تروماهای کودکی چطور تو بزرگسالی خودشون رو نشون میدن!؟
اینطوری که؛
۱. وقتی تو بچگی مدام توسط بزرگترها نادیده گرفته میشی یا رها میشی و به نیازهات نمیرسن!، تو بزرگسالی با ترس از رها شدن دست و پنجه نرم میکنی و با کوچکترین نشونه طردی استرس و اضطراب وجودت رو به آتیش میکشه.
۲. وقتی تو یه محیط بیثبات، پر تنش و غیرقابل پیش بینی بزرگ میشی. سیستم عصبی مرکزیت یاد میگیره که در حالتی از هشیاری دائمی زندگی رو جلو ببره و هر آن منتظر یه اتفاق ناگوار باشه، در نتیجه در مواجهه با محرکها و ابهامات، زودتر اضطراب میگیری، زودتر به هم میریزی و دیرتر آروم میشی
۳. وقتی تو محیطی بزرگ میشی که دائم ازت انتقاد میکنن یا شاهد زیر سوال بردن این و اونی!، یاد میگیری که عیب و نقص داشتن و خطا کردن پذیرفتنی نیست و هرکی کار اشتباهی کرد آدم اشتباهیه، پس فوری و بدون همدلی و مهربونی باید بهش توپید و به تندی واکنش نشون داد.
۴. وقتی تو یه محیط بیش از حد محافظت کننده بزرگ میشی و اجازه امتحان، کسب تجربه و یاد گرفتن رو بهت نمیدن!، به جات انتخاب میکنن و به جات زندگی میکنن و دائم از شکست خوردن و آسیب دیدن میترسوننت!، ترس از شروع کردن و بلد نبودن و شکست خوردن میشه کابوس زندگیت...
۵. وقتی تو محیط ناپایداری بزرگ میشی که اختلافات زیاد پدر و مادر فضای گرم و صمیمی خونه رو سرد و بیروح کرده و یه تعامل مثبت دو طرفه رو به چشمت ندیدی!، با ساختن این باور که زندگی همینه و همه روابط همینن!، احتمال اینکه پای کسی بمونی که میدونی باهاش آیندهای نداری بیشتر میشه...
۶. وقتی تو یه فضایی بزرگ میشی که یا دائم دعوا بوده و یا اجتناب از بگومگو و سرپوش گذاشتن روی اختلاف نظر!، چون مهارت لازم برای گفتوگوی موثر رو یاد نگرفتی، مواقعی که اختلافی پیش میاد!، یا به دنبال احقاق حق با پرخاشگری میگردی و یا با فاصله گرفتن، همه چیز رو میریزی تو خودت...
۷. پس چون ندیدیم و یاد نگرفتیم که چطور اختلافهامون رو حل کنیم!، وقتی بحثی پیش میاد، نمیدونیم بعدش چطور رفتار کنیم!، بنابر این یا وانمود میکنیم که اتفاقی نیفتاده و با بیتوجهی همه چیز رو عادی جلوه میدیم. یا ماجرا رو به دل میگیریم و تا مدتها اون رو بلای جونمون میکنیم...
۸. وقتی تو بچگی به اندازه کافی به ما توجه نشه! و عشق و محبتی که لایقش هستیم رو دریافت نکنیم!، تشنه توجه و تایید میشیم. پس ناخواسته میگردیم هرجا بیشتر به سمت ما توجه روانه بشه به اون سمت قدم برمیداریم، بیتوجه به اینکه این توجه تا چه اندازه میتونه برامون هزینه ساز باشه.
۹. وقتی به طور مکرر قول دادن و بدقولی کردن!، حرف زدن و عمل نکردن!، وعده دادن و ناامیدت کردن، دنیا و آدمهاش به چشمت غیرقابل اعتماد میان و تصور اینکه "همه به دنبال اینن که سرت کلاه بذارن!" اجازه نمیده راحت اعتماد کنی و ترس از آسیب دیدن از شروع هر رابطه متعهدانهای میترسوندت.
و در نهایت ۱۰: وقتی تو بچگی اونقدری کنترلت کردن که حسرت یه زندگی بدون دخالت تو دلت مونده، یا به قدری منفعل رفتار میکنی که همه به خودشون جرات دخالت و کنترل کردن میدن!، یا به قدری به کنترل حساس میشی که با کوچکترین حس کنترل شدن واکنش تندی نشون میدی.
💚🌱
اینطوری که؛
۱. وقتی تو بچگی مدام توسط بزرگترها نادیده گرفته میشی یا رها میشی و به نیازهات نمیرسن!، تو بزرگسالی با ترس از رها شدن دست و پنجه نرم میکنی و با کوچکترین نشونه طردی استرس و اضطراب وجودت رو به آتیش میکشه.
۲. وقتی تو یه محیط بیثبات، پر تنش و غیرقابل پیش بینی بزرگ میشی. سیستم عصبی مرکزیت یاد میگیره که در حالتی از هشیاری دائمی زندگی رو جلو ببره و هر آن منتظر یه اتفاق ناگوار باشه، در نتیجه در مواجهه با محرکها و ابهامات، زودتر اضطراب میگیری، زودتر به هم میریزی و دیرتر آروم میشی
۳. وقتی تو محیطی بزرگ میشی که دائم ازت انتقاد میکنن یا شاهد زیر سوال بردن این و اونی!، یاد میگیری که عیب و نقص داشتن و خطا کردن پذیرفتنی نیست و هرکی کار اشتباهی کرد آدم اشتباهیه، پس فوری و بدون همدلی و مهربونی باید بهش توپید و به تندی واکنش نشون داد.
۴. وقتی تو یه محیط بیش از حد محافظت کننده بزرگ میشی و اجازه امتحان، کسب تجربه و یاد گرفتن رو بهت نمیدن!، به جات انتخاب میکنن و به جات زندگی میکنن و دائم از شکست خوردن و آسیب دیدن میترسوننت!، ترس از شروع کردن و بلد نبودن و شکست خوردن میشه کابوس زندگیت...
۵. وقتی تو محیط ناپایداری بزرگ میشی که اختلافات زیاد پدر و مادر فضای گرم و صمیمی خونه رو سرد و بیروح کرده و یه تعامل مثبت دو طرفه رو به چشمت ندیدی!، با ساختن این باور که زندگی همینه و همه روابط همینن!، احتمال اینکه پای کسی بمونی که میدونی باهاش آیندهای نداری بیشتر میشه...
۶. وقتی تو یه فضایی بزرگ میشی که یا دائم دعوا بوده و یا اجتناب از بگومگو و سرپوش گذاشتن روی اختلاف نظر!، چون مهارت لازم برای گفتوگوی موثر رو یاد نگرفتی، مواقعی که اختلافی پیش میاد!، یا به دنبال احقاق حق با پرخاشگری میگردی و یا با فاصله گرفتن، همه چیز رو میریزی تو خودت...
۷. پس چون ندیدیم و یاد نگرفتیم که چطور اختلافهامون رو حل کنیم!، وقتی بحثی پیش میاد، نمیدونیم بعدش چطور رفتار کنیم!، بنابر این یا وانمود میکنیم که اتفاقی نیفتاده و با بیتوجهی همه چیز رو عادی جلوه میدیم. یا ماجرا رو به دل میگیریم و تا مدتها اون رو بلای جونمون میکنیم...
۸. وقتی تو بچگی به اندازه کافی به ما توجه نشه! و عشق و محبتی که لایقش هستیم رو دریافت نکنیم!، تشنه توجه و تایید میشیم. پس ناخواسته میگردیم هرجا بیشتر به سمت ما توجه روانه بشه به اون سمت قدم برمیداریم، بیتوجه به اینکه این توجه تا چه اندازه میتونه برامون هزینه ساز باشه.
۹. وقتی به طور مکرر قول دادن و بدقولی کردن!، حرف زدن و عمل نکردن!، وعده دادن و ناامیدت کردن، دنیا و آدمهاش به چشمت غیرقابل اعتماد میان و تصور اینکه "همه به دنبال اینن که سرت کلاه بذارن!" اجازه نمیده راحت اعتماد کنی و ترس از آسیب دیدن از شروع هر رابطه متعهدانهای میترسوندت.
و در نهایت ۱۰: وقتی تو بچگی اونقدری کنترلت کردن که حسرت یه زندگی بدون دخالت تو دلت مونده، یا به قدری منفعل رفتار میکنی که همه به خودشون جرات دخالت و کنترل کردن میدن!، یا به قدری به کنترل حساس میشی که با کوچکترین حس کنترل شدن واکنش تندی نشون میدی.
💚🌱
❤1
و برایت آرزو دارم:
«به جایِ غمهایت، لحظاتی در زندگیت
به درازا بینجامد که دوستشان داری.»
💚🌱
«به جایِ غمهایت، لحظاتی در زندگیت
به درازا بینجامد که دوستشان داری.»
💚🌱
توی دنیایی که همه چی با سرعت میگذره، گاهی بزرگترین کار، «زمین گذاشتنِ شمشیره»
از دید روانشناسی، وقتی دائماً توی فاز تحلیل، جنگ یا کنترل هستیم، مغز وارد حالت بقا میشه
و اونجا دیگه خبری از شادی نیست، فقط دفاع و خستگیه
حالِ خوب وقتی میاد که ذهن از وضعیت «هشدار» بیاد بیرون و بره سمت چیزایی که دوست داریم، انتخاب کردیم، و قراره باهاش رشد کنیم—نه بجنگیم.
تمرکز روی چیزایی که عاشقشی، نه فقط حالتو خوب میکنه، بلکه سیستم عصبیتو آرومتر میکنه
یعنی شادی، نه فقط لبخند مصنوعی.
💚🌱
از دید روانشناسی، وقتی دائماً توی فاز تحلیل، جنگ یا کنترل هستیم، مغز وارد حالت بقا میشه
و اونجا دیگه خبری از شادی نیست، فقط دفاع و خستگیه
حالِ خوب وقتی میاد که ذهن از وضعیت «هشدار» بیاد بیرون و بره سمت چیزایی که دوست داریم، انتخاب کردیم، و قراره باهاش رشد کنیم—نه بجنگیم.
تمرکز روی چیزایی که عاشقشی، نه فقط حالتو خوب میکنه، بلکه سیستم عصبیتو آرومتر میکنه
یعنی شادی، نه فقط لبخند مصنوعی.
💚🌱
یه مکث کوچیک وسط دعوا، شاید ساده به نظر بیاد، ولی پشتش کلی علمه.
از نگاه روانشناسی، وقتی وسط بحث ۵ ثانیه مکث میکنی، مغز از حالت هیجانی خارج میشه و میره سمت منطقیتر فکر کردن.
همین چند ثانیه باعث میشه حرفات نه از روی عصبانیت، بلکه از روی آگاهی و احترام گفته بشه و اونوقت نه دل تو میسوزه، نه دل اون!
💚🌱
از نگاه روانشناسی، وقتی وسط بحث ۵ ثانیه مکث میکنی، مغز از حالت هیجانی خارج میشه و میره سمت منطقیتر فکر کردن.
همین چند ثانیه باعث میشه حرفات نه از روی عصبانیت، بلکه از روی آگاهی و احترام گفته بشه و اونوقت نه دل تو میسوزه، نه دل اون!
💚🌱
افراد با اختلال خودشیفته:
با دوست و آشنا خیلی مهربونن!
با غریبه ها گرم و صمیمی
با همکارانشون بسیار وفادار
در اجتماع حمایت کننده
با نزدیکان خود بدجنس ، بی رحم ، نا مهربون و سرشار از بازی های روانی هستند.
💚🌱
با دوست و آشنا خیلی مهربونن!
با غریبه ها گرم و صمیمی
با همکارانشون بسیار وفادار
در اجتماع حمایت کننده
با نزدیکان خود بدجنس ، بی رحم ، نا مهربون و سرشار از بازی های روانی هستند.
💚🌱
👌1
💬وقتی غمگین هستید دنیا شما را به سخره میگیرد،
وقتی شاد هستید دنیا به شما لبخند میزند
اما وقتی دیگران را خوشحال کنید دنیا به شما تعظیم میکند.
👤چارلز چاپلین
💚🌱
وقتی شاد هستید دنیا به شما لبخند میزند
اما وقتی دیگران را خوشحال کنید دنیا به شما تعظیم میکند.
👤چارلز چاپلین
💚🌱
خستهای؟ حق داری.
ولی هنوز تموم نشده. تو تا اینجا اومدی، چون یه چیزی تو وجودت قویتر از ناامیدیه؛ بهش گوش کن✨
💚🌱
ولی هنوز تموم نشده. تو تا اینجا اومدی، چون یه چیزی تو وجودت قویتر از ناامیدیه؛ بهش گوش کن✨
💚🌱
برگ سبز روان
تکه هایی از یک کل منسجم_(0).pdf
ما مسئول تصورات ذهنی دیگران در مورد خودمان نیستیم. در نهایت آدمها هیچگاه قادر به دیدن تصویر درستی از ما نیستند و این بخشی از زندگی و روابط است.🌱
- تکههایی از یک کل منسجم - پونه مقیمی
- تکههایی از یک کل منسجم - پونه مقیمی
💬ببینین عزیزان ، میخوام یه مطلبی بگم که پشتش کلی آرامش هستش :
" سوزنت گیر نکنه روی آدما، روی حرفا، روی اتفاقا، فقط رها کن
نیازی نیست دنبال تحلیل هرچیزی باشی..."
💚🌱
" سوزنت گیر نکنه روی آدما، روی حرفا، روی اتفاقا، فقط رها کن
نیازی نیست دنبال تحلیل هرچیزی باشی..."
💚🌱
یه فیلمی که تاحالا ندیدید رو بردارید و شروع کنید ده ثانیه از وسطش ببینید، تصورتون رو راجع به اون سکانس و آدمای توش در ذهنتون نگه دارید
بعد بشینید فیلم رو از اول ببینید؛
وقتی رسیدید به همون سکانس، میبینید که چقدر تصوراتتون غلط بوده.
توی زندگی هم همینه؛
رو یه نگاه نتیجه گیری نکنید
💚🌱
بعد بشینید فیلم رو از اول ببینید؛
وقتی رسیدید به همون سکانس، میبینید که چقدر تصوراتتون غلط بوده.
توی زندگی هم همینه؛
رو یه نگاه نتیجه گیری نکنید
💚🌱
یکی از اساتیدمون حرف جالبی میزد
میگفت: «توان انسان برای جنگیدن توی
زندگی محدوده؛ بیش از اونکه مهم باشه
بدونی چطور بجنگی، مهم اینه که تشخیص
بدی کدوم میدون محل مبارزه تو نیست
و ازش خارج شی، و احساس شکست
و بازنده بودن نکنی.»
💚🌱
میگفت: «توان انسان برای جنگیدن توی
زندگی محدوده؛ بیش از اونکه مهم باشه
بدونی چطور بجنگی، مهم اینه که تشخیص
بدی کدوم میدون محل مبارزه تو نیست
و ازش خارج شی، و احساس شکست
و بازنده بودن نکنی.»
💚🌱
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در رشد خود عجله نكنيــد
مــاه تلاش نميكند هرشب كامل باشد…🌙
💫شبتون بی فکر
مــاه تلاش نميكند هرشب كامل باشد…🌙
💫شبتون بی فکر
Let it be - eduardo garcia
@bikalammusic
امروز این آهنگ رو گوش کردم🥹 و حس کردم از تکتک نت هاش، «سلامت روان» داره میچکه 🎶💆🏻♀️🦋😍
💚🌱
💚🌱
❤3
مهمترین اصلی که شما و همسرتان در تلخترین لحظات زندگی مشترکتان باید به آن پایبند باشید، قانون «منع توهین» است.
نه شما و نه شریک زندگیتان، حتی در بدترین لحظات و در اوج عصبانیت هم حق ندارید به خانواده های هم توهین کنید و از بدگویی به خانواده به عنوان راهی برای کنترل شریک زندگی یا انتقام گرفتن از او استفاده کنید.
اگر همسرتان با شما بد حرف زده، چرا باید همه حرفهای ناخوشایندی که مادرش قبلا به شما زده بود را به رخش بکشید و در آخر هم بگویید «تو هم بچه همان مادری!»
مگر در همه روزهایی که شریک زندگیتان خوشایندترین جملات را در مقابلتان به زبان میآورد به او یادآوری میکنید که خوب حرف زدن و مهربانی کردن را از چه کسی یاد گرفته ؟
پس بهخاطر عصبانیت، حرفی را نزنید که حرمتها را از بین ببرد و شکافی را میان شما ایجاد کند که بعدا از پس ترمیم کردنش برنیایید.
💚🌱
نه شما و نه شریک زندگیتان، حتی در بدترین لحظات و در اوج عصبانیت هم حق ندارید به خانواده های هم توهین کنید و از بدگویی به خانواده به عنوان راهی برای کنترل شریک زندگی یا انتقام گرفتن از او استفاده کنید.
اگر همسرتان با شما بد حرف زده، چرا باید همه حرفهای ناخوشایندی که مادرش قبلا به شما زده بود را به رخش بکشید و در آخر هم بگویید «تو هم بچه همان مادری!»
مگر در همه روزهایی که شریک زندگیتان خوشایندترین جملات را در مقابلتان به زبان میآورد به او یادآوری میکنید که خوب حرف زدن و مهربانی کردن را از چه کسی یاد گرفته ؟
پس بهخاطر عصبانیت، حرفی را نزنید که حرمتها را از بین ببرد و شکافی را میان شما ایجاد کند که بعدا از پس ترمیم کردنش برنیایید.
💚🌱