میدونی چرا داری وقت رو هدر میدی؟
چون وقتی میخوای کاری رو انجام بدی ناخوداگاه به سختی هایی که باید براش بکشی فکرمیکنی
و این فکر کردن به سختی باعث ترشح هورمون استرس می شه و استرس اجازه تمرکز روی کارت رو نمیده
ذهن برای رها کردن شما از این رنج دستور به تعویق انداختن کارها رو میده (فعلا یه چرخی تو اینستا بزن ببین چه خبره..)
و شما اون کاری که باید الان انجامش بدید رو به همین راحتی به بعدا موکول میکنید
و نتیجه این میشه از فکر کردن به کار
به انجام ندادن اون کارمیرسید...
دفعه بعد وقتی خواستی کاری رو انجام بدی به جای فکرکردن به جزئیاتش فقط دست به کار شو
با شروعش نصف راه رو رفتی..
💚🌱
چون وقتی میخوای کاری رو انجام بدی ناخوداگاه به سختی هایی که باید براش بکشی فکرمیکنی
و این فکر کردن به سختی باعث ترشح هورمون استرس می شه و استرس اجازه تمرکز روی کارت رو نمیده
ذهن برای رها کردن شما از این رنج دستور به تعویق انداختن کارها رو میده (فعلا یه چرخی تو اینستا بزن ببین چه خبره..)
و شما اون کاری که باید الان انجامش بدید رو به همین راحتی به بعدا موکول میکنید
و نتیجه این میشه از فکر کردن به کار
به انجام ندادن اون کارمیرسید...
دفعه بعد وقتی خواستی کاری رو انجام بدی به جای فکرکردن به جزئیاتش فقط دست به کار شو
با شروعش نصف راه رو رفتی..
💚🌱
" احمق ها "اين گونه شناخته مى شوند،
هر چقدر به آن ها بيشتر احترام بگذاريد،
بيشتر مغرور و متكبر مى شوند!
👤ویکتور هوگو
💚🌱
هر چقدر به آن ها بيشتر احترام بگذاريد،
بيشتر مغرور و متكبر مى شوند!
👤ویکتور هوگو
💚🌱
نوشته بود :
«گاز گرفتن زبونت موقع غذا خوردن، مثال خوبیه از اینکه چطور با سالها تجربه بازم امکان داره اشتباه کنی.»
💚🌱
«گاز گرفتن زبونت موقع غذا خوردن، مثال خوبیه از اینکه چطور با سالها تجربه بازم امکان داره اشتباه کنی.»
💚🌱
💬مولانا در کتاب فيه مافیه میگه:
🔻در انتخاب همنشین و معشوق دقت کنید، معشوق شما آینه شماست؛
معشوقی انتخاب کنید که شما را رشد دهد، شما را دوست داشتنیتر، عزیزتر؛ شریفتر و پختهتر نشان دهد.
💚🌱
🔻در انتخاب همنشین و معشوق دقت کنید، معشوق شما آینه شماست؛
معشوقی انتخاب کنید که شما را رشد دهد، شما را دوست داشتنیتر، عزیزتر؛ شریفتر و پختهتر نشان دهد.
💚🌱
💬تصور كنيد تلسكوپی در دست داريد.
اگر از عدسی كوچك آن نگاه كنيد، اشياء دور را نزديك میبينيد و اگر از عدسی بزرگ آن نگاه كنيد اشياء نزديك دور میشوند. نگرش شما به دنيا مانند همين تلسكوپ است.
انتخاب با شما است كه از كدام عدسی به جهان پيرامونتان نگاه كنيد.
ميتوانيد مشكلات را بزرگ ببينيد و شاديها را كوچك يا شاديها را بزرگ ببينيد و مشكلات را كوچك؛ اين به طرز فكر شما بستگي دارد.
💚🌱
اگر از عدسی كوچك آن نگاه كنيد، اشياء دور را نزديك میبينيد و اگر از عدسی بزرگ آن نگاه كنيد اشياء نزديك دور میشوند. نگرش شما به دنيا مانند همين تلسكوپ است.
انتخاب با شما است كه از كدام عدسی به جهان پيرامونتان نگاه كنيد.
ميتوانيد مشكلات را بزرگ ببينيد و شاديها را كوچك يا شاديها را بزرگ ببينيد و مشكلات را كوچك؛ اين به طرز فكر شما بستگي دارد.
💚🌱
از حال بد به حال خوب.pdf
10.5 MB
نام کتاب : از حال بد به حال خوب
ژانر کتاب : روانشناسی
نویسنده کتاب : دیوید برنز
خلاصه کتاب
موضوع اصلی این کتاب استفاده از «شناخت درمانی» برای درمان بیماریهایی همچون افسردگی و اضطراب است. این شیوهی درمانی مبتنی بر نظریهی سادهای است که میگوید به جای حوادث بیرونی، افکار و طرز تلقیهای شماست که روحیهی شما را شکل میدهد. همهی ما در مواقعی افسرده و ناامید میشویم. اینها احساساتی همگانی و از جمله ویژگیهای انسانی است. این کتاب شما را با روشهای متعددی آشنا میکند که تا کنون به صدها هزار انسان کمک کرده تا از شر روحیات بد و ناسالم خلاص شوند و به احساس لذت و شادی و عزت نفس و صمیمیت بیشتر برسند. اما تغییر احساس تنها یکی از هدفهای این کتاب است. هدف دیگر خودپذیری است. شما بایستی خود را به عنوان انسانی نه لزوما بی کم و کاست، بلکه با عیب و ایراد قبول کنید. میبایست در عین حال که نقاط قوت خود را میشناسید، بدون احساس خجالت با نقاط ضعف خود آشنا شوید.
ژانر کتاب : روانشناسی
نویسنده کتاب : دیوید برنز
خلاصه کتاب
موضوع اصلی این کتاب استفاده از «شناخت درمانی» برای درمان بیماریهایی همچون افسردگی و اضطراب است. این شیوهی درمانی مبتنی بر نظریهی سادهای است که میگوید به جای حوادث بیرونی، افکار و طرز تلقیهای شماست که روحیهی شما را شکل میدهد. همهی ما در مواقعی افسرده و ناامید میشویم. اینها احساساتی همگانی و از جمله ویژگیهای انسانی است. این کتاب شما را با روشهای متعددی آشنا میکند که تا کنون به صدها هزار انسان کمک کرده تا از شر روحیات بد و ناسالم خلاص شوند و به احساس لذت و شادی و عزت نفس و صمیمیت بیشتر برسند. اما تغییر احساس تنها یکی از هدفهای این کتاب است. هدف دیگر خودپذیری است. شما بایستی خود را به عنوان انسانی نه لزوما بی کم و کاست، بلکه با عیب و ایراد قبول کنید. میبایست در عین حال که نقاط قوت خود را میشناسید، بدون احساس خجالت با نقاط ضعف خود آشنا شوید.
بنظرم توی بعضی از بحث ها از عمد بباز و بیا بیرون جرج برنارد شاو یک جمله داره که
"میگه نباید با خوک کشتی گرفت
خیلی کثیف میشوی و مهم تر از آن اینست
که خوک از این کار لذت می برد "
بنظر من میخواد بگه با هر آدمی بحث نکن توی
بحث با آدمای بی منطق و بی ادب و فاقد شعور
عمداً بباز و بیا بیرون !!! این باخت بابت سلامته
روانته..... گاهی باید بدونی هر حرفی جواب
نداره که نداره نمیشه با آدم خودخواه و حسود
وارد بحث شد پس بهترین کار اینه که اهمیت
ندی و نادیده بگیریش..!!!
💚🌱
"میگه نباید با خوک کشتی گرفت
خیلی کثیف میشوی و مهم تر از آن اینست
که خوک از این کار لذت می برد "
بنظر من میخواد بگه با هر آدمی بحث نکن توی
بحث با آدمای بی منطق و بی ادب و فاقد شعور
عمداً بباز و بیا بیرون !!! این باخت بابت سلامته
روانته..... گاهی باید بدونی هر حرفی جواب
نداره که نداره نمیشه با آدم خودخواه و حسود
وارد بحث شد پس بهترین کار اینه که اهمیت
ندی و نادیده بگیریش..!!!
💚🌱
چگونه انتقاد کنیم و نتیجه بگیریم
برای اینکه انتقادمان سازنده باشد و از آن احساس خشنودی کنیم باید به یک پرسش کلیدی پاسخ دهیم:
اطلاعاتی که میخواهیم به طرف مقابل بدهیم چگونه بیان کنیم که طوری آن را بپذیرد که هم از آن سود ببرد و هم به بهبود روابطمان کمک کند.
این پرسش مرکز ثقل مساله را از عیب جویی به حل مشکل تغییر می دهد و بر سه کیفیت ضروری انتقاد مثبت و سازنده تاکید می کند:
1) انتقاد کننده را وادار می کند که به انگیزه هایی که برای طرح انتقاد دارد، با تیزبینی و دقت بیشتری بنگرد.
2) بر امکاناتی که برای تغییر و اصلاح رفتار وجود دارد، تاکید می کند.
3) طرفین انتقاد را نسبت به موضوع انتقاد متعهد می کند یعنی براین نکته تاکید دارد که هردو طرف در مورد بهبود رفتار مورد نظر مسئولیت دارند.
منظور این است که اگر انتقاد کننده و انتقاد شونده می خواهند به هدف انتقاد سازنده که تغییر رفتار خاصی است دست یابند، باید با یکدیگر همکاری کنند.
هندری_وایزینگر
کتاب: هیچکس کامل نیست
💚🌱
برای اینکه انتقادمان سازنده باشد و از آن احساس خشنودی کنیم باید به یک پرسش کلیدی پاسخ دهیم:
اطلاعاتی که میخواهیم به طرف مقابل بدهیم چگونه بیان کنیم که طوری آن را بپذیرد که هم از آن سود ببرد و هم به بهبود روابطمان کمک کند.
این پرسش مرکز ثقل مساله را از عیب جویی به حل مشکل تغییر می دهد و بر سه کیفیت ضروری انتقاد مثبت و سازنده تاکید می کند:
1) انتقاد کننده را وادار می کند که به انگیزه هایی که برای طرح انتقاد دارد، با تیزبینی و دقت بیشتری بنگرد.
2) بر امکاناتی که برای تغییر و اصلاح رفتار وجود دارد، تاکید می کند.
3) طرفین انتقاد را نسبت به موضوع انتقاد متعهد می کند یعنی براین نکته تاکید دارد که هردو طرف در مورد بهبود رفتار مورد نظر مسئولیت دارند.
منظور این است که اگر انتقاد کننده و انتقاد شونده می خواهند به هدف انتقاد سازنده که تغییر رفتار خاصی است دست یابند، باید با یکدیگر همکاری کنند.
هندری_وایزینگر
کتاب: هیچکس کامل نیست
💚🌱
❤1
هنر_گوش_دادن_اریک_فروم_پروین_قائمی.pdf
3.7 MB
📚هنر گوش دادن
👤اریک فروم
📝ترجمه پروین قائمی
💚🌱
👤اریک فروم
📝ترجمه پروین قائمی
💚🌱
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌱 درخواست کمک، ضعف نیست… شجاعت است!
در جلسههای اول رواندرمانی، خیلی از مراجعین با جملهای آشنا شروع میکنند:
«واقعاً وضعم اینقدر بده؟! کارم به روانشناس کشیده؟»
این جمله فقط یک سوال ساده نیست…
این صدای قضاوتهای درونی ماست. صدای آن باورهای قدیمی که به ما آموختهاند قوی بودن یعنی تحمل کردن، یعنی سکوت، یعنی تنهایی جنگیدن…
اما واقعیت این است که درخواست کمک نه نشانه ضعف، که نشانه آگاهی، شهامت و مسئولیتپذیریست.
اینکه کسی تصمیم میگیرد برای حال درونی خودش وقت بگذارد، یعنی به خودش احترام میگذارد. یعنی زندگیاش برایش مهم است.
🧠 درمان روانشناختی فقط مخصوص «بحرانهای شدید» نیست. خیلی وقتها، بهترین زمان برای مراجعه، قبل از آنجاست که اوضاع از کنترل خارج شود.
🎥 در این ویدیو کوتاه از دل تجربههایمان در کلینیک تخصصی روانشناسی صبا گفتم؛ دعوتتان میکنم تماشا کنید:
🔗 [مشاهده ویدیو]https://www.instagram.com/reel/DM3CtMuA4o7/?igsh=OXpuOTNhOWdtejF3
اگر شما یا کسی از اطرافیانتان این صداهای درونی قضاوتگر را میشنوید، این پیام را با او به اشتراک بگذارید. شاید همین قدم کوچک، آغاز یک تغییر بزرگ باشد...
در جلسههای اول رواندرمانی، خیلی از مراجعین با جملهای آشنا شروع میکنند:
«واقعاً وضعم اینقدر بده؟! کارم به روانشناس کشیده؟»
این جمله فقط یک سوال ساده نیست…
این صدای قضاوتهای درونی ماست. صدای آن باورهای قدیمی که به ما آموختهاند قوی بودن یعنی تحمل کردن، یعنی سکوت، یعنی تنهایی جنگیدن…
اما واقعیت این است که درخواست کمک نه نشانه ضعف، که نشانه آگاهی، شهامت و مسئولیتپذیریست.
اینکه کسی تصمیم میگیرد برای حال درونی خودش وقت بگذارد، یعنی به خودش احترام میگذارد. یعنی زندگیاش برایش مهم است.
🧠 درمان روانشناختی فقط مخصوص «بحرانهای شدید» نیست. خیلی وقتها، بهترین زمان برای مراجعه، قبل از آنجاست که اوضاع از کنترل خارج شود.
🎥 در این ویدیو کوتاه از دل تجربههایمان در کلینیک تخصصی روانشناسی صبا گفتم؛ دعوتتان میکنم تماشا کنید:
🔗 [مشاهده ویدیو]https://www.instagram.com/reel/DM3CtMuA4o7/?igsh=OXpuOTNhOWdtejF3
اگر شما یا کسی از اطرافیانتان این صداهای درونی قضاوتگر را میشنوید، این پیام را با او به اشتراک بگذارید. شاید همین قدم کوچک، آغاز یک تغییر بزرگ باشد...
تروماهای کودکی چطور تو بزرگسالی خودشون رو نشون میدن!؟
اینطوری که؛
۱. وقتی تو بچگی مدام توسط بزرگترها نادیده گرفته میشی یا رها میشی و به نیازهات نمیرسن!، تو بزرگسالی با ترس از رها شدن دست و پنجه نرم میکنی و با کوچکترین نشونه طردی استرس و اضطراب وجودت رو به آتیش میکشه.
۲. وقتی تو یه محیط بیثبات، پر تنش و غیرقابل پیش بینی بزرگ میشی. سیستم عصبی مرکزیت یاد میگیره که در حالتی از هشیاری دائمی زندگی رو جلو ببره و هر آن منتظر یه اتفاق ناگوار باشه، در نتیجه در مواجهه با محرکها و ابهامات، زودتر اضطراب میگیری، زودتر به هم میریزی و دیرتر آروم میشی
۳. وقتی تو محیطی بزرگ میشی که دائم ازت انتقاد میکنن یا شاهد زیر سوال بردن این و اونی!، یاد میگیری که عیب و نقص داشتن و خطا کردن پذیرفتنی نیست و هرکی کار اشتباهی کرد آدم اشتباهیه، پس فوری و بدون همدلی و مهربونی باید بهش توپید و به تندی واکنش نشون داد.
۴. وقتی تو یه محیط بیش از حد محافظت کننده بزرگ میشی و اجازه امتحان، کسب تجربه و یاد گرفتن رو بهت نمیدن!، به جات انتخاب میکنن و به جات زندگی میکنن و دائم از شکست خوردن و آسیب دیدن میترسوننت!، ترس از شروع کردن و بلد نبودن و شکست خوردن میشه کابوس زندگیت...
۵. وقتی تو محیط ناپایداری بزرگ میشی که اختلافات زیاد پدر و مادر فضای گرم و صمیمی خونه رو سرد و بیروح کرده و یه تعامل مثبت دو طرفه رو به چشمت ندیدی!، با ساختن این باور که زندگی همینه و همه روابط همینن!، احتمال اینکه پای کسی بمونی که میدونی باهاش آیندهای نداری بیشتر میشه...
۶. وقتی تو یه فضایی بزرگ میشی که یا دائم دعوا بوده و یا اجتناب از بگومگو و سرپوش گذاشتن روی اختلاف نظر!، چون مهارت لازم برای گفتوگوی موثر رو یاد نگرفتی، مواقعی که اختلافی پیش میاد!، یا به دنبال احقاق حق با پرخاشگری میگردی و یا با فاصله گرفتن، همه چیز رو میریزی تو خودت...
۷. پس چون ندیدیم و یاد نگرفتیم که چطور اختلافهامون رو حل کنیم!، وقتی بحثی پیش میاد، نمیدونیم بعدش چطور رفتار کنیم!، بنابر این یا وانمود میکنیم که اتفاقی نیفتاده و با بیتوجهی همه چیز رو عادی جلوه میدیم. یا ماجرا رو به دل میگیریم و تا مدتها اون رو بلای جونمون میکنیم...
۸. وقتی تو بچگی به اندازه کافی به ما توجه نشه! و عشق و محبتی که لایقش هستیم رو دریافت نکنیم!، تشنه توجه و تایید میشیم. پس ناخواسته میگردیم هرجا بیشتر به سمت ما توجه روانه بشه به اون سمت قدم برمیداریم، بیتوجه به اینکه این توجه تا چه اندازه میتونه برامون هزینه ساز باشه.
۹. وقتی به طور مکرر قول دادن و بدقولی کردن!، حرف زدن و عمل نکردن!، وعده دادن و ناامیدت کردن، دنیا و آدمهاش به چشمت غیرقابل اعتماد میان و تصور اینکه "همه به دنبال اینن که سرت کلاه بذارن!" اجازه نمیده راحت اعتماد کنی و ترس از آسیب دیدن از شروع هر رابطه متعهدانهای میترسوندت.
و در نهایت ۱۰: وقتی تو بچگی اونقدری کنترلت کردن که حسرت یه زندگی بدون دخالت تو دلت مونده، یا به قدری منفعل رفتار میکنی که همه به خودشون جرات دخالت و کنترل کردن میدن!، یا به قدری به کنترل حساس میشی که با کوچکترین حس کنترل شدن واکنش تندی نشون میدی.
💚🌱
اینطوری که؛
۱. وقتی تو بچگی مدام توسط بزرگترها نادیده گرفته میشی یا رها میشی و به نیازهات نمیرسن!، تو بزرگسالی با ترس از رها شدن دست و پنجه نرم میکنی و با کوچکترین نشونه طردی استرس و اضطراب وجودت رو به آتیش میکشه.
۲. وقتی تو یه محیط بیثبات، پر تنش و غیرقابل پیش بینی بزرگ میشی. سیستم عصبی مرکزیت یاد میگیره که در حالتی از هشیاری دائمی زندگی رو جلو ببره و هر آن منتظر یه اتفاق ناگوار باشه، در نتیجه در مواجهه با محرکها و ابهامات، زودتر اضطراب میگیری، زودتر به هم میریزی و دیرتر آروم میشی
۳. وقتی تو محیطی بزرگ میشی که دائم ازت انتقاد میکنن یا شاهد زیر سوال بردن این و اونی!، یاد میگیری که عیب و نقص داشتن و خطا کردن پذیرفتنی نیست و هرکی کار اشتباهی کرد آدم اشتباهیه، پس فوری و بدون همدلی و مهربونی باید بهش توپید و به تندی واکنش نشون داد.
۴. وقتی تو یه محیط بیش از حد محافظت کننده بزرگ میشی و اجازه امتحان، کسب تجربه و یاد گرفتن رو بهت نمیدن!، به جات انتخاب میکنن و به جات زندگی میکنن و دائم از شکست خوردن و آسیب دیدن میترسوننت!، ترس از شروع کردن و بلد نبودن و شکست خوردن میشه کابوس زندگیت...
۵. وقتی تو محیط ناپایداری بزرگ میشی که اختلافات زیاد پدر و مادر فضای گرم و صمیمی خونه رو سرد و بیروح کرده و یه تعامل مثبت دو طرفه رو به چشمت ندیدی!، با ساختن این باور که زندگی همینه و همه روابط همینن!، احتمال اینکه پای کسی بمونی که میدونی باهاش آیندهای نداری بیشتر میشه...
۶. وقتی تو یه فضایی بزرگ میشی که یا دائم دعوا بوده و یا اجتناب از بگومگو و سرپوش گذاشتن روی اختلاف نظر!، چون مهارت لازم برای گفتوگوی موثر رو یاد نگرفتی، مواقعی که اختلافی پیش میاد!، یا به دنبال احقاق حق با پرخاشگری میگردی و یا با فاصله گرفتن، همه چیز رو میریزی تو خودت...
۷. پس چون ندیدیم و یاد نگرفتیم که چطور اختلافهامون رو حل کنیم!، وقتی بحثی پیش میاد، نمیدونیم بعدش چطور رفتار کنیم!، بنابر این یا وانمود میکنیم که اتفاقی نیفتاده و با بیتوجهی همه چیز رو عادی جلوه میدیم. یا ماجرا رو به دل میگیریم و تا مدتها اون رو بلای جونمون میکنیم...
۸. وقتی تو بچگی به اندازه کافی به ما توجه نشه! و عشق و محبتی که لایقش هستیم رو دریافت نکنیم!، تشنه توجه و تایید میشیم. پس ناخواسته میگردیم هرجا بیشتر به سمت ما توجه روانه بشه به اون سمت قدم برمیداریم، بیتوجه به اینکه این توجه تا چه اندازه میتونه برامون هزینه ساز باشه.
۹. وقتی به طور مکرر قول دادن و بدقولی کردن!، حرف زدن و عمل نکردن!، وعده دادن و ناامیدت کردن، دنیا و آدمهاش به چشمت غیرقابل اعتماد میان و تصور اینکه "همه به دنبال اینن که سرت کلاه بذارن!" اجازه نمیده راحت اعتماد کنی و ترس از آسیب دیدن از شروع هر رابطه متعهدانهای میترسوندت.
و در نهایت ۱۰: وقتی تو بچگی اونقدری کنترلت کردن که حسرت یه زندگی بدون دخالت تو دلت مونده، یا به قدری منفعل رفتار میکنی که همه به خودشون جرات دخالت و کنترل کردن میدن!، یا به قدری به کنترل حساس میشی که با کوچکترین حس کنترل شدن واکنش تندی نشون میدی.
💚🌱
❤1
و برایت آرزو دارم:
«به جایِ غمهایت، لحظاتی در زندگیت
به درازا بینجامد که دوستشان داری.»
💚🌱
«به جایِ غمهایت، لحظاتی در زندگیت
به درازا بینجامد که دوستشان داری.»
💚🌱
توی دنیایی که همه چی با سرعت میگذره، گاهی بزرگترین کار، «زمین گذاشتنِ شمشیره»
از دید روانشناسی، وقتی دائماً توی فاز تحلیل، جنگ یا کنترل هستیم، مغز وارد حالت بقا میشه
و اونجا دیگه خبری از شادی نیست، فقط دفاع و خستگیه
حالِ خوب وقتی میاد که ذهن از وضعیت «هشدار» بیاد بیرون و بره سمت چیزایی که دوست داریم، انتخاب کردیم، و قراره باهاش رشد کنیم—نه بجنگیم.
تمرکز روی چیزایی که عاشقشی، نه فقط حالتو خوب میکنه، بلکه سیستم عصبیتو آرومتر میکنه
یعنی شادی، نه فقط لبخند مصنوعی.
💚🌱
از دید روانشناسی، وقتی دائماً توی فاز تحلیل، جنگ یا کنترل هستیم، مغز وارد حالت بقا میشه
و اونجا دیگه خبری از شادی نیست، فقط دفاع و خستگیه
حالِ خوب وقتی میاد که ذهن از وضعیت «هشدار» بیاد بیرون و بره سمت چیزایی که دوست داریم، انتخاب کردیم، و قراره باهاش رشد کنیم—نه بجنگیم.
تمرکز روی چیزایی که عاشقشی، نه فقط حالتو خوب میکنه، بلکه سیستم عصبیتو آرومتر میکنه
یعنی شادی، نه فقط لبخند مصنوعی.
💚🌱
یه مکث کوچیک وسط دعوا، شاید ساده به نظر بیاد، ولی پشتش کلی علمه.
از نگاه روانشناسی، وقتی وسط بحث ۵ ثانیه مکث میکنی، مغز از حالت هیجانی خارج میشه و میره سمت منطقیتر فکر کردن.
همین چند ثانیه باعث میشه حرفات نه از روی عصبانیت، بلکه از روی آگاهی و احترام گفته بشه و اونوقت نه دل تو میسوزه، نه دل اون!
💚🌱
از نگاه روانشناسی، وقتی وسط بحث ۵ ثانیه مکث میکنی، مغز از حالت هیجانی خارج میشه و میره سمت منطقیتر فکر کردن.
همین چند ثانیه باعث میشه حرفات نه از روی عصبانیت، بلکه از روی آگاهی و احترام گفته بشه و اونوقت نه دل تو میسوزه، نه دل اون!
💚🌱