرخ مشارکت اقتصادی زنان در عربستان بهتر از ایران است.
عربستان یک اقتصاد صنعتی بسیار بزرگ دارد که فقط حجم تولیدات صنعتی آن، به مراتب بیشتر از مجموع تمامی تولیدات نفتی و غیرنفتی ایران است.
واکنشهایی از جنس انواع و اقسام توهینها، پرخاشها و حتی اتهاماتی عجیب همچون وطنفروشی و مزدوری برای آلسعود چندان جای تعجب نداشت، بلکه صرفا تایید میکرد که مساله در بیاطلاعی ایرانیان از وضعیت عربستان خلاصه نمیشود، بلکه بسیاری از هموطنان ما اساسا «نمیخواستند» این اطلاعات را داشته باشند، یا به عبارت دیگر، ترجیح میدادند جهان را آنگونه تصور کنند که دوست دارند!
موضوعاتي همچون «ممنوعیت رانندگی برای زنان» در عربستان کمک میکرد تا ما بتوانیم همچنان امیدوار و ای بسا مسرور باشیم که «از ما بدتر هم هست»؛ و یا متناسب با ضرباهنگ یک گرایش نژادپرستانه، مدعی شویم: «عربها عقبافتادهتر از ایرانیان هستند». حالا اما شیپورهایی نواخته شده که این خواب نوشین را آشفته میسازد.
چند خبر سریع و غافلگیر کننده، به فاصلهای اندک، یکی پس از دیگری منتشر شدند. ابتدا لغو ممنوعیت رانندگی زنان عربستان، سپس مجوز صدور فتوا برای زنان مفتی و در نهایت، پخش موسیقی خواننده شهیر عرب، «امکلثوم» از تلویزیون عربستان. اینها یعنی خلع سلاح شدن جریان تقلیلگرایی که تلاش میکرد پیچیدگیهای مقایسه دو جامعه بزرگ را در سطح یکی دو سطر خلاصه کند و حکم نهایی را باب میل و اراده از پیش تعیین شده خودش صادر کند. حالا تکلیف چیست؟
بیشک، و همانطور که در همین مدت کوتاه شاهدش بودیم، گروهی دوباره بسیج میشوند تا خاک به سیمای واقعیت بپاشند. اینان به هر دری میزنند که حقیقت را پنهان کرده یا مخدوش سازند. روند اصلاحات در یکی از بزرگترین کشورهای منطقه و حتی جهان را صرفا محصول یک اراده شخصی و دستوری جلوه دهند، یا آن را توطئهای فریبنده بخوانند. آسمان به ریسمان ببافند و اگر شده حقوق زنان را به جنگ یمن پیوند بزنند تا همچنان آرامش گورستانی این برکه راکد را حفظ کنند. اسماش هرچه میخواهد باشد، اما بیشک این یک رویکرد اصلاحطلبانه نیست، ولو آنکه راویاناش سربند اصلاحطلبی به سر بسته باشند.
رویکرد اصلاحطلبانه اما اقتضا میکند که از هرگونه بهبودی در هرکجای جهان استقبال کنیم؛ خوشحال باشیم و البته سعی کنیم درس بگیریم؛ پیشرفت گامبهگام عربستان در تمامی این سالها را منکر نشویم و سرمایهگذاری بزرگ در بخشهای آموزش و پرورش و حتی توانمندسازی زنان را به چشم ببینیم. شاید آن وقت از خود بپرسیم نتیجه چند دهه شعار استقلال، نگاه به داخل و انواع و اقسام نسخههای بومیسازی به کجا رسید؟ تمام پیشرفتهای جهان و برنامههای توسعه را به اسم فساد و غربزدگی منکر شدیم و به اسم استقلال ارتباط خود را با پیشرفتهترین کشورهای جهان قطع کردیم، چطور به دنبال عاقبتی بجز تبدیل شدن به عقبافتادهترینها بودیم؟
ما ایرانیان مثل معروف و قابل تاملی داریم: «چون کبک سر در برف فرو کردن». پس باید بهتر از هرکسی بدانیم که تلاش برای انکار واقعیت، حقیقت جهان را تغییر نخواهد داد. اینان که مدام به گوش ما از مفاخر باستانی و تاریخی و سنتی و دینی لالایی میخوانند، اینان که مثل جغدهای شوم از تباهی و روسیاهی و فلاکت همه جهان (از غرب گرفته تا خاورمیانه) برای ما داستانسرایی میکنند، اینان هیچ کدام دوستان خوبی نیستند. حتی اگر نیت خیر و شرافتمندانهای هم داشته باشند دوستیشان مصداق دوستی خاله خرسه است. دوست واقعی آن است که تلخی حقیقت را به کام ما بنشاند بلکه تلنگری باشد که به خود بیاییم و قدري به دستگاه تبليغاتي دروغ جمهوري اسلامي بي انديشيم .
اول 👇👇
https://t.me/bashtin/13963
دوم 👇👇
https://t.me/bashtin/13964
@bashtin
✍🏼آرمان امیری
چهار تصویر از عربستان که در رسانههای فارسی نمیبینیم
بر اساس آمارهای رسمی نشان دادیم که غالب ایرانیان در چند مورد تصورات نادرستی از جامعه عربستان دارند. تصور ما این بود که بر پایه روایتی نانوشته، بخشی از ایرانیان عربستان را کشوری عقبافتاده(۱)، با مردمانی خشن(۲) و بیسواد(۳) و زنانی محصور در خانه(۴) تصور میکنند که تنها به مدد دلارهای نفتی توانسته خودش را حفظ کند.(۵)
یادداشت ما دقیقا همین معیارها را نشانه گرفت و نشان داد که اتفاقا بر اساس آمارهای رسمی و جهانی:
۱- شاخصه توسعه انسانی عربستان از ایران بالاتر است.
۲- شاخص خشونت در عربستان به مراتب پایینتر از ایران است.
۳- میانگین سواد در عربستان (چه مردان و چه زنان) از ایران بالاتر است.
۴- نرخ مشارکت اقتصادی زنان در عربستان بهتر از ایران است.
عربستان یک اقتصاد صنعتی بسیار بزرگ دارد که فقط حجم تولیدات صنعتی آن، به مراتب بیشتر از مجموع تمامی تولیدات نفتی و غیرنفتی ایران است.
واکنشهایی از جنس انواع و اقسام توهینها، پرخاشها و حتی اتهاماتی عجیب همچون وطنفروشی و مزدوری برای آلسعود چندان جای تعجب نداشت، بلکه صرفا تایید میکرد که مساله در بیاطلاعی ایرانیان از وضعیت عربستان خلاصه نمیشود، بلکه بسیاری از هموطنان ما اساسا «نمیخواستند» این اطلاعات را داشته باشند، یا به عبارت دیگر، ترجیح میدادند جهان را آنگونه تصور کنند که دوست دارند!
موضوعاتي همچون «ممنوعیت رانندگی برای زنان» در عربستان کمک میکرد تا ما بتوانیم همچنان امیدوار و ای بسا مسرور باشیم که «از ما بدتر هم هست»؛ و یا متناسب با ضرباهنگ یک گرایش نژادپرستانه، مدعی شویم: «عربها عقبافتادهتر از ایرانیان هستند». حالا اما شیپورهایی نواخته شده که این خواب نوشین را آشفته میسازد.
چند خبر سریع و غافلگیر کننده، به فاصلهای اندک، یکی پس از دیگری منتشر شدند. ابتدا لغو ممنوعیت رانندگی زنان عربستان، سپس مجوز صدور فتوا برای زنان مفتی و در نهایت، پخش موسیقی خواننده شهیر عرب، «امکلثوم» از تلویزیون عربستان. اینها یعنی خلع سلاح شدن جریان تقلیلگرایی که تلاش میکرد پیچیدگیهای مقایسه دو جامعه بزرگ را در سطح یکی دو سطر خلاصه کند و حکم نهایی را باب میل و اراده از پیش تعیین شده خودش صادر کند. حالا تکلیف چیست؟
بیشک، و همانطور که در همین مدت کوتاه شاهدش بودیم، گروهی دوباره بسیج میشوند تا خاک به سیمای واقعیت بپاشند. اینان به هر دری میزنند که حقیقت را پنهان کرده یا مخدوش سازند. روند اصلاحات در یکی از بزرگترین کشورهای منطقه و حتی جهان را صرفا محصول یک اراده شخصی و دستوری جلوه دهند، یا آن را توطئهای فریبنده بخوانند. آسمان به ریسمان ببافند و اگر شده حقوق زنان را به جنگ یمن پیوند بزنند تا همچنان آرامش گورستانی این برکه راکد را حفظ کنند. اسماش هرچه میخواهد باشد، اما بیشک این یک رویکرد اصلاحطلبانه نیست، ولو آنکه راویاناش سربند اصلاحطلبی به سر بسته باشند.
رویکرد اصلاحطلبانه اما اقتضا میکند که از هرگونه بهبودی در هرکجای جهان استقبال کنیم؛ خوشحال باشیم و البته سعی کنیم درس بگیریم؛ پیشرفت گامبهگام عربستان در تمامی این سالها را منکر نشویم و سرمایهگذاری بزرگ در بخشهای آموزش و پرورش و حتی توانمندسازی زنان را به چشم ببینیم. شاید آن وقت از خود بپرسیم نتیجه چند دهه شعار استقلال، نگاه به داخل و انواع و اقسام نسخههای بومیسازی به کجا رسید؟ تمام پیشرفتهای جهان و برنامههای توسعه را به اسم فساد و غربزدگی منکر شدیم و به اسم استقلال ارتباط خود را با پیشرفتهترین کشورهای جهان قطع کردیم، چطور به دنبال عاقبتی بجز تبدیل شدن به عقبافتادهترینها بودیم؟
ما ایرانیان مثل معروف و قابل تاملی داریم: «چون کبک سر در برف فرو کردن». پس باید بهتر از هرکسی بدانیم که تلاش برای انکار واقعیت، حقیقت جهان را تغییر نخواهد داد. اینان که مدام به گوش ما از مفاخر باستانی و تاریخی و سنتی و دینی لالایی میخوانند، اینان که مثل جغدهای شوم از تباهی و روسیاهی و فلاکت همه جهان (از غرب گرفته تا خاورمیانه) برای ما داستانسرایی میکنند، اینان هیچ کدام دوستان خوبی نیستند. حتی اگر نیت خیر و شرافتمندانهای هم داشته باشند دوستیشان مصداق دوستی خاله خرسه است. دوست واقعی آن است که تلخی حقیقت را به کام ما بنشاند بلکه تلنگری باشد که به خود بیاییم و قدري به دستگاه تبليغاتي دروغ جمهوري اسلامي بي انديشيم .
اول 👇👇
https://t.me/bashtin/13963
دوم 👇👇
https://t.me/bashtin/13964
@bashtin
Telegram
باشتين
چهار تصویر از «عربستان» که در رسانههای فارسی نمیبینیم
@bashtin
در یک مقیاس کلیشهای، ایرانیان تصویر خاصی از عربستان دارند که رسانههای فارسی نیز معمولا بدان دامن میزنند: کشوری عقب افتاده با نظامی اجتماعی متحجر و بدوی که صرفا با اتکا به درآمدهای نفتی…
@bashtin
در یک مقیاس کلیشهای، ایرانیان تصویر خاصی از عربستان دارند که رسانههای فارسی نیز معمولا بدان دامن میزنند: کشوری عقب افتاده با نظامی اجتماعی متحجر و بدوی که صرفا با اتکا به درآمدهای نفتی…
بدترین سرمشقی که به جامعه می توان داد این است که قانون بنهند اما رعایتش نکنند
و بدتر از آن این است که خود قانونگذار، قانون را بشکند.
نیکولو ماکیاولی
زندگی همان پنج سال اول کودکیست،
بقیه آن نشخوار زندگیست.
زیگموند فروید
سياستمدارها ملت را به دو دسته تقسيم ميكنند
ابزار و دشمن...
توسط ابزار، دشمن را نابود ميكنند !
نیچه
«طغیان» کردار انسان فرهیختهای است که از حقوق خویش «آگاهی» دارد.
آلبر_کامو
@bashtin
و بدتر از آن این است که خود قانونگذار، قانون را بشکند.
نیکولو ماکیاولی
زندگی همان پنج سال اول کودکیست،
بقیه آن نشخوار زندگیست.
زیگموند فروید
سياستمدارها ملت را به دو دسته تقسيم ميكنند
ابزار و دشمن...
توسط ابزار، دشمن را نابود ميكنند !
نیچه
«طغیان» کردار انسان فرهیختهای است که از حقوق خویش «آگاهی» دارد.
آلبر_کامو
@bashtin
باشتين
شنیدم بهترین سرمایه اینه که مرکز نشر آثار امام دست بابات باشه و سالی ۷۶میلیارد بودجه براش بگیری و به کسی جواب پس ندی،،،،،اينا بغير از باقي رانتهاي دولتي است كه ميدزديد و غارت ميكنيد،، @bashtin
اگر همين حرومزاده اي رهبري سابق فردا کاندیدا بشود همین دختراني که اینجا مسخره شده اند ۴ ساعت در صف میمانند تا انگشتشان را رنگی کنند تا به خاطر این حرومي به جمهوري اسلامي راي بدن ،،،
@bashtin
@bashtin
دركلیسا،جك از دوستش ماكس می پرسد: «فكر می كنی میشه هنگام دعا كردن سیگار كشید؟»
ماكس میگه: «چرا از كشیش نمی پرسی؟»
جك نزد كشیش می رود و می پرسد: «می توانم وقتی در حال دعا كردن هستم، سیگار بكشم.»
كشیش پاسخ می دهد: «نه، پسرم، نمیشه. این بی ادبی است.»
جك نتیجه را برای دوستش ماكس بازگو می كند.
ماكس میگه: «تعجبی نداره. تو سئوالت رو درست مطرح نكردی. بگذار من بپرسم.»
ماكس نزد كشیش میره و می پرسه « وقتی در حال سیگار كشیدنم می تونم دعا كنم؟»
كشیش مشتاقانه پاسخ می ده: «مطمئناً، پسرم.
مطمئناََ
...
حالا امروزی تر:
کسی که نماز میخونه و روزه ميگيره ، میتونه اختلاس و دزدی کنه؟ نه!
کسی که اختلاس و دزدی میکنه، میتونه نماز بخونه؟ بله مطمئناً!
پس باید سوال رو درست پرسید!
@bashtin
ماكس میگه: «چرا از كشیش نمی پرسی؟»
جك نزد كشیش می رود و می پرسد: «می توانم وقتی در حال دعا كردن هستم، سیگار بكشم.»
كشیش پاسخ می دهد: «نه، پسرم، نمیشه. این بی ادبی است.»
جك نتیجه را برای دوستش ماكس بازگو می كند.
ماكس میگه: «تعجبی نداره. تو سئوالت رو درست مطرح نكردی. بگذار من بپرسم.»
ماكس نزد كشیش میره و می پرسه « وقتی در حال سیگار كشیدنم می تونم دعا كنم؟»
كشیش مشتاقانه پاسخ می ده: «مطمئناً، پسرم.
مطمئناََ
...
حالا امروزی تر:
کسی که نماز میخونه و روزه ميگيره ، میتونه اختلاس و دزدی کنه؟ نه!
کسی که اختلاس و دزدی میکنه، میتونه نماز بخونه؟ بله مطمئناً!
پس باید سوال رو درست پرسید!
@bashtin
بیشتر مردم علاقه چندانی به آزادی ندارند، چون آزادی مستلزم و در بر گیرنده ی مسئولیت است و بیشتر مردم از مسئولیت واهمه دارند.
#زیگموند_فروید
@bashtin
#زیگموند_فروید
@bashtin
نیاکان ما بسی نادان تر و بی اندیشه تر از ما بوده اند. آنها دارای روش ها و اعتقاداتی بوده اند که اکنون ما با دیده تمسخر به آنها نگاه کرده و دچار شگفتی میشویم. پس چگونه می توانیم پاره ای از پندارها را از کل و اصل جدا نموده و به علت اینکه پدران و نیاکان ما به آنها ایمان داشته اند، آنها را پذیرفته و به قسمت های دیگر از همان اصل و کل به دیده تحقیر و تمسخر بنگریم.
#زيگموند_فرويد
هموطن بيدار شو ،،،،
@bashtin
#زيگموند_فرويد
هموطن بيدار شو ،،،،
@bashtin
التماس انديشه ،،،
رستم 700 سال عمر کرد افسانه است
نــوح 950 سال عمر کرد حقیقت است
کــاوه ضحاک را از مـیـان برد افسانه است
موسی فرعون را از میان برد حقیقت است
از دوش ضحاک مـار رویید افسانه است
عـصـای مـوسـی اژدهـا شد حقیقت است
کیکاووس بــا عقابها پرواز کرد افسانه است
سلیمان بر قالی پرنده پرواز کرد حقیقت است
رستم دیو سپید را شکست داد افسانه است
داوود جــالــوت را شکست داد حقیقت است
زال توسط سیمرغ پرورش یافت افسانه است
یونس در شکم نهنگ زندگی کرد حقیقت است
بـیـژن مدتی درون چـاه زندگی کرد افسانه است
یوسف مدتی درون چاه زندگی کرد حقیقت است
@bashtin
رستم 700 سال عمر کرد افسانه است
نــوح 950 سال عمر کرد حقیقت است
کــاوه ضحاک را از مـیـان برد افسانه است
موسی فرعون را از میان برد حقیقت است
از دوش ضحاک مـار رویید افسانه است
عـصـای مـوسـی اژدهـا شد حقیقت است
کیکاووس بــا عقابها پرواز کرد افسانه است
سلیمان بر قالی پرنده پرواز کرد حقیقت است
رستم دیو سپید را شکست داد افسانه است
داوود جــالــوت را شکست داد حقیقت است
زال توسط سیمرغ پرورش یافت افسانه است
یونس در شکم نهنگ زندگی کرد حقیقت است
بـیـژن مدتی درون چـاه زندگی کرد افسانه است
یوسف مدتی درون چاه زندگی کرد حقیقت است
@bashtin