برداشت برنج در شالیزارهای بندپی 😍🌾
عکس از: مهدی محبی پور - ایرنا
شهریور ۱۴۰۴
✅ #سایت_بندپی (رسانه تاریخ و فرهنگ #بندپی)
🆔 @Bandpay.ir
عکس از: مهدی محبی پور - ایرنا
شهریور ۱۴۰۴
✅ #سایت_بندپی (رسانه تاریخ و فرهنگ #بندپی)
🆔 @Bandpay.ir
👏1
Forwarded from سایت بندپی Bandpay.ir
#تاریخ_بندپی
اول مهر (۱۳۲۴) : آغاز به کار مدرسه #جامی_گلیا با تلاش های #حاج_محمد_فیروزی
این مدرسه در دهه ۷۰ جای خود را به ساختمان فعلی اداره آموزش و پرورش #بندپی_شرقی داد.
🔺معرفی مدرسه جامی گلیا / متن کامل گزارش و عکسها در لینک زیر👇
www.Bandpay.ir/?p=19137
✅ #سایت_بندپی (رسانه تاریخ، فرهنگ و هنر بندپی)
🆔 @Bandpay
در ادامه با معرفی این مدرسه همراه باشید 👇
اول مهر (۱۳۲۴) : آغاز به کار مدرسه #جامی_گلیا با تلاش های #حاج_محمد_فیروزی
این مدرسه در دهه ۷۰ جای خود را به ساختمان فعلی اداره آموزش و پرورش #بندپی_شرقی داد.
🔺معرفی مدرسه جامی گلیا / متن کامل گزارش و عکسها در لینک زیر👇
www.Bandpay.ir/?p=19137
✅ #سایت_بندپی (رسانه تاریخ، فرهنگ و هنر بندپی)
🆔 @Bandpay
در ادامه با معرفی این مدرسه همراه باشید 👇
❤1
Forwarded from سایت بندپی Bandpay.ir
سایت بندپی Bandpay.ir
#تاریخ_بندپی اول مهر (۱۳۲۴) : آغاز به کار مدرسه #جامی_گلیا با تلاش های #حاج_محمد_فیروزی این مدرسه در دهه ۷۰ جای خود را به ساختمان فعلی اداره آموزش و پرورش #بندپی_شرقی داد. 🔺معرفی مدرسه جامی گلیا / متن کامل گزارش و عکسها در لینک زیر👇 www.Bandpay.ir/?p=19137…
💢 معرفی دبستان #جامی گلیا بندپی
✍️ #سایت_بندپی - دبستان جامی گلیا از نخستین مدارسی در سطح #بندپی بود که با تلاش های #حاج_محمد_فیروزی ساخته شد و شروع به فعالیت نمود. دبستان جامی در دهه هفتاد جای خود را به ساختمان فعلی اداره آموزش و پرورش بندپی شرقی داد.
🔹حاج محمد فیروزی در سال ۱۳۲۴ خانهای فراهم کرد و تجهیزاتی را تهیه نمود. سپس با گماشتن معلمی در آنجا تا مدت دو سال به هزینهی خود مدرسهای به نام «جامی» دایر کرد.
🔹پس از پیگیریهایی که از سوی وی انجام شد، «ادارهی فرهنگ مازندران» موافقت کرد که در صورت تهیه ساختمانی در سال تحصیلی ۱۳۲۷ مدرسهای را به طور رسمی دایر کند. حاجی فیروزی که در آن هنگام مشغول ساخت «درمانگاه» بود، ساختمانی جهت احداث مدرسه فراهم کرد با این حال «اداره فرهنگ بابل»، معلمی تعیین نکرد.
🔹او طی نامه ای به ریاست انتظامات عشایر مازندران (۱۳۲۸/۰۴/۲۴) خواستار مساعدت شد. در این نامه آمده است : « … فرهنگ بابل مقرر کردند ساختمان تحویل تا برای افتتاح اقدام شود. فورا ساختمان بنایی مطابق گواهی آقای زاهدی، نماینده ی فرهنگ بابل که به مجلس آمده بود طبق صورت جلسه مورخه ۱۳۲۷/۷/۱۱ واگذار و تحویل شد با این که وعده دادند آموزگار را اعزام نمایند، اقدامی ننموده، پس از مراجعه، یک نفر به نام حسین طبری که در محل بود مأمور افتتاح دبستان نموده، پس از چند روز به مشارالیه اعلام داشتند با استخدام شما موافقت نشد به جای شما دیگری اعزام خواهد شد. خلاصه تمام سال تحصیلی این اطفال که با یک اشتیاقی برای فراگرفتن تحصیل در این محل اجتماع نموده اند… سرگردان و به امروز و فردا گذشت…».
با تلاش های او مدرسه در سال ۱۳۲۸ دایر و قرار شد که بر اساس نقشه ی مورد تایید اداره فرهنگ ساختمان مدرسه احداث گردد و حاجی فیروزی به زودی در زمین اهدایی خود به مساحت دو هزار متر مربع، ساختمان دبستانی را بنا کرد.
🔹در ۱۳۲۸ مدیر دبستان رمضان پور بود. فیروزی در ۱۳۳۰ با توجه به افزایش دانش آموزان خواستار توسعه دبستان شد. در نامه اش تعداد دانش آموزان آن سال ۶۴ نفر ذکر شده و پیش بینی کرده که این رقم در سال تحصیلی بعد به ۱۵۰ نفر برسد. او همچنین در آبان همان سال ضمن تعمیر بنای مدرسه، شش اتاق دیگر به آن افزود و از اداره فرهنگ بابل خواستار معلم دیگری شد، ولی بر اساس صورت مجلسی با تاریخ ۴/۸/۱۳۳۵ این مشکل تا آن زمان حل نشد.
🔹در فروردین ۱۳۳۶ سه تن از معاریف بندپی طی نامهای به نورالدین علامه زاده، مدیر #روزنامهی_اعتراف و عضو شورای فرهنگ بابل، خواستار انعکاس مدرسهی جامی در آن نشریه شدند.
مدیر دبستان در آن سال طباطبایی بود.
🔹این مدرسه در سال ۱۳۵۰ مورد بازسازی قرار گرفت و تا اواخر «دهه شصت» دایر بود. در دههی هفتاد ساختمان اداری آموزش و پرورش بخش بندپی شرقی در آن محل احداث شد.
منبع: کتاب بندپی – نوشته یوسف الهی و شهرام قلی پور گودرزی (صفحات ۴۰۶ تا ۴۱۶ )
🔺 این گزارش در تاریخ ۱ مهر ۱۳۹۵ در سایت بندپی منتشر شده است. برای مشاهده متن کامل و عکسها به لینک زیر مراجعه نمایید.👇
www.Bandpay.ir/?p=19137
✅ #سایت_بندپی (رسانه تاریخ، فرهنگ و هنر بندپی)
🆔 @Bandpay
✍️ #سایت_بندپی - دبستان جامی گلیا از نخستین مدارسی در سطح #بندپی بود که با تلاش های #حاج_محمد_فیروزی ساخته شد و شروع به فعالیت نمود. دبستان جامی در دهه هفتاد جای خود را به ساختمان فعلی اداره آموزش و پرورش بندپی شرقی داد.
🔹حاج محمد فیروزی در سال ۱۳۲۴ خانهای فراهم کرد و تجهیزاتی را تهیه نمود. سپس با گماشتن معلمی در آنجا تا مدت دو سال به هزینهی خود مدرسهای به نام «جامی» دایر کرد.
🔹پس از پیگیریهایی که از سوی وی انجام شد، «ادارهی فرهنگ مازندران» موافقت کرد که در صورت تهیه ساختمانی در سال تحصیلی ۱۳۲۷ مدرسهای را به طور رسمی دایر کند. حاجی فیروزی که در آن هنگام مشغول ساخت «درمانگاه» بود، ساختمانی جهت احداث مدرسه فراهم کرد با این حال «اداره فرهنگ بابل»، معلمی تعیین نکرد.
🔹او طی نامه ای به ریاست انتظامات عشایر مازندران (۱۳۲۸/۰۴/۲۴) خواستار مساعدت شد. در این نامه آمده است : « … فرهنگ بابل مقرر کردند ساختمان تحویل تا برای افتتاح اقدام شود. فورا ساختمان بنایی مطابق گواهی آقای زاهدی، نماینده ی فرهنگ بابل که به مجلس آمده بود طبق صورت جلسه مورخه ۱۳۲۷/۷/۱۱ واگذار و تحویل شد با این که وعده دادند آموزگار را اعزام نمایند، اقدامی ننموده، پس از مراجعه، یک نفر به نام حسین طبری که در محل بود مأمور افتتاح دبستان نموده، پس از چند روز به مشارالیه اعلام داشتند با استخدام شما موافقت نشد به جای شما دیگری اعزام خواهد شد. خلاصه تمام سال تحصیلی این اطفال که با یک اشتیاقی برای فراگرفتن تحصیل در این محل اجتماع نموده اند… سرگردان و به امروز و فردا گذشت…».
با تلاش های او مدرسه در سال ۱۳۲۸ دایر و قرار شد که بر اساس نقشه ی مورد تایید اداره فرهنگ ساختمان مدرسه احداث گردد و حاجی فیروزی به زودی در زمین اهدایی خود به مساحت دو هزار متر مربع، ساختمان دبستانی را بنا کرد.
🔹در ۱۳۲۸ مدیر دبستان رمضان پور بود. فیروزی در ۱۳۳۰ با توجه به افزایش دانش آموزان خواستار توسعه دبستان شد. در نامه اش تعداد دانش آموزان آن سال ۶۴ نفر ذکر شده و پیش بینی کرده که این رقم در سال تحصیلی بعد به ۱۵۰ نفر برسد. او همچنین در آبان همان سال ضمن تعمیر بنای مدرسه، شش اتاق دیگر به آن افزود و از اداره فرهنگ بابل خواستار معلم دیگری شد، ولی بر اساس صورت مجلسی با تاریخ ۴/۸/۱۳۳۵ این مشکل تا آن زمان حل نشد.
🔹در فروردین ۱۳۳۶ سه تن از معاریف بندپی طی نامهای به نورالدین علامه زاده، مدیر #روزنامهی_اعتراف و عضو شورای فرهنگ بابل، خواستار انعکاس مدرسهی جامی در آن نشریه شدند.
مدیر دبستان در آن سال طباطبایی بود.
🔹این مدرسه در سال ۱۳۵۰ مورد بازسازی قرار گرفت و تا اواخر «دهه شصت» دایر بود. در دههی هفتاد ساختمان اداری آموزش و پرورش بخش بندپی شرقی در آن محل احداث شد.
منبع: کتاب بندپی – نوشته یوسف الهی و شهرام قلی پور گودرزی (صفحات ۴۰۶ تا ۴۱۶ )
🔺 این گزارش در تاریخ ۱ مهر ۱۳۹۵ در سایت بندپی منتشر شده است. برای مشاهده متن کامل و عکسها به لینک زیر مراجعه نمایید.👇
www.Bandpay.ir/?p=19137
✅ #سایت_بندپی (رسانه تاریخ، فرهنگ و هنر بندپی)
🆔 @Bandpay
❤1
Forwarded from سایت بندپی Bandpay.ir
سایت بندپی Bandpay.ir
💢 معرفی دبستان #جامی گلیا بندپی ✍️ #سایت_بندپی - دبستان جامی گلیا از نخستین مدارسی در سطح #بندپی بود که با تلاش های #حاج_محمد_فیروزی ساخته شد و شروع به فعالیت نمود. دبستان جامی در دهه هفتاد جای خود را به ساختمان فعلی اداره آموزش و پرورش بندپی شرقی داد. 🔹حاج…
دانش آموزان مدرسه جامی (1345/10/25)
🔺معرفی دبستان #جامی گلیا بندپی 👇
https://t.me/bandpay/7427
🔺اطلاعات و عکسهای بیشتر را در #سایت_بندپی ببینید. این گزارش در تاریخ ۱ مهر ۱۳۹۵ در سایت بندپی منتشر شده است. 👇
www.Bandpay.ir/?p=19137
✅ #سایت_بندپی (رسانه تاریخ، فرهنگ و هنر بندپی)
🆔 @Bandpay
🔺معرفی دبستان #جامی گلیا بندپی 👇
https://t.me/bandpay/7427
🔺اطلاعات و عکسهای بیشتر را در #سایت_بندپی ببینید. این گزارش در تاریخ ۱ مهر ۱۳۹۵ در سایت بندپی منتشر شده است. 👇
www.Bandpay.ir/?p=19137
✅ #سایت_بندپی (رسانه تاریخ، فرهنگ و هنر بندپی)
🆔 @Bandpay
❤2😁1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 روز تاریخیِ کندلوس
🔸روز جمعه ۲۵ مهر ۱۴۰۴ با اعلام ثبت این روستا در فهرست روستاهای جهانی گردشگری، برای کندلوسیها و دوستداران فرهنگ روستایی مازندران به عنوان یک روز تاریخی ثبت شد.
🔹این گزارش ویدئویی گوشههایی از این روز مهم روستای تاریخی کندلوس را همراه با به تصویر کشیدن بخشی از جاذبههای این روستا نشان میدهد.
✅ #سایت_بندپی (رسانه تاریخ، فرهنگ و هنر بندپی)
🆔 @Bandpay.ir
🔸روز جمعه ۲۵ مهر ۱۴۰۴ با اعلام ثبت این روستا در فهرست روستاهای جهانی گردشگری، برای کندلوسیها و دوستداران فرهنگ روستایی مازندران به عنوان یک روز تاریخی ثبت شد.
🔹این گزارش ویدئویی گوشههایی از این روز مهم روستای تاریخی کندلوس را همراه با به تصویر کشیدن بخشی از جاذبههای این روستا نشان میدهد.
✅ #سایت_بندپی (رسانه تاریخ، فرهنگ و هنر بندپی)
🆔 @Bandpay.ir
❤1👏1
Forwarded from سایت بندپی Bandpay.ir
💢 معرفی جشن " تیرما سیزده شو " و آیین های آن در منطقه #بندپی
صفحه 1 از 2
سایت بندپی - جشن ها و آئین های مردم مازندران بسیار است مانند بیست و شش عید ما، جشن خرمن، آئینهای مربوط به تولد و عروسی ها، چله شو و... که این جشنها بسیار متنوع و گسترده هستند. جشن تیرما سیزده شو (جشن تیرگان) یکی از مهم ترین و گسترده ترین جشن مازندرانی ها به حساب می آید که این جشن در بین مردمان بندپی هم بسیار مرسوم است که هر ساله در شب سیزدهم تیرما از تقویم فرس قدیم (گاهشماری باستانی یا محلی مردم منطقه) توسط اهالی هر منطقه و روستا برگزار می شده است اما امروزه این جشن نیز همانند دیگر آیین های سنتی منطقه کم فروغ شده است.
در مورد خاستگاه جشن تیرگان چند نگاه وجود دارد. یکی پاسداشت «حماسهء آرش کمانگیر (پهلوان ایرانی) در تعیین مرز ایران و توران» (نگاه تاریخی) و دیگری «مبارزه با کم آبی، خشک سالی و باران خواهی» است (نگاه اسطوره ای). در باور عمومی برخی از مردم منطقه بندپی شب تیرما سیزه شو را شب «تولد حضرت علی (ع)» نیز می دانند. این باور گرچه از نظر تاریخی درست نیست اما به نظر می رسد سبب حفظ و ماندگاری این آیین در جامعه اسلامی شده باشد.
یکی از آئین های برگرفته از جشن بزرگ تیرگان، همین تیرما سیزده شو است که عناصر مشترک زیادی با جشن تیرگان دارد و برخی صاحب نظران، تیرما سیزده را همان جشن تیرگان می دانند. این جشن تا چند دهة پیش در شهرها و روستاهای مازندران پاس داشته می شد، اما اکنون بخش کوچکی از آن باقی مانده که بیشتر مربوط به خوردنی هاست و نمایش های آیینی آن حتی در نقاط کوهستانی نیز اجرا نمی شود.
ابوریحان بیرونی در کتاب آثار الباقیه عن قرون الخالیه راجع به جشن تیرگان چنین می گوید: «هنگامی که افراسیاب پادشاه توران بر لشگر ایرانیان غلبه می کند، منوچهر (پادشاه ایران) به جنگل های مازندران پناه می برد، افراسیاب لشکر منوچهر را محاصره می کند و منوچهر به ناچار پیکی به نزد افراسیاب فرستاده و از او می خواهد که از کشور ایران به اندازه پرتاب یک تیر واگذارد و باقی را بگیرد، افراسیاب با کمال میل این پیشنهاد را می پذیرد.
منوچهر فکر می کند که چه کسی را برای پرتاب تیر انتخاب کند تا اینکه یکی از امشاسپندان به نام اسفندارمذ پیش منوچهر آمده و آرش را که مردی خدا پرست و دیندار بود و در یکی از غارهای کوه البرز مشغول عبادت بود نامزد این کار می کند، چنانکه در اوستا آمده است، " آرش را حاضر می کنند و منوچهر تیر و کمان را به او داده و می گوید تو باید به فرمان خداوند این تیر را پرتاب کنی و کشور ما را از چنگال اهریمن (لشگر افراسیاب) رها سازی".
آرش برهنه می شود و به بالای بلند ترین نقطه کوه رویان می رود و خطاب به مردم می گوید: ای مردم تن من را ببینید که سالم است و در آن هیچ زخم و جراحتی وجود ندارد، اما بدانید که هنگامی که من این تیر را رها کنم تکه تکه خواهم شد و خود را فدای شما خواهم کرد. آرش کمان را می گیرد و با تمام نیرو آن را می کشد به گونه ای که تمام رگ های بدنش بیرون می زنند و پاره پاره می شوند، او تیر را رها می کند و خداوند به باد فرمان می دهد که تیرش را از کوه رویان بردارد و به شهر فرغانه (شهری در خاور افغانستان کنونی که فاصله آن تا جای پرتاب تیر هزار فرسنگ بود) ببرد. تیر پس از چند روز حرکت در این شهر به درخت گردویی برخورد می کند و این درخت گردو مرز بین ایران و توران می شود، افراسیاب ناگزیر لشکر خود را از ایران بیرون می برد و ایرانیان آزاد می شوند.»
پژوهندگان متاخر خاستگاه این جشن آریایی را در اسطوره آرش، کشت و طلب باران، هم زمان با طلوع ستاره تیشتر، دانسته اند. فرضیه اساسی آن است که این جشن پیوندی ریشه ای با اسطوره آرش ندارد، بلکه خاستگاه آن جنبه آیینی اسطوره تیشتر، ستاره و ایزدبانوی باران است. مطابق این اسطوره هند و ایرانی، تیشتریه اوستایی، همتای تیشیه ودایی، با دیو خشکی، اپوش؛ می جنگد، بر او غلبه می یابد و آب ها را آزاد کرده در جهان می پراکند. بن مایه باروری و باران خواهی در تابستان چندان اهمیت داشته که اسطوره تیشتر در نزد هند و ایرانیان کارکردی آیینی یافته است و اهمیتش طبعا بیش از اسطوره آرش بوده است. (ابوالقاسم اسمعیل پور مطلق ،مجله علوم اجتماعی ، تابستان 81 ، شماره 1).
در اوستا تیشتر رقیب دیو خشکی است. فرشتة نگهبان باران، زمین خشک را آبیاری و کشتزارها را سیراب می کند. تیر یا تیشتر (عطارد) ایزد نگهبان باران و فرشتة رزق و روزی است و روز سیزدهم از ماه تیر به مناسبت ستایش دو ایزد عمدة آب (تیر و ناهید) جشن برپا میکردند و آن را رسمی کهن از عهد کی خسرو می دانستند.
🔹این نوشته را در سایت بندپی مشاهده کنید :
http://www.bandpay.ir/?p=15511
✅ کانال اطلاع رسانی #سایت_بندپی
🆔 @Bandpay
🔸بخش دوم - آیین های جشن تیرما سیزده شو در ادامه ؛👇
صفحه 1 از 2
سایت بندپی - جشن ها و آئین های مردم مازندران بسیار است مانند بیست و شش عید ما، جشن خرمن، آئینهای مربوط به تولد و عروسی ها، چله شو و... که این جشنها بسیار متنوع و گسترده هستند. جشن تیرما سیزده شو (جشن تیرگان) یکی از مهم ترین و گسترده ترین جشن مازندرانی ها به حساب می آید که این جشن در بین مردمان بندپی هم بسیار مرسوم است که هر ساله در شب سیزدهم تیرما از تقویم فرس قدیم (گاهشماری باستانی یا محلی مردم منطقه) توسط اهالی هر منطقه و روستا برگزار می شده است اما امروزه این جشن نیز همانند دیگر آیین های سنتی منطقه کم فروغ شده است.
در مورد خاستگاه جشن تیرگان چند نگاه وجود دارد. یکی پاسداشت «حماسهء آرش کمانگیر (پهلوان ایرانی) در تعیین مرز ایران و توران» (نگاه تاریخی) و دیگری «مبارزه با کم آبی، خشک سالی و باران خواهی» است (نگاه اسطوره ای). در باور عمومی برخی از مردم منطقه بندپی شب تیرما سیزه شو را شب «تولد حضرت علی (ع)» نیز می دانند. این باور گرچه از نظر تاریخی درست نیست اما به نظر می رسد سبب حفظ و ماندگاری این آیین در جامعه اسلامی شده باشد.
یکی از آئین های برگرفته از جشن بزرگ تیرگان، همین تیرما سیزده شو است که عناصر مشترک زیادی با جشن تیرگان دارد و برخی صاحب نظران، تیرما سیزده را همان جشن تیرگان می دانند. این جشن تا چند دهة پیش در شهرها و روستاهای مازندران پاس داشته می شد، اما اکنون بخش کوچکی از آن باقی مانده که بیشتر مربوط به خوردنی هاست و نمایش های آیینی آن حتی در نقاط کوهستانی نیز اجرا نمی شود.
ابوریحان بیرونی در کتاب آثار الباقیه عن قرون الخالیه راجع به جشن تیرگان چنین می گوید: «هنگامی که افراسیاب پادشاه توران بر لشگر ایرانیان غلبه می کند، منوچهر (پادشاه ایران) به جنگل های مازندران پناه می برد، افراسیاب لشکر منوچهر را محاصره می کند و منوچهر به ناچار پیکی به نزد افراسیاب فرستاده و از او می خواهد که از کشور ایران به اندازه پرتاب یک تیر واگذارد و باقی را بگیرد، افراسیاب با کمال میل این پیشنهاد را می پذیرد.
منوچهر فکر می کند که چه کسی را برای پرتاب تیر انتخاب کند تا اینکه یکی از امشاسپندان به نام اسفندارمذ پیش منوچهر آمده و آرش را که مردی خدا پرست و دیندار بود و در یکی از غارهای کوه البرز مشغول عبادت بود نامزد این کار می کند، چنانکه در اوستا آمده است، " آرش را حاضر می کنند و منوچهر تیر و کمان را به او داده و می گوید تو باید به فرمان خداوند این تیر را پرتاب کنی و کشور ما را از چنگال اهریمن (لشگر افراسیاب) رها سازی".
آرش برهنه می شود و به بالای بلند ترین نقطه کوه رویان می رود و خطاب به مردم می گوید: ای مردم تن من را ببینید که سالم است و در آن هیچ زخم و جراحتی وجود ندارد، اما بدانید که هنگامی که من این تیر را رها کنم تکه تکه خواهم شد و خود را فدای شما خواهم کرد. آرش کمان را می گیرد و با تمام نیرو آن را می کشد به گونه ای که تمام رگ های بدنش بیرون می زنند و پاره پاره می شوند، او تیر را رها می کند و خداوند به باد فرمان می دهد که تیرش را از کوه رویان بردارد و به شهر فرغانه (شهری در خاور افغانستان کنونی که فاصله آن تا جای پرتاب تیر هزار فرسنگ بود) ببرد. تیر پس از چند روز حرکت در این شهر به درخت گردویی برخورد می کند و این درخت گردو مرز بین ایران و توران می شود، افراسیاب ناگزیر لشکر خود را از ایران بیرون می برد و ایرانیان آزاد می شوند.»
پژوهندگان متاخر خاستگاه این جشن آریایی را در اسطوره آرش، کشت و طلب باران، هم زمان با طلوع ستاره تیشتر، دانسته اند. فرضیه اساسی آن است که این جشن پیوندی ریشه ای با اسطوره آرش ندارد، بلکه خاستگاه آن جنبه آیینی اسطوره تیشتر، ستاره و ایزدبانوی باران است. مطابق این اسطوره هند و ایرانی، تیشتریه اوستایی، همتای تیشیه ودایی، با دیو خشکی، اپوش؛ می جنگد، بر او غلبه می یابد و آب ها را آزاد کرده در جهان می پراکند. بن مایه باروری و باران خواهی در تابستان چندان اهمیت داشته که اسطوره تیشتر در نزد هند و ایرانیان کارکردی آیینی یافته است و اهمیتش طبعا بیش از اسطوره آرش بوده است. (ابوالقاسم اسمعیل پور مطلق ،مجله علوم اجتماعی ، تابستان 81 ، شماره 1).
در اوستا تیشتر رقیب دیو خشکی است. فرشتة نگهبان باران، زمین خشک را آبیاری و کشتزارها را سیراب می کند. تیر یا تیشتر (عطارد) ایزد نگهبان باران و فرشتة رزق و روزی است و روز سیزدهم از ماه تیر به مناسبت ستایش دو ایزد عمدة آب (تیر و ناهید) جشن برپا میکردند و آن را رسمی کهن از عهد کی خسرو می دانستند.
🔹این نوشته را در سایت بندپی مشاهده کنید :
http://www.bandpay.ir/?p=15511
✅ کانال اطلاع رسانی #سایت_بندپی
🆔 @Bandpay
🔸بخش دوم - آیین های جشن تیرما سیزده شو در ادامه ؛👇
❤1
Forwarded from سایت بندپی Bandpay.ir
💢 معرفی جشن #تیرما_سیزده_شو و آیین های آن در منطقه #بندپی
صفحه 2 از 2
🔸بخش اول گزارش را از لینک زیر بخوانید
https://telegram.me/bandpay/2219
⭕️ آیین های جشن تیرما سیزده شو
🔹پذیرایی ویژه شب تیرما سیزده : در شب تیرما سیزده خانواده ها، دوستان و خویشاوندان نزدیک، گرد هم جمع می شوند و بنا بر رسم محل آجیل و میوه هایی مانند انار، پرتقال، خربزه، هندوانه، ازگیل، سنجد، انگور، نیشکر، تخمه، بشتی زیک و گردو دور سفره می چینند و با هم می خورند. (الهی و قلی پور، 1393: 514)
همچنین نان و شیرینی های محلی همچون کماج و بادونه هم در این شب پخته و در پذیرایی ها استفاده می شده است.
🔹آیین لال زن شو : در منطقه بندپی و فیروزجاه در این شب بنا بر سنت پیشینیان آیین «لال زنِ شو» یا کتک خوردن از لال برگزار می شود. نحوه انجام بازی در گذشته بدین صورت بوده است که سر شب چند نفر از جوانان روستا دور هم جمع می شدند، یک نفر را به عنوان لال که نمی بایست حرف بزند انتخاب می کردند و «شیش» یا چوب بلندی را به دستش می دادند.
این جوانان به همراه فرد لالی که چوب بلندی در دست داشت در روستا می گشتند و در خانه های روستایی را می کوبیدند. هنگامی صاحب خانه از در بیرون می آمد، این لال با شیش (چوب) به صاحب خانه می زد و فرار می کرد و دوستانش پشت سرش می رفتند و آوازهای محلی سر می دادند و صاحب خانه هم مقداری میوه، پول یا برنج به همراهان لال می داد. (علی اکبر کیانی، جشن تیرما سیزده شو)
اهالی بر این باورند که لال هرکسی را بزند تا سال دیگر مریض نمی شود. این زدن را شگون درستی می دانند یا اگر صاحب خانه هوشیار باشد و قسمتی از چوب را می گرفت و می شکست می گفتند که شگون دارد. بیشتر مواقع لال سراغ زنان نازا، دختران دم بخت، حیوانات نازا و درختان بی میوه می رود. در هنگام زدن، کسی پادرمیانی می کند و با قول و ضمانت جلوی زدن لال را می گیرد. صاحب خانه هم ترکه چوب را در بین چوب های سقف می گذارد و معتقدند که برکت می آورد. (الهی و قلی پور، 1393: 514)
آواز محلی جوانان هم عمدتا به صورت زیر بود :
لال اِنه لال اِنه
پار بورده امسال اِنه
پار بورده امسال اِنه
مهمانِ پارسال اِنه
سرخانِ سوار اِنه
مه مارِ برار اِنه
🔹فال گوش ایستادن زنان : نوع دیگری از جشن تیرما سیزده شو «فال گوش ایستادن زنان» بود. به این صورت که زنان در هنگام غروب چادر بر سر خود می کردند و در کوچه می ایستادند و به اولین سخنانی که از رهگذران کوچه می شنیدند توجه می کردند و با خود آن را می سنجیدند. اگر حرف بدی بود برای آن متأسف می شدند و اگر هم سخن خوبی می شنیدند آن را به فال نیک می گرفتند.
🔹ترساندن درختان بی بار : از دیگر کارهای این شب این بود که اگر درختی مثل درخت گردو، پرتقال یا آلوچه که در سال میوه نمی داد یا کم میوه می داد با تبر حمله می کردند تا آن را قطع کنند و در این میان یک نفر پادرمیانی می کرد و مانع از قطع کردن درخت می شد. این عمل به گونه ای ترساندن درخت برای بارور شدن بود.
🔹جشن و پایکوبی : جشن و پایکوبی بخش دیگری از این مراسم است که معمولا نوازندگان محلی با سورنا می نوازند و مردم به شادمانی و پایکوبی می پردازند.
🔹گردو شکستن : از آیین های دیگر جشن تیرما سیزده شو که در بندپی بسیار مرسوم بود،شکستن گردو بوده است.به باور مردم منطقه،هرکسی اگر گردویی را می شکست و مغز آن پربار و تمیز بود، عقیده داشتند که برای آن فرد خوب است و سال خوشی در انتظار است اما اگر پوچ یا خراب بود برای آن فرد بد بوده است.
🔹امیری خوانی : از دیگر رسم هایی که در این شب برگزار می شده است، جمع شدن اهالی روستا در یک محیط بوده و در هنگام برپایی جشن تیرماسیزده امیری خوانی انجام می شده است.
🔸این نوشته را در سایت بندپی مشاهده کنید :
http://www.bandpay.ir/?p=15511
✅ کانال اطلاع رسانی #سایت_بندپی
🆔 @Bandpay
صفحه 2 از 2
🔸بخش اول گزارش را از لینک زیر بخوانید
https://telegram.me/bandpay/2219
⭕️ آیین های جشن تیرما سیزده شو
🔹پذیرایی ویژه شب تیرما سیزده : در شب تیرما سیزده خانواده ها، دوستان و خویشاوندان نزدیک، گرد هم جمع می شوند و بنا بر رسم محل آجیل و میوه هایی مانند انار، پرتقال، خربزه، هندوانه، ازگیل، سنجد، انگور، نیشکر، تخمه، بشتی زیک و گردو دور سفره می چینند و با هم می خورند. (الهی و قلی پور، 1393: 514)
همچنین نان و شیرینی های محلی همچون کماج و بادونه هم در این شب پخته و در پذیرایی ها استفاده می شده است.
🔹آیین لال زن شو : در منطقه بندپی و فیروزجاه در این شب بنا بر سنت پیشینیان آیین «لال زنِ شو» یا کتک خوردن از لال برگزار می شود. نحوه انجام بازی در گذشته بدین صورت بوده است که سر شب چند نفر از جوانان روستا دور هم جمع می شدند، یک نفر را به عنوان لال که نمی بایست حرف بزند انتخاب می کردند و «شیش» یا چوب بلندی را به دستش می دادند.
این جوانان به همراه فرد لالی که چوب بلندی در دست داشت در روستا می گشتند و در خانه های روستایی را می کوبیدند. هنگامی صاحب خانه از در بیرون می آمد، این لال با شیش (چوب) به صاحب خانه می زد و فرار می کرد و دوستانش پشت سرش می رفتند و آوازهای محلی سر می دادند و صاحب خانه هم مقداری میوه، پول یا برنج به همراهان لال می داد. (علی اکبر کیانی، جشن تیرما سیزده شو)
اهالی بر این باورند که لال هرکسی را بزند تا سال دیگر مریض نمی شود. این زدن را شگون درستی می دانند یا اگر صاحب خانه هوشیار باشد و قسمتی از چوب را می گرفت و می شکست می گفتند که شگون دارد. بیشتر مواقع لال سراغ زنان نازا، دختران دم بخت، حیوانات نازا و درختان بی میوه می رود. در هنگام زدن، کسی پادرمیانی می کند و با قول و ضمانت جلوی زدن لال را می گیرد. صاحب خانه هم ترکه چوب را در بین چوب های سقف می گذارد و معتقدند که برکت می آورد. (الهی و قلی پور، 1393: 514)
آواز محلی جوانان هم عمدتا به صورت زیر بود :
لال اِنه لال اِنه
پار بورده امسال اِنه
پار بورده امسال اِنه
مهمانِ پارسال اِنه
سرخانِ سوار اِنه
مه مارِ برار اِنه
🔹فال گوش ایستادن زنان : نوع دیگری از جشن تیرما سیزده شو «فال گوش ایستادن زنان» بود. به این صورت که زنان در هنگام غروب چادر بر سر خود می کردند و در کوچه می ایستادند و به اولین سخنانی که از رهگذران کوچه می شنیدند توجه می کردند و با خود آن را می سنجیدند. اگر حرف بدی بود برای آن متأسف می شدند و اگر هم سخن خوبی می شنیدند آن را به فال نیک می گرفتند.
🔹ترساندن درختان بی بار : از دیگر کارهای این شب این بود که اگر درختی مثل درخت گردو، پرتقال یا آلوچه که در سال میوه نمی داد یا کم میوه می داد با تبر حمله می کردند تا آن را قطع کنند و در این میان یک نفر پادرمیانی می کرد و مانع از قطع کردن درخت می شد. این عمل به گونه ای ترساندن درخت برای بارور شدن بود.
🔹جشن و پایکوبی : جشن و پایکوبی بخش دیگری از این مراسم است که معمولا نوازندگان محلی با سورنا می نوازند و مردم به شادمانی و پایکوبی می پردازند.
🔹گردو شکستن : از آیین های دیگر جشن تیرما سیزده شو که در بندپی بسیار مرسوم بود،شکستن گردو بوده است.به باور مردم منطقه،هرکسی اگر گردویی را می شکست و مغز آن پربار و تمیز بود، عقیده داشتند که برای آن فرد خوب است و سال خوشی در انتظار است اما اگر پوچ یا خراب بود برای آن فرد بد بوده است.
🔹امیری خوانی : از دیگر رسم هایی که در این شب برگزار می شده است، جمع شدن اهالی روستا در یک محیط بوده و در هنگام برپایی جشن تیرماسیزده امیری خوانی انجام می شده است.
🔸این نوشته را در سایت بندپی مشاهده کنید :
http://www.bandpay.ir/?p=15511
✅ کانال اطلاع رسانی #سایت_بندپی
🆔 @Bandpay
Telegram
سایت بندپی Bandpay.ir
💢 معرفی جشن " تیرما سیزده شو " و آیین های آن در منطقه #بندپی
صفحه 1 از 2
سایت بندپی - جشن ها و آئین های مردم مازندران بسیار است مانند بیست و شش عید ما، جشن خرمن، آئینهای مربوط به تولد و عروسی ها، چله شو و... که این جشنها بسیار متنوع و گسترده هستند.…
صفحه 1 از 2
سایت بندپی - جشن ها و آئین های مردم مازندران بسیار است مانند بیست و شش عید ما، جشن خرمن، آئینهای مربوط به تولد و عروسی ها، چله شو و... که این جشنها بسیار متنوع و گسترده هستند.…
❤2
لال انه - علی اصغر رستمی @Bandpay
Bandpay.ir سایت بندپی
🎵 ترانه محلی مازندرانی " لال اِنه "
🔹موسیقی ویژه آیین #لال_زنشو در جشن #تیرما_سیزده
خواننده : علی اصغر رستمی
✅ کانال اطلاع رسانی #سایت_بندپی
Telegram.me/Bandpay
🔹موسیقی ویژه آیین #لال_زنشو در جشن #تیرما_سیزده
خواننده : علی اصغر رستمی
✅ کانال اطلاع رسانی #سایت_بندپی
Telegram.me/Bandpay
هفتمین جشنواره آیینی #دشو
۱۱ تا ۱۴ آذرماه ۱۴۰۴
شهر گلیا ، بندپی
✅ #سایت_بندپی (رسانه تاریخ، فرهنگ و هنر بندپی)
🆔 @Bandpay.ir
۱۱ تا ۱۴ آذرماه ۱۴۰۴
شهر گلیا ، بندپی
✅ #سایت_بندپی (رسانه تاریخ، فرهنگ و هنر بندپی)
🆔 @Bandpay.ir
❤6
Forwarded from سایت بندپی Bandpay.ir
یلدا یا هِلِندا
#سایت_بندپی - "یلدا " شاید از یک واژهی "سریانی" مترادف واژهی عربی " ولد " در معنای زایش و تولد باشد. در باور ایرانیان کهن آغاز دیماه تا دهم بهمن ماه را چله بزرگ میگفتند که خورشید با طلوعش شب را کوتاه میکرد وآغاز این چله، اول دیماه بود که خورشید اندکی زودتر طلوع میکرد و این صبح زود را جشن میگرفتند و به آن " زایش خورشید یا یلدا " مینامیدند.
واژهی یلدا شاید از " هلندا " باشد که واژهی "هلن" در معنای خورشید باشد و چنین شبی که فردایش خورشید زودتر طلوع میکرد تولد خورشید یا یلدا "و یا "هلندا " میگفتند ومردم این شب را با انواع خشکبار تا به بامداد زنده نگه میداشتند و در خانه و کاشانه آتش روشن میکردند تا به استقبال خورشید بروند.
بعدها هندوانه به سبب شباهت درونش به دو قرص خورشید، نیز به سفرهها رفت که در گذشتههای دور نبود و این زایش خورشید بعدها با فرهنگ #یونان و #روم گسترش پیدا کرد وبا تولد #عیسی_مسیح یا #کریسمس آمیخته شد و تا حدودی همزمان شدند. / هلندا یا زایش خورشید بر همه خجسته باد.
متن: دکتر رضا مهدی زاده اری
عکس: بهروز خسروی
روستای #سماکوش_محله بندپی
✅ #سایت_بندپی
🆔 @Bandpay
#سایت_بندپی - "یلدا " شاید از یک واژهی "سریانی" مترادف واژهی عربی " ولد " در معنای زایش و تولد باشد. در باور ایرانیان کهن آغاز دیماه تا دهم بهمن ماه را چله بزرگ میگفتند که خورشید با طلوعش شب را کوتاه میکرد وآغاز این چله، اول دیماه بود که خورشید اندکی زودتر طلوع میکرد و این صبح زود را جشن میگرفتند و به آن " زایش خورشید یا یلدا " مینامیدند.
واژهی یلدا شاید از " هلندا " باشد که واژهی "هلن" در معنای خورشید باشد و چنین شبی که فردایش خورشید زودتر طلوع میکرد تولد خورشید یا یلدا "و یا "هلندا " میگفتند ومردم این شب را با انواع خشکبار تا به بامداد زنده نگه میداشتند و در خانه و کاشانه آتش روشن میکردند تا به استقبال خورشید بروند.
بعدها هندوانه به سبب شباهت درونش به دو قرص خورشید، نیز به سفرهها رفت که در گذشتههای دور نبود و این زایش خورشید بعدها با فرهنگ #یونان و #روم گسترش پیدا کرد وبا تولد #عیسی_مسیح یا #کریسمس آمیخته شد و تا حدودی همزمان شدند. / هلندا یا زایش خورشید بر همه خجسته باد.
متن: دکتر رضا مهدی زاده اری
عکس: بهروز خسروی
روستای #سماکوش_محله بندپی
✅ #سایت_بندپی
🆔 @Bandpay
👍1
Forwarded from سایت بندپی Bandpay.ir
سایت بندپی Bandpay.ir
یلدا یا هِلِندا #سایت_بندپی - "یلدا " شاید از یک واژهی "سریانی" مترادف واژهی عربی " ولد " در معنای زایش و تولد باشد. در باور ایرانیان کهن آغاز دیماه تا دهم بهمن ماه را چله بزرگ میگفتند که خورشید با طلوعش شب را کوتاه میکرد وآغاز این چله، اول دیماه بود…
💢 جشن شب چله یا شب یلدا ( چله شو ) در مازندران
صفحه 1 از 2
ایرانیان نزدیک به چند هزار سال است که شب چله (: یلدا) آخرین شب پاییز را که درازترین و تاریکترین شب در طول سال است را تا سپیده دم بیدار می مانند و در کنار یکدیگر خود را سرگرم میدارند تا اندوه غیبت خورشید و تاریکی و سردی روحیهٔ آنان را تضعیف نکند و با به روشنایی گراییدن آسمان به رخت خواب روند و بیاسایند.
در آیین کهن، بنابر یک سنت دیرینه آیین مهر شاهان ایرانی در روز اول دی ماه تاج و تخت شاهی را بر زمین میگذاشتند و با جامه ای سپید به صحرا می رفتند و بر فرشی سپید مینشستند. دربان ها و نگهبانان کاخ شاهی و همهٔ برده ها و خدمتکاران در سطح شهر آزاد شده و به سان دیگران زندگی میکردند. رئیس و مرئوس، پادشاه و مردم عادی همگی یکسان بودند. البته درستی این امر تایید نشده و شاید افسانهای بیش نباشد. ایرانیان در این شب باقی مانده میوههایی را که انبار کرده بودند به همراه خشکبار و تنقلات میخوردند و دور هم گرد هیزم افروخته مینشستند تا سپیده دم بشارت روشنایی دهد زیرا به زعم آنان در این شب تاریکی و سیاهی در اوج خود است.
جشن شب چله (:یلدا) در ایران امروز نیز با گرد هم آمدن و شب نشینی اعضای خانواده و اقوام در کنار یکدیگر برگزار میشود. شعرخوانی و داستان خوانی در امروزه همانند قدیم اجرا می شود به این صورت که خانوادهها در این شب گرد می آیند و پیرترها برای همه قصه تعریف میکنند.
آیین شب یلدا یا شب چله،خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوههای گوناگون است که همه جنبهٔ نمادی دارند و نشانهٔ برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند،این میوه ها که اغلب دانههای زیادی دارند،نوعی جادوی سرایتی محسوب میشوند که انسانها با توسل به برکت خیزی و پردانه بودن آنها،خودشان را نیز مانند آنها برکت آور می کنند و نیروی بازوی را در خویش افزایش می دهند و همچنین انار و هندوانه با رنگ سرخشان نمایندگانی از خورشید در شب به شمار می روند. در این شب هم مثل جشن تیرگان،فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است.حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و یا پُری آن، آیندهگویی میکنند.
www.Bandpay.ir/?p=1491
✅ #سایت_بندپی (رسانه تاریخ و فرهنگ بندپی)
🆔 @Bandpay
ادامه نوشته در پست بعدی 👇
صفحه 1 از 2
ایرانیان نزدیک به چند هزار سال است که شب چله (: یلدا) آخرین شب پاییز را که درازترین و تاریکترین شب در طول سال است را تا سپیده دم بیدار می مانند و در کنار یکدیگر خود را سرگرم میدارند تا اندوه غیبت خورشید و تاریکی و سردی روحیهٔ آنان را تضعیف نکند و با به روشنایی گراییدن آسمان به رخت خواب روند و بیاسایند.
در آیین کهن، بنابر یک سنت دیرینه آیین مهر شاهان ایرانی در روز اول دی ماه تاج و تخت شاهی را بر زمین میگذاشتند و با جامه ای سپید به صحرا می رفتند و بر فرشی سپید مینشستند. دربان ها و نگهبانان کاخ شاهی و همهٔ برده ها و خدمتکاران در سطح شهر آزاد شده و به سان دیگران زندگی میکردند. رئیس و مرئوس، پادشاه و مردم عادی همگی یکسان بودند. البته درستی این امر تایید نشده و شاید افسانهای بیش نباشد. ایرانیان در این شب باقی مانده میوههایی را که انبار کرده بودند به همراه خشکبار و تنقلات میخوردند و دور هم گرد هیزم افروخته مینشستند تا سپیده دم بشارت روشنایی دهد زیرا به زعم آنان در این شب تاریکی و سیاهی در اوج خود است.
جشن شب چله (:یلدا) در ایران امروز نیز با گرد هم آمدن و شب نشینی اعضای خانواده و اقوام در کنار یکدیگر برگزار میشود. شعرخوانی و داستان خوانی در امروزه همانند قدیم اجرا می شود به این صورت که خانوادهها در این شب گرد می آیند و پیرترها برای همه قصه تعریف میکنند.
آیین شب یلدا یا شب چله،خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوههای گوناگون است که همه جنبهٔ نمادی دارند و نشانهٔ برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند،این میوه ها که اغلب دانههای زیادی دارند،نوعی جادوی سرایتی محسوب میشوند که انسانها با توسل به برکت خیزی و پردانه بودن آنها،خودشان را نیز مانند آنها برکت آور می کنند و نیروی بازوی را در خویش افزایش می دهند و همچنین انار و هندوانه با رنگ سرخشان نمایندگانی از خورشید در شب به شمار می روند. در این شب هم مثل جشن تیرگان،فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است.حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و یا پُری آن، آیندهگویی میکنند.
www.Bandpay.ir/?p=1491
✅ #سایت_بندپی (رسانه تاریخ و فرهنگ بندپی)
🆔 @Bandpay
ادامه نوشته در پست بعدی 👇
👍1
Forwarded from سایت بندپی Bandpay.ir
سایت بندپی Bandpay.ir
💢 جشن شب چله یا شب یلدا ( چله شو ) در مازندران صفحه 1 از 2 ایرانیان نزدیک به چند هزار سال است که شب چله (: یلدا) آخرین شب پاییز را که درازترین و تاریکترین شب در طول سال است را تا سپیده دم بیدار می مانند و در کنار یکدیگر خود را سرگرم میدارند تا اندوه غیبت…
💢 شب یلدا یا چله شو در مازندران
صفحه 2 از 2
شب یلدا به زبان مازندرانی؛ چله شو ، شب اول زمستان است که در زندگی اهالی مازندران دارای آداب و رسوم خاصی است. در این شب، زنان خانه از صبح روز آخر پاییز خانه را برای بر پایی یک مراسم کوچک سنتی آماده می کنند و در این شب حتما برنج پخت می شود.مردم اعتقاد دارند که این شب یک شب خوب و شادی آور است و شگون ندارد که بی غذا باشند.
در این شب بنا به سنت دیرین همه افراد خانواده دور هم جمع می شوند و با خوردن هندوانه،ماست،میوه و آجیل،سرمای فصل زمستان را از خود دور می کنند.اعتقاد بر این است که با خوردن ماست یا هندوانه در شب یلدا،هرگز در زمستان سردشان نخواهد شد.آجیل و شب چره که شامل دانه هایی چون گندم و نخود برشته،تخم هندوانه و کدو،بادام،پسته،فندق،کشمش،انجیر و توت خشک است هم فراموش نمی شود البته گردو که از میوه های اصلی سر سفره است.
برخی از خانواده ها در شب چله، پس از خوردن شام،برای شب نشینی شب یلدا به خانه خویشاوندان بزرگتر و یا همچنین همسایه ها می روند.در این شب دختران دم بخت با پوشاندن صورت خود از هفت خانه چیزی می گیرند اگر کسی آنها را ندید و نشناخت حتما به آنچه نیت کرده اند،خواهند رسید.(البته این رسم امروزه کمرنگ شده است.)
در سال های نه چندان دور مردم روستاها که به بستنی یا سایر تنقلات در فصل زمستان دسترسی نداشتند از مخلوط کردن برف و شکر نوعی فالوده درست می کردند و می خوردند.خوشحال ترین افراد خانه در چله شو بچه های خانه هستند و قبل از تناول شب چره،پدر خانه یا یکی از اهالی باسواد خانه لای قرآن را می گشاید و یک صفحه از آن را قرائت می کند،برای اموات خود و اهل محل از دوست و آشنا درخواست آمرزش از درگاه خداوند می کند.در این شب، شب نشینی مفصلی برگزار می شود.
اهالی روستاهای مازندران در شادی و مراسم چله شو،حال خانواده هایی که بر اثر وقوع اتفاقی ناراحت کننده نمی توانند در این شب شادی کنند را رعایت نموده و حتی بزرگان و بستگان درجه یک،شب چله را در این خانواده ها سپری می کنند تا بتوانند التیام بخش درد و اندوه آنان باشند.در این شب طولانی سرد و برفی و در کنار بخاری های هیزمی و کرسی های گرم،بسیاری از قول و قرارهای زندگی در بین اقوام و محلی ها تبادل نظر می شود و دراین شب بیشتر شب چره ها مثل حلوا،کیک،شیرینی و گندم برشته حاصل سلیقه و هنر زنان و دختران خانه است و بنا به سلیقه زنان خانه شاخه ای از گل یا سبزه در سفره چله شو قرارداده می شود.بعضی از خانواده ها جهت مبارکی چنین شبی یک بره نوزاد (ترجیحا سفید رنگ) را جهت خیر و برکت در خانه می آورند. پیران اعتقاد دارند که در این شب زمین نفس می کشد و از این به بعد روزها بلند شده و شب ها کوتاه می گردد.
www.Bandpay.ir/?p=1491
✅ #سایت_بندپی (رسانه تاریخ و فرهنگ بندپی)
🆔 @Bandpay
صفحه 2 از 2
شب یلدا به زبان مازندرانی؛ چله شو ، شب اول زمستان است که در زندگی اهالی مازندران دارای آداب و رسوم خاصی است. در این شب، زنان خانه از صبح روز آخر پاییز خانه را برای بر پایی یک مراسم کوچک سنتی آماده می کنند و در این شب حتما برنج پخت می شود.مردم اعتقاد دارند که این شب یک شب خوب و شادی آور است و شگون ندارد که بی غذا باشند.
در این شب بنا به سنت دیرین همه افراد خانواده دور هم جمع می شوند و با خوردن هندوانه،ماست،میوه و آجیل،سرمای فصل زمستان را از خود دور می کنند.اعتقاد بر این است که با خوردن ماست یا هندوانه در شب یلدا،هرگز در زمستان سردشان نخواهد شد.آجیل و شب چره که شامل دانه هایی چون گندم و نخود برشته،تخم هندوانه و کدو،بادام،پسته،فندق،کشمش،انجیر و توت خشک است هم فراموش نمی شود البته گردو که از میوه های اصلی سر سفره است.
برخی از خانواده ها در شب چله، پس از خوردن شام،برای شب نشینی شب یلدا به خانه خویشاوندان بزرگتر و یا همچنین همسایه ها می روند.در این شب دختران دم بخت با پوشاندن صورت خود از هفت خانه چیزی می گیرند اگر کسی آنها را ندید و نشناخت حتما به آنچه نیت کرده اند،خواهند رسید.(البته این رسم امروزه کمرنگ شده است.)
در سال های نه چندان دور مردم روستاها که به بستنی یا سایر تنقلات در فصل زمستان دسترسی نداشتند از مخلوط کردن برف و شکر نوعی فالوده درست می کردند و می خوردند.خوشحال ترین افراد خانه در چله شو بچه های خانه هستند و قبل از تناول شب چره،پدر خانه یا یکی از اهالی باسواد خانه لای قرآن را می گشاید و یک صفحه از آن را قرائت می کند،برای اموات خود و اهل محل از دوست و آشنا درخواست آمرزش از درگاه خداوند می کند.در این شب، شب نشینی مفصلی برگزار می شود.
اهالی روستاهای مازندران در شادی و مراسم چله شو،حال خانواده هایی که بر اثر وقوع اتفاقی ناراحت کننده نمی توانند در این شب شادی کنند را رعایت نموده و حتی بزرگان و بستگان درجه یک،شب چله را در این خانواده ها سپری می کنند تا بتوانند التیام بخش درد و اندوه آنان باشند.در این شب طولانی سرد و برفی و در کنار بخاری های هیزمی و کرسی های گرم،بسیاری از قول و قرارهای زندگی در بین اقوام و محلی ها تبادل نظر می شود و دراین شب بیشتر شب چره ها مثل حلوا،کیک،شیرینی و گندم برشته حاصل سلیقه و هنر زنان و دختران خانه است و بنا به سلیقه زنان خانه شاخه ای از گل یا سبزه در سفره چله شو قرارداده می شود.بعضی از خانواده ها جهت مبارکی چنین شبی یک بره نوزاد (ترجیحا سفید رنگ) را جهت خیر و برکت در خانه می آورند. پیران اعتقاد دارند که در این شب زمین نفس می کشد و از این به بعد روزها بلند شده و شب ها کوتاه می گردد.
www.Bandpay.ir/?p=1491
✅ #سایت_بندپی (رسانه تاریخ و فرهنگ بندپی)
🆔 @Bandpay
❤1