Taghato
وصیتنامه سهیل عربی در هفتمین روز اعتصاب غذای خشک، با صدای این زندانی سیاسی-عقیدتی محبوس در زندان اوین ♦️ هیچکس نیست که من را یاری دهد تا فریادی بر سر ظالمان شویم ♦️ روزی میرسد که سرزمینمان دیگر توسط پیشانیهای ریاکار اداره نمیشود ♦️ من را در بند ۳۵۰…
سهیل عربی زندانی سیاسی بند هفت زندان اوین چند روز پیش با نگارش نامه ای اعلام کرد که وارد اعتصاب غذای خشک شده است. وضعیت جسمانی وی بشدت وخیم است و از رفتن به بهداری نیز امتناع کرده و روز جاری نیز به دلیل نپوشیدن لباس زندان ملاقات او با خانواده اش انجام نشد.
اینجا بیان حقیقت ممنوع است اما من یک آنارشیست هستم و برای من ممنوعیت ممنوع است.
نمیتوانم ساکت باشم وقتی شکنجه شدن افرادی را که جرمی مرتکب نشده اند در اینجا میبینم، اینجا زندان اوین است جایی که آزاد اندیشان را مجازات میکنند
نگویید خاموش باش که در این گاه سکوت بزرگترین خیانت است.
فریاد من فقط برای نجات خودم نیست اعتصاب غذا کرده ام بلکه صدای مظلومیتمان را بشنوید میخواهم صدای تمام آزاد اندیشان محبوس باشم: منوچهر محمد علی، محمود بهشتی لنگرودی، علی شریعتی، یوسف عمادی، آرش صادقی، سوادا آغاسر و سایر دوستان در بند هفت انسان هایی که جرمشان دانستن و بیان حقیقت است.
ما توسط قضاتی محاکمه شده ایم که فاسد ترین انسان های روزگار اند
امروز اول مهر سومین سالی است که دخترم به مدرسه میرود و در کنارش نیستم، اعتصاب غذایم را خشک و تر کرده ام چون که دیگر نمیخواهم او در زندان مرا ببیند...
#سهیل_عربی بند ٧ زندان اوین
@bashtin
اینجا بیان حقیقت ممنوع است اما من یک آنارشیست هستم و برای من ممنوعیت ممنوع است.
نمیتوانم ساکت باشم وقتی شکنجه شدن افرادی را که جرمی مرتکب نشده اند در اینجا میبینم، اینجا زندان اوین است جایی که آزاد اندیشان را مجازات میکنند
نگویید خاموش باش که در این گاه سکوت بزرگترین خیانت است.
فریاد من فقط برای نجات خودم نیست اعتصاب غذا کرده ام بلکه صدای مظلومیتمان را بشنوید میخواهم صدای تمام آزاد اندیشان محبوس باشم: منوچهر محمد علی، محمود بهشتی لنگرودی، علی شریعتی، یوسف عمادی، آرش صادقی، سوادا آغاسر و سایر دوستان در بند هفت انسان هایی که جرمشان دانستن و بیان حقیقت است.
ما توسط قضاتی محاکمه شده ایم که فاسد ترین انسان های روزگار اند
امروز اول مهر سومین سالی است که دخترم به مدرسه میرود و در کنارش نیستم، اعتصاب غذایم را خشک و تر کرده ام چون که دیگر نمیخواهم او در زندان مرا ببیند...
#سهیل_عربی بند ٧ زندان اوین
@bashtin
کدومشون بیشتر به ما ظلم کردن؟ #محرم
anonymous poll
اخوندها – 403
👍👍👍👍👍👍👍 92%
يزيد – 15
▫️ 3%
معاويه – 10
▫️ 2%
شمر – 9
▫️ 2%
👥 437 people voted so far.
anonymous poll
اخوندها – 403
👍👍👍👍👍👍👍 92%
يزيد – 15
▫️ 3%
معاويه – 10
▫️ 2%
شمر – 9
▫️ 2%
👥 437 people voted so far.
ابهام آینده و اخلاقی زیستن
در دهۀ ۱۹۶۰ تعدادی از روانشناسان اجتماعی فرانسوی با همكاری یك مؤسسۀ تحقیقاتی بزرگ، در اروپا یك مركز شبانه روزی تأسیس كردند. در این مركز، نوجوانان ۱۲تا ۱۹سال آموزش میدیدند و زندگی میكردند. مدّت یك سال همه چیز به صورت عادی جریان داشت و آزمایشهای مختلف كمی و كیفی بر روی آنان انجام گرفت. در طول این یك سال، هر نوجوان سه وعدۀ غذایی روزانه با احتساب میان وعدهها، ۸۰۰گرم غذا میخورد. پس از یك سال به تدریج و آگاهانه شایعه كردند به علت وضعیت اقتصادی نابسامان شبانهروزی، ممكن است غذا به لحاظ كمی و كیفی جیرهبندی شود. شش ماه بعد از این شایعه، میزان غذای مصرفی روزانه هر فرد از ۸۰۰گرم به ۱۲۰۰گرم افزایش یافت. هنگامی كه عملاً جیرهبندی را آغاز كردند، مصرف غذا از ۱۲۰۰گرم به 1500گرم رسید و حتی در اواخر این دورۀ چهارساله، نوجوانانی بودند كه در شبانه روز بیش از ۵كیلوگرم غذا میخوردند. دلیل افزایش مصرف این بود كه نوجوانان آیندۀ خود را مبهم میدیدند.
هنگامی كه مركز شبانهروزی در وضع عادی قرار داشت، افراد غذای خود را به یكدیگر تعارف میكردند و نسبت به یكدیگر رابطهای مبتنی بر نیكوكاری، شفقت و نوعی از خودگذشتگی داشتند. امّا هنگامی كه شایعۀ كمبود غذا مطرح شد، تعارفات، رعایت ادب و رفتارهای مهربانانه، نسبت به یكدیگر كمتر شد. در واقع به دلیل مبهم بودن آینده، اخلاقی زیستن بر پایۀ عدالت، احسان، رعایت ادب و.. به مرور زمان كمرنگ گشت.
آتیۀ مبهم افراد از نظر مالی، شغلی و.. آستانۀ اخلاقی را كاهش میدهد. به طور مثال، در جامعهای كه همۀ افراد با هر تخصصی میتوانند شغلی داشته باشند، كارشكنی، حسادت، تهمت، سخنچینی، چاپلوسی و.. كمتر است. به طور كلی در جامعهای كه نیازهای اساسی انسانها در آن تأمین میشود، افراد بر پایۀ موازین اخلاقی زندگی میكنند.
مصطفی ملکیان،سخنرانی «اخلاق و آسیبهای اجتماعی» بهمن ماه ۱۳۸۷
@bashtin
در دهۀ ۱۹۶۰ تعدادی از روانشناسان اجتماعی فرانسوی با همكاری یك مؤسسۀ تحقیقاتی بزرگ، در اروپا یك مركز شبانه روزی تأسیس كردند. در این مركز، نوجوانان ۱۲تا ۱۹سال آموزش میدیدند و زندگی میكردند. مدّت یك سال همه چیز به صورت عادی جریان داشت و آزمایشهای مختلف كمی و كیفی بر روی آنان انجام گرفت. در طول این یك سال، هر نوجوان سه وعدۀ غذایی روزانه با احتساب میان وعدهها، ۸۰۰گرم غذا میخورد. پس از یك سال به تدریج و آگاهانه شایعه كردند به علت وضعیت اقتصادی نابسامان شبانهروزی، ممكن است غذا به لحاظ كمی و كیفی جیرهبندی شود. شش ماه بعد از این شایعه، میزان غذای مصرفی روزانه هر فرد از ۸۰۰گرم به ۱۲۰۰گرم افزایش یافت. هنگامی كه عملاً جیرهبندی را آغاز كردند، مصرف غذا از ۱۲۰۰گرم به 1500گرم رسید و حتی در اواخر این دورۀ چهارساله، نوجوانانی بودند كه در شبانه روز بیش از ۵كیلوگرم غذا میخوردند. دلیل افزایش مصرف این بود كه نوجوانان آیندۀ خود را مبهم میدیدند.
هنگامی كه مركز شبانهروزی در وضع عادی قرار داشت، افراد غذای خود را به یكدیگر تعارف میكردند و نسبت به یكدیگر رابطهای مبتنی بر نیكوكاری، شفقت و نوعی از خودگذشتگی داشتند. امّا هنگامی كه شایعۀ كمبود غذا مطرح شد، تعارفات، رعایت ادب و رفتارهای مهربانانه، نسبت به یكدیگر كمتر شد. در واقع به دلیل مبهم بودن آینده، اخلاقی زیستن بر پایۀ عدالت، احسان، رعایت ادب و.. به مرور زمان كمرنگ گشت.
آتیۀ مبهم افراد از نظر مالی، شغلی و.. آستانۀ اخلاقی را كاهش میدهد. به طور مثال، در جامعهای كه همۀ افراد با هر تخصصی میتوانند شغلی داشته باشند، كارشكنی، حسادت، تهمت، سخنچینی، چاپلوسی و.. كمتر است. به طور كلی در جامعهای كه نیازهای اساسی انسانها در آن تأمین میشود، افراد بر پایۀ موازین اخلاقی زندگی میكنند.
مصطفی ملکیان،سخنرانی «اخلاق و آسیبهای اجتماعی» بهمن ماه ۱۳۸۷
@bashtin
گفتگویی كه واقعاً روی فركانس اضطراری كشتیرانی، روی كانال 106 سواحل Finisterra Galicia میان اسپانیاییها و آمریكاییها در 16 اكتبر 1997 ضبط شده است:
اسپانیایی ها : A-853 با شما صحبت میكند، لطفاً 15 درجه به جنوب بچرخید تا از تصادف اجتناب كنید، شما دارید مستقیماً به طرف ما میآیید! فاصله 25 گره دریایی
آمریكایی ها : ما به شما پیشنهاد میكنیم 15 درجه به شمال بچرخید تا با ما تصادف نكنید!
اسپانیایی ها : منفی، تكرار میكنیم 15 درجه به جنوب بچرخید تا تصادف نكنید
آمریكاییها (یك صدای دیگر) : كاپیتان یك كشتی ایالات متحده آمریكا با شما صحبت میكند، به شما اخطار میكنیم 15 درجه بشمال بچرخید تا تصادف نشود
اسپانیایی ها: این پیشنهاد نه عملی است و نه مقرون به صرفه ،به شما پیشنهاد میكنیم 15 درجه به جنوب بچرخید تا با ما تصادف نكنید
آمریكاییها : كاپیتان ریچارد جیمس هاوارد، فرمانده ناو هواپیمابر یو اس اس لینكلن با شما صحبت میكند. 2 رزم ناو، 5 ناو منهدم كننده، 4 ناوشكن، 6 زیردریایی و تعداد زیادی كشتیهای پشتیبانی ما را اسكورت میكنند، به شما پیشنهاد نمیكنم، به شما دستور میدهم راهتان را 15 درجه به شمال عوض كنید، در غیر اینصورت مجبور هستیم اقدامات لازمی برای تضمین امنیت این ناو اتخاذ كنیم! ، لطفاً بلافاصله اطاعت كنید و از سر راه ما كنار روید!
اسپانیایی ها : خو آن مانوئل سالاس آلكانتارا با شما صحبت میكند ، ما دو نفر هستیم و یك سگ، 2 وعده غذا، 2 قوطی آبجو و یك قناری كه فعلاً خوابیده ما را اسكورت میكنند!
پشتیبانی ما ایستگاه رادیویی زنجیره دیال ده لاكورونیا و كانال 106 اضطراری دریایی است
ما به هیچ طرفی نمیرویم زیرا ما روی زمین قرار داریم و در ساختمان فانوس دریایی A-853 Finisterra روی سواحل سنگی گالیسیا هستیم، شما میتوانید هر اقدامی كه به صلاحتان باشد را اتخاذ كنید و هر غلطی كه میخواهید بكنید تا امنیت كشتی كثافتتان را كه بزودی روی صخره ها متلاشی میشود تضمین كنید ، بنابراین بازهم اصرار میكنیم و به شما پیشنهاد میكنیم عاقلانه ترین كار را بكنید و راه خودتان را 15 درجه جنوبی تغییردهید تا از تصادف اجتناب كنید!
آمریكایی ها : آها باشه ، گرفتیم ممنون!
@bashtin
اسپانیایی ها : A-853 با شما صحبت میكند، لطفاً 15 درجه به جنوب بچرخید تا از تصادف اجتناب كنید، شما دارید مستقیماً به طرف ما میآیید! فاصله 25 گره دریایی
آمریكایی ها : ما به شما پیشنهاد میكنیم 15 درجه به شمال بچرخید تا با ما تصادف نكنید!
اسپانیایی ها : منفی، تكرار میكنیم 15 درجه به جنوب بچرخید تا تصادف نكنید
آمریكاییها (یك صدای دیگر) : كاپیتان یك كشتی ایالات متحده آمریكا با شما صحبت میكند، به شما اخطار میكنیم 15 درجه بشمال بچرخید تا تصادف نشود
اسپانیایی ها: این پیشنهاد نه عملی است و نه مقرون به صرفه ،به شما پیشنهاد میكنیم 15 درجه به جنوب بچرخید تا با ما تصادف نكنید
آمریكاییها : كاپیتان ریچارد جیمس هاوارد، فرمانده ناو هواپیمابر یو اس اس لینكلن با شما صحبت میكند. 2 رزم ناو، 5 ناو منهدم كننده، 4 ناوشكن، 6 زیردریایی و تعداد زیادی كشتیهای پشتیبانی ما را اسكورت میكنند، به شما پیشنهاد نمیكنم، به شما دستور میدهم راهتان را 15 درجه به شمال عوض كنید، در غیر اینصورت مجبور هستیم اقدامات لازمی برای تضمین امنیت این ناو اتخاذ كنیم! ، لطفاً بلافاصله اطاعت كنید و از سر راه ما كنار روید!
اسپانیایی ها : خو آن مانوئل سالاس آلكانتارا با شما صحبت میكند ، ما دو نفر هستیم و یك سگ، 2 وعده غذا، 2 قوطی آبجو و یك قناری كه فعلاً خوابیده ما را اسكورت میكنند!
پشتیبانی ما ایستگاه رادیویی زنجیره دیال ده لاكورونیا و كانال 106 اضطراری دریایی است
ما به هیچ طرفی نمیرویم زیرا ما روی زمین قرار داریم و در ساختمان فانوس دریایی A-853 Finisterra روی سواحل سنگی گالیسیا هستیم، شما میتوانید هر اقدامی كه به صلاحتان باشد را اتخاذ كنید و هر غلطی كه میخواهید بكنید تا امنیت كشتی كثافتتان را كه بزودی روی صخره ها متلاشی میشود تضمین كنید ، بنابراین بازهم اصرار میكنیم و به شما پیشنهاد میكنیم عاقلانه ترین كار را بكنید و راه خودتان را 15 درجه جنوبی تغییردهید تا از تصادف اجتناب كنید!
آمریكایی ها : آها باشه ، گرفتیم ممنون!
@bashtin
پیش بینی های «ری کورزویل» در مورد وضعیت فناوری در آینده
@bashtin
سال 2019:
خداحافظی رایانه های شخصی و لوازم جانبی رایانه ها با کابل و سیم
سال 2020:
افزایش قدرت رایانه های شخصی با امکان مقایسه آنها با توان مغز انسان
سال 2021:
امکان دسترسی به اینترنت بی سیم در 85 درصد از نقاط کره زمین
سال 2022:
وضع قانون رفتار انسان ها و ربات ها در ایالات متحده و اروپا(تعیین وظایف و حوزه فعالیت ربات ها)
سال 2024:
اجباری شدن هوش رایانه ای در خودروها(عدم اجازه نشستن پشت خودرو فاقد هوش مصنوعی)
سال 2025:
تشکیل بازارهای بزرگ عضو های مصنوعی بدن انسان
سال 2026:
تمدید عمر به ازای هر ثانیه به کمک پیشرفت علم
سال 2027:
تبدیل ربات های خدمتکار با توان انجام کارهای سخت،همچون یخچال و قهوه جوش،به یک ابزار و دستگاه معمولی در زندگی روزمره انسان
سال 2028:
ارزان و قابل دسترسی شدن انرژی خورشیدی برای مصرف ساکنان زمین
سال 2029:
هوشمند شدن رایانه ها(در چارچوب مدل سازی رایانه ای مغز انسان)
سال2030:
گسترش استفاده از نانوفناوری در صنعت
سال 2031:
استفاده از چاپگرهای سه بعدی اعضای بدن در تمام بیمارستان ها
سال 2032:
استفاده از نانو رباتها در علم پزشکی (حذف مواد زاید از بدن و اسکن مغز برای کشف اسرار آن)
سال 2034:
نخستین دیدار انسان با هوش مصنوعی
سال 2036:
استفاده از روشهای برنامه نویسی برای برنامه نویسی سلولها و درمان بیماریها
سال 2038:
ظهور ربات های انسان نما(مجهز به هوش مضاعف)
سال 2039:
کاشت مستقیم نانو ماشین ها در مغز(غوطه وری کامل انسان در دنیای مجازی بدون هیچ دستگاهی)
سال 2040:
کاشت موتور جستجو در بدن انسان(مشاهده نتیجه آن روی لنز یا عینک مخصوص)
سال 2041:
افزایش توان اینترنت به میزان 500 برابر امروز
سال 2042:
نخستین مورد جاودانگی انسان. ارتش نانو ربات ها به کمک سامانه ی دفاعی بدن آمده و انواع بیماری ها را درمان می کند.
سال 2043:
بدن انسان می تواند به کمک نانو ربات ها به هر شکلی که بخواهد در بیاید.
سال 2044:
توانایی هوش غیر بیولوژیکی،میلیاردها برابر هوش انسان
سال 2045:
آغاز عصر تکینگی یا برگشت ناپذیری فناوری،کره ی زمین به یک ابر رایانه تبدیل خواهد شد.
سال 2099:
تکینگی فناوری سراسر کره زمین را فرا خواهد گرفت.
منبع: کانال اکونومیست فارسی
البته در ايران اسلامي هم پيشفتهايي تا اون زمان كرديم مثلا مدارس و دانشگاه ها بكلي نابود شده ، امامزاده ها هشتاد هزار برابر شده ،،، اقازاده ها ژنشون خيلي بهتر ميشه و تبديل به اخوندهاي مفتخور خونخواري ميشوند ،،، شما هم بايد توجه داشته باشيد كه بايد با پاي راست وارد مستراح شويد ،،،
@bashtin
@bashtin
سال 2019:
خداحافظی رایانه های شخصی و لوازم جانبی رایانه ها با کابل و سیم
سال 2020:
افزایش قدرت رایانه های شخصی با امکان مقایسه آنها با توان مغز انسان
سال 2021:
امکان دسترسی به اینترنت بی سیم در 85 درصد از نقاط کره زمین
سال 2022:
وضع قانون رفتار انسان ها و ربات ها در ایالات متحده و اروپا(تعیین وظایف و حوزه فعالیت ربات ها)
سال 2024:
اجباری شدن هوش رایانه ای در خودروها(عدم اجازه نشستن پشت خودرو فاقد هوش مصنوعی)
سال 2025:
تشکیل بازارهای بزرگ عضو های مصنوعی بدن انسان
سال 2026:
تمدید عمر به ازای هر ثانیه به کمک پیشرفت علم
سال 2027:
تبدیل ربات های خدمتکار با توان انجام کارهای سخت،همچون یخچال و قهوه جوش،به یک ابزار و دستگاه معمولی در زندگی روزمره انسان
سال 2028:
ارزان و قابل دسترسی شدن انرژی خورشیدی برای مصرف ساکنان زمین
سال 2029:
هوشمند شدن رایانه ها(در چارچوب مدل سازی رایانه ای مغز انسان)
سال2030:
گسترش استفاده از نانوفناوری در صنعت
سال 2031:
استفاده از چاپگرهای سه بعدی اعضای بدن در تمام بیمارستان ها
سال 2032:
استفاده از نانو رباتها در علم پزشکی (حذف مواد زاید از بدن و اسکن مغز برای کشف اسرار آن)
سال 2034:
نخستین دیدار انسان با هوش مصنوعی
سال 2036:
استفاده از روشهای برنامه نویسی برای برنامه نویسی سلولها و درمان بیماریها
سال 2038:
ظهور ربات های انسان نما(مجهز به هوش مضاعف)
سال 2039:
کاشت مستقیم نانو ماشین ها در مغز(غوطه وری کامل انسان در دنیای مجازی بدون هیچ دستگاهی)
سال 2040:
کاشت موتور جستجو در بدن انسان(مشاهده نتیجه آن روی لنز یا عینک مخصوص)
سال 2041:
افزایش توان اینترنت به میزان 500 برابر امروز
سال 2042:
نخستین مورد جاودانگی انسان. ارتش نانو ربات ها به کمک سامانه ی دفاعی بدن آمده و انواع بیماری ها را درمان می کند.
سال 2043:
بدن انسان می تواند به کمک نانو ربات ها به هر شکلی که بخواهد در بیاید.
سال 2044:
توانایی هوش غیر بیولوژیکی،میلیاردها برابر هوش انسان
سال 2045:
آغاز عصر تکینگی یا برگشت ناپذیری فناوری،کره ی زمین به یک ابر رایانه تبدیل خواهد شد.
سال 2099:
تکینگی فناوری سراسر کره زمین را فرا خواهد گرفت.
منبع: کانال اکونومیست فارسی
البته در ايران اسلامي هم پيشفتهايي تا اون زمان كرديم مثلا مدارس و دانشگاه ها بكلي نابود شده ، امامزاده ها هشتاد هزار برابر شده ،،، اقازاده ها ژنشون خيلي بهتر ميشه و تبديل به اخوندهاي مفتخور خونخواري ميشوند ،،، شما هم بايد توجه داشته باشيد كه بايد با پاي راست وارد مستراح شويد ،،،
@bashtin
باشتين
سهیل عربی زندانی سیاسی بند هفت زندان اوین چند روز پیش با نگارش نامه ای اعلام کرد که وارد اعتصاب غذای خشک شده است. وضعیت جسمانی وی بشدت وخیم است و از رفتن به بهداری نیز امتناع کرده و روز جاری نیز به دلیل نپوشیدن لباس زندان ملاقات او با خانواده اش انجام نشد.…
کافکا در داستان «هنرمند گرسنگی» هنرمندی را به تصویر میکشد که درونِ قفس، گرسنگی خود را برای مردم به نمایش گذاشته است؛ این هنرمند در پی کسب شهرت نیست بلکه هدف او استقامت است؛ طول زمان گرسنگی برای هنرمندِ گرسنه در قفس چهل روز در نظر گرفته شده است؛ اما با وجود این، زمانی که چهل روز به پایان میرسد هنرمند باز هم درصدد ادامهی گرسنگیست. جایی در داستان هنرمند گرسنگی به یکی از سرپرستهای قفس میگوید من مجبورم گرسنگی را تحمل کنم، جز این چارهای ندارم. «چون غذای باب میل خود را پیدا نمیکنم. مطمئن باش اگر پیدا میکردم، مثل تو و دیگران بی کمترین های و هوی شکمی از عزا درمیآوردم»
هنرمند گرسنگی از تمامی غذاهای موجودِ جهان روی برمیگرداند چرا که به امکانات دیگری میاندیشد امکاناتی ممکن و ناممکن؛ او به نظام سرمایهداری و مصرف چنان پشت میکند که حتی بدن خود را که یک راندمان مصرفیست کنار میگذارد. او بدن خود را با گرسنگی به قربانگاه میبرد او نمادی از استقامت علیه نظام سلطه و نظام سرمایهداریست. زندانیانی که صدایشان به هیج جا نمیرسد؛ زندانیانی که از قضاوت و عدالت چشمِ امید بستهاند و دیگر محملی جز تن خود نمییابند، دست به شورش علیهِ تنِ خود میزنند؛ شورشی سراسر فریاد، سراسر اعتراض. آنها برای گرفتن حقوق از دست رفتهی خود چارهای نمییابند جز اعتصابِ غذا. آنها متحمّلِ گرسنگی میشوند تا شاید صدایشان شنیده شود تا شاید دیده شوند اما امان از تماشاگرانی که ماییم. هنرمند گرسنگی زمانی از پای میافتد که دیگر تماشاچیای ندارد؛ هیچکس روبهروی قفس او نمیایستد و او به کلی فراموش میشود و ناتوان زیرِ کاهها دفن میشود.
رضا شهابی و زندانیان رجاییشهر، نیاز به تماشاگر دارند، آنها از روی اجبار چیزی نمیخورند آنها در حالِ تحمل کردن هستند برای آنکه صدایشان شنیده شود برای اینکه بگویند بله، ما در این شرایط اسفبار، در این بیغولهی نمناک وجود داریم، وجود داریم وجود داریم؛ این هم تن ما... اما دریغ که ما ندیدهشان میگیریم ما به سلفی و عروسی فلان بازیگر، به رونمایی از ابتذالِ فلان خواننده و ابتذالهای دیگرمان مشغولیم و نمیتوانیم آنها را ببینیم. شرمندهایم که چشمهای ما را گرفتهاند و گوشهایمان نیز...
#مریم_عبدی
@bashtin
هنرمند گرسنگی از تمامی غذاهای موجودِ جهان روی برمیگرداند چرا که به امکانات دیگری میاندیشد امکاناتی ممکن و ناممکن؛ او به نظام سرمایهداری و مصرف چنان پشت میکند که حتی بدن خود را که یک راندمان مصرفیست کنار میگذارد. او بدن خود را با گرسنگی به قربانگاه میبرد او نمادی از استقامت علیه نظام سلطه و نظام سرمایهداریست. زندانیانی که صدایشان به هیج جا نمیرسد؛ زندانیانی که از قضاوت و عدالت چشمِ امید بستهاند و دیگر محملی جز تن خود نمییابند، دست به شورش علیهِ تنِ خود میزنند؛ شورشی سراسر فریاد، سراسر اعتراض. آنها برای گرفتن حقوق از دست رفتهی خود چارهای نمییابند جز اعتصابِ غذا. آنها متحمّلِ گرسنگی میشوند تا شاید صدایشان شنیده شود تا شاید دیده شوند اما امان از تماشاگرانی که ماییم. هنرمند گرسنگی زمانی از پای میافتد که دیگر تماشاچیای ندارد؛ هیچکس روبهروی قفس او نمیایستد و او به کلی فراموش میشود و ناتوان زیرِ کاهها دفن میشود.
رضا شهابی و زندانیان رجاییشهر، نیاز به تماشاگر دارند، آنها از روی اجبار چیزی نمیخورند آنها در حالِ تحمل کردن هستند برای آنکه صدایشان شنیده شود برای اینکه بگویند بله، ما در این شرایط اسفبار، در این بیغولهی نمناک وجود داریم، وجود داریم وجود داریم؛ این هم تن ما... اما دریغ که ما ندیدهشان میگیریم ما به سلفی و عروسی فلان بازیگر، به رونمایی از ابتذالِ فلان خواننده و ابتذالهای دیگرمان مشغولیم و نمیتوانیم آنها را ببینیم. شرمندهایم که چشمهای ما را گرفتهاند و گوشهایمان نیز...
#مریم_عبدی
@bashtin
بیداری غرب پیامد اجرای قوانین ضد انسانی
قوانین سنگسار، شلاق، اعدام، بد دانستن همجنس گرایان (که یک طبیعت زاده شده با آنهاست) حکم های تکفیر، آتش زدن زنان به نام ساحره ، مبارزه با دانش و هزاران خرافات دیگر در قرون وسطا به جایی و آشوبی رساند
که اروپاییان از خواب غفلت بیدار شدند و فهمیدند دین و اخلاقیات دیکته شده ی آن مقدس نیست و
خیلی جای هایش حتی ضد اخلاق است.
@bashtin
قوانین سنگسار، شلاق، اعدام، بد دانستن همجنس گرایان (که یک طبیعت زاده شده با آنهاست) حکم های تکفیر، آتش زدن زنان به نام ساحره ، مبارزه با دانش و هزاران خرافات دیگر در قرون وسطا به جایی و آشوبی رساند
که اروپاییان از خواب غفلت بیدار شدند و فهمیدند دین و اخلاقیات دیکته شده ی آن مقدس نیست و
خیلی جای هایش حتی ضد اخلاق است.
@bashtin
باشتين
هیچ عاقلی با فرزند خود چنین نمی کند حكومت به اين جهالت نياز داره براي بقاء ،،،ورنه حيوان هم با فرزندش اين كار رو نميكنه ،،، 👇👇 https://t.me/bashtin/13659 @bashtin
هرچقدر هم که یک بیماری خطرناکتر و شایعتر باشد شناخت و مقابله با آن ضروریتر است
اما عدم شعور و جهل مهلکترین عارضه کل تاریخ بشریت است که تا کنون راهکار علمی برای مقابله با آن ارائه نشده.
@bashtin
اما عدم شعور و جهل مهلکترین عارضه کل تاریخ بشریت است که تا کنون راهکار علمی برای مقابله با آن ارائه نشده.
@bashtin
باشتين
اونوقت ميگن چرا انقدر كشور ما داره به انزوا ميره و پشت سر هم تحريم ميشيم ،،، يكم به حرفاي اين گوساله اي داعشي گوش بدين ، ايشون همونه كه فتواي ادمخواري داده بود https://t.me/bashtin/12995 @bashtin
داعش بوده وقتي كه داعش مد نبوده ،،،
نحوه شیعه شدن اجباری ایرانیان در عصر صفویان
صفويان در تبریز ۲۰ هزار مرد را کشتند و مساجد اهل سنت را یا تخریب ویاتبدیل به طویله شان کردند .
برای نمایش پیروزی و تسلط به تبریز۱۲ نفر جوان زیبا روی تبریزی راانتخاب کرده وبه دربار بردند و شاه به همه شان تجاوزکرد .
@bashtin
شکم زنان باردار دریده می شد و جنین شان به جرم کافر بودن کشته می شد .
در اردبیل هرکس را که به تغییر مذهبش راضی نمی شد به همراه همه ی اعضای خانواده در درون خانه اش به آتش می کشیدند .
یکی شکنجه هايي كسي كه حاضر به تغيير مذهبش به تشيع نميشد این بود که زن یادختر فرد مورد نظر را در برابر دیدگانش بر پشت ماده الاغي می بستند و ترتیبی داده می شد که الاغ نری به وی تجاوز کند .
یک شکنجه ی دیگر بر روی نیزه نشاندن دختر خانواده بود برای فشار آوردن بر پدرش نیزه را از نشیمن گاه وارد کرده و تا بالا در بدنش فرو می کردند وآن را همچون میله ی پرچم در زمین می کاشتند .
شكنجه رايج دیگر زمان صفویه این بود که یک مفتول تیز را از پوست کمر وارد بدن فردکرده و از پوست پشت گردنش بیرون میآوردند و مانند گوسفند او را بر آتش کباب می کرده و می خورده اند .
پوست بدن قربانی را با یک جسم برنده خراش می دادند وشیره ی خرما بر آن میمالیدند و در یک صندوق انداخته و صندوق را با مورچه می انباشتند .مورچه ها به هوای خوردن شیره ها گوشت تن قربانی را ذره ذره می جویدند و باعث می شدند که فرد قربانی از خونریزی و عفونت و خورده شدن بدنش با زجر زیاد در طی چندین روز به آهستگی بمیرد .
زنده در روغن یا آب جوش انداختن قربانی هم مرسوم بود .
ریختن قیر یا سرب داغ در گلو و برکندن زبان و چشم ،،،
از ديگر شكنجه هايي بود كه براي ترساندن و شيعه كردن الباقي مردم استفاده ميشد .
زنده خواری دشمنان و استفاده از جمجمه دشمنان بعنوان جام شراب يكي از شيوه هاي رايج بود.در دوران حکومت صفویان دسته اي جلاد خامخوار وجودداشته است که به فرمان شاه، مقصرین را زنده زنده می خوردند. گاهی شاهان صفویآنان را احضار کرده و دستور می دادند تا مجرمان را در جلوی چشمانش بدرند.این دسته از آدم خواران که در دربار شاه عباس نگهداری می شدند چگين نام داشتند.نقل است که لشکر چهل نفری آدم خواران شاه عباس همه جا او را همراهی میکردند و قربانیان را می خوردند.دسته آدم خواران «چگین» یا گوشت خام خور نامیده می شدند.این جماعت {آدم خواران} آلت دست شاه بودند تا غضب خود را بنشاند آنان گنهکاران را از یکدیگر می ربودند و بینی وگوش های او را می کندند سپس بقیه اعضای بدن مجرم را می خوردند!
جالب است که گاهی بر سر خوردن بدن مجرمین بین آنها نزاع در می گرفت مثل گروه کفتارانی که بر سر لاشه بودند این جماعت لباس های مخصوص می پوشیدند تاج آنها بی عمامه بود اطراف تاج را با موم می آراستند اکثر آنها مردانی قوی هیکل و زشت صورت بودند .
برگرفته از کتاب «شاه عباس کبیر»نوشته دکتر پناهی سمنانی انتشارات کتاب نمونه :
شاه عباس شیخ احمد آقا میرغضب را به همرا لشکریان جلادش با چوب و چماق” و کارد و خنجر، میل و منقل و نطع و سه پایه و سایر آلات و ابزار ضرب و جرح و کشت و کشتار به گیلان فرستاد و آنها وارد عمل شدند.آنها هر گیلانی را که یافتند یا شکنجه کردند و یا کشتند .
بریدن دست و پا و گوش و بینی و زبان، کوبیدن گوش به دیوار، داغ کردن با میله های آهنی، فرو بردن درفش سرخ کرده در بدن، پا برهنه راه بردن روستاییان ساده و بیچاره روی مجمعه تفتیته و داغ از شکنجه های رايج بود
پاریزی در کتاب “اقتصاد عصر صفوی” می نویسد :
در مجموع شیخ احمدآقا؛میرغضب باشی شاه عباس؛ قریب یکسال درگیلان ماند کوچک و بزرگ، علیل و بیمار و حتی کودکان شیر خواره را در گهواره هایشان کشت.فاجعه آن چنان هولناک و سبعانه بود که شکم زن های حامله را دریده، جنین ها را خارج نموده، بر سر نوک نیزه ها کرده و جهت زهرچشم گرفتن و عبرت اهالی به تماشا می گذاشتند .
امیر حسین خنجی در کتاب شاه اسماعیل صفوی ص 17 و 18مینویسد :
دسته ای از تبر به دستان قزلباش ، کودکان خردسال را زنده زنده به میان آتش پرتاب می کردند و خانوادهاي کودکان را مجبور به تماشاي زوزه های کودکانشان و كباب شدن انها ميكردند یکی از بزرگان تبریز که نخواسته بود شیعه شود را گرفته ، کف دست ها و
پاهایش را بر کنده ی درخت میخکوب کرده و در این حال زنده زنده ، پوستش را مثل پوست گوسفند میکشيدند .
منابع براي مطالعه بيشتر :
کتاب: دانشنامه ی شکنجه و کشتار شاهان، و قدرتمندان ایران
کتاب شاه اسماعیل صفوی
كتاب اقتصاد عصر صفويه
و اینگونه این سرزمین همیشه در معرض ظلم قرار گرفته...
صحبتهايي كه تن داعشيان خارجي را به لرزه انداخت👇
https://t.me/bashtin/12995
@bashtin
نحوه شیعه شدن اجباری ایرانیان در عصر صفویان
صفويان در تبریز ۲۰ هزار مرد را کشتند و مساجد اهل سنت را یا تخریب ویاتبدیل به طویله شان کردند .
برای نمایش پیروزی و تسلط به تبریز۱۲ نفر جوان زیبا روی تبریزی راانتخاب کرده وبه دربار بردند و شاه به همه شان تجاوزکرد .
@bashtin
شکم زنان باردار دریده می شد و جنین شان به جرم کافر بودن کشته می شد .
در اردبیل هرکس را که به تغییر مذهبش راضی نمی شد به همراه همه ی اعضای خانواده در درون خانه اش به آتش می کشیدند .
یکی شکنجه هايي كسي كه حاضر به تغيير مذهبش به تشيع نميشد این بود که زن یادختر فرد مورد نظر را در برابر دیدگانش بر پشت ماده الاغي می بستند و ترتیبی داده می شد که الاغ نری به وی تجاوز کند .
یک شکنجه ی دیگر بر روی نیزه نشاندن دختر خانواده بود برای فشار آوردن بر پدرش نیزه را از نشیمن گاه وارد کرده و تا بالا در بدنش فرو می کردند وآن را همچون میله ی پرچم در زمین می کاشتند .
شكنجه رايج دیگر زمان صفویه این بود که یک مفتول تیز را از پوست کمر وارد بدن فردکرده و از پوست پشت گردنش بیرون میآوردند و مانند گوسفند او را بر آتش کباب می کرده و می خورده اند .
پوست بدن قربانی را با یک جسم برنده خراش می دادند وشیره ی خرما بر آن میمالیدند و در یک صندوق انداخته و صندوق را با مورچه می انباشتند .مورچه ها به هوای خوردن شیره ها گوشت تن قربانی را ذره ذره می جویدند و باعث می شدند که فرد قربانی از خونریزی و عفونت و خورده شدن بدنش با زجر زیاد در طی چندین روز به آهستگی بمیرد .
زنده در روغن یا آب جوش انداختن قربانی هم مرسوم بود .
ریختن قیر یا سرب داغ در گلو و برکندن زبان و چشم ،،،
از ديگر شكنجه هايي بود كه براي ترساندن و شيعه كردن الباقي مردم استفاده ميشد .
زنده خواری دشمنان و استفاده از جمجمه دشمنان بعنوان جام شراب يكي از شيوه هاي رايج بود.در دوران حکومت صفویان دسته اي جلاد خامخوار وجودداشته است که به فرمان شاه، مقصرین را زنده زنده می خوردند. گاهی شاهان صفویآنان را احضار کرده و دستور می دادند تا مجرمان را در جلوی چشمانش بدرند.این دسته از آدم خواران که در دربار شاه عباس نگهداری می شدند چگين نام داشتند.نقل است که لشکر چهل نفری آدم خواران شاه عباس همه جا او را همراهی میکردند و قربانیان را می خوردند.دسته آدم خواران «چگین» یا گوشت خام خور نامیده می شدند.این جماعت {آدم خواران} آلت دست شاه بودند تا غضب خود را بنشاند آنان گنهکاران را از یکدیگر می ربودند و بینی وگوش های او را می کندند سپس بقیه اعضای بدن مجرم را می خوردند!
جالب است که گاهی بر سر خوردن بدن مجرمین بین آنها نزاع در می گرفت مثل گروه کفتارانی که بر سر لاشه بودند این جماعت لباس های مخصوص می پوشیدند تاج آنها بی عمامه بود اطراف تاج را با موم می آراستند اکثر آنها مردانی قوی هیکل و زشت صورت بودند .
برگرفته از کتاب «شاه عباس کبیر»نوشته دکتر پناهی سمنانی انتشارات کتاب نمونه :
شاه عباس شیخ احمد آقا میرغضب را به همرا لشکریان جلادش با چوب و چماق” و کارد و خنجر، میل و منقل و نطع و سه پایه و سایر آلات و ابزار ضرب و جرح و کشت و کشتار به گیلان فرستاد و آنها وارد عمل شدند.آنها هر گیلانی را که یافتند یا شکنجه کردند و یا کشتند .
بریدن دست و پا و گوش و بینی و زبان، کوبیدن گوش به دیوار، داغ کردن با میله های آهنی، فرو بردن درفش سرخ کرده در بدن، پا برهنه راه بردن روستاییان ساده و بیچاره روی مجمعه تفتیته و داغ از شکنجه های رايج بود
پاریزی در کتاب “اقتصاد عصر صفوی” می نویسد :
در مجموع شیخ احمدآقا؛میرغضب باشی شاه عباس؛ قریب یکسال درگیلان ماند کوچک و بزرگ، علیل و بیمار و حتی کودکان شیر خواره را در گهواره هایشان کشت.فاجعه آن چنان هولناک و سبعانه بود که شکم زن های حامله را دریده، جنین ها را خارج نموده، بر سر نوک نیزه ها کرده و جهت زهرچشم گرفتن و عبرت اهالی به تماشا می گذاشتند .
امیر حسین خنجی در کتاب شاه اسماعیل صفوی ص 17 و 18مینویسد :
دسته ای از تبر به دستان قزلباش ، کودکان خردسال را زنده زنده به میان آتش پرتاب می کردند و خانوادهاي کودکان را مجبور به تماشاي زوزه های کودکانشان و كباب شدن انها ميكردند یکی از بزرگان تبریز که نخواسته بود شیعه شود را گرفته ، کف دست ها و
پاهایش را بر کنده ی درخت میخکوب کرده و در این حال زنده زنده ، پوستش را مثل پوست گوسفند میکشيدند .
منابع براي مطالعه بيشتر :
کتاب: دانشنامه ی شکنجه و کشتار شاهان، و قدرتمندان ایران
کتاب شاه اسماعیل صفوی
كتاب اقتصاد عصر صفويه
و اینگونه این سرزمین همیشه در معرض ظلم قرار گرفته...
صحبتهايي كه تن داعشيان خارجي را به لرزه انداخت👇
https://t.me/bashtin/12995
@bashtin
Telegram
باشتين
داعشی وطنی به میدان امد
وی باعث شد داعشیان خارجی به وحشت بیفتند !
@bashtin
وی باعث شد داعشیان خارجی به وحشت بیفتند !
@bashtin