This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خلاصه هر کاری کنید باید خمس مالتو بدین به آخونداي دزد ، چون ارنا از مال و اموال تو ارزاق ميكنند ،،،
@bashtin
@bashtin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در طويله اسلامي ، مراحل غني سازي اورانيوم توسط نماينده تويله اسلامي ،،،
داره اورانيوم غني ميكنه ،،،
@bashtin
داره اورانيوم غني ميكنه ،،،
@bashtin
موضوع انشاء یک دانش آموز،
چگونه میشود آمریکا را نابود کرد.
به نام خدا
@bashtin
اول، يك گروه جاسوس كه از دستورات ما پيروي كنند در كشور آمريكا مستقر ميكنيم.
سپس آنها را در راس امور قرار ميدهيم و با كمك آنها به پنج دستورالعمل زير عمل ميكنيم،
۱. دخترها و پسرها را از همان كودكستان از هم جدا ميكنيم تا از همان زمان، همگي آنها تبديل به انسانهاي بیماری شوند و تا سطح كمي كمتر از ديوانگي به پيش روند.
مثلا پسرها فكر كنند دخترها چقدر جاذبه دارند، چقدر متفاوتند، چقدر فرشتهاند، ولي غير قابل دستيابي اند، نميتوانم با آنها حرف يا قدم بزنم
و همين افكار را هم دخترها نسبت به پسرها پيدا خواهند كرد.
بعد كه همه را تا آخر عمر بیمار جنسی كرديم تا به چیزی جز جنس مخالف نیاندیشند كليه ثروت مادي و معنويشان را غارت ميكنيم.
۲. علومانساني را بيحيثيت ميكنيم.
كاري ميكنيم تا آمريكاييها،رشتههاي علومانساني را مسخره كنند و بی ارزش بشمارند.
دستور ميدهيم به فارغ التحصيلان رشتههاي:فلسفه،مديريت،جامعهشناسي ، اقتصاد، روانشناسي، حقوق، قضاوت و ... كار ندهند و بيشترشان سالها دنبال كار بگردند.
در عوض رشتههاي فنيمهندسي، پزشكي و دندانپزشكي را خيلي پررونق و پولساز ميكنيم.
ميگوييم علومانساني مربوط به انسانهاي خنگ و لات است.
سپس، مغزها را ميبريم رشتههاي مهندسي، پزشكي و دندانپزشكي.
به دليل اينكه بچههاي علومانساني از استعدادهاي متوسط به پايين انتخاب شدهاند توانايي حل مشكلات مديريتي و اجتماعي را نخواهند داشت،
بنابراين آمريكاييان مجبور ميشوند بااستعدادترها كه درس اين كار را نخواندهاند مثل مهندسها و پزشكها را بگذارند كار مديريت بكنند.
تمام كارهاي مديريتي كشور به جاي اينكه دست مديران بيفتد، به مهندسان و پزشكان و.... سپرده ميشود.
فيلسوفي وجود نخواهد داشت كه تئوريهاي عقلاني را به جامعه عرضه كند.
جامعهشناس قوي براي حل مشكلات جامعه به وجود نخواهد آمد.
يك وكيل و حقوقدان باهوش و خبره نخواهند داشت و تا آخر، در نتيجه كشور درست اداره نشده و همه ارگانها و سازمانهايش از هم ميپاشد.
@bashtin
سپس ما ايرانيان وارد عمل مي شويم و تمام آن استعدادهاي آمريكا كه در رشتههاي مهندسي مثل: فيزيك، فضا، نانو، مكانيك، برق و ...تحصيل كردهاند را دعوتنامه ميزنيم تا بيايند كشور ما،مفت و مجاني شروع به كار كنند.
روزي ۱۵ ساعت از آنها كار مي كشيم و گاهي هم توي سرشان ميزنيم كه اگر به كار زيادت اعتراض كني، مجوز اقامتت را ميگيريم و تو مجبور ميشوي به همان ديوانهخانهي آمريكا باز گردي.
آنوقت است كه وي مثل اسب،شروع به كار ميكند و دم نميزند تا روز مرگ.
۳. موسيقي را كلا از مدارس حذف ميكنيم.
اول وقتي موسيقي خوب، از كشورشان حذف ميشود،جاي آنرا افسردگي و دلمردگي خواهد گرفت.
دوم همگي نسبت به موسيقي،بيسواد ميشوند و فرق ماماي گاو و موسيقي بتهوون را نخواهند فهميد و همين موضوع به ما كمك ميكند تا بهتر بتوانيم آنها را نسبت به خوانندههاي خودمان علاقمند و عاشق كنيم.
تا مثلا وقتي نام يكي از خوانندههاي ما را ميشنوند از حس حقارت،حتي نتوانند حرف بزنند.
آنوقت است كه عاشق كشور ما، موسيقي ما، فرهنگ ما، فيلمهاي ما و كلا عاشق ما ميشوند و ما تا ميتوانيم از اين قضيه سوءاستفاده کنیم.
۴. اجازه نمیدهیم که تاریخ گذشته خود را بدانند به این روش آنها کم کم بی هویت شده و نسبت به کشورشان هیچ عشق و علاقه ای نخواهند داشت و واژه ملیت برایشان ناشناخته میگردد.
۵. برای سرگرمی جوونهاشون هم انواع مواد مخدر ارزان و فراوان در اختیارشون میذاریم تا اینجوری نسل جوونشون هیچ خواسته ای نداشته باشن و کم کم نابود بشن.
به اين صورت است كه شما مي توانيد آمريكا را ظرف ۳۰ سال نابود كنيد.
اين بود انشاي من براي نابود كردن آمريكا...
معلم زیر برگه ام نوشته:
انشاء خیلی خوبی بود.
البته اشاره نکردید بهشان یاد میدهیم بی مورد و بدون درک و فهم شعار دهند.
نمره شما ۱۹
@bashtin
چگونه میشود آمریکا را نابود کرد.
به نام خدا
@bashtin
اول، يك گروه جاسوس كه از دستورات ما پيروي كنند در كشور آمريكا مستقر ميكنيم.
سپس آنها را در راس امور قرار ميدهيم و با كمك آنها به پنج دستورالعمل زير عمل ميكنيم،
۱. دخترها و پسرها را از همان كودكستان از هم جدا ميكنيم تا از همان زمان، همگي آنها تبديل به انسانهاي بیماری شوند و تا سطح كمي كمتر از ديوانگي به پيش روند.
مثلا پسرها فكر كنند دخترها چقدر جاذبه دارند، چقدر متفاوتند، چقدر فرشتهاند، ولي غير قابل دستيابي اند، نميتوانم با آنها حرف يا قدم بزنم
و همين افكار را هم دخترها نسبت به پسرها پيدا خواهند كرد.
بعد كه همه را تا آخر عمر بیمار جنسی كرديم تا به چیزی جز جنس مخالف نیاندیشند كليه ثروت مادي و معنويشان را غارت ميكنيم.
۲. علومانساني را بيحيثيت ميكنيم.
كاري ميكنيم تا آمريكاييها،رشتههاي علومانساني را مسخره كنند و بی ارزش بشمارند.
دستور ميدهيم به فارغ التحصيلان رشتههاي:فلسفه،مديريت،جامعهشناسي ، اقتصاد، روانشناسي، حقوق، قضاوت و ... كار ندهند و بيشترشان سالها دنبال كار بگردند.
در عوض رشتههاي فنيمهندسي، پزشكي و دندانپزشكي را خيلي پررونق و پولساز ميكنيم.
ميگوييم علومانساني مربوط به انسانهاي خنگ و لات است.
سپس، مغزها را ميبريم رشتههاي مهندسي، پزشكي و دندانپزشكي.
به دليل اينكه بچههاي علومانساني از استعدادهاي متوسط به پايين انتخاب شدهاند توانايي حل مشكلات مديريتي و اجتماعي را نخواهند داشت،
بنابراين آمريكاييان مجبور ميشوند بااستعدادترها كه درس اين كار را نخواندهاند مثل مهندسها و پزشكها را بگذارند كار مديريت بكنند.
تمام كارهاي مديريتي كشور به جاي اينكه دست مديران بيفتد، به مهندسان و پزشكان و.... سپرده ميشود.
فيلسوفي وجود نخواهد داشت كه تئوريهاي عقلاني را به جامعه عرضه كند.
جامعهشناس قوي براي حل مشكلات جامعه به وجود نخواهد آمد.
يك وكيل و حقوقدان باهوش و خبره نخواهند داشت و تا آخر، در نتيجه كشور درست اداره نشده و همه ارگانها و سازمانهايش از هم ميپاشد.
@bashtin
سپس ما ايرانيان وارد عمل مي شويم و تمام آن استعدادهاي آمريكا كه در رشتههاي مهندسي مثل: فيزيك، فضا، نانو، مكانيك، برق و ...تحصيل كردهاند را دعوتنامه ميزنيم تا بيايند كشور ما،مفت و مجاني شروع به كار كنند.
روزي ۱۵ ساعت از آنها كار مي كشيم و گاهي هم توي سرشان ميزنيم كه اگر به كار زيادت اعتراض كني، مجوز اقامتت را ميگيريم و تو مجبور ميشوي به همان ديوانهخانهي آمريكا باز گردي.
آنوقت است كه وي مثل اسب،شروع به كار ميكند و دم نميزند تا روز مرگ.
۳. موسيقي را كلا از مدارس حذف ميكنيم.
اول وقتي موسيقي خوب، از كشورشان حذف ميشود،جاي آنرا افسردگي و دلمردگي خواهد گرفت.
دوم همگي نسبت به موسيقي،بيسواد ميشوند و فرق ماماي گاو و موسيقي بتهوون را نخواهند فهميد و همين موضوع به ما كمك ميكند تا بهتر بتوانيم آنها را نسبت به خوانندههاي خودمان علاقمند و عاشق كنيم.
تا مثلا وقتي نام يكي از خوانندههاي ما را ميشنوند از حس حقارت،حتي نتوانند حرف بزنند.
آنوقت است كه عاشق كشور ما، موسيقي ما، فرهنگ ما، فيلمهاي ما و كلا عاشق ما ميشوند و ما تا ميتوانيم از اين قضيه سوءاستفاده کنیم.
۴. اجازه نمیدهیم که تاریخ گذشته خود را بدانند به این روش آنها کم کم بی هویت شده و نسبت به کشورشان هیچ عشق و علاقه ای نخواهند داشت و واژه ملیت برایشان ناشناخته میگردد.
۵. برای سرگرمی جوونهاشون هم انواع مواد مخدر ارزان و فراوان در اختیارشون میذاریم تا اینجوری نسل جوونشون هیچ خواسته ای نداشته باشن و کم کم نابود بشن.
به اين صورت است كه شما مي توانيد آمريكا را ظرف ۳۰ سال نابود كنيد.
اين بود انشاي من براي نابود كردن آمريكا...
معلم زیر برگه ام نوشته:
انشاء خیلی خوبی بود.
البته اشاره نکردید بهشان یاد میدهیم بی مورد و بدون درک و فهم شعار دهند.
نمره شما ۱۹
@bashtin
شادروان #حبیب_یغمائی تعریف میکرد:
در دوره #رضاشاه کبیر که عزاداری، سینه زنی و قمه زنی ممنوع شده بود، یک روز ملک الشعرای بهار به شوکت الملک (امیر بیرجند) گفته بود سپاس خدای را که در این دیار هم برق دارید، هم آب، هم مدرسه، هم سالن نمایش، همه چیز دارید. اینکه بعضی ها هنوز شکایت می کنند دیگر چه می خواهند؟
شوکت الملک گفته بود: اینها برق نمی خواهند- اینها محرم میخواهند.! اینها مدرسه نمی خواهند، روضه خوانی می خواهند. کربلا را به اینها بدهید، همه چیز داده اید!!
حبیب یغمائی متعلق به دهی بود بنام "خور". در آنجا درمانگاه و کتابخانه و مدرسه ای ساخت و برای آبادانی آنجا جلوی هر کس و ناکسی ریش به خاک مالید و زانو زد.
مهمتر آنکه کتابخانه ای درست کرد و همه کتاب های خطی اش را که در طول عمر با خون دل جمع آوری کرده بود به آنجا منتقل کرد و وصیت کرد بعد از مرگش او را آنجا دفن کنند...
می دانید مردم قدرشناس(!!!) خور با جنازه اش چه کردند؟؟ وقتی پیکر نحیف و رنج کشیده اش را با کاروانی متشکل از شاگردانش، دکتر اسلامی، دکتر باستانی پاریزی، دکتر زرین کوب، سعیدی سیرجانی و دیگر چهره های نامدار وطن ما به روستای خور رسید، همان کودکانی که در مدرسه "یغمائی" درس خوانده و یا می خواندند، و همان مردمانی که در درمانگاهش دردهای خود و عزیزانشان را درمان کرده بودند، چه که نکردند!!!
به فتوای آخوند همان روستا، دامنشان را پر از سنگ ریزه کردند تا جنازه این خدمتگذار صدیق به فرهنگ ایران را سنگباران کنند. دردناک تر آنکه پس از دفن جنازه فرزندانش دو سه روزی در مقبره اش کشیک دادند مبادا پیکرش را از زیر خاک بیرون بیاورند و به لاشخورها بدهند...!!
با تاثر فراوان باید اذعان کرد که میهن ما از این ناسپاسی ها و قدر نشناسی ها بسیار دارد که خود عاملی است بسیار مهم در عقب مانگی ما از کاروان تمدن. کسانی که نمی دانند، تصور می کنند می دانند.
بدترین نوع بیسوادی، بیسوادی اجتماعی و سیاسی است. نمی دانند که هزینه های زندگی (قیمت نان - مسکن - دارو و درمان و...) همگی به تصمیمات سیاسی وابسته هستند. برخی حتی به جهالت اجتماعی و سیاسی خود افتخار می کنند و می گویند: از سیاست بیزارند!
می گوید: شهروندان نادان توجه ندارند که فحشا، اعتیاد، کودکان خیابانی، فساد و سایر بدبختی های اجتماعی نتیجه مستقیم بی توجهی به "سیاست" است...
#برتولت_برشت *
- شعر زیبای روباه و زاغ از سروده های آن مرحوم است.
@bashtin
در دوره #رضاشاه کبیر که عزاداری، سینه زنی و قمه زنی ممنوع شده بود، یک روز ملک الشعرای بهار به شوکت الملک (امیر بیرجند) گفته بود سپاس خدای را که در این دیار هم برق دارید، هم آب، هم مدرسه، هم سالن نمایش، همه چیز دارید. اینکه بعضی ها هنوز شکایت می کنند دیگر چه می خواهند؟
شوکت الملک گفته بود: اینها برق نمی خواهند- اینها محرم میخواهند.! اینها مدرسه نمی خواهند، روضه خوانی می خواهند. کربلا را به اینها بدهید، همه چیز داده اید!!
حبیب یغمائی متعلق به دهی بود بنام "خور". در آنجا درمانگاه و کتابخانه و مدرسه ای ساخت و برای آبادانی آنجا جلوی هر کس و ناکسی ریش به خاک مالید و زانو زد.
مهمتر آنکه کتابخانه ای درست کرد و همه کتاب های خطی اش را که در طول عمر با خون دل جمع آوری کرده بود به آنجا منتقل کرد و وصیت کرد بعد از مرگش او را آنجا دفن کنند...
می دانید مردم قدرشناس(!!!) خور با جنازه اش چه کردند؟؟ وقتی پیکر نحیف و رنج کشیده اش را با کاروانی متشکل از شاگردانش، دکتر اسلامی، دکتر باستانی پاریزی، دکتر زرین کوب، سعیدی سیرجانی و دیگر چهره های نامدار وطن ما به روستای خور رسید، همان کودکانی که در مدرسه "یغمائی" درس خوانده و یا می خواندند، و همان مردمانی که در درمانگاهش دردهای خود و عزیزانشان را درمان کرده بودند، چه که نکردند!!!
به فتوای آخوند همان روستا، دامنشان را پر از سنگ ریزه کردند تا جنازه این خدمتگذار صدیق به فرهنگ ایران را سنگباران کنند. دردناک تر آنکه پس از دفن جنازه فرزندانش دو سه روزی در مقبره اش کشیک دادند مبادا پیکرش را از زیر خاک بیرون بیاورند و به لاشخورها بدهند...!!
با تاثر فراوان باید اذعان کرد که میهن ما از این ناسپاسی ها و قدر نشناسی ها بسیار دارد که خود عاملی است بسیار مهم در عقب مانگی ما از کاروان تمدن. کسانی که نمی دانند، تصور می کنند می دانند.
بدترین نوع بیسوادی، بیسوادی اجتماعی و سیاسی است. نمی دانند که هزینه های زندگی (قیمت نان - مسکن - دارو و درمان و...) همگی به تصمیمات سیاسی وابسته هستند. برخی حتی به جهالت اجتماعی و سیاسی خود افتخار می کنند و می گویند: از سیاست بیزارند!
می گوید: شهروندان نادان توجه ندارند که فحشا، اعتیاد، کودکان خیابانی، فساد و سایر بدبختی های اجتماعی نتیجه مستقیم بی توجهی به "سیاست" است...
#برتولت_برشت *
- شعر زیبای روباه و زاغ از سروده های آن مرحوم است.
@bashtin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خمینی گفت: «لاریجانیها انگلیسی هستند، به آنان پُست ندهید»
خودشون زيراب هم رو ميزدن ،،،
ولي ما به اونها اعتماد كرديم و بهشون قدرت داديم و اونهارو به حكومت رسانديم ،،
اين يعني پيشرفت ،،،،
@bashtin
خودشون زيراب هم رو ميزدن ،،،
ولي ما به اونها اعتماد كرديم و بهشون قدرت داديم و اونهارو به حكومت رسانديم ،،
اين يعني پيشرفت ،،،،
@bashtin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حيدر بزنه تو كمرت بي ناموس ،،،
تا زماني كه امبولانس و ماشين امدادي پشت دسته اي عزاداري و ترافيك ميمونه و كسي ككشم نميگزه اين مملكت درست نخواهد شد ،،،
هموطن بيدار شو ،،،
@bashtin
تا زماني كه امبولانس و ماشين امدادي پشت دسته اي عزاداري و ترافيك ميمونه و كسي ككشم نميگزه اين مملكت درست نخواهد شد ،،،
هموطن بيدار شو ،،،
@bashtin
فرق بین شاخ گاو و پستان گاو
ماهاتیر محمد نخست وزیر مالزی و یا جراح مالزی
،
او در خانوادهەای 11 نفره چشم بە دنیا گشود و با موز فروشی شروع بە تحصیل کرد.
در سالهایی که مالزی در اشغال انگلیس بود، در رشته پزشکی در کشور همسایه ادامه تحصیل داد و بە عنوان جراح در ارتش انگلیس مشغول بکار شد. پس از خروج انگلیس از مالزی، مشغول طبابت شد. او نیمی از درآمدش را خرج افراد فقیر می کرد.
در سال 1964 به عنوان نماینده مجلس وارد مجلس شد و پس از 17 سال و کسب مدارج دولتی، به کسوت نخست وزیری مالزی درآمد. او مالزی را با درآمد سرانه کمتر از 100 دلار را به 1600 دلار و سرمایه گذاری 3 میلیارد دلاری را به 98 میلیارد دلار و میزان صادرات را به رقم قابل توجه 200 میلیارد دلار رساند. او را بعنوان جراح اقتصادی و سیاسی مالزی می نامند.
و اینچنین بود که یک موز فروش با عشق به میهن و با علم و مهارت توانست کشورش را از یک موش به ببر تبدیل کند و در سال 2003 بدون اینکه بخواهد حکومت موروثی بە وجود آورد، از قدرت کناره گیری کرد و مالزی را پس از چین، ژاپن و کره به عنوان چهارمین قدرت اقتصادی آسیا معرفی کند ........
سالها پیش ماهاتیر محمد به ایران آمده و در یک گفتگوی زنده در صدا و سیمای ج. ا.ا شرکت کرد. مجری از او پرسید: حال کە آمریکا دشمن مشترک همه ؛مسلمانان است. چرا شما مثل ایران با آمریکا مبارزه نمی کنید؟ ماهاتیر محمد در پاسخ گفت: بله! درست می فرمایید! آمریکا مانند یک گاو شیرده
خشمگین است. منتها ما در مالزی پستانهای او را چسبیدەایم و شما در ایران شاخ او را!
چقدر در نگاه ها تفاوت وجود دارد! رفتار خردمندانه همیشه عامل پیشرفت ملتها و کشورهاست
@bashtin
ماهاتیر محمد نخست وزیر مالزی و یا جراح مالزی
،
او در خانوادهەای 11 نفره چشم بە دنیا گشود و با موز فروشی شروع بە تحصیل کرد.
در سالهایی که مالزی در اشغال انگلیس بود، در رشته پزشکی در کشور همسایه ادامه تحصیل داد و بە عنوان جراح در ارتش انگلیس مشغول بکار شد. پس از خروج انگلیس از مالزی، مشغول طبابت شد. او نیمی از درآمدش را خرج افراد فقیر می کرد.
در سال 1964 به عنوان نماینده مجلس وارد مجلس شد و پس از 17 سال و کسب مدارج دولتی، به کسوت نخست وزیری مالزی درآمد. او مالزی را با درآمد سرانه کمتر از 100 دلار را به 1600 دلار و سرمایه گذاری 3 میلیارد دلاری را به 98 میلیارد دلار و میزان صادرات را به رقم قابل توجه 200 میلیارد دلار رساند. او را بعنوان جراح اقتصادی و سیاسی مالزی می نامند.
و اینچنین بود که یک موز فروش با عشق به میهن و با علم و مهارت توانست کشورش را از یک موش به ببر تبدیل کند و در سال 2003 بدون اینکه بخواهد حکومت موروثی بە وجود آورد، از قدرت کناره گیری کرد و مالزی را پس از چین، ژاپن و کره به عنوان چهارمین قدرت اقتصادی آسیا معرفی کند ........
سالها پیش ماهاتیر محمد به ایران آمده و در یک گفتگوی زنده در صدا و سیمای ج. ا.ا شرکت کرد. مجری از او پرسید: حال کە آمریکا دشمن مشترک همه ؛مسلمانان است. چرا شما مثل ایران با آمریکا مبارزه نمی کنید؟ ماهاتیر محمد در پاسخ گفت: بله! درست می فرمایید! آمریکا مانند یک گاو شیرده
خشمگین است. منتها ما در مالزی پستانهای او را چسبیدەایم و شما در ایران شاخ او را!
چقدر در نگاه ها تفاوت وجود دارد! رفتار خردمندانه همیشه عامل پیشرفت ملتها و کشورهاست
@bashtin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⚠️🔞
"هرچی رو باید میگفت تو همین چند ثانیه رو آنتن زنده شبکه خبر گفت"
فقط اونجاش كه ميگه خودتون ساختيد ،،،،،
@bashtin
"هرچی رو باید میگفت تو همین چند ثانیه رو آنتن زنده شبکه خبر گفت"
فقط اونجاش كه ميگه خودتون ساختيد ،،،،،
@bashtin