Bareleveling
363 subscribers
920 photos
63 videos
1 file
193 links
Download Telegram
Forwarded from 𝘋𝘢𝘪𝘭𝘺𝘌𝘹𝘰. 🌳 . (𝖫𝗈𝗁𝗒𝗎𝗇 (بتمن))
جونگین آخرین ذر‌ه‌ی امید و علاقه من به دنیاست. دقیقا عین همون نخ نامرئی که منو به جهان متصل کرده. اون اولین پناهگاهی بود که با تمام وجود برای من امن و استوار موند. من خیلی به حضورش تکیه میکنم. خیلی باور دارم که کنارش، از غم های لعنتی زندگیم در امان میمونم. من توی زندگیم یه غم هایی رو دارم که گاهی حتی یه اسم هم براشون پیدا نمی‌کنم، چه برسه به مرهم، ولی جونگین اینطوریه که وسط اون سیاهی میاد پیدام میکنه، دستمو میگیره و میبرتم توی دنیای رنگی رنگی خودش. اینطوریه که سالهاست شده آخرین نفسِ امیدِ این ققنوس.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اینواز یه چنل برداشتم ولی آیدیش یادم نیست
خنده هاش>>>>>
اگه تو زندگیم بخوام دوتا دلیل ادامه دادن نام ببرم اولی جونگینه دومی بکهیون
سومی اکسوئه
میدونم گفتم ۲ تا ولی خب...
ادیت کردن غلطای نگارشی پارت های اول>>>
1
یه مشکلی در درون من وجود داره به اسم حوصله ندارم اسپیس بزنم
🐳1
اگه بمیرمم باز نمیتونم بعد ویرگول اسپیس بزنم
اینجوری میشه:
لیسا،حالا که رفته بود،به سختی به چان خیره شد.
بعد تو واتپد خیلی رو مخه، خیلی متن تو هم جمع میشه
یسری عکسا که از اعضا آپ میشن، دوست دارین یه فیک چت برای هر کدومش بنویسم؟
👍4
نازی نازی
🐳5
امشب آپ داریم
😭4
میریم که ادیت رو داشته باشیم و بعد هم آپ
فکر کنم با پارت آخر قشنگ نیم چاشت شدین که جناب چان بره اعتراف کنه
😭3
هر چند که محوریت فیک اصلا به هم رسیدن شخصیتا نیست😔
سوالی هر وقت داشتین در خدمتم مگولیا
😭3
ادیت انجام شد
من همیشه فکر میکردم نوشتن کار راحتیه
ولی بعد وقتی هر ۸۰۰ کلمه حدود ۳۰ دقیقه وقتمو گرفت
و هر ادیت هم ۲۰ دقیقه برای همون ۸۰۰ کلمه فهمیدم عمرم برای نوشتن همه ایده های فیکم کمه
👍3💔1
اگه یه موقع اشتباه تایپی یا مشکلی دیدین که باگه حتما بگین
من تموم زندگیم رو دارم به باگای این فیک فکر میکنم تا بی نقص تحویلتون بدم، متشکر از همه خوشگلایی که کامنت میذارن و حمایت میکنن
💋2🕊1
• 𝐇𝐚𝐥𝐥𝐨𝐰 𝐡𝐞𝐚𝐫𝐭𝐬 •

زندگی بکهیون پر شده از دروغ،رئیس مافیایی که اونووبرای پسرش میخواد و در عین حال پدرش رو کشته،
دوستانی که از هویت اصلیشون خبر نداره و اتفاقاتی که حتی نمیتونه تصور کنه در حال رخ دادنه،همینها باعث میشن حباب آرامش بکهیون بترکه و تو جهنمی فرو بریزه که نمیدونه میتونه از پسش بر بیاد یا نه.


با شک نگاهی به پسر رو به روش انداخت.
-این...قتل های اخیر..؟
پسر سری به نشانه تایید تکون داد. دست به سینه تو چشمای پسر مو مشکی نگاه کرد.
-قاتل سریالی کسیه که به خوبی مارو میشناسه...شاید ماهم بشناسیمش...

-زندگی مثل یه‌جریان رودخونست بکهیون،اگه بمونی تو گذشته فقط میپوسی،اجازه بده کمکت کنم.
+چی باعث میشه بخوام از تویی کمک بگیرم که ۴ ساله میدونستی دورم چه خبره و لام تا کام خفه شدی و هیچی نگفتی؟
𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐂𝐡𝐚𝐧𝐛𝐚𝐞𝐤
𝐒𝐢𝐝𝐞: 𝐊𝐚𝐢𝐬𝐨𝐨_𝐇𝐮𝐧𝐡𝐨
𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞_𝐂𝐫𝐢𝐦𝐢𝐧𝐚𝐥
𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: #Lennondrn (𝔻𝕒𝕚𝕝𝕪)
#chanbaek

𝐖𝐚𝐭𝐭𝐩𝐚𝐝 𝐂𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 15
3