💡لامپ اضافی💡
لامپهای اضافی خانه را خاموش کرد و گفت: اسراف نکنید! ما میتوانیم با صرفهجویی توی مصرف آب و برق و گاز، به پیروزی کشورمون کمک کنیم.
(شهید نقی نادعلی اوغلی،«زنگ عبور»،ص۱۱۷)
#داستان #سبک_زندگی
#می_خواهم_مثل_تو_باشم (۵)
➖•➖•➖•➖•➖•➖•➖•➖•➖
لامپهای اضافی خانه را خاموش کرد و گفت: اسراف نکنید! ما میتوانیم با صرفهجویی توی مصرف آب و برق و گاز، به پیروزی کشورمون کمک کنیم.
(شهید نقی نادعلی اوغلی،«زنگ عبور»،ص۱۱۷)
#داستان #سبک_زندگی
#می_خواهم_مثل_تو_باشم (۵)
➖•➖•➖•➖•➖•➖•➖•➖•➖
#بسیج_دانشجویی_دانشکده_منابع_طبیعی_و_محیط_زیست
🇮🇷@bas_manabe
#بسیج_دانشجویی_دانشگاه_فردوسی_مشهد
🇮🇷@basfum
❤6
📿احکام دین📿
همراه پدر برای نماز جماعت به مسجد رفت. صف اول، کنار پدر ایستاد. بزرگترها اعتراض کردند که شاید احکام نماز را بلد نباشد و نماز جماعت بقیه خراب شود. پدر به آنها گفت: بیایید و هر سوالی میخواهید، از این پسر بچه بپرسید. اگر نتونست جواب بده، صف اول نایسته. آیتالله میلانی هم آنجا حضور داشتند. جلو آمدند و سوالاتی را پرسیدند. سید مصطفی در کمال آرامش همه را پاسخ داد! آن عالم وارسته که از جوابهای او حیرتزده و متعجب شده بود، تشویقش کرد و رویش را بوسید. ده تومان هم به او هدیه داد و اجازه دادند صف اول بایستد.
(شهید سید مصطفی معزی،«فرمانده! فرمان قهقهه!»،ص۲۷)
#داستان #سبک_زندگی
#می_خواهم_مثل_تو_باشم (۶)
➖•➖•➖•➖•➖•➖•➖•➖•➖
همراه پدر برای نماز جماعت به مسجد رفت. صف اول، کنار پدر ایستاد. بزرگترها اعتراض کردند که شاید احکام نماز را بلد نباشد و نماز جماعت بقیه خراب شود. پدر به آنها گفت: بیایید و هر سوالی میخواهید، از این پسر بچه بپرسید. اگر نتونست جواب بده، صف اول نایسته. آیتالله میلانی هم آنجا حضور داشتند. جلو آمدند و سوالاتی را پرسیدند. سید مصطفی در کمال آرامش همه را پاسخ داد! آن عالم وارسته که از جوابهای او حیرتزده و متعجب شده بود، تشویقش کرد و رویش را بوسید. ده تومان هم به او هدیه داد و اجازه دادند صف اول بایستد.
(شهید سید مصطفی معزی،«فرمانده! فرمان قهقهه!»،ص۲۷)
#داستان #سبک_زندگی
#می_خواهم_مثل_تو_باشم (۶)
➖•➖•➖•➖•➖•➖•➖•➖•➖
#بسیج_دانشجویی_دانشکده_منابع_طبیعی_و_محیط_زیست
🇮🇷@bas_manabe
#بسیج_دانشجویی_دانشگاه_فردوسی_مشهد
🇮🇷@basfum
❤7
🔅انفاق با قرآن🔅
برای بچهها شکلات آورده بودند. مصطفی میگفت: هرکس شکلاتش رو به من بده، براش قرآن میخونم. هر چه اصرار کردیم که آنها را برای چه جمع میکند،چیزی نگفت! من هم گفتم: بشرطی که برای من یاسین بخونی. مدتی بعد به دیدار خانواده شهیدی در بوشهر رفتیم. وضع مالی مصطفی طوری نبود که بتواند برای آنها چیزی بخرد. شکلاتها را در آورد و به بچهها داد. خجالت کشیدم از این که گفته بودم برایم یاسین بخواند.
(شهید مصطفی شمسا،«زنگ عبور»،ص۲۷)
#داستان #سبک_زندگی
#می_خواهم_مثل_تو_باشم (۷)
➖•➖•➖•➖•➖•➖•➖•➖•➖
برای بچهها شکلات آورده بودند. مصطفی میگفت: هرکس شکلاتش رو به من بده، براش قرآن میخونم. هر چه اصرار کردیم که آنها را برای چه جمع میکند،چیزی نگفت! من هم گفتم: بشرطی که برای من یاسین بخونی. مدتی بعد به دیدار خانواده شهیدی در بوشهر رفتیم. وضع مالی مصطفی طوری نبود که بتواند برای آنها چیزی بخرد. شکلاتها را در آورد و به بچهها داد. خجالت کشیدم از این که گفته بودم برایم یاسین بخواند.
(شهید مصطفی شمسا،«زنگ عبور»،ص۲۷)
#داستان #سبک_زندگی
#می_خواهم_مثل_تو_باشم (۷)
➖•➖•➖•➖•➖•➖•➖•➖•➖
#بسیج_دانشجویی_دانشکده_منابع_طبیعی_و_محیط_زیست
🇮🇷@bas_manabe
#بسیج_دانشجویی_دانشگاه_فردوسی_مشهد
🇮🇷@basfum
❤7
▪️گناهان هفته🗓
صدای انفجار آمد و سنگرش رفت هوا. هر چه صداش زدیم، جواب نداد. سرش شده بود پر از ترکش. توی جیبش یک کاغذ بود که نوشته بود:«گناهان هفته: شنبه: احساس غرور از گل زدن به طرف مقابل؛ یکشنبه: زود تمام کردن نماز شب؛ دوشنبه: فراموش کردن سجده شکر یومیه؛ سه شنبه: شب بدون وضو خوابیدن؛ چهارشنبه: در جمع با صدای بلند خندیدن؛ پنجشنبه: سلام کردن فرمانده زودتر از من؛ جمعه: تمام کردن صلواتهای مخصوص جمعه و رضایت دادن به هفتصدتا.» اسمش«حسینی»بود. تازه رفته بود دبیرستان.
(«آخرین امتحان»،ص۷۴)
#داستان #سبک_زندگی
#می_خواهم_مثل_تو_باشم (۸)
➖•➖•➖•➖•➖•➖•➖•➖•➖
صدای انفجار آمد و سنگرش رفت هوا. هر چه صداش زدیم، جواب نداد. سرش شده بود پر از ترکش. توی جیبش یک کاغذ بود که نوشته بود:«گناهان هفته: شنبه: احساس غرور از گل زدن به طرف مقابل؛ یکشنبه: زود تمام کردن نماز شب؛ دوشنبه: فراموش کردن سجده شکر یومیه؛ سه شنبه: شب بدون وضو خوابیدن؛ چهارشنبه: در جمع با صدای بلند خندیدن؛ پنجشنبه: سلام کردن فرمانده زودتر از من؛ جمعه: تمام کردن صلواتهای مخصوص جمعه و رضایت دادن به هفتصدتا.» اسمش«حسینی»بود. تازه رفته بود دبیرستان.
(«آخرین امتحان»،ص۷۴)
#داستان #سبک_زندگی
#می_خواهم_مثل_تو_باشم (۸)
➖•➖•➖•➖•➖•➖•➖•➖•➖
#بسیج_دانشجویی_دانشکده_منابع_طبیعی_و_محیط_زیست
🇮🇷@bas_manabe
#بسیج_دانشجویی_دانشگاه_فردوسی_مشهد
🇮🇷@basfum
❤7
💐قدر مادر🧕
داشتیم درباره مسائل سیاسی روز و اوضاع جنگ صحبت میکردیم که یک دفعه پرسید: اگه من شهید بشم، تو برام چه کار میکنی؟ سوال عجیبی بود. تعجب کردم. سنش کوچکتر از آن بود که به جبهه راهش بدهند. گفتم: خدا نکنه؛ این چه حرفیه؟ گفت نه؛ بگو برام چه کار میکنی؟! گفتم: خوب؛ هزارتا صلوات؛ یه دور قرآن؛ چند روز روزه؛ دو هفته میام سر مزار و فاتحه سفارشی؛ شاید هم یه مراسم ختم باشکوه برات گرفتم؛ خدارو چه دیدی؟! داشتم بحث را به شوخی میکشاندم که گفت: نه؛ نشد. گفتم: اصلا هرچی تو بگی! خودت چه کار دوست داری برات انجام بدم؟ گفت: بعد از من به مادرم سر بزن؛ آخه خیلی تنها میشه.
(«امتداد۱۹»،ص۴)
#داستان #سبک_زندگی
#می_خواهم_مثل_تو_باشم (۹)
➖•➖•➖•➖•➖•➖•➖•➖•➖
داشتیم درباره مسائل سیاسی روز و اوضاع جنگ صحبت میکردیم که یک دفعه پرسید: اگه من شهید بشم، تو برام چه کار میکنی؟ سوال عجیبی بود. تعجب کردم. سنش کوچکتر از آن بود که به جبهه راهش بدهند. گفتم: خدا نکنه؛ این چه حرفیه؟ گفت نه؛ بگو برام چه کار میکنی؟! گفتم: خوب؛ هزارتا صلوات؛ یه دور قرآن؛ چند روز روزه؛ دو هفته میام سر مزار و فاتحه سفارشی؛ شاید هم یه مراسم ختم باشکوه برات گرفتم؛ خدارو چه دیدی؟! داشتم بحث را به شوخی میکشاندم که گفت: نه؛ نشد. گفتم: اصلا هرچی تو بگی! خودت چه کار دوست داری برات انجام بدم؟ گفت: بعد از من به مادرم سر بزن؛ آخه خیلی تنها میشه.
(«امتداد۱۹»،ص۴)
#داستان #سبک_زندگی
#می_خواهم_مثل_تو_باشم (۹)
➖•➖•➖•➖•➖•➖•➖•➖•➖
#بسیج_دانشجویی_دانشکده_منابع_طبیعی_و_محیط_زیست
🇮🇷@bas_manabe
#بسیج_دانشجویی_دانشگاه_فردوسی_مشهد
🇮🇷@basfum
❤8
💧سقای تشنه💧
سقا صدایش میکردند. به مادر گفته بود: میخوام اونجا سقا باشم. همیشه قبل از خودش به رزمندهها تعارف میکرد. سر سفره ناهار و شام هم دنبال پارچهای آب میدوید و وقت و بیوقت به آنها آب تعارف میکرد. میگفت: آب نطلبیده، مراد است! حتی آب قمقمهاش را هم میبخشید. تشنه شهید شد؛ همان طور که آرزو داشت.
(شهید زکریا صفرخانی،«شب امتحان»،ص۶۶)
#داستان #سبک_زندگی
#می_خواهم_مثل_تو_باشم (۱۰)
➖•➖•➖•➖•➖•➖•➖•➖•➖
سقا صدایش میکردند. به مادر گفته بود: میخوام اونجا سقا باشم. همیشه قبل از خودش به رزمندهها تعارف میکرد. سر سفره ناهار و شام هم دنبال پارچهای آب میدوید و وقت و بیوقت به آنها آب تعارف میکرد. میگفت: آب نطلبیده، مراد است! حتی آب قمقمهاش را هم میبخشید. تشنه شهید شد؛ همان طور که آرزو داشت.
(شهید زکریا صفرخانی،«شب امتحان»،ص۶۶)
#داستان #سبک_زندگی
#می_خواهم_مثل_تو_باشم (۱۰)
➖•➖•➖•➖•➖•➖•➖•➖•➖
#بسیج_دانشجویی_دانشکده_منابع_طبیعی_و_محیط_زیست
🇮🇷@bas_manabe
#بسیج_دانشجویی_دانشگاه_فردوسی_مشهد
🇮🇷@basfum
❤6
جهاد تبیین
<unknown>
#جهاد_تبیین
#شماره_یک
🤔تعریف هجرت:
هجرت یعنی چه؟
هجرت یعنی دوری گزیدن از خانمان و از زندگی و از همه چیز دست شستن؛ برای نجات ایمان پس معنایش این است که اگر ما در شرایطی قرار گرفته ایم که ایمانمان در خطر است ایمان جامعه ما در خطر است ، اسلام ما در خطر است، امر دایر آن است که ما از میان
( شهرو خانه و لانه و ایمان) یکی را انتخاب کنیم !
یا درخانه و لانه خودمان بمانیم و ایمانمان از دست برود ؛ یا ایمان دیگران به این وسیله از دست برود و یا نه برای اینکه ایمان را نجات بدهیم از خانه و لانه خود صرف نظر کنیم.
✅ اسلام دومی را انتخاب میکند.
منبع :کتاب آزادی معنوی شهید مطهری
گوینده: میم_الف✨
#سیر_مطالعاتی
#قرارگاه_جهادی_شهید_چمران #بسیج_دانشجویی_دانشگاه_فردوسی_مشهد
🆔️:@jahad_e_hashie
🆔️@basfum
#شماره_یک
🤔تعریف هجرت:
هجرت یعنی چه؟
هجرت یعنی دوری گزیدن از خانمان و از زندگی و از همه چیز دست شستن؛ برای نجات ایمان پس معنایش این است که اگر ما در شرایطی قرار گرفته ایم که ایمانمان در خطر است ایمان جامعه ما در خطر است ، اسلام ما در خطر است، امر دایر آن است که ما از میان
( شهرو خانه و لانه و ایمان) یکی را انتخاب کنیم !
یا درخانه و لانه خودمان بمانیم و ایمانمان از دست برود ؛ یا ایمان دیگران به این وسیله از دست برود و یا نه برای اینکه ایمان را نجات بدهیم از خانه و لانه خود صرف نظر کنیم.
✅ اسلام دومی را انتخاب میکند.
منبع :کتاب آزادی معنوی شهید مطهری
گوینده: میم_الف✨
#سیر_مطالعاتی
#قرارگاه_جهادی_شهید_چمران #بسیج_دانشجویی_دانشگاه_فردوسی_مشهد
🆔️:@jahad_e_hashie
🆔️@basfum
❤3
🚫اسراف ممنوع🚫
در منطقه دشت عباس مستقر بودند. بعد از نماز، سر سفره ناهار نشستند. غذا آبگوشت بود؛ ولی سیدسجاد بلند شد و رفت سراغ نانهای خشکی که گذاشته بودند برای دور ریختن. شروع کرد به خوردن. گفتند: چرا اینا رو میخوری؟ غذا که هست. گفت: اون پیرزنای بیچاره با عشق، اینا رو میفرستن جبهه؛ شما میگذاریدشان برای دور ریختن؟! فردای قیامت، پاسخ زحمت اونا رو چه کسی میده؟!
(شهید سید سجاد خاضع،«گلاب سیاه»،ص۳۶)
#داستان #سبک_زندگی
#می_خواهم_مثل_تو_باشم (۱۱)
➖•➖•➖•➖•➖•➖•➖•➖•➖
در منطقه دشت عباس مستقر بودند. بعد از نماز، سر سفره ناهار نشستند. غذا آبگوشت بود؛ ولی سیدسجاد بلند شد و رفت سراغ نانهای خشکی که گذاشته بودند برای دور ریختن. شروع کرد به خوردن. گفتند: چرا اینا رو میخوری؟ غذا که هست. گفت: اون پیرزنای بیچاره با عشق، اینا رو میفرستن جبهه؛ شما میگذاریدشان برای دور ریختن؟! فردای قیامت، پاسخ زحمت اونا رو چه کسی میده؟!
(شهید سید سجاد خاضع،«گلاب سیاه»،ص۳۶)
#داستان #سبک_زندگی
#می_خواهم_مثل_تو_باشم (۱۱)
➖•➖•➖•➖•➖•➖•➖•➖•➖
#بسیج_دانشجویی_دانشکده_منابع_طبیعی_و_محیط_زیست
🇮🇷@bas_manabe
#بسیج_دانشجویی_دانشگاه_فردوسی_مشهد
🇮🇷@basfum
❤6
📚علم آموزی🖊
تصمیم گرفته بود در جبهه دبیرستان بزند. میگفت: امروز بچههای ما اینجا میجنگند و خون میدهند، عدهای هم بیتفاوت و اشرافزاده، تو شهرها، بیخیال، درس میخونن. فردا هم که درسشون تموم شد، مسئولیتهای کلیدی مملکت رو توی دست میگیرند و این رزمندهها باید بشن زیر دست اونها. فکر وسیعی داشت، خلیل. رفتم پیش فرمانده و پیشنهاد تاسیس دبیرستان را دادم. گفت: آقا! چی داری میگی؟ غیر ممکنه. مگه امکان داره اینجا کسی درس بخونه؟! اینا از درس فرار کردن؛ شما میخواهید از جبهه هم فراریشون بدین؟ فهرست افراد و نمراتشان را به او نشان دادم: نگاه کنید فرمانده! نمره اول رشته ریاضی فیزیک خواجه نصیر، با معدل ۱۹/۵ اومده منطقه و میجنگه! اینم نمرات بقیه... فرمانده روی دو زانو نشست و گفت: برید ببینم چی کار میکنید.
(شهید خلیل مطهرنیا،«دوقلو های جنگ»،ص۳۹)
#داستان #سبک_زندگی
#می_خواهم_مثل_تو_باشم (۱۲)
➖•➖•➖•➖•➖•➖•➖•➖•➖
تصمیم گرفته بود در جبهه دبیرستان بزند. میگفت: امروز بچههای ما اینجا میجنگند و خون میدهند، عدهای هم بیتفاوت و اشرافزاده، تو شهرها، بیخیال، درس میخونن. فردا هم که درسشون تموم شد، مسئولیتهای کلیدی مملکت رو توی دست میگیرند و این رزمندهها باید بشن زیر دست اونها. فکر وسیعی داشت، خلیل. رفتم پیش فرمانده و پیشنهاد تاسیس دبیرستان را دادم. گفت: آقا! چی داری میگی؟ غیر ممکنه. مگه امکان داره اینجا کسی درس بخونه؟! اینا از درس فرار کردن؛ شما میخواهید از جبهه هم فراریشون بدین؟ فهرست افراد و نمراتشان را به او نشان دادم: نگاه کنید فرمانده! نمره اول رشته ریاضی فیزیک خواجه نصیر، با معدل ۱۹/۵ اومده منطقه و میجنگه! اینم نمرات بقیه... فرمانده روی دو زانو نشست و گفت: برید ببینم چی کار میکنید.
(شهید خلیل مطهرنیا،«دوقلو های جنگ»،ص۳۹)
#داستان #سبک_زندگی
#می_خواهم_مثل_تو_باشم (۱۲)
➖•➖•➖•➖•➖•➖•➖•➖•➖
#بسیج_دانشجویی_دانشکده_منابع_طبیعی_و_محیط_زیست
🇮🇷@bas_manabe
#بسیج_دانشجویی_دانشگاه_فردوسی_مشهد
🇮🇷@basfum
❤6
جهاد تبیین۲
<unknown>
#جهاد_تبیین
#شماره_دو
🖇تعریف هجرت:
و من يخرج من بيته مهاجراً الى الله ورسوله ثم يدركه الموت فقد وقع اجره على الله.
قرآن در این آیه ،هر دو هجرت را ذکر کرده. اعجاز بیان قرآن این است که ابتدا را ، خانه ذکر میکند همین خانه را🏠، نه خانه نفس را، همین لانه را، همین خانه گلی که انسان در آن زندگی میکند؛
ولی میگوید: ای کسی که میخواهی از خانه ای به خانه دیگر هجرت کنی، حسابش را باید داشته باشی که در عین اینکه از جایی به جایی از مکانی به مکانی میروی هدفت از این هجرت و کوچ کردن چیست؟... 🤔
منبع: از بیانات شهید مطهری
گوینده:میم_الف✨
#سیر_مطالعاتی
#قرارگاه_جهادی_شهید_چمران
#بسیج_دانشجویی_دانشگاه_فردوسی_مشهد
🆔️:@jahad_e_hashie
🆔️:@basfum
#شماره_دو
🖇تعریف هجرت:
و من يخرج من بيته مهاجراً الى الله ورسوله ثم يدركه الموت فقد وقع اجره على الله.
قرآن در این آیه ،هر دو هجرت را ذکر کرده. اعجاز بیان قرآن این است که ابتدا را ، خانه ذکر میکند همین خانه را🏠، نه خانه نفس را، همین لانه را، همین خانه گلی که انسان در آن زندگی میکند؛
ولی میگوید: ای کسی که میخواهی از خانه ای به خانه دیگر هجرت کنی، حسابش را باید داشته باشی که در عین اینکه از جایی به جایی از مکانی به مکانی میروی هدفت از این هجرت و کوچ کردن چیست؟... 🤔
منبع: از بیانات شهید مطهری
گوینده:میم_الف✨
#سیر_مطالعاتی
#قرارگاه_جهادی_شهید_چمران
#بسیج_دانشجویی_دانشگاه_فردوسی_مشهد
🆔️:@jahad_e_hashie
🆔️:@basfum