ایگو در جنگ با «حال حاضر» است
و همیشه به دنبال تغییر دادنش یا مقاومت در برابر آن است.
#روپرت_اسپایرا
https://t.me/bashinjavaaknoon
و همیشه به دنبال تغییر دادنش یا مقاومت در برابر آن است.
#روپرت_اسپایرا
https://t.me/bashinjavaaknoon
👏3❤2👍1
برو و از خودت مراقبت کن. بدنت به تو نیاز دارد، احساساتت به تو نیاز دارند، ادراک تو به تو نیاز دارد. کودک زخمی درون تو به تو نیاز دارد. رنج تو نیازمند به رسمیت شناخته شدن است. به خانه برو و برای همه جنبه های وجودت حضور داشته باش. راه رفتن آگاهانه و نفس کشیدن با تامل را تمرین کن. تمام کارهایت را ذهن آگاهانه انجام بده تا بتوانی حضور داشته باشی و با عشق هم حضور داشته باشی
#تیک_نات_هان
https://t.me/bashinjavaaknoon
#تیک_نات_هان
https://t.me/bashinjavaaknoon
❤3👍1👏1
سعادت و شادی واقعی ریشه در آزادی دارند.
نه آزادی تخریب کردن بدن و ذهنمان،
نه آزادی تسلط بر طبیعت و نابود کردن آن،
بلکه
آزادی وقت گذاشتن برای لذت بردن از زندگی؛
آزادی وقت گذاشتن برای عشق؛
آزادی از نفرت، ناامیدی، حسادت و دلباختگی؛
آزادی از آنقدر درگیر کار و مشغولیت شدن تاحدی که وقت لذت بردن از زندگی یا توجه و رسیدگی به یکدیگر نداشته باشیم.
کیفیت ما برای وجود و هستی بستگی به این نوع آزادی دارد.
#تیچ_نات_هان
https://t.me/bashinjavaaknoon
نه آزادی تخریب کردن بدن و ذهنمان،
نه آزادی تسلط بر طبیعت و نابود کردن آن،
بلکه
آزادی وقت گذاشتن برای لذت بردن از زندگی؛
آزادی وقت گذاشتن برای عشق؛
آزادی از نفرت، ناامیدی، حسادت و دلباختگی؛
آزادی از آنقدر درگیر کار و مشغولیت شدن تاحدی که وقت لذت بردن از زندگی یا توجه و رسیدگی به یکدیگر نداشته باشیم.
کیفیت ما برای وجود و هستی بستگی به این نوع آزادی دارد.
#تیچ_نات_هان
https://t.me/bashinjavaaknoon
Telegram
باش!اینجاواکنون
صفحه رسمی کارگاه باش!اینجا و اکنون
مبتنی بر مبانی ذهن آگاهی و بهوشیاری
ادمین:
مبتنی بر مبانی ذهن آگاهی و بهوشیاری
ادمین:
❤3👍2
دو چیز وجود دارد: بودن و انجام دادن.
بیش از اندازه به انجام دادن فکر نکن.
نخست بودن است. آرامش بودن. لذت بودن. سعادت و شادی بودن.
و بعد انجام دادن لذت، انجام دادن سعادت و شادی، آن هم بر مبنای بودن.
پس تو نخست باید بر تمرین بودن تمرکز کنی. بر تر و تازه بودن، آرام بودن، متوجه بودن، سخاوتمند بودن، با شفقت بودن.
این، مبنای تمرین است.
#تیچ_نات_هان
https://t.me/bashinjavaaknoon
بیش از اندازه به انجام دادن فکر نکن.
نخست بودن است. آرامش بودن. لذت بودن. سعادت و شادی بودن.
و بعد انجام دادن لذت، انجام دادن سعادت و شادی، آن هم بر مبنای بودن.
پس تو نخست باید بر تمرین بودن تمرکز کنی. بر تر و تازه بودن، آرام بودن، متوجه بودن، سخاوتمند بودن، با شفقت بودن.
این، مبنای تمرین است.
#تیچ_نات_هان
https://t.me/bashinjavaaknoon
Telegram
باش!اینجاواکنون
صفحه رسمی کارگاه باش!اینجا و اکنون
مبتنی بر مبانی ذهن آگاهی و بهوشیاری
ادمین:
مبتنی بر مبانی ذهن آگاهی و بهوشیاری
ادمین:
❤6
کسی که شنا کردن بلد است میداند که آب او را پایین نمیکشد،
اما کسی که با شنا آشنا نیست، فکر میکند آب او را پایین میکشد و غرق میکند
برای همین بیهوده دست و پا میزند و غرق میشود
بهتر است بدانیم این واکنش ها و پاسخ های غیر اگاهانه ماست که ما را غرق میکند!
وگرنه شرایط عمق زیادی ندارد.
https://t.me/bashinjavaaknoon
اما کسی که با شنا آشنا نیست، فکر میکند آب او را پایین میکشد و غرق میکند
برای همین بیهوده دست و پا میزند و غرق میشود
بهتر است بدانیم این واکنش ها و پاسخ های غیر اگاهانه ماست که ما را غرق میکند!
وگرنه شرایط عمق زیادی ندارد.
https://t.me/bashinjavaaknoon
❤2👍2👏2
بدنبال راه هایی برای تسکین دادن و پشتیبانی کردن از خود باشید
درست مانند همان کاری که شما با کسی که عاشقش هستید میکنید.
#آبراهام_هیکس
https://t.me/bashinjavaaknoon
درست مانند همان کاری که شما با کسی که عاشقش هستید میکنید.
#آبراهام_هیکس
https://t.me/bashinjavaaknoon
❤10👍1
پــــرده پــــرده آنـــقـدر از هـم دریــدم خویــش را
تا که تصــویــری ورای خـویـــش دیـدم خویــش را
خویش خویش من هم اینک از در صلح آمده است
بسکه گوش از خــلق بستم تا شنیدم خویــش را
خویشِ خویشِ من مرا و هرچه من ها بود سوخت
کُشتم آن خویش و ز خاکش پروریـــدم خویــش را
معنی این خویـــش را از خویشِ خویش خود بپرس
(خویش یابی را گُــــزیدم بس گَــزیدم خویــش را)
می شدم.ساقی شدم.ساغرشدم.مستی شدم
تا ز تاکستـــان هســـتی خــوشه چیدم خویــش را
ســـردی کــاشــانـه را بــــــا آه گــــــرمـی داده ام
راه بر خـــورشیــــــد بستـــــم تا دمیـدم خویــش را
بــــــرده داران زمـــــان هــا چـــوب حـــــرّاجــم زدند
دســـت اوّل تــــا بـــرآمــد.خــود خریــدم خویــش را
بــزم ســـازان جهــــان . مـــی از سبـــوی پُــر خورند
مــن تـهـی پـیـمـانـه بـودم سـر کـشـیـدم خویــش را
اشــک و مــن در یــک تـــرازو قـــــدر هـم بشناختیـم
ارزش مـــن بیــــن کـه بـا گـوهــر کشیـدم خویــش را
شـمـعـــم و بـا سوخـتـــن تـا آخـــــرین دم زنــــده ام
قطــــره قطــــره ســـوختـــــم تا آفـریـــدم خویـش را
هـوی هـوی بزم درویشان *کرمـانشه* خوش است
چون به دالــاهـــــو رسیــدم ، وارسیــدم خویــش را
https://t.me/bashinjavaaknoon
تا که تصــویــری ورای خـویـــش دیـدم خویــش را
خویش خویش من هم اینک از در صلح آمده است
بسکه گوش از خــلق بستم تا شنیدم خویــش را
خویشِ خویشِ من مرا و هرچه من ها بود سوخت
کُشتم آن خویش و ز خاکش پروریـــدم خویــش را
معنی این خویـــش را از خویشِ خویش خود بپرس
(خویش یابی را گُــــزیدم بس گَــزیدم خویــش را)
می شدم.ساقی شدم.ساغرشدم.مستی شدم
تا ز تاکستـــان هســـتی خــوشه چیدم خویــش را
ســـردی کــاشــانـه را بــــــا آه گــــــرمـی داده ام
راه بر خـــورشیــــــد بستـــــم تا دمیـدم خویــش را
بــــــرده داران زمـــــان هــا چـــوب حـــــرّاجــم زدند
دســـت اوّل تــــا بـــرآمــد.خــود خریــدم خویــش را
بــزم ســـازان جهــــان . مـــی از سبـــوی پُــر خورند
مــن تـهـی پـیـمـانـه بـودم سـر کـشـیـدم خویــش را
اشــک و مــن در یــک تـــرازو قـــــدر هـم بشناختیـم
ارزش مـــن بیــــن کـه بـا گـوهــر کشیـدم خویــش را
شـمـعـــم و بـا سوخـتـــن تـا آخـــــرین دم زنــــده ام
قطــــره قطــــره ســـوختـــــم تا آفـریـــدم خویـش را
هـوی هـوی بزم درویشان *کرمـانشه* خوش است
چون به دالــاهـــــو رسیــدم ، وارسیــدم خویــش را
https://t.me/bashinjavaaknoon
❤10❤🔥1
انسان خردمند به شهرت و نام علاقه ای ندارد.
او صرفاً لحظه را زندگی می کند. گاهی مشهور می شود، اما این موضوع دیگری است.
بودا مشهور شد، اما برای معروف شدن تلاش نکرد، آرزویی نداشت.
اگر معروف شد ،خوب است،
اگر نشد، باز هم خوب است.
همه چیز خوب است، همیشه خوب است.
حال هوای او خوب است.
از غذایت لذت ببر،
از حمام کردن،
از آفتاب،
از باد و باران لذت ببر
و از تمام چیزهایی که در دسترس توست لذت ببر.
و همانی که هستی بمان
با خودت صادق باش،
هیچ ریاکاری نیآفرین،
هیچ نمایی نیآفرین،
هیچ چهره ای نیآفرین،
و لذت محض از آن تو خواهد بود،
خدا از آن تو خواهد بود.
خدا فقط نزد کسانی می آید که با خود، در آسودگیِ کامل به سر می برند.
و کسی که آرزوی چیزی را دارد نمی تواند آسوده باشد، زیرا این آرزو و خواسته تنش به وجود می آورد.
#اشو
https://t.me/bashinjavaaknoon
او صرفاً لحظه را زندگی می کند. گاهی مشهور می شود، اما این موضوع دیگری است.
بودا مشهور شد، اما برای معروف شدن تلاش نکرد، آرزویی نداشت.
اگر معروف شد ،خوب است،
اگر نشد، باز هم خوب است.
همه چیز خوب است، همیشه خوب است.
حال هوای او خوب است.
از غذایت لذت ببر،
از حمام کردن،
از آفتاب،
از باد و باران لذت ببر
و از تمام چیزهایی که در دسترس توست لذت ببر.
و همانی که هستی بمان
با خودت صادق باش،
هیچ ریاکاری نیآفرین،
هیچ نمایی نیآفرین،
هیچ چهره ای نیآفرین،
و لذت محض از آن تو خواهد بود،
خدا از آن تو خواهد بود.
خدا فقط نزد کسانی می آید که با خود، در آسودگیِ کامل به سر می برند.
و کسی که آرزوی چیزی را دارد نمی تواند آسوده باشد، زیرا این آرزو و خواسته تنش به وجود می آورد.
#اشو
https://t.me/bashinjavaaknoon
👍5❤2
کمی خجالت آور است که بعد از ۴۵ سال پژوهش و مطالعه، بهترین توصیهای که میتوانم به دیگران بدهم این است که
با همدیگر کمی مهربانتر باشند.
#آلدوس_هاکسلی
https://t.me/bashinjavaaknoon
با همدیگر کمی مهربانتر باشند.
#آلدوس_هاکسلی
https://t.me/bashinjavaaknoon
❤5
هرچه اندوه درون شما را بیشتر بکاود، جای شادی در وجود شما بیشتر میشود.
مگر کاسهای که شراب شما را در بردارد همان نیست که در کوزه کوزهگر سوخته است؟
مگر آن نی که روح شما را تسکین می دهد، همان چوبی نیست که درونش را با کارد خراشیدهاند؟ هرگاه شادی می کنید، به ژرفای خود بنگرید تا ببینید که سرچشمه شادی به جز سرچشمه اندوه نیست…
#جبران_خلیل_جبران
https://t.me/bashinjavaaknoon
مگر کاسهای که شراب شما را در بردارد همان نیست که در کوزه کوزهگر سوخته است؟
مگر آن نی که روح شما را تسکین می دهد، همان چوبی نیست که درونش را با کارد خراشیدهاند؟ هرگاه شادی می کنید، به ژرفای خود بنگرید تا ببینید که سرچشمه شادی به جز سرچشمه اندوه نیست…
#جبران_خلیل_جبران
https://t.me/bashinjavaaknoon
Telegram
باش!اینجاواکنون
صفحه رسمی کارگاه باش!اینجا و اکنون
مبتنی بر مبانی ذهن آگاهی و بهوشیاری
ادمین:
مبتنی بر مبانی ذهن آگاهی و بهوشیاری
ادمین:
❤5👍1
تلاش و تقلا برای بازگشت به خویش هم، لازم نیست.
آیا می توانی، تنها آرام بگیری!
و مشاهده گر شوی،
مشاهده گرِ هر آنچه پدید می آید.
بدونِ قضاوت
بدونِ نیاز به عکس العمل نشان دادن!
https://t.me/bashinjavaaknoon
آیا می توانی، تنها آرام بگیری!
و مشاهده گر شوی،
مشاهده گرِ هر آنچه پدید می آید.
بدونِ قضاوت
بدونِ نیاز به عکس العمل نشان دادن!
https://t.me/bashinjavaaknoon
❤6
تمرین کن تا ذهن را با بیطرفی مشاهده کنی، سپس آنی که ذهن را مشاهده میکند را ببین و متوجهاش باش.
چه چیز باقی میماند؟
تو همانی.
#موجی
https://t.me/bashinjavaaknoon
چه چیز باقی میماند؟
تو همانی.
#موجی
https://t.me/bashinjavaaknoon
❤4👍2😢1
یک داستان بودایی بسیار زیبا، سعی کنید آن را درک کنید.
مردی در جنگل می دود، تلاش دارد از شیری فرار کند که در تعقیب اوست. به پرتگاهی میرسد، راهی برای رفتن وجود ندارد، پس می.ایستد، برای یک لحظه نمیداند چه کند، به پایین نگاه می کند، یک دره و پرتگاه بسیار عمیق و بی انتهاست. اگر بپرد کارش،تمام است، ولی با این وجود شاید با پریدن نجات یابد، معجزات رخ میدهند.
پس او عمیق تر به پایین نگاه می کند و میبیند که دو شیر دیگر نیز در پایین دره ایستاده و به بالا نگاه می.کنند، پس آن امکان تمام است. شیر نزدیک میشود غرش میکند؛ مرد میتواند صدای غرش او را بشنود. تنها امکان فرار او این است که از ریشه های درختی که لب پرتگاه است آویزان شود.
او نه میتواند پایین بپرد و نه میتواند آنجا لب پرتگاه بایستد پس به ریشه آن درخت آویزان میشود. ریشه ها بسیار شکننده هستند و او میترسد که هر لحظه شکسته شوند. نه تنها این، بلکه شبی بسیار سرد است و دستهایش چنان سرد شده که میترسد شاید نتواند برای مدت زیاد آویزان بماند. ریشه ها در دستانش لیز میخورند. دستهایش یخ زده اند. مرگ قطعی است، مرگ هر لحظه در آنجاست.
سپس به بالا نگاه می کند: دو موش مشغول جویدن ریشه های آن درخت هستند، یکی از موشها سفید است و دیگری سیاه. نماد روز و شب. نماد زمان، زمان از دست میرود و آن دو موش مشغول جویدن ریشه ها هستند و واقعاً کارشان را عالی انجام میدهند، آنها تقریباً بـه آخـرش رسیده اند نزدیک است که تمامش را بجوند. شب شده و موشها نیز باید استراحت کنند، بنابراین با شتاب تمامش می.کنند هر لحظه ریشه از تنه جدا خواهد شد.
مرد بار دیگر به بالا نگاه میکند و در آنجا کندوی عسلی هست که از آن عسل می چکد. همه چیز را از یاد میبرد و میکوشد قطره ای از آن عسل را به زبانش بگیرد و موفق میشود. و آن طعم واقعاً شیرین است.
حالا این تمثیل معانی زیاد دارد.
من به روشهای مختلف در مورد این داستان سخن گفته ام، این بار میخواهم به یک معنی خاص اشاره کنم.
یک شیر از گذشته به دنبال توست و دو شیر در آینده منتظر هستند، زمان به سرعت میگذرد، مرگ همچون همیشه بسیار نزدیک است، آن دو موش نماد روز و شب و زمان هستند و ریشۀ خود زندگی را قطع میکنند. ولی اگر بتوانی در لحظه حال زندگی کنی آن طعمی واقعاً شیرین است واقعا زیباست.
آن مرد در لحظه زندگی کرد و همه چیز را فراموش کرد. در آن لحظه مرگی وجود نداشت، شیری وجود نداشت، زمان نبود، هیچ چیز وجود نداشت، فقط آن طعم اسرار آمیز عسل روی زبانش....
راه زندگی کردن همین است، این تنها راه زندگی کردن است، و گرنه زندگی نخواهی کرد، هر لحظه اوضاع چنین است. این تمثیل واقعاً بسیار وجودگراست.
تو آن شخصی هستی که از آن ریشه درخت آویزانی و مرگ از هر طرف دربرت گرفته است و زمان از دست می.رود. هر لحظه به مرگ فرو میافتی و ناپدید میشوی. حالا چه باید کرد؟
نگران گذشته باشی...؟
نگران آینده باشی...؟
نگران مرگ باشی...؟
نگران زمان باشی...؟
یا از لحظه لذت ببری؟
به فردا فکر نکردن یعنی به این لحظه اجازه دادن تا قطره ای عسل شیرین روی زبانت جاری شود، با وجودی که مرگ وجود دارد، زندگی زیباست، با وجودی که گذشته زیاد خوب نبود و کسی از آینده چیزی نمی داند، امید بستن به آن مایه ناامیدی است، ولی این لحظه زیباست، بگذار قطره ای عسل روی زبانت جاری شود. همین لحظه بسیار زیباست، چه چیزی کسر است؟ در همین لحظه باش....
اشو
https://t.me/bashinjavaaknoon
مردی در جنگل می دود، تلاش دارد از شیری فرار کند که در تعقیب اوست. به پرتگاهی میرسد، راهی برای رفتن وجود ندارد، پس می.ایستد، برای یک لحظه نمیداند چه کند، به پایین نگاه می کند، یک دره و پرتگاه بسیار عمیق و بی انتهاست. اگر بپرد کارش،تمام است، ولی با این وجود شاید با پریدن نجات یابد، معجزات رخ میدهند.
پس او عمیق تر به پایین نگاه می کند و میبیند که دو شیر دیگر نیز در پایین دره ایستاده و به بالا نگاه می.کنند، پس آن امکان تمام است. شیر نزدیک میشود غرش میکند؛ مرد میتواند صدای غرش او را بشنود. تنها امکان فرار او این است که از ریشه های درختی که لب پرتگاه است آویزان شود.
او نه میتواند پایین بپرد و نه میتواند آنجا لب پرتگاه بایستد پس به ریشه آن درخت آویزان میشود. ریشه ها بسیار شکننده هستند و او میترسد که هر لحظه شکسته شوند. نه تنها این، بلکه شبی بسیار سرد است و دستهایش چنان سرد شده که میترسد شاید نتواند برای مدت زیاد آویزان بماند. ریشه ها در دستانش لیز میخورند. دستهایش یخ زده اند. مرگ قطعی است، مرگ هر لحظه در آنجاست.
سپس به بالا نگاه می کند: دو موش مشغول جویدن ریشه های آن درخت هستند، یکی از موشها سفید است و دیگری سیاه. نماد روز و شب. نماد زمان، زمان از دست میرود و آن دو موش مشغول جویدن ریشه ها هستند و واقعاً کارشان را عالی انجام میدهند، آنها تقریباً بـه آخـرش رسیده اند نزدیک است که تمامش را بجوند. شب شده و موشها نیز باید استراحت کنند، بنابراین با شتاب تمامش می.کنند هر لحظه ریشه از تنه جدا خواهد شد.
مرد بار دیگر به بالا نگاه میکند و در آنجا کندوی عسلی هست که از آن عسل می چکد. همه چیز را از یاد میبرد و میکوشد قطره ای از آن عسل را به زبانش بگیرد و موفق میشود. و آن طعم واقعاً شیرین است.
حالا این تمثیل معانی زیاد دارد.
من به روشهای مختلف در مورد این داستان سخن گفته ام، این بار میخواهم به یک معنی خاص اشاره کنم.
یک شیر از گذشته به دنبال توست و دو شیر در آینده منتظر هستند، زمان به سرعت میگذرد، مرگ همچون همیشه بسیار نزدیک است، آن دو موش نماد روز و شب و زمان هستند و ریشۀ خود زندگی را قطع میکنند. ولی اگر بتوانی در لحظه حال زندگی کنی آن طعمی واقعاً شیرین است واقعا زیباست.
آن مرد در لحظه زندگی کرد و همه چیز را فراموش کرد. در آن لحظه مرگی وجود نداشت، شیری وجود نداشت، زمان نبود، هیچ چیز وجود نداشت، فقط آن طعم اسرار آمیز عسل روی زبانش....
راه زندگی کردن همین است، این تنها راه زندگی کردن است، و گرنه زندگی نخواهی کرد، هر لحظه اوضاع چنین است. این تمثیل واقعاً بسیار وجودگراست.
تو آن شخصی هستی که از آن ریشه درخت آویزانی و مرگ از هر طرف دربرت گرفته است و زمان از دست می.رود. هر لحظه به مرگ فرو میافتی و ناپدید میشوی. حالا چه باید کرد؟
نگران گذشته باشی...؟
نگران آینده باشی...؟
نگران مرگ باشی...؟
نگران زمان باشی...؟
یا از لحظه لذت ببری؟
به فردا فکر نکردن یعنی به این لحظه اجازه دادن تا قطره ای عسل شیرین روی زبانت جاری شود، با وجودی که مرگ وجود دارد، زندگی زیباست، با وجودی که گذشته زیاد خوب نبود و کسی از آینده چیزی نمی داند، امید بستن به آن مایه ناامیدی است، ولی این لحظه زیباست، بگذار قطره ای عسل روی زبانت جاری شود. همین لحظه بسیار زیباست، چه چیزی کسر است؟ در همین لحظه باش....
اشو
https://t.me/bashinjavaaknoon
❤11👏1
مهم است که عاشق شخص دیگری بودن
بر گوش کردن به خودت و
دانستن نیازت
اولویت نداشته باشد.
#تیچ_نات_هان
https://t.me/bashinjavaaknoon
بر گوش کردن به خودت و
دانستن نیازت
اولویت نداشته باشد.
#تیچ_نات_هان
https://t.me/bashinjavaaknoon
❤10
شفقت داشتن به خودت یک تمرین مهم است.
وقتی خسته، عصبانی یا ناامید هستی، باید بدانی چگونه به خودت برگردی و از خستگی، عصبانیت، و ناامیدیت مراقبت کنی.
برای همین است که ما لبخند زدن، نفس کشیدن و راه رفتن ذهنآگاهانه و خوردن ذهنآگاهانه را تمرین میکنیم.
#تیچ_نات_هان
https://t.me/bashinjavaaknoon
وقتی خسته، عصبانی یا ناامید هستی، باید بدانی چگونه به خودت برگردی و از خستگی، عصبانیت، و ناامیدیت مراقبت کنی.
برای همین است که ما لبخند زدن، نفس کشیدن و راه رفتن ذهنآگاهانه و خوردن ذهنآگاهانه را تمرین میکنیم.
#تیچ_نات_هان
https://t.me/bashinjavaaknoon
❤14
آنانی که ثروت حقیقی خویش یعنی همان شور و سرور تابناک وجود و آرامش عمیق و تزلزلناپذیری که به همراه آن است را پیدا نکردهاند حقیقتاً گدا هستند هرچند اگر ثروت مادی فراوانی داشته باشند. آنها مدام در بیرون به دنبال پارههای لذت و رضایت در جهت تأیید، امنیت یا عشق میگردند و این در حالی است که گنجی در درون دارند که نه تنها شامل تمام این موارد میشود، بلکه بسیار بزرگتر از هر آن چیزی است که این دنیا بتواند به آنها ارائه دهد.
واژه «روشنشدگی» تصویر دستاوردی فوق بشری را به ذهن متبادر میکند و ایگو یا نفس نیز دوست دارد تا این تصویر را به همین صورت حفظ کند اما روشنشدگی صرفاً حالت طبیعی شما در احساس یگانگی با هستی است. این حالتی از پیوستگی با چیزی غیرقابلاندازهگیری و فناناپذیر است، چیزی که بهطور متناقضنمایی، هم خود شما هستید و هم درعینحال بسیار فراتر از شماست. روشنشدگی یافتن ماهیت حقیقی خودت در فراسوی نام و شکل است. ناتوانی در احساس این ارتباط باعث ایجاد توهم جدایی از خود و دنیای اطراف میشود. سپس شما خود را، آگاهانه یا ناخودآگاه، بهعنوان یک جزء مجزا درک میکنید و بعدازآن ترس ظهور کرده و این تضاد در درون و بیرون تبدیل به یک هنجار یا روال عادی زندگی میشود.
#اکهارت تُله – از کتاب نیروی حال
https://t.me/bashinjavaaknoon
واژه «روشنشدگی» تصویر دستاوردی فوق بشری را به ذهن متبادر میکند و ایگو یا نفس نیز دوست دارد تا این تصویر را به همین صورت حفظ کند اما روشنشدگی صرفاً حالت طبیعی شما در احساس یگانگی با هستی است. این حالتی از پیوستگی با چیزی غیرقابلاندازهگیری و فناناپذیر است، چیزی که بهطور متناقضنمایی، هم خود شما هستید و هم درعینحال بسیار فراتر از شماست. روشنشدگی یافتن ماهیت حقیقی خودت در فراسوی نام و شکل است. ناتوانی در احساس این ارتباط باعث ایجاد توهم جدایی از خود و دنیای اطراف میشود. سپس شما خود را، آگاهانه یا ناخودآگاه، بهعنوان یک جزء مجزا درک میکنید و بعدازآن ترس ظهور کرده و این تضاد در درون و بیرون تبدیل به یک هنجار یا روال عادی زندگی میشود.
#اکهارت تُله – از کتاب نیروی حال
https://t.me/bashinjavaaknoon
❤5👍3👏1
در عمق ژرفای درون همیشه آن شاهد وجود دارد، آنی که
انسان را در حال تجربه کردن مشاهده میکند.
و آن شاهد خاموش، «خود جاودانی» توست.
#آلکازار
https://t.me/bashinjavaaknoon
انسان را در حال تجربه کردن مشاهده میکند.
و آن شاهد خاموش، «خود جاودانی» توست.
#آلکازار
https://t.me/bashinjavaaknoon
❤7🙏2👍1
آنچه برای خودتان انجام میدهید
هر عمل مهربانانه
هر نرمی و ملایمت
هر حرکت صادقانه و اصیل
برای خودتان
بر نحوه ی تجربه ی شما از جهان اثر میگذارد
در حقیقت تجربه شما از جهان را متحول میکند
آنچه برای خودتان انجام می دهید؛
دارید برای دیگران
برای جهان انجام میدهید...
https://t.me/bashinjavaaknoon
هر عمل مهربانانه
هر نرمی و ملایمت
هر حرکت صادقانه و اصیل
برای خودتان
بر نحوه ی تجربه ی شما از جهان اثر میگذارد
در حقیقت تجربه شما از جهان را متحول میکند
آنچه برای خودتان انجام می دهید؛
دارید برای دیگران
برای جهان انجام میدهید...
https://t.me/bashinjavaaknoon
❤8
شفقت
سال ها در تعالیم مختلف شنیده ایم که باید به دردهای دیگران اهمیت بدهیم و برای رنج های دیگران مهربان و گشوده باشیم :
من بارها تاکید کرده ام که این شفقت بی قید و شرط برای خودمان است که به طور طبیعی منجر به شفقت بی قید و شرط برای دیگران می شود.
اگر کاملاً درکنار خود بایستیم و هرگز از خودمان دست نکشیم و خودمان را تنها نگذاریم، آنگاه میتوانیم خود را به جای دیگران بگذاریم و هرگز از آنها دست نکشیم.
شفقت واقعی این نیست که بخواهیم به کسانی که از خودمان کمتر خوش شانس هستند کمک کنیم، بلکه شفقت اصیل از پی بردن به خویشاوندی خود با همه موجودات ناشی می شود.
پما چودرون
https://t.me/bashinjavaaknoon
سال ها در تعالیم مختلف شنیده ایم که باید به دردهای دیگران اهمیت بدهیم و برای رنج های دیگران مهربان و گشوده باشیم :
من بارها تاکید کرده ام که این شفقت بی قید و شرط برای خودمان است که به طور طبیعی منجر به شفقت بی قید و شرط برای دیگران می شود.
اگر کاملاً درکنار خود بایستیم و هرگز از خودمان دست نکشیم و خودمان را تنها نگذاریم، آنگاه میتوانیم خود را به جای دیگران بگذاریم و هرگز از آنها دست نکشیم.
شفقت واقعی این نیست که بخواهیم به کسانی که از خودمان کمتر خوش شانس هستند کمک کنیم، بلکه شفقت اصیل از پی بردن به خویشاوندی خود با همه موجودات ناشی می شود.
پما چودرون
https://t.me/bashinjavaaknoon
❤9👍2