Bareleveling
363 subscribers
920 photos
63 videos
1 file
193 links
Download Telegram
یسری عکسا که از اعضا آپ میشن، دوست دارین یه فیک چت برای هر کدومش بنویسم؟
👍4
نازی نازی
🐳5
امشب آپ داریم
😭4
میریم که ادیت رو داشته باشیم و بعد هم آپ
فکر کنم با پارت آخر قشنگ نیم چاشت شدین که جناب چان بره اعتراف کنه
😭3
هر چند که محوریت فیک اصلا به هم رسیدن شخصیتا نیست😔
سوالی هر وقت داشتین در خدمتم مگولیا
😭3
ادیت انجام شد
من همیشه فکر میکردم نوشتن کار راحتیه
ولی بعد وقتی هر ۸۰۰ کلمه حدود ۳۰ دقیقه وقتمو گرفت
و هر ادیت هم ۲۰ دقیقه برای همون ۸۰۰ کلمه فهمیدم عمرم برای نوشتن همه ایده های فیکم کمه
👍3💔1
اگه یه موقع اشتباه تایپی یا مشکلی دیدین که باگه حتما بگین
من تموم زندگیم رو دارم به باگای این فیک فکر میکنم تا بی نقص تحویلتون بدم، متشکر از همه خوشگلایی که کامنت میذارن و حمایت میکنن
💋2🕊1
• 𝐇𝐚𝐥𝐥𝐨𝐰 𝐡𝐞𝐚𝐫𝐭𝐬 •

زندگی بکهیون پر شده از دروغ،رئیس مافیایی که اونووبرای پسرش میخواد و در عین حال پدرش رو کشته،
دوستانی که از هویت اصلیشون خبر نداره و اتفاقاتی که حتی نمیتونه تصور کنه در حال رخ دادنه،همینها باعث میشن حباب آرامش بکهیون بترکه و تو جهنمی فرو بریزه که نمیدونه میتونه از پسش بر بیاد یا نه.


با شک نگاهی به پسر رو به روش انداخت.
-این...قتل های اخیر..؟
پسر سری به نشانه تایید تکون داد. دست به سینه تو چشمای پسر مو مشکی نگاه کرد.
-قاتل سریالی کسیه که به خوبی مارو میشناسه...شاید ماهم بشناسیمش...

-زندگی مثل یه‌جریان رودخونست بکهیون،اگه بمونی تو گذشته فقط میپوسی،اجازه بده کمکت کنم.
+چی باعث میشه بخوام از تویی کمک بگیرم که ۴ ساله میدونستی دورم چه خبره و لام تا کام خفه شدی و هیچی نگفتی؟
𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐂𝐡𝐚𝐧𝐛𝐚𝐞𝐤
𝐒𝐢𝐝𝐞: 𝐊𝐚𝐢𝐬𝐨𝐨_𝐇𝐮𝐧𝐡𝐨
𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞_𝐂𝐫𝐢𝐦𝐢𝐧𝐚𝐥
𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: #Lennondrn (𝔻𝕒𝕚𝕝𝕪)
#chanbaek

𝐖𝐚𝐭𝐭𝐩𝐚𝐝 𝐂𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 15
3
یه فیک جدید شروع کردم به نوشتن..ایشالله از بعد از عید میریم برای آپش
میخوام کامل شه بعد بذارم
😭5
یک روز برمیگردم و همه سهمم از تو رو از دنیا پس میگیرم معشوق مو فرفری من.
فکر نکردی با رفتنت قراره گلدون کاکتوسی که خودت کنار پنجره اتاقم گذاشتی خشک شه و منو اون گیاه بی‌گناه هر شب و هر روز خون گریه کنیم؟
کجا رفتی آخه ستاره ی من.. تو که میگفتی من ماه شبای سختتم. چرا با رفتنت باعث شدی هم ماه ازبین بره وهم خودت روشنیتو ازم گرفتی؟ حالا من توی تاریکی بی انتهایی دست و پا میزنم. گودالی که از عشق برای من کنده شد و روزی خونه ی دستهای گرم تو بود و حالا جز جهنم چیزی مونده؟
هوا سرده و من هنوز هم توی این تاریکی، سرما و نم این چاه توی پیچش موهای فرفری دوست داشتنیت گم شدم و راه برگشتی نیست. میشه راه رو برام روشن کنی؟

1920~ ماه شبهای تو
خب گوگولیا من گپو باز کردم. دوست دارم نظرتونو بدونم و خوشحال میشم این سوالا رو جواب بدین:
بنظرتون بکهیون چه شخصیتی داره؟
فکر میکنین چه اتفاقی در اینده توی فیک میفته؟
بنظرتون قاتل نقاشی کیه؟
روند داستان چطوره؟ خسته کننده؟تند یا کند؟
چیزی هست که براتون سوال باشه یا بخواین راجبش بیشتر پرداخته بشه؟
Forwarded from Hidden Chat
وای خیلی این پارت خوب بوددد😭
چان خیلی گوگولی و مظلوم شده بود
کاش زودتر باهم اوکی شن
بازم قراره قند تو دلتون اب کنم😔❤️
ولی ارهه چان کلا وقتی پای بک وسط میاد مظلوم ترین بچه دنیاست
#ناقوسها_سقوط_میکنند رو بالاخره تموم کردم.
فیکشن جالبی بود. ژانرش تاریخی بود.
اگه بخوام خلاصه بگم چانیول یه کشیشه و بکهیون یه پزشکه و یه تشکیلاتی به اسم ناقوس شکسته بوده که تو اسپانیا، توی شهر مادرید کشیش های فاسد رو قتل عام میکردن.
روند فیک منطقی بود. بالا و پایین های خودش رو داشت و یه کاپلش کاملا سد اند. طوری که من خودم افسرده شدم.
قلمش روان بود و جزئیات رو خوب میگفت اما برام به خوبی فیکای دیگه ای که خوندم نبود.
این فیک 1522 صفحه بود و توی صفحه اخر تازه به هم رسیدن و برای من یسری باگ داشت که برای عدم اسپویل. چیزی نمیگم.
اما در یک جمله بخوام بگم. منطقی و واقعی بود ولی اگه برگردم عقب نمیخونمش.
💋2