در کتیبه سارگن چندین بار به "اوشقایا" اشاره شده که در یکی از موارد به نکات جالبی درباره آن توضیح داده که در ادامه آورده ایم :
---- موارد اشاره به اوشقایا در کتیبه
---- موارد اشاره به اوشقایا در کتیبه
------سطر 167 کتیبه
Moving on from the land Uišdiš, I came to the city Ušqaya, a large fortress right on the border of the land Urarṭu, which like a gate acts as a barrier in the pass to the district of Zaranda, holding back messenger(s), and (which) rises up like a rocky pinnacle on Mount Mallāu, a mountain with juniper tree(s), clothed in sun-like splendor over the meadowland(s) of the land Sūbi.
با گذر از سرزمین «اوئیشدیش»، به شهر «اوشقایا» رسیدم؛ دژی بزرگ درست بر مرز سرزمین «اورارتو»، که همچون دروازهای مانع گذر در راهگذر به ناحیه «زاراندا» میشود و پیامرسانان را بازمیدارد. این دژ همچون " قلهای سنگی" بر فراز کوه «مَلّاو» سر برآورده است؛ کوهی با درختان سرو کوهی (عرعر) که با شکوهی خورشیدگون بر فراز چمنزارهای سرزمین «سوبی» آراسته است.
Moving on from the land Uišdiš, I came to the city Ušqaya, a large fortress right on the border of the land Urarṭu, which like a gate acts as a barrier in the pass to the district of Zaranda, holding back messenger(s), and (which) rises up like a rocky pinnacle on Mount Mallāu, a mountain with juniper tree(s), clothed in sun-like splendor over the meadowland(s) of the land Sūbi.
با گذر از سرزمین «اوئیشدیش»، به شهر «اوشقایا» رسیدم؛ دژی بزرگ درست بر مرز سرزمین «اورارتو»، که همچون دروازهای مانع گذر در راهگذر به ناحیه «زاراندا» میشود و پیامرسانان را بازمیدارد. این دژ همچون " قلهای سنگی" بر فراز کوه «مَلّاو» سر برآورده است؛ کوهی با درختان سرو کوهی (عرعر) که با شکوهی خورشیدگون بر فراز چمنزارهای سرزمین «سوبی» آراسته است.
نگاهی به نوشتار و خوانش" اوئیش دیش : Uiş-Diş " از منظر کتیبه خوانی
قسمت اول لغت " U2 : او" در سومری در مفهوم "علف و معادل Ot : اوت تورکی " است.
در قسمت دوم هم Di : ریشه لغت دئمک است که در هر دو مورد پسوند ¬یش به آنها اضافه شده که در کل اویش دیش معادل اوتیش-دئیش : علفزار نامیده شده، در تورکی است
قسمت اول لغت " U2 : او" در سومری در مفهوم "علف و معادل Ot : اوت تورکی " است.
در قسمت دوم هم Di : ریشه لغت دئمک است که در هر دو مورد پسوند ¬یش به آنها اضافه شده که در کل اویش دیش معادل اوتیش-دئیش : علفزار نامیده شده، در تورکی است
بررسی ریشه Ti : Di : سخن گفتن در سومری، ایلامی، اورارتویی و تورکی از کتاب" ایلامیکا "
نگاهی به ریشه شناسی اوشقایا :
آقای مهدی حسنی اردبیللی در پاسخ به نویسندگان وبلاگ درباره ریشه شناسی اوشقایا متذکر شدند :
آقای مهدی حسنی اردبیللی در پاسخ به نویسندگان وبلاگ درباره ریشه شناسی اوشقایا متذکر شدند :
- با دقت در توضیحات کتیبه آشوری متوجه می شویم که اوشقایا در مرز اورارتو و ناحیه سوبی ماننا قرار داشته و دژ-شهر استراتژیک و مهمی برای اورارتوها با کاربری های پیشانی بازدارنده و پرورش و تامین اسب بوده است
- کتیبه آشوری از اوشقایا با تعابیری چون " دژ بزرگ، مانع بزرگ و قله ای سنگی" یاد نموده است
- با دقت در گنجینه لغات اورارتویی و آشوری متوجه می شویم که به احتمال زیاد نامگذاری اوشقایا نه توسط آشوریان و نه اورارتوئیان بلکه توسط ماناناییان انجام شده، زیرا لغت صخره در اورارتویی Qarbi و بوده و لغت Qaia هم در اورارتویی و آشوری وجود ندارد
- با دقت در نوشتار قسمت اول واژه " اوشقایا" متوجه می شویم که لغت به کار رفته در کتیبه به صورت " اوش" را با خوانش های " اوس، اوس 2" هم در سومری در مفهوم " مجاور بودن، در مرز بودن، مرز" آورده اند و معادل " اوج : Uc : مرز " در تورکی آذربایجانی است که آن را در دیوان الغات الترک هم می یابیم و این کاملا همراستا با تعریفی است که آشوریان از این دژ-شهر یعنی " اوش-قایا : اوج-قایا : دژشهر صخره ای که در مرز قرار دارد" آورده اند.
بنابراین با این توضیحات می توان حدس زد که معنی" اوشقایا : اوج-قایا : دژشهر صخره ای مستقر در مرز" می تواند باشد که توسط مانناییان به آن اطلاق شده است.
در واقع ساختار لغت هم معادل " تورک دیل یاپیسی" است و شاهد دیگر برای آن نیز نام لغت مادی" باقا-قایا " یا همان کوه بیستون معروف است.
الله و اعلم
- کتیبه آشوری از اوشقایا با تعابیری چون " دژ بزرگ، مانع بزرگ و قله ای سنگی" یاد نموده است
- با دقت در گنجینه لغات اورارتویی و آشوری متوجه می شویم که به احتمال زیاد نامگذاری اوشقایا نه توسط آشوریان و نه اورارتوئیان بلکه توسط ماناناییان انجام شده، زیرا لغت صخره در اورارتویی Qarbi و بوده و لغت Qaia هم در اورارتویی و آشوری وجود ندارد
- با دقت در نوشتار قسمت اول واژه " اوشقایا" متوجه می شویم که لغت به کار رفته در کتیبه به صورت " اوش" را با خوانش های " اوس، اوس 2" هم در سومری در مفهوم " مجاور بودن، در مرز بودن، مرز" آورده اند و معادل " اوج : Uc : مرز " در تورکی آذربایجانی است که آن را در دیوان الغات الترک هم می یابیم و این کاملا همراستا با تعریفی است که آشوریان از این دژ-شهر یعنی " اوش-قایا : اوج-قایا : دژشهر صخره ای که در مرز قرار دارد" آورده اند.
بنابراین با این توضیحات می توان حدس زد که معنی" اوشقایا : اوج-قایا : دژشهر صخره ای مستقر در مرز" می تواند باشد که توسط مانناییان به آن اطلاق شده است.
در واقع ساختار لغت هم معادل " تورک دیل یاپیسی" است و شاهد دیگر برای آن نیز نام لغت مادی" باقا-قایا " یا همان کوه بیستون معروف است.
الله و اعلم
Bilgamish
https://bashbilga.blogfa.com/post/47 نگاهی به نوشتار و معانی احتمالی ایرانزو پادشاه ماننا
خوانش پیمان نامه سومر و ایلام با شرح نوشتار میخی
https://bashbilga.blogfa.com/
https://www.azerturkhistory.ir/article_235430.html
https://bashbilga.blogfa.com/
https://www.azerturkhistory.ir/article_235430.html