😎رتبه برتر کنکور شو😎
186 subscribers
471 photos
205 videos
58 files
22 links
Download Telegram
👈👈👈👈کنکور در زمان مشخص حتی در شهر‌های قرمز برگزار می‌شود

منصور غلامی، وزیر علوم، تحقیقات و فناوری:
برای برگزاری کنکور برنامه زمان‌بندی مشخص و اعلام شده است.
هر حوزه مشخص بوده و دو تا سه مرتبه هم سازمان سنجش اعلام کرده است که داوطلبان فرصت دارند محل برگزاری آزمون خود را عوض کنند؛ بنابراین دلیلی برای تعویق مجدد کنکور وجود ندارد.
در زمان برگزاری کنکور‌های امسال سالن‌‌های بیشتری در اختیار حوزه‌های امتحانی قرار داده خواهد شد تا پروتکل‌های بهداشتی رعایت شود.
کنکور حتی در شهر‌های قرمز در زمان اعلام شده برگزار خواهد شد./باشگاه خبرنگاران

اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم 🌹
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نا امیدی کار شیطااااان است.....😉
و شما عزیزان صددرصد فرشته های قدرتمندی هستید که با روحِ الهیتون قصد دارید در این دو ماه باقیمونده " هر غیر ممکنی رو ممکن کنید و به هدف زیباتون برسید ان شاء الله "😎😍🤗
عرشیانفر _ همه چی ردیفه نترس.MP3
18.4 MB
همه چی ردیفه نترس😍🤗.... اعتماد کن به خدایی که در این نزدیکیست و پرقدرت و بدون استرس و دلهره ، به سویِ هدفِ زیبات گام بردار 😎✌️
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
یک راندِ دیگر بازی کن .....😎✌️✌️✌️
سلااااااام دوستانِ کنکوری 🤗🤗
امیدوارم حال دلتون و درسهاتون خوبِ خوب که نه ، بلکه عاااااااااالی باشهههههه😍😍
و پرقدرت تر از همیشه قدرِ این ۵۰ روز رویایی و معجزه آسا رو بدونید و در مسیر موفقیت گام بردارید با شجاعتِ هرچه تمام تر ....😎🤗

یه لحظه به این فکر کن 👈
تا الان اینهمه ترسیدی ، چی شد ؟؟؟؟؟
اینهمه امروز فردا کردی چی شد ؟؟؟
اینهمه نگران بودی چی شد ؟؟؟
اینهمه بیخیال بودی چی شد ؟؟؟
باور کن این ۵۰ روزم مثل برق و باد میگذره ، که اگه ازش استفاده کنی بردیییییییی🥰😍😎
و اگه با بیخیالی و ترس و حسرتِ روزهای گذشته ، این ۵۰ روزم از دست بدی ، باختی و بعد ها حسرت همین ۵۰ روز رو خواهی خورد و به خودت میگی کااااااااااش از این ۵۰ روز استفاده کرده بودم تا ببینم چه اتفاقی میوفتاد در صورت اینکه با جون و دل ازش استفاده میکردم و قدرش رو می دونستم 😕🥺

عزیزان ازتون تقاضا دارم قدر این چند روز باقیمونده رو بدونید و با تمام روح و وجود و پوست و گوشت و استخوانتون تلاش کنید و من بهتون قول میدم اگه با تمام وجود باشه تلاشتون ، حتماااااااااااااا به بهترین جایگاهی که لایقشید خواهید رسید 😎✌️✌️
و اینکه در این مسیر ، اصلا خدا رو فراموش نکنید ، خالقی که از رگ گردن به شما نزدیکتره و از بنده هاش میخواد که با تمام وجود بطلبن تا اجابت کند آنها را 😍🙏

پسسسس اول تلااااااش و دوم توکل بر خدا ، رمز موفقیت شما عزیزان خواهد بود ، شک نکنید 🤗😎☺️👌



نکته اضطراری 🥳👇
این روزها با توجه به شروع امتحاناتم یکم شرایطِ حضور در فضای مجازی واسم سخت شده( البته ان شاءالله سال دیگه خودتونم وارد این رشته های زیبا خواهید شد و به خودتون میگید ای باباااااا ، یادِ کنکور بخیرررررر، چقدر راحت بود طفلکی😂😂 )
و اینکه فکر نکنم دیگه به حضور من نیازی باشه و گفتنی ها رو گفتم🤗 ( البته دوستانی که شبا گزارش کار ارسال میکنن ، مشکلی نداره و حتما گزارشهاشون رو ارسال کنن✌️ )
و ازتون انتظار دارم تمام تلاشتون رو بکنید و با اجرای دقیقِ برنامه تا لحظه ی آخرررر ، روز اعلام نتایج ، پی وی بنده رو بترکونید با اعلام خبر قبولیتون در رشته های تااااااپ 😍😎🤗🙏🙏🙏🙏

(پ.ن : ان شاءالله بعد از کنکور ۹۹ برمیگردم پرقدرتتتتت☺️ و حتما واسه کنکوری های ۱۴۰۰ برنامه های ویژه ای خواهیم داشت ۱۰۰٪ رایگان 🤗 ... پس لطفا کانال رو به دوستانی که نیاز زیادی به کمک های رایگان دارن واسه موفقیت در کنکور ، معرفی کنید 😍✌️ )


❤️میسپارمتون دست خدا و با تمام وجودم هر لحظه واستون آرزوی موفقیت و رسیدن به اهدافِ زیباتون رو دارم و خواهم داشت ❤️


اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم 🌹🌹
سلام دوستان کنکوری عزیز 😍😎🤗
خیلی وقته که درگیر امتحانات سنگین بودم و نتونستم حضور داشته باشم واسه روحیه دادن به شما عزیزان 🤦‍♂🤦‍♀
اما هر لحظه واستون دعا کردم تا لحظه ای از مسیر صحیح خارج نشید و ان شاءالله پرقدرت کنکور ۹۹ رو بترکونید و به آینده ای زیبا و پر از افتخار سلام کنید 😍😍😍

۲۲ روز طلایی باقی مونده تا کنکور ۹۹ و من میتونم با تمام وجود بهتون بگم با همین ۲۲ روز باقی مونده هم میشه کلی اوج گرفت و پیشرفت کرد و به هدف رسید 😎✌️


خیلیا پیام میدن و میگن چون کسی نتونسته توی روزهای آخر نتیجه رو تغییر بده ، پس منم نمیتونم ... 😕 چراااااااا به این فکر نمیکنی که شاید تو بتونی با تلاشی معرکه تبدیل بشی به کسی که بعدها ازت یاد میکنن و تبدیل میشی به الگوی بقیه که با ترکوندن ۲۲ روز آخر ، به رتبه دلخواهش رسید 😍👌

ببین دوست عزیز نا امید شدن خیلی راحته ....
اما......
تو بمون ...
تو امیدوار باش ...
تو بجنگ .....
هنوز وقت داری ...👌

یادت بیاد به شبهای امتحان که با سرعت زیاد یه درس رو در ۲۴ ساعت میخوندی و میرفتی سر جلسه امتحان و به نتیجه ی دلخواه میرسیدی☺️😉

به این ۲۲ روز هم مثل شب امتحان نگاه کن...
هر درس رو توی یکی دو روز جمع کن با جمع بندی های مفید و مختصر و تمامِ تمرکزت رو بذار روی زدن کنکور های آزمایشی و تحلیلِ اونا ....و اینو فراموش نکن که ۷۰ ٪ سوالات کنکور مشابه کنکورهای اخیر هست
پس بهترین راه در این برهه ، تمرکز روی کنکورهاست و تحلیلِ دقیقِ اونا ....

و یادت نره که تووووووو ❤️اشرف مخلوقاتی❤️
و خدا خودش وعده داده که اگه تو یک قدم برداری و به خدا توکل کنی ، واست هزار قدم برمیداره و تو رو به نتیجه ی دلخواهت میرسونه 😍😍🙏

پس هرگززز نا امید نشو 👊

بجنگ ...
پرقدرت تر از قبل تلاش کن
و همین امساااااال به نتیجه ی دلخواهت برس 😍🤗😎

بهت قول میدم که اگه با جون و دل تلاش کنی و به خدا توکل کنی حتمااااا میشه
و حتمااااا میتونی الگویی باشی واسه آیندگان 😎👊
تووووو میتوووووونی شک نکن...😍😌🤗🌹🙏
Before you give up; think about why you held on for so long.

قبل از این‌که تسلیم بشی؛ به این فکر کن چرا برای مدت طولانی درگیرش بودی.😎✌️
راه حل صحيح موفقیت این است
که اشتیاق شما به پیروزی ، بیشتر
از ترس شما از شکست باشد .🍃🍃🍃
👤 آلبرت انیشتین
پیام دوست عزیزم که عزمش رو جزم کرد واسه ترکوندنِ این ۲۲ روز و رسیدن به هدف زیباش ان شاءالله .....😎🤗🙏

(پ.ن : دوستان اینو فراموش نکنید که رسیدن به هدف و موفقیت ، خیلیییییییی آسون تر از این حرفهاست .... فقط کافیه بخواین و حرکت کنین و هرگز فراموش نکنید که روحی از جنس خدا در وجودتون هست که انقدر قدرتمند کرده شما رو که میتونید از پس هر مشکلی بربیاین .... 😎😍🙏 ....
❤️و خدایی که در این نزدیکیست ❤️ )
اینقد نپرس .....😤🥺😉
من مطمئنمممم که تو اولیشی 😍🤗😎👌
#داستانک
معلمی با 28 سال سابقه کار به اسم خانم "دُنا".
خانم دُنا یک روز رفت سر کلاس با یک جعبه کفش.
جعبه ی کفش رو گذاشت روی میز.
به دانش آموزها گفت "بچه ها میخوام "نمی تونم هاتون" رو یا بنویسید یا نقاشی کنید و اینها رو بیارید بریزید در جعبه ی کفشی که روی میز منه"
"من نمی تونم خوب فوتبال بازی کنم."
" من نمی تونم دوچرخه سواری کنم."
"من نمی تونم درس ریاضی رو خوب یاد بگیریم"
"من نمی تونم با رفیقم که قهر کردم، آشتی کنم"
"من نمی تونم با داداشم روزی سه بار تو خونه دعوا نکنم"
بچه های دبستانی شروع کردند به کشیدن نمی توانم هاشون.
خودش هم شروع به نوشتن کرد.
نمیتونم ها یکی یکی در جعبه ی کفش جا گرفت.
وقتی همه ی نمی توانم ها جمع شد در جعبه رو بست و گفت "بچه ها بریم تو حیاط مدرسه"
بیلی برداشت و گودالی حفر کرد.
گفت "بچه ها امروز میخوایم نمی تونم هامون رو دفن کنیم"
جعبه رو گذاشت توی گودال و شروع کرد با بیل روی اون خاک ریختن.
وقتی که تمام شد به گفت "بچه ها دست های هم رو بگیرید"
خودش هم شروع کرد به صحبت کردن.
"ما امروز به یاد و خاطره ی شاد روان «نمی توانم» گرد هم آمدیم. او دیگر بین ما نیست. امیدوارم بازماندگان او «می توانم» و «قادر هستم»، روزی همانند او در تمام جهان مشهور و زبان زد شوند و «نمی توانم» در آرامگاه ابدی خود به سر برد."
به بچه ها گفت "برید کلاس".
بچه ها وقتی وارد کلاس شدن دیدن مقداری کیک و مقدار زیادی پفک داخل کلاس گذاشته شده.
وسط کیک یک مقوا بود و نوشته بود "مجلس ترحیم نمی توانم"!
بعد از اینکه کیک رو خوردن، مقوا رو برداشت و چسبوند کنار تابلوی کلاس.
تا پایان اون سال تحصیلی، هر کدوم از بچه ها که به هر دلیلی به معلمش می گفت "خانم، نمی تونم"، در جوابش خانم دنا یه لبخندی می زد و اون مقوا رو نشونش می داد و خود اون بچه حرفش رو می بلعید و ادامه نمی داد.
پایان اون سال تحصیلی شاگردان خانم دُنا بالاترین نمره ی علمی رو در مدرسه ی خودشون کسب کردند.

یه قول همین الان همه مون به هم دیگه بدیم. قول بدیم نمی توانم ها رو خاک کنیم...😎😎👊

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ
بزنید به سیم آخر🥳🥳
رو یه برگه بنویس "بامعرفت اگه قبولشی اینه سرنوشتت"
بابا رو تمومه درودیوار زندگیت بچسبون شماره معکوس خوشبختی
بگوووووووو فلانی یا خواب یا پزشکی
بگو فلانی یا گوشیو تل 20 روز تعطیل یا بایستی کارنامه ها اومد دو متر بری زیر زمین.چون هر بهونه ای اوردی نخونی خودتم میدونی هیچ مانعی برات نبود.کتاب خواستی داشتی لوح خواستی داشتی هرچی نیازبود برا قبولی تو داشتی ولی خودتو تو این دنیا مجازی لعنتی تموم فرصتاتو ازدس دادی حالااااا فقط 20 روز فقط 20 روز داری بزن به سیم آخر اگه میخوای شرمنده نشی.دیونههههههههههههههههه شوووووووووو دیووووووووونههه
بامعرفت اگه قرار بود برای یک مبحث بیست ساعت بزاری سرعتتو ببر بالا دیووونه وار بخون کاری کن تو یه ساعت قده 5 ساعت پیشروی داشته باشییییییی.

آقاااااااااا یکی که زندگیش درخطره وانگار پلنگی دنبالشه با کسیکه پیاده روی ویا دو آماتور انجام میده یکیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 🧐
آقا بزن به سیم آخررررررررررررررررررررر .گوشیتو همین الان خاموشکن.فقط رو یه برگه باخودتو خدا حرف بزن.ازش بخوااااااااااه با تموم وجودتم بخووون.👌👌👊

آقاااا تا دیروز کتاب رومیزمیخوندی.چارساعت یه فصل طول میکشید کتابتو بهش حمله ور شو بهش امون نده که وسط مطالعه ت صدای پیامک گوشیت دوساعت درگیرت کنه تورو ببره تو رویا و خیال
.آقا فقط 20 روز به عمرت مونده.خوابت میگیره؟🥺

کسلی کتابتو بردار دوراتاقت دور بزن.فقط سریع.تایمتونو 30 دیقه سی دیقه بزارید بگید من قرارررررررررههه تو این 30 دیقه 60 صفحه بخونم تموم شد رفت

.آقااااااااااااااا من زندگیم درخطره نمیشه و نداریم نداره😤😤

اگه خسته شدی نمیتونی بخونی نصفه شبه کسلی کتابتو فقط دستت بگیر بزن بیرون فقط بدوووووووووووووو تا سرخیابون برو برگرد.بگوووووووووووووو فلانیییییییی مییفهمی فقطططططططططططط 20 روز داری خواب چیه ؟؟؟؟گوشی چیه پسرررررررررر زندگیت درخطره. باشمام دخترخوب.اگه نمیخوای برات قیافه بگیرن اگه نمیخوای شرمنده ی زحمتای پدرومادرت بشی نه اصلا اینا به کنارررررررررررررر خانوووووممممممممممممیییییییییی 20 روز مونده کاری ندارم گذشتت چی بود چی شد به کجا رسیدی این ۲۰ روزوووووو بایستی تغییر کنی.کسلی؟ نمیتونی ذهنت درگیره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نمیتونی مثه پسرا بزنی بیرون فریاد بزنییییییییییی دور اتاقت بدوووو کتاب به دست باخودت زمزمه کن هرشب مننننننننننننننننننننننننننننننن بمیرمممممممممممممم هممممممممممممم بایستی موفق بششم 😎🤗

هروقت دیدی خسته شدی برو دستو صورتتو بشوووررررر هیجان بده بخودت کاریت نباشه چه درصدی میاری یانه ولش کن به درکککککککککککککککککککککککک فقططططططط مشخص کنم من کتابم که 100 صفحه س بایستی تمومشکنم /کاریت نباشههههه این میشه اونو بخونم نمیشه.نهههههههههه فقططططططططططططط منبعی که داریووو وطبق برنامه مجموع صفحات منبعتونو مشخص کنید بعد بزنید به سیم آخرررررررررررر بابا 20 روززززززززز فقط

فدای سرتون یه سال ازدست رفته فقط وظیفته تو اون 30 دقیقه 3 برابر گذشته ت سرعت عمل داشته باشی
تا دیروز ساعت گذاشته بودی 50 صفحه رو تو سه ساعت میخوندی امروز بایستی تو یه ساعت تموم کنی.براخودت تقسیم بندی کن.برا هرصفحه ت دو دیقه تعیین کن بزن به سیم آخرررررررررررر تند تند فقط بخون.اینجوری ذهنت فقطو فقط به اون سطر معطوف میشه و این باعث یه تغییر فوق العاده میشه.که نتیجه ش قبولیته بهتون قول شرف میدم.🤗✌️
بزنید به سیم آخر و نمازتونو سروقت بخونید بسپارید به اون بالاییییییی چیزی براتون رقم میخوره خودتونم باورتون نشه


❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#کلیپ_انگیزشی

قراره ۸۰ سالگیت با افتخار بگی انجامش دادم !؟ یا با افسوس به عکس بچگیت نگاه کنی بخاطر کارایی که میتونستی انجام بدی اما ترست نگهت داشت..... 🧐🧐
ادامه بده پرقدرت تر از همیشه😎🤗👊
🔴 #فوری

وزیر بهداشت: کنکور با رعایت پروتکل‌های بهداشتی در موعد مقرر ( ۳۱ مرداد) برگزار می‌شود
به نام او....



#راند آخر


فک کنم مسابقات آسیایی بود تو بخش تکواندو دو نفری که باید با هم مبارزه میکردن اومدنو و در حال مبارزه بودن راند اول و دوم تموم شد تا رسید به راند آخر یکیشون خیلی امتیازش بالا بود و اختلاف امتیازشون یه سیزده چهارده یی بود راند سومم داشت سپری شد دقیق یادم نمیاد ولی فک کنم ده پونزده ثانیه مونده بود دیگه بازی تموم شده به حساب میومد اونی که امتیازش بالا بود خب مسلما اون برنده شده بود اما تو ثانیه های آخر ورق برگشت چه طوریشو نمیدونم ولی برگشت ناجورم برگشت اونی که امتیازش پایین بود با چنتا حمله امتیازشو برابر و حتی دوسه تا جلوتر اون یکی افتاد و بازی تموم شد اما چه من بیننده چه تماشا چیا چه داور مسابقه حتی شاید مربیش همه مات مونده بودیم که چی شد چه اتفاقی افتاد باور کردنی نبود اصن هر جور چرتکه مینداختی جور در نمیومد اما واسه خودش چیز عجیبی نبود میدونی چرا چون نمیخواست قبول کنه که یه بازنده باشه نمیتونست جواب همه تلاشاش هیچ باشه و اون لحظه فقط به این فک کرد که باید بشه نه زمان کم نه خستگی مبارزه نه هیچ چیز دیگه جلوشو نگرفت و نتیجه رو برگدوند و همین الانم که بهش فک میکنم بازم با عقل جور در نمیاد میدونی چرا چون عقل واسه آدم دلیل و منطق ردیف میکنه که فلانه که بهمانه ..... اما وقتی چیزیو خواستی باید بی منطق باشی باید همه ی قانونای منطقی رو به هم بریزی باید دیووونه وار بخوای چون دیووونه ها میرسن دیووونه هان که دنیا رو میسازن پس نزار عقلت واست دلیل بیاره که فقط دوهفته مونده و هیچ کاری نمیتونی بکنی نزار بهت تحمیل کنه که نمیتونی ،که اونقدری قوی نیستی که بتونی ........

راند آخره هااااااا
میشه ورق برگرده
تو باااااااید بَرش گردونی
آره فقط توووووووو
برنگرده باختی هااااااااا از خواب مخملی
بیدار نشی باختی هاااااا
جا بزنی بشینی هیچ حرکتی نکنی میبازی ها

بیاین یه کاری کنیم تو این زمان باقی مونده که نتیجش گوش فلکو کر کنه

واسه خودت انجامش بده واسه اینکه به خودت ثابت کنی واسه اینکه به اوس کریم ثابت کنی و نشون بدی که تو انتخابش اشتباه نکرده

ببین خدااا ظرفیت یکیو میبینی که یه چی بهش میده خدا دریا رو دیده که اونقدر آب ریخته توش هیچوقت تو یه برکه به اندازه یه دریا آب نمیریزه اگه چیز بزرگی تو دلته بدون خودت بزرگی بدون میدونسته جَنمشو داری که فکرتو درگیرش کرده تو فقط باید به خدا و خودت اثبات کنی که هستی لایق خواسته هات وگرنه تو نیاز نداری که خودتو به مشتی آدم کوچیک ثابت کنی یه برکه هیچ وقت عظمت دریا رو نمیفهمه تو دریایی پس نخواه که دائم به این و اون اثبات کنی چون این نشونه ضعفه آدمه .یه آدم باید به جایی برسه که نیاز به تایید هیچ کی نداشته باشه و نه از تعریف و تمجید کسی خوشحال و نه از زخم زبونا ناراحت شه و این یعنی قدرت.

قوی باش تو حق نداری الان جا بزنی الان که وقت جا زدن نیس مگه دست خودته پس لطفا ناامیدی و جا زدن و من نمیتونم و تمومع دیگه و باختمو ...... اینا رو همه از فرهنگ لغتت پاک کن میدونی چقد میتونی رتبتو جا به جا کنی چقد میتونی زندگیتو عوض کنی
بیایم یه تصمیم جدی بگیریم یه تعهدجانانه واسه زندگیی که باید با رویات جون بگیره .
لطفا یه بار دیگه همه چی رو به یاد بیار همه تلاش کردناتو همه زجر کشیدناتو همه افتادناتو همه ی بلند شدناتو همه زخمی شدناتو همه ی قولو قراری که با دلت گذاشتی
نکنه یادت بره ها.
خوش قول باش و بدون که این:

_تَه تَه همه ی نامردیای دنیاس
که قرارتو با دلت یادت بره_________


خوش قول باش... 🤗😍😊✌️✌️✌️
اگر کرم ابریشم بخواهد تا ابد کرم ابریشم بماند، اگر به این نتیجه برسد که آشوب و دردسرهاى تبدیل شدنش خارج از توان تحملش است، هرگز نخواهد فهمید که مى‌توانسته تبدیل به چه موجودى بشود.

ــ به نظر شما هم این تغییر کلى در زندگى‌اش دردناک نیست؟ فکر نمى‌کنید ترسناک و دشوار است؟
البته که هست. اما اگر او با ترسش مقابله نمى‌کرد، اگر اجازه نمى‌داد تغییرات او را به آن کسى که واقعا هست تبدیل کند، ما هرگز نمى‌فهمیدیم او چه موجود زیبایى است و خودش هم هرگز نمى‌فهمید که مى‌تواند پرواز کند.🤗😎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این چند روز باقیمونده غیر منطقی تلاش کن 🤗😎
مطمئن باش ارزشش رو داره و نتیجه رو کن فیکون میکنه .....😌👊
#داستانک
مدرسه‌ی کوچک روستایی بود که به‌وسیله‌ی بخاری زغالی قدیمی، گرم می‌شد. پسرکی موظف بود هر روز زودتر از همه به مدرسه بیاید و بخاری را روشن کند تا قبل از ورود معلم و هم‌کلاسی‌هایش، کلاس گرم شود. روزی، وقتی شاگردان وارد محوطه‌ی مدرسه شدند، دیدند مدرسه در میان شعله‌های آتش می‌سوزد. آنان بدن نیمه بی‌هوش هم‌کلاسی خود را که دیگر رمقی در او باقی نمانده بود، پیدا کردند و بی‌درنگ به بیمارستان رساندند.
پسرک با بدنی سوخته و نیمه جان روی تخت بیمارستان دراز کشیده بود ، که ناگهان شنید دکتر به مادرش می‌گفت: «هیچ امیدی به زنده ماندن پسرتان نیست، چون شعله‌های آتش به‌طور عمیق، بدنش را سوزانده و از بین برده است». اما پسرک به هیچوجه نمی‌خواست بمیرد. او با توکل به خدا و طلب یاری از او تصمیم گرفت تا تمام تلاش خود را برای زنده ماندن به کار بندد و زنده بماند و ... چنین هم شد.
او در مقابل چشمان حیرت زده‌ی دکتر به راستی زنده ماند و نمرد. هنگامی که خطر مرگ از بالای سر او رد شد، پسرک دوباره شنید که دکتر به مادرش می‌گفت: «طفلکی به خاطر قابل استفاده نبودن پاهایش، مجبور است تا آخر عمر لنگ‌لنگان راه برود».پسرک بار دیگر تصمیم خود را گرفت. او به هیچ‌وجه نخواهد لنگید. او راه خواهد رفت، اما متاسفانه هیچ تحرکی در پاهای او دیده نمی‌شد. بالاخره روزی فرا رسید که پسرک از بیمارستان مرخص شد. مادرش هر روز پاهای کوچک او را می‌مالید، اما هیچ احساس و حرکتی در آنها به چشم نمی‌خورد. با این حال، هیچ خللی در عزم و اراده‌ی پسرک وارد نشده بود و همچنان قاطعانه عقیده داشت که روزی قادر به راه رفتن خواهد بود
یک روز آفتابی، مادرش او را در صندلی چرخ‌دار قرارداد و برای هواخوری به حیاط برد. آن روز، پسرک بر خلاف دفعه‌های قبل، در صندلی چرخ‌دار نماند. او خود را از آن بیرون کشید و در حالی که پاهایش را می‌کشید، روی چمن شروع به خزیدن کرد. او خزید و خزید تا به نرده‌های چوبی سفیدی که دور تا دور حیاط‌شان کشیده شده بود، رسید.
با هر زحمتی که بود، خود را بالا کشید و از نرده‌ها گرفت و در امتداد نرده‌ها جلو رفت و در نهایت، راه افتاد. او این کار را هر روز انجام می‌داد، به‌طوری که جای پای او در امتداد نرده‌های اطراف خانه دیده می‌شد. او چیزی جز بازگرداندن حیات به پاهای کوچکش نمی‌خواست.
سرانجام، با خواست خدا و عزم و اراده‌ی پولادینش، توانست روی پاهای خود بایستد و با کمی صبر و تحمل توانست گام بردارد و سپس راه برود و در نهایت، بدود. او دوباره به مدرسه رفت و فاصله‌ی بین خانه و مدرسه را به خاطر لذت، می‌دوید. او حتی در مدرسه یک تیم دو تشکیل داد.
سال‌ها بعد، این پسرکی که هیچ امیدی به زنده ماندن و راه رفتنش نبود، یعنی دکتر «گلن گانینگهام» در باغ چهارگوش «مادیسون» موفق به شکستن رکورد دوی سرعت در مسافت یک مایلی شد!


(پ.ن : دوست عزیز ، مطمئن باش تو هم میتونی ، غیرممکن ها رو ممکن کنی 🤗😎👌)


اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ